سينمای ما - سالاد فصل! / یادداشتی تازه درباره مجموعه‌های ماه رمضان تلویزیون
شنبه 9 شهريور 1387 - 14:51

اخبار:      • كميته فرهنگي انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران برگزار می‌کند / نمایش و نقد و بررسی فیلم «کارگردان مشغول کارند»      • دنباله سازي يك تله فيلم موفق در شبكه دو سيما / محمد رضا آهنج«سرقت 2» را كليد زد      • اوضاع و احوال امروز سینمای ایران در گفتگو با حاجی‌میری، فروزش، ده‌نمکی و طالبی‌نژاد / هر یکی، انتقاد خودش      • بانوی گل سرخ، تینار، خیابان‌های ناتمام و میدان بی‌حصار؛ رقبای اصلی / نامزدهاي بخش فيلم‌هاي مستند دوازدهمين جشن سينما معرفي شدند      • تحلیل و آرزوی روزنامه کیهان برای حاتمی‌کیای این روزها / تجربه روزهای اوج با ساخت فیلم‌های اجتماعی      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
مرز میان آگاهی و خیال (یادداشت مانولا دارجیس -نیویورک‌تایمز- بر فیلم جوانی بدون جوانی ترجمه خاطره آقائیان)
«استرالیا» هم جابجا شد
تاثیر اعتصاب هالیوودی‌ها بر جشنواره ونیز
اروپایی‌ها بهترین‌های‌شان را معرفی می‌کنند
فیلم تازه دالدری و وینسلت بدون تهیه‌کنندگانش هم در اسکار شرکت می‌کند
گزارش روز اول جشنواره ونیز و نمایش فیلم تازه برادران کوئن
مستندهای اسکاری کمتر از یک هفته فرصت دارند
احتمال حضور جورج کلونی در فیلم تازه جیسون ریتمن
وودی هارلسون در «سرزمین زامبی»
پاییز هالیوود هم مثل تابستان داغ است
«تن تن» را حتما استیون اسپیلبرگ می‌سازد
«جونو»ی بشر دوست


فرزند خاک


  (66 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (42 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (45 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (157 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (590 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (370 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 علي‌رغم شایعات مربوط به ممنوع‌الخروج بودن؛ / «گلشيفته فراهاني» به آمريكا سفر كرد...
 یک گزارش خواندنی و جالب / انتخاب شما چیست؟ / خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند...
 علي معلم درباره ماجراي گلشيفته فراهاني و ممنوعيت چهره بازيگران در تبليغات مي‌گويد: / «مشخص نيست که براساس چه مستندات قانوني اين تصميم گرفته شده است»...
 یادداشت‌های امیر قادری: هفته يازدهم / اشرفي افشین قطبی / چرا حال و هوای قلب ما تغییر کرده است؟...
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...
 برنامه بزرگداشت زنده یاد خسرو شكيبايي در موزه هنرهای معاصر تهران...
 «پستچي سه‌بار در نمي‌زند» با حضور محمد‌رضا فروتن، باران كوثري و رويا تيموريان كليد مي‌خورد...
 چگونه انتظامي با اينترنت آشنا شد / يك وبگرد حرفه‌اي...
 محمدرضا فروتن و حامد بهداد همبازی می‌شوند...
 1387؛ سال مرگ سینماگران / جواد خدادادی هم رفت...
 علی نصیریان درباره بازیگران نسل جدید؛ / اخلاق یاد این جوان‌ها نداده‌ایم...
 پخش CD و DVD « مجنون لیلی » آغاز می شود ...
 از دست ندهید/پس از چند روز جنجال و اظهار نظرهای متفاوت از دو طرف / مناظره کارگردان «مینای شهر خاموش» و مشاور هنری رئیس جمهور در برنامه «دو قدم مانده به صبح»...
 نامه محسن امیریوسفی به رئیس بخش دختر پسری سینمای ایران!...



گزارش
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...
 گفتگوی مفصل با مجید صالحی، کارگردان مجموعه پربیننده «سه در چهار» / سعی کردم از بازیگرانی استفاده کنم که در سریال‌های عطاران بازی نکرده‌اند...
 گزارشي از پروژه‌هاي جلوي دوربين / هملت در سينما ركس...
 گزارش اكران فصل تابستان/ارقام فروش و روزهاي نمايش / ميدان براي فيلمسازان تازه‌كار...
 یک گزارش خواندنی و جالب / انتخاب شما چیست؟ / خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند...
 نامه محسن امیریوسفی به رئیس بخش دختر پسری سینمای ایران!...
 یادداشت‌های امیر قادری: هفته يازدهم / اشرفي افشین قطبی / چرا حال و هوای قلب ما تغییر کرده است؟...
 حرف‌های همایون ارشادی درباره حضورهای بین‌المللی بازیگرهای ایرانی / مثل لژیونرهای فوتبال که بعدا به درد تیم ملی می‌خورند......
 دو نوشته نيما حسني‌نسب درباره دو ستاره سينماي ايران در دو دهه 1370 و 1380: / ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست... ...
 گزارش روزنامه جام‌جم درباره فيلم سينمايي «پرچم‌هاي قلعه كاوه»: / يك ميليارد سرمايه‌گذاري براي سه‌ميليون درآمد ...
 حاضران و غايبان در جشن دوازدهم؛ / غيبت «آواز گنجشك‌ها» و غايبان مهم جشنواره فجر در جشن دوازدهم سينما...
 یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند...
 هنرمندان درباره ماشین و ماشین‌بازی / مسعود کیمیایی: اين دوست روغن و آهن و فرمان را دوست دارم ...
 گزارش اكران سينماهاي تهران در هفته پایانی مرداد 87 / فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نيم ميليارد تومان رسيد...

آرشيو...



سالاد فصل! / یادداشتی تازه درباره مجموعه‌های ماه رمضان تلویزیون
سالاد فصل! / یادداشتی تازه درباره مجموعه‌های ماه رمضان تلویزیون


سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو: مجموعه های تلویزیونی ماه رمضان امسال اظهار نظرهای ضد و نقیضی را به دنبال داشتند. سریال های اغما(سیروس مقدم) و میوة ممنوعه(حسن فتحی) مورد استقبال عموم بینندگان قرار گرفتند، به طوری که حتی شوخی با شخصیت های آنها و روابط شان جای خود را در میان پیامک های رد و بدل شدة تلفن های همراه باز کرد و بحث دربارة آنها و اینکه در پایان چه سرنوشتی در انتظار کاراکترهای شان است، نقل محافل و مردم و کوچه و بازار شد. از سویی دیگر مجموعه های یک وجب خاک (علی عبدالعلی زاده) و به خصوص شکرانه (سعید سلطانی) نظر چندان مساعدی را به خود جلب نکردند. با این حال تنوع موضوعی این مجموعه ها باعث شد تا به سلیقه های گوناگون درصد قابل ملاحظه ای از بینندگان پاسخ داده شود و خیابانها را در ساعتهای بعد از افطار خالی از جمعیت کند. در این یادداشت سعی شده است تا با نگاهی اجمالی این مجموعه ها نقد و بررسی شوند *** اغما : سیمای ابلیس در هاله ای از اغراق ! کسانی که مجموعه های سیروس مقدم را در چند سال اخیر دنبال کرده اند، بدون آنکه تیتراژ سریال اغما را دیده باشند می توانند حدس بزنند که این مجموعه حاصل دست پخت اوست! اغراق تصویری همیشه حرف اول را در کارهای مقدم می زند. در اینجا نیز به مانند بسیاری از ساخته های او با دکوپاژهای غیر معمول و گاه آزار دهنده، نور پردازی های اغراق آمیز همراه با حضور بخار در صحنه ها، فلاش بک های صوتی و تصویری غیر ضروری و تاکید کننده روبرو هستیم. اما بزرگترین مشکل این مجموعه در فیلمنامة آن خلاصه می شود. ایراد کلی و زیربنایی متن اغما و البته همة مجموعه های تلویزیونی ماه رمضان در کم مایه بودن شان برای سی قسمت است. دو سال قبل علیرضا افخمی با سریال " او یک فرشته بود" به سبک فیلم های چند دهة اخیر هالیوود، شیطان را در قالب انسانی به ظاهر معمولی مجسم کرد و با خلق داستانی کم و بیش جذاب و البته دارای ایرادهای تکنیکی فراوان توانست موفقیتی چشمگیر را در نزد عموم به دست آورد. او این بار در مقام یکی از دو نویسندة اغما همان دستمایه را مدنظر قرار داده و با وجود استقبال بینندگان، نتیجة کارش خالی از ضعف های آشکار نیست. منطق روایی در فیلمنامة اغما جایی ندارد. سوالات زیادی در حین تماشای سریال برای بیننده به وجود می آید که برای اغلب آنها جوابی درخور نمی توان یافت. اینکه چرا دکتر طاها پژوهان (امین تارخ) به حضور الیاس (حامد کمیلی) در خانه اش مشکوک نمی شود و هیچگاه در طول این یک ماه علت ماندن اش را سوال نمی کند؟ آیا شیطان در مرگ همسر دکتر نقش داشت؟( مگر ابلیس می تواند حال عمومی یک بیمار را پس از عمل جراحی وخیم کند تا حدی که منجر به مرگ طرف شود؟) اگر رابطة عاطفی دکتر جودت (ایرج نوذری) با دکتر بردیا (لعیا زنگنه) حذف می شد آیا خللی در روند داستان به وجود می آمد؟ چرا این رابطه در اواخر سریال به حال خود رها شد و در قسمت های پایانی دیگر خبری از دکتر جودت نبود؟ دکتر بردیا در روند پیشبرد داستان اصلی (گمراه شدن پژوهان به وسیلة شیطان) چه نقشی داشت؟ آیا هشدارها و طعنه های بیش از اندازة او به دکتر پژوهان از او سیمای کاریکاتور گونة یک مصلح اجتماعی و اخلاقی خلق نکرده بود؟ چرا شخصیت هایی مثل پری (نفیسه روشن) ، حمید موسوی و دکتر نائینی (ناصر ممدوح) این قدر منفعل بودند و در برابر عملکرد کاراکتر اصلی نمی توانستند کنشی منطقی از خود نشان بدهند؟ اضافه شدن کاراکتر پیر بابا (اسماعیل خلج) به داستان در یک سوم پایانی مجموعه چه کمکی به بهبود کیفی افت منحنی حرکتی فیلمنامه کرد؟ آیا فیلمنامه نویسان نمی توانستند از قدرت معنوی این کاراکتر در برابر نیروی شر ابلیس استفاده ای دراماتیک کنند؟ اگر شیطان را در سه چهره نمی دیدیم چه اتفاقی در اصل ماجرا به وجود می آمد؟ هر چقدر فیلمنامه نویسان برای باورپذیر شدن کاراکتر الیاس و نحوة نفوذش در زندگی دکتر دقت و انرژی کافی مصرف کرده اند، از خیر پردازش درست کاراکترهای فرزاد و شهرام (دو روی دیگر شیطان در این مجموعه) گذشته اند. این موضوع حتی در بازی خوب حامد کمیلی نیز اثر گذاشته است و اجرای او در نقش الیاس قابل قیاس با نقش آفرینی اش در قالب آن دو پرسوناژ نیست. در طول چند سال اخیر امین تارخ کمتر فرصتی برای بروز بازی همیشه روان و جذابش پیدا کرده بود و حال در اغما او این مجال را یافته است تا تماشاگران را مقهور اجرای خوب خود کند. تارخ در غالب لحظات از چارچوب شخصیت پردازی فیلمنامه پا را فراتر می گذارد و در نمایش رفتارها و واکنش های متناقض، استادانه عمل می کند. سوای اجرای متفاوت دو بازیگر اصلی، دیگر بازیگران در ارائة نقش های خود بسیار بسته و کلیشه ای کار کرده اند و بیشتر به نمایش تیپ آشنای خود بسنده کرده اند. نحوة قاب بندی و نوع نورپردازی مهدی جعفری(فیلمبردار اثر) اگرچه در خدمت اغراق های گل درشت سیروس مقدم است اما همین که توانسته است به این مبالغه های تصویری رنگ و بویی قابل قبول و حتی چشمگیر ببخشاید، جای بسی تقدیر دارد. شاید پس از این مجموعه و سریال پرواز در حباب (مجموعة سال پیش مقدم) او را بتوان مکمل خوبی برای جنس تصاویر مورد نظر مقدم دانست. اما چرا با وجود ضعف های محتوایی برشمرده اغما توانست مخاطبان زیادی را پای جعبة جادویی بنشاند؟ جواب این سوال را در علاقة فطری و همیشگی غالب تماشاگران سینما و تلویزیون (در همه جای دنیا) نسبت به حیطة ترس و تعلیق ماورایی می توان جستجو کرد. این موضوع برای بینندگان آثار وطنی که تماشای این ژانر را در سینما و تلویزیون ملی کمتر تجربه کرده اند، بیشتر صدق می کند. ضمن اینکه با توجه به حس و حال معنوی جاری در ماه مبارک رمضان و رویکرد نسبتا مذهبی سازندگان اغما به موضوع شیطان و پیروانش که بارها در آیات مبارک قرآن مجید و روایت ها و متون اسلامی به آن اشاره شده است، در همذات پنداری مخاطب با اثر نقشی عمده و جدی را ایفا می کند. ولی متاسفانه این رویکرد دینی و اعتقادی در اغما به سطحی ترین شکل ممکن بروز کرده است که مصداق آن را می توان در قسمت ماقبل آخر مجموعه و در نوع برخورد دکتر با الیاس به خوبی مشاهده کرد که به شدت یادآور آثار سفارشی و آموزشی تلویزیونی مناسب برای کودکان و نوجوانان است. امید است که جسارت دست اندرکاران و برنامه ریزان در وارد شدن به محدوده های بالقوه جذاب اعتقادی و مذهبی در مسیر مطالعاتی و پژوهشی درستی هدایت شود و در آینده ای نه چندان نزدیک شاهد آثاری پر بار و در عین حال تماشاگرپسند در این حیطه در سینما و تلویزیون باشیم به طوری که حتی بتوان آن ها را در بازارهای جهانی عرضه کرد. آرزویی که می تواند چندان هم واهی و دست نیافتنی نباشد. *** میوة ممنوعه: ارزش بارز محتوا حسن فتحی اکنون مدار صفر درجه را بر روی آنتن دارد که توانسته است با انبوه مخاطبانش ارتباط خوبی برقرار کند. او میوة ممنوعه را برای ایام ماه رمضان مقابل دوربین برد که با وجود داشتن برخی ضعف ها در میان مجموعه های مناسبتی امسال تلویزیون یک سر و گردن بالاتر بود. از همان زمان ساخت مجموعه اعلام شده بود که سریال برداشتی از داستان مشهور شیخ صنعان و نمایشنامة جاودان شاه لیر است. این اعلام تبلیغاتی به ضرر مجموعه تمام شد و با راه افتادن موتور حرکتی داستان مجموعه و شناخت کاراکترها و روابط شان به تماشاگرانی که با دو اثر یاد شده آشنایی داشتند، کمک کرد که ادامه و حتی پایان داستان را حدس بزنند. اما نباید از یاد برد که سینما هنر به تصویر کشیدن درست جزییات است. علیرضا کاظمی پور نویسندة آشنای مجموعه های تلویزیونی تا حدی پذیرفتنی این قاعده را رعایت کرده است و به سبک مرسوم در سینمای روز دنیا با سپردن وظیفة نگارش دیالوگ ها به علیرضا نادری سبب شده تا فیلمنامه فراتر از حد انتظار باشد. البته فیلمنامه از لحاظ منحنی حرکتی داستان در جاهایی به خصوص در آغاز کمی مشکل دارد و قسمت های ابتدایی مجموعه مصالح کافی برای جذب بیننده ندارند و بخش عمده ای از آنها به معرفی بیش از حد شخصیت ها و نوع روابط شان با هم اختصاص داده شده بود. با این وجود نقطة قوت فیلمنامة میوة ممنوعه در جنس دیالوگ های شخصیتها است که بسیار آهنگین و در عین حال متناسب با سنخ و طبقة اجتماعی و فرهنگی کاراکترها نوشته شده اند. مسیر تغییر شخصیتی کاراکتر حاج یونس فتوحی(با بازی جالب توجه علی نصیریان) با حوصله ترسیم شده است و کاراکتر هستی(با بازی حساب شدة هانیه توسلی) با پرداخت نسبتا مناسبش وزنة خوبی در برابر سنگینی شخصیتی حاج یونس به حساب می آید. اما بی شک بهترین و دوست داشتنی ترین کاراکتر مجموعه جلال فتوحی است که به لطف شخصیت پردازی به جای نویسندگان و بازی درخشان و متفاوت امیر جعفری توانسته شکلی خاکستری به خود بگیرد و در مرزبندی های سیاه و سفید معمول شخصیتی جایی نداشته باشد. سایر کاراکترها از قبیل فرزاد (عمار تفتی)، شایگان (هرمز هدایت) ، اعضای خانوادة حاج یونس پرسوناژهایی منفعل به نظر می رسند که حتی در قسمت هایی از مجموعه بود و نبودشان فرقی را در اصل ماجرا به وجود نمی آورد. به عنوان مثال کاراکتر غزاله (طناز طبابایی) و همسرش (نیما رییسی) آن قدر مثبت و سفید هستند که گاهی حوصلة بیننده را از تماشای رفتارهای شان به سر می برند. یا می توان به شخصیت قدسی(گوهر خیراندیش) اشاره کرد که کپی نعل به نعل کاراکتر همسر حاجی در فیلم "دنیا" است که اجرای آن را نیز خیراندیش بر عهده داشت (اتفاقا آن فیلم هم برداشتی آزاد از داستان شیخ صنعان بود). قدسی تا دو سوم ابتدایی مجموعه هیچ نقشی در روند داستان ندارد؛ حتی پس از آگاهی از رابطة همسرش با هستی واکنشی جدی نشان نمی دهد و انفعال بیش از اندازه اش برای تماشاگر شبهه برانگیز می شود. کاراکتر فرزاد نیز می توانست از آن شخصیت های درست و حسابی مجموعه های تلویزیونی شود، اما متاسفانه از نیمه های سریال که عشق حاج یونس به هستی شکلی علنی پیدا می کند، به جز طغیان اولیه اش خیلی زود به حاشیة داستان رانده می شود و همه چیز تحت الشعاع این عشق پیرانه سری قرار می گیرد. البته نویسندگان در ترسیم جزییات این رابطة غیر معمول و به ظاهر جذاب موفق عمل کرده اند و توانسته اند تا تماشاگر را بر پای تلویزیون بنشانند. از دیگر بازی های خوب مجموعه می توان به اجرای متفاوت کاظم بلوچی در نقش سرگرد اشاره کرد که توانسته است زیر و بم انعطاف ناپذیری و خشکی شخصیتی کاراکتر سرگرد را به نمایش بگذارد. با تماشای میوة ممنوعه دیگر می توان اذعان داشت که حسن فتحی در طول نزدیک به پانزده سال حضور در عرصة تلویزیون جایگاه خود را به دست آورده است و به عنوان یکی از کارگردان های کاربلد نزد مخاطبان عام و خاص جعبة جادویی شناخته شده است. هر چند که کارگردانی او در میوة ممنوعه نکتة چندان قابل ملاحظه ای ندارد، اما همین که توانسته است با تاکیدی سینمایی غالب ضعف های محتوایی مجموعه را در سایة تسلط خود بر صحنه و نیز نقاط قوت فیلمنامه قرار دهد، قابل تقدیر است. میوة ممنوعه آبرومندترین مجموعة تلویزیون در ماه مبارک رمضان بود. *** یک وجب خاک : یکه تازی کلیشه ها ! اولین نکته ای که در حین تماشای مجموعة یک وجب خاک به ذهن بیننده می رسد، دل بستن سازندگان آن به فرمول های امتحان پس دادة گذشته است. به راستی در طول سالیان متمادی چند بار شاهد داستان زندگی آدمی خوش قلب و ساده بوده ایم که به یکباره صاحب ثروتی عظیم می شود و پس از آن در دام شیادی و حسابگری اطرافیانش می افتد ؟ کلیشه ها به ذات خود چیز بدی نیستند. این استفادة درست یا نادرست از آن هاست که موفقیت یا شکست یک محصول تصویری را رقم می زند. دست اندرکاران یک وجب خاک حتی به خود زحمت نداده اند تا از چارچوب های قراردادی آشنازدایی کنند. این مساله در مورد بازیگران سریال نیز صدق می کند؛ آنان تنها به ارائة تیپ معمول خود قناعت کرده اند و چیز تازه ای به کارنامة حرفه ای شان اضافه نکرده اند. شوخی های مجموعه بیشتر کلامی است تا موقعیتی و همین کمدی کلامی نیز که بیشتر آن بر عهدة کاراکتر ایاز و بازی یک شکل و همیشگی یوسف تیموری است، در حدی سطحی و گاه آزار دهنده قرار می گیرد. داستان مجموعه توانایی بالقوه برای سی قسمت را ندارد و خلق داستانک هایی نظیر اتفاقاتی که حول و حوش آن پسر نوجوان(علی) به وجود آمد و خانوادة افشاری را درگیر خود کرد، نه تنها کمکی برای جذابیت بیشتر داستان نبود، بلکه سبب دور شدن ذهن بیننده از مسیر داستان اصلی شد. علی عبدالعلی زاده که سابقة ساخت آثار عروسکی در عرصة سینما و تلویزیون را دارد، نتوانست با یک وجب خاک خود را محکی جدی بزند و هر کارگردان دیگری نیز این توانایی را داشت تا سریال یک وجب خاک را با همین سر و شکلی که شاهد آن بودیم، مقابل دوربین ببرد. تنها چیزی که در پایان برای تماشاگر پیگیر مناسبات سینما و تلویزیون ایران باقی می ماند حسرت تماشای ابوالفضل پورعرب در نقشی ضعیف و در اثری غیر قابل قبول است. بازیگری که زمانی با فیلم های عروس، نرگس و قربانی تمام توجه ها را به خود جلب کرد، اما خیلی زود با ایفای نقش در فیلم ها و مجموعه های سطحی و ضعیف سقوط حرفه ای خود را رقم زد. *** شکرانه : آفتابه و لگن هفت دست، اما شام و ناهار هیچی! سعید سلطانی را با مجموعه های پر بینندة پس از باران، جوانی و خانه ای در تاریکی می شناسیم. او از آن دسته کارگردانان تلویزیونی است که حداقل هر سال یک مجموعه را بر روی آنتن دارد و در عین حال آثارش از حیث دکوپاژ و میزانسن و نورپردازی شلختگی های معمول محصولات تلویزیونی را ندارند. با این حال انتخاب داستانهایی ضعیف و تکراری، شخصیت های قراردادی و قالبی و نیز ریتم کند قصه، پاشنة آشیل ساخته های او محسوب می شود. این موضوع در مورد سریال شکرانه نیز صدق می کند. دکتر محمدهادی کریمی نامی آشنا و شناخته شده در عرصة فیلمنامه نویسی حرفه ای سینمای ایران است که کارهای او حداقل در سطحی قابل تحمل قرار می گیرند. اما او در شکرانه از خلق داستانی پرکشش و نیز کاراکترهایی جذاب عاجز است و تنها به سفارش شبکة پنج فیلمنامه ای را با موضوع حضور یک ایرانی در کشوری بیگانه با بهره گیری از کم مایه ترین کلیشه های معمول نوشته است(گویا از این پس و با موفقیت نسبی مجموعة مدار صفر درجه باید شاهد محصولات مشترک پرهزینه با کشورهای خارجی باشیم). این امرکه مسئولان تلویزیون کماکان از ورود به دوایر موضوعات ملتهب اجتماعی هراس دارند و مسیر تصویب فیلمنامه ها را در کانالی قراردادی هدایت می کنند، بر هیچ کس پوشیده نیست. به راستی به تماشای چند سریال یا فیلم تلویزیونی در چند سال اخیر نشسته ایم که به سبک کارتونهای ژاپنی دهة شصت تلویزیون، موضوع جستجوی قهرمان داستان را در گذشتة نامعلومش و یا داستان تلاش او را برای یافتن پدر و مادر و هویت واقعی خود دستمایة کار قرار داده اند؟ این خط قصة معروف را به داستان آدم های طماع دور و بر فردی ثروتمند و نیز تلاش عده ای دیگر برای تبانی با آنها برای تصاحب این مال و منال اضافه کنید. بانیان مجموعة شکرانه این خطوط داستانی را با بی ظرافتی هر چه تمام تر به خورد بینندة بینوا می دهند و در عین حال توقع دریافت پاسخی مناسب از سوی مخاطب را دارند. بازی بازیگران تاجیک بسیار ابتدایی و گاه خنده دار است و گروه بازیگران اصلی و ایرانی مجموعه ضعیف ترین نقش آفرینی خود را رقم زده اند. کافیست بازی درخشان هوشنگ توکلی در سریال زیر تیغ را با اجرای او در این سریال مقایسه کنید. فرهاد قائمیان یکی از بهترین بازیگران نقش مکمل در ده سال اخیر بوده است. گواه این مدعا بازی درخشان او در هیوا، نسل سوخته، قارچ سمی و سریال وفا است. آیا او با آن لهجة جعلی همان فرهاد قائمیان همیشگی است؟ پوریا پورسرخ هم که کپی کاراکتر ژوبین در سریال وفا را ارائه می کند و امیدهایی را که با بازی نسبتا خوبش در مجموعة صاحبدلان و فیلم روز سوم به وجود آورده بود، از بین می برد. قطعا شکرانه با صرف بودجه ای کلان آن چیزی نشد که مسئولین شبکة پنج می خواستند. این تصاویری که در طول ماه رمضان به عنوان یک سریال به ظاهر پرزرق و برق به تماشایش نشستیم حکایت همان مثل معروف" آفتابه و لگن هفت دست، اما شام و ناهار هیچی " است!



منبع خبر : سینمای ما
شنبه,28 مهر 1386 - 17:26:8

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


شنبه 28 مهر 1386 - 22:0

نقد بسیار خوبی بود.ممنون.

parinaz
شنبه 28 مهر 1386 - 23:6

mersi naghdeton makhsosan raje be shokraneh kheli jaleb bod

احسان
يکشنبه 29 مهر 1386 - 0:52

فقط حاجی فتوحی

سعيد rainyboy
يکشنبه 29 مهر 1386 - 2:14

خواهش ميكنم كامنت مرا حذف نكنيد

در همه موارد با شما موافقم بجز در مورد اغما

براستي چرا خيلي ها با نام سيروس مقدم مشكل دارند؟

اگر همين اغما را حسن فتحي(كه من هم خيلي دوستش دارم)ميساخت آيا باز هم نظر همه همين بود ؟

مگر از قديم نگفته اند كه بنگر كه چه ميگويد ننگر كه كه ميگويد ؟

اين چه سوالهاي بي ربطي است كه از اغما پرسيده ايد؟

چقدر روي خودتان فشار آورديد كه اين سوالها را بيابيد ؟

پس لطفا به اين سوالهاي بي ربط ! من هم درباره ميوه ممنوعه جواب دهيد:

اگر رابطه طناز طباطبايي و نيما رئيسي نشان داده نميشد آيا مشكلي پيش مي آمد؟

چه لزومي داشت كه جلال اينقدر بدنبال پسرش باشد و اصلا اگر پسرش نبود مگر مشكلي پيش مي آمد ؟

چرا در اواخر سريال مادربزرگ هانيه توسلي تقريبا محو شد ؟

چرا خانواده فتوحي هيچگونه اقدام قابل قبولي در برابر حاج يونس از خود نشان ندادند؟

در صحنه چپ شدن ماشين هانيه توسلي سرگرد از آسمان نازل شد و جلال را نجات داد ؟

چرا يونس فتوحي هيچگاه به پسرش شك نكرده بود؟

چرا جلال تا به حال دستگير نشده بود ؟

و...

حالا جوابهاي بعضي از سوالهاي شما:

چرا دکتر طاها پژوهان (امین تارخ) به حضور الیاس (حامد کمیلی) در خانه اش مشکوک نمی شود و هیچگاه در طول این یک ماه علت ماندن اش را سوال نمی کند؟(چون شما خود را در موقعيت دكتر پژوهان قرار نداديد و اينكه الياس دوست قديمي دكتر بود و همانطور كه گفته بود دنبال يك جاي دنج ميگشت كه با اصرار دكتر ماند)

اگر رابطة عاطفی دکتر جودت (ایرج نوذری) با دکتر بردیا (لعیا زنگنه) حذف می شد آیا خللی در روند داستان به وجود می آمد؟(ميتوانيد فكر كنيد كه رفتار يك انسان خودخواه را در مواجهه با عشق بيان كرده است)

چرا این رابطه در اواخر سریال به حال خود رها شد و در قسمت های پایانی دیگر خبری از دکتر جودت نبود؟(بود شما نديديد.مگر در قسمت آخر دكتر ناييني و دكتر برديا در مورد دكتر جودت صحبت نكردند.حتما بايد چهره دكتر جودت را ميديديد تا باور كنيد كه او هنوز وجود دارد ؟)

دکتر بردیا در روند پیشبرد داستان اصلی (گمراه شدن پژوهان به وسیلة شیطان) چه نقشی داشت؟(به دكتر پژوهان كمك كرد)

آیا هشدارها و طعنه های بیش از اندازة او به دکتر پژوهان از او سیمای کاریکاتور گونة یک مصلح اجتماعی و اخلاقی خلق نکرده بود؟(بدتر از نيما رئيسي بود ؟چرا در مورد او اينقدر با شدت حرف نميزنيد؟)

چرا شخصیت هایی مثل پری (نفیسه روشن) ، حمید موسوی و دکتر نائینی (ناصر ممدوح) این قدر منفعل بودند و در برابر عملکرد کاراکتر اصلی نمی توانستند کنشی منطقی از خود نشان بدهند؟(چون دكتر پژوهان بنحوي دهان همه آنها را بسته بود)

اضافه شدن کاراکتر پیر بابا (اسماعیل خلج) به داستان در یک سوم پایانی مجموعه چه کمکی به بهبود کیفی افت منحنی حرکتی فیلمنامه کرد؟(حال كه چند عامل از جمله پير بابا با هم باعث شدند كه دكتر پژوهان به خود بيايد ايراد دارد ؟اگر يك عامل بود خود شما نميگفتيد دكتر پژوهان چقدر ساده به وجود شيطان پي برد ؟)

آیا فیلمنامه نویسان نمی توانستند از قدرت معنوی این کاراکتر در برابر نیروی شر ابلیس استفاده ای دراماتیک کنند؟(فكر كنم شما قسمتهاي آخر را نديده باشيد)

اگر شیطان را در سه چهره نمی دیدیم چه اتفاقی در اصل ماجرا به وجود می آمد؟(مگر ايرادي داشت كه با اين كار هم داستان جذابتر شده بود و هم شيطان را در قالب يك چهره ثابت نشان نداده بود كه اگر اينگونه نبود خود شما ميگفتيد چرا شيطان را به شكل انساني مومن و در يك قالب درآورده است)

فقط در مورد مرگ مولود با سوالهاي شما موافق بودم

"""""""""چرا ما با نام سيروس مقدم مشكل داريم ؟""""""""

علی
يکشنبه 29 مهر 1386 - 9:56

شکرانه با بازی پوریا پور سرخ خیلی مزخرف بود.

وااااای
يکشنبه 29 مهر 1386 - 10:26

وااااااااااااای آخه خبر فیلم نساختن مسعود رو همینجوری بی وقدمه می دید فکر نمی کنید آدم قلبش وایمیسه؟

من که خیلی ناراحت شدم.

امیر خان دست بردار از این بچه بازیا نمی سازه که نمی سازه بهتر.

مصطفي انصافي
يکشنبه 29 مهر 1386 - 11:44

هميشه با سعيد سلطاني مشكل داشتم. اين آقا حواسش هميشه به همه چي هست الا بازي بازيگرانش. علاوه بر نمونه هاي آقاي نوري پرتو مشهورترين نمونه اش بازي جهانگير الماسي توي سالهاي برف و بنفشه و پس از باران. نمونه هاي خيلي زيادي مي تونم مثال بزنم در اين مورد. ( اگه اشتباه نكنم رسم عاشقي سريال همين كارگردان بود. درسته؟ اگه درسته كه بازي افتضاح سروش صحت رو هم به نمونه هاي بالا اضافه كنيد!)

اقلیما
يکشنبه 29 مهر 1386 - 13:15

این نقدی که از اغما خوندم تقریبا منصفانه بود.

ولی از حقم نگذریم.حامد کمیلی تقریبا توی همه نقش ها عالی بود.ایشون توی این فیلم 4 نقش رو بازی کردن.(الیاس((شیطان))،فرزاد،شهرام،الیاس واقعی)و توی هر 4 نقش درخشید.

طوری که هیچ کس باور نمیکرد الیاسی که آخر اومده الیاسی که همه در ابتدا باورش کردن.ایشون حتی در مورد اون 2 دقیقه بازی هم زحمت کشیده بود.که تماشاگر باور کنه که الیاس واقعی آدم خوبی بود و دیگه از اون نگاهای شیطانی هم خبری نبود.

در مورد شکرانه کاملا با شما موافقم.فرهاد قائمیان که همیشه بهترین بوده اینجا یکی از ضعیفترین بازی ها شو انجام داد در مورد پوریا هم باید بگم که حتی نتونست مثل وفا باشه.

همون بهتر که یادمون بره این نقش آفرینی شو،چون واقعا ازش ناامید شدم.یه بازی فوق العاده مصنوعی داشت.حتی اگه بازی هاشم قوی بود آدم رو جذب می کرد.

اگه اغما فیلم نامه قوی نداشت حداقل بازی های فوق العاده ای داشت که به خاطر بازی های جذابش آدم رو ترغیب می کرد که ببینه.

در مورد موه ممنوعه باید بگم که هم فیلم نامه قوی داشت هم بازی های فوق العاده.

نکته جالب برای من توی میوه ممنوعه استفاده از ضرب المثل های ایرانی توی فیلم نامه بود.

بعضی هاشو حتی بیشتر ماها نشنیده بودیم مثل((مردم که میگن زر که از آسمون نباریده سرش یا خودش دزد بوده یا باباش))

من توی میوه ممنوعه بیشتر از بازی عالی امیر جعفری خوشم اومد که یکی از بهترین بازی های ماه رمضان مال امیر جعفری بود.

در مورد یه وجب خاک هم ترجیح میدم چیزی نگم.

www.marzimina.blogfa.com

شیما
يکشنبه 29 مهر 1386 - 15:37

ایول بد نبود در مورد شکرانه که واقعا حقیقتو گفتین...

کاوه اسماعیلی
يکشنبه 29 مهر 1386 - 16:18

مرسی امیر رضا جان.شکرانه و اغما را اصلا ندیدم.میماند میوه ممنوعه و یک وجب خاک را آن هم به خاطر ساعت پخش بسیار مناسبش(درست بعد افطار)...در مورد دومی یک نکته را باید حتما بگویم .آن هم این جور مواقع اهمیت کار رضا عطاران برایمان مشخص میشود.فیلمنامه هایی که تحویل عطاران میدهند دست کمی از این سریال مذخرف نداشت.سریال متهم گریخت به همین اندازه یک فیلمنامه بی در و پیکر داشت.اما تمام شیرینی آن به شوخی سازیهای عطاران در کارگردانی برمیگشت.رضا عطاران حتا در یک سریال 30 قسمتی هم آیتم میساخت و اتفاقا جذابتش در همین بود.

در مورد میوه ممنوعه گفتی که دیالوگهای آهنگین نقطه قوتش بود که کاملا مخالفم...اینکه داستان را از شیخ صنعان و شاه لیر الهام گرفته ایم دلیل نمیشود که اینچنین کلمات قلمبه ای در دهان آدمهای قصه مان بگذاریم.این به اعتقاد من مهمترین نقطه ضعف سریال بود.و البته افت کیفی روز به روز سریال (حتا در بازی علی نصیریان)که احتمالا به خاطر همزمانی ساخت و پخش سریال بوده.در باقی موارد کاملا با تو موافقم به خصوص آن زوج تهوع آور هنرمند....دیگر عرضی نیست.دیدی ما هم میتوانیم بحر طویل بنویسیم عزیز جان....؟

melika
يکشنبه 29 مهر 1386 - 16:39

اغما واااااااااااای میوه ی ممنوعه که دیگه هیپی

اقلیما
يکشنبه 29 مهر 1386 - 17:6

سلام

آقا سعید من با نظرت کاملا موافقم.

نمی دونم چرا خیلی از منتقدین و بعضی از مردم محترم با اسم سیروس مقدم مشکل دارن نمی دونم اگه اغما رو به همین صورت یکی دیگه ساخته بود بازم ازش ایراد می گرفتن بازم می گفتن بازیاش مصنوعی(بعضی از جاها خوندم اینجا این مطلب رو نخوندم)

باور کن اگه اغما رو یه نفر دیگه میساخت همه ازش به عنوان یه فیلم عالی یاد می کردند.

اما مشکل شما این که با اسم سیروس مقدم مشکل دارید.و گر نه اغما یکی از کارهای خوب ماه رمضون بود.

ویه سوال اگه به نظر شما سیروس مقدم بد بود هیچ وقت اساتیدی مثل امین تارخ و علی نصیریان راضی به همکاری با اون می شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کیا کیان
يکشنبه 29 مهر 1386 - 20:43

جسارتا فیلمبردار اغما اقای معقولی هستند نه اقای مهدی جعفری!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

Sahar
يکشنبه 29 مهر 1386 - 21:36

Vaghean kheily naghde maskhareyi kardid

Makhsosan rajeb be Yek vajab khak, chera ma irania intori shodim , hamintor bi dalil dar moghabele filmha ya serialhaye tanz jebhe migrim , hala che khob bashe che bad akhe yekhorde fek konim ta key mikhaind az filmhayi mesle filmhaye Mehran Modiri tarif konim onvaght be filmi mesle Yek vajab khak begim bad.

بیتا
يکشنبه 29 مهر 1386 - 23:20

اغما قشنگ و جذاب بود ولی دقیقا تکرار شده بود انقدر تکراری که از قسمت سوم و چهارم همه چیز کاملا روشن شد

مدل یک وجب خاکم که هر سال داریم میبینیم حالا با یکم تغییر فیلمنامه

اما در مورد شکرانه باید بگم با وجود اینکه کارگردانیه خوبی نداشت عوضش موضوع جدیدی داشت دقیقا نقطه مقابل همه فیلما

پورسرخ هم با اینکه خیلی قوی نبود ولی میشه گفت نقش یه پسر مظلوم که فقط خدا رو میشناسه و خیلی راحت به هر کسی اعتماد میکنه رو خوب بازی کرده بود شاید به خاطر سرد بازی کردنش نتونست نظرارو جلب کنه که اونم بر میگرده به کارگردانی البته تدوین بد و سانسور تقریبا دو قسمت از سریال خیلی این تاثیر رو زیاد کرد

میوه ممنوعه واقعا بهترین فیلم بود ولی به نظرم هیچ کس غیر از یه سری آدم خوش خیال از پایان شدیدا ضعیف این فیلم راضی نبود آقای فتحی تلاش چند ماهه خودشون روبردن زیر سوال

ولی دیالوگ های فیلم عالی ودر واقع بی نظیر بود

در کل این سریال با یک پایان منطقی میتونست بین تمام سریال های چند ساله ماه رمضون بعد از صاحبدلان بهترین باشه

سعيد rainyboy
يکشنبه 29 مهر 1386 - 23:22

پس اين جمله آخر رو هم به سوالات من اضافه كنيد

اقليما مرسي از كمكت


دوشنبه 30 مهر 1386 - 3:56

نه برديا نه هستي

زنتو بچسب دو دستي

نجمه
دوشنبه 30 مهر 1386 - 11:47

چرا کامنتهای من حذف می شه!!!!!!!!!!!!

Sana
دوشنبه 30 مهر 1386 - 13:47

به نظر من هانیه توسلی در میوه ممنوعه خیلی مصنوعی و بی حس بازی کرد....حامد کمیلی در اغما عالی بود...از پوریا پورسرخ انتظار بیشتری داشتم در حد خودش نبود ولی خوب بود هیچ چیز از ارزشای پوریا کم نشد .اقای پرتو چون بعد روز سوم شکرانه و دیدین دارین اینو میگین چون پوریا در روز سوم فوق العاده بود (تازه تو نقداتون از سریال های ماه رمضان به کار شبانه روزی و زمان کم واسترس و محدودیت ها وسانسور سزیال ها ی شکرانه و میوه ممنوعه به خصوص شکرانه.... هم توجه کنین)

sana
دوشنبه 30 مهر 1386 - 13:49

با اسم ها هم مشکل نداشته باشید.منصف باشید


دوشنبه 30 مهر 1386 - 14:28

اقليما جمله آخريتو خوب اومدي

سحر خانم بنظر من يك وجب خاك اولش خوب بعدش ديگه ميخواست كشش بده

محمدرضا كلانتر چاهوكي
سه‌شنبه 1 آبان 1386 - 23:21

جناب "اقليما"

امين تارخ و علي نصيريان براي كارگردانهاي بدتر از

سيروس مقدم هم بازي كرده اند; نمونه اش علي قوي تن است كه بترتيب در "توطئه" و "عشق من شهر من" براي او بازي كرده اند.بازي بازيگران مشهور يا به قول شما استاد در

آثار يك كارگردان دليل خوب بودن اين فرد و كارش نيست.

در همه جاي دنيا بازيگران معتبر در آثار كارگردان هاي

كم مايه و بي مايه بازي ميكنند.

الیاس
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 20:8

در مورد سیروس مقدم همیشه این چیزهایی که در زیر نوشتم صدق می کنه.

- سیروس مقدم کاملا رگ خواب مخاطبو بلده

- در آب بستن به سریال ها مهارت غیرقابل انکاری داره(نمونه کاملش نرگس)

- همیشه در شروع سریال هاش فیلم در اوجه اما بعدش تبدیل میشه به یک فیلم بی هویت بی خاصیت

- در پایان فیلمهایش معمولا چیزی به شما اضافه نمی شود.

- به دلیل دانستن رگ خواب مردم تند و تند بودجه به او می دهند تا سریال های بی خودی مثل ریحانه را تحویل دهد

- در بازی گرفتن از بازیگران ( به جز اغما) همیشه در سطح نازلی باقی می ماند ( نمونه حاضر و آماده اش شهاب حسینی پلیس جوان و شهاب حسینی مدارصفردرجه)

در نهایت کارگردانی است که هیچ وقت پیشرفت نمی کند

airin
جمعه 4 آبان 1386 - 12:58

be nazare man pooria kheily ham bad nabood darzemn mardom az in seriyal badeshoon nayoomade.

pink
پنجشنبه 24 آبان 1386 - 19:28

من شيفته ي نقش دكي جودت هستم. راحت احساسش را به زبان مي اورد. اگر جاي برديا بودم بهش فرصت مي دادم.

ياسي
سه‌شنبه 16 بهمن 1386 - 14:44

بازي پوريا پورسرخ درسريال شكرانه از اين بهتر نميشد ومن خيلي دوستش دارم

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با م&