از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • Live Content
  • 2012-02-10 23:25:20
    0 0
  • فیلم «صداي تيره» ساخته بهروز افخمي (از کشور كانادا) فردا 22 بهمن در سالن 2 برج میلاد نمایش خواهد داشت
  • 2012-02-10 23:25:01
    0 1
  • نزديك به دوبرابر ظرفيت سالن اصلي برج ميلاد براي تماشاي فيلم " قلاده هاي طلا" ساخته ابوالقاسم طالبي به برج ميلاد آمده اند
  • 2012-02-10 00:53:45
    0 37
  • … با توجه به ازدحام سالن ميلاد، فيلم " قلاده هاي طلا" با تاخيري نيم ساعته در ساعت يك بامداد روي پرده رفت
  • 2012-02-10 00:53:09
    0 13
  • شكل اداره جلسه و مديريت فضاي نشست رسانه باعث جنجال و ناتمام ماندن نشست " بيداري" شد
  • 2012-02-09 21:00:41
    0 8
  • مازيار فكري ارشاد در واكنش به اظهارات تند تهيه كننده "بيداري" سالن و تريبون را ترك كرد
  • 2012-02-09 20:50:37
    0 6
  • فضاي انتقادي شديد سينماي رسانه نسبت به فيلم "بيداري" ساخته فرزاد موتمن و نقدهاي صريح و منفي منتقد مهمان - مازيار فكري ارشاد - باعث واكنش تند و شديد سعيد حاجي ميري شد
  • 2012-02-09 20:48:14
    0 4
  • گفتگوي زنده چالشي جواد شمقدري و محمدرضا شهيدي فر در برنامه زنده پارك ملت شبكه1
  • 2012-02-09 01:27:17
    0 36
  • "برف روي كاجها" ساخته پيمان معادي، "بوسيدن روي ماه" ساخته همايون اسعديان، "نارنجي پوش" ساخته داريوش مهرجويي سه فيلم اول تا سوم بخش آراي مردمي جشنواره تا اين لحظه اعلام شدند
  • 2012-02-09 00:08:53
    0 25
  • نمايش فيلم "محرمانه تهران" ساخته مهدي فيوضي به دليل اشكال صدا و اعتراض كارگردان در سالن ميلاد نيمه كاره ماند و به سانس ديگري موكول شد
  • 2012-02-08 23:15:21
    0 4
  • فيلم مستند بلند «مهرجويي كارنامه چهل ساله» به كارگرداني «ماني حقيقي» امروز ساعت 14:30 در سالن ويژه برج ميلاد نمايش داده مي شود
  • 2012-02-08 14:50:19
    0 16
  • پيمان معادي در نشست رسانه اي "برف روي كاجها" درباره تاثيرپذيري از اصغر فرهادي گفت: از فرهادي ياد گرفتم كه بايد حرفي براي گفتن داشت و اين حرف را به زبان سينما زد
  • 2012-02-08 13:08:21
    1 34
    حامد :
    دوست دارم
    2012-02-09 16:23:04
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    Top Site Banner
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «تلفن آقای رئیس جمهور»

  • Fajr Pics
    News
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرحاشیه «بوسیدن روی ماه»
    تشکر اسعدیان از دبیر جشنواره و حمایت از نماینده اسکار و خانه سینما
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «زندگی خصوصی» ساخته حسین فرحبخش
    فیلمنامه نویس: به شباهت داستان با نمونه‌های شاخصی مانند «شوکران» آگاه بودم/ کارگردان: فیلم من هیچ ربطی به «شوکران» ندارد
  •  
  • مژده به کاربران سایت سینمای ما: با شرکت در مسابقه «پرانتز باز» و «سینمای ما» مهمان سینمای رسانه در برج میلاد شوید؛
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «ضدگلوله» ساخته مصطفی کیایی
    کارگردان «ضد گلوله» شباهت فیلمش به «لیلی با من است» و سه گانه «اخراجی‌ها» را رد کرد
  •  
  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خداحافظی» با حضور رضا صادقی
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «خرس» ساخته خسرو معصومی
    نشست رسانه ای «خرس» هم بدون بازیگر برگزار شد: کارگردان «خرس» مدعی شد که بهترین فیلمنامه و کارگردانی من است
  •  
  • گزارش تصویری سعید عبداللهی از نشست رسانه ای فیلم «من و زیبا»
    نشست های پرسش و پاسخ بدون حضور بازیگران و ستارگان برگزار می شود
  •  
  • گزارش تصویری اختصاصی سعید عبداللهی از نشست پرسش و پاسخ «میگرن»
    اگر فیلمساز اول نبودم، فیلمم 15 دقیقه اصلاحیه نمی خورد
  •  
  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»
  •  
  • دومین نشست کانون فیلم "هشت و نیم" یکشنبه 16 بهمن با حضور امیر پوریا
    برنده گلدن گلوب امسال بازیگر نقش اول مرد در "هشت و نیم" نقد می شود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1
  •  
  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «تلفن آقای رئیس جمهور»
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 52372
    بازديد ديروز: 802247
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1078115
    بیشترین بازدید در روز ‌پنجشنبه 6 بهمن 1390 : 1035278
    مجموع بازديدها: 360592588

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      گفت و گوی مریلا زارعی و رضا عطاران با «سینمای ما»
      گفتگوی صابر ابر با سایت «سینمای ما»
      گفت و گوی مهناز افشار و صابر ابر با «سینمای ما»
      صحنه هایی از فیلم «خوابم میاد» (رضا عطاران)
      گفتگوی مهناز افشار با سایت «سینمای ما»

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای  را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای  را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه» را اینجا ببینید ...    
     
    سینمای ما-  نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خوابم می آد» با حضور رضا عطاران (کارگردان)، مریلا زارعی (بازیگر)، هومن بهمنش (مدیر فیلمبرداری)، نیما حسنی نسب (منتقد) و با اجرای محمود گبرلو در سالن کنفرانس سعدی مرکز همایش ها برگزار شد. در ابتدای نشست رضا عطاران درباره چگونگی ساخت اولین فیلم خود گفت: ابتدا باید از این وضعیت مریض گونه خودم عذرخواهی کنم. من در گوشه ای از سالن به دلیل مریضی خوابم برد. بالاخره زمانی باید فیلم سینمایی ام را می ساختم، پس از تجربیات متعددی که در زمینه تلویزیون داشتم این تجربه باید انجام می شد. سال گذشته فیلمنامه ای از نعمت الله و همسرش...
     
    سینمای ما - فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
     
    سینمای ما-  نمایش و دانلود نشست فیلم «برف روی کاجها»
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «آزمایشگاه» ساخته حمید امجد امشب 19 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
     
    + تا ساعاتی دیگر: فیلم گفتگو اختصاصی دو نفره رضا عطاران و مریلا زارعی در سایت «سینمای ما»

    سینمای ما -
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
     
     
    + صحنه هایی از فیلم «خوابم میاد» و بازی اکبرعبدی در نقش مادر رضا عطاران را اینجا ببینید
    سینمای ما -
    فیلم سینمایی خوابم میاد امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی برف روی کاجها امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی ملکه دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
     
    + تا ساعتی دیگر: فیلم گفت و گوی اختصاصی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر در «سایت سینمای ما»

    سینمای ما - مهناز افشارامسال با سه فیلم «یک عاشقانه ساده» «پل چوبی» «برف روی کاجها» در جشنواره حضور موفقی را تجربه میکند. بازی شاخص و تاثیرگذار او در این فیلم ها و خصوصا بازی فوق العاده اش در برف روی کاجها توجه منتقدان و تماشاگران سینما را جلب کرده است .
     
    + قسمت هایی از فیلم «برف روی کاج ها» را اینجا ببینید

    سینمای ما - بهمن بابازاده:  
    «کاراک‌تر دار بودن». این یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های زانیار خسروی است. خواننده و موزیسینی که هر چند هنوز بصورت رسمی وارد بازار موسیقی کشور نشده ولی طرفداران فراوانی دارد و بسیاری برای انتشار آلبوم این خواننده لحظه شماری می‌کنند. اما خبر بازی و نقش آفرینی او در اولین فیلم پیمان معادی به عنوان بازیگر به اندازه کافی هیجان انگیز بود که سراغش را بگیریم و از تجربه‌هایش در این حضور با او گپ بزنیم....
     
    سینمای ما- «پراتنز باز» نام برنامه سینمایی ویژه جشنواره فیلم فجر در رادیو نمایش است که هر شب به مدت  یک ساعت از ساعت 19 الی 20 پخش می شود. سردبیری این برنامه به عهده مارال دوستی است و اجرای ویژه برنامه های جشنواره فجر را منصور ضابطیان بر عهده دارد. برای اولین بار در تاریخ رسانه های مجازی، سایت سینمای ما و برنامه پرانتز باز در پخش اطلاع رسانی و تعامل با مخاطب همکاری می کنند.
     
    سینمای ما -  گروه «دنگ شو» با فیلم ضد گلوله به کارگردانی مصطفی کیایی و نقش آفرینی مهدی هاشمی در سی‌امین جشنواره موسیقی فجر حضور دارد. صمد طالقانی سرپرست گروه در مورد حضور این گروه در جشنواره فیلم فجر به سایت سینمای ما گفت: «این اولین سالی است که با دنگ شو به عنوان سازنده موسیقی فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا می‌کند و این حضور برای اعضای گروه بسیار شیرین است.»
     
    + قسمت های از بخش نشست خبری فیلم من همسرش هستم را در اینجا تماشا و دانلود کنید

    سینمای ما - فیلم سینمایی من همسرش هستم امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی یکی میخواد باهات حرف بزنه دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را ازز نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (12 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (117 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (80 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (12 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (87 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (16 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (395 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    مطلقاً راه ديگرى نيست؛ مطلقاً ( بخش اول گفت وگو با ايرج كريمى، سازنده و نويسنده باغ هاى كندلوس)
    مطلقاً راه ديگرى نيست؛ مطلقاً ( بخش اول گفت وگو با ايرج كريمى، سازنده و نويسنده باغ هاى كندلوس)


    ايرج كريمى از آنهايى است كه چه به عنوان فيلمساز او را بشناسى و بعد تازه نوشته هاى نظرى يا نقدهايش را بخوانى (كه البته در اين صورت، سينمادوست پرت و بدشانسى هستى كه قبلاً مطالبش را نخوانده اى) و چه اگر اول در جايگاه منتقدى با نگاهى كلى نگر و چارچوب شناسانه با او آشنا باشى و بعد از طريق فيلم يا مصاحبه اى، با شخصيت سينماگرش مواجه شوى، هيچ گونه دوگانگى يا تفاوت سطح به چشمت نمى آيد. همه مان مى دانيم كه هميشه اين طور نيست و باز بهتر مى دانيم كه اين كاركردن برمبناى علايق و دغدغه ها و در همان سطح و عمق و ظرافتى كه در نگاه منتقدانه ات جارى است، دردسرهايى دارد انبوه و چندجانبه و كريمى در «باغ هاى كندلوس» كه بعد از چندين فيلم بلند تلويزيونى و ويدئويى، سومين فيلم سينمايى اش و به چشم من كامل ترين آنهاست، از اكران ديرهنگام و جمع و جور تا مميزى در يكى دو صحنه كه اتفاقاً بار و بعد معنوى هم داشته اند، همه جورش را كشيده. اما به قول على (مسعود كرامتى) كه خود كريمى از نگاهى او را آدم اصلى فيلمش مى داند، «وقتى آدم يه چيزايى رو فهميد كه ديگه نمى تونه نفهمه ». دنيا همين است و مطلقاً جز سماجت و تلاش هاى چندباره و دردسرهاى چندين باره، مطلقاً راه ديگرى نيست؛ مطلقاً.

    •مى خواهم بحث را از اين جا شروع كنم كه به نظرم شروع فيلم شما ممكن است تماشاگر را در درك روايت به اشتباه بيندازد. در اولين دقايق «باغ هاى كندلوس» اتفاقى مى افتد كه چه از فيلمنامه بيايد و چه از تدوين، به هر حال باعث يك نوع دوگانگى در برداشت تماشاگرها مى شود: وقتى اول تصادف شبانه را مى بينيم و بعد خراب شدن و خاموش شدن ماشين را روى آن تپه و در صبح، بعضى تماشاگران حس مى كنند اين صبح بعد از همان تصادف است و اواخر فيلم را كه مى بينند، اين فكر به وجود مى آيد كه همه فيلم و به خصوص مسير اتفاقات زمان حال در همان چند دقيقه دم مرگ در ذهن و خيال سه مرد يا مثلاً على (مسعود كرامتى) گذشته. بعضى ها هم اواخر فيلم و ديدن على در بيمارستان را متصل به تصادف صحنه اول مى دانند و بقيه فيلم را مربوط به قبل از تصادف. اين دو برداشت مختلف را در جشنواره فجر دو سال پيش، حتى بين منتقدان هم مى ديدم.
    درست است، ولى من در اين قضيه هيچ جور به اشتباه افتادن نمى بينم. اصلاً اين را دوست داشتم كه تماشاگر در برداشتش آزاد باشد. چيزى كه كلاً به نظرم در سينما خيلى اهميت دارد و حتماً در اين گفت وگو چند بار بهش خواهيم رسيد، اين است كه هر چيزى در فيلم، اعم از يك شىء يا يك رويداد يا يك جريان روايتى، اول بايد واقعيت داشته باشد و در دل داستان جا بيفتد و بعد، اگر قرار است معنا و نماد و اينها در كار باشد، به برداشت هايى در تماشاگر منجر شود. طبيعتاً وقتى توى فيلم مى بينيم كه جاده آن قدر سوت و كور است (و ما كلى مصيبت داشتيم كه عبور ماشين سعيد (احسان امانى) را اين جورى بگيريم، چون آنجا دارد جاده سازى مى شود و همه اش پر از ماشين هاى سنگين است)، خود اين خلوتى جاده به هر حال نشان مى دهد كه اين سفر تا حدى ذهنى يا نمادين است. ولى در عين حال من مى خواستم وجه اول برجسته باشد، يعنى به عنوان يك امر واقعى هم در فيلم ديده بشود. درباره تصادف اول، چيزهايى هم اتفاق افتاد كه عناصر تكميل كننده اين جريان، الان در فيلم به تماشاگر و به من كمكى نمى كند. مثلاً آن مردى كه توى قهوه خانه روباز بين راه در حال قليان كشيدن مى بينيم و توجه على بهش جلب مى شود، راننده مينى بوس اول فيلم است و فيلمبردارى بايد طورى مى بود كه تماشاگر همان موقع تصادف، صورت او را تشخيص بدهد. ولى در اجرايى كه توى فيلم هست، عبور مينى بوس آن قدر تاريك گرفته شده كه در قهوه خانه، بيننده فقط يك آدم عادى را مى بيند و نمى شناسدش.
    •اين حتماً بازى بين ذهنى بودن و واقعى بودن سفر را جذاب تر مى كرد.
    بله، ولى اين از مهمترين اشكالات فيلمبردارى فيلم است.
    •«باغ هاى كندلوس» هم مثل فيلم هاى قبلى تان، شيوه روايت خاصى دارد و بين گذشته و حال در نوسان است. خيلى جاها از عنصر «تداعى» براى گذر از حال به گذشته استفاده كرده ايد، ولى در همه جاى فيلم اين بهانه ورود به فلاش بك ها نيست.
    خب دليلش اين است كه در كار ساختن فيلم يا نوشتن رمان يا كشيدن نقاشى، واقعاً نمى شود خيلى عمدى و رياضى با قضيه برخورد كرد. هميشه تلاشم اين است كه چه توى نحوه روايت، چه در توصيف هاى بصرى، چه در پرداخت يك ميزانسن يا يك اكشن يا حتى يك اتفاق، به سراغ بيان تازه اى بروم. چون فكر مى كنم حساسيت از كار افتاده تماشاگر را با نوگرايى مى شود بيدار كرد و بهش طراوت داد. خيلى چيزها در طول سال ها با فيلم هايى كه آدم مى بيند و كتاب هايى كه مى خواند، ملكه ذهن آدم مى شود و بخشى از وجود و تجربه هايش را شكل مى دهد. مثل تأثيراتى از كافكا يا كامو. موضوع تداعى هايى كه مى گويى، از همين چيزهاست. واقعاً خيلى عمدى بهش فكر نكردم، ولى به هر حال غير از معانى و احساس ها، آدم به يك سرى نكات فنى هم توجه مى كند. مثلاً فرض كن اولين بارى كه فلاش بك دارد اتفاق مى افتد، حس مى كردم كه اين انتقال از حال به گذشته بايد يك جورى خاص باشد. در عين حال دنبال يك نوع بيان شعرى هم مى گشتم. چون فيلم بايد همان اول كار قراردادهايش را با تماشاگر بگذارد. همين طور بخش متافيزيك قضيه كه مى خواستم از همين اوايل منتقل بشود. چون با اين كه ما توى فلاش بك ها سراغ دو آدم مى رويم كه مرده اند، اين مرگ را به خاطر شدت عشقى كه به هم داشته اند، بيرنگ حس مى كنيم.
    •جورى كه انگار گاهى آنها زنده تر از آدم هاى زمان حال اند.
    دقيقاً و همين بود كه فكر كردم همان اولش وقتى على (مسعود كرامتى) بالاى تپه اى مى ايستد و به دوستانش با اطمينان مى گويد كه قبر آبان (خزر معصومى) و كاوه (محمدرضا فروتن) اين جا نيست، توجهش به جهتى جلب شود و بعد ما كات بدهيم به آبان كه بيست سال پيش دارد از تپه اى ديگر پايين مى رود. اميدوارم اين اتفاق افتاده باشد كه اين جور به قول تو «تداعى»ها يك حس شاعرانه اى هم به تماشاگر بدهد.
    •همه اين موارد از دل فيلمنامه مى آمد يا بعضى نقاط اتصال را هم در تدوين پيدا كرديد؟
    نه، اين تداعى ها همه اش در فيلمنامه بود. چون نمى شد لحظه هاى حركت بين زمان ها را به شانس يا انتخاب هاى موقع تدوين بسپرم. ضمن اين كه من برداشت هاى كم تعدادى مى گيرم، ارزان كار مى كنم و مجبور بودم اين روش را در پيش بگيرم. پس طبيعتاً مصالح خيلى زيادى روى ميز مونتاژ ندارم و بايد جاى پيوند سكانس هايم مشخص باشد.
    •در فيلم عملاً چهار نفر نريشن (گفتار روى تصوير) دارند: هم خود عشاق قديمى، هم سعيد و هم دريا (بهناز جعفرى). نريشن خود به خود آدم را به گوينده اش نزديك مى كند. مى خواستيد ما به اينها بيشتر از على نزديك شويم؟ چه طور شد كه على نريشن ندارد؟
    على هم تك گويى زياد دارد، مثل آن چيزى كه راجع به پيكان مى گويد. فقط حرف هايش به شكل نريشن و صداى روى تصوير نمى آيد. اتفاقاً از جهتى مى شود او را آدم اصلى فيلم دانست. آخرش اوست كه غافل است و مجبور است بماند. در واقع حس ام اين بود كه زنده ماندن را مثل نوعى غفلت ببينيم. از طرفى مدت هاست به اين رسيده ام كه در روايت مدرن بر خلاف روايت كهن و كلاسيك، آدم ها بيشتر خودشان راوى خودشان هستند و خودآگاه و ناخودآگاه شان را از طريق خودشان مى شناسيم. در اين فيلم هم كه مى شود گفت درباره روشنفكرهاى طبقه متوسط جامعه است، به نظرم آدم ها مى توانستند خودشان را روايت كنند و به هرحال قابليت بيان حس هايشان را داشتند.
    •ولى بيژن (اوژن سيروسى) اين بار كلامى را ندارد و فيلم كمتر به حس هاى او مى پردازد.
    سكوت بيژن دو زمينه دارد كه يكى اش به فيلمنامه بر مى گردد و يكى از مرحله فيلمبردارى مى آيد. من خيلى از آدم هايى را كه سال ها در فرنگ زندگى كرده اند و به ايران بر مى گردند، ديده ام كه يك جور گنگى و گيجى در رفتارشان هست. رفتارى كه در ايران دارند با رفتارها و حواس جمعى و حرف زدن شان در محل اقامت شان در خارج از كشور، قابل مقايسه نيست. يك جور احساس غريبگى مى كنند و محتاط مى شوند و دير واكنش نشان مى دهند. يادم هست برادر خودم كه يك بار شاهد بودم در فرودگاه وين به اعتراض چمدانش را تقريباً روى سر مامور فرودگاه خالى كرد، وقتى به ايران آمده بود، توى بانك نمى دانست با متصدى چه طور برخورد كند. در واقع انگار نگران بود كه كوچكترين حرفش باعث شود طرف كارش را انجام ندهد! در فيلمنامه، با توجه به اين كه بيژن از فرنگ آمده و ضمناً عشقى قديمى به آبان داشته، مى خواستم اين كم گويى را داشته باشيم. اما در اجرا و با توجه به راحت نبودن بازيگر اين نقش در مقابل دوربين، هم ديالوگ هاى بيژن را كمى كم كردم و هم بعداً ناچار شديم او را دوبله كنيم و به اجبار، خودم به جايش حرف زدم. جالب اين جاست كه چند بازيگر حرفه اى سينماى ايران با وجود اين كه از فيلمنامه خوش شان آمده بود، به خاطر همين كم ديالوگ بودن و خوب به چشم نيامدن، نقش بيژن را نپذيرفتند.
    •يعنى او را قبل از مشكل بيان بازيگر هم همين قدر كم حرف مى ديديد؟
    بله واقعاً. بازيگرى كه در نهايت اين نقش را به عهده گرفت، اوژن سيروسى، از دوستان من است. كار سفال مى كند و من يك جورى اميد داشتم خاطره همكارى موفق مان با شاهرخ فروتنيان در از كنار هم مى گذريم با اوژن تكرار شود. او هم نقاش است و دوستم بود و نتيجه كارش احتياج به تاييد من ندارد. ولى با آن كه اوژن صداى بسيار خوبى دارد، در نوع بيان و اصلاً شكل حضورش جلوى دوربين، راحت نبود و بيژن را باز كم گوتر كردم.
    •فيلم دو كاراكتر دارد كه هم مى شود عينى و واقعى تلقى شان كرد و هم ذهنى يا آن جهانى: يكى كسى كه در تيتراژ «پستچى» معرفى مى شود (رضا ناجى) و يك جور قاصد مرگ هم به نظر مى رسد؛ و ديگرى هم آن «سيد» ساده دل روستايى (سيدابراهيم عمادى) كه مثل يك سفير بهشتى، براى همه شير و عسل مى آورد. هر دو نشانه هاى خيلى ناتوراليستى مثل لهجه و تعلقات بومى دارند. هر وقت هم به جنبه فرامادى شان اشاره اى مى شود، كمى كميك است؛ مثل دعوت پستچى از آدم ها براى مردن. تماشاگر ترديد جذابى پيدا مى كند براى اين كه آنها را واقعى بداند يا غيرعينى. ولى اين برايش سردرگمى ايجاد نمى كند؛ خودتان فكر مى كنيد چرا؟
    راستش من در اين قضيه، دوگانگى اى نمى بينم كه احياناً بخواهد گيج كننده باشد. ما در ايران عادت كرده ايم كه اگر قرار است نماد يا نشانه اى در كار باشد، از همان ابتدا پرچم دستش بگيرد و داد بزند كه من نمادم. اين نوع برخورد نه در سينماى اروپا و نه آمريكا، سابقه طولانى نداشته و افراط و ادايى است كه اينجا بهش عادت داريم. باز بايد روى همان نكته تاكيد كنم كه هر چه در فيلم به كار مى بريم، اول بايد منطق رئاليستى خودش را داشته باشد. هر شخصيت نمادين هم اول بايد يك آدم واقعى باشد. چه در مورد پستچى و چه سيد، همين طور فكر كردم و اگر مى بينى توى تيتراژ مثلاً آورده ام «پستچى»، به همين دليل بود كه نمى خواستم اين شخصيت پرچم به دستش بگيرد و نمايندگى مرگ را به رخ بكشد. در وهله اول، اين يك پستچى است كه منتقل شده و آمده در شمال كار مى كند. بعد هم خب آدم خيرخواهى است و وقتى مى بيند ماشينى خراب است، بكسل مى كند. خودش هم مى گويد اين كار را در راه خدا انجام مى دهد. شوخ طبع هم هست و اين هم به نظرم واقعيت وجودى اش را مخدوش نمى كند. خيلى هم نشان نمى دهيم كه همه اش در حال بكسل كردن باشد تا احياناً بخواهيم اين را به كشاندن آدم ها به طرف مرگ تعبير كنيم. حتى جايى كيسه نامه هايش را مى بينيم و مواجه مى شود با قبرى كه حس مى كند تازه كنده شده و چون به طور طبيعى در منطقه اى روستايى، پستچى اهالى را و اسم ها را مى شناسد، مى بيند كه اسم مرده آشناست و نامه اش را پاره مى كند. اين هم كميك است و هم به شغلش عينيت مى دهد. ريتم زندگى در چنين جايى هم مثل تهران، تند نيست و لزومى هم ندارد كه عجله در كار باشد. او مى تواند نامه اى را كه مثلاً صبح بايد برساند، بعد از بكسل كردن ببرد.
    •شوخى هايى كه حول محور او شكل مى گيرد هم به هر دو وجه «واقعى» و «پيك مرگ» بر مى گردد؟
    اين طور تصور مى كنم. او هم يك آذرى با حرف ها و نقل هاى بامزه است و هم در آن وجه نمادين، شوخ طبعى دارد. بگذار در اين خصوص، چيزى برايت تعريف كنم. در جشنواره فجر سال ۸۳ كه براى كاتالوگ رسمى شان از كارگردان ها تك جمله اى مى خواستند، من اين را نوشته بودم : «آن گاه كه عشق و آرمانى ندارى، مرگ چون مضحكه اى بر تو ظاهر مى شود». اين را حذف كردند و من مطمئن هستم كه هيچ كنايه سياسى يا غيره اى در اين جمله وجود ندارد كه بخواهد باعث شبهه بشود. اما از آن جايى كه همه جا دوستان و آشنايان خيلى دلسوزى دارم، لابد فكر كردند ممكن است به نفع فيلم تمام شود و حذفش كردند. در واقع اين خود مرگ نيست كه مضحك شده، بلكه بر اثر غفلتى كه ما و در فيلم، كاراكتر على نسبت به مرگ دارد و داريم، مضحكه مى سازد.
    •يعنى حتى هولناك هم نيست.
    نه، فقط مضحك به چشم مى آيد و اين را على بايد بفهمد. او زنده مانده و نهايتاً يك جورى آرزوى بازگشت به كندلوس را دارد. در حالى كه قبلش هى دوست دارد برگردد تهران و خيلى نگران مسائل اقتصادى و businessاش است. چون مسير زندگى اش هم عوض شده و با بقيه فرق دارد.
    •من اصلاً گاهى حس مى كنم كه وقتى پستچى اصرار دارد على را كنار خودش بنشاند و بعد هم على زخمى و زنده مى ماند و خودش التماس مى كند كه سعيد و بيژن (اوژن سيروسى) او را با خودشان ببرند، روشن است كه آمادگى يا شايستگى مرگ را ندارد.


    حتى آوازى كه پستچى به آذرى مى خواند، معناى مشخصى دارد و با آن كه عاشقانه است، از مرگ و رحم كردن موقع جان گرفتن مى گويد. منتها على آن جا مى خواهد بخوابد و متوجه نيست كه يك خواب ابدى هم در راه است. مسعود كرامتى براى اين نقش جزء اولين گزينه ها بود، ولى آن موقع قرار بود ساخت سريالى را شروع كند. ما در جريان كار پيش توليد بوديم كه او از ساختن آن سريال منصرف شد و فوراً به سراغش رفتيم. من با او دوستى هم دارم و به نحوى تمايل قديمى و ناگفته اى بين مان بود كه با هم كار كنيم. مسعود وقتى فيلمنامه را خواند، پيشنهاد كرد كه بياييم و اين رگه ها را كه همان وقت هم در كاراكتر على بود، پررنگ تر كنيم و تبديلش كنيم به حكايتى از آدم هاى آرمان باخته نسل مان. كسانى كه در جوانى آرمان هاى بزرگى در سر مى پروراندند و بعد درگير روزمرگى و اقتصاد و اينها شدند. پيشنهاد خوبى بود و در حالى كه اولش قرار بود على هم در فيلم نقاش باشد، من آن را تبديل به سابقه تئاترى كردم و نگران بودم كه تشابه بين خود مسعود و اين شخصيت زياد شود و مسائلى را به وجود بياورد. ولى ديدم كه مسعود از اين هم ناراحت نبود و بايد بگويم كه جسورانه و بدون نگرانى از اين شباهت، در فيلم بازى كرد. در مورد على هم اين كه وجه واقعى شخصيتش پرداخت شود و بعد به وجه نمادين برسيم، برايم اهميت داشت و براى همين مى بينيم كه آن حرف ها را درباره پيكان يا مسائل اجتماعى ديگر مى زند.
    •اما در مورد سيد، تفاوتى هست و آن اين كه آبان به وجه فرامادى اش اشاره مى كند و مى گويد تو فرشته اى.
    خب، زمينه اى شكل مى گيرد تا آبان اين را بگويد. ما اين را حتى در باورهاى پيش از اسلام مان هم داريم و اين در محاوره ايرانى، خيلى جمله تمثيلى اى نيست كه به يك باغ سرسبز بگوييم بهشت يا اين كه مثل بهشت مى ماند. از اين زاويه، حرف آبان رئال هم هست. در مورد سيد كمى نگران بودم كه اگر اين اشاره نبود، بيننده اصلاً متوجه اين وجه نشود و در پنهانكارى نماد، از آن طرف بام بيفتيم. روستايى واقعى تمام عيارى است و با آن بادگلويش و حرف هايش درباره ده و تلويزيون و خودش، ممكن بود اصلاً حس نشود كه او مى تواند نماينده اى از بهشت هم باشد.
    •اين را قبول داريد كه فيلم در برابر دو مقوله «عشق» و «ازدواج»، رويكرهاى متفاوتى دارد و همان قدر كه با گير و گرفت هاى سعيد و على با همسران شان، بدبينانه مواجه مى شود، از عشق تصويرى آرمانى مى سازد و حتى با نشان دادن ادامه خيالى زندگى عاشقانه كاوه و آبان در قالب آن زوج ميانسال يعنى بهروز (شاهرخ فروتنيان) و آذر (فريبا كامران)، دارد آن را تا زمان حال امتداد مى دهد؟
    بله، ديد فيلم به اينها دو جور مختلف است. اما درباره عشق كاوه و آبان، من اعتقاد ندارم كه نكته خيلى استثنايى و عجيبى در اين عشق هست. آنها چون در اوج عشق از دنيا رفتند، عشق شان در بهشت جوانى، ابدى شد و در شخصيت هاى بهروز و آذر هم انگار داريم دنباله آن عشق را در بهشت مى بينيم. كلاً با اغراق هاى مربوط به عشق دو آدم به هم، ميانه اى ندارم و فيلم هم از اين جهت مثل خودم است. مگر مثلاً عشق رومئو و ژوليت به هم در عينيات چه جنبه استثنايى اى مى توانست داشته باشد؟ مثلاً رومئو به جاى شاخه اى گل، به ژوليت يك درخت تبريزى مى داد؟! اينها اغراق هاى نامطبوعى است كه به واسطه شان فقط مى خواهيم «شدت» عشق دو نفر را منتقل كنيم. هر عشقى مثل كاوه و آبان در اوج، ابدى شود، همين قدر عميق و اصيل به نظر مى رسد. در سمت ديگر ماجرا، به نظرم اصل و بنيان فيلم آن سه مرد هستند كه در زندگى شان عشقى ندارند و با سرگشتگى دنبال يادآورى عشق آبان و كاوه مى گردند.
    •اما همين آدم ها هم در برخورد با عشق كاوه و آبان، واكنش هاى متناقضى دارند. گاهى سعيد با زيبايى عشق آنها عناد دارد و على از اصالت عشق شان مى گويد؛ گاهى هم جايشان عوض مى شود.
    مثال نمى زنى؟
    •مثلاً سعيد از قول كاوه مى گويد كه مردم آنجا با طبيعت رفيق بوده اند و على جدى نمى گيرد. در عوض على مى پرسد كه چه چيز عشق آنها استثنايى بوده و سعيد مى گويد چيز خارق العاده اى در عشق آن دو نبوده. اين كه رفتن شان به دل طبيعت افجه، خيلى رمانتيك بوده را على مى گويد و سعيد با او مخالفت مى كند، در حالى كه سعيد مى گويد كاوه بابت دزديده شدن دوچرخه اش خدا را شكر مى كرده و على مى گويد اينها همه اش شعار است. گاهى اين يكى نسبت به رمانتيسيسم مثبت است و گاهى آن يكى.
    بحثت درست است و راستش اين طورى بهش فكر نكرده بودم. چون خيلى با منطق رياضى و سنجيدگى بيش از حد كار نمى كنم، اين پيش آمده و اگر هم متوجهش مى شدم، جلويش را نمى گرفتم. شايد بشود حمل بر اين كرد كه در مورد آدم هاى سرگشته، حكم و نظر قطعى وجود ندارد؛ حتى در خودشان. به هر حال شخصيت آنها طورى است كه دچار تناقض اند. اگر هر كدام شان به طور قطعى به كاوه در مورد آن نوع زندگى حق مى داد، خب خودش هم مى بايست همان مسير را در پيش مى گرفت. آنها با حرف زدن درباره كاوه دارند به كارهاى نكرده خودشان با صداى بلند فكر مى كنند. نمى خواهم توجيه كنم و فقط مى گويم به نظرم دليل اين رفتار متناقض على و سعيد اين بوده. اين تناقض ها در خود ما هم هست و از همين نوع مسائل تا مثلاً مهاجرت يا ماندن و هزار چيز ديگر، يك روز اين طرف قضيه را مى گيريم و روز ديگر نظر معكوسى پيدا مى كنيم.
    •شكل بهترش اين مى شد كه على و سعيد اين تناقض گويى طرف مقابل را ياد خودش مى آوردند. يعنى مثلاً آن يكى مچ اين يكى را مى گرفت و مى گفت تو كه خودت عكس اين را گفتى. با اين كار، تناقض هاى درونى همديگر را رو مى كردند.
    آن طورى واقعى تر مى شد. اين را قبول دارم.


    منبع خبر : امير پوريا - شرق
    چهارشنبه,3 خرداد 1385 - 10:10:58

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات