سينمای ما - علی نصیریان و دیده شدن در سال بعد از نکوداشت؛ چنان بگریم زار ...
پنجشنبه 30 آبان 1387 - 14:40
اخبار:      • به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛ / گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان      • مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟      • «پاداش» کمال تبریزی بالاخره به جشنواره می‌رسد یا نه؟      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (72 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (51 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (893 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (283 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1015 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (312 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...

آرشيو...



علی نصیریان و دیده شدن در سال بعد از نکوداشت؛ چنان بگریم زار ...
علی نصیریان و دیده شدن در سال بعد از نکوداشت؛ چنان بگریم زار ...


[ امیر پوریا ]



(1)
بازیگرانی با قدمت نصیریان، در ذهن و حافظه ی بیننده، جایگاهی دارند که مثل بستگان پا به سن گذاشته ی آدم است: عادت کرده ای که همیشه بگویی فامیل دورت هستند، عادت کرده ای که بدانی هستند و گهگاهی به مناسبت هایی، در عروسی ها و عزاهایی چند، ببینی شان. اما به طور معمول، مدام پیش چشمت نیستند. در ذهنت جایگاه چندان تازه و زنده و جاری و جوشانی ندارند. آرام و بی آن که چشمگیر شوند، فقط هستند. اتفاقاتی بسیار خاص و دقت ها و مراقبت هایی بسیار گسترده باید در کار باشد تا کسی از همین نسل، همچون عزت انتظامی همیشه به چشم بیاید و حضورش مثل اغلب همنسلانش عادی و بدیهی نشود. چه در انتخاب و قبول نقش ها و چه در اجرای درست آنها، مشایخی و رشیدی و کشاورز و والی و نصیریان بخشی از این توجهات را کمتر به خرج داده اند و از همین رو، اغلب مثل همان بزرگترهای فامیل دورمان شده اند: عادت کرده ایم که باشند، و گاهی در بزرگداشت هایی به احترام شان سوت و کفی بزنیم؛ اما کار تازه، چشمه ی جوشان خلاقیت یا شور و اشتیاق نقش آفرینی های خاص و دشوار را گاه حتی چند سال یک بار هم از آنها نبینیم.
اما این که میان این مجموعه، نصیریان درست در سال بعد از نکوداشتش در جشنواره فیلم فجر، نشانی از همان شور و انرژی و نوجویی و کار دشوار ارائه داد، به منزله ی برگ برنده ی تازه روشده ی او، باید دیده و قدر دانسته شود. این تحسین به ویژه از آن جهت ضروری جلوه می کند که:
اولاً به تعبیر دقیق دوستم ایرج کریمی، مردم ما عموماً فقط جنبه های تیپیک بازی بازیگران را می فهمند و می ستایند و مثلاً بازیگر نقش یک جاهل یا قصاب یا پزشک یا افلیج را به این دلیل خام و اولیه موفق می دانند که «خیلی طبیعی مث یه جاهل راه می رفت» یا «انگار سی ساله قصابه (یا دکتره، یا فلجه)»! در حالی که نقش حاج فتوحی در سریال «میوه ی ممنوعه» (حسن فتحی)، نه به عنوان یکی حاجی بازاری از کاسبکاری ها و رندی های تیپیک مرسوم در این گونه نقش ها آکنده بود (برخلاف نقش و بازی تاریخی داریوش ارجمند در «سگ کشی» بیضایی و کاریکاتور متوسط آن یعنی محمدرضا شریفی نیا در «دنیا»ی منوچهر مصیری)، نه در بخش مربوط به نظربازی و عشق پیرانه سری با نشانه های تیپیک این نوع نقش ها همراه بود (برخلاف نقش و بازی داود رشیدی در سریال «خودروی تهران 11» مرضیه برومند یا مرحوم هادی اسلامی در فیلم «خواستگاری» مهدی فخیم زاده) و نه حتی در کار با حس «رنج گناه» و عذاب درونی یک پیر مومن از وسوسه شدنش، نمونه های تیپیک مشخصی وجود دارد که احیاناً بخواهد بیننده را به آن ستایش کلیشه ای وجوه تیپیک و ژنریک وادارد. ولی با این همه، بازی نصیریان در نظر مردم به شدت مقبول افتاده و باعث به چشم آمدن درست او و مهارت هایش – سال ها بعد از «ناخدا خورشید» تقوایی و «هزاردستان» حاتمی – شده است.
ثانیاً نقش فتوحی هیچ یک از دو خصلت اصلی نقش آفرینی های بزرگ نصیریان یعنی هوشمندی شدید و آشکار (یا دسیسه چینی گام به گام و سنجیده؛ مثل همین دو نمونه ی مستر فرهان و ابوالفتح صحاف که در کارهای تقوایی و حاتمی بازی کرده) یا بلاهت و ساده لوحی محض (مثل هالو در «آقای هالو» ی مهرجویی) را ندارد. آدمی است معمولی با ویژگی های سنتی و مذهبی مرسومش، بدون هوش عجیب و غریب و بدون سادگی شدید؛ و هرچند گاه به واسطه ی علایق ادبی خود فتحی و دیالوگ نویس خوش فکرش علیرضا نادری، لفاظی می کند و تشبیه و ضرب المثل و لغزخوانی را به خدمت می گیرد، دسیسه گر رند نیرنگ بازی نیست. پس نصیریان نه با تکیه بر آن وجه مکرآلود نگاه های روباه وارش (که وصفی از آنها را در مطلب ویژه ی نکوداشت او در شماره ی ویژه ی ماهنامه ی فیلم برای جشنواره فجر پارسال آورده ام) و نه با تأکید بر ساده دلی های چهره ی نقش نمونه ای اش در «هالو»، نمی توانسته به آن نزدیک شود. برای ایجاد باور در تماشاگر، که نصیریان را در هیأت پیر باخدایی با گذر از عشقی سودایی و دیرهنگام و به لحاظ اجتماعی، ممنوع و نکوهیده، ببیند و بپذیرد، او مسیری تازه و پیشتر نپیموده را پیش رو داشته است.

(2)
شاید بتوان گفت آن چه تا این جا مطرح شد، در حیطه ی «تحلیل نقش» فتوحی می گنجد و از این به بعد، باید وارد عرصه ی «تحلیل بازی» نصیریان شویم. شگردهای عمده ی او برای ایفای نقش فتوحی در مجموع زیر این چند گروه کلی، قابل تفکیک و تقسیم بندی اند:
اولین ویژگی بارز و قابل ملاحظه که در سابقه ی او نمونه های مشابه چندانی ندارد و بی شک باید آن را برآیند کار و ادراک و اجرای خودش و نگاه و هدایت درست فتحی دانست، ریتم کلی بازی است. طبعاً بخشی از این ریتم را ریتم بیان دیالوگ ها و بخشی دیگر را ریتم حرکات، مکث ها، نگاه ها، میمیک، راه رفتن و body language می سازد. در اغلب بازی های مشهور نصیریان، نوعی گرایش به کندی یا بهتر بگویم، سنگینی به چشم می خورد که در وزن و آهنگ راه رفتن، دیالوگ گفتن و حتی نگاه ها جاری است و هرجا همچون ابوالفتح یا کمال الملک یا مش اسلام فیلم «گاو» مهرجویی با نقش تناسب داشته، به سود خودش و فیلم، نتیجه داده است. در نقش هایی که ضرب و سنگینی کارهای تاریخی را ندارند، معمولاً این وزن به ضرر فیلم بوده یا کندی غیرضروری و باورناپذیری را وارد فضای کار کرده است (از «سرایدار» خسرو هریتاش تا «دزد و نویسنده» کاظم معصومی تا «بوی پیرهن یوسف» حاتمی کیا). اما در «میوه ی ممنوعه»، هم ریتم دیالوگ گویی و هم حرکات و حالات چهره و بدن، سریع تر و پویاتر از اغلب نقش آفرینی های عمر بازیگری نصیریان و بی شک استثنایی در کارنامه ی دو دهه ی اخیر اوست. این سرعت ریتم که به خودی خود امتیاز محسوب نمی شود و به دلیل تناسبش با شرایط معاصر و وضعیت ملتهب زندگی حاج فتوحی، برای این نقش به خصوص لازم بوده، البته در موقعیت هایی مانند حریف طلبی ادیبانه ی فتوحی در آن گردهمایی بحرانی خانه اش یا رویاها و رویارویی های عاشقانه اش با هستی (هانیه توسلی)، طبعاً این ریتم با وزن حاکم بر صحنه، سنگین تر و به ویژه در ادای دیالوگ ها، آهسته تر و موکدتر می شود. اما به طور میانگین، این پویایی ریتم از عوامل اصلی اثرگذاری بازی نصیریان در «میوه ی ممنوعه» است.
دومین نکته، تلاشی است که برای انتقال رنج های فتوحی به بیننده، به کار رفته. نصیریان که احتمالاً در تمام زندگی شخصی اش در طول ده روز، همپای ده روز آخر تصویربرداری و پخش این مجموعه، اشک از دیدگانش سرازیر نکرده، عملاً توانست در هر مرحله از نوسانات احساسی فتوحی در طول داستان، تماشاگر را نسبت به او و خواسته هایش، پذیرا کند. در فضای اخلاق زده ی جامعه ی شعاردوست ما و در مناسبات کلیشه ای تلویزیون نصیحتگر ما، فتوحی مومن، عاشق شد، زن و زندگی را رها کرد، به رنج درونی عمیقی که نه زن و نه فرزند درکش نمی کردند، دچار شد و در نهایت، نه بابت آن شعارهای اخلاقی، بلکه با آشتی دوباره با خودش و باورهایش، بازگشت. و در هیچ مرحله ای، بیننده و تلویزیون کلیشه زده ی ما به این فکر نیفتاد که باید او را بدمن به حساب بیاورد و انکار و محکومش کند. شگرد نصیریان برای اجرای این مراحل، نه نوعی تطهیر دائمی و ارائه ی تصویری حق به جانب، بلکه در میان گذاشتن درونیات و احساس ها و –بعدتر- رنج های فتوحی با تماشاگر بود. او حتی در اجرای تندترین و بیرحمانه ترین رفتارهای حاجی نسبت به خانواده اش، از واقعیت و موقعیت حسی خود او بهره می جست و به این که آن رفتار، آن لحن یا آن نوع نگاه شماتت بار حاجی به همسرش چه قضاوت هایی را در این جامعه ی آکنده از شعارها و تابوهای اخلاقی در پی خواهد داشت، نمی اندیشید. بازی نصیریان در این نقش، نمونه ای دقیق از این شیوه ی خوانش نقش بود که طی آن، بازیگر به پیرامونیان نقش و هاله های اجتماعی و قضاوت های معمول در برابر تصمیم های او فکر نمی کند و به شکلی خالص و البته دشوار، با خود نقش مواجه می شود. قضاوت ها و معادلات اجتماعی، بی آن که بازیگر برای ایجاد یکی از آنها کوشش پیش آگاهانه ای کرده باشد، خودشان در پی می آیند. این مهم ترین عاملی است که اجرای نصیریان از نقش فتوحی را روی لبه ی مرز حساس گرایش های باورپذیرش به نیک و بد – مثل همه ی ما- نگه می دارد و پیش می برد.
اما سومین ویژگی که خود می تواند زیرمجموعه ای از نکته ی قبلی به شمار آید، به شکلی مشترک به گردن نصیریان، فتحی و فیلمنامه ی سریال در قسمت های انتهایی است. بگذارید این بحث را از این جا آغاز کنم که شدت و تکرار هر عنصری در بازی یک بازیگر، چه در چند کار مختلف و چه در دل یک کار، آن را از رمق و تأثیر می اندازد و این، خواه ناخواه، عارضه ای طبیعی و گریزناپذیر است. در زمینه ای کم و بیش مشابه آن چه می خواهم درباب تنها ضعف یا افراط نصیریان در «میوه ی ممنوعه» بگویم، می شود پرویز پرستویی را مثال زد که وقتی در «آژانس شیشه ای» و در هیأت حاج کاظم، دوسه باری بغض و یک بار اشک را همراه بازی دردمندانه و رنج آلودش می کرد، دل تماشاگر را می ربود و بعدتر با تکرار پنج شش باره ی همین اشک و گریه ها در «بید مجنون» مجیدی و بدتر از آن، با بیش از پانزده نوبت گریستن بیهوده و باهوده (!) در فیلم ریاکارانه ی «پاداش سکوت» مازیار میری، تماشاگر را درقبال گریه هایش واکسینه کرد و او را از تحت تأثیر واقع شدن، به کلی دور ساخت. این که پف پشت پلک های متورم و قوس زیر چشم ها و روی غدد اشکی علی نصیریان در شب های آخر سریال، نقبی عمیق به رنج درونی شخصیت فتوحی است، به جای خود. ولی تکرار و تأکید بیش از حد بازیگر و کارگردان بر نمایش مستقسم و بی وقفه ی این گریه ها، دیگر جایی برای تداوم تأثیر آن بر بیننده باقی نمی گذارد. به خصوص باید این نکته را در نظر گرفت که سریال به شکل روتین و در شب های متوالی پخش می شد و تکرار اشک در هر موقعیت و وضعیتی (حتی در حال راه رفتن در مترو و بزرگراه، که البته گاه نشانه ی موجزی از سرگشتگی حاجی بود و در صورت تکرار نشدن، می توانست اثربخش باشد) یکسره در ذهن بیننده، تصاویر بازی شب گذشته و شب های گذشته را تداعی می کرد و تأثیر را کاهش می داد.

سه شنبه,1 آبان 1386 - 15:1:14

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

سعید
سه‌شنبه 1 آبان 1386 - 20:32

وقتی نوشته فوق را میخواندم بیشتر افسوس خوردم ؛حیف امیر پوریا ؛ یا این متانت وعمق دید که پیشترها درنقدهایش درمجله فیلم وسایر نشریات واخیرا در نشست های سینما 1سراغ داشتم ؛چطور درپرونده سازی علیه مخملباف حتی درکسوت یک ناقد منصف یا حتی اگر سراپا طرفداری (مهم نفس کاراست )شرکت میکند .امیدوارم گرد این آلوده گی درفضایی که کارچرخانش قادری (نا توان از تفکر "حداقلی" )بوده به طریق مقتضی بزداید.

محمدرضا كلانتر چاهوكي
سه‌شنبه 1 آبان 1386 - 23:48

علي نصيريان متاسفانه تمام نقش هايش را يك جور بازي ميكند.اين تكراري بودن در "ميوه ممنوعه" به دليل ويژگي هاي

نقشش كمتر به چشم آمده است.البته مي توان اين را سبك بازي وي دانست اما بعضي وقتها واقعا آزاردهنده است;به حركت دستهايش و نحوه كج كردن شانه هايش دقت كنيد.ضمنا فراموش نكنيد كه در "هزار دستان" و

"ناخدا خورشيد" بترتيب ناصر تهماسب و ژرژ پطروسي به جاي او حرف زده اند كه در برجسته شدن بازي او بسيار تاثير داشته.

هومن شیرازی
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 17:3

امیر پوریاتوی مقاله مخملباف اغفال شده بود. تقصیری نداشت!

ماني
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 22:47

نكته اي كه سعيد اشاره كرده.نيش دار و طعنه آميزه .در واقع عمق شناخت از اين دوستان رو نشون ميده . كار چرخان لغت فاخريه به جاي كار چاق كن!

صفتي كه به قادري داده شده از عكس پايين صفحه قابل استنتاجه.

يلدا
يکشنبه 6 آبان 1386 - 15:13

يكي از نكات مهم بازي اقاي نصيريان در ميوه ممنوعه مهار تيكهاي فيزيكي و تكراري ايشان توسط كارگردان سريال بوده است . نصيريان در بيشتر بازي هاي خود دچار يك نوع تيكهاي تكراري بوده كه بازي هر چند روانش را خراب كرده است ولي در ميوه ممنوعه اين مهم كمتر به چشم ميخورد . به جز طرز راه رفتن نصيريان بيشتر حركات فيزيكي وي توسط كارگردان كنترل و در خدمت بازي گرفته شده و حركتهاي اضافي كه بازي را خراب كند ( بخصوص استفاده از دست و چرخشهاي بي جاي بدن ) كمتر به چشم ميخورد .

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.49320602417 seconds.