سينمای ما - كي بزرگ مي شوي پسر؟ (گفت و گو با امين حيايي)
شنبه 16 شهريور 1387 - 22:5

اخبار:      • یک فرصت مغتنم؛ / نمایش مستند برگزیده جشن خانه سینما در انجمن منتقدان      • مدير عامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در یک موضع‌گیری صریح و نه چندان قابل پیش‌بینی؛ / حضور گل‌شیفته در فیلم ریدلی اسکات، نشان‌دهنده توانایی بازیگران ایرانی است      • مشخصات کامل فیلم را این جا بخوانید / تهیه کننده فیلم «دعوت»: امیدوارم مردم از این فیلم خوش‌شان بیاید      • گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست      • گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ...      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
همدردی با بانوی مهربان (نقد درک الی -ورایتی- بر فیلم «همدردی با بانوی انتقام» ترجمه پیمان جوادی)
مایکل مور فیلم تازه‌اش را به طرفدارانش هدیه کرد
اردن اولین فیلم تاریخ‌اش را برای اسکار اعلام کرد و آلمان 5 نامزدش را
از کنستانتین کوستا گاوراس تقدیر می‌شود
جشنواره سن سباستین را «مرد دیگر» افتتاح می‌کند
بهترین شخصیت منفی تابستانی و چند عنوان دیگر به «شوالیه تاریکی» رسید
جشنواره تورنتو آغاز می‌شود
بریتانیایی‌ها بهترین‌ فیلم‌های تاریخ را انتخاب کردند/«همشهری کین» و «اینک آخرالزمان» جا ماندند
دانیل رادکلیف هوس بازی در نقش ملکه اژدها کرده است
«وگاس» و «شبنم» لبخند به لب ونیزی‌ها آوردند
استیون اسپیلبرگ «39 سرنخ» می‌نویسد
تایوان نماینده‌اش را راهی مراسم اسکار کرد


   

.
فرزند خاک


  (99 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (66 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (83 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (212 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (672 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (405 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 با انتشار پوستر فيلم «مجموعه دروغ ها» (ريدلي اسكات): / پيش بيني حضور قابل توجه گلشيفته فراهاني در فيلم تقويت شد...
 واكنش تازه داريوش مهرجويي به توقيف «سنتوري» و شرايط سينماي ايران: / داريوش مهرجويي: «سنتوري را برداشتند قيمه قيمه كردند و سوزاندند»...
 واكنش‌هاي ضد و نقيض منتقدان به آخرين ساخته عباس كيارستمي: / ژوليت بینوش بدون کمترین آرایش و با روسري، ایرانی‌تر از تمام ایرانی‌های فیلم به نظر می‌رسد...
 هاليوود به سبک ايراني/ حالا گل‌شيفته هم يكي از آن‌هاست؟ / نام و مشخصات بيش از سي ايراني تاثيرگذار در صنعت فيلم هاليوود...
 يادداشت حامد بهداد به مناسبت چهلمين روز درگذشت خسرو شکيبايي: / الوداع عزيز جان، نفس جان، عمو جان، الوداع خسرو جان...
 10 نكته درباره كارنامه بازيگري گل‌شيفته فراهاني...
 ظاهرا از «شیرین» هیچ خوش‌شان نیامده؛ / برخورد توهین آمیز با فیلم کیارستمی در ونیز و واکنش یک منتقد ایرانی...
 كيومرث پوراحمد،رخشان بني‌اعتماد،رسول صدرعاملي،كمال تبريزي، بهمن قبادي و ... از شكيبايي گفتند / سينماگران ايراني در خانه خسرو شكيبايي به يادش جمع شدند...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»: / سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»...
 پس از يك دوره ركود و عقب‌نشيني و پيروزي نيروي انتظامي در برابر قاچاق CD و DVD؛ / قاچاقچيان فيلم، با عرضه DVD فيلم تازه گل‌شيفته فراهاني، به ميدان آمدند...
 تهمينه ميلاني: «خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسکات سبب ايجاد اميد در نسل جوان خواهد شد »...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گزارش جلسه نقد و بررسی کارگران مشغول کارند / چرا کیارستمی نخواست این یکی طرح‌اش را بسازد؟...



گزارش
 گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست ...
 گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ......
 حرف‌هاي پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و سيروس مقدم درباره سريال «روز حسرت»: / كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند ...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گفت و گویی خواندنی با کیانوش عیاری درباره سریال موفق‌اش / از اینکه پنج سال برای «روزگار قریب» وقت گذاشتم، راضی هستم...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...
 گفتگوی مفصل با مجید صالحی، کارگردان مجموعه پربیننده «سه در چهار» / سعی کردم از بازیگرانی استفاده کنم که در سریال‌های عطاران بازی نکرده‌اند...
 گزارشي از پروژه‌هاي جلوي دوربين / هملت در سينما ركس...

آرشيو...



كي بزرگ مي شوي پسر؟ (گفت و گو با امين حيايي)
كي بزرگ مي شوي پسر؟ (گفت و گو با امين حيايي)


در بدترين شرايط ممكن، اين گفت‌وگو انجام شد. فكرش را هم نمي‌توانيد بكنيد. ساعت 3 نصف شب، آن هم در سوز بد سرما، در بيابان‌هاي شهرك سينمايي دفاع مقدس، روي يك تخته چوب كه هر از چند گاهي ميخي به بدن آدم فرو مي‌رفت. آن هم بين يك سكانس 20 دقيقه‌اي كه فقط به ما مجال مي‌داد فكر كنيم كه چه سؤالي بايد بپرسيم. آن هم از بازيگري كه مدت‌هاست دنبالش‌ايم تا بنشينيم و گفت‌وگوي مفصلي انجام بدهيم. بازيگري كه در اين چند سال يا دارد فيلم بازي مي‌كند و يا دارد فيلم‌نامه مي‌خواند براي انتخاب فيلم بعدي. روزي هم نيست كه فيلمي از او روي پرده نباشد و او را با شكل و شمايل جديدي در سينما نبينيم. بيشتر فيلم‌هايش هم كه پرفروش از كار در مي‌آيند. در نتيجه اصلا فرصتي براي مصاحبه ندارد. فقط هم ما دنبال اين سوپراستار سينما نبوديم، خيلي از دوستان خبرنگار هم در خماري گفت‌وگو با او هستند. به خاطر همين، به روش خفت كردن متوسل شديم! اين كه برويم سر صحنة فيلم‌برداريِ اخراجي‌ها (اولين فيلم سينمايي مسعود ده‌نمكي) تا بين يك سكانس كوتاه، حتي در بدترين شرايط ممكن او را گير بيندازيم و مصاحبه را انجام بدهيم. باور كنيد گير آوردن حيايي سخت‌تر از پيدا كردن يك وزير است! ساعت از 1 بامداد گذشته بود كه داخل شهرك سينمايي دفاع مقدس شديم. همة اخراجي‌ها جمع بودند. شريفي‌نيا هم گوشه‌اي نشسته بود و چاي مي‌خورد. سوز سرما بدجوري اذيت مي‌كرد و يك ليوان چاي حتما مي‌چسبيد. خلاصه با پادرمياني شريفي نيا بالاخره روي يك تخته چوب نشستيم و گفت‌وگو را شروع كرديم. راستي در حين خواندن مصاحبه شايد جاي يك سري سؤال‌ها را خالي ببينيد. ولي فقط خودتان را بگذاريد جاي من، در آن شرايط هولناك و سوز سرما و فشارِ گرفتن پلان بعدي؛ و كمي به‌ام حق بدهيد. همين!




مجيد توكلي







- انگار نقشت توي اخراجي‌ها را خيلي دوست داري و خيلي برايت مهم است. حتي نسبت به جاي يك ليوان و اين كه صدايت خوب گرفته شده يا نه هم حساسيت نشان مي‌دهي. اين با تصويري كه آدم از امين حيايي دارد كه در هر كاري بازي مي‌كند و انگار هيچ وسواسي در انتخاب نقش‌هايش ندارد خيلي فرق دارد.
اين عشق و علاقه‌اي است كه در همة كارهايم دارم. سر هر كاري بروم و ببينم فضاي كار طوري است كه همه مي‌توانند از نظرات هم استفاده ‌كنند، دوست دارم من هم نظرم را بدهم. ايدة من اين است كه هر كس مي‌تواند نظر خودش را داشته باشد. وقتي يك ليوان داشته باشيم، هر كس از زاوية خودش به آن نگاه مي‌كند.

- اين شور و هيجان و دادن نظر و انرژي گذاشتن سر همة كارهايي كه بازي مي‌كني وجود دارد يا فقط در بعضي كارها اين‌جوري هستي؟
اين‌ها زماني پيش مي‌آيد كه ببينم خود كارگردان و گروه اين فضا را ايجاد كرده‌اند تا بازيگر بتواند نظرش را بگويد. فيلم‌هايي هم شده كه خود كارگردان احساس مي‌كرده به تنهايي مي‌تواند از پس كار بر بيايد و نيازي به ما نداشته و من هم هيچ‌وقت فضولي نكردم.

- يعني ابتداي كار يك جورهايي كارگردان را تست مي‌زني، اين كه ببيني ايده‌هايت خريدار دارد يا نه؟
آره، تقريبا توي كار متوجه مي‌شوم. وقتي دو تا نظر مي‌دهم و مي‌بينم خوشش نمي‌آيد ديگر هيچي نمي‌گويم.

- آن وقت به فكر اين نيستي كه اين نگفتن نظراتت، ممكن است بازي‌ات را خراب كند؟
در هر صورت واجب‌تر از هر چيزي، احترام به خود كارگردان است. ما يا يك كاري را نبايد شروع كنيم يا وقتي شروع كرديم، ديگر مجبوريم قيد خيلي چيزها را بزنيم.

- اين حساسيتي كه امين حيايي به كارش دارد و انرژي كه براي هر چه بهتر شدن بازي‌اش خرج مي‌كند، از ابتداي دوران بازيگري‌اش با او بود يا الان به اين قضيه رسيده؟
مسلما پختگي الان، باعث شده تا به اين نتيجه برسم كه اين كار، موفقيت آدم را بيشتر مي‌كند. سر كما، دختر ايروني و... به اين نوع روش احترام مي‌گذاشتند. واقعا اگر اين فيلم‌ها در بين تماشاگران هم موفق بوده، اين حس در پشت‌صحنه هم بوده. من هم سعي كردم سر هر كاري كه مي‌روم اين حس را منتقل كنم و اين فضا را ايجاد كنم. شده پيش قدم هم شدم تا فضا ايجاد شود. چون بعضي از بازيگران خجالت مي‌كشند ولي نمي‌دانند كه اين كمكي به كارگردان است و به‌خصوص به نقش خودشان.

- پس يك علت اين موفقيتي كه به دست آورده‌اي، به گونه‌اي كه حتي در فيلم‌هاي نه چندان خوب سينما هم خيلي خوب بازي مي‌كني، به خاطر همين عشق و علاقه‌اي است كه از آن حرف مي‌زني؟
بله دقيقا.

- از مسيري كه تاكنون طي كردي راضي هستي؟
خيلي.

- قبول داري وقتي به كارنامة بازيگري تو نگاه مي‌كنيم يك سري فيلم‌هاي سطحي هم به چشم مي‌خورد كه دليل انتخابش براي خيلي‌ها جاي سؤال دارد. شايد اين تلقي به وجود بيايد كه به كمتر فيلم‌نامه‌اي جواب منفي مي‌دهي.
ولي دقيقا همين فيلم‌ها كه خيلي‌ها مي‌گويند چرا بازي كردي، اين تجربيات را به من داده. من هميشه سر هر كاري بودم يك چيزي ياد گرفتم و يك يادگاري برايم مانده و آن فيلم‌ها هم در رشد من نقش داشتند.

- الان به آن پختگي نرسيدي كه در بعضي از فيلم‌ها بازي نكني؟
البته يك سري اعتقادات هم دارم. اعتقادم اين است كه وقتي مسيري برايم باز است و اتفاقي برايم مي‌افتد، احساس مي‌كنم همان مسير، مسير من بوده. وقتي هم مسيري جلويش سد باشد و اتفاقي بيفتد كه مثلا سر يك كاري نتوانم بروم، خب با خودم مي‌گويم آن كار براي من نبوده. مثلا نقش اول من توي كما، نقش ساده‌اي بود. وقتي موقعيت جور شد و رفتم داخل كار و فيلم‌نامه به طور كامل شكل گرفت، نقش من عوض شد. ولي من اين‌جوري نيستم كه وقتي چنين اتفاقي بيفتد بي‌خيال كار بشوم. با آرش معيريان هماهنگ كرديم و خلاصه نقش به آن شكل درآمد. البته شايد خيلي‌ها هم بگويند اين پسره براي انتخاب نقش‌هايش استخاره مي‌كند.

- فكر نمي‌كني مخاطب خيال مي‌كند بازيگر محبوبش به خاطر پول سر هر فيلمي‌ مي‌رود؟
به هر حال كسي كه امين حيايي را شناخته باشد به اين نتيجه هم مي‌رسد كه حيايي توي كارش عشق دارد و حتي اگر كاري را به خاطر پول بازي كند سعي مي‌كند به بهترين شكل آن را بازي كند. حتي اگر ارزش مالي‌اش برايم مهم باشد كاري مي‌كنم كه بازي‌ام هم برايم اهميت داشته باشد. خيلي موارد پيش آمده كه نياز مالي داشتم و رفتم ولي كاري كردم كه همان كار با آرامش انجام شده و با راحتي بازي كردم تا آن چيزي كه مي‌خواهم در بيايد.

تو الان معيارهاي يك ستاره را در سينما داري. تا به حال اين موضوع براي تو دغدغه بوده كه مثلا تلاش كني به آن برسي؟

ارزش‌هايي كه توي زندگي‌ام برايم مطرح هست، ستاره شدن و ستاره ماندن نبوده. اين‌ها چيزي است كه در مراحل پله‌پله‌اي كارم به‌وجود آمده. شهرت، محبوبيت اين‌ها همه يك شبه نبوده و پله‌پله آمدم و پل‌ها را پشت سر گذاشتم و رسيدم. مي‌دانم كه شايد مسير آينده‌ام عوض بشود، ولي من ياد گرفتم توي زندگي‌ام ايثار داشته باشم و خيلي جاها شده كه خودم را فراموش كردم و به خاطر خانواده و مشكلات دست به هر كاري زده‌ام.

- مگر يك بازيگري كه لقب ستاره مي‌گيرد بارش سنگين‌تر نمي‌شود؟
چرا حتما وظيفه‌ام را بيشتر مي‌كند. ولي شايد در گذشته نيازمند بودم و واقعا مجبور شدم فيلم‌نامه‌اي را قبول كنم كه دوست نداشتم. حالا خدا را شكر، خدا اين نياز ما را هم برطرف كرده و احساس مي‌كنم يكي دو سالي هست كه اين اتفاق نيفتاده. در اين مدت فيلم‌نامه‌هايي را كه انتخاب كردم، به نظرم مردم دوست خواهند داشت و حتي نظر منتقدان را هم جلب خواهد كرد.

- خودت را تا به حال با ستاره‌هاي‌ هاليوود مقايسه كردي؟
اصلا قابل قياس نيست. نمي‌توانيم ستاره‌هاي‌ هاليوود را با ستاره‌هاي خودمان مقايسه كنيم. ستاره‌هاي ما بيشتر ستاره‌هاي اخلاقي هستند تا ستاره‌هايي كه به قول معروف ‌هاليوودي زندگي كنند. ما ستاره‌هايي كه داشتيم بيشتر «محبوبيت» داشتند و از قديم هم همين‌طور بوده و مردم آن‌ها را دوست داشتند. يعني حتي اگر فيلم ضعيف و ساده‌اي هم بازي مي‌كردند آن فيلم پرفروش مي‌شد. چون فقط به عشق آن بازيگر مي‌آمدند و فيلم را مي‌ديدند.

- فكر مي‌كني الان اين اتفاق براي تو افتاده؟
ممكن است افتاده باشد ولي الان به گونه‌اي است كه من خودم وسواس دارم. من هميشه به بچه‌ها هم مي‌گويم كه دوست ندارم توي يك فيلم پرفروش بروم و همه بگويند فقط امين حيايي خوب بود. من دوست دارم بگويند همة فيلم خوب بوده و چقدر همه خوب بازي كردند. اين نوع فيلم براي من با ارزش هست. اگر هم توي پروندة من قرار باشد فيلم ‌باارزشي باشد، آن نوع فيلم باارزش خواهد بود. فكر مي‌كنم «اخراجي‌ها» يك نمونه از همين فيلم‌ها خواهد بود .

- از « اخراجي‌ها» گفتي. نقش تو اين‌جا يك دزد لات هست. و تو هم نقش لات، زياد بازي كردي...
من همة اين نقش‌ها را متفاوت گرفتم. يعني لات‌هاي متفاوتي بوده‌اند. يكي لات گردن كلفت بوده، يكي جوجه لات بوده و اين هم يك دزدي هست كه در محله پايين بزرگ شده و لات است.

- چطور به اين تفاوت‌ها مي‌رسي؟
به هر حال چهره‌هايي هست كه شايد من خودم ديده باشم، قديم و جديد. به دوران مدرسه و سربازي و اين‌ها رجوع مي‌كنم. بعضي موقع‌ها هم همان موقع توي صحنه، افرادي دور و بر آدم پيدا مي‌شوند كه از همان‌ها ايده مي‌گيرم. مثلا سر كما يكي از دوستانمان هم سر صحنه بود كه من خيلي از شخصيت‌اش استفاده مي‌كردم، از رفتارش، نوع بيانش،كلامش.

- خودش هم مي‌دانست؟
آره مي‌دانست. خيلي هم كمكم كرد.

- وقتي يك نقشي پيشنهاد مي‌شود تا به حال شده بروي دنبال آن شخصيت تا تمام خصوصياتش را پيدا كني؟
معمولا نه، مگر اين كه خيلي خاص باشد. به طوري كه ما در جامعه آن را نبينيم. مثلا كر و لال يا كور باشد. همچين نقشي هم تا به حال به‌ام پيشنهاد نشده.

- چقدر فيلم مي‌بيني؟
سعي مي‌كنم فيلم‌هاي روز را ببينم.

- اين به خاطر آشنايي با متد‌هاي بازيگري روز دنياست يا عشق سينما بودنت؟
فيلم‌هايي كه مي‌بينم بيشتر فيلم‌هاي بخش صنعت سينما است. فيلم‌هايي كه سينما توي آن پيشرفت كرده. فيلم ديدن براي من مثل تفريح مي‌ماند. هميشه مثل يك تماشاچي فيلم‌ را ديدم. هيچ‌وقت منتقدانه نگاه نكردم و فقط فيلم‌هايي كه بازي‌هاي خوبي داشته جذبم كرده و يك چيز‌هايي هم از آن‌ها ياد گرفتم.

- چه جور فيلم‌هايي‌ را بيشتر دوست داري؟
فيلم‌هاي تخيلي.

- چرا؟
مي‌دانم. شايد تخيلم باز مي‌شود (با خنده) احساس مي‌كنم ذهنم را باز مي‌كند.

- دوست داري يك همچين فيلم‌هايي در سينماي ما ساخته شود و تو هم بازي كني؟
ان‌شاءالله، مثلا 13 گربه روي شيرواني... اين فيلم يك تجربة خوبي بود. ساخت اين فيلم يك قدمي‌ بود روبه جلو در فيلمسازي در سينماي ايران.

- فكر مي‌كنم شخصيت خود امين حيايي بيشتر شبيه يك كاراكتر كمدي و طنز باشد تا يك آدم جدي؟
من كلا در بين دوستانم هم طنز هستم، مي‌گويم، مي‌خندم و شوخي مي‌كنم. حتي در محيط كار هم كه كار جدي بوده و نقش هم جدي بوده و اصلا طنز هم نداشته فضاي پشت صحنه‌مان كاملا طنز بوده. البته بعضي‌ وقت‌ها يك فيلم طنز هم كار كرديم كه پشت صحنه‌اش جدي بود و اصلا هيچ خنده‌اي روي لب هيچ‌كس نمي‌ديدي.

- و تو هم نمي‌توانستي خودت را كنترل كني؟
خب اذيت مي‌شدم. مي‌گفتم داريم يك فيلم طنز كار مي‌كنيم و چرا اين‌قدر همه جدي‌اند و به نوعي سعي مي‌كردم فضا عوض بشود. به هر حال 50 درصد بخش كاري خودم را مي‌توانم به دوش بكشم و 50 درصد مابقي به عهدة فيلم‌بردار، گروه صحنه و.... است.

اين انرژي‌ات چقدر روي بازيگر مقابلت تأثير مي‌گذارد؟ يعني چقدر بازي او برايت اهميت دارد؟

من به اولين چيزي كه توي صحنه فكر مي‌كنم بازي بازيگر مقابلم است. چون وقتي كار آن نقش، درست در نيامده باشد، كار من هم درنمي‌آيد. مثل پينگ‌پنگ مي‌ماند. تو وقتي پينگ‌پنگ بازي مي‌كني اگر طرف مقابلت ناوارد باشد و توپ را خوب رد نكند، بازي تو هم خراب مي‌شود. مي‌گويند هميشه با كسي بازي كن كه بهتر از تو توپ بزند كه تو هم يك چيزي ياد بگيري. من اگر احساس كنم كسي كه با من بازي مي‌كند، رابطة پينگ‌پنگي با من ندارد، سعي مي‌كنم حداقل يك رابطة صميمي‌ برقرار كنم تا اعتماد پيدا كند و حس نكند كه من قصد دوربين دزدي دارم يا مي‌خواهم بيشتر ديده بشوم. اولين چيزي كه براي من مهم است خود كار است. اين كه اجرا زنده باشد. برعكس وقتي حس مي‌كنم يك جايي بازي‌ها دارد مي‌افتد، سعي مي‌كنم پيشنهاد بدهم تا كل كار خوب دربيايد. هميشه هم اين حس را منتقل كردم كه واقعا من يك آدمي‌ هستم كه دوستتان دارم و...

- بعضي از بازيگران مطرح وقتي سر صحنه مي‌آيند، عوامل به شكلي احساس مي‌كنند نمي‌شود به او نزديك شد و همه به نوعي از حرف زدن با او واهمه دارند. اين براي تو هم پيش آمده؟
خيلي از اين موارد پيش آمده. اين كه آمدند گفتند ما توقع داشتيم تو قيافه بگيري و تحويل نگيري. در صورتي كه ما جزئي از همين مردم بوديم و من احساس مي‌كنم برخوردي كه ممكن است درصدي از دوستان داشته باشند درست نيست. چون ما بلند شده از همين مردم و جامعه هستيم و حالا تو مسيري افتاديم كه روش كاري مان اين شده.

- بچه كجايي؟
بزرگ شدة قيطريه و تجريش هستم.

- اوقات بيكاري بين فيلم‌ها را چطور سپري مي‌كني؟
الان كه اين سؤال را مي‌كني اين موقعيت خيلي ناملموس شده. چون صبح تا شب سر كارم. يا اين‌جا يا كلاه پهلوي. ولي اگر وقتي باشد يا ورزش مي‌كنم يا در حال خواندن سناريو هستم يا به همسرم كمك مي‌كنم. خودم اگر بيكار باشم خيلي چيزها هست كه به‌اش بپردازم.

- با اين همه فيلم كه در سال بازي مي‌كني و تقريبا در هر فصلي يك يا دو تا فيلم داري چطور به خانواده مي‌رسي؟
عشق كه باشد همه چيز حل مي‌شود. من عاشق كارم هستم و اين خيلي به من انرژي مي‌دهد. من مسؤوليت داشتن را دوست دارم و اين تعهدات، اين عشق را به من مي‌دهند. مثل همسرم، دوستانم. مگر اين كه خيلي خسته باشم و بي‌انرژي باشم و تنها انرژي كه مانده باشد براي اجراي پلان باشد، و فقط همان لحظات هست كه مي‌تواني من را ساكت پيدا كني. چند شب پيش هم اتفاقا اين اتفاق افتاده بود. سر كار كلاه پهلوي، بچه‌ها مي‌گفتند امين ديگر حرف هم نمي‌تواند بزند. انرژي حرف زدن هم ندارد. يعني از نظر جسمي‌ديگر كشش نداشتم.

- اين به كارت لطمه نمي‌زند؟
ديگر مجبورم نهايت انرژي‌ام را براي اجراي پلان ذخيره كنم و از بخشي كه صرف ارتباط با دوستانم مي‌كنم، كمتر كنم. مرحلة اول كار برايم مهم هست. چون تماشاگر من منتظر هست من را توي صحنه خوب ببيند، درست ببيند، به جا ببيند و كمبودي از من احساس نكند.

- با مردم سينما مي‌روي؟
بيشتر، اكران‌هاي خصوصي بوده.

- برايت مهم نيست بازتاب نقشت را در سينما ببيني؟
بيرون از سينما بازتاب فيلم‌هايم را مي‌بينم.

- شده كسي بيايد انتقاد كند؟
آره. منم عذرخواهي كردم.

- فكر مي‌كني امين حيايي اگر بازيگر نمي‌شد چه كار مي‌كرد؟
به هر حال يك كار هنري مي‌كردم. چون فكر نمي‌كنم به غير از هنر كار ديگري را انتخاب مي‌كردم. يا مجسمه‌ساز مي‌شدم يا نقاش يا... به هرحال يك كار هنري.

- رشته تحصيلي؟
رياضي فيزيك. مهندسي كامپيوتر هم خواندم، خانواده دوست داشتند بچه يا مهندس بشود يا دكتر. آن دوران، بازيگري خيلي كار حرفه‌اي و پول‌سازي نبود و كسي نمي‌توانست حساب كند كه مي‌تواند مخارجش را از اين راه تأمين كند. خب، منم توي آن موقعيت وارد سينما شدم. نه كلاسي بود نه دوره‌اي بود. من در دوران سربازي تئاتر بازي مي‌كردم كه خانم ثريا قاسمي‌ من را براي يك فيلم معرفي كردند. وقتي عشق و علاقه‌ام را سر كار ديدم فكر كردم اگر اين كار را ادامه بدهم خيلي خوب باشد. اين اتفاق افتاد و كارهاي بعدي و بعدي پيش آمد و احساس كردم مسيرم دارد مشخص مي‌شود. آن راهي كه خودم فكر مي‌كردم مي‌توانم توي آن موفق بشوم همين راه بود و من اين راه را به همين نيت آمدم. چند سالي هم كه توي اين كار بودم فهميدم بازيگري مقوله‌اي جدا از اين صحبت‌هاست. شما مي‌گويي ستاره شدن، سوپراستار شدن و محبوب شدن ولي واقعا وقتي واردش مي‌شوي مي‌فهمي‌كه يك راه تصفية روح است و آدم را به راه‌هاي تعالي مي‌رساند و يك درون‌فكني به وجود مي‌آورد كه آدم منقلب مي‌شود.

- راستي چرا اهل روزنامه خواندن نيستي و از مصاحبه فرار مي‌كني؟
براي خواندن روزنامه وقت نمي‌شود. مصاحبه هم دليل دارد. نمي‌خواهم حرف‌هايم تكراري باشد و مخاطب خسته شود.

- الان اين مصاحبه تكراري شد؟
نه. اتفاقا خيلي‌وقت بود اين حرف‌ها را نزده بودم.



منبع خبر : همشهری جوان
شنبه,8 مهر 1385 - 13:56:10

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


پنجشنبه 13 مهر 1385 - 11:32

عالي بود

مینا سخفی
يکشنبه 16 مهر 1385 - 10:54

گفت و گوی خوبی بود ولی ای کاش آقای توکلی بیشتر گیر می دادند که چرا فیلم های زرد بازی می کند.امین حیایی دارد از دست می رود.یکی این را به خودش بگوید

محمدرضا عاشوری
دوشنبه 17 مهر 1385 - 14:37

سلام.گفت و گوی خوبی بود.با نظر مینا موافقم ولی امین حیایی یک سوپراستار در سینمای ایرانه و یک سری فاکنورهایی برای انتخاب نقش هایش دارد.باید ببینیم ملاک های انتخاب یک سوپراستار چیست؟


سه‌شنبه 25 مهر 1385 - 16:1
عاطفه

خوب بود و خواندني.ممنون.فقط اي كاش توي يكي از كارهاي استاد بيضايي بازي كند

مهدى
يکشنبه 7 آبان 1385 - 20:55

بد نبود!!!!

افسانه
شنبه 20 آبان 1385 - 0:5

امین حیای جایی گفته بود که به خاطر رفاقتهایش مجبور شده برخی فیلم های نازل را هم بازی کند ولی واقعن حیفه که با این همه استعداد و راه مشقت باری که طی کرده تا به اینجا رسیده هر فیلمی رو قبول کنه. حیف

مریم
شنبه 20 آبان 1385 - 10:11

توی مصاحبه امین گفته گاهی مجبور بوده فیلمنامه های ضعیف رو هم قبول کنه و به لطف بازی خوبش اونها رو دیدنی کنه. همه حد و اندازه امین رو میدونیم و گاهی باید اونو درک کنیم.

niwsha
دوشنبه 4 تير 1386 - 19:8

jaei amin gofte bood bazi vaghtha bekhater bipooli kari ro entekhab karde mage mishe chenin bazigari baraie pool naghsh ghabool kone?inke miliardere

شبنم
چهارشنبه 13 تير 1386 - 14:46

به نظر شما يك تازه وارد در اموزشگاه بازيگري چگونه مي تواند به سينما راه پيدا كند.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.16964888573 seconds.