از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 63
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 201
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 63
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 50
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 44
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 48
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 26
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 82
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 65
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 40
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 25
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 18
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • حرفهای مهناز افشار، هنگامه قاضیانی، بهناز جعفری، یکتا ناصر، سعید راد، ناصر گیتی جاه ، رضا عطاران و اکبر عبدی
    بازیگران سینمای ایران هنگام دریافت جایزه از جشنواره فجر سی ام روی صحنه چه گفتند؟

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • News

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1154001
    بازديد ديروز: 1490465
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1001216
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 365727750

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat









    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (121 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (83 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (409 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفت و گوی جواد طوسی با هوشنگ گلمکانی: حالا نسل‌های قبل‌تر نسل جديد را بی‌ريشه و دمدمی‌مزاج و سطحی می‌دانند، ولی قضيه به اين سادگی نيست / دلم می‌خواهد برای این گروه خشن تک‌نگاری کنم
    گفت و گوی جواد طوسی با هوشنگ گلمکانی: حالا نسل‌های قبل‌تر نسل جديد را بی‌ريشه و دمدمی‌مزاج و سطحی می‌دانند، ولی قضيه به اين سادگی نيست / دلم می‌خواهد برای این گروه خشن تک‌نگاری کنم


    سینمای ما - مقدمه: من از آدم‌هايی که «اهل هوا» باشند خوشم می‌آيد. کسانی که يک جورايی با «هوا» دم‌خور می‌شوند تا ما به آن‌ها بگوييم «هوايی»، «سربه‌هوا» و... هوشنگ گلمکانی يکی از آن «اهل هوا»ها است. اگر فيلمی و فيلم‌سازی تکانش داد و داغ دلش را تازه کرد و او را سر ذوق آورد ، بی‌هيچ مزد و منت ادای دِين می‌کند. نمونه‌اش ، مطلب عاشقانه او در مورد فيلم سرب مسعود کيميايی است. اما فيلم تـنـگـنـا در زندگی و دنيای شخصی گلمکانی حکايت غريبی دارد که اگر نکته‌دان عشقی ، بايد کتاب تـنـگـنـای او را بخوانی تا بفهمی سينما چه دماری از روزگار آدم «اهل هوا» درمی‌آورد.همين کتاب که با عشق نوشته شده ، بهانه اين گفت‌وگو در زمانه‌ای است که بايد خواب «هوای تازه» را ببينی.در نگاه اوليه به کتاب تـنـگـنـا بلافاصله اين به ذهن متبادر می‌شود که گردآوری کننده کتاب و نويسنده بخشی از مطالب اصلی‌اش حسی کاملاً عاشقانه نسبت به «مديوم» سينما دارد که نمی‌تواند دم‌دستی و بی‌ريشه باشد. اين همه انرژی و حوصله که صرف نوشتن و جمع‌آوری مطالب اين کتاب شده، به‌جز «عشق» نمی‌تواند عامل محرک ديگری داشته باشد...


    * عشق از آن چيزهای توضيح‌ناپذير بشری است. گوشه‌هايی از آن ممکن است برای آدم روشن باشد و در تحليلش حرف بزند اما بخش بزرگ‌تر آن ناشناخته می‌ماند. طبعاً همه اين چيزها به ريشه‌ها و گذشته آدم برمی‌گردد. خود همين کتاب يک نمونه‌اش هست ، که 34 سال پيش شروع شد و البته ريشه در سال‌های قبل‌ترش هم داشت. من با اين حرف موافق نيستم که عشق به سينما انگار فقط در نسل ما و نسل قبل‌تر بوده و در نسل‌های بعدی وجود ندارد. در اين نسل هم هست اما شايد شکلش فرق کند
    .شايد ادبياتش و نوع نگاهش فرق می‌کند...


    * يک دليل خيلی مهمش به نظرم سخت‌ياب‌ بودن سينما در سال‌های نوجوانی و جوانی ما است ، در حالی که حالا به مدد تکنولوژی ، فيلم‌ها توی دست و پا افتاده و دسترسی به آن‌ها آسان شده
    .
    فکر می‌کنی در همين نسل ما يا نسل جوان فعلی کسی را می‌توانی پيدا کنی که با همه مشغله‌ها و گرفتاری‌های اين زمانه بيايد و در مورد يکی از فيلم‌های مورد علاقه‌اش با اين حجم انبوهی که خودت نوشتی، يک کتاب درآورد؟ اصلاً به نظر تو می‌توان در شرايط کنونی از آن حس و نگاه عاشقانه قديمی در مورد فيلمی که دست از سرت برنمی‌داشت، نشانی گرفت؟


    * من اين عشق و علاقه را در جوان‌های امروز هم در مورد فيلم‌هايی خاص ديده‌ام. نمونه‌اش همين همکارمان امير قادری است که مطالب عاشقانه‌ای در مورد بعضی از فيلم ها می‌نويسد ، از جمله اخيرأ در مورد فيلم ميامی وايس نوشته بود. منتها نمی‌دانم که اين عشق سی‌چهل‌سال در اين‌ها دوام پيدا می‌کند يا نه. يا آيا حاضر است حالا يا سی‌سال بعد کتابی درباره فيلم مورد علاقه‌اش دربياورد يا نه. اين‌ها به نظرم مقتضيات اين دوره و زمانه است که همه چيز تلگرافی شده و شتاب زندگی آن‌قدر زياد است و آن‌قدر مدام در معرض چيزهای جديدی قرار می‌گيريم که واقعأ فرصتی باقی نمی‌ماند. به نظرم «عشق» هنوز هست. در نسل جديد هم هست. فقط شکلش عوض شده
    .
    به هر حال اين حس و نگاه عاشقانه نسل ما نسبت به جوهر و ذات سينما و شماری از آثار جاودانش، الان به يک نوستالژی تبديل شده... اما آيا بضاعت و ظرفيت فعلی فرهنگ و سينما و نوع زمينه ارتباطی مثلأ نسل سوم با اين مديوم، می‌تواند نوستالژی بعدی را شکل ببخشد؟


    * فکر می‌کنم می‌تواند. مشکل اين است که برخورد نسل‌ها و گذشته‌ستيزی در فرهنگ ما هميشه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد و تشديد هم شده. هميشه نسل‌های جديدتر چيزهايی از نسل گذشته‌شان را نفی می‌کنند و با آن سر ناسازگاری دارند...
    ما نسبت به نسل قبل‌تر از خودمان اين‌قدر بی‌رحم نبوديم...


    * نه اين‌قدر، البته حالا نسل‌های قبل‌تر نسل جديد را بی‌ريشه و دمدمی‌مزاج و سطحی می‌دانند. ولی قضيه به اين سادگی نيست و نمی‌شود به اين سادگی نسل جديد را نفی کرد. مثلأ الان هجده‌سال از ساخته شدن هامون می‌گذرد و اين فيلم برای عده زيادی يک فيلم نوستالژيک است و عده زيادی عاشقش هستند. جسته‌گريخته نشانه‌هايی می‌بينم که به نظرم جای اميدواری دارد. يعنی اگر نوستالژی را چيز مثبتی بدانيم در همين جوان‌های اين نسل هم هست. اين نسل هم نوستالژی‌های خودش را دارد که شايد برای ما و نسل‌های قبلی قابل درک نباشد. کمااين‌که نوستالژی‌های ما هم شايد برای نسل‌های قبل و نسل فعل بی‌معنا باشد
    .
    در جامعه‌ای که آدم به‌طور اجتناب‌ناپذير در يک مقطع سنی‌اش احساس خلأ می‌کند، اين نوستالژی گاهی حکم مسکن و يک نقطه اتکا برای ادامه حيات را دارد. وقتی ديگر آن «مناسک» برگزار نشود، شکل مواجهه من با يک اثر سينمايی، فاقد آن شور و حال و ذوق عاشقانه خواهد بود. الان در اين سينماهای دل‌مرده و بی‌روح، چقدر فضا برای شکل‌يابی آن رابطه عاشقانه با پرده نقره‌ای که بتواند زمينه‌ساز ثبت يک خاطره شود، فراهم است؟


    * البته کم‌تر از گذشته... قبول دارم ، کم‌تر. اما گفتم که اين اقتضای زمانه است چون ريتم زندگی تندتر شده و همه ما ، نسل ما ، نسل‌های گذشته و نسل جديدتر در معرض بمباران هستيم. بمباران همه چيز از جمله بمباران فيلم. من خودم اين همه فيلم جمع می‌کنم و نمی‌دانم کی فرصت پيدا می‌کنم همه آن‌ها را ببينم. البته فيلم هم زياد می‌بينم ، اما اين بمباران باعث می‌شود که تک‌وتوک فيلم‌هايی توی ذهنم بماند. خيلی چيزها را ناچارم فراموش کنم. اگر هم نخواهم فراموش کنم به‌طور طبيعی با توجه به ساختمان ذهنی آدم، بيرون می‌روند و در Recycle Bin ذهن ريخته می‌شوند. در دوره کودکی و نوجوانی ما ، دنيا و جامعه ريتم آرامی داشت و آدم فرصت اين را داشت که تأمل کند و چيزهايی درش رسوب کند ، ته‌نشين شود. در ذهنش با اين چيزها هی بازی کند ، خيال‌بافی کند. الان فرصتی وجود ندارد. به همه اين دلايل و خيلی از دلايل ديگر، نوع نوستالژی نسل ما با نسل قبل‌ترش و با نوستالژی نسل امروز هم فرق می‌کند. مثلأ آيا کسی پيدا می‌شود بيست‌سال بعد که هامون 38 ساله می‌شود چنين کتابی دربياورد با همه جزئيات و ريزه‌کاری‌ها؟ يعنی اين عشق آن‌قدر ادامه پيدا می‌کند؟ نمی‌دانم. من پيشگو نيستم
    .
    اگر بخواهيم فلاش‌بک بزنيم، آيا کودکی و کانون خانواده در اين عاشقانه‌ها نقش نداشتند؟


    * قطعاً داشته. سينما در آدم‌هايی مثل ما ريشه دوانده و رسوب کرده بود و تبديل به يک عشق و بهانه‌ای برای زندگی شده بود. برای من که واقعأ اين‌جوری بوده. موضوع بحث ما در مورد من به محروميت‌ها برمی‌‌گردد ، آن هم نه فقط محروميت اقتصادی. محروميت‌های عاطفی هم در اين مساله نقش دارد ، يعنی آن چيزهايی که در روياهای آدم هست و در عالم واقع تحقق پيدا نمی‌کند. بنابراين آدم دنبال دستاويزی می‌گردد. دنبال بهانه‌ای که آن کمبود را پيدا کند. در مورد من اين‌جوری بوده ، چون از نظر عاطفی آدم موفقی نبودم. خب اين‌ها مقداری به شرايط زندگی آدم مربوط می‌شود ، مقداری هم به شانس بستگی دارد و اصلش البته از خصوصيات ذاتی خود آدم است. چيزهايی از بعضی‌ها برنمی‌آيد. بعضی‌ها آدم بعضی ميدان‌ها نيستند و کمبودها و ناتوانی‌هايی دارند. برای من ، سينما اين کمبودها را جبران کرد. آدم با چيزهايی رابطه شخصی برقرار می‌کند و با همان خيال خودش خوش است و اتفاقأ همين تـنـگـنـا، مصداق بارز اين قضيه در زندگی من است.
    يعنی در زندگی‌تان آن را تجربه کرديد؟


    * نه ، اتفاقأ تجربه نکردم. من نوع زندگی علی خوش‌دست را تجربه نکردم. وضعيت اقتصادی خانواده ما يک درجه بهتر از زندگی علی بود. تنگنای علی در اين فيلم ، بيش‌تر مالی و اقتصادی بود ، ولی آدم ممکن است در تنگنای روابط عاطفی قرار داشته باشد. در واقع من آن مفهوم کلی تنگنا را که محروميت و در تنگنا قرار گرفتن بوده ، به شکل ديگری در زندگی تجربه کردم. خب اين باعث می‌شود آدم بی‌آن‌که در آن موقعيت‌های مشابه قرار گرفته باشد ، با فيلم همذات‌پنداری کند و حول و حوش داستان آن خيال‌بافی کند
    .
    فرض کنيم بخشی از خواننده‌های اين گفت‌وگو کتابت را نخوانده باشند و بخواهند از طريق اين گفت‌وگو دلايل شيفتگی مفرط تو نسبت به يک اثر که باعث خلق اين کتاب شده را بدانند. می‌خواهم ببينم اين دنيا و روابط پرخشونتی که امير نادری در سال 51 و 52 در تـنـگـنـا به تصوير کشيده و اين مناسبات فردی و اجتماعی آدم يک‌لاقبا و بداقبالی مثل علی خوش‌دست که بيش‌تر در يک فضای ناتوراليستی ممکن است بار معنايی و منطقی خودش را داشته باشد، چطور در درون و ذهن تو تبديل به يک تصوير خيال‌پردازانه ماندگار شد؟


    * علی خوش‌دست در اين فيلم يک آدم قمارباز نامرد است شبيه بيش‌تر آدم‌های دوروبرش. خب يک آدم کلک‌زن و حقه‌باز اصلأ آدم مثبتی نيست. منتها در فيلم در وضعيتی قرار می‌گيرد که احساس همدلی در آدم به‌وجود می‌آورد و بعد آدم ممکن است در وضعيت خيلی خيلی متفاوتی ، اصلأ در يک زندگی کاملأ روشن‌فکرانه يا يک زندگی بسيار مرفه ، در تنگنايی کاملأ بی‌شباهت با اين قضيه قرار بگيرد. مثلأ ممکن است نويسنده‌ای هم که دچار تنگنای آفرينش است و نمی‌تواند اثر جديدی خلق کند با اين وضعيت همذات‌پنداری کند. يعنی دليلی ندارد که بستر اجتماعی و اقتصادی آدمی که با اين فيلم همذات‌پنداری می‌کند کاملأ شبيه آن باشد يا موقعيت‌هايی که گرفتارش می‌شود عين گرفتاری‌های علی خوش‌دست باشد. چيزی که به نظرم در تـنـگـنـا تاثيرگذار بوده، اين است که نادری اين وضعيت را طوری ساخته و پرداخته که آدم‌های مختلفی در تنگناهای متفاوت می‌توانند با اين شخصيت که اصلأ شخصيت مثبتی نيست همذات‌پنداری کنند
    .
    يادم می‌آيد که خودت به عنوان نويسنده و خبرنگار در مطبوعات آن موقع فعاليت داشتی و به حوزه‌های مختلف فرهنگی سرک می‌کشيدی. چه شد که تـنـگـنـا برايت محوريت پيدا کرد و چرا روی اين موقعيت زوم کردی؟ آيا خود مضمون برايت نقش کليدی داشته يا اجرای هنرمندانه امير نادری؟


    * هر دو و چيزهای ديگر. نوزده‌ ساله بودم که اين فيلم را ديدم...
    آن موقع دليل منطقی برای خودت داشتی؟


    * تأثير چنين فيلمی مشابه تأثير موسيقی پاپ جوان‌پسند آن سال‌ها بود که از اواخر دهه 1340 شروع شده بود و تا يک دهه ادامه پيدا کرد. آن غم و تلخی که وجود داشت ، در واقع شرح غم‌ها و حرف‌های آدم‌های زمانه بود. اين اتفاق ، در سينمای ايران و موسيقی پاپ ، هم‌زمان افتاد و اين فضا ، فضای غالب در آن زمان بود ؛ در حالی که هم سينما و هم موسيقی پيش از آن ، شوخ‌وشنگ و لوده بود. در دوره موج نو سينمای ايران ، موسيقی پاپ هم متحول شد و مقداری حالت روشن‌فکرانه و معترض و منتقد پيدا کرد. در سينمای موج نو و موسيقی پاپ آن سال‌ها اين فضای يأس و غم وجود داشت و آدم‌ها در فضای سياسی و اجتماعی آن سال‌ها ، رنج‌های خودشان و حتی می‌توانم بگويم عقده‌های خودشان را با ديدن اين فيلم‌ها و شنيدن اين ترانه‌ها خالی می‌کردند
    .
    آن موقع هيچ شناخت قبلی از امير نادری داشتی؟ مثلاً اولين کارش خداحافظ رفيق را ديده بودی؟


    * بله ، آن موقع سينمای ايران را به‌شدت دنبال می‌کردم و سال‌ها بود که خواننده مجله‌های سينمايی بودم. تقريبأ همه فيلم‌ها را می‌ديدم غير از بعضی از فيلم‌های خيلی پرت‌وپلا. بعضی‌ها را چند بار می‌ديدم. نادری را قبل از خداحافظ رفيق هم می‌شناختم. از طريق عکس‌های فيلم رضا موتوری و قيصر که در مجله‌های سينمايی چاپ شده بود. آن‌قدر عکس‌های متفاوتی در آن سال‌ها بود که تعداد زيادی از عکس‌های اين دو فيلم را در آلبومی ، هر بار در دوسه صفحه چاپ کردند که در مطبوعات سينمايی ايران آن زمان ، برای يک عکاس فيلم اين اتفاق نيفتاده بود
    .
    پيش از تـنـگـنـا هم فيلم ديگری بود که اين‌قدر رويت تأثير گذاشته باشد؟


    * اشک‌ها و لبخندها (آوای موسيقی) را خيلی دوست داشتم. آن هم از آن فيلم‌هايی بود که مايه خيال‌بافی‌هايم بود و می‌بينی که اين دو فيلم هيچ شباهتی ندارند. کمی پيش از آن از تپلی (رضا ميرلوحی) و اين گروه خشن هم خيلی خوشم آمده بود. هر کدام از اين‌ها با بخشی از خودآگاه و ناخودآگاه آدم سروکار دارند و مرهمی برای يک جای آدم هستند. بعضی چيزها هم برای خود آدم ناشناخته است. اين که آدم اشک‌ها و لبخندها را دوست داشته باشد ، تـنـگـنـا را دوست داشته باشد... در نوجوانی رمانتيسيسم فيلم‌های هندی را هم دوست داشتم. آن‌موقع صحنه‌های رقص و آواز فيلم هندی را دوست نداشتم و حالا برعکس است
    .
    به فهرست فيلم‌های عمرت که نگاه می‌کردم فيلم‌های موشت (روبر برسون) يا جاده و شب‌های کابيريای (فلينی) را ديدم. ارتباط با اين فيلم‌ها از همان موقع ايجاد شد؟


    * نه. اين‌ها مال سال‌های بعد است. اين فيلم‌ها به شهر ما گرگان نمی‌آمد. در مشهد هم تک‌وتوک می‌آمد. فهرست فيلم‌های مورد علاقه هر کدام از ما يک بخش‌اش ممکن است جنبه نوستالژيک داشته باشد ؛ يعنی پاسخی باشد به علايق نوستالژيک‌مان. ولی چون اين قضيه انتخاب Top 10 موضوعی عمدتأ جدی است طبعأ آدم سراغ انتخاب فيلم‌های فرزانه‌گون‌تر! می‌رود. يعنی بايد جوری باشد که آدم بتواند از ارزش‌های هنری آن‌ها هم دفاع کند.
    پس تو هم به جور بودن جنس در اين نوع انتخاب‌ها و نظرخواهی‌ها برای نمايش فرهيختگی و روشن‌فکری معتقدی؟


    * تقريبأ همه هستند ، اما نه به معنای جور کردن جنس جور. اين فيلم‌های انتخابی‌ام را دوست دارم ، اما بعضی از فيلم‌های تثبيت‌شده روشن‌فکرانه را دوست ندارم. مثلأ آيزنشتاين فيلم‌ساز موردعلاقه‌ام نيست و اصلأ حوصله‌اش را ندارم. تاب تحمل خيلی از فيلم‌های برگمان را ندارم. تارکوفسکی هم همين طور. ولی آنتونيونی و برسون را دوست دارم. در مورد اين‌ها هم تأثيرهای حسی و عاطفی و دنيای شخصيت‌ها خيلی در انتخاب‌ها موثر است. مثلأ موشت آشکارا اين تأثير را دارد و بيش‌تر درکش می‌کنم تا يک محکوم به مرگ می‌گريزد يا حتی پول که فيلم خيلی محکم و خوبی است. يعنی سبکی است که دوست دارم ولی فضای کلی موشت برايم دل‌پذيرتر است تا پول. پول را بيش‌تر از جهت سادگی عميقش دوست دارم که چه جوری يک استاد به اين‌جا برسد که با يک تصوير خيلی ساده ، اين همه آدم را مجذوب کند ولی آن Top 10 را که می‌گويی به هر حال در همه ما يک‌جور ميل به اين است که آدم‌های عميقی به نظر بياييم. در دوره‌های مختلف زندگی ممکن است انتخاب‌هايی کرده باشيم يا گفته باشيم فلان چيزها خوب است ولی خيلی هم از آن لذت نبرده‌ايم ، منتها اين‌ها يک وجه ديگر از نيازهای آدم را جواب می‌دهند
    .
    اساسأ از ديد خودت برای خلق و زايش يک اثر اعم از يک نوشته يا نقد و به‌ويژه يک فيلم زندگی کردن و پرسه زدن اجتماعی لازم است يا سواد و فرهنگ؟


    * هر دوتايش لازم است. اما مهم‌تر از هر دو اين‌ها ذات خود آدم است که با آدم زاده می‌شود.
    خب اين ذات وجودی آدم، يک مقدار آسيب‌پذيری‌اش در جامعه ما زياد است. من چه جوری می‌توانم ثبات شخصيتی خودم را در اين جامعه پرتناقض و مناسبات پيچيده‌اش حفظ کنم؟


    * اصلأ لزومی ندارد ثبات شخصيتی داشته باشيد ، مگر همه فيلم‌سازان خوب و همه هنرمندان بزرگ ثبات شخصيتی دارند؟ ممکن است کسی ثبات شخصيت هم نداشته باشد ولی هنرمند قابلی باشد و آثار خيلی خوبی خلق کند.
    برگرديم به کتاب تـنـگـنـا... اين علی خوش‌دست که اين‌قدر در حافظه‌ات ثبت شده، آدمی است که بخشی از زندگی‌اش در بازی بيليارد خلاصه می‌شود. خودت چه‌قدر به اين بازی علاقه داشتی؟ آيا بعد از ديدن فيلم تـنـگـنـا به بيليارد علاقه‌مند شدی؟


    * نه. بيليارد را دو سال پيش از تـنـگـنـا کشف کردم...
    سينما در انتخاب اين بازی نقش داشت، يا تخليه کردن برايت مهم بود؟


    * تا پانزده‌سالگی که در گرگان بوديم از بيليارد خبری نبود. به مشهد هم که رفتيم باشگاه بيليارد نداشت. ما که از گرگان رفته بوديم در آن‌جا يک باشگاه بيليارد درست شد و عيد سال 1350 که سفری به گرگان کردم ، ديدم خيلی از دوستان و هم‌کلاسی‌های سابقم پای ميز بيليارد هستند. من هم عاشق بيليارد شدم و هنوز عاشق بيلياردم. تـنـگـنـا يک جنبه تقديری دارد که در آن شعر ابتدای فيلم هم به آن اشاره شده و اين جنبه در بازی بيليارد خيلی بارز است. بيليارد انگار تجسمی از تقدير روزگار است ؛ به‌خصوص که من بيلياردباز حرفه‌ای نيستم. بيلياردبازهای حرفه‌ای ضرب و جهت حرکت گوی‌های مورد نظرشان را می‌توانند به‌دقت تنظيم کنند و هرچه تواناتر باشند ، توان کنترل‌شان بيش‌تر است. مسير و محل نهايی حرکت گوی اصلی (پيتوک) را هم می‌توانند تعيين کنند. اما ناشی‌گری باعث اتفاق‌هايی روی ميز می‌شود که به آن می‌گويم «گردش روزگار». با اين که دلم می‌خواهد توانايی بيلياردبازهای حرفه‌ای را پيدا کنم ، اما اين جنبه تقديری‌اش خيلی برايم جذاب است..
    .
    اينجا يک مقدار اختيار با جبر آميخته می‌شود!


    * خب بله ، اين تناقض وجود دارد و خود اين تضاد هم با ذهن دنيا و ناخودآگاه آدم سروکار دارد
    .
    وقتی برای اولين بار فيلم تـنـگـنـا را ديدی، آن جان کندن نهايی علی خوش‌دست، برايت حالت مشمئزکننده نداشت؟


    * اصلأ مشمئزکننده نبود ، تکان‌دهنده بود. قبلأ چنين صحنه‌ای را در هيچ فيلمی نديده بودم. نه در فيلم ايرانی نه در فيلم خارجی. صحنه‌های به‌اصطلاح «بزن بزن» فيلم‌ها خيلی حالت نمايشی داشت. در فيلم‌های ايرانی که اغلب معلوم بود مشت‌ها از کنار صورت رد می‌شود و افکت صوتی ناجوری هم داشت. فيلم‌های خارجی هم همين وجه به‌اصطلاح آرتيستی را داشت و فقط شُسته‌رُفته‌تر بود. اين نوع زدوخورد و ضجه‌های توی اين فيلم واقعأ برايم تکان‌دهنده بود. در آن کتاب هم نوشته‌ام که دفعه اول با دوستم علی ذرقانی به ديدن اين فيلم رفته بودم و توی آن صحنه ، بی‌اختيار چنگ زده بودم به زانوی او. انگار می‌خواستم توی آن موقعيت ، او را هم کنترل کنم. مثل موقعی که آدم پشت فرمان است و ناگهان در خطر تصادف قرار می‌گيرد و دست می‌برد که مانع صدمه ديدن بغل دستی‌اش بشود. او هم تعجب کرده بود که اين چه حرکاتی است که من انجام می‌دهم ، ولی واقعأ بی‌اختيار بود
    .
    ويژگی بارز اين فيلم جنس نگاه‌هايی است که در سکوت برگزار می‌شود، مثلأ بين علی خوش‌دست و برادر کوچکش... شايد تعلق خاطر اصلانی به سينمای روبر برسون در اين وضعيت موتيف‌گونه موثر باشد. آن زمان، خود اين نگاه‌ها برايت زمينه عاطفی ايجاد نکرد؟


    * خب همين نگاه‌ها و سکوت‌ها در سينمای ايران تازگی داشت اما اين قضيه برخلاف ظاهرش ربطی به اصلانی ندارد ؛ يعنی لااقل فيلم‌نامه اين‌طور نشان می‌دهد. فيلم‌نامه اتفاقأ خيلی پُرگو است که در ساخت ، پُرگويی‌اش گرفته شده و اتفاق خيلی خوبی افتاده. حتی می‌توانم بگويم که فيلم‌نامه بدی است. آن مادر و دختری که توی بنگاه ماشين‌فروشی می‌آيند تا مادر تلفن بزند و دخترک هم می‌ايستد و زل می‌زند به علی ، اصلأ توی فيلم‌نامه نيست. به جايش پسر جوانی می‌آيد و به دوست دخترش تلفن می‌زند و هيچ نگاه آن‌جوری هم در کار نيست. پسرک شاگرد لبنياتی هم توی فيلم‌نامه نيست و فقط در اولين مراجعه علی به آرايشگاه ، پسرکی را به سراغ پروانه می‌فرستد که يک آهنگ روز را زمزمه می‌کند و روی کاسه‌ای ضرب گرفته. نگاه‌های موکد برادر علی و برادر پروانه هم در فيلم‌نامه نيست و فقط موقع ورود و خروج علی و برادرش به خانه پروانه ، برادر پروانه از پشت پنجره سرک می‌کشد.
    آيا اصلانی در اين پُرگويی فيلم‌نامه اوليه نقش نداشته؟


    * نمی‌دانم. من نتيجه نهايی را که اصلانی می‌گويد نوشته و در کتاب هم چاپ شده، ديده‌ام. آن فيلم‌نامه در ساخت خيلی پالوده شده و همه حشو و زوائدش گرفته شده. اين قضيه سکوت‌ها دو جنبه برای من داشت ؛ يکی ارتباط آدم‌ها که قبلأ از طريق حرف زدن در سينما ، تا آن موقع ياد گرفته بوديم و نکته ديگر اينکه اغلب اين سکوت‌ها را در بچه‌ها می‌بينيم. من هم در بچگی يا نوجوانی آدم خيلی آرام و کم‌حرفی بودم و در سکوت انگار حرف‌هايم را می‌زدم. انگار بلد نبودم بگويم و فقط نگاه می‌کردم. اين دو جنبه ، در واقع يکی تازگی‌اش در سينمای ايران بود و جنبه زيبايی‌شناسانه‌اش و يکی هم از جهت همذات‌پنداری.
    الان که فيلم تـنـگـنـا را می‌بينی، چقدر آن جذابيت گذشته برايت باقی مانده؟ مثلأ آن قسمت فينال که از بالا آوردن علی خوش‌دست کات می‌شود به لانگ‌شات شهر تهران در شب.


    * الان آن قسمت‌ها در خيلی از نسخه‌های فيلم حذف شده. ولی يادم هست که يکی‌دو تا از نسخه‌هايی که آن‌موقع ديدم اين صدای عق زدن علی روی شهر بود. خب آن موقع اين کار جنبه اعتراضی برانگيزاننده‌ای داشت ، ولی الان به نظرم کمی شعاری و «گل‌درشت» است. بعضی از همان نگاه‌ها خيلی خوب درآمده. به‌خصوص نگاه آن دختربچه و علی در بنگاه آقاجلال خيلی قشنگ است و فيزيک دخترک هم خيلی تاثيرگذار است. ولی به نظرم نگاه‌های برادر علی و برادر پروانه زيادی دارد. حتی يک نگاه کافی بود.
    هنوز تـنـگـنـا، طراوت و تازگی آن دوران را برايت دارد يا نه؟


    * قضاوتش خيلی سخت است. من سال‌هايی با اين فيلم زندگی کرده‌ام و اصلأ نمی‌توانم خودم را جدا کنم از اين قضيه. حسی که طی اين سال‌ها با من بوده اصلأ نمی‌گذارد خودم را از گذشته و خاطرات جدا کنم و مثل کسی که همين حالا برای اولين بار فيلم را می‌بيند با آن روبه‌رو شوم. به هر حال به نظرم هنوز تـنـگـنـا فيلم خوبی است که آرزو می‌کردم پالوده‌تر می‌بود و به جز نکته‌هايی در مورد برخی بازی‌ها ، به نظرم خيلی قسمت‌های موسيقی فيلم هم زياد است.
    تکرار تصنيف فريدون فروغی هم گاهی آدم را اذيت می‌کند.


    * اصلأ خيلی غيرعادی و بی‌سابقه است که يک تصنيف سه بار در فيلم تکرار شود. در هيچ فيلمی چنين سابقه‌ای را به ياد ندارم. موسيقی در خيلی جاهای فيلم زياد است. منتها آن صحنه‌ها با همان موسيقی به دلم نشسته و به ياد می‌آورم. اگر بگويند حالا دوباره بيا تو اين فيلم را صداگذاری کن ، نمی‌دانم چه کارش کنم.
    علت چيست که فيلم تـنـگـنـا، جدا از اين تعلق خاطر خيلی شخصی در آدم‌هايی مثل تو، هنوز برای نسل ما خاطره‌انگيز است و جزء فيلم‌های عمرمان به حساب می‌آيد؟ چرا ما نسبت به فيلمی که نه اکران و فروش خوبی داشت، نه در کارنامه خود نادری به تشخص بالايی رسيد و حتی نسل بعد از انقلاب دونده او را به اين فيلم ترجيح می‌دهد، اين‌قدر سمپاتی داريم؟


    * هر کسی توضيح خودش را در اين مورد دارد ولی به نظرم فضای عمومی آن سال‌ها خيلی مهم بوده. من اگر بخواهم آن زمان را به ياد بياورم ، خاکستری به يادم می‌آيد. تهران به رنگ تـنـگـنـا يادم می‌آيد. تهران آن سال‌ها را رنگی يادم نمی‌آيد. اصلأ زندگی آن سال‌ها را رنگی به ياد ندارم. غلبه همين قضيه و آن فضا باعث می‌شد آدم‌ها بيش‌تر در پيله خودشان فرو بروند. در کتاب هم نوشته‌ام که جنبش‌های اجتماعی سرکوب شده بود و به نظر می‌آمد نظام سياسی آن‌قدر اقتدار دارد که هيچ چيز ديگر نمی‌تواند کاخش را بلرزاند. اين بود که حتی روشن‌فکرها هم آيه يأس سر می‌دادند. اين فضا فضای غالب آن سال‌ها بود. تـنـگـنـا هم به نظرم تبلور همه آن فضاها ، همه آن نيازها ، همه آن عقده‌ها و سرخوردگی‌ها بود و به همين دليل روی عده‌ای از آن نسل تأثير گذاشت.
    خودت با فيلم‌های اين دوران امير نادری (از دونده به بعد) ارتباط برقرار می‌کنی؟


    * از اين فيلم آخرش - ديوار صوت - خيلی خوشم آمد. چون در ده‌دوازده سال اخير بيش‌تر مجذوب فرم‌های روايت و شيوه‌های داستان‌گويی غيرمتعارف هستم. بيش‌تر دنبال اين هستم که فيلم‌ساز در چارچوب دنيای خودش کامل و قابل درک باشد و با معادلات و قراردادهايی که خود فيلم‌ساز بنا می‌کند بشود توضيح داد ، مهم نيست که نسبتی با واقعيت دارد يا ندارد. و اينکه فلان چيز تکرار می‌شود و برای مخاطبی با ذهنيت متعارف خسته‌کننده است و می‌خواهد از سالن بزند بيرون. فکر می‌کنم جاهايی تکرار جزء ذات و ساختار خود فيلم است. جزء دنيای فيلم است. انفجار ديوانه‌واری در يک ساعت اول فيلم هست که پسر سياه‌پوست دنبال نواری می‌گردد ، هی جست‌وجو می‌کند ، يک آن از حرکت نمی‌ايستد ، و آخرش نوارها را می‌شکند. بعد هم لابه‌لای سروصدای کاميون‌هايی که از روی پل رد می‌شوند حيران می‌ماند و درمی‌يابد که به کشف تازه‌ای در خود و دنيايش رسيده. تمام آن شور و شوقی که امير نادری طی اين سال‌ها داشته ، برای رسيدن به سينمای موردعلاقه‌اش بوده و حتی اگر بگوييم مقداری ادا هم در آن هست ، اشکالی ندارد ؛ بگذار باشد. به نظر من آن ادا هم اصيل است تا اين همه اشتياق و اين همه تلاش به مينی‌ماليسم ، و حتی به انتزاع برسد. نادری در عرصه سينمای اجتماعی رده‌بندی می‌شد ، حالا فرماليست شده و اين انتخاب قابل احترام است. اين همه تلاش و شور برای خلق يک دنيای شخصی قابل احترام است.
    گاهی می‌بينيم که امير نادری به شکل بی‌رحمانه‌ای يک دوره از کارنامه سينمايی‌اش را کاملأ نفی می‌کند. امکان دارد از ديد تو اين موضع‌گيری ادا نباشد ولی وقتی من اين گفت‌وگوی اخير او را در مجله خودتان خواندم، بيشتر ادا ديدم تا صداقت...


    * ولی من هميشه برای تحول آدم‌ها و برای سليقه و تغيير سليقه آدم‌ها احترام قائلم. يعنی اين تغيير را به رسميت می‌شناسم. فکر می‌کنم امير نادری آدم اصيلی است. يک جاهايی در يک مقطع‌هايی اداهايی داشته که هرکدام از ما به شکلی در زندگی‌مان داشته‌ايم. بنابراين من اگر بخواهم از اين زاويه نگاه کنم اول به خودم نگاه می‌کنم و اول از خودم ايراد می‌گيرم. من با اين که خودم سعی کرده‌ام در زندگی‌ام ادا نداشته باشم ، اما فکر می‌کنم شايد در بعضی از نوشته‌هايم ادا داشته‌ام. شايد در بعضی از انتخاب‌هايم ادا داشته‌ام. همه کم‌وبيش دارند. بنابراين به او هم حق می‌دهم ادا داشته باشد.
    ببين، من قبول دارم که اصلأ بخشی از ساخت هنر و سينما ادا است، منتها آن امير نادری که ما می‌شناسيم و بيش‌تر ريشه در حس غريزی دارد تا دانسته‌های آکادميک، چه ضرورتی دارد که خودش را به ما فرهيخته و روشن‌فکر و آوانگارد نشان دهد؟


    * نه، اتفاقأ فرهيختگی ندارد.
    مثلاً در گفت‌وگوی زمان نمايش عمومی فيلم دونده در همين مجله فيلم می‌بينيد که چقدر ژورناليستی و متظاهرانه از امپرسيونيسم و ونگوگ حرف می‌زند..


    .* من دفاع مطلق نمی‌کنم از امير نادری. هيچ‌کس بدون عيب نيست. سليقه شخصی‌ام اين است که دلم می‌خواست امير نادری در مسير خداحافظ رفيق و تـنـگـنـا به تکامل می‌رسيد. ولی امير نادری آدم مهم‌تری است تا من ، که پافشاری کنم. ای کاش سليقه من اتفاق می‌افتاد. آدم اصلی اوست. بنابراين بايد ببينيم او چه چيزی می‌خواهد. امير نادری اگر می‌خواست خودش را به رخ بکشد خيلی راه‌های ديگری داشت. حالا جاهايی هم می‌خواست خودش را به رخ بکشد. اصلأ ذات اين کار است. مگر ما خودمان را به رخ نمی‌کشيم؟ من به اين همه پايمردی و تلاش احترام می‌گذارم
    .
    اين‌جا می‌خواهم به يک بحث اساسی بپردازم که بخشی از آن برمی‌گردد به خودت . در دوره فعاليت‌های مطبوعاتی‌ات تو دو فيلم‌ساز را انتخاب کردی و به آن‌ها نزديک شدی. يکی از طريق همين کتاب تـنـگـنـا و ديگری با ساخت يک فيلم مستند درباره‌اش (محسن مخملباف). هر دو اين آدم‌ها شخصيت پرتناقضی دارند. مخملباف در دوره‌ای از کارنامه و زندگی‌اش آدمی کاملأ سياسی است و هنر را با زبان شفاهی و شعاری معنا می‌کند. در دوره‌ای ديگر گرايش‌های اجتماعی‌اش را با زبان سينما بيان می‌کند و رفته‌رفته به تعادل و تکامل می‌رسد که ناصرالدين‌شاه آکتور سينما و دستفروش نمونه‌های عينی‌شان هستند اما يک‌دفعه کات می‌کند و متمايل به فرم و شالوده‌شکنی در روايت می‌شود. من به هيچ‌وجه منکر تکامل در نگاه و ديدگاه هنرمند نيستم ولی هر دو اين فيلم‌سازان در دوره‌ای کاملأ به جامعه خودشان و مخاطبانی که زمانی سنگ‌شان را به سينه می‌زدند پشت می‌کنند و حتی بعدها با لحنی توهين‌آميز با افراد سرزمين‌شان برخورد می‌کنند. آيا اين تغييرپذيری درونی و بيرونی را بايد نشانه تکامل بدانيم يا تزلزل؟


    * من با نزديک شدن به اين دو آدم ، در واقع داشتم کمبودهای خودم را جبران می‌کردم.
    خود اين دوستان کمبود نداشتند؟!


    * حتمأ دارند ، اما امتيازها و توانايی‌هايی دارند که من ندارم و انگار با نزديک شدن به اين‌ها و پرداختن به اين‌ها می‌خواستم کمبودهای خودم را جبران کنم. من آدم‌ها را به خاطر نقطه‌های قوت‌شان دوست دارم ، نه اين که به خاطر نقطه‌های ضعف‌شان از آن‌ها متنفر باشم. باز هم می‌گويم که برای تحول آدم‌ها و تفاوت سليقه‌ها احترام قائلم و اين امر را به رسميت می‌شناسم. می‌گويم حق‌شان است که عوض بشوند و هيچ انتقادی هم بهشان ندارم. ممکن است تغييرشان را دوست نداشته باشم. من خيلی از فيلم‌های مخملباف را دوست ندارم. خيلی از فيلم‌های نادری را دوست ندارم. ولی به خودشان ، جسارت‌شان و تلاش‌شان احترام می‌گذارم. مخملباف حتی در مورد يک موضوع ساده و پيش‌پاافتاده از زندگی تحليل تازه و جالبی دارد و آن را از زاويه تازه‌ای مطرح می‌کند که حيرت می‌کنم و اين برايم احترام‌برانگيز است.
    تأکيد من روی آن «تناقض» وجودی و شخصيتی است که البته در مورد مخملباف اين تناقض به مراتب بيش‌تر ديده می‌شود.


    * تناقض در همه ما وجود دارد
    .
    آخر تا چه حدی؟


    * در بعضی‌ها شديدتر است و تناقض‌ها و تغييرات آدم‌های ناآرام که خودشان را بروز می‌دهند و ابراز می‌کنند برجسته می‌شود ، اما تناقض‌ها و تغييرات آدم‌هايی که خوددارترند پنهان می‌ماند
    .
    باز برگرديم به کتابت... اين قضيه رفتن به لوکيشن‌های فيلم تـنـگـنـا و انتظار طولانی برای گفت‌وگو با امير نادری و عوامل اصلی فيلم، نشان از مصمم بودنت برای تحقق يک آرزوی ديرينه دارد. اما قبول داری که در اين کارها، تک‌‌رو هستی؟ اصلأ مثل اين که از کارهای هيأتی خوشت نمی‌آيد.


    * خب اين کتاب نمی‌توانسته يک کار جمعی باشد. اين يک کار شخصی است و با احساسی که نسبت به اين فيلم داشتم ، بايد خودم دنبال همه کارهايش می‌رفتم. در کارنامه مطبوعاتی‌ام هم نشان داده‌ام که هم کمال‌گرا هستم و هم واقع‌بين. يعنی ضمن التزام به استانداردهايم ، دنبال توهم نمی‌روم. در يک روز جمعه ، با همراهی جمشيد الوندی ، لوکيشن‌هايی را که امکان‌پذير بود پيدا کردم. بقيه‌اش پيدا نشد ؛ يعنی هيچ‌کس نشانی از آن‌ها نداشت و سر نخی پيدا نکردم. اين واقع‌بينی را داشتم که به اين نتيجه برسم که تا همين‌جا کافی است و به آن کنجکاوی‌ها و در واقع وسوسه شخصی‌ام جواب داده‌ام و ديگر لازم نيست در اين بخش زياد مته به خشخاش بگذارم. به هر حال اين يک پروژه شخصی و احساسی است و نمی‌خواستم از ديگران مطلب جمع کنم. آن دو مطلب قديمی را هم بيش‌تر به عنوان واقعه‌نگاری در کتاب نقل کرده‌ام.
    فکر می‌کنی اين همه انرژی و علاقه که صرف چنين کاری می‌شود، در فضای کنونی که چندان فرهنگی نيست، می‌تواند اقناع‌کننده باشد؟


    * اين کتاب ، جواب به يک علاقه شخصی است. فقط علاقه شخصی. آن را برای بازار کتاب را در نياوردم. از طرفی کنجکاو بودم ببينم دوست‌داران اين فيلم ، که قاعدتأ خواننده اين کتاب هم بايد باشند ، چند نفرند. اين‌ها علاقه شخصی است ؛ نه ربطی به کارنامه حرفه‌ای من دارد ، نه به بازار نشر دارد و نه بقيه کتاب‌هايی که درباره يک فيلم تا حالا در ادبيات سينمايی ما منتشر شده ، و به نظرم با همه‌اش فرق می کند.
    در اين اوضاع نابسامان کتاب و فرهنگ و رديابی سينمای اصيلی که تبديل به نوستالژی شده، چقدر اين نوع شيوه کار می‌تواند برای فيلمی که نسبت به آن انرژی و انگيزه داريم، الگودهنده باشد؟


    * من که قصد الگو دادن نداشتم. ممکن است عده‌ای به اين فکر بيفتند که خب از اين کارها هم می‌شود کرد. بستگی دارد که چه‌قدر به آن موضوع علاقه داشته باشند و شايد کسی هم با ديدن اين کتاب تشويق بشود که در مورد فيلم موردعلاقه‌اش چنين کتابی در بياورد.
    راغب هستی که همين روش را در مورد فيلم‌های ديگر موردعلاقه‌ات به کار ببری؟


    * خيلی دلم می‌خواهد کاری شبيه اين در مورد گوزن‌ها و کندو بکنم. منتها خيلی سخت است و فکر نمی‌کنم در سن و سال من امکان‌پذير باشد. در واقع يک مقداری هم شانس لازم است. در مورد کتاب تـنـگـنـا خيلی چيزها دست به دست هم داد که کتاب به اين شکل درآمد و فکر نمی‌کنم که قابل تکرار باشد.
    در اين گونه کارها دست‌يابی به اسناد واقعی و آرشيوی و همکاری و همياری عوامل توليد و ساخت که در قيد حياتند، خيلی اهميت دارد...


    * بله اين اتفاق يک بار افتاد و در مورد فيلم ديگری نمی‌توانم اين معجزه را تکرار بکنم. خيلی از اسناد مربوط به سينمای قبل از انقلاب و حتی بعد از انقلاب نابود شده و آدم‌ها قدرش را ندانستند. کاغذپاره به نظرشان آمده و ريختند دور. از ميان فيلم‌های خارجی هم خيلی دلم می‌خواهد درباره اشک‌ها و لبخندها و اين گروه خشن دو تک نگاری کار کنم.



    منبع خبر : وبلاگ هوشنگ گلمکانی
    شنبه,21 مهر 1386 - 23:13:14

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات