سينمای ما - گفت‌وگو با تهمينه ميلاني درباره «آتش‌بس»
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 1:51
اخبار:      • رضا کیانیان از بازیگری گفت؛ / فرمان اول: بازیگر باید خودش را بشناسد      • مدیر عامل موسسه توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران اعلام کرد؛ / 100 هزار نفر به این جا آمده‌اند اما هنوز فعالیت‌مان آزمایشی‌ است      • هیئت‌های انتخاب سه بخش جشنواره فیلم فجر کارشان را شروع کردند      • فهرست و مشخصات فیلم‌های سینمایی تعطیلات آخر هفته، / از جود لاو تا بن کینگزلی و کریس کریستوفرسون در آخر هفته سیما      • علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر


آتش سبز


  (11 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (4 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (7 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (8 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (121 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



گفت‌وگو با تهمينه ميلاني درباره «آتش‌بس»
گفت‌وگو با تهمينه ميلاني درباره «آتش‌بس»


تا چند ساعت ديگر عازم سفر است. اين گفتگو در فضايي كه تهمينه ميلاني مي دود و چمدان مي بندد و ريزه كاري هاي سفرش را جفت و جور مي كند اتفاق افتاده است. بهانه گفت و گوي ما با او فيلم آتش بس آخرين ساخته اين كارگردان است.

* بعد از ديگه چه خبر يعني از سال 70 به بعد فيلم طنز نساخته ايد. چه شد كه ناگهان نگاه جدي فمينيستي و كمي تلخ تبديل شد به يك نگاه شوخ طبع با يك فيلم طنز؟
- اول اينكه فيلمهاي بعدي من همانند دو زن، نيمه پنهان، واكنش پنجم و زن زيادي تلخ نيستند، بلكه جدي هستند، چرا كه من هميشه اميد را در فيلمهايم حفظ مي كنم و هر يك از اين فيلمها را هم مرور كنيد رگه هايي از طنز را در آنها مي بينيد، به ويژه در واكنش پنجم كه رابطه حاج صفدر و عروسش به يك بازي موش و گربه شبيه است هرچند كه موضوع فيلم بسيار جدي و مربوط به حضانت فرزند بعد از مرگ پدر است همچنين در فيلم زن زيادي. ولي علت اينكه در فيلم نهم من مجدداً به طنز رو كرده ام، دليلش موضوع آن است. من ابتدا به موضوع كودك درون علاقه مند شدم و بعد براي آن قالب تعيين كردم. چرا كه فكر مي كنم اين قالب براي بيان اينكه ما اغلب فرمان زندگيمان را به دست يك كودك كوچك رشد نيافته داده ايم قالب درستي است.
* گفتيد موش و گربه ياد سايه (مهناز افشار) و يوسف (محمدرضا گلزار) در فيلم جديدتان آتش بس افتادم. چرا تام و جري؟
- معمولا كارتونهاي معروفي چون تام وجري از روانشناسي درست و دقيقي برخوردارند. رابطه اين دو موجود يعني يك گربه و موش به نظر من بسيار شبيه روابط زن و شوهرهاي امروزي بود، هم همديگر را دوست دارند و اساسا تام بدون جري و جري بدون تام معني ندارد و هم از صبح تا شب مشغول توطئه و تفريح با همديگرند و به قول بچه هاي امروز رو كم كني! قبول كنيد اين قالب براي نشان دادن زندگي سايه و يوسف بسيار مناسب بود.
* كدام يك تام است كدام يك جري!
- فرقي نمي كند جاي آنها لحظه به لحظه در قصه فيلم عوض مي شود ولي در مجموع سايه را جري ديدم و يوسف را تام. تام در كارتون تام و جري ساده تر و بچه تر از جري است.
* قبلا كه قرار بود آقاي پرستويي و خانم تهراني بازي كنند هم فيلمنامه به اين شكل بود؟
- صحبت بازي اين دو بازيگر تنها در حد حرف بود و فيلمنامه هم آن وقت شكل ديگري داشت و كمي متفاوت تر از اين فيلمنامه بود، بويژه سن اين زوج كمي بيشتر بود و مسائلشان و درگيري و كلا شوخي هاي فيلم شكل ديگري داشت، اما با كمي مطالعه بيشتر بر روي زوج ها متوجه شدم كه اگر سن اين زوج كمي پايين بيايد بنا به خصلت هاي فرهنگي جوانان جامعه مسئله كودك درون نمود بيشتري خواهدداشت. خانم تهراني اصلا موضوع فيلمنامه را هم نمي دانست. و من فقط روي ايشان فكر كردم ولي وقتي ساخت فيلم جدي شد ميان جوانان حائز شرايط ايفاي اين نقش ها به خانم افشار و آقاي گلزار رسيديم.
* منظور شما از سكانس آخر فيلم چي بود؟ آيا اين يك جور شوخي با مخاطب است؟
- به نوعي بله، بعد از همه حرف و حديثهاي گفته شده در فيلم به اين نتيجه رسيدم كه بايد به تماشاچي بگوييم كه به اين راحتي نمي شود كودك درون را شناخت مثلا در ده روز! اين سكانس پايان بسيار خوبي بود كه هم لج و لجبازي اين زوج يعني تو تو من من نشان داده شود و هم پايان خوبي براي فيلم بود يعني داستان ادامه دارد.
* به نظر مي رسد در اين سكانس خنده خانم افشار و آقاي گلزار حقيقي است؟
- بله همينطوره وقتي اين سكانس را تمرين مي كرديم مهناز افشار خيلي مي خنديد، به همين دليل من از هر دوي آنها خواهش كردم حتي اگر در اين 3 دقيقه خنده شان گرفت تا من كات ندادم به بازي خودشان ادامه دهند و حتي بخندند، چون به موضوع كمك زيادي مي كرد... اين پلان فقط يك بار گرفته شد و من از نتيجه آن آنقدر راضي بودم كه تكرار هم نكردم.
* گاهي به نظر مي رسد كه فيلم جنبه آموزشي دارد و از ريتم مي افتد آيا اين مسئله را قبول داريد.
- جنبه آموزشي را قبول دارم، چون هدف من همين بود و به اين نتيجه رسيدم كه در بخشي از فيلم بايد با تماشاچي مستقيم برخورد شود ولي قبول ندارم كه از ريتم مي افتد، در اين مورد دقت كافي شده است.
* بخش دعواي اين زن و شوهر خيلي به زندگي امروزي نزديك است، حس اين دعوا را چطور بوجود آورديد؟
- با تمركز روي فيلمنامه و بعد از آن با تمرين بالاي بازيگران اصلي كه خيلي خوب شخصيت خود را در فيلم درك كرده بودند و با استفاده از بازوهايي كه مدير فيلمبرداري آقاي زرين دست ساخته بودند، كل آن دعوا 3 كات بيشتر ندارد ولي چند دقيقه است، اين نوع دكوپاژ و فيلمبرداري باعث مي شد تا بازيگران بتوانند وسط حرف هم بروند و يا حتي حرف مقابل را گوش ندهند و... كليه اين مسائل به باورپذيري آن صحنه كمك كرد...
* زمين خوردن آقاي گلزار چطور؟
- يكي از اهداف من براي ساخت اين فيلم آن بود كه به زوجها بگويم گاهي يك لج و لجبازي كودكانه در زندگي مي تواند به يك تراژدي يا فاجعه ختم شود به همين دليل سكانس پرتاب كادو از پنجره را گذاشته بودم كه به سر مردم و عابري بخورد و او را مجروح كند و وقتي ادامه سكانس را مي گرفتيم هنگام يورش يوسف و سايه آقاي گلزار واقعا زمين خورد، و آنقدر اين زمين خوردن در خدمت فيلم بود كه من دكوپاژم را براساس زمين خوردن ايشان تغيير دادم. به هر حال اين زمين خوردن يك زمين خوردن واقعي بود كه مي توانست به يك فاجعه ختم شود...
* فاجعه اي كه به نفع فيلم باشد!
- بله چون فاجعه نبود و حال آقاي گلزار خوب خوب بود و بعد از اطمينان از اينكه حال ايشان خوب است ما فيلمبرداري را ادامه داديم....
* برخي از تماشاگران مي گويند، خدا رو شكر اين فيلم فمنيستي نيست ولي برخي ديگر مي گويند كفه ترازوي دعواها به نفع زن قصه است، يعني باز زن است كه محق است...
- فكر مي كنم در فيلم اين مسئله صراحتاً از طرف دكتر روانشناس (آتيلا پسياني) گفته مي شود كه مردها به دليل چند سال مرد سالاري نمي توانند يك شبه عوض شوند... فيلم در واقع به عقايد قبلي من وفادار است، يعني كودك درون هر دو نفر فعال است و در عين حال مسئله فرهنگي بين زن و مرد وجود دارد و در واقع باز هم مرد است كه بدليل قدرتي كه از سنت و قوانين مي گيرد فرا دست است و از زن نقش فرو دست و به قول خودش زن مطيع مي خواهد كه مطابق خواسته او لباس بپوشد... با همكاران مردش معاشرت نكند و...
* بعضي از آقاياني كه فيلم شما را ديده اند مي گويند مردهاي فيلم باز هم بد هستند، چرا؟!
- شما چي؟ شما هم همينطور فكر مي كنيد.
* نه. ولي از من خواستند اين سؤال را بپرسم...
- نه مردهاي فيلم بد نيستند، دكتر كه نقش مشاور دانا را دارد و به هيچ كدام حق نمي دهد فقط شرايط را درك مي كند... بقيه مردها مثل پدر يوسف، احمد و خود يوسف خب قابل انتقادند... نه؟
* قابل انتقاد كه هستند بگذريم، ... داراب يا بقولي دل آرام چي؟ او از كجا آمد توي قصه و چطور شد احمد مهرانفر را براي ايفاي اين نقش انتخاب كرديد؟
- احمد مهرانفر را در تئاتر فنز ديدم و خيلي بازي ايشان را پسنديدم و حيفم آمد سينما از اين بازيگر محروم بماند و اما شخصيت داراب يا دل آرام. براي اينكه روحيه مهاجم يوسف را نشان بدهم كه حوصله نشستن در مطب دكتر را ندارد و فكر مي كند مي تواند با پول همه چيز را بخرد احتياج به شخصي داشتم كه هنگام رجوع يوسف به دفتر دكتر آنجا باشد، با چند مشاور در اين مورد صحبت كردم كه بيشترين مراجعين آنها چه كساني هستند و به اين نتيجه رسيدم كه از ميان اين مراجعين دوجنسي ها بهترين انتخاب هستند، چرا كه هم هر دو وجه مرد و زن (يعني يوسف و سايه) را در خود دارند و هم انسانهاي بيگناهي هستند كه به دليل عدم شناخت جامعه برخورد نادرستي با ايشان مي شود، شايد به نوعي جامعه را با اين شخصيت تست زدم... چه بسا موضوع يكي از فيلمهاي من اين شخصيت باشد.
* فكر مي كنيد تماشاچي از آتش بس، آن دريافتي را كه ميل شما بود دارد؟
- خوشبختانه بله... هر كسي به اندازه ذوق و توان خود... عده اي مي خندند عده اي با شخصيتها همذات پنداري مي كنند و عده اي به اين نتيجه رسيده اند كه در اين فيلم چه خوب نقش مشاور جا افتاده است كه حضور آن در يك زندگي مدرن و امروزي بسيار ضروري است.
* عده اي مي گويند تهمينه ميلاني با اين فيلم به ادعاهاي فمنيستي خود آتش بس داده است؟
- شما كه چند دقيقه پيش چيز ديگري مي گفتيد، مي گفتيد همكاران مرد شما مي گويند...
* مي دانم.... ولي عده اي ديگر نظر ديگري دارند.
- هميشه اين عده ها وجود دارند.... من راه خودم را مي روم و تا روزي كه زنده ام كمك خواهم كرد تا چشم جامعه به روي واقعيات باز شود، به ويژه در مورد احقاق حقوق زنان تلاش خواهم كرد.
* خانم ميلاني خود شما هم مشكلات زناني را كه در فيلمهايتان نشان مي دهيد، داريد؟
- در خانه و خانواده نه... چون من نقش خودم را در مرحله گذار اجتماعي پذيرفته ام... يعني هم وظيفه سنتي مادر و همسر بودن را و هم سختي فعاليت اجتماعي را... من، دخترم و همسرم را در اولويت قرار داده ام و به همين دليل با تعادل و حال خوب فيلم مي سازم... و البته همسر بسيار دانايي دارم كه با من هم فكر است و با من در جهت ارائه كارهاي هنري همكاري مي كند، اما مشكلات من در جامعه فرقي با زنان ديگر ندارد. خب من هم يك زنم در جامعه اي كه هنوز عده اي آن را جنس دوم مي دانند.
* تهمينه ميلاني اين روزها چه مي كند.
- چند ساعت ديگر به آنكارا مي روم تا در مراسم بزرگداشتي كه در فستيوال بين المللي جاروي پرنده براي من گرفته اند شركت كنم. بعد برمي گردم تا بعد از امتحان ثلث سوم دخترم مونتاژ فيلم كوتاهي را كه در مورد دروغگويي بچه ها براي يونيسف ساخته ام تمام كنم و بعد بايد براي اكران فيلم به امريكا و كانادا بروم و بعد و بعد و بعد...



منبع خبر : ليلي نيكونظر - همشهري
دوشنبه,1 خرداد 1385 - 14:6:24

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

طاها
سه‌شنبه 2 آبان 1385 - 12:52
نظر

خیلی عالی بود فقط سانسور زیادی داشت.


چهارشنبه 29 آذر 1385 - 14:55

خيلي خوب بود


شنبه 9 شهريور 1387 - 14:57

نویسنده هستم در زمینه طنز کار می کنم می خواستم با راهنمایی شما اقای رضا عطاران یا خانم تهمینه میلانی رو برای کارگردانی فیلم نامه من رو به اونا معرفی کنی

ادرس ایمیل

سعید
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 5:3

سلام

منو ببخشید که باعث زحمت میشم ولی مسئله خیلی مهمی است که باید با خانم تهمینه میلانی در میان بگذارم ولی متاسفانه نتوانستم ادرسی از ایشان پیدا کنم اگر ممکن است ایمیل آدرس ایشان را به من بدهید یا اینکه ایمیل مرا برای ایشان بفرستید خیلی از لطف شما ممنونم

مينا حاجي حسن آقا
چهارشنبه 6 آذر 1387 - 9:54

با سلام

خواهشمند است آدرس ايميل خانم تهمينه ميلاني و پوران درخشنده وآقاي ايرج قادري و سيروس مقدم را براي اينجانب ارسال نموده تا بتوانم متن داستاني خود را براي آنها ارسال تمايم.

با تشكــر

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.411806821823 seconds.