سينمای ما - يك گفت و گوي سرراست با ايرج قادري؛ "دزد دوچرخه"‌ام را نساخته‌ام
سه‌شنبه 12 آذر 1387 - 9:10
اخبار:      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      • امید ما به جوانان جشنواره؛ / «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشنواره فیلم فجر      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (115 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (75 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1012 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1163 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 گزارشي از پشت صحنه فيلم پستچي سه بار در نمي‌زند؛ / شب مشکوک...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



يك گفت و گوي سرراست با ايرج قادري؛ "دزد دوچرخه"‌ام را نساخته‌ام
يك گفت و گوي سرراست با ايرج قادري؛ "دزد دوچرخه"‌ام را نساخته‌ام


 ماني تهراني


به عنوان آغاز مبحث؛ شما به سينما به عنوان يك پديده فرهنگي اعتقاد داريد؟!
سوال‌تان خيلي كلي است اما اگر مقصودتان نظر من است، بله سينما به لحاظ فرهنگي يك دايره بسيار وسيع، برجسته و گسترده است.

و اين پديده مي‌تواند بار مثبت، منفي يا خنثي داشته باشد.
مسلما هر پديده‌اي همين‌طور است.

با اين پيش زمينه، وقتي به سينماي شما نگاه مي‌كنيم منتقدان، آن را پيش‌قراول فيلمفارسي در ايران (حداقل بعد از انقلاب) مي‌دانند.
من خوشحال مي‌شوم در همه زمينه‌ها آنقدر آزادي وجود داشته باشد كه هر كسي بتواند حرفش را بزند حتي اين آقايان، كه گمان نمي‌كنم تعدادشان چند نفري بيش باشد. ولي من سوالي از آنها دارم و آن اينكه منظورشان از فيلمفارسي چيست؟ اگر منظورشان فيلم بي‌معني است كه بايد عرض كنم آنها با اين حرف به شعور مردم توهين مي‌كنند. فيلم من يك فيلم جامعه‌پسند و مردمي است كه از دل مردم مي‌آيد بنابراين لاجرم بر دل نشيند. به همين دليل مردم استقبال مي‌كنند و پرمخاطب مي‌شود، وقتي پرمخاطب شد يك عده آدم بخيل شروع به هتاكي مي‌كنند كه براي آنها واقعا متاسفم. وقتي در سينماي ايران و فضاي فرهنگي اين مرز و بوم، داريم فيلم مي‌سازيم بايد فيلمفارسي بسازيم ديگر، نبايد كه فيلم تركي و عربي بسازيم. واژه فيلمفارسي را يك آقاي بزرگواري وارد مطبوعات ايران كرد اما امروزه برخي از منتقدان به متلك اين واژه را به كار مي‌برند. من با تمام احترامي كه براي اين آقايان قائلم، مي‌گويم اگر منظورشان از فيلمفارسي فيلم بي‌معني است، بگذاريد ما كار خودمان را انجام دهيم چون اين حرف‌‌ها هيچ پايه و اساسي ندارد.

گفتيد براي مردم فيلم مي‌سازيد، اين سوال پيش مي‌آيد كه سطح ذائقه مردم در نگاه شما چه اهميت و جايگاهي دارد؟فرض كنيد فيلم‌هاي ساده و سبك زيادي ساخته شود و مردم هم استقبال‌كنند، اين نتيجه خوشايندي ندارد و به ارتقاي فرهنگ جامعه كمكي نمي‌كند كه هيچ، حتي تاثير منفي هم دارد و اگر همين مخاطبان فرضا به تماشاي فيلم آلفرد هيچكاك بنشينند، مشمئز مي‌شوند.

اين صحبت شما به عنوان يك تئوري نظري زيباست، اما من مي‌گويم وقتي فيلمي پرمخاطب است يعني مردم آن را پسنديده‌اند و هر كس تماشاي آن را به ديگري توصيه كرده تا شده پرمخاطب، همين‌طوري كنزه‌اي كه مردم نمي‌آيند بليت بخرند فيلم ببينند. حالا شما من را متهم مي‌كنيد كه فيلم من سطح فرهنگ جامعه را پايين نگه مي‌دارد، ذائقه مردم را به ساده‌انگاري سوق مي‌دهد و آنها ديگر سراغ سينماي ناب نمي‌روند، سوال من از شما اين است كه آيا تمام فيلم‌هايي كه بعد از انقلاب ساخته شده و همين‌هايي كه الان روي پرده سينماهاست، براساس آن معيارهاي كلاسيك سينماي روز دنيا ساخته شده است؟!

نه من هرگز چنين ادعايي نكردم كه همه فيلم‌هاي ديگر بي‌نقص است.
چطور است من بيايم جوري فيلم بسازم كه كلي دردسر برايم در پي داشته باشد كه حالا بعضي از اين به اصطلاح منتقدان كه فقط اداي روشنفكري را درمي‌آورند، بگويند به‌به جنس سينماي ما عوض شد. تازه همان دوستاني هم كه فيلم‌هاي خاص مي‌سازند، براي مردم كه نمي‌سازند، براي يك عده‌اي مي‌سازند. از طرفي آنها در بخش خصوصي كه فيلم نمي‌سازند، بنابراين ضرر و زيان برايشان معنايي ندارد. مثلا شخصي كه براي ساخت يك فيلم سينمايي چهار ميليارد تومان هزينه مي‌كند بعد فيلم در گيشه موفق نمي‌شود حتي هزينه تبليغاتش را جبران كند، كسي اين آقا را بازخواست مي‌كند؟! كه اين چه طرز فيلمسازي است؟! من نه بودجه دولتي دارم و نه به جايي وصل هستم، تهيه‌كننده خصوصي دارم بنابراين به طريقي فيلم مي‌سازم كه ضرري- اعم از مادي و غيرمادي- متوجه تهيه‌كننده نشود و بنده هم بتوانم به حيات حرفه‌اي خود ادامه دهم.

يعني فكر مي‌كنيد اگر شرايط طوري بود كه هيچ مشكلي از نظر سرمايه، مميزي و... برايتان وجود نداشت، طور ديگري فيلم مي‌ساختيد؟!
بله خب حتما تعدادي از فيلم‌هايم را طور ديگري مي‌ساختم. مثلا براي اقشار مختلف جامعه فيلم مي‌ساختم حتي در سينماي جهان همچنين مواردي را مي‌بينيم مثلا «ويتوريو دسيكا» هنرمند بزرگ ايتاليايي كه شاهكاري مثل فيلم «دزد و دوچرخه» دارد بايد بگردم ببينم اشكال كارم كجاست و در جهت رفع آن تلاش كنم.

لطفا اگر ممكن است بفرماييد در يك جمع‌بندي كلي نظرتان درباره منتقدان چيست؟
من به منتقدان خيلي احترام مي‌گذارم اما بعضي‌ها، تاكيد مي‌كنم بعضي‌ها، شيوه وجودي‌شان هتاكي است وگرنه يك منتقد محترم مي‌تواند با زبان و كلامي مهربان‌تر، با كارگردان به گفت‌وگو بنشيند، ايرادات را با او در ميان گذارد و در جهت نيل به يك نتيجه مطلوب كه مورد نظر و توافق طرفين است، ياري‌رسان باشد.

پس چرا هيچ‌وقت فيلمي از شما در جشنواره نمي‌بينيم؟!
لابد پيش نيامده، از طرفي جواب اين سوال شما در حيطه اختيارات و مسووليت‌هاي من نيست، اين سوال را بايد تهيه‌كننده جواب بدهد زيرا من فيلم را مي‌سازم و مي‌گذارم در اختيار تهيه‌كننده، حالا او مختار است به جشنواره بفرستد يا نفرستد. بنده هيچ‌گونه دخالتي در اين زمينه ندارم.

در عوض آن طرف قضيه توشه پرباري داريد، در اين سال‌ها كه فيلم‌هاي ايراني در خارج از مرزها- مخصوصا دوبي و لس‌آنجلس- براي ايرانيان به نمايش درمي‌آيد، تقريبا تمام فيلم‌هاي شما هم آنجا اكران شده است، نگاه‌تان به اين دسته از مخاطبان يعني ايرانيان تبعيدي چيست؟!
به هر حال آنها نيز هموطن ما هستند كه حالا به دلايلي از سرزمين مادري دور شده‌اند. حتي من خيلي‌ها را مي‌شناسم كه صرفا به خاطر بچه‌هايشان آنجا ماندگار شده‌اند يعني پدر و مادر دلشان مي‌خواهد برگردند اما به خاطر تحصيل فرزندان و... شرايطي دارند كه نمي‌‌توانند برگردند.

اصولا شكل نگاه شما به مخاطب چگونه است؟!
من به مخاطب خيلي اهميت مي‌‌دهم چون مهمترين دليل حضور يك كارگردان در عرصه فيلمسازي، مخاطب است. اگر مخاطبي وجود نداشته باشد حضور ما نيز در اين عرصه معناي خود را از دست مي‌‌دهد.

تا به حال پيش آمده به خاطر مخاطب از خواسته شخصي‌تان بگذريد؟ مثلا مي‌‌خواهيد فيلمي بسازيد كه خودتان دوست داريد اما احساس مي‌كنيد مخاطب نمي‌پسندد و ارتباط برقرار نمي‌كند.
بله، هرگز چنين فيلمي را نخواهم ساخت چون مي‌دانم با اين كار خودم هم نابود و مضمحل مي‌شوم بنابراين تا جايي كه بتوانم چنين كاري انجام نمي‌دهم.

يك لحظه خودتان را بگذاريد جاي مخاطب، نگاه‌تان به قادري كارگردان و بازيگر قبل و بعد از انقلاب چيست؟
من اصولا آدم خودشيفته‌اي نيستم. به عنوان كارگردان وقتي پشت دوربين قرار مي‌گيرم به قادري بازيگر، اگر صلاح باشد يعني فيلمنامه و فضاي اثر به چنين بازيگري نياز داشته باشد، نقش مي‌‌دهم. اين طوري نيست كه بنشينم نقش‌ها را جدا كنم و هميشه يكي را براي خودم كنار بگذارم.
Bدر آثار ديگران هم خيلي مشتاقم بازي كنم اما با توجه به سابقه، تجربه و شناختي كه از سينما و از خودم دارم، با كارگردان مورد نظر تبادل‌نظر مي‌كنم و با در نظر گرفتن جميع شرايط اگر به اين نتيجه برسم كه حضورم هم براي فيلم و هم براي خودم مفيد است، نقش پيشنهادي را با كمال ميل مي‌پذيرم.

كارگرداني يا بازيگري؛ كداميك را به ديگري ترجيح مي‌دهيد؟
هر دو به يك ميزان برايم ارزشمند است.

از احساس اين سال‌ها كه اجازه بازي نداشتيد بگوييد.
واقعا احساس تاسف مي‌كردم.

اگر ممنوع‌التصوير نمي‌شديد، امكان داشت كه ديگر اين همه فيلم نسازيد و بيشتر به شاخه بازيگري گرايش پيدا كنيد؟
بستگي به اين داشت كه در بازيگري به چه جايگاهي دست مي‌يافتم.

نه، منظورم بيشتر علايق شخصي است ببينيد اوج رضايتمندي شما زماني است كه پشت دوربين قرار مي‌گيريد يا جلو دوربين بازي مي‌كنيد؟!
هر دو شاخه هيچ تفاوتي براي من ندارد چون با نگاهي به كارنامه‌ام مي‌بينيد هم در بازيگري و هم در كارگرداني سوابق قابل‌قبولي دارم.

عده‌اي معتقدند اگر بعضي فيلمسازان نسل گذشته مثل شما از نسل امروز سينما بيشتر بهره بگيرند، سينماي‌شان متحول شده و از يك فضاي بسته و فريزشده خارج مي‌شوند.
بله. خب من هم همين‌ كار را انجام داده‌ام. شما فيلم‌هاي بعد از انقلاب من را ببينيد، امروز اكثر بازيگران فيلم‌هاي من از نسل جوان هستند و در زمينه فيلمنامه هم بسيار مشتاقم با نويسندگان نسل امروز كار كنم. اما در مورد فيلمسازي در شرايط امروز صحبتي دارم كه اجازه بدهيد همين جا بگويم، ببينيد فيلمسازان ما به چند دسته طبقه‌بندي مي‌شوند. يك عده از دوستان محترم كه بنده خيلي به آنها ارادت و احترام دارم، شرايط بسيار خوبي دارند، بودجه‌هاي خوب دريافت مي‌كنند، تبليغات مجاني دارند و فيلم‌هاي پرخرجي هم مي‌سازند، در نهايت اگر خداي ناكرده فيلم با اقبال عمومي مواجه نشود و حتي هزينه تبليغات خود را هم درنياورد، برايشان اهميتي ندارد و براي فيلم بعدي هم همين سيستم ادامه دارد، اما بنده چنين موقعيتي ندارم و نخواهم داشت بنابراين طبق روال هميشگي با تهيه‌كنندگان خصوصي به كارم ادامه مي‌دهم. از طرفي كارگردان‌هاي خوب، محترم و باسابقه‌اي را هم داريم كه گوشه خانه‌شان نشسته‌اند و امكان حضورشان در صحنه هر روز كمرنگ‌ و كمرنگ‌تر مي‌شود: چرا؟! نمي‌دانم.

در مورد اين كمك‌هاي دولتي كه گفتيد، يك سياستي كه هميشه شنيده‌ايم از طرف وزارت ارشاد و نهادهاي فرهنگي اعلام شده اين است كه فيلمسازان بيايند فيلم‌هاي ارزشي بسازند دولت آنها را ياري خواهد كرد، در اين حيطه هم خب ارزش‌هاي انساني زيربناي ارزش‌هاي ديني است، شما هم كه هميشه به چنين مضاميني در فيلم‌هايتان معتقديد...
بله، من تا حالا حدود 100 فيلم ساخته‌ام و فيلم‌هايم چه در گذشته و چه ‌اكنون، بسياري از خانواده‌ها را متحول كرده به دليل مضامين انساني، كه شما نيز تحت عنوان ارزش‌هاي انساني از آن ياد كرديد، يعني فيلم‌هايم در تعاريف فوق مي‌گنجد اما تا امروز هيچ كمك مادي و معنوي از اين بابت سهم من نشده است، البته منظورم مردم نيستند چون مردم با استقبال از فيلم‌هايم جواب من را داده‌اند و بسيار ممنون‌شان هستم.

اگر موافقيد بپردازيم به فيلم جديدتان «محاكمه» بعد از «مي‌خواهم زنده بمانم» كه به جرات بهترين فيلم كارنامه‌تان است، «آكواريوم» نشانه‌هايي از ترقي و اوج‌گيري را با خود داشت اما در پي آن «محاكمه» يك اثر نااميدكننده بود.
اين فقط نظر شخصي شماست. من در مورد «محاكمه» بازتاب‌هاي خيلي خوبي ميان مردم مي‌بينم. ممكن است عده‌اي برعكس شما «مي‌خواهم زنده بمانم» و «آكواريوم» را دوست نداشته باشند.

نه منظور من دوست داشتن يا نداشتن نيست، ببينيد مثلا «آكواريوم» از نظر كادربندي، ميزانسن، كات‌ها و... خيلي فيلم شسته‌رفته‌اي است اما «محاكمه»...
گفتم كه من نظر شما را رد نمي‌كنم ولي اين سليقه شماست. خيلي‌ها هم مي‌گويند «محاكمه» بسيار قوي‌تر از ديگر آثارم است.

يعني به نظر شما هيچ معيار سنجش و ارزشگذاري واحدي براي فيلم‌ها وجود ندارد؟!
چرا هست. به اين صورت كه در سطح كشور از مردم آمار بگيريم. هيچ كارگرداني در دنيا پيدا نمي‌كنيد كه تمام آثارش به يك ميزان مورد توجه قرار گيرد، چنين چيزي حتي در مورد آلن رنه و فدريكو فليني هم صدق نمي‌كند. در ضمن شرايط فيلمسازي هم بسيار مهم است و در كيفيت اثر سهم بسزايي دارد. تهيه‌كننده، بازيگران، فيلمبرداران، موسيقي، صداگذاري و ديگر عوامل نيز هر كدام نقش جداگانه‌اي در اين مجموعه دارند.

حرف اصلي شما در فيلم «محاكمه» چيست؟
من با اين فيلم حرف‌هاي زيادي زده‌ام مثلا در سكانس دادگاه مي‌گويم:«دنيا كلاس درس است، اگر مردم باور كنند.»يا ديالوگ گوهر خيرانديش كه در نقش آن زن افغان بازي مي‌كند، مي‌گويد: «ما اينجا غريبيم.» يا حرف‌هايي كه خانم قاسمي در مورد دخترش – مهناز افشار – مي‌گويد. «محاكمه» حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد، اين فيلم را بايد پنج بار ببينيد.
نوك پيكان شما در فيلم به سمت قشر جوان است، چه كرده‌ايد كه لحن‌تان موعظه‌گرانه نباشد؟ چون همانطور كه مي‌دانيد معمولا موعظه مستقيم كمتر جواب مثبت مي‌دهد.
بله، من فكر مي‌كنم نبايد با يك لحن هميشگي و با يك تن صدايي كه براي جوانان آشناست، با آنها حرف زد. بايد سعي كنيم با صداهاي مختلف و از زبان آدم‌هاي گوناگون، با اين قشر صحبت كنيم. جوانان ما در عرصه‌هاي جهاني مايه افتخارند بايد قدر اين جوان‌ها را بدانيم، به آنها پر و بال دهيم و كمك‌شان كنيم، اين استعدادها دارند تباه مي‌شوند بايد كاري كنيم، فرداي مملكت، اينها هستند، از ما كه گذشت.

اگر امروز قرار بود «محاكمه» را از نو بسازيد باز هم همين بود كه الان روي پرده مي‌بينيم؟!

نه. از اول هم قرار بود «محاكمه» فيلم ديگري باشد كه به دلايلي كه از گفتن آن معذورم، موفق به ساخت آن نسخه نشدم. اگر آن نسخه را مي‌ساختم خيلي اثر درخشان‌تري مي‌شد اما متاسفانه مجبور شدم سناريو را تغيير دهم.


و در نهايت؛ بهترين سكانس «محاكمه» به نظر خودتان كدام است؟
سكانس برخورد مادر (ثريا قاسمي) با دختر (مهناز افشار) و آن سوز و گدازي كه داشت گريه دختر و تغيير ناگهاني‌اش آنجا كه مادر به دختر مي‌گويد: «تو گريه هم بلدي؟!»
و دختر مي‌گويد: «از من چي مي‌خواهي؟!» مادر جواب مي‌دهد: «نگارو مي‌‌خوام، تورو مي‌خوام.» اينجا متوجه مي‌شويم كه چقدر بين اين مادر و دختر فاصله افتاده است. اتفاقا يكي از سوالات شما مي‌توانست اين باشد كه چطور مهناز افشار در نقش نگار در آن سكانس به يكباره متحول مي‌شود؟! و جوابش اين است كه من ديده‌ام بچه‌اي را كه در آغوش پدرش گفته است: «اَه سيگارت رو خاموش كن بابا، از دودش بدم مي‌آيد.» و با همين يك كلمه حرف بچه، پدر سيگاري به يكباره سيگار را ترك كرده است. گاهي با يك تلنگر كوچك نيز اين تغييرات ناگهاني در انسان‌ها به وجود مي‌آيد.

پنجشنبه,22 شهریور 1386 - 13:18:21

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

محسن D
پنجشنبه 22 شهريور 1386 - 17:50

با سلام ...من نظر خاصی در مورد ایرج قادری ندارم..حرفهایی که درباره سینما گفت واینکه من برای مردم فیلم می سازم،نظر درست و قابل احترامی است،فیلمهای می خواهم زنده بمانم،آکواریم ایشان را دوست دارم..

ایرج قادری باید تلاش کند تا جایگاه مناسبی،وقابل قبولی در بین منتقدین و علاقه مندان حرفه ای سینما داشته باشد ..


جمعه 23 شهريور 1386 - 0:57

مرسی لاو ایز ایرج قادری

سحر
جمعه 23 شهريور 1386 - 10:8

كاش آقاي قادري كه ادعا ميكنه واسه مردم فيلم ميسازه حداقل فيلمي بسازه كه مردم دوست داشته باشن يعني مردم پسند باشه..... محاكمه يه فيلم درجه 3 اعصاب خورد كن بود... از اين فيلهايي بود كه از همون دقيقه اول ميشه فهميد آخر فيلم چي ميشه... بازي ها هم كه به جز 2 مورد همه افتضاح.... به خصوص بازيه مهناز افشار كه نقش يه دختر لات رو نتونسته بود در بياره و اغراق آميز شده بود ... خود جناب قادري هم بهتره فكر بازيگري رو از سرش بيرون كنه چون بازيه قابل قبولي نداشت... به خصوص سكانسي كه از در زندان مياد بيرون... يك لحظه احساس كردم دارم فيلم قيصر رو ميبينم....

ايرج قادري هيچ وقت نتونست موفقيت ميخواهم رنده بمانم را تكرار كنه و بعد از اون فيلم هاي خيلي بدي مثل محاكمه و سام و نرگس و چشمان سياه رو ساخت... كاش ذره اي تلاش كنه و به فيلم هاي مردمي واقعي برسه


جمعه 23 شهريور 1386 - 11:13

اميدواريم تمام منتقدين همين گونه رودرو با ايرج قادري گفتگو كنند .

سحر
جمعه 23 شهريور 1386 - 15:23

همه فیلمها ی آقای ایرج قادری فیلم هندی هستند و همگی سخیف و فاقد ارزش. ایشان فیلمساز هستند ولی از هنر چیزی نمی دانند و هنرمند نیستند چرا که همه آثارشان فاقد جوهره هنری است.


جمعه 23 شهريور 1386 - 17:45

Kheili mosahebeye khoobi bood.mer30


شنبه 24 شهريور 1386 - 15:24

بازي مهناز افشار را در فيلم محاكمه وقتي مقايسه كنيد با فيلم رئيس مي فهميد كه بازي مهناز افشار با توجه به ظرفيت بازيگري او بسيار خوب بوده

حسن
شنبه 24 شهريور 1386 - 23:11

دیگران*حق*انتقاد*به*او*را*ندارند*ایرج*قادری*در*زمینه*خودش*استاد*است*یکشنبه*25/6/1386

marta
شنبه 24 شهريور 1386 - 23:54

che ajab belakhare be ishun ham ye forsati dadeshod baraye tojih sabke karehsun wa faghat enteghade bihude gerefteh nashod...man ke alagheye besiari be karaye ishun daram wa az mohakeme ham razi hastam! hamintor barashun arezuye mowafaghiyat mikonam. merci ham az shoma

نازنین
يکشنبه 25 شهريور 1386 - 18:8

محاکمه فیلم قشنگی نبود.دلم میخواست وسط فیلم بلند شم از سالن برم بیرون.با این حال به خودم اجازه نمیدم به اقای قادری توهین کنم.

محاکمه حتی اگه یه قسمتش اگه مثل قیصر بود که بهش میگفتیم شاهکار...


چهارشنبه 28 شهريور 1386 - 16:13

5 دهه حضور در كنار مردم يعني شاهكار ...

شهرام
چهارشنبه 4 مهر 1386 - 21:39

ايرج قادري جزو 5 بازيگر برتر تاريخ سينماي ايرانه

و تمام فيلمهايي كه خودش ساخته حرفي براي گفتن داشتن و هنوزم دارن.

با ايفاي نقش ايرج زيبايي هنر بازيگري سينما رو احساس ميكنم و از اينكه با تموم مشقتها و ملامتهايي كه كشيده داره فعاليت ميكنه ازش متشكرم.

سحر
پنجشنبه 5 مهر 1386 - 17:27

ایرج قادری جزء 5باز یگر برتر سینمای ایران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به حق چیزهای نشنیده.پناه بر خدا

مجتبی
جمعه 6 مهر 1386 - 12:56

ایرج قادری بازیگر بزرگی که بیستو هشت ساله که نابود شده فیلم محاکمه فیلم خیلی خوبی نیست ولی ارزشهای اقای قادریبیش از اینهاس.

علی
جمعه 6 مهر 1386 - 15:20

لطفا محاکمه را در سایت بگذارید تا ما دانلود کنیم

tannaz delfani
چهارشنبه 11 مهر 1386 - 16:13

salam va khaste nabashid be hameye tarafdarane paro pa ghorse in ostade azizemoon jenabe aghaye iraj ghaderi be nazare man aghaye iarj ghaderi yeki behtarin va bi nazir tarin kargardan va bazigare cinemaye iran hastand va hich enteghadi bar ishan vared nist o nakhahad bood oonhaei ham ke nazareshoon gheyr az in ast behtarast ya etelaateshoono raje be in honarmand ziyad konand ya dar morede cinema kheyli moroor konand ta inghadr ba aberoo va heysiate honarmandan bazi nakonand aslan khode iraj ghaderi be tan haei sotoone aslie cinema hastand ba tashakoe az hameye zahamate bidarighe ishoon va sazandehe in site ghashang vaghean khsteh nabashid

tannaz
چهارشنبه 11 مهر 1386 - 16:17

iraj ghaderi bi nazir hastand va harf nadarand

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.12404084206 seconds.