سينمای ما - وقت‌اش بود... / يادداشت امير قادري براي رسول ملاقلي‌پور
يکشنبه 14 تير 1388 - 0:0
• در باشگاه فیلم تهران؛ / امیر قادری و مهرزاد دانش، درباره «شک» جان پاتریک شانلی گفتگو می‌کنند      • همه فیلم‌های سینمایی این هفته تلویزیون؛ / از جواد رضویان تا آمیتا باچان      • اکران اش تازه شروع شده است؛ / «درباره الی...» شب جمعه 40 میلیون فروخت و نیم میلیاردی شد      • کارشناسان تحلیل می‌کنند / پس از «خانه خدا»؛ / این اولین اکران یک مستند در سالن‌های سینمای ایران است      • اولین فیلم بلند این کارگردان جوان، نام جالبی دارد؛ / نان، زن و شعر      





نظر سنجی

با توجه به برنامه هاي اعلام شده برنامه هاي فرهنگي كدام نامزد رياست جمهوري را براي آينده سينماي كشور مفيد مي دانيد ؟




سينماي جهان
معرفی کامل فیلم «بالا» - حامد مظفری
تبهكاري كه اسطوره شد -به پیشواز فیلم تازه مایکل مان- با چند عکس از فیلم
رايان رينولدز با «ددپول» از «مردان ایکس» مستقل می‌شود
ژاک ریوت برای شیر طلایی ونیز رقابت می‌کند
کارل مالدن، اسطوره سینمای کلاسیک درگذشت + عکس‌ها
بازنده‌ترین مرد اسکار این بار جا را برای اسکار «تغییرشکل دهندگان 2» باز کرده
معرفی کامل فیلم «پیشنهاد» - حامد مظفری
ديويد فينچر درباره شبکه اجتماعی فيس‌بوك فيلم مي‌سازد
ساترن جوایزش را به «شوالیه تاریکی» داد
اولين عكس‌های «آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون
نسخه بلو ری «گلادیاتور» با 11 ساعت تصویر اضافی
ستارگان سینما در نقش حیوانات باغ وحش


درباره الي ...


  (589 رأي)

کارگردان:
اصغر فرهادي
-------------------------------------
پاتو زمين نذار


  (36 رأي)

کارگردان:
ايرج قادري
-------------------------------------
خروس جنگي


  (37 رأي)

کارگردان:
مسعود اطیابی
-------------------------------------
امشب شب مهتابه


  (31 رأي)

کارگردان:
محمدهادی کریمی
-------------------------------------
هرچي تو بخواي


  (12 رأي)

کارگردان:
محمد متوسلاني
-------------------------------------



وقت‌اش بود... / يادداشت امير قادري براي رسول ملاقلي‌پور
وقت‌اش بود... / يادداشت امير قادري براي رسول ملاقلي‌پور


رسول ملاقلي‌پور، خوب وقتي مرد. فيلم‌ آخرش ميم مثل مادر را دوست نداشتم. بيش‌تر فصل‌هاي مزرعه پدري را همين‌طور. ولي هيچ وقت نشد فكر كنم دارد دروغ مي‌گويد يا چيزي مي‌سازد كه به‌اش اعتقاد ندارد. اين ويژگي خيلي مهمي بود در زمانه‌اي كه همه دارند صداقت‌شان را دير يا زود مي‌فروشند. يعني مي‌فروشيم. من زودتر، تو ديرتر. اما به نظرم اين راهي است كه همه ما بايد در اين چند سال تعيين كننده آينده، آن را طي كنيم. ملاقلي‌پور وقتي مرد كه اخراجي‌ها روي پرده سالن‌هاي سينماي تهران است. وقتي مرد كه ابراهيم حاتمي‌كيا، به نام پدر را ساخت.
ميم مثل مادر را دوست نداشتم. به نظرم ملاقلي‌پور نتوانسته بود عصبانيت‌اش از اوضاع اجتماع را به يك فرم هنري تبديل كند. مهم نيست؟ به نظر من هست. ديگر عصبانيت و طلب‌كاري‌اش را دوست نداشتم. فيلم‌‌اش آزارم داد. ملاقلي‌پور نتوانسته بود نگاه همه‌ جانبه درستي به اجتماع‌اش بيندازد و كارش به يك نگاه صرفا انكاري رسيد. به نظرم آمد ديگر قادر نبود از سينما و از زندگي لذت ببرد، كه به هر حال موهبتي است، فضيلتي است. به همين خاطر هم صحنه‌هاي مربوط به تفريح و تفرج خانواده در مزرعه پدري، گاهي مسخره از آب درآمده. اما در ميم مثل مادر هم دروغ نمي‌گفت در زمانه‌اي كه همه داريم دروغ مي‌گوييم، و اين رياكاري به وجه برجسته دوره و زندگي ما تبديل شده. چه آگاهانه و چه ناخودآگاه.
پيش از اين اما خيلي از فصل‌هاي فيلم‌هاي ملاقلي‌پور و فيلم سفر به چزابه‌اش را دوست داشتم. يادم هست سكانس حمله دشمن در مزرعه پدري را ديدم با حس و حال ديوانه‌وار و خشونت جذاب و ايماني كه از همه آن تصاوير پر از خون و مرگ حمايت مي‌كرد كه دلم درد گرفت چرا بقيه فيلم را دوست ندارم. يا ديدگاهي كه پشت قارچ سمي بود و تمناي كارگردان براي يك جور پاك و بي دروغ نگاه كردن كه البته باز با اجراي نه چندان خوب‌ و سوررئاليسم كم‌ظرافت‌اش از دست مي‌رفت و تاثير لازم را نمي‌گذاشت. يك جور بي‌نظمي در كارش بود كه نمي‌گذاشت جوش‌اش دروني‌اش، آن جور كه بايد روي پرده بروز پيدا كند.
از ملاقلي‌پور بيش‌تر فيلم‌هاي قديمي‌اش را دوست دارم. هنوز خاطره روزي كه از مدرسه فرار كردم كه افق را ببينم توي ذهن‌ام است. مثل بقيه فيلم‌هاي جنگي نبود. داستان تعريف مي‌كرد و حس و حال‌اش واقعي بود. بعد مجنون آمد، بامزه و خشن و طلبي كه كارگردان از بي‌عدالتي و ريا و حماقت دنياي دور و برش داشت. دو بار ديدم‌اش كه معمولا پيش نمي‌آيد آدم فيلم ايراني، دو بار ببيند.
اما در سفر به چذابه بود كه همه اين‌ها گرد هم آمد. وقتي تصورش از فضاي دوران جنگ و ايثار را با فضاي زندگي پر از ترس ما مردهاي امروز پيوند زد. هم آن عصبانيت بود، هم آن طلب و صداقت و هم فرمي كه به ملاقلي‌پور فرصت مي‌داد تا مضامين محبوب‌اش را مطرح كند. او هم كه فرصت را از دست نداد و سر حوصله ( و نه مثل فيلم‌هاي بعدي، با عجله و گاهي طلب‌كاري ) احتمالا بهترين فيلم‌اش را ساخت.
سكانس عكس گرفتن سفر به چذابه هيچ وقت فراموش‌ام نمي‌شود، باز احتمالا بهترين سكانسي كه رسول ملاقلي‌پور كارگرداني كرده است. وقتي دوباره به عكس نگاه مي‌كند و مي‌بيند جاي خيلي‌ها خالي است. جاي رسول اما گاهي فكر مي‌كنم اصلا خالي نيست. ملاقلي‌پور وقتي مرد كه در اين زمانه پر از دروغ، هر لحظه امكان از مسير خارج شدن‌اش مي‌رفت. و حالا كه مرده، مي‌بينيم كه مردم چه قدر دوست‌اش داشته‌اند. به پيغام‌هاي تسليت، گريه‌هاي توي پستوي خيلي‌ از خانه‌ها و چشم‌هاي خيس خيلي از رفقا دقت كنيد. ما مردم هر آدم صادقي را دوست داريم، حتي اگر خودمان – البته فعلا - اين طوري نباشيم.
جمعه,18 اسفند 1385 - 11:30:39

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

farshid
جمعه 18 اسفند 1385 - 15:6
0
موافقم مخالفم
 
دایره سرخ

این چند روزه از برخورد سانتی مانتالیسم خیلی ها حالم خیلی گرفته شد از دست دادن رسول ملاقلی پور برای همه

تلخ بود ولی این دلیل خوبی برای این که به خاطر این اتفاق تلخ زمین و زمان را به هم بریزیم نیست .این که همه را متهم

به صداقت فروشی کنیم وحکم محتوم صادر کنیم راه درستی نیست.

رسول ملاقلی پور ادم بزرگی بود و ای کاش فضای حمایتی از ایشان که این چند روزه همه جا به راه افتاده بداند که باید

به منتقدان اثار ایشان این اجازه را داد تا به راحتی به نقد و بررسی اثار او بپردازند.

هر چند سینما همیشه دلش میخواهد قهرمان بسازد و وقایع را دراماتیز ه کند ولی کاش بگذاریم رسول هنرمندی صمیمی از جنس خودمان باقی بماند.

farshid


جمعه 18 اسفند 1385 - 17:57
0
موافقم مخالفم
 

وقت شما کی میرسه آقای قادری؟؟؟

علی جاجی پور
شنبه 19 اسفند 1385 - 2:4
0
موافقم مخالفم
 

او از ما بود و برای همه ما فیلم می ساخت

علی طهرانی صفا
شنبه 19 اسفند 1385 - 2:53
0
موافقم مخالفم
 

بعد از مدت ها مطلبی از شما خواندم که با آن احساس قرابت کردم. کاش تمام نوشته هایتان اینگونه بود.

البطرس
شنبه 19 اسفند 1385 - 9:40
0
موافقم مخالفم
 

سلام .آقای قادری.یک سوال .چی شده که انقدر احساسی شدید ؟احتمالا رفته بودید تشیع جنازه رسول.وشاید برای اولین بار برای اولین بار نگاهش کرده بودید . نه این که فقط دیده باشید . احتمالا تحت تاثیر فضا قرار گرفته بودید . متاسفانه من نتوانستم به تشیع جنازه اش برم و احتمال حالا حالا ها هم نمی توانم بروم بهشت زهرا . اما احساس می کنم تازه اون روز کمی رسول را درک کردید . اقای قادری در سینمای بازار شام ما ملا قلی پور بیش از یک انسان صادق بود .کسی که در هر صورت کمی ارضایمان می کرد .من به شما احترام می گزارم اما نقدتان را تنها برای معدود افرادی که احتمالا مورد لطف شما بودن پسندیدم.

کاش این را هم نمی نوشتید که نهایت تلاشتان را برای تغریف از رسول کردید و من می گم بهتان که باز هم گاف دادید و شما هرگز نخواهید توانست رسول را به قیمت اش نقد کنید تا مانند او نبینیدو چیزهایی را که احتمالا او احساس کرده بود حس کنید رسول فقط به دفاع مقدس نمی پرداخت .شاید به ارمان ها بیش تر از بها می داد . به نظر شما جایی، نه اینجا کدام درست می گیم و حقیقت کدام است؟

سید مهدی طاهری
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 5:6
0
موافقم مخالفم
 
ای صداقت پیشه

رسول ملاقلي‌پور، خوب وقتي مرد؟!!

احتمالاً خیلی حال کردید که نوشتارتان را با این جملۀ ساختارشکن شروع کرده اید.؟

رسول ملاقلی پور فقط یک فیلمساز نبود که چون کارهایش را دوست نداشتید دیگر وقت مردنش رسیده بود.رسول یک انسان بود که خیلی ها دوستش داشتند هر چند که شاید بعضی از فیلمهایش را نپسندیده باشند.


يکشنبه 20 اسفند 1385 - 5:54
0
موافقم مخالفم
 

عجب


يکشنبه 20 اسفند 1385 - 7:2
1
موافقم مخالفم
 

خیلی لحنت بده. دوست نداشتی که نداشتی . پس چرا کارهاش رو دنبال می کردی ؟


يکشنبه 20 اسفند 1385 - 9:37
0
موافقم مخالفم
 

سلام امير ِ قادري ِ عزيز . مثل خيلي از نوشته هات ، با اين يكي هم حال كردم ، ولي دليل حساسيت دوستايي رو كه نظر دادن نمي دونم . رسول ِ ملاقلي پور ، صادق بود و عصباني و دوست داشتني ...... بقيه اش ديگه به خودش مربوط مي شه و خـداي ِ خودش .

يا حــق

محسن رزم گر
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 10:3
0
موافقم مخالفم
 
كسي مانند او هست؟

تا كه بوديم نبوديم كسي كشت ما را غم بي هم نفسي

تا كه خفتيم همه بيدار شدند تا كه مرديم همگي يار شدند

قدر آن شيشه بدانيد كه هست نه در آن موقع كه افتادوشكست

atieh
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 10:4
0
موافقم مخالفم
 
وقتی که زنگها برای صداقت به صدا درامد

چطور به این زودی این مطلب رادرک کردی . فکر نمیکنی،ما هیچ زمان نمی توانیم در جایگاه حق بنشینیم و قضاوت کنیم چه کسی می داند الان فوت (سفر کردن) کند خوب است چه زمان بد . در کل اشاره کردن به صداقت از دست رفته انسان امروزی با این فرم به نظرت کمی ابلهانه نیست.

فرهاد ترابي
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 15:8
0
موافقم مخالفم
 
عصيان

هميشه پشت عصيان صداقتي نهفته است كه اگر نبود عصيان يك پرخاش ساده بود.

شهروز
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:26
0
موافقم مخالفم
 

دست بالای دست زیاده امیر خان


يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:27
0
موافقم مخالفم
 

vaghean ensan az khondane bazi chizha angoshte heyrat be dahan mibarad

shahroz
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:37
0
موافقم مخالفم
 

انقدر از آدمایی که می شینن بیرون گود میگن لنگش کن بدم میاد آخه اگه بلد بودی تو هم میساختی لااقل یه میم مثل مادر

قاسم
دوشنبه 21 اسفند 1385 - 5:27
0
موافقم مخالفم
 

از کی تاحالا خدا شدی؟

ham
سه‌شنبه 22 اسفند 1385 - 10:16
-2
موافقم مخالفم
 

سلام خدا بيامرزدش حالا كه يكي دوباره از بين ما رفت بهتر نيست باز يه كم بيشتر هواسمونو به كارامون جمع كنيم .اون ديگه نمي تونه كاري واسه اخرتش بكنه بهتره ما زرنگ باشيم و از فرصتهامون بيشترترررررررر استفاده كنيم

فراز
چهارشنبه 23 اسفند 1385 - 10:4
0
موافقم مخالفم
 

با همه کسایی که شما رو کوبیدند موافقم.چون معتقدم الان موقع نقد کردن نیست.موقع تسلیت گفتنه.

بهاره منتظری
پنجشنبه 24 اسفند 1385 - 17:14
0
موافقم مخالفم
 

واقعا جاش خالی نیست چون هنوزم که هنوزه اصلا باورم نشده که رسول ملاقلی پور مرده.. کی باورش می شه؟ کی دلش نمی گیره که دیگه رسولی نیست، فیلم بسازه؟ حتی اگه بد بسازه، حتی اگه تو ذوق بزنه.. عصبانیتش، طلبکاریش، دردش، از ان نسلی بود و هست که سوختند.. یه چیزی در مورد شما یه کم ترسناکه و اون اینه که وقتی از فیلمی خوشتون نیاد، حتما پیش خودتون می گید: این بابا دیگه بلد نیست فیلم بسازه پس بلدم نیست از زندگی لذت ببره، وقتشه که بمیره!!

خلیل
جمعه 25 اسفند 1385 - 18:36
0
موافقم مخالفم
 
؟

سلام.

من که سر در نیوردم که آقای قادری بلاخره خوشش میومده از مرحوم رسول یا نه ؟

راستی چرا ما میتونیم بگیم فلان کارگردان خارجی خوبه اما داخلی یا رو نه ؟

از چی داریم فرار میکنیم ؟

aty
شنبه 26 اسفند 1385 - 0:25
0
موافقم مخالفم
 

انقدر در نبودش اشک ریختم و گریه ها گردم که خدا می دونه

اون میم مثل ملاقلی پور و میم مثل مرگ رو خیلی غم انگیزتز از میم مثل مادر ساخت

پوريا
دوشنبه 28 اسفند 1385 - 9:39
-1
موافقم مخالفم
 
بهتر و بدتر

لا اقل فيلم ساختن اون خدا بيامرز از نقد نوشتن تو بهتر بود .

پريسا
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 9:25
0
موافقم مخالفم
 

من هم فيلم هاشو زياد دوست نداشتم.

ولي مرگش... ناراحت كننده بود.

و اقاي قادري اگه فيلم هاي ايشون رو دوست نداشته حق داره.

پريسا
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 9:31
0
موافقم مخالفم
 

من هم فيلم هاشو زياد دوست نداشتم.

ولي مرگش.... ناراحت كننده بود.

اقاي قادري هم حق داره فيلم ها رو دوست نداشته باشه.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 2.68679404259 seconds.