سينمای ما - نگاهی به فيلم بيد مجنون ؛ ديدن يا نديدن
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 9:30
اخبار:      • رضا کیانیان از بازیگری گفت؛ / فرمان اول: بازیگر باید خودش را بشناسد      • مدیر عامل موسسه توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران اعلام کرد؛ / 100 هزار نفر به این جا آمده‌اند اما هنوز فعالیت‌مان آزمایشی‌ است      • هیئت‌های انتخاب سه بخش جشنواره فیلم فجر کارشان را شروع کردند      • فهرست و مشخصات فیلم‌های سینمایی تعطیلات آخر هفته، / از جود لاو تا بن کینگزلی و کریس کریستوفرسون در آخر هفته سیما      • علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین


آتش سبز


  (12 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (5 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (9 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (10 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (121 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



نگاهی به فيلم بيد مجنون ؛ ديدن يا نديدن
نگاهی به فيلم بيد مجنون ؛  ديدن يا نديدن


سينماي ما - در ميان بلاتکليفی و شايد نگرانيهای جامعه فرهنگی ايران، در برزخ انتقال مديريت فرهنگی و خلاء سياستهای روشنی برای آينده، اکران ساخته های شاخص سال گذشته، تابستان پرباری را برای سينمای ايران رقم زده است. هر چند اين حاصل ارجمند، در رکود و کسادی بازار سينمای ايران جلوه چندانی نيافته است.
بعد از اکران زن زيادی (تهمينه ميلانی)، ماهی ها عاشق می شوند (علی رفيعی) و خيلی دور، خيلی نزديک (رضا ميرکريمی)، بيد مجنون به کارگردانی مجيد مجيدی از نيمه دوم مرداد بر پرده سينماهای تهران و شهرستانها رفته است، در حالی که کافه ترانزيت (کامبوزيا پرتوی) و گيلانه (رخشان بنی اعتماد) هم در راه است.
بيد مجنون، پرطرفدارترين فيلم جشنواره بيست و سوم فجر، در ۹ رشته نامزد دريافت سيمرغ شد و در نهايت چهار سيمرغ بلورين را به خود اختصاص داد. اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين صدابرداری (يدالله نجفی)، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد (پرويز پرستويی، سيمرغ بلورين بهترين کارگردانی (مجيد مجيدی) و نيز سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را دريافت کرد.

خلاصه داستان

يوسف نابينا که به نظر می رسد دچا بيماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش، با پشتيبانی دايی ثروتمندش، راهی فرانسه می شود. در آنجا پزشکان، بيماری اش را خوش خيم و بی اهميت تشخيص می دهند، در عين حال در می يابند که انگار راهی به بينايی يوسف وجود دارد. پس، چشمانش جراحی و بينا می شوند.
از اينجا فيلم رنگ ديگری می گيرد. يوسف، بی قرار و تشنه ديدن، تصاوير پاک و ناپاک را با هم می بلعد. مجنون می شود و به سوی گناه می رود. بينايی اکنون رابطی شده که او آلودگيها و زشتيها را ببيند. پس عطش ديوانه وار ديدن او را به سوی گناه می کشاند؛ تا آن که بار ديگر بيناييش را از دست می دهد.
در دنيای تاريکی او بار ديگر به درگاه خدا استغاثه و توبه می کند. موری که گويی قاصد بارگاه ملکوت است، آرامش را برای يوسف باز می آورد.

دو سکانس درخشان

۱ـ يوسف، پس از جراحی، بی تاب ديدن، شبانه، خود پانسمان چشمهايش را باز می کند. عبور نور، هجوم رنگ، ديدن؛ ديدن پس از ۳۸ سال. يوسف، بی قرار و مجنون حس تازه خود، در راهروهای بيمارستان سرگردان می شود. بازی جنون زده پرستويی، به همراه کارگردانی نرم و دقيق و دور از افراط مجيدی، اين صحنه را در يادها حک می کند.
۲ـ يوسف هيجان زده و شوريده حالِ حس و توانايی نويافته خود، به وطن بازمی گردد. در فرودگاه مستقبلان فراوانی پشت حايل شيشه ای به استقبال او رفته اند. نگاه کاوشگر يوسف در ميان جمعيت می چرخد و می چرخد، تا مادر و همسر و دختر خود را می يابد. باز هم با همراهی پرستويی و مجيدی، صحنه مجذوب کننده ديگری پرداخته می شود.
اين دو سکانس پياپی، اوج جذابيت فيلم است. اما نه پيش از آن فيلم چنان جذبه ای دارد و نه در ادامه می تواند در آن سطح کيفی حفظ شود. لاجرم اين دو تکه از کل اثر جدا می ماند.

سينمای مجيدی

مجيدی بيد مجنون را چهار سال پس از باران می سازد
او کار خود را به عنوان بازيگر در آثار مذهبی آغاز می کند، اما از همان آغاز، هر چند بی سر و صدا، دغدغه های فيلمسازی خود را پی می گيرد.
پس از ساخت چند فيلم کوتاه، با پشتيبانی حوزه هنری نخستين فيلم بلند خود، بدوک را در ۱۳۷۰ می سازد، که مورد توجه قرار می گيرد و او به ادامه راه ترغيب می شود. مجيدی از همان ابتدا راهش پيدا بود و لابلای شيوه های گوناگون فيلمسازی سردرگم نبود. فضای آشنای فيلمهايش، چه برای کودکان و چه بزرگسالان، همواره در سطح معلومی سير کرده است؛ نه دچار خيزاب شده و نه به گل نشسته است.
مجيدی که فيلمسازی را با کودکان آغاز کرده و زبان تصويری خاص خود را هم از آن وادی آموخته است، در دو کار اخيرش از دنيای کودکان فاصله می گيرد و سراغ بزرگسالان می رود؛ اما همچنان همان سبک و سياق آشنای سينمای کودکش در اين آثار جاری است.

پرداخت فيلم

با آن که دو نويسنده ديگر( فؤاد نحاس و ناصر هاشم زاده)، در نگارش و پرداخت فيلمنامه با مجيدی همکاری کرده اند، و علی رغم نامزدی بهترين فيلمنامه جشنواره فجر، حاصل کار اين سه فيلمنامه نويس درخشش چندانی ندارد. اگر حتی عدم يکدستی روايت را به انتخاب آگاهانه فيلمساز نسبت دهيم، ضعف گفتگوها ديگر توجيه فنی خاصی ندارد. با اين حال روايت کلی قصه و توصيفهايی که به مدد پرداخت تصويری کارگردان حاصل آمده است را می توان امتيازی ويژه برای فيلمنامه برشمرد.
تصاوير فيلم تا پيش از بينايی يوسف چشم نواز و بهشتی است. دنيا، تکه ای از بهشت است. اما نور با خود اثرات دوزخ را همراه دارد. نور، اين بار نورالسماوات والارض نيست.
پس از بينايی اغلب تصاوير حاکی از آلودگی و خرابی است: تلويزيونها تصاويری از فقر و جنگ و وحشی گری را نمايش می دهند، بچه ها در مترو جيب مسافران را می زنند، چشم با خود حرص و دنياطلبی را می آورد...
بيد مجنون هرچند برای مخاطب بزرگسال ساخته شده است، اما مجيدی همچنان همان الفبايی را به کار می برد که در سينمای کودکش به کار می برد: ساده و صريح و ملموس. در اين دنيا خدا ساده و دم دست است و رابطه با او آسان. دنيای فيلمهای مجيدی دنيای کودکانه ای است که ـ شايد ـ او در کودکی اش در ميان داستانهای دينی آموخته و حالا به همان راحتی و سادگی آن را بازتاب می دهد: خوبی، بدی، پاکی، توبه، نياز، دعا...
در انتهای داستان اما، مجيدی به پيروی از نيت دينی اش، به نتيجه گيری ساده، اما قاطعی می رسد که همين حاصل، فضا، تصاوير، درام و جوهره فيلمش را تنزل می دهد. همان اتفاقی که در خيلی دور، خيلی نزديک رضا ميرکريمی هم می افتد و مرام مذهبی فيلمساز با يک نتيجه گيری محتوم، انديشه فيلم را کم اثر می کند.
مجيدی در ادامه حرکت باحوصله و يکنواخت خود در فيلمسازی، بيد مجنون را می سازد، که نه جايگاه ويژه ای بالاتر از آثار قبلی او می يابد و نه پايين تر.

ارکان فيلم

در فيلمی که از ديدن و نديدن روايت می کند، بار سنگينی بر دوش فيلمبرداری همچون محمود کلاری است. از او توقع می رود که بيش از آن که چشم می بيند به تصوير کشد؛ آن چه را که چشم نمی بيند، ببيند. در اين ميان هرچند تصاوير کلاری پاکيزه و خوش رنگ است، اما به فضای دوگانه فيلم مددی نمی رساند.
در عوض صدای دالبی فيلم غالبا تأثيرگذار است و فضای دو گانه قصه را همراهی می کند. گرچه گاه به ورطه افراط می افتد، اما در بسياری اوقات چيزی فرای تصاوير و بينايی ارائه می دهد.
اما شايد والاترين امتياز فيلم، بازی پرويز پرستويی در نقش يوسف باشد. وقتی می بينيم که مجيدی اين بار از عادت مألوف خود عدول کرده و به جای استفاده از نابازيگران و يا بازيگران گمنام سراغ ستارگان رفته، شايد در آغاز گمان کنيم که اين ترفندی برای جلب مخاطب بوده است، ولی وقتی فيلم را می بينيم خبردار می شويم که اين بار چاره ای جز بهره گيری از بازيگر توانايی چون پرستويی نبوده است. بدون شک بيد مجنون و نقش يوسف، بدون حضور پرستويی يکسره متفاوت از آن چه هست می شد.

شناسنامه فيلم

تهيه کننده و کارگردان: مجيد مجيدی، نويسندگان: مجيد مجيدی، فؤاد نحاس، سيد ناصر هاشم زاده، مدير فيلمبرداری: محمود کلاری، تدوين: حسن حسندوست، طراح صحنه: بهزاد کزازی، آهنگساز: احمد پژمان، صدابردار: يدالله نجفی، صداگذاری و ميکس: محمدرضا دلپاک، بازی: پرويز پرستويی، رويا تيموريان، محمود بهرازنيا، صغری عبيسی، محصول سازمان سينمايی سوره


منبع خبر : هوشمند هنرکار
یكشنبه,17 مهر 1384 - 12:7:2

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.73912882805 seconds.