|
|
| مسعود رايگان : من پدر علي سنتوري هستم | |
"مسعود رايگان" كار تئاتر را سالها پيش از شهرستان خرم آباد آغاز كرده و بعد از آن مدتها در "سوئد" با گروههاي معتبر تئاتر اين كشور همكاري مستمر داشته است. وي پس از بازگشت به ايران فعاليتهاي هنري اش را بيشتر در حوزه بازيگري ادامه داد و در آثار سينمايي چون "خاموشي دريا" (1381)، "كافه ستاره" (1383)، "خيلي دور، خيلي نزديك" (1383) و "علي سنتوري" (1385) به ايفاي نقش پرداخته و در زمينه نويسندگي هم تجربه نوشتن فيلمنامه "تنهايي در باد" را دارد. رايگان همچنين فعاليتهاي حرفه اي تئاتر را همراه با همسرش "رؤيا تيموريان" با چند اجراي نمايشنامه خواني و اجراي نمايش "رؤياي يك عكس" (نويسنده، كارگردان و بازيگر) ادامه داده است. ٭٭٭ شما هم در سينما و هم در تئاتر فعاليت حرفه اي داريد. چطور ميان اين دو حوزه متفاوت توازن برقرار مي كنيد؟ به نظر من آنقدرها هم بين شيوه كار در سينما و تئاتر تفاوت وجود ندارد. در واقع مي توان گفت كه خانه اول و آخر ما تئاتر است. شما اگر به كار بيشتر بازيگران مطرح سينماي دنيا هم نگاه كنيد مي بينيد كه بيشتر آنها، مثل مارلون براندو، آل پاچينو، رابرت دنيرو و...، از تئاتر به سينما آمده اند. اينها يك دوره را در برادوي گذرانده اند و بعد وارد سينما شده اند و به هر حال اين طور نيست كه شيوه كار در كليات متفاوت باشد. البته تا اندازه اي تفاوت وجود دارد اينكه مثلاً صحنه تئاتر نفس به نفس است و با تماشاگر ارتباط كاملاً مستقيم دارد، اما همين تفاوت هم در نفس خود شبيه به كار در سينماست. اما به نظر من تفاوت عمده ميان اين دو و حوزه در شكل و فرم آنهاست.
بنابراين به نظر شما از نظر ماهيت بازي و اجرا هيچ تفاوتي ميان اين دو نيست؟ به نظر من امروز بازيگري دارد به سمت ميني مال حركت مي كند. بخصوص در سينما كه بازيگر با شخصيت يكي نمي شود. البته بازيگري تئاتر هم دارد به سمت ميني مال مي رود چون ديگر بر غلوآميز بودن فرمها، حالتها و حسها تأكيد نمي شود، به خاطر اينكه ما مي خواهيم لحظه را عمق ببخشيم. قبلاً فرمول "غلو كردن" در تئاتر رعايت مي شد و اين بدان دليل بود كه بازيگر روي صحنه از تماشاگر دور بود و حركاتش بايد يك مقدار درشت تر مي بودند، اما حالا در شرايطي كه صحنه ها دايم دارند به صحنه هاي كوچك و كوچكتر تبديل مي شوند ريزترين حركت بازيگر از زير نظر دقيق تماشاگر مخفي نيست. به هر حال من معتقدم كه فرق چنداني ميان يك بازيگر تئاتر و يك بازيگر سينما وجود ندارد. ضمن اينكه براي يك بازيگر، كار در صحنه يا در جلوي دوربين بيشتر يك حرفه است و بايد مراحلي طي شود تا به كمال مطلوب برسد و الآن مسأله اصلي رسيدن به يك بازي شسته رفته و كامل است.
از نظر مالي چطور؟ فقر تئاتر باعث نمي شود كه بيشتر به سمت سينما گرايش داشته باشيد؟ در سينما هم، هنرمندان فقيرند! فرقي نمي كند!
اما ظاهراً در تئاتر وضع به مراتب بدتر است. منظورم محدوديت كار، سقف قراردادها يا بدقولي ها و... است؟ در اين مورد با شما موافقم. در هيچ جاي دنيا اتفاق نمي افتد كه قرارداد يك بازيگر يا مركز تئاتر به تعويق بيفتد. اينها مشكلات ما در عرصه هنر بازيگري است و مشكلي ريشه اي مي باشد. واقعيت اين است كه بازيگري اصلاً مال ما نيست و سينما و تئاتر از جاي ديگري وارد كشور ما شده اند و ما تا رسيدن به اصول و قواعد تئاتر و سينماي حرفه اي فاصله زيادي داريم. اما اميدوارم اين مشكل حل شود و هنرمند سينما و تئاتر ما به خاطر همان مثل قديمي "درد نان" دچار و درگير ابتذال نشود.
تا به حال چند كار حرفه اي در تئاتر انجام داده ايد؟ قبلاً دو نمايشنامه خواني با همسرم - رؤيا تيموريان- انجام داديم و من وقتي براي اولين بار اين كار را انجام مي دادم واقعاً از ديدن سيصد، چهارصد تماشاگري كه براي تماشاي كار آمده بودند تعجب كردم. كار بعدي مان هم نمايش "رؤياي يك عكس" بود كه خودم آن را نوشتم، كارگرداني كردم و متأسفانه بازي هم كردم!
چرا متأسفانه؟ به دليل آن كه بازي ام در نمايش كار را يك مقدار برايمان مشكل كرد. بازي كردن در نمايش وقتي كه آدم خودش كارگردان هم هست مقداري در تفكيك وظايف مشكل ايجاد مي كند. البته من خيلي خيلي سعي كردم كه ميان اين دو فاصله ايجاد كنم و ظاهراً موفق هم شدم! به هر حال "رؤياي يك عكس" نمايش ساده اي بود كه حرف ساده اي هم داشت و چيزي كه داشت و تماشاگر را جذب كرد "جادوي خود تئاتر" بود.
بازي خودتان در اين نمايش به خاطر پيدا نشدن بازيگر مناسب بود يا دليل ديگري داشت؟ ما به خاطر وقت بسيار كم مجبور شديم اين كار را بكنيم وگرنه خيلي دوست داشتم، هنرمندان ديگري مي آمدند و اين نقش را بازي مي كردند. به هر حال اميدوارم در نمايش بعدي ام اين اتفاق نيفتد و خودم مجبور به بازي نشوم!
در فاصله ميان كار در شهرستان تا به امروز كه در سينما و تئاتر به طور كاملاً حرفه اي مشغول به كار هستيد، چه كارهايي انجام داديد؟ من در اين مدت كارهاي زيادي را در سوئد انجام دادم. اولين كار حرفه اي ام را در سال 1994 با "اينتر نشنال كالچر" انجام دادم. حدود يك سال و نيم با "تئاتر شهر" آنجا همكاري داشتم و چهار سال هم با تئاتر ملي سوئد كار كردم. ضمن اينكه همكاري هايي هم با "تئاتر اكتبر"، "تئاتر بست من لند"، "اداره تئاتر" و "نچرال تئاتر" سوئد داشته ام.
امسال در چند پروژه سينمايي شركت داشته ايد؟ امسال در فيلم "علي سنتوري" داريوش مهرجويي، "خون بازي" رخشان بني اعتماد، يك فيلم كوتاه با يك كارگردان جوان و فيلم "پاپيتال" آقاي شليله بازي داشته ام و البته دارم.
كار كوتاه را چرا قبول كرديد؟ من خيلي دوست دارم با جوانها كار كنم و آنها را خيلي مستعد مي بينم. به نظرم ايده هايشان فوق العاده مي آيد و معتقدم كه آنها فقط امكاني را مي خواهند كه توسط آن خودشان را نشان بدهند. ما بايد با آنها همراه شويم، به آنها بها بدهيم، حرفهايشان را بشنويم و يك تبادل انديشه در حوزه كاري با آنها داشته باشيم. اگر اين اتفاق بيفتد فوق العاده است. به هر حال اين جوانها فرداي سينماي اين سرزمين اند.
"علي سنتوري" چطور بود؟ و تجربه همكاري با داريوش مهرجويي...؟ اين فيلم براي من تجربه خيلي خوبي بود. من در اين فيلم نقش پدر علي سنتوري را بازي كردم و اولين همكاري ام با داريوش مهرجويي بود. به نظر من كار آقاي مهرجويي خيلي شسته رفته و كامل است. او مي داند كه چه كاري مي خواهد انجام دهد. دكوپاژها و ميزانسن هايش در هر صحنه در ذهن اش طراحي شده و ما در جريان كار با ايشان با هيچ مشكلي مواجه نشديم.
كلاً در چند كار با همسرتان همبازي بوده ايد؟ علي سنتوري سومين تجربه مشتركمان بود. قبل از آن در نمايش "رؤياي يك عكس" و يك سريال كه هنوز كار تدوين آن به اتمام نرسيده با خانم تيموريان همكاري داشته ام.
اين همكاري مشترك به چه صورت انجام مي گيرد؟ كار ما يك چيز است و زندگي خصوصي يك چيز ديگر! البته بعضي اوقات ممكن است بحثهاي طولاني اي در مورد كار هم پيش بيايد. در يك كار من كارگردان بودم و ايشان بازيگر؛ ممكن است در كار ديگر ايشان كارگردان باشند و من بازيگر. بنابراين كار حرفه اي اين را مي طلبد كه يك ارتباط تنگاتنگ و تفاهم مشترك وجود داشته باشد.
اين كار مشترك تأثير مثبتي هم در حرفه تان دارد؟ صد در صد! در نتيجه اين همكاري يك همدلي و همزباني به وجود مي آيد كه در نهايت درجهت خود كار پيش مي رود. تجربه من در اين مورد در سه سال گذشته بسيار بسيار مثبت و مفيد بوده است. اين را بدون تعارف مي گويم.
و در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟ در حال حاضر در "پاپيتال" آقاي شليله بازي مي كنم. دو طرح نمايشي را هم براي نيمسال دوم به مركز هنرهاي نمايشي پيشنهاد داده ام كه يكي ترجمه- اقتباس از يك نويسنده سوئدي به نام "هانينگ ماركر" است و دومي هم كاري از "ماكسيم گوركي" است كه اميدوارم بتوانم آن را در آبان و آذر تمرين كنم و دي ماه به روي صحنه ببرم.
منبع خبر : ٭ مهدي نصيري | شنبه,3 تیر 1385 - 12:6:54
 | آرشيو | | |
نظرات
اضافه کردن نظر جدید
|
|
|