farshid
جمعه 18 اسفند 1385 - 15:6
|
دایره سرخ
این چند روزه از برخورد سانتی مانتالیسم خیلی ها حالم خیلی گرفته شد از دست دادن رسول ملاقلی پور برای همه تلخ بود ولی این دلیل خوبی برای این که به خاطر این اتفاق تلخ زمین و زمان را به هم بریزیم نیست .این که همه را متهم به صداقت فروشی کنیم وحکم محتوم صادر کنیم راه درستی نیست. رسول ملاقلی پور ادم بزرگی بود و ای کاش فضای حمایتی از ایشان که این چند روزه همه جا به راه افتاده بداند که باید به منتقدان اثار ایشان این اجازه را داد تا به راحتی به نقد و بررسی اثار او بپردازند. هر چند سینما همیشه دلش میخواهد قهرمان بسازد و وقایع را دراماتیز ه کند ولی کاش بگذاریم رسول هنرمندی صمیمی از جنس خودمان باقی بماند. farshid
|
جمعه 18 اسفند 1385 - 17:57
|
وقت شما کی میرسه آقای قادری؟؟؟
|
علی جاجی پور
شنبه 19 اسفند 1385 - 2:4
|
او از ما بود و برای همه ما فیلم می ساخت
|
علی طهرانی صفا
شنبه 19 اسفند 1385 - 2:53
|
بعد از مدت ها مطلبی از شما خواندم که با آن احساس قرابت کردم. کاش تمام نوشته هایتان اینگونه بود.
|
البطرس
شنبه 19 اسفند 1385 - 9:40
|
سلام .آقای قادری.یک سوال .چی شده که انقدر احساسی شدید ؟احتمالا رفته بودید تشیع جنازه رسول.وشاید برای اولین بار برای اولین بار نگاهش کرده بودید . نه این که فقط دیده باشید . احتمالا تحت تاثیر فضا قرار گرفته بودید . متاسفانه من نتوانستم به تشیع جنازه اش برم و احتمال حالا حالا ها هم نمی توانم بروم بهشت زهرا . اما احساس می کنم تازه اون روز کمی رسول را درک کردید . اقای قادری در سینمای بازار شام ما ملا قلی پور بیش از یک انسان صادق بود .کسی که در هر صورت کمی ارضایمان می کرد .من به شما احترام می گزارم اما نقدتان را تنها برای معدود افرادی که احتمالا مورد لطف شما بودن پسندیدم. کاش این را هم نمی نوشتید که نهایت تلاشتان را برای تغریف از رسول کردید و من می گم بهتان که باز هم گاف دادید و شما هرگز نخواهید توانست رسول را به قیمت اش نقد کنید تا مانند او نبینیدو چیزهایی را که احتمالا او احساس کرده بود حس کنید رسول فقط به دفاع مقدس نمی پرداخت .شاید به ارمان ها بیش تر از بها می داد . به نظر شما جایی، نه اینجا کدام درست می گیم و حقیقت کدام است؟
|
سید مهدی طاهری
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 5:6
|
ای صداقت پیشه
رسول ملاقليپور، خوب وقتي مرد؟!! احتمالاً خیلی حال کردید که نوشتارتان را با این جملۀ ساختارشکن شروع کرده اید.؟ رسول ملاقلی پور فقط یک فیلمساز نبود که چون کارهایش را دوست نداشتید دیگر وقت مردنش رسیده بود.رسول یک انسان بود که خیلی ها دوستش داشتند هر چند که شاید بعضی از فیلمهایش را نپسندیده باشند.
|
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 5:54
|
عجب
|
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 7:2
|
خیلی لحنت بده. دوست نداشتی که نداشتی . پس چرا کارهاش رو دنبال می کردی ؟
|
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 9:37
|
سلام امير ِ قادري ِ عزيز . مثل خيلي از نوشته هات ، با اين يكي هم حال كردم ، ولي دليل حساسيت دوستايي رو كه نظر دادن نمي دونم . رسول ِ ملاقلي پور ، صادق بود و عصباني و دوست داشتني ...... بقيه اش ديگه به خودش مربوط مي شه و خـداي ِ خودش . يا حــق
|
محسن رزم گر
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 10:3
|
كسي مانند او هست؟
تا كه بوديم نبوديم كسي كشت ما را غم بي هم نفسي تا كه خفتيم همه بيدار شدند تا كه مرديم همگي يار شدند قدر آن شيشه بدانيد كه هست نه در آن موقع كه افتادوشكست
|
atieh
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 10:4
|
وقتی که زنگها برای صداقت به صدا درامد
چطور به این زودی این مطلب رادرک کردی . فکر نمیکنی،ما هیچ زمان نمی توانیم در جایگاه حق بنشینیم و قضاوت کنیم چه کسی می داند الان فوت (سفر کردن) کند خوب است چه زمان بد . در کل اشاره کردن به صداقت از دست رفته انسان امروزی با این فرم به نظرت کمی ابلهانه نیست.
|
فرهاد ترابي
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 15:8
|
عصيان
هميشه پشت عصيان صداقتي نهفته است كه اگر نبود عصيان يك پرخاش ساده بود.
|
شهروز
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:26
|
دست بالای دست زیاده امیر خان
|
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:27
|
vaghean ensan az khondane bazi chizha angoshte heyrat be dahan mibarad
|
shahroz
يکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:37
|
انقدر از آدمایی که می شینن بیرون گود میگن لنگش کن بدم میاد آخه اگه بلد بودی تو هم میساختی لااقل یه میم مثل مادر
|
قاسم
دوشنبه 21 اسفند 1385 - 5:27
|
از کی تاحالا خدا شدی؟
|
ham
سهشنبه 22 اسفند 1385 - 10:16
|
سلام خدا بيامرزدش حالا كه يكي دوباره از بين ما رفت بهتر نيست باز يه كم بيشتر هواسمونو به كارامون جمع كنيم .اون ديگه نمي تونه كاري واسه اخرتش بكنه بهتره ما زرنگ باشيم و از فرصتهامون بيشترترررررررر استفاده كنيم
|
فراز
چهارشنبه 23 اسفند 1385 - 10:4
|
با همه کسایی که شما رو کوبیدند موافقم.چون معتقدم الان موقع نقد کردن نیست.موقع تسلیت گفتنه.
|
بهاره منتظری
پنجشنبه 24 اسفند 1385 - 17:14
|
واقعا جاش خالی نیست چون هنوزم که هنوزه اصلا باورم نشده که رسول ملاقلی پور مرده.. کی باورش می شه؟ کی دلش نمی گیره که دیگه رسولی نیست، فیلم بسازه؟ حتی اگه بد بسازه، حتی اگه تو ذوق بزنه.. عصبانیتش، طلبکاریش، دردش، از ان نسلی بود و هست که سوختند.. یه چیزی در مورد شما یه کم ترسناکه و اون اینه که وقتی از فیلمی خوشتون نیاد، حتما پیش خودتون می گید: این بابا دیگه بلد نیست فیلم بسازه پس بلدم نیست از زندگی لذت ببره، وقتشه که بمیره!!
|
خلیل
جمعه 25 اسفند 1385 - 18:36
|
؟
سلام. من که سر در نیوردم که آقای قادری بلاخره خوشش میومده از مرحوم رسول یا نه ؟ راستی چرا ما میتونیم بگیم فلان کارگردان خارجی خوبه اما داخلی یا رو نه ؟ از چی داریم فرار میکنیم ؟
|
aty
شنبه 26 اسفند 1385 - 0:25
|
انقدر در نبودش اشک ریختم و گریه ها گردم که خدا می دونه اون میم مثل ملاقلی پور و میم مثل مرگ رو خیلی غم انگیزتز از میم مثل مادر ساخت
|
پوريا
دوشنبه 28 اسفند 1385 - 9:39
|
بهتر و بدتر
لا اقل فيلم ساختن اون خدا بيامرز از نقد نوشتن تو بهتر بود .
|
پريسا
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 9:25
|
من هم فيلم هاشو زياد دوست نداشتم. ولي مرگش... ناراحت كننده بود. و اقاي قادري اگه فيلم هاي ايشون رو دوست نداشته حق داره.
|
پريسا
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 9:31
|
من هم فيلم هاشو زياد دوست نداشتم. ولي مرگش.... ناراحت كننده بود. اقاي قادري هم حق داره فيلم ها رو دوست نداشته باشه.
|