سعید
سهشنبه 1 آبان 1386 - 20:32
|
وقتی نوشته فوق را میخواندم بیشتر افسوس خوردم ؛حیف امیر پوریا ؛ یا این متانت وعمق دید که پیشترها درنقدهایش درمجله فیلم وسایر نشریات واخیرا در نشست های سینما 1سراغ داشتم ؛چطور درپرونده سازی علیه مخملباف حتی درکسوت یک ناقد منصف یا حتی اگر سراپا طرفداری (مهم نفس کاراست )شرکت میکند .امیدوارم گرد این آلوده گی درفضایی که کارچرخانش قادری (نا توان از تفکر "حداقلی" )بوده به طریق مقتضی بزداید.
|
محمدرضا كلانتر چاهوكي
سهشنبه 1 آبان 1386 - 23:48
|
علي نصيريان متاسفانه تمام نقش هايش را يك جور بازي ميكند.اين تكراري بودن در "ميوه ممنوعه" به دليل ويژگي هاي نقشش كمتر به چشم آمده است.البته مي توان اين را سبك بازي وي دانست اما بعضي وقتها واقعا آزاردهنده است;به حركت دستهايش و نحوه كج كردن شانه هايش دقت كنيد.ضمنا فراموش نكنيد كه در "هزار دستان" و "ناخدا خورشيد" بترتيب ناصر تهماسب و ژرژ پطروسي به جاي او حرف زده اند كه در برجسته شدن بازي او بسيار تاثير داشته.
|
هومن شیرازی
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 17:3
|
امیر پوریاتوی مقاله مخملباف اغفال شده بود. تقصیری نداشت!
|
ماني
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 22:47
|
نكته اي كه سعيد اشاره كرده.نيش دار و طعنه آميزه .در واقع عمق شناخت از اين دوستان رو نشون ميده . كار چرخان لغت فاخريه به جاي كار چاق كن! صفتي كه به قادري داده شده از عكس پايين صفحه قابل استنتاجه.
|
يلدا
يکشنبه 6 آبان 1386 - 15:13
|
يكي از نكات مهم بازي اقاي نصيريان در ميوه ممنوعه مهار تيكهاي فيزيكي و تكراري ايشان توسط كارگردان سريال بوده است . نصيريان در بيشتر بازي هاي خود دچار يك نوع تيكهاي تكراري بوده كه بازي هر چند روانش را خراب كرده است ولي در ميوه ممنوعه اين مهم كمتر به چشم ميخورد . به جز طرز راه رفتن نصيريان بيشتر حركات فيزيكي وي توسط كارگردان كنترل و در خدمت بازي گرفته شده و حركتهاي اضافي كه بازي را خراب كند ( بخصوص استفاده از دست و چرخشهاي بي جاي بدن ) كمتر به چشم ميخورد .
|