سينمای ما - يادداشت امير قادري در حاشيه حرف‌هاي آقاي جواد شمقدري در باب امكان حذف "سينماي ايران" / خطرناك است، خيلي خطرناك است
دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 5:27







نظر سنجی

بهترین فیلم اکران نوروزی 1387 کدام است؟



تلافی


  (125 رأي)

کارگردان:
سعید اسدی
-------------------------------------
پابرهنه در بهشت


  (246 رأي)

کارگردان:
بهرام توکلی
-------------------------------------
به همین سادگی


  (384 رأي)

کارگردان:
رضا میرکریمی
-------------------------------------
مجنون لیلی


  (305 رأي)

کارگردان:
قاسم جعفری
-------------------------------------
زن دوم


  (291 رأي)

کارگردان:
سیروس الوند
-------------------------------------
دایره زنگی


  (693 رأي)

کارگردان:
پریسا بخت آور
-------------------------------------


عناوین خبرها
 گزارشی از تولید فیلم «نطفه شوم» ...
 کارگردان «همخانه» امیدوار است که فیلم‌اش رکورد فروش را بزند...
 راه اندازی بخش ويژه "انقلاب اسلامي" در جشنواره های سینمایی کشور...
 مهناز افشار مستند می‌سازد...
 بهار غمگین سینمای ایران ادامه دارد / فرهنگ معیری، چهره‌پرداز بنام سینمای ایران درگذشت...
 حرف‌های معاون سیما درباره سریال‌های ماه رمضان / احتمال‌اش وجود دارد که رضا عطاران سریال شبکه سه را بسازد...
 پس از چند فیلم به نمایش درنیامده / جعفر پناهی فیلمی با موضوع دفاع مقدس می‌سازد...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 اعتراض کمال تبریزی به حذفیات سریال «شهریار» / رئیس صدا و سیما پسندیده اما سیما فیلم سانسور می‌کند...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 همزمان با نمایش مستندی از «رضا درمیشیان» / دانشجویان سینما و تئاتر از علیرضا زرین‌دست تقدیر کردند...
 آغاز سفرهای بین‌المللی «آواز گنجشک‌ها»...
 می‌خواهید نظر سازمان صدا و سیما درباره «اخراجی‌ها» را بدانید / مردم را دیدم که می‌خندیدند و می‌گریستند...
 نخستین پروژه سینمایی امین حیایی در سال جدید / «پسر تهرونی»...
 آتيلا پسياني، اشكان خطيبي و مينا لاكاني مهمان ماه رمضان شما / مجموعه تلویزیونی شبکه اول سیما در ماه رمضان مشخص شد...
 انتقاد یک هفته‌نامه پرتیراژ پزشکی / سینماگران ایرانی بیش‌تر از نازایی سردرمی‌آورند تا زایمان؟!...
 پروانه ساخت ششمين فيلم بلند سينمايي سيدرضا ميركريمي صادر شد / «يك حبه قند» به‌زودي كليد مي‌خورد...
 گفت‌وگو يي با سيروس الوند و فرشته طائرپور، كارگردان و نويسنده «زن دوم»: / «اگر مردي به يك زن فقط به‌صورت غريزي نگاه كند، نمي‌تواند يك قصه راجع به عشق بسازد »...

آرشيو...



پربیننده ترین اخبار هفته
 فیلم تازه اصغر فرهادی در شمال کلید خورد / اولین عکس‌های «درباره الی»...
 مصاحبه لیلا حاتمی با روزنامه الحیات / در تهران مردم مرا می‌بینند، اما نشان نمی‌دهند که می‌شناسند...
 آخرین گزارش و اخبار درباره فیلم تازه اصغر فرهادی / «در باره الي..» در شمال كليد خورد...
 پخش «مثلث شیشه‌ای» رشیدپور به تعویق افتاد...
 انتقاد شدید دختر شهریار از کمال تبریزی...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 نخستین پروژه سینمایی امین حیایی در سال جدید / «پسر تهرونی»...
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...


يادداشت امير قادري در حاشيه حرف‌هاي آقاي جواد شمقدري در باب امكان حذف "سينماي ايران" / خطرناك است، خيلي خطرناك است
يادداشت امير قادري در حاشيه حرف‌هاي آقاي جواد شمقدري در باب امكان حذف "سينماي ايران" / خطرناك است، خيلي خطرناك است


ديشب داشتم برنامه نود مي‌ديدم. باشگاه پاس را فروخته بودند ( باشگاه پاس را فروخته بودند!! ) و خبرنگارها رفتند سراغ قديمي‌هاي باشگاه كه از آن‌ها درباره اين ماجرا بپرسند. نوبت اصغر شرفي كه شد، به نظرم رسيد يكي از نسل دايناسورها حرف مي‌زند. شرفي مي‌گفت اين باشگاه خاطرات‌اش است، پاس اسمي بوده كه به مردم كشورش شادي بخشيده و شادماني داده ( حرف‌هايش خيلي قديمي است؟ )، و اين كه فردا اگر نوه‌هايش ازش بپرسند سال‌ها پيش چه مي‌كرده، او به عنوان يك پدربزرگ چه طور از روزهاي جواني حرف بزند؟ از روزگاري كه به عنوان يك جوان جسور، با پيراهن اين باشگاه، مي‌دويده و چمن‌ سبز ورزشگاه را لگد مي‌كرده و گل مي‌زده و اين‌ها. دلم گرفت، نه فقط به اين خاطر كه پاس را فروخته بودند ( ما كي طرفدار پاس بوده‌ايم كه حالا باشيم؟ جز آن روزي كه در ده دقيقه پاياني سه تا گل از پرسپوليس خورد ). بيش‌تر دلم گرفت وقتي بين اين همه صحبت درباره خريد و فروش، حرف‌هاي اصغر شرفي به نظرم اين قدر قديمي آمد. صحبت درباره خاطرات و هويت و شاد كردن و به وجد آوردن تماشاگر، انگار زمزمه‌‌اي بود از حلقوم نسل‌هاي قبل، كه هيچ ربطي به ما و روزگار ما نداشت. اين حرف‌ها كه نبايد اين قدر قديمي و بي‌قدر به نظر برسد. اين‌‌ها مال ديشب بود و امروز كه آمدم روزنامه، چشم‌‌ام افتاد به باني فيلم امروز، حرف‌هاي جواد شمقدري در اين باره كه حالا ديگر مي‌شود سينماي ايران را حذف كرد. سينماي كشور ما به جايي رسيده كه مي‌شود حذف‌اش كرد. اين حرف را تا به حال كسي نگفته بود. بد اين سينما را گفته بوديم، مثل اين دوره آخر جشنواره فجر، ازش قطع اميد كرده بوديم، ازش متنفر شده بوديم، به نظرمان رسيده بود كه ريا و بلاهت دارد مغز استخوان‌اش را پوك مي‌كند، از فيلم‌‌هاي جشنواره‌اي و آثار "فرح‌بخش"‌اي‌‌اش، به حد جنون رسيده بوديم، ولي اين كه يكي پيدا شود و بخواهد عين باشگاه پاس، خبر پاك شدن سينماي ايران از خاطرات‌مان را بدهد، حيرت‌انگيز است. بعضي اتفاق‌ها نبايد بيفتند، اصلا فكرش را هم نبايد بكنيم. اين طوري مي‌‌شويم مثل اصغر شرفي، بي‌خاطره و بي‌پشت. چيزي نخواهيم داشت كه تعريف كنيم، حرفي نخواهيم داشت كه بزنيم، خاطره‌اي نخواهد بود كه به آن افتخار كنيم. مثل قصه‌هاي علمي تخيلي، تبديل مي‌شويم به آدم‌هايي كه همه شبيه هم شده‌اند، عوض اين كه با غرور و خون گرم، حضور و وجودمان را به جهان اطراف تحميل كنيم، مي‌شويم چند تا آدم ذليل بي‌خاطره، بي‌هويت، بي‌درك و راضي. اين جا همه چيز روي هواست. بخشي از حرف‌هاي جواد شمقدري درست است. اين كه ضريب نفوذ سينماي ايران، چه قدر كم است. اين كه بخش مهمي از محصولات سالانه اين سينما، امكان و فرصت اكران ندارند: "بيست درصد مخاطب داريم و مي‌توانيم مثل خيلي از كشورها سينما را حذف كنيم."، اين كه هشتاد درصد بودجه اين سينما را دولت مي‌پردازد و بالاخره اين كه اين سينما جنازه‌اي بيش نيست. اين حرف‌ها را قبل از آقاي شمقدري خيلي‌هاي ديگر هم زده‌اند، حرف‌هاي درستي هم هست، اما هيچ كدام از اين حرف‌ها دليل حذف سينماي ايران نمي‌شود. جواد شمقدري نگفته "بايد" اين سينما را حذف كنيم، گفته بايد تغييرش داد يا "مي‌شود" حذف‌اش كرد. اما صحبت درباره همين "مي‌شود" است. با همه اين بد و بيراه‌ها، با وجود همه كمبودها و مشكلاتي كه پذيرفته‌ايم، باز بايد با اين "مي‌شود" مبارزه كنيم. اين ديگر خانه آخر است و شوخي نيست. حالا كه قرار است همه چيز با يك پنجم و يك هفتم و دو دهم و درصد و تومان و ريال سنجيده شود، اجازه ندهيم كه سينماي ايران به سرنوشت باشگاه پاس دچار شود؛ يك موسسه خصوصي باشگاه پاس را خريده: همين و تمام. وقتي بيش‌تر زورمان مي‌گيرد كه به اين نكته فكر كنيم بخش مهمي از اين نفوذ اندك و بي‌اعتباري سينماي ايران، به خاطر سياست‌هاي دولتي است. وقتي فيلم‌ها را به معناگرا و فاقد معنا تقسيم بندي مي‌كنيم، وقتي به فيلم‌هايي وام و اعتبار مي‌دهيم كه مي‌دانيم ارتباطي با انبوه تماشاگر برقرار نخواهند كرد، وقتي تلقي‌مان از فيلم فاخر، آن چيزي نيست كه مردم ما به خاطرش به سينما مي‌روند و هنرمندان و منتقدان ما تاييدش مي‌كنند، وقتي با هزار و يك بايد و نبايد، سينما را اسير كرده‌ايم، وقتي جوايز جشنواره فجرمان مثل پارسال اهدا مي‌شوند، وقتي افتخارمان مي‌شود جوايز خارجي فيلم‌هايي كه سازندگان يا اصلا بلد نيستند دوربين‌شان را روشن كنند، يا از عدم نمايش و توقيف فيلم‌هاي‌شان در داخل كشور نان مي‌خورند... اين‌ها همه به كنار، اين روزها سي‌دي‌هاي قاچاق فيلم‌هاي روي پرده در تمام شهر پخش شده است، اين طوري به قول سعدي ديگر: "سنگ را بسته و سگ را گشاده‌ايم". اين البته دليل نمي‌شود كه سينماگران و سينمايي‌نويسان ما بي‌تقصيرند. اتفاقا بخش مهمي از اين اشكال‌ها به خود ما برمي‌گردد. نه ديروز و امروز كه فردا هم به سينماي رياكار و دست به عصا و اغلب نابلد كشورمان گير خواهيم داد. همچنان معتقديم كه در اين سينما سالي دو سه فيلم به دردبخور، بيش‌تر توليد نمي‌شود. اما همه اين بحث‌ها مال وقتي است كه اصل وجود سينماي ايران مورد شك و ترديد قرار نگيرد. اين حرف‌ها همه مال وقتي است كه در چارچوب اين سينما بحث كنيم. سينماي امروز ايران اغلب فاجعه است، حرفم فقط اين است كه در بروز اين فاجعه همه ما مقصريم. اما اين كه بحث حذف اين سينما را مطرح كنيم...، نه رفيق، خيلي خطرناك است. باشگاه پاس فروخته شد و رفت پي كارش. مي‌ترسم به سرنوشت اصغر شرفي دچار شويم. مي‌ترسم ما هم انگار از سياره‌‌اي ديگر، براي نوه‌هايي از سياره‌اي ديگر، تعريف كنيم كه سينماي ايراني بود و در اين سينما فيلم‌هايي ساخته شد مثل رد پاي گرگ و سفر به چزابه و ليلا و ليلي با من است و شوكران و سرب و بودن و نبودن و نفس عميق و سنتوري... اين كه مردم در سالن‌ها شاد بودند يا غمگين مي‌شدند و خاطراتي داشتند و... و خلاصه اين كه يادش به خير.

منبع خبر : هم‌ميهن
جمعه,25 خرداد 1386 - 18:53:50

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

علی طهرانی صفا
جمعه 25 خرداد 1386 - 22:44

امیر قادری! سخن از زبان ما می گویی تقریباً. با این مسیر فعلی دیر یا زود قضیه خطرناک می شود و ما به اتفاق فیلم های محبوبمان به سیاره دایناسورها منتقل می شویم. پس پیش پیش سفر بخیر مسافر!

احسان یزدانی
شنبه 26 خرداد 1386 - 9:9

ما برای زنده ماندن سینمای ملی تمام تلاشمان را می کنیم

حرف آقای شمقدری را هم مثل همه حرفهای دیگر ایشان نشنیده می گیریم

فرهاد ترابي
شنبه 26 خرداد 1386 - 10:8

در جاي خالي سلوچ وقتي مرگان به شتر خان سالار مي رود تا مزد شتر چراني عباس را بگيرد و بودن خود را در آستانه تاراج مي بيند رو به سالار مي گويد نه... نه.... اين يكي ديگر نه ...اين يكي نه....يادش بخير و قتي پور احمد همين جملات را براي زلزله بم در ماهنامه فيلم گفته بود و من با خواندن اين يادداشت نا خود آگاه گفتم نه اين يكي ديگر نه ....اين ناموس خيلي از بهترين رفقاي ما و خود ماست.

وحيد
شنبه 26 خرداد 1386 - 13:30

درود بر تو امير قادري.

شايد اصلا نبايد راجع به همچنين چيزي واكنش نشان داد چرا كه ديگران فريادشان رساتر است. ولي گاهي فكر كردن به همچنين چيزي مغز و استخوانم هايم را پوك و سوراخ مي كند. چه فريادي رساتر از نفس عميق و ... (شايد نبايد اين را بگويم ولي مي گويم: سينما دل خوشي بزرگي است)

لازم بذكر است كه اين بلا بر سر موسيقي ما آمده و چيزي حتي خاكستري از آن باقي نگذاشته.

گاهي دلم براي خودم تنگ مي شود. (محمدعلي بهمني)


شنبه 26 خرداد 1386 - 13:33

امیر با حرفات مغزم ترکید

sina abdollahpour
يکشنبه 27 خرداد 1386 - 1:6

ye roozi bood migoftim delam gerefte berim refigh ba ham beshinim gavaznha bebinimo to beshi ghodrato man besham seyed.berim hamoon bebinimo man besham hamoono to beshi ali. baad biaym too khyaboono beyade deltangi hamoon farhad bekhoonimo to zemestoon az tahe dell be sigaremoon pok bezanim.amir ba in goftad mitarsam az roozi ke ba bacham az sare gholhak rad beshamo bacham beporse :baba in kharabe chi boode ?man be cinema farhang ba oon hame jabarootesh negah konam o boghzamo bokhoramo begam:hici baba berim madresat dirmishe.

احسان
يکشنبه 27 خرداد 1386 - 15:46

امیر حق با توئه

ولی تو تو متنت یاد رفت از

بیگانه بیا/رضا موتوری/سلطان/دندان مار/قیصر/گوزنها/سفرسنگ/بلوچ/گرهبان/تیغ و ابریشم/داش آکل/غزل/خاک/حکم/خط قرمز/اعتراض/ضیافت/تجارت/فریاد/سربازهای جمعه/مرسدس/رئیس و مستند آقای کیمیایی اسم ببری

یادت رفت بگی نقطه ضعفه سینمای ایرن کارگردان های زن هستن

یاد رفت بگی دلیل حذف سینما، تهیه کننده هایی هستن که فیلم فرهنگی تولید می کنن با اینکه میدونن پولشون امکان نداره که برگرده

یاد رفت به رخشان بنی اعتماد بدی(ما و سینمای ایران هرچس میکشه از دست اونه)

یاد رفت بگی اگر آمریکا برادران کوئن داره ما هم برادران شایسته داریم(پس چرا نگران باشیم)

چرا نمیگی بدنه سینما ایران از نقدهای تیمی و جهت دار شرحه شرحه شده.

اینجا هم دست برنمیدارین؟ وضعیتمون باید از اینی که هست بحرانی تر بشه که دست از تعصبتون بردارین؟

پاشا
چهارشنبه 30 خرداد 1386 - 22:51

احسان عزیز

واقعا فکر می کنی دلیل ضعف و فقر سینمای ایران

کارگردان های زن هستن؟

بهتر بود همونطوری که از فیلم های استاد کیمیایی عزیز

اسم بردی یادی هم از زیر پوست شهر-

گیلانه-شمعی در یاد-دو زن-نیمه پنهان و واکنش

پنجم هم می کردی

احمد
جمعه 1 تير 1386 - 1:32

عجب نكته مهمي را اشاره كردين ! بارك الله آقاي قادري ! تطبيق اين دو مسئله در متني كه نوشته ايد نشاندهنده نبوغ شماست . اميدوارم موفق باشيد !

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.25528097153 seconds.