سينمای ما - چهار دهه بازيگري علي نصيريان در سينماي ايران؛ فيلم به فيلم
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 7:19
اخبار:      • رضا کیانیان از بازیگری گفت؛ / فرمان اول: بازیگر باید خودش را بشناسد      • مدیر عامل موسسه توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران اعلام کرد؛ / 100 هزار نفر به این جا آمده‌اند اما هنوز فعالیت‌مان آزمایشی‌ است      • هیئت‌های انتخاب سه بخش جشنواره فیلم فجر کارشان را شروع کردند      • فهرست و مشخصات فیلم‌های سینمایی تعطیلات آخر هفته، / از جود لاو تا بن کینگزلی و کریس کریستوفرسون در آخر هفته سیما      • علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین


آتش سبز


  (12 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (5 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (9 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (10 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (121 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



چهار دهه بازيگري علي نصيريان در سينماي ايران؛ فيلم به فيلم


گاو(1348)
يك شروع رويايي، در فضاي سينماي آن سال‌هاي ايران، براي بازيگري كه دلش نمي‌خواست اعتبار خوش تئتارهايش را با سهل‌انگاري‌هاي سينماي عامه‌پسند ايران تاخت بزند. داريوش مهرجويي بازيگران نمايش تلويزيوني گاو را به سينما آورد و هم خودش جلوه كرد و فضايي ايجاد شد تا بازيگران معتبر دوران طلايي تئاتر ايران پاي‌شان به سينما باز شود. غير از علي نصيريان، عزت‌الله انتظامي (كه فقط نقش خيلي كوتاهي در واريته بهاري بازي كرده بود)، جعفر والي، پرويز فني‌زاده و جمشيد مشايخي (كه هر دو قبل از گاو فقط در خشت و آينه ابراهيم گلستان بازي كرده بودند) و عصمت صفوي (كه در 1330 دو فيلم بازي كرد و 18 سال منتظر ماند) هم با فيلم مهرجويي به سينما معرفي شدند. مش اسلام در گاو نماينده عقل بود و اهل روستا را با درايتش راه مي‌برد. نصيريان اين نقش را درست فهميده بود و به‌خوبي توانست نقطه مقابل شخصيت سودايي و جنون‌زده مش حسن (انتظامي) باشد. فصل شلاق‌زدن گاو/مش حسن زير باران، پاياني تاصيرگذار براي فيلم بود؛ پاياني كه بازيگرها در به ثمر نشستنش نقش مهمي داشتند و نگاه‌هاي مات و مبهوت نصيريان (كه بعدها جزو ويژگي‌هاي بازيگري‌اش شد) كمك كرد تا سرنوشت تراژيك مش حسن رنگ ديگري پيدا كند.

آقاي هالو (1349)
ادامه همكاري با مهرجويي، طبيعي‌ترين و درست‌ترين تصميم نصيريان بود. هالو را خودش براي صحنه نوشته بود و به چم و خم شخصيت هالو تسلط داشت. همراه با مهرجويي متن را براي سينما دوباره‌نويسي كردند و اين‌بار، نقطه مقابل شخصيت مش اسلام را در فيلم بازي كرد؛ آقاي هالو، شهرستاني ساده‌دل و (چه باك) ابله دوست‌داشتني و بامزه‌اي از كار درآمد كه هم فروش خوب فيلم را تضمين كرد و هم در دل سينماروها جا باز كرد. بيراه نيست اگر بنويسيم آقاي هالو محبوب‌ترين و ماندگارترين نقش سينمايي نصيريان است. با آن نگاه‌هاي مبهوت و خيره و لحن و تكيه‌كلام‌هايي كه تعجبش را از هر چه در پايتخت مي‌ديد نشان مي‌داد. از اولين تجربه كمدي نصيريان مي‌شود شم كميك او را به‌خوبي فهميد، گرچه بعدها در كارنامه‌اش كم‌تر نشاني از كمدي مي‌بينيم و آقاي هالو شايد به همين دليل در ميان فيلم‌هاي نصيريان متمايز و مثالل‌زدني مانده است.

ستارخان (1351)
روايت علي حاتمي از واقعه قيام تبريز(مثل بقيه روايت‌هايش از تاريخ ايران) با كتاب‌هاي تاريخ رسمي ايران فرق‌هايي داشت. به همين دليل، ستارخان و باقرخان و بقيه هم تفاوت‌هايي با تصوير قابل تصورشان در ذهن اهل تاريخ پيدا كردند. نصيريان در قالب ستار قره‌باغي، عنايت بخشي در نقش باقرخان و عزت‌الله انتظامي در نقش حيدر خان عمواوقلي ظاهر شدند، اما فيلم حاتمي ناموفق از كار درآمد؛ چه از جنبه اعتباري براي كارنامه پر جلوه او و چه براي بازيگرانش كه مي‌توانستند در اين نقش‌هاي ويژه عرض اندام كنند. هر چه بود، در آن آشفته بازار سينما در دهه 1350، نقشي بهتر از اين نصيب كسي نمي‌شد. غير از ايين، باب همكاري با علي حاتمي باز شد كه بعدها در هزاردستان و كمال‌الملك ثمر داد. بازي نصيريان در نقش ستارخان ويژگي قابل اشاره‌اي ندارد، گرچه لطمه‌اي هم به كار و بار فيلم نزده است. اگر دو فيلم قبلي مبناي ارزش‌گذاري باشد، ستارخان نه قدمي رو به جلو است و نه گامي به عقب؛ ايستادن در نقطه‌اي كه بودند، براي بازيگران سينماي ايران، هميشه يك جور پيشرفت محسوب مي‌شود!

پستچي (1352)
همكاري مجدد با مهرجويي، هم‌بازي‌شدن مجدد با انتظامي و نقشي متفاوت از همه تصورات قبلي از علي نصيريان، امتيازهايي است كه اين بازيگر قدرش را خوب دانسته است. تقي پستچي هم عقيم است و هم توسري‌خور، و اجراي اين نقش در حد و اندازه‌هاي سينماي ايران براي هر بازيگري موهبتي است تكرارنشدني. امروز بدون آن‌همه نماد و نشانه و ايما و اشاره‌هاي سياسي كه به فيلم الصاق شده بود، بعد از اين‌كه مهرجويي چندتا فيلم خيلي خوب ديگر ساخت و راهش را از اين سينماي سمبليك جدا كرد، موقع تماشاي پستچي بيش از هر چيز متوجه اجراي خوب نصيريان مي‌شويم. نوكر حقيري كه شاه‌دانه نشخوار مي‌كرد و همه چيزش را دو دستي تقديم ارباب و مسافر فرنگي‌اش (با بازي احمدرضا احمدي) كرده بود، حتي زنش را. نصيريان چنان در قالب اين نقش فرو رفت كه بيرون آمدنش را دشوار مي‌كرد، ولي تجربه و انتخاب‌هاي هوشمندانه‌اش باعث شد تا ابد هالو يا تقي پستچي نماند. عصيان ابلهانه و حقيرانه‌اش در انتهاي فيلم، از صحنه‌هاي قابل اشاره كارنامه بازيگري نصيريان است. يك قدم ديگر رو به جلو، در كنار كارگرداني كه تا امروز نصيريان را از هر كسي بهتر هدايت كرده است.

مهرگياه (1354)
بعد از مهرجويي و حاتمي، فريدون گله سومين فيلمساز شاخصي است كه نصيريان جلوي دوربينش رفت. گله كه غير قابل پيش‌بيني بودن فيلم‌هايش از او چهره‌اي خاص و متفاوت ساخته، بعد از تجربه‌هاي ماندگاري در سينماي خياباني و فضاهاي پايين‌شهر با آن لمپن‌هاي درجه يك، سراغ فيلمي فلسفي رفت و ادعا كرد مهر گياه را متاثر از مولانا و عرفاي ديگر ايراني ساخته است. نصيريان در نقش علي عزت‌فخار، گل‌فروشي كه ملاقات با زني اثيري (پوري بنايي) زندگي‌اش را دگرگون مي‌كند و دست آخر به سوي مرگ مي‌كشاندش، چيز تازه‌اي عرضه نكرد و فيلمنامه هم – به رغم ادعاهاي فيلمساز – مجالي براي عرضه توانايي‌هاي بازيگران باقي نمي‌گذاشت. گله بيش از هر چيز به صورت و نگاه‌هاي بهت‌زده و گيج نصيريان احتياج داشت تا سفر ذهني شخصيت را در وادي‌ حيرت به تصوير بكشد. از اين نظر، نصيريان انتخابي درست و معقول بود و در قالب فيلم مي‌نشست. با اين‌كه مهر گياه چيزي به اعتبار بازيگري نصيريان اضافه نكرد، اما لطمه‌اي هم به آن نزد، كه همين هم خودش غنيمتي است.

سرايدار (1355)
خسرو هريتاش فهرست كارگردان‌هاي متفاوتي كه نصيريان را براي نقش اول فيلم‌شان برگزيدند، كامل‌تر كرد. فيلم نئوراليستي هريتاش حكايت پر درد و رنج رحمان، سرايدار و پيشخدمت مفلوك يك شركت است كه كارش به دوره‌گردي مي‌كشد. نصيريان با تجربه‌تر از آن شده بود كه پرسوناي خاص تقي پستچي را (با وجود شباهت‌هاي ظاهري‌اش با اين نقش) دوباره روي پرده تكرار كند. تفاوت‌هاي ظريف اجراي نصيريان از اين دو شخصيت، مي‌تواند يكي از كليدهاي درك توان بازيگري‌اش باشد. صحنه حمله‌ور شدن رحمان به گاوصندوق شركت (كه فيلمبرداري مخفيانه پسرش از آن و پخش اين فيلم از تلويزيون موجب بيكارشدن رحمان مي‌شود) و صحنه‌هاي دوره‌گردي‌اش با دوچرخه از نقطه‌اوج‌هاي كار بازيگري نصيريان است. سرايدار در زمان خودش به نا حق ناديده گرفته شد و به تبعش كار خوب بازيگرها و شخصيت‌پردازي خوب فيلم هم به چشم كسي نيامد. حالا بعد از سه دهه، مي‌شود با اطمينان از ويژگي‌هاي متمايز فيلم و بازي‌هاي چشم‌گير نصيريان، اسماعيل محمدي، سعيد كنگراني و اسماعيل داورفر نوشت. هيچ كار خوبي براي هميشه مغفول نمي‌افتد، ولي انگار سرايدار و بازي نصيريان سال‌ها زمان مي‌خواست تا مقبول بيفتد.

دايره مينا (1354/پخش در 1357)
بهترين فيلم قبل از انقلاب داريوش مهرجويي بيش‌تر عرصه جولان عزت‌الله انتظامي و سعيد كنگراني بود تا نصيريان. نقش كوتاه راننده بيمارستان هم كم بود و هم چندان كاركردي در مسير روايت فيلم نداشت. نصيريان از دو سه موقعيتي كه در فيلم نصيبش شد، استفاده قابل توجهي كرد و بيش از همه به عنوان يك نقش مكمل واقعي به رشد شخصيت اصلي قصه كمك كرد. نگاه‌هاي مبهوتش اين‌جا هم به كار آمد تا صحنه آخر فيلم(سر قبر پدر سعيد كنگراني) نقطه پايان مناسبي براي حكايت سير سقوط اخلاقي پسر باشد. قبول اين نقش كوتاه نشان مي دهد كه مهرجويي و نصيريان مفهوم كار گروهي و تداوم پوياي همكاري بازيگر/كارگردان را مي‌شناسند. بعد از دو نقش اول ماندگار، نصيريان به حضوري گذرا در فيلمي از مهرجويي بسنده كرد تا در كنار فيلمساز معتبر سينماي ايران بماند و جلو برود.

مدرسه‌اي كه مي‌رفتيم (1359)
ناموفق‌ترين تجربه سينمايي داريوش مهرجويي، پايان ناكامي بر همكاري او و نصيريان هم هست. فيلم در هياهوي بود و نبودِ سينما در سال‌هاي ابتداي پيروزي انقلاب ساخته شد و مثل خيلي از ديگر فيلم‌هاي سازنده‌اش با تعبير و تفسيرها و نمادسازي‌هاي آن‌چناني توقيف شد. نصيريان در مدرسه‌اي كه مي‌رفتيم در نقش يك مدير مدرسه مستبد و بد خلق ظاهر شد كه بچه‌هاي مدرسه را به شورش عليه خودش و نظم زوركي مدرسه وادار مي‌كند.فيلم چيز خاصي براي گفتن و نوشتن ندارد و نسخه مثله‌شده‌اي كه از آن (سال‌ها بعد از ساخت) پخش شد، ابداً در حد و اندازه‌هاي نام مهرجويي و بازيگران شاخصش نبود. كم‌تر كسي نسخه اصلي فيلم را ديده، اما بعيد است آن هم چيز دندان‌گيري باشد. آن‌چه از بازي نصيريان در فيلم باقي مانده، نشان از يك كار حرفه‌اي صِرف براي تداوم احتمالي همكاري گروهي دارد. ناكامي‌هاي فيلم دامن‌گير گروه هم مي‌شود و نصيريان ديگر تا امروز در فيلمي از مهرجويي بازي نكرده است.

فصل خون (1360)
جز سومين همكاري با سعيد كنگراني، نكته گفتني ديگري درباره حضور نصيريان در اين فيلم وجود ندارد. يكي از فيلم‌هاي انقلابي آن روزگار با داستان تكراري ظلم ساواك به اهالي فقير و ماهيگيران زحمتكش شهري در شمال (چيزي شبيه شيلات) براي نصيريان فرصتي باقي نمي‌گذارد تا قابليت‌هاي بازيگري‌اش را نمايش دهد. انگيزه‌هاي بازي در اين فيلم از چند جنبه قابل بررسي است؛ يكي تداوم حضور در سينما پس از انقلاب، و ديگري نيازهاي اقتصادي بازيگران در دوران تعطيلي تئاتر و سينما. هر چه غير از اين، با توجه به گزيده‌كاري نصيريان، دليل و توجيهي براي اين حضور فراموش‌شده نيست.

بند (1360)
حرف خاصي نيست، جز اين‌كه دلايل حضور در فيلم فصل خون را دوباره براي اين فيلم هم تكرار كنيم.

آفتاب‌نشين‌ها (1360)
حضور در سه فيلمِ سال 1360 براي هر بازيگر سينماي ايران ركورد قابل توجهي محسوب مي‌شود. نصيريان بازيگر قابل اعتماد و احترامي بوده كه توانسته در آن دوران پر التهاب چنين ركوردي به جا بگذارد. فيلم اول مهدي صباغ‌زاده براساس اولين فيلمنامه فريدون جيراني، قصه مكرر ظلم فئودال‌هاي متنفذ رژيم شاهنشاهي به روستائيان است. نصيريان به نقش سيد حسيني‌نژاد براي شكايت از اين ستم راهي پايتخت و دادگاه‌ها مي‌شود و تحقير و توهين زيادي مي‌بيند. سيد در جريان درگيري با فئودال زورگو مرتكب قتل مي‌شود و دست آخر به دست ماموران رژيم كشته مي‌شود. در فضاي آن روزگار، با چنين داستان و شخصيت كليشه‌اي و تسلط دوبله بر سينماي ايران، كاري از دست بازيگر ساخته است؟

جايزه (1361)
اولين حضور جدي و قابل تامل نصيريان در سينماي بعد از انقلاب در اين كمدي انتقادي عليرضا داود نژاد است. داستان فيلم را ابراهيم مكي نوشته است؛ حكايت يك كارمند ساده آموزش پرورش كه در قرعه‌كشي بانك برنده يك هواپيماي دو موتوره مي‌شود و براي دريافت و نگهداري از آن ناچار است به شرايطي تن بدهد كه زندگي خودش و خانواده‌اش را دچار مشكلات اخلاقي مي‌كند. قطعاً كاراكتر معروف آقاي هالو، در اين بازي نصيريان بي‌تاثير نبوده و شخصيت احمد مزروقي در جايزه شباهت‌هايي به اولين نقش كميك نصيريان دارد. او در اين فيلم با داود رشيدي، از بازيگران هم‌دوره‌اش در تئاتر، هم‌بازي شد و موفقيت فيلم نقش مهمي در تثبيت حضور هر دو بازيگر در سينماي ايران داشت. جايزه آغازي بر يك ذوران اوج و موفقيت ديگر در كارنامه نصيريان است.

كمال‌الملك (1362)
يك تابلوي ديگر از علي حاتمي فقيد كه در آن همه بازيگران نسل طلايي تئاتر دهه 40 و 50 ايران حضور دارند. يك عكس دسته‌جمعي دلنشين در فاصله ميان وقفه‌هاي سريال عظيم هزاردستان (راه ابريشم) در كنار مشايخي، انتظامي، رشيدي، كشاورز، پورحسيني، فروهر و ديگران. نصيريان در كمال‌الملك نقش مظفرالدين‌شاه را با لهجه غليظ آذري كه متعلق به دوبلور است، به خوبي اجرا كرد. بيماري مظفرالدين‌شاه و لاقيدي شاه قاجار در رفتار و سكنات نصيريان جلوه قابل توجهي پيدا كرد و چندتا از ديالوگ‌هاي مشهور فيلم (مثل جمله «آدم همه‌چيزش بايد به همه‌چيزش بيايد») با چهره و ميميك او در ذهن‌ها ماندگار شد. دومين همكاري نصيريان با حاتمي پس از پروژه ناموفق ستارخان، خاطره خوشي به جا گذاشت كه با سريال هزاردستان تداوم پيدا كرد و متاسفانه ديگر تكرار نشد.

كفش‌هاي ميرزانوروز (1362)
يك كمدي شيرين ديگر و آخرين نقش طنز نصيريان تا امروز. ميرزا نوروز عطار خسيسي كه حاضر نيست كفش‌هاي پر وصله‌اش را دور بيندازد، شخصيت محوري فيلمي شد كه در فضاي سخت آن سال‌ها به‌شدت مورد توجه مردم نيازمند به شادي و تفريح قرار گرفت. يكي از مهم‌ترين دلايل اين توفيق، اجراي دلنشين نصيريان بود كه شخصيت ميرزا نوروز را وارد فرهنگ عامه كرد و رقيب تازه‌اي براي حاجي جبار معروف شد. كفش‌هاي ميرزا نوروز مقبوليت نصيريان را تداوم بخشيد و امكان مناسبي براي حضور در نقش‌هاي خوب بعدي‌اش شد.

جاده‌هاي سرد (1364)
نصيريان با بازي در جاده‌هاي سرد براي اولين بار مزد اعتمادش را به كارگردان‌هاي جوان و تازه‌كار مي‌گيرد. مسعود جعفري جوزاني با ساخت اين فيلم به عنوان فيلمسازي قابل اعتماد و خوش‌قريحه معرفي شد و نصيريان با ايفاي نقش معلم فداكار يك روستا به موفقيت اين ساخته جوزاني كمك قابل توجهي كرد. فيلم پروسه توليد دشواري داشت و فيلمبرداري در برف و سرماي زياد و صحنه‌هاي سخت پناه بردن معلم به گودال و حمله گرگ‌هاي گرسنه حاكي از جسارت نصيريان در انتخاب نقش‌هاي سينمايي است. دوران موفقيت مجدد نصيريان در سينما با جاده‌هاي سرد تداوم پيدا كرد و منقطع نشد تا به دو اوج چشم‌گير رسيد.

ناخدا خورشيد (1365)
اقتباس ازاد ناصر تقوايي از رمان داشتن و نداشتن همينگوي از مهم‌ترين و بهترين آثار كلاسيك اين سينماست. نصيريان با اتكا به اعتمادي كه حضور تقوايي ايجاد كرده بود، نقش مكمل موثري را قبول كرد كه جلوه‌اش كم‌تر از نقش اصلي نبود. مستر فرهان (با دوبله متفاوت و خاص ژرژ پطرسي) از شخصيت آشناي نصيريان آشنايي‌زدايي كرد و بازي در يك نقش منفي پيچيده هم به كارنامه بازيگري متنوعش اضافه شد. فرهان دلالي است كه براي نجات چند فراري سياسي به بندر آمده و براي عبور فراري‌ها از مرز به ناخدا خورشيد و لنجش احتياج دارد. سكانس‌هاي مذاكره دو نفره ناخدا و مستر فرهان بر سر انجام اين كار از بهترين سكانس‌هاي فيلم و ماندگارترين موقعيت‌هاي دو نفره در سينماي ايران است كه بخش مهمي از اين توفيق ناشي از اجراي خوب داريوش ارجمند و نصيريان و كار خوب مدير دوبلاژ فيلم است. تقوايي شيطنت نهفته در چشم‌ها و صورت نصيريان را به‌خوبي ديده و جسارتش در انتخاب نامتعارف بازيگر و دوبلورش به ثمر نشسته است.

شير سنگي (1365)
دومين همكاري نصيريان با مسعود جعفري جوزاني محصولي بهتر از جاده‌هاي سرد به همراه دارد. بعد از سال‌ها، نصيريان و انتظامي بار ديگر مقابل هم جلوي دوربين مي‌روند تا داستان درگيري دو طايفه ايل بختياري را به فيلمي تماشايي و سرگرم‌كننده تبديل كنند. نصيريان در نقش آعلي‌يار و انتظامي به نقش نامدارخان، دو قطب خير و شر داستان هستند، ولي به كمك فيلمنامه خوب جوزاني به دام اجراي كليشه‌هاي فيلم‌هاي روستايي با محوريت ظلم شاه نمي‌افتند. يكي از مهم‌ترين دلايلش، پرهيز از آن لهجه‌هاي من‌درآوردي روستايي است كه سال‌ها در سينماي ايران رايج بود ( و هنوز هم كمابيش ديده مي‌شود.) فصل ماندگار حرف‌هاي دو رييس قبيله در كوه از سكانس‌هاي مشهور و پرطرفدار سينماي ايران است كه اجراي خوب نصيريان و انتظامي و ديالوگ‌نويسي جوزاني مهم‌ترين دلايل ماندگاري آن است.

دزد و نويسنده (1365)
نقش نويسنده تنها و بيمار اين فيلم فراموش‌شده سينماي ايران، نكته قابل اشاره‌اي ندارد، شايد جز اين‌كه نصيريان با خسرو شكيبايي (كه هنوز به روزهاي اوج كارش نرسييده) هم‌بازي مي‌شود. فيلمنامه ضعيف و دوبله، دو دليل اصلي ناكامي فيلم دزد و نويسنده است. پس از چند فيلم موفق و بازي‌هاي شاخص، نصيريان با حضور در اين فيلم چند پله پايين مي‌ايد و اين ناكامي، آغازي بر يك دوره ركود و افت چشم‌گير در كارنامه بازيگري اوست.

ترنج (1365)
يك نقش روستايي ديگر، با همان مايه‌هاي تكراري قيام عليه ظلم صاحب‌كاران زورگو و اين بار با محوريت قالي‌بافي و طرح داستاني ظاهراً متفاوت كه در اجرا به تجربه ناموفق ديگري براي نصيريان و كارگردان فيلم تبديل مي‌شود.

سال‌هاي خاكستري (1367)
دومين همكاري با مهدي صباغ‌زاده هم چيزي به موقعيت و اعتبار نصيريان اضافه نمي‌كند و يك فيلم فراموش‌شده ديگر در كارنامه فيلمساز و بازيگرش. نصيريان به نقش كارمند راه‌آهن كه به دليل بچه‌دار نشدن دچار دردسرهاي مختلف مي‌شود، حضور قابل‌قبولي دارد، ولي فيلم چيزي براي عرضه ندارد. فيلمنامه و ضعف‌هاي اجرايي سال‌هاي خاكستري باعث شده تا كار گروه بازيگرانش هم به چشم كسي نيايد. در دوران افت و ركود كار نصيريان، اين فيلم هم به جمع بازي‌هاي ناكام ديگر اضافه مي‌شود.

روز باشكوه (1368)
كمدي شلوغ و پر بازيگر كيانوش عياري فرصت خوبي است تا نصيريان در ميان خيل فيلمنامه‌ها و فيلم‌هاي ضعيف آن دوره حضور متفاوتي را مقابل دوربين فيلمساز مستعد سينماي ايران تجربه كند. داستان طنزآميز روز باشكوه در استانه ورود خانواده سلطنتي به شهري كوچك اتفاق مي‌افتد. گل‌اقا قهرمان دوچرخه سيواري شهر پيش مرد محبوبيت زيادي دارد و فرماندار از او براي استقبالي شايسته كمك مي‌خواهد. نصيريان در ايفاي نقش فرماندار به‌ظاهر جدي و رسمي شهر، به ايجاد موقعيت‌هاي خنده‌دار داستان كمك مي‌كند. روز باشكوه با اين‌كه به قصد كاميابي در گيشه توليد شده، اما به دليل كيفيت كار عياري و گزينش درست بازيگرها از تجربه‌هاي قابل توجه سينماي ايران در ساخت فيلم‌هاي سرگرم‌كننده استاندارد است.

پول خارجي (1368)
نصيريان براي بازي در نقش شخصيت كارمند ساده‌اي كه در رويايش مي‌خواهد مبلغ زيادي ارز را به پول تبديل كند، گزينه مناسبي است. رخشان بني‌اعتماد هم كارنامه قابل قبولي داشت كه بازيگر را به حضور جلوي دوربينش ترغيب مي‌كرد. با اين حال، پول خارجي ناموفق‌ترين فيلم بني‌اعتماد تا آن زمان شد و تلاش‌هاي نصيريان و كشاورز براي حضور قابل‌قبول هم به جايي نرسيد. كارمندي كه در ميان دلال‌هاي دلار فروش دچار دردسرهاي زيادي مي‌شود و كارش به جنون مي‌كشد، نقش چالش‌برانگيزي براي بازيگر است، اما فيلمنامه در جزئيات و شخصيت‌پردازي دچار ضعف‌هايي است كه باعث مي‌شود كار بازيگران به نتيجه‌اي درخور قابليت بالقوه نقش و زحمات‌ آن ها نرسد. از بدشانسي نصيريان يا بني‌اعتماد، همكاري اول اين دو سينماگر شاخص ايراني ناكام مي‌ماند و ديگر ادامه پيدا نمي‌كند.

شهر من عشق من (1370)
ضعيف‌ترين فيلم كارنامه نصيريان داستاني باسمه‌اي درباره عشق به آب و خاك و نوستالژي جنوب است. امروز حتي كم‌تر كسي نام فيلم را به خاطر مي‌آورد و به همين دليل است كه حرف‌زدن و نوشتن درباره نقش و بازيگري نصيريان هم كار بي‌خاصيتي خواهد بود.

شعله‌هاي خشم (1371)
اولين و آخرين اكشن كارنامه نصيريان هم نكته قابل توجهي ندارد. داستاني در بستر ماجراي مهار چاه‌هاي نفت كويت، شايد در نگاه اول، جذابيت‌ها و وسوسه‌هايي براي بازيگر ايجاد كند. نتيجه كار نشان مي‌دهد كه گاهي ميان تصور اوليه از نقش و فيلم با چيزي كه روي پرده مي‌آيد، تفاوت از زمين تا آسمان است.

بوي پيرهن يوسف (1374)
همكاري با ابراهيم حاتمي‌كيا، فيلمساز شاخص نسل جديد، براي هر بازيگري امتياز است. امتيازي كه نصيريان قدرش را خوب دانسته و با اجراي نقش دايي غفور در بوي پيرهن يوسف، يكي از ماندگارترين نقش‌آفريني‌هاي كارنامه‌اش را رقم مي‌زند. راننده تاكسي پيري كه در انتظار بازگشت فرزند مفقودالاثرش روزشماري مي‌كند، شخصيت اصلي ملودرام تاثيرگذار ديگري از حاتمي‌كياست. فيلم در پي موفقيت از كرخه تا راين و با موضوع آزادگان ساخته شد و نصيريان در مقابل نيكي كريمي به عنوان ستاره جوان و مشهور سينماي ايران تجربه تازه‌اي را با موفقيت به سرانجام رساند. حس انتظار و اعتقاد به معجزه در اجراي نصيريان جلوه قابل قبولي پيدا مي‌كند. فصل درددل با پسر بر سر مزارش و سكانس‌هاي پاياني كه به ديدار فرزندش مي‌شتابد، از سكانس‌هاي تاثيرگذار فيلم حاتمي‌كياست.

برج مينو (1374)
نقش اصلي بوي پيرهن يوسف آن‌قدر موفق بود كه نصيريان راضي شود در يك صحنه كوتاه فيلم بعدي حاتمي‌كيا مقابل دوربين برود. در يك صحنه از برج مينو، زن و شوهر در راه سفر به مكانيك پير و ساكتي برمي‌خورند كه اتومبيل‌شان را تعمير مي‌كند و با نگاهش دور شدن آن‌ها را زير نظر مي‌گيرد. نصيريان اين نقش خيلي كوتاه را بازي كرد تا به تعبيري به اين شخصيت فرعي جلوه‌اي خاص و پر رمز و راز ببخشد؛ جوري كه انگار اوست كه مسير اين سفر ذهني/عيني زوج جوان را تعيين مي‌كند.

كميته مجازات (1377)
يكي از دو نسخه سينمايي سريال عظيم و ماندگار هزار دستان، روايت سال‌هاي جواني رضا خوشنويس است. زماني كه تفنگچي چيره‌دست اما لاقيدي بود و بر اثر ملاقات با ابوالفتح صحاف به انجمن مجازات پيوست و در ترور چند رجل سياسي شركت كرد. نصيريان نقش ابولفتح را با اجراي با طمانينه اين نقش ساكت اما موثر (و به كمك دوبله شنيدني ناصر طهماسب و لهجه آذري او) به يكي از شخصيت‌هاي دوست‌داشتني و تاثيرگذار سريال (و نسخه سينمايي‌اش) تبديل كرد. هزاردستان به تعبيري يادگاري از يك عمر بازيگري در تاريخ سينماي ايران است و حيف بود كه نصيريان به عنوان يكي از نامدارترينِ آن‌ها در اين عكس يادگاري باشكوه غايب باشد. علي حاتمي هم نقشي متناسب قابليت‌هاي فيزيكي و توانايي‌هاي نصيريان برايش كنار گذاشت و او را در اين عكس پر جمعيت، در رديف‌هاي جلو نشاند. قطعاً علي نصيريان استحقاق اين صدرنشيني را دارد.

زنداني 707 (1380)
نصيريان پس از چند سال دوري از سينما، در اكشن ضعيف و فراموش‌شده ديگري با موضوع هواپيماربايي و دخالت اسراييل بازي مي‌كند. طبعاً چند سال دوري از سينما و بازيگري، توضيحي براي اين بازگشت نااميدكننده است. نقشي كه به نصيريان سپرده شده، جايي براي كار ندارد و طبيعي است كه بازيگر هم نمي‌تواند فراتر از كليت فيلمنامه و فيلم حركت كند. آغازي ضعيف براي ورود نصيريان به دهه چهارم بازيگري.

ديوانه‌اي از قفس پريد (1381)
فيلمنامه‌اي به‌شدت گنگ و داستاني پر پيچ و خم، پر از دسيسه و نيرنگ و شخصيت‌هاي عجيب با ديالوگ‌هاي عجيب، حتي به كمك اجراي خوب سياهه طولاني بازيگران شاخص سينماي ايران مانند پرويز پرستويي، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان و نيكي كريمي هم نمي‌تواند كسي را مجاب كند و تماشاگران عام و خاص را گيج و حيران به جا مي‌گذارد. نصيريان در اين فيلم در قالب شخصيت فراست، مراد زاهد مسلك گذشته و رانت‌خوار و مفسد امروز، فرصت بالقوه خوبي براي جلوه‌گري پيدا مي‌كند و تا جايي كه امكانش هست، مي‌كوشد نقش را باورپذير كند. منتها سد بزرگي مانند فيلمنامه در مقابل تك تك بازيگران قرار دارد كه نمي‌گذارد اين زحمت‌ها حاصل نظرگيري پيدا كند. مايه عشق پير به دختر جوان و همسر سابق مريد قبلي‌اش با بازي نصيريان به يكي از معدود نكات قابل اشاره فيلم تبديل مي‌شود؛ فيلمي كه اميدهاي زيادي به موفقيت مادي و معنوي‌اش مي‌رفت و فهرست بازيگران گزيده‌كارش نشان مي‌دهد كه چه‌ حسرت‌هايي كه برنينگيخته است.

شاه خاموش (1382)
نصيريان نقش صدراعظم دربار قاجار (مستوفي‌الممالك) را در داستان عشق احمدشاه قاجار به دختري فرنگي بازي كرد؛ نقشي كه بازگشت نصيريان به فضاي قجري پس از مظفرالدين‌شاه فيلم كمال‌الملك بود. همايون شهنوار به پشتوانه سريال موفق دليران تنگستان توانست دوباره تلويزيون را براي توليد سريال و فيلم سينمايي براساس زندگي احمدشاه مجاب كند. محصول نهايي اما چيز نظرگيري از آب در نيامد و ستاره‌هاي معروفي مثل محمدرضا فروتن و مهتاب كرامتي هم نتوانستند موفقيت فيلم را تضمين كنند. نصيريان كوشش كرده تا نقش را متفاوت از توقع تماشاگران آشنا به حكايت‌هاي تاريخي بازي كند، ولي فيلمنامه و اجراي فيلم مجال قدرت‌نمايي را از او گرفته است. ميان تجربه‌هاي تاريخي نصيريان، شاه خاموش در مرتبه پاييني قرار مي‌گيرد و چيزي به اعتبار كارنامه اين بازيگر اضافه نمي‌كند.

جزيره آهني (1383)
اولين فيلم جشنواره‌اي كارنامه نصيريان. قاعده بر اين است كه فيلم‌هايي با حال و هواي جزيره آهني و با مخاطب بين‌المللي، از نابازيگرها استفاده كنند، اما كارگردان جوان فيلم ترجيح داده براي اجراي نقش دشوار همه‌كاره مرموز اهالي يك كشتي متروك از تجربه و اعتبار نصيريان در كنار نابازيگران فيلم استفاده كند. حاصل كار متاسفانه به سرنوشت اغلب فيلم‌هاي جشنواره‌اي ايراني دچار شد و اكران عمومي نداشت. به همين دليل هم كار خوب و بازي قابل‌توجه نصيريان در نقشي متفاوت و تجربه‌گرايي او در اين سن و سال نتوانست بازتابي درخور اين تلاش پيدا كند. تا پيش از نمايش عمومي احتمالي (اما ظاهراً ناممكن فيلم) تنها مي‌شود از جسارت و قدرت ريسك نصيريان در قبول نقشي دشوار و حضور در نقش مقابل نابازيگران و آماتورها تقدير كرد. جزيره آهني به تنوع قابل توجه فهرست فيلم‌ها و نقش‌هاي اين بازيگر هم كمك كرده و ديده‌نشدن حاصل كار حتماً برايش حسرت‌برانگيز است.

سه شنبه,1 آبان 1386 - 14:58:32

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اشکان محمدی
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 16:59

سلام بر قاضی شارح

بازی نصیریان در میوه ممنوعه بی عیب و نقصه، به غیر از قسمت پایانی. اما قبول کنید که هر بازیگری که خوب گریه و زاری کنه یا نقش دیوانه ها . مجنون ها رو بازی کنه همه به به و چه چه می کنن! این محدود به ایران خودمان نمی شود و نمونه هایش را در تاریخ سینما زیاد داریم. ولی با این وجود نمی توان منکر بازی خیلی خوب نصریان در این سریال شد.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.415508031845 seconds.