سينمای ما - گلشيفته فراهاني :من‌ به‌ مهرجويي‌ نه‌ بگويم‌ يا بهمن‌ قبادي ( گزارش پشت صحنه ميم مثل مادر)
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 10:40
اخبار:      • رضا کیانیان از بازیگری گفت؛ / فرمان اول: بازیگر باید خودش را بشناسد      • مدیر عامل موسسه توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران اعلام کرد؛ / 100 هزار نفر به این جا آمده‌اند اما هنوز فعالیت‌مان آزمایشی‌ است      • هیئت‌های انتخاب سه بخش جشنواره فیلم فجر کارشان را شروع کردند      • فهرست و مشخصات فیلم‌های سینمایی تعطیلات آخر هفته، / از جود لاو تا بن کینگزلی و کریس کریستوفرسون در آخر هفته سیما      • علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین


آتش سبز


  (13 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (5 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (10 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (10 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (122 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



گلشيفته فراهاني :من‌ به‌ مهرجويي‌ نه‌ بگويم‌ يا بهمن‌ قبادي ( گزارش پشت صحنه ميم مثل مادر)
گلشيفته فراهاني :من‌ به‌ مهرجويي‌ نه‌ بگويم‌ يا بهمن‌ قبادي ( گزارش پشت صحنه ميم مثل مادر)


آن‌ قدر باران‌ مي‌بارد كه‌ فراموش‌ مي‌كني‌ ارديبهشت‌ است‌. صداي‌ بوق‌ ماشين‌ها كه‌ در ترافيك‌ مركز تهران‌ گرفتار شده‌اند سرسام‌آور است‌. اما در كوچه
پس‌ كوچه‌هاي‌ شهر، تنها صداي‌ ريزش‌ باران‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد و قدم‌هاي‌ تند عابران‌.
شايد اهالي‌ خانه‌ها هم‌ براي‌ فرار از اين‌ هياهوها، آرام‌ گرفته‌اند. در طبقه‌ دوم‌ يكي‌ از اين‌ ساختمان‌ها، رسول‌ ملاقلي‌پور پشت‌ دوربين‌ نشسته‌ تا جاي‌ بازيگرها را اصلاح‌ كند. از طبقه‌ پايين‌ صداي‌ همهمه‌ ساكنين‌ شنيده‌ مي‌شود. اما اينجا آرام‌تر از آن‌ است‌ كه‌ بشود تصور كرد. درست‌ برخلاف‌ همه‌ آن‌ چيزي‌كه‌ درباره‌ فريادها و سروصداهاي‌ رسول‌ ملاقلي‌پور در سر صحنه‌ شنيده‌ام‌. اتفاقا او آرام‌ترين‌ فرد گروه‌ است‌ كه‌ گوشه‌اي‌ نشسته‌ و بازيگران‌ را كنترل‌ مي‌كند. روبرويش‌ تختخواب‌ قهوه‌اي‌ رنگي‌ با پرده‌اي‌ سفيد قرار دارد كه‌ جلوي‌ آن‌ يك‌ صندلي‌ لهستاني‌ گذاشته‌اند.»پشت‌ تخت‌ روخالي‌ كنين‌« همه‌ به‌ اتاق‌هاي‌ اطراف‌ مي‌روند. روي‌ ديوارها عكس‌هاي‌ قديمي‌ است‌ و تابلوهاي‌ نقاشي‌ تمام‌ خانه‌را همرنگ‌ تخت‌ كرده‌اند. فضاي‌ گرفته‌اي‌ كه‌ با قصه‌ فيلم‌ كاملا مطابقت‌ دارد. گلشيفته‌ فراهاني‌ روي‌ صندلي‌ لهستاني‌ مي‌نشيند.كنارش‌ پسركي‌ عصا به‌ دست‌ ايستاده‌ و روي‌ تخت‌ شراره‌ دولت‌آبادي‌ خوابيده‌: »تمرين‌ مي‌كنيم‌.« همه‌ ساكت‌ مي‌شوند. ملاقلي‌پور ديالوگ‌هاي‌ علي‌، كودك‌ فيلم‌ را برايش‌ مي‌گويد و او در لحظه‌ همه‌ را حفظ‌ مي‌كند! تمرين‌ شروع‌ مي‌شود. دوربين‌ ديجيتال‌ كوچكي‌ تمام‌ صحنه‌ را به‌ ملاقلي‌پور نشان‌ مي‌دهد.
او قدري‌ جاي‌ بازيگران‌ را تغيير مي‌دهد. بيشتر از هرچيز به‌ واكنش‌هاي‌ فراهاني‌ و پسرك‌ توجه‌ دارد.
تنهايي‌ قهرمان‌ها
»دنيا جنگل‌داره‌. دريا داره‌، بچه‌ از همه‌ دنيا مي‌ترسه‌ .بعد يه‌ فرشته‌ مي‌آد و هلش‌ مي‌ده‌ به‌ اين‌ دنيا و تا آخر عمر، مواظبشه‌. آخ‌ كه‌ چقدر دلم‌ براي‌ پدر بزرگم‌ تنگ‌ شده‌.« كات‌!
مادربزرگ‌ )شراره‌ دولت‌آبادي‌( براي‌ علي‌ از كودكي‌ مي‌گويد. از ترس‌ها و حسرت‌ها. »علي‌، مي‌توني‌ وقتي‌ اون‌ لب‌ مي‌زنه‌، واكنش‌ نشون‌ بدي‌.« علي‌ با سربه‌ ملاقلي‌پور جواب‌ مثبت‌ مي‌دهد. اين‌ بار كلوزآپ‌ از چهره‌ اوست‌ كه‌ ويولن‌ را روي‌ زانويش‌ گذاشته‌و در آغوش‌ مادرش‌، گلشيفته‌ فراهاني‌ نشسته‌، مادري‌ كه‌ سال‌ها پيش‌ به‌ عنوان‌ امدادگر در جبهه‌شيميايي‌ شده‌ و بعدها در آستانه‌ به‌ دنيا آوردن‌ فرزندش‌، فهميده‌ كه‌ نوزاد، معلول‌ است‌. در تب‌ و تاب‌ سقط‌ و نگه‌داشتن‌ او، با همه‌ مخالفت‌ها، نوزاد را به‌ دنيا آورده‌ و در عوض‌ همسرش‌، سهيل‌ )حسين‌ ياري‌(، را از دست‌ داده‌:»لطفا ساكت‌« همه‌ ساكت‌ مي‌شوند. بعد از علي‌ نوبت‌ كلوزآپ‌ از گلشيفته‌ فراهاني‌ است‌. او بايد در برابر حرف‌هاي‌ مادربزرگ‌ و علي‌ واكنش‌ نشان‌ بدهد. چهره‌اش‌ خسته‌ است‌ و غمگين‌ و پير. مثل‌ بقيه‌ بازيگرها، گريم‌ ساده‌اي‌ دارد كه‌ خطوط‌ چهره‌ را برجسته‌تر كرده‌ تا درد مشخاتر شود. اين‌ بار او قهرمان‌ فيلم‌ ملاقلي‌پور است‌ كه‌ بر سر دو راهي‌ پذيرش‌ شرايط‌ پافشاري‌ به‌ اصولش‌ مانده‌. به‌ قول‌ فراهاني‌:»سرگشته‌ شده‌« اتفاقي‌ كه‌ براي‌ ديگر شخصيت‌هاي‌ فيلم‌ هم‌ رخ‌ داده‌. از همسايه‌اي‌ كه‌ ديوار به‌ ديوار خانه‌شان‌ زندگي‌ مي‌كند تا مادربزرگ‌ و همسر و ... گلشيفته‌ روي‌ صندلي‌ مي‌نشيند. در فضاي‌ قهوه‌اي‌ اطراف‌ و نور موضعي‌ كه‌ روي‌ چهره‌اش‌ سايه‌اي‌ انداخته‌، كسل‌ و شكسته‌ به‌ نظر مي‌رسد. »حركت‌« چهره‌اش‌ در هم‌ مي‌رود و نگاهش‌ به‌ اطراف‌ مي‌چرخد. بعد از كات‌ ملاقلي‌پور درباره‌ نورها توضيح‌ مي‌دهد كه‌ بيش‌ از اندازه‌ ديوار مرا روشن‌ كرده‌اند. گروه‌ دست‌ به‌ كار مي‌شوند تا آن‌ را اصلاح‌ كنند. شراره‌ دولت‌آبادي‌ در اتاق‌ روبرويي‌، جوري‌ نشسته‌ كه‌ صحنه‌ و بازي‌ فراهاني‌ را ببيند. مي‌گويد: »قصه‌ فيلم‌ خيلي‌ احساسي‌ است‌. در واقع‌ قصه‌ خانواده‌اي‌ در شرايط‌ ناگوار زندگي‌ است‌. نقش‌ من‌ هم‌ در همين‌ حس‌ و حال‌ طراحي‌ شده‌، اول‌ زمان‌ جنگ‌ و ميانسالي‌ او و دوم‌ پيري‌ زن‌ و زندگي‌اش‌ با دختر و نوه‌ معلولش‌.«
ملاقلي‌پور از ويزور دوربين‌ صحنه‌ را مي‌بيند و درباره‌ جاي‌ همه‌ اشيا صحبت‌ مي‌كند. دولت‌ آبادي‌ مي‌گويد:»آن‌ قدر با نكته‌سنجي‌ كار مي‌كند كه‌ باور كردني‌ نيست‌. ايرادهاي‌ دقيقي‌ مي‌گيرد كه‌ گاهي‌ كار را سخت‌ مي‌كند. اما وقتي‌ به‌ آنها توجه‌ مي‌كني‌، مي‌بيني‌ چقدر درست‌ كار شده‌ و حق‌ را به‌ او مي‌دهي‌.«صحنه‌ را يك‌ بار ديگر مي‌گيرند. تا جاي‌ دوربين‌ را تغيير دهند، ملاقلي‌پور با شاپور پورامين‌، مدير فيلمبرداري‌ صحبت‌ مي‌كند. اما او نمي‌خواهد درباره‌ فيلم‌ حرفي‌ بزند.»همه‌ موضوع‌ها را بگذاريد براي‌ وقت‌ نمايش‌.« صحنه‌ را جز به‌ جز مرور مي‌كند و درباره‌ بازيگرها، گريم‌، نور و واكنش‌ها نظر مي‌دهد. همه‌ چيز آماده‌ است‌. اما او راضي‌ نيست‌! باوسواس‌ تك‌گويي‌ مادربزرگ‌ را گوش‌ مي‌كند و تاكيد دارد ديالوگ‌ها با خستگي‌ ادا بشود.تاكيد دارد كه‌ صدا خسته‌ باشد و نفس‌ به‌ سختي‌ بالا بيايد. شاپور پورامين‌، آرام‌ در گوش‌ ملاقلي‌پور زمزمه‌ مي‌كند. در مورد نورها نظر مي‌دهد تا پشت‌ تخت‌ سايه‌اي‌ بيفتد و نيمرخ‌ مادربزرگ‌ هم‌ تاريك‌ شود. مي‌گويد از هجده‌سال‌ پيش‌ كه‌ در سينما عكاسي‌ مي‌كرده‌ با ملاقلي‌پور دوست‌ شده‌ و در فيلم‌ها با او همكاري‌ كرده‌. چند سالي‌ هم‌ در تلويزيون‌ فعاليت‌ كرده‌ و حالا:»ميم‌ مثل‌ مادر برايم‌ يك‌ بازگشت‌ است‌. دارم‌ نهايت‌ تلاشم‌ را مي‌كنم‌ كه‌ كار فوق‌العاده‌ شود.« همه‌ ساكت‌ مي‌شوند.
حس‌ و حساسيت‌
گلشيفته‌ فراهاني‌ به‌ تازگي‌ بازي‌ در فيلم‌ »نيوه‌ مانگ‌« بهمن‌ قبادي‌ را تمام‌ كرده‌ و ميم‌ مثل‌ مادر چهارمين‌ فيلم‌ او در شش‌ ماه‌ گذشته‌ است‌.
گيس‌ بريده‌، علي‌ سنتوري‌، نيوه‌ مانگ‌ و حالا اؤري‌ از رسول‌ ملاقلي‌پور، چهار فيلم‌ كه‌ فضاهاي‌ كاملا متفاوت‌ از همديگر دارند. اين‌ نقش‌ها او را خسته‌ نكرده‌*
راستش‌ از ميم‌ مثل‌ مادر خيلي‌ مي‌ترسيدم‌. احساس‌ مي‌كردم‌ خسته‌ام‌ و بريده‌ام‌. اما اين‌ ريسك‌ را پذيرفتم‌. اتفاقا خستگي‌ كمكم‌ كرد. چون‌ شخصيتم‌، فردي‌ است‌ كه‌ در بين‌ اين‌ همه‌ مشكل‌ گرفتار و خسته‌ شده‌. با اين‌ همه‌ سعي‌ مي‌كنم‌ ديگر از اين‌ كارها نكنم‌! اين‌ بدبختي‌ ما در سينماي‌ ايران‌ است‌. من‌ به‌ مهرجويي‌ نه‌ بگويم‌ يا بهمن‌ قبادي‌*!
اما »سپيده‌« ميم‌ مثل‌ مادر بيشتر از سه‌ نقش‌ ديگر انرژي‌ مي‌برد، نه‌*
خب‌، چون‌ در سه‌ دوره‌ سني‌ شخصيت‌ را بازي‌ مي‌كنم‌ هركدام‌ بازي‌ متفاوتي‌ مي‌خواهد، مسلما انرژي‌ بيشتري‌ مي‌طلبد اما آن‌ چه‌ كه‌ واقعا درگيري‌ ذهني‌ام‌ شده‌ بود، حجم‌ زياد حس‌هاي‌ مختلف‌ در شرايط‌ مختلف‌ و موقعيت‌هاي‌ متفاوت‌ بود. حس‌هايي‌ كه‌ بايد مدام‌ تغيير مي‌كرد. همين‌ كار را در نگاه‌ اول‌ سخت‌ مي‌كرد.
ملاقلي‌پور بيشتر به‌ چه‌ جنبه‌هايي‌ تاكيد مي‌كند*
بيشتر كار او خيلي‌ خاص‌ است‌. به‌ جزيي‌ترين‌ چيزهايي‌ كه‌ به‌ فكر هيچ‌كس‌ نمي‌رسد انگشت‌ مي‌گذارد و از اين‌ لحاظ‌ بي‌نظير است‌. خيالم‌ راحت‌ است‌ كه‌ به‌ آساني‌ راضي‌ نمي‌شود و آن‌ قدر تمرين‌ مي‌كند تا آن‌ چه‌ كه‌ مي‌خواهد اتفاق‌ بيفتد.
كاركردن‌ با او سخت‌ نيست‌*
نه‌، وقتي‌ به‌ تو اعتماد كند فوق‌العاده‌ است‌. اوايل‌ احساس‌ مي‌كردم‌ كه‌ در روخواني‌ها به‌ من‌ اعتماد ندارد و حتي‌ بعضي‌ وقت‌ها مرا نمي‌فهمد. اما الان‌ احساس‌ مي‌كنم‌ به‌ حس‌ اعتماد رسيده‌ايم‌.
انتخاب‌ بازيگر نقش‌ كودك‌ فيلم‌ هم‌ موضوع‌ جالبي‌ دارد. وقتي‌ شروع‌ مي‌شود كه‌ رسول‌ ملاقلي‌پور براي‌ سفري‌ به‌ ايلام‌ مي‌رود. در استخري‌ علي‌ شادمان‌ و پدرش‌ را مي‌بيند. علي‌، مي‌تواند بيست‌ ؤانيه‌ زير آب‌ بدون‌ تنفس‌ بماند. حاضر جوابي‌ او هم‌ دليل‌ ديگري‌ مي‌شود كه‌ ملاقلي‌پور او را انتخاب‌ كند. بعد از دو ماه‌ او را خبر مي‌كند كه‌ براي‌ بازي‌ به‌ تهران‌ بيايد:»توي‌ اين‌ مدت‌هم‌ برايم‌ معلم‌ خصوصي‌ گرفته‌اند تا از درس‌ عقب‌ نمانم‌.«
فيلمنامه‌ را كامل‌ خواندي‌*
تقريبا، اما صحنه‌ را آقاي‌ ملاقلي‌پور توضيح‌ مي‌دهد و ديالوگ‌ها را مي‌گويد و من‌ در همان‌ جا حفظ‌ مي‌كنم‌ و آن‌ كار را انجام‌ مي‌دهم‌. معمولا آن‌ قدر با من‌ تمرين‌ مي‌كند تا خوب‌ كار كنم‌.
كابوس‌هاي‌ يك‌ مرد خسته‌
عوامل‌، مدام‌ از فيلمبرداري‌ يك‌ صحنه‌ سخت‌ صحبت‌ مي‌كنندأ فيلمبرداري‌ يك‌ كابوس‌. بخش‌ ؤابتي‌ از فيلم‌هاي‌ ملاقلي‌پور كه‌ گاهي‌ مثل‌ قارچ‌ سمي‌ بر تمام‌ فيلم‌ سايه‌ مي‌اندازد و گاهي‌ هم‌ تك‌ سكانسي‌ در فيلم‌ مي‌شود، اين‌ بار هم‌ سكانسي‌ از فيلم‌ است‌ كه‌ در زندان‌ مي‌گذرد. »امشب‌، آخرين‌ پلان‌هاي‌ اين‌ لوكيشن‌ را مي‌گيريم‌. از يكي‌ دو روز آينده‌كارمان‌ را روي‌ آن‌ صحنه‌ شروع‌ مي‌كنيم‌.« اين‌ سكانس‌ها معمولا دنياي‌ ذهني‌ ملاقلي‌پور را نشان‌ مي‌دهند. آن‌ قدر كه‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از حرف‌هايش‌ در اين‌ صحنه‌ها متبلور مي‌شود. اما ملاقلي‌پور در اين‌ باره‌ هم‌ حرف‌ نمي‌زند. خسته‌ است‌ روي‌ تختي‌ در اتاقي‌ دراز كشيده‌ و فكر مي‌كند عوامل‌ هم‌ كم‌ كم‌ آماده‌ مي‌شوند كه‌ بروند.
آرامش‌ در حضور ديگران‌
هنوز باران‌ مي‌بارد. اما اين‌ بار همه‌ جا آرام‌ است‌. وقتي‌ از ساختمان‌ بيرون‌ مي‌آيم‌، باد سردي‌ به‌ تنم‌ مي‌خورد. انگار نه‌ انگار كه‌ ماه‌ دوم‌ بهار است‌. همه‌ جا ساكت‌ است‌ و فقط‌ صداي‌ ريزش‌ باران‌ شنيده‌ مي‌شود. ديگر هيچ‌ ماشيني‌ در خيابان‌ها نيست‌.


منبع خبر : روزنا
یكشنبه,31 اردیبهشت 1385 - 14:23:58

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


سه‌شنبه 19 دي 1385 - 18:7

موفق باشيى

یلدا
سه‌شنبه 8 اسفند 1385 - 20:53

خیلی بی خود بود اه حالم بد شد.

nima
شنبه 4 فروردين 1386 - 13:39
tashakor

kheyli khob bod

سيما
دوشنبه 27 فروردين 1386 - 22:43
تشگر

سلام خسته نباشد خيلي عالي بود

من عاشق گلشيفته فراهاني هستم همين


يکشنبه 20 خرداد 1386 - 20:30

دوست دارم با گلشيفته حرف بزنم

الميرا
جمعه 1 تير 1386 - 18:20

((خيلي عالي بود ))

((به نظر من گلشيفته بهترين و خوشكلترين بازيگر زن دنياست))

حسين
جمعه 23 شهريور 1386 - 17:49

سلام خوبيد ارزوم اينه كه گلشيفته جون به موفقيت برسه من خيلي دوستشون دارم دوست دارم بيبينمش

موفق باشي گلشيفته جون


پنجشنبه 29 شهريور 1386 - 11:10

خانم فراهاني بي نظيره

يه جا ميشه دختره 17 ساله(گيس بريده) يه جا ميشه مادر 34 ساله (ميم مثل مادر)

پيمان آس و پاس
سه‌شنبه 3 مهر 1386 - 0:17

سلام خوبيد

گلشيفته خانم من خيلي دوستتون دارم اگه ميشه مي خوام باهاتون صحبت كنم

بازيتون عاليه حرف نداره

بهترين ها را از خداوند منان برايتان خواستارم

موفق و پيروز باشيد

غ-م
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 10:29

salam

kheily ba haalid


شنبه 17 آذر 1386 - 1:34

من عاشق خانواده فراهاني هستم

داود سياقي
چهارشنبه 21 آذر 1386 - 2:5

خانم فراهاني در ميم متل مادر

بهترين جهره يك مادر را نما يان

كرد باهمه ي الطاف ومهرباني

كه در ذاتش هست

اميدوارم روزي از نزديك ببينمتان_


چهارشنبه 28 آذر 1386 - 14:19

من گلشیفته را خیلی دوست دارم چون فوق العاده بازی میکند

مجید آذز
چهارشنبه 28 آذر 1386 - 14:24

من عاشق گلسیفته هستم چون فوق العاده بازی می کند


دوشنبه 29 بهمن 1386 - 21:39

سلام


شنبه 10 فروردين 1387 - 12:43

سلام

به جرات مي گم بهترين بازيگر زن ايران در اين هفت هشت سال اخير شماييد

داود سياقي
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 21:20

گلشيفته خانم خسته نباشين و واقعا دستتون درد نكنه براي شيوه بازيي كه در جلوي دوربين ايفاي نقش ميكنين . هيچ حسي وجود ندارد كه ابراز كند گلشيفته جلوي دوربين است.

داود سياقي
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 21:32

گلشيفته خانم خسته نباشين و واقعا هم دستتون درد نكنه براي شيوه بازيي كه با آن جلوي دوربين ايفاي نقش ميكنين.هيچ حسي نيست كه ابراز كنه گلشيفته جلوي دوربين است.

مجتبی
پنجشنبه 10 مرداد 1387 - 18:59

گلی هستی که آدم ها رو شیفته خودت می کنی

آرش
شنبه 9 شهريور 1387 - 13:51

بازیت دیونم می کنه بویژه بازی نیوه ی مانگ.

هر روز یه فیلمتو نگاه می کنم.

پیروز باشی

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.377725124359 seconds.