|
یه طرح کیارستمی ای و یه عشق سینما عین مانی حقیقی بس بود که من ۷۵ دقيقه بشينم و همه ش منتظر بمونم كه پس كي اين يه جورايي تازه كار سينما ميخواد ايده ي اون استاد مسلم ساده گويي سينما رو به فنا بده ... ولي نشد كه نشد ... به اينكه كيارستمي استاده و حقيقي تازه كاره كاري ندارم ... به ديجيتالي بودن فيلم و تصحيح رنگش توي فرانسه و يا حتي اون همه بازيگر گنده ش هم كاري ندارم ... يه چيزي از كيارستمي بگم ... توي حاشيه ي جلسه ي نمايش فيلم -جاده ها- كيارستمي توي مشهد كه سال پيش بود كيارستمي گفت يه درخت هست توي كيلومتر فلان يه جاده اي كه من پونزده ساله كه سالي يك يا دو بار سر يه زمان معلوم ميرم و ازش عكس ميگيرم ... هر سال خودش يه زاويه ي تازه با يه حس جديد بهم ميده ... ولي از چند سال پيش به اين طرف به نظرم رسيد اون درخت براي من تموم شده است ... اينو بذاريد كنار خنده هاي اون پيرمردها و بچه هاي آفريقايي جلوي دوربين كيارستمي و سيف الله صمديان توي -آ ب ث آفريقا- ... كنار ديالوگ هاي -ده- ... حالا ديگه به حرفهاي پسر توي -زير درختان زيتون- كه بعد از زلزله ميزد كاري ندارم ... هزار بار همه گفتن ولي خب واقعا ميشه اين همه ساده فيلم ساخت ... به قول ايرج رامين فر كه درباره ي كيميايي ميگفت: -بعضي وقتا يه پلان و يا حتي يه فريم ميتونه كاري كنه كه مسعود كيميايي درباره ي اون فيلم بسازه- ... ديگه چه برسه به اين ايده ي ناب و دست اول. راستش اول كه تخت سنگ رو ديدم (و البته با اون فيلمنامه ي كلاسيك ماني حقيقي هم خيلي تابلو داشت ميگفت همه ي موضوع همينه) گفتم كيارستمي حتما بعد از ديدن تخت سنگ اوديسه ۲۰۰۱ كوبريك يه هو هوايي شده و خدا به خير بگذرونه اين دفعه ميخواد چجوري جلو ببرش ... كم كم كه گذشت ديدم اگه اولش نميخوندم كه جلوي كلمه ي كارگردان نوشته ماني حقيقي واقعا ميشد شك كرد كه اين كار خود كيارستميه (صحنه هاي رد شدن ماشين از اون جاده هاي باريك و پر پيچ و خم خوده خوده نماهاي طعم گيلاسه) و به نظرم شايد كيارستمي خودش اينو كارگرداني نكرده چون يا نميخواسته و يا اعصابش رو نداشته و يا حوصله ش رو نداشته كه با اين تعداد بازيگر و اونم توي همچين لوكيشيني كار كنه ... پس كي بهتر از ماني حقيقي ... هر چند انصاف رو هم بايد رعايت كرد كه فيلمنامه ي محكمي نوشته بود ... علاوه بر اينكه تموم عناصر كلاسيك رو رعايت كرده (عين هر نويسنده و كارگردان ديگه اي كه فيلمهاي اولشون رو ميسازن) جزئيات فيلمنامه ش پر از شيطنته ... از بازي ايران و ژاپن گرفته تا به قول مصطفي انصافي اون طنز هاي ريزي كه خيلي استادانه لابلاي فيلمش گذاشته . نميخوام خيلي ماني حقيقي و ايده ي كيارستمي رو بزرگ كنم اما در هر صورت من از فيلمي كه با يه همچين طرح بكري بوسيله يه فكر پر از استعداد و كاربلد ساخته شده كلي لذت بردم ... از جلو رفتن توي اون همه سادگي لذت بردم ... از نماهاي كوهيار كلاري لذت بردم ... و در آخر از ديدن دكتراميد روحاني (كه نميدونم چرا هميشه منو ياد سهراب شهيد ثالث فقيد ميندازه) و محمود كلاري بزرگ و البته احمد حامد هم لذت بردم ...
|