سينمای ما - اختصاصي سايت سينماي ما: گفت‌وگوي جعفر پناهي و شهره آغداشلو؛ دلم هواي بازار تهران كرده
پنجشنبه 30 آبان 1387 - 22:13
اخبار:      • به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛ / گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان      • مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟      • «پاداش» کمال تبریزی بالاخره به جشنواره می‌رسد یا نه؟      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (75 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (51 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (895 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (283 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1026 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (314 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...

آرشيو...



اختصاصي سايت سينماي ما: گفت‌وگوي جعفر پناهي و شهره آغداشلو؛ دلم هواي بازار تهران كرده


سينماي ما - شايد براي اولين بار باشد كه دو سينماگر ايراني همزمان عضو هيات داوران يك جشنواره بين‌المللي شده‌اند. در جشنواره آنتاليا كه از روز جمعه در جنوب تركيه آغاز شده، جعفر پناهي رييس هيات داوران است و شهره آغداشلو هم يكي از اعضاي آن. در اين هيات داوري هفت نفره، جان لنديس (كارگردان معروف آمريكايي و سازنده ويدئوكليپ مشهور «تريلر» مايكل جكسن و فيلم‌هاي «برادران بلوز»، «مرد گرگ‌نماي آمريكايي در لندن» و ...) هم حضور دارد. ديدار شهره آغداشلو، بازيگر توانا و دوست‌داشتني كه نزديك به سي سال است خارج از كشور زندگي مي‌كند، فرصت مغتنمي بود براي گپ و گفتي با او و آگاه شدن بي‌واسطه از فعاليت‌هايش. او كه پس از چند كار بي‌سروصدا طي بيست سال اول مهاجرت، با كانديدا شدن براي دريافت اسكار بهترين بازيگر زن مكمل به خاطر بازي در فيلم «خانه‌اي از شن و مه» به شهرت و اعتبار جهاني رسيد، در آنتاليا هم مدام به عنوان «بازيگر ايراني نامزد اسكار» معرفي مي‌شود. آغداشلو پس از بازي در فيلم «تولد مسيح» و سري پنجم سريال پرطرفدار «24»، بازي در فيلم چهار قسمتي «بين‌النهرين» را براي شبكه بي‌بي‌سي به پايان رسانده كه درباره حوادث سال‌هاي اخير عراق است. او در اين فيلم كه در تونس فلمبرداري شده، نقش همسر صدام را بازي مي‌كند. همكار سايت سينماي ما در فرصتي كه در آنتاليا به دست آمد، گفت‌وگوي كوتاهي بين جعفر پناهي و و شهره آغداشلو به راه انداخته كه بيش از هر چيز بهانه‌اي‌ست براي شنيدن بي‌‌واسطه حرف‌هاي بازيگر ارزنده سينماي ايران (بازيگر فيلم‌هاي «سوته‌دلان»، «گزارش» و «شطرنج باد») كه اعتبار و افتخارهاي جهاني‌اش را جايي دور از ايران و ديرتر از آن‌چه سزاوارش بود، به دست آورد. آغداشلو همچنان خودش را بازيگر سينماي ايران مي‌داند و اعتبار جهاني‌اش را هم متعلق به اين سينما. آن‌چه مي‌خوانيد، حرف‌هايي است از سر دلتنگي، و نه يك گفت‌وگوي سينماييِ صِرف.


***


جعفر پناهي: خيلي نزديك ايران هستيم. چرا بعد از آنتاليا به ايران نمي‌آييد؟
شهره آغداشلو: دلم پر مي‌زند براي ايران. آرزويم است. ولي... نمي‌دانم. خَب، نشده تا حالا، و اميدوارم بشود.


پناهي: پارسال همسرتان (هوشنگ توزيع) پس از سال‌ها به ايران سفر كرد و شد. مطمئن باشيد كه استقبال خوبي از شما خواهد شد. اطمينان دارم كه نگاه رسمي هم به شما، نگاهي توام با احترام است؛ چون شما در اين بيست سي سال اخير، همواره شان و وقار هميشگي‌تان را حفظ كرده‌ايد. فكر نمي كنم حتي با ديدگاه سياسي هم نگاه منفي نسبت به شما و كارتان وجود داشته باشد.
آغداشلو: بابت احترام و وقاري كه گفتيد ممنونم. نمي‌دانم... با اين‌كه آمدن به ايران آرزوي يزرگم است، اما هنوز مطمئن نيستم. اميدوارم بتوانم زودتر تصميم درستي در اين باره بگيرم.


پناهي: به ايران كه بياييد، اولِ اول كجا مي‌رويد؟
آغداشلو: بازار تهران! عاشق اين بازارم. از بچگي كه با مادرم به بازار مي‌رفتم، آن‌جا را دوست داشتم. دلم براي شلوغي بازار، غرفه‌ها و مغازه‌هايش، فروشنده‌‌‌‌‌‌هايش و بخصوص آن ستون‌هاي نور كه از سقف پايين مي‌تابيد و توي‌شان پر از غبار بود تنگ شده. آره، اولين جا بازار تهران...


پناهي: ... و اولين كسي كه به ديدنش مي‌رويد؟
آغداشلو: از بستگان درجه‌ يكم كه كسي ايران نيست. بنابراين به ديدار دوستانم مي‌روم. اول هم مي‌روم ديدن خانواده پناهي!


پناهي: شبي كه صبحش مراسم اسكار برگزار مي‌شد و شما براي «خانه‌اي از شن و مه» كانديداي دريافت اسكار بوديد، با عده‌اي از دوستان در خانه ما جمع بوديم و تا صبح بيدار مانديم تا مراسم را تماشا كنيم؛ به عشق شما... با شماره‌اي كه ازتان داشتيم تماس گرفتيم و هر كدام به لهجه‌اي براي‌تان پيغام گذاشتيم.
آغداشلو: آن روزها آن‌قدر تماس گرفته مي‌شد كه نوار پيام‌گيرم زود پر مي‌شد. متاسفانه پيغام شماها هم به همين دليل ضبط نشده بود.


پناهي: همه دوستان سينمايي كنجكاو نتيجه مراسم اسكار هستند، ولي در شرايط عادي فقط عده‌اي حاضرند آن موقع شب (در واقع كله سحر) بيدار بنشينند كه مراسم را زنده تماشا كنند.آن شب همه علاقمندان بيدار ماندند به اميد ديدن برنده‌شدن شما. همه از اين‌كه برنده نشديد غمگين شدند، اما البته به خاطر حضور و اعلام وجودتان در اين رقابت خوشحال بودند.
آغداشلو: لطف كرده بودند و ما را رديف اول هم نشاندند، ولي متاسفانه بعضي از ستاره‌هاي به اصطلاح رقيب، برخورد درستي با من نداشتند. همه‌اش را در كتابم نوشته‌ام.


پناهي: كتاب خاطرات نوشته‌ايد؟
آغداشلو: دارم مي‌نويسم. هنوز تمام نشده. شايد تا يك سال ديگر منتشر شود.


پناهي: من جوان‌هايي را مي‌شناسم كه چون رنه زلوگر به تعبيري اسكار را از چنگ شما درآورد، از آن به بعد ديگر نظر خوبي نسبت به او ندارند!... حالا واقعاً آن شب چه احساسي داشتيد؟
آغداشلو: يك احساس عجيب و باورنكردني. انگار دلم آمده بود توي حلقم و در تمام طول مراسم، حس مي‌كردم در جاده قم هستم...


پناهي: جاده قم؟! چه‌طور در آن حال و توي كداك تياتر ياد اين جاده افتاديد؟
آغداشلو: نمي‌دانم ربطش چيست، ولي تمام مدت روزي را به ياد مي‌آوردم كه پدربزرگم – كه خيلي دوستش داشتم – مرده بود و داشتيم او را براي دفن به قم مي‌برديم و من چه حالي داشتم. هر چه فكر مي‌كنم نمي‌توانم ربط اين دو واقعه را پيدا كنم و توضيحش بدهم...اما حتي لحظه‌اي تصوير آن جاده و آن روز خاص از ذهنم بيرون نمي‌رفت.


پناهي: بعد از سريال «24» به فيلم «بين‌النهرين» رفتيد و نقش همسر صدام را بازي كرديد. اين فيلم و نقش چه‌جور تجربه‌اي بود؟
آغداشلو: توي يك صحنه، وقتي براي آخرين بار از كاخ بيرون مي‌آمدم، كارگردان كات داد و پرسيد: چرا پشت سرت در را نبستي؟ چرا نگاهي به پشت سرت نينداختي؟ گفتم آن موقع ياد تجربه خودم افتادم، وقتي كه وطنم را ترك مي‌كردم. مي‌ترسيدم اگر پشت سرم را نگاه كنم، تاب رفتن نداشته باشم. اين لحظه را براساس تجربه شخصي خودم آن جوري بازي كردم. وقتي آن تجربه و احساس را براي كارگردان شرح دادم، خيلي تحت تاثير قرار گرفت و به اين نتيجه رسيد كه صحنه را طبق حس و تجربه خودم بازي كنم... خيلي اتفاق خوبي بود و خيلي هم براي كار انرژي گذاشتم. الان هم مشغول كارهاي فني‌اش هستند و نمي‌دانم چه زماني پخش مي‌شود.

چهارشنبه,2 آبان 1386 - 12:35:55

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

لاله
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 13:6

خود این شهره خانم قبلا گفت از ایرانیها خوشش نمیآد و همه دوستهاش خارجی اند . حالا که از آمریکا اومده ترکیه فیلش هوا هندستون کرده . سینمای ما سوبر استارهای زیبا و توانایی داره که شما غرب زدها به گر د باشون هم نمیرسید مثل نیکی جون و گلشیفته جون هدیه جون و گوهر جون نیکو خردمند عزیز ...... انهای که موندند و ایران را ساختند و نام ایران بارها بارها زنده کردند .

اونهایی که هنرشون را تو کشورشون به مردم هدیه دادند . اونهایی که نلرزیدند و اونها که سبب شدند ما بشت سرمون را با افتخار نگاه کنیم .اونهایی که تاب رفتن برای دفاع از وطن را داشتند و فدا شدند تا ایران باقی بمونه و ما ایرانی . ما که با سختیها ی تو ایران زندگی می کنیم ما ایرانی هستم نه شما که اسیر غرب هستید

ایرانیهای هنرمند تو ایران هنر آفرینی میکنند و ما به آنها میبالیم ...


چهارشنبه 2 آبان 1386 - 14:47

مرسی! کاش بیشتر بود.

مهدی جوادی
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 17:51

شهره آغداشلو فقط سوته دلان و بس!


چهارشنبه 2 آبان 1386 - 19:26

آقای پناهی ممنون.

سیامک
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 19:28

از این جور دلتنگی‌ها زیاد شنیده‌ایم. اما غم غربت خانم آغداشلو، خیلی واقعی به نظر می‌رسید.

الهام نبی‌نیا
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 19:31

از خواندن این گفت و گو بسیار خوشحال شدم. بازار تهران هنوز سر جایش هست. منتها کم کم جای خودش را به پاساژهای وسیع و مدرن بیش‌تری می‌دهد. اما مطمئنم اگر برگردید نشانه‌های فراوانی از ایران و ایرانی خواهید یافت.


چهارشنبه 2 آبان 1386 - 19:48

لاله خانم :

نيكي كريمي سيمرغ بلورين را هم زوري گرفته اونوقت با كانديد اسكار اون هم در هاليوود مقايسه اش ميكنيد .

arash
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 20:3

لاله خانم

براتون متاسفم آخه عزیز من اینایی که اسم بردی پاشون به کوچه اسکارم نخورده چه برسه که برن تو مراسمش.

ما همه به شهره عزیز افتخار میکنیم

hi
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 21:24

jalebe vali man az in khanoom khosham nemiyad,be har hal merci

sahar
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 22:18

aberooye ma iraniharo bord ke! hamash dar naghshe terrorist bazi mikone!

علیرضا
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 3:0

arash: عزیزم شما بهتر است برای خودت تاسف بخوری.

شهره آغداشلو بازیگر بزرگیست. بی شک. ولی بازیگری که میدون رو خالی کند و به آغوش غرب بناه بببرد ارزش چیزی ندارد.

برایت مثال می زنم: محسن مخملباف کارگردان خیلی بزرگیست. اما به سرعت خودش را گم کرد و نفهمید چه می کند و رفت جایی که نباید می رفت. و نمانده و با مشکلات نساخت. حالا از این طرف داریوش مهرجویی. 40 سال است که فیلم می سازد. 3 فیلمش توقیف شده. بد جور اذیت شده. اما به ایران عزیز وفادار است. به عشق مردم فیلم می سازد . ماند و فیلم ساخت. و سینماگر شاهکاره این دیار است.

شما تصور می کنید خانوم آغداشلو چون کاندید اسکار شده اند از همه بزرگترند؟ عزیزم شما اشتباه می کنید. باز هم برایت مثال می زنم.

آیا کسی شک دارد که داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی جزو 3 کارگردان برتر ایرانند؟ و عباس کیارستمی و مخملباف و... در رتبه های بعدی.

بس چرا کیارستمی جایزه های جهانی می گیرد و فیلمهایش مدام در تمام جشنواره هاست؟ آیا کارگردان بهتریست؟!!!!

خیر. او می داند که فیلمهایش در ایران اکران نمی شوند. فیلمش را فقط با فاکتورهای جایزه بگیر جشنواره های دنیا می سازد. و اگر فیلمش را به این و آن جشنواره نبرد چه کند؟ ایران بیاورد؟

حالا از این طرف.مهرجویی و بیضایی در درجه اول با توجه به مردم ایران و بعد منتقدان ایران فیلم می سازند. اول باید اینها را راضی کرد. و بعد به فکر دنیا بود. آیا سخت نیست که بشود در یک فیلم هم فاکتورهای مردم بسند و هم منتقد بسند و هم جشنواره ای(از نوع خارجی) بسند در فیلم قرار داد؟ اصلا فکر اینها برای جشنواره های دنیا نیست.

ولی کیارستمی فقط برای آن جشنواره ها فیلم می سازد.

همه هم می دانند که مهرجویی و بیضایی بزرگترینان ایرانند.

حالا : خانوم آغداشلو کنار دست هالیوود قرار دارند. در فیلم هایی بازی می کنند که شانس موفقیت در هالیوود را دارد.

آیا بازیگران عزیز ما اصلا می توانند خودشان را به دنیا نشان بدهند؟ در این سینمای کوچک.

فیلم های ما مناسب سلیقه ی اسکار نیست. ولی فیلمی که خانوم آغداشلو بازی کردند مناسب سلیقه ی آنها ست.

حالا شما باد به قبقبت انداختی و می گویی آنها باشون هم به کوچه ی اسکار نخورده؟ برایت متاسفم.

بازیگری که به کشورش متعهد باشد هزار برابر شرف دارد به کسانی که اسم ایرانی دارند.

در ضمن گفتم که خانوم آغداشلو بازیگر بزرگی هستند. ولی ایشون کی در 14 سالگی شاهکاری با اسم درخت گلابی بازی کردند؟ ایشون کی در 19 سالگی بازی های خیره کننده ای چون بوتیک و اشک سرما داشتند؟ایشون کی بازی چون میم مثل مادر با آن شرایط داشته اند؟ ایشون بازیهای بزرگ زیادی داشته اند. از جمله سوت دلان با بهروز وثوقی. ولی شرایط میم مثل مادر چیز دیگریست.

ایشون در آمریکا تشریف دارند و فیلمشان در بخش انگلیسی زبان اسکار حضور دارد. و خودشان هم شانس اسکار. حالا کدام یک از بازیگران ما شرایط او را دارند؟ چون بغل دست هالیوود ایساده, خیلی بزرگه؟

من نظر لاله ی عزیز رو تایید می کنم. آفرین بر او.

بازیگران بزرگی در ایران داریم. که اگر شرایط ایشون رو داشتند, حتما در اسکار موفق بودند. و یا موفق تر.

من هم برای خانوم آغداشلو آرزوی موفقیت دارم. ولی عزیز من برای کسی بمیر که برایت تب کند. خانوم آغداشلو در اون سر دنیا. بی دغدغه ی سینمای ایران و ملت ایران. ایشون اسکار بگیردچه به سینمای ایران می رسد؟ ایشسون اسمش ایرانیست و شاید تا حدودی قلبش. ولی در خدمت غرب است. از طرفداری بجا از ایشون چه به شما می رسد؟ منتظرید شاهکارش را در سینماهای خودمان ببینید؟ یا قصد دارد به سینمای ما کمک کند؟ یا..........

قدر بازیگران داخل کشور را بدانیم. بازیگران ما شرایط نشان دادن خود به دنیا را ندارند. فیلمهایمان مطابق امیل اسکار نیست. ولی خانوم آغداشلو .......

بس کمی فکر کنید. اگر ایشون در ایران بودند ذره ای به او توجه نمی کردید. ولی چون در ایران نیست بقیه را جلوی او کوچک می بینید.

عادت ما ایرانیها این است. مثل عادت مرده برستیمان.

کمی با منطق فکر کنید.

یا حق.

kave
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 4:31

man az khandan ın ghoftegho besiar lezat bordam.feker mikonam aghaye panahı kheli sadegane barkhd kardand

RAMIN
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 4:37

LOTFAN BIAEIM KAMI MEHRABAN BASHIM.HAME MA IRANI HA MOTEALEGH BE YEK AAB O KHAK HASTIM. VA HAME HONARMANDANE IRANI CHE DAR IRAN VA CHE DAR KHAREJE KESHVAR ABEROOYE IRAN BOZORG HASTAN. DAR IN MORED BAYAD HASSAS BASHIM VA BARAYE BALA BORDAN YEK NAFAR SHAKHSE DIGAR RA NABAYAD PAEEN AVARD..


پنجشنبه 3 آبان 1386 - 6:20

به علیرضا!

واقعا منطق داره از سر و روی نوشته هات می باره!!!

سار گل
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 10:47

بعلاوه کسی که فیلمها ضد ایران بازی میکنه چطوری دلش واسه بازاری که توش تروریست وول میخوره تنگ میشه . شهره جون برو تو هالیوود تو را چه به بازاری که دم ظهر صدای اذان از مسجدش بازار را عطر آگین میکنه . و بعد بوی کباب با نون چرب ! صفای مردمش را کجا میشه با هلیوودی ها مقایسه کرد . اینجا هنوز تا هالیوود یک قرن فاصله داره !!!!

ـدل تنگی تو چیزی غریبی نیست ولی غربزدگیت عجیبه ! خاطره نوشتنت هم غریب نیست . اکثر ایرانی تو غربت نویسنده می شند بعضی هاشون ضد ایرانی می نویسند بعضی ها شون از دلتنگیهاشون و بعضی ها شون لج می کنند با خودشون . مهم نیست براشون آبروی ملتشون و بازاری قدیمی اش را ببردنند .

ما که تو ایرانیم می گیم : بازار را ترک نمی کنیم و با همه ی کم کاستی ایران را دوست داریم و به همه ی هنرمندانی که تو ایران هسنتد افتخار می کنیم .

خودت می دوونی تو اسکار چه کار های میشه و اصلا نمی خواند اسم ایران برده بشه . چون تو فیلمهای ایرانی حیا و عفتی است که تو هیچ جایی دیده نمی شه این تور نیست ؟؟؟؟؟؟؟

جواد
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 13:11

باسلام

من با نظر لاله موافقم

بايد بهتون بگم گرچه شهرت و سوپر استار شدن خيلي مهمه و هنرمند شدن در سطح جهاني مطرح شدن از همه آنها مهمتر ولي قطعا و بي شك ما ايرانيها به هنرمند ملي و وطني خوب بيشتر ارج مي نهيم تا به كساني كه هنرمند شدن را با پشت كردن به كشورشان ترجيح مي دهند هنرمند بي ريشه و مليت مفهومي غير متعارف براي اهل هنر است ، هنرمند كسي است كه به وقت خطر خود را در متن مردم ببيند نه به خاص شرايط موجود مليت خود را بفروشد.

pouyan
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 13:57

به عليرضاي عزيز : شايد شما از دليل نيامدن او به ايران خبر نداشته باشي پس بهتره كه زود قضاوت نكني.من نوشته هاي قبليت رو هم خوندم و واقعا از دلايل و پاسخ هاي منطقي تو خوشم اومد.اين دفعه هم با اين حرفت كه ميگي چون اون تو امريكاس امكانات كانديد اسكار شدن رو داره كاملا موافقم .و ميخوام بگم كه جايزه نقش اول زن از سن سباستين اون هم با امكانات كم ما كم از اسكار نداره كه نيكي كريمي اون رو بدست اورد

زمان
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 19:1

سوال: خانم آغداشلو از زندگی در آمریکا راضی هستید؟

جواب: چرا که نه اینجا تو فیلم و سریال ها بازی می کنم, حقوقمم که به دلاره. سالی چند بار هم که میریم ایران, از این چه بهتر!

saeed
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 19:41

آیا بنظر شما اینکه کسی شناسنامه ازایران گرفته یا فارسی صحبت میکنه ایرانی محسوب شود؟بخدا بعضی از همین ایرانیهای مقیم فعلی خودمان دست هزارخائن ضد ایران وایرانی را ازپشت بسته ،آنهائی که به هیچ کس وهیچ چیز رحم ومروت ندارند ،آیااینان ایرانی اند؟!!! آن هموطن که خارج از کشورهم هست حتی مخالف سیاسی ،ولی هیچگاه علیه مردمش ووطنش کاری نمیکند،آبروداری میکند ،یا غیر هموطنی که ایران رابه هر دلیلی دوست دارد مثلا به هنر ایرانی به فرهنگ ایرانی و...احترام میگذارد ،یک تارمویش به آن هموطن !!!نمی ارزد؟.حالا سرکارخانم شماهم طی این سالها هرچه خواستیدکردید وگفتید وهرقلم وقدم وافاضات آنچنانی فرمودید ،حالا دلتان برای کجا تنگ شده ؟ ایرانیها اخ وپیف اند ...ولی با این همه اگر دست من بود هیچ اشکالی نیست تشریف بیاورید ،انشاا..بهتان خوش بگذرد وبازارراهم ببینید ولی بدانید هرگز نه بعنوان هنرمند یا هموطن ،ازشما یاد یا استقبال نمیکنیم چون هنروهنرمند جایگاه وشأن شان فراتراز آن است که شما یا معدود همفکران شما از آن تعریف دارید.

saeed
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 20:6

علیرضای عزیز با بیشتر نظراتت موافقم ولی بعنوان یک دوست توصیه ای همیشه هم سعی دارم خودم رعایت کنم وهم گاهی انگار قلبم گواهی میده به دوست ، آشنا یا ....درمورد مخملباف اصلا"حرف ونظرت صحیح نیست وفکرمیکنم با ایشان وآنچه که موجب هجرتش شد آشنایی کافی نداری،چطور باورمیکنی انسانی در حد وعمق مخملباف به آنجایی برسد که ...اینجور پروسه های شخصیتی مکانی زمانی بنظرم خاص آدمهای کم ظرفیت وبی ریشه است حتی اگر دنیایی علم و هنر و..داشته باشند ،عمق شان بند انگشتی نیست .اخیرا"درهمین سایت ودرقضییه پرونده "سازی "علیه مخملباف بعینه میتوانی بیابی البته نه همه شان که بنظرم چندتایی خدامیداند به چه دلیل اینکارراکردندوخیلی جای تعجب بود ؟!!یا قضییه مصاحبه ای که کیمیایی با سردمدار این جریانات داشت یا دعوت بسیار حرف وحدیث دار کیمیای سینمای ایران .مراببخشید وجیزه ای از سر درد بود.

elmira
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 21:31

in kargardanhay ke aghay alireza posht sar ham radif kardan aksar dastanashon rou az cinemay america midozdand baed esm mohtaramanash ham migan

eghtebasie

Sana
پنجشنبه 3 آبان 1386 - 23:3

متاسفم که به خود اجازه میدهند فیلم بهترین کارگردان کشورشان(سنتوری) را توقیف کنن /ما چرا نباید اسکار بگیریم؟چرا حتی نباید حضور داشته باشیم؟؟ایا کارگردانش را نداریم؟ایا بازیگرانش را نداریم؟؟هم کارگردانش را داریم هم بازیگرانش را .... اما میدان نداریم میدان نمیدهند.چرااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!چرا سنتوری باید توقیف شود؟؟؟چرا؟؟؟سنتوری توقیف شود سرود تولد/محاکمه/کلاهی برای باران/تله و و و....../نمایش داده شود؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!وای بر من//خانم شهره فکر کردی کی هستی فکر نکن ما تو ایران بازیگر نداریم داریم خوبشم داریم یه سکانس بازی گلی یا باران یا ترانه و 1ثانیه بازی بهرام می ارزه به کل فیلم هایی که بازی کردین

علیرضا
جمعه 4 آبان 1386 - 1:47

المیرا: خواهشا در زمینه ای که معلومات ندارید صحبت نکنید. یک چیزی شنیده اید که بعضی از کارگردانان ما موضوعاتشان از سینمای آمریکا الهام گرفته شده, بعد اومدید و به همه می گویید.

هالیوود کی داستانی به مانند سنتوری یا مهمان مامان یا باشو غریبه ی کوچک و سگ کشی داشته ؟

شما معنی اقتباس را نمی دانی. مثلا فیلم بری داریوش مهرجویی, اقتباسی بود از فرنی و زویی اثر سالینجر.

این یعنی اقتباس. اما کبی برداری یعنی یه نمونه ی دیگه از یک فیلم ساختن. شما اصلا آن کارگردانانی که من گفتم را نمی شناسید. خوش باشید.

saeed: سعید عزیز شاید من اطلاعاتم در زمینه ی علت رفتن محسن مخملباف به خارج اشتباه است و شما درست می گویید. اگر اشتباه می گویم, من را ببخشید.

pouyan: شاید شما درست میگید و من دقیقا از علت نیامدن خانوم آغداشلو به ایران آگاهی ندارم. از شما میخوام که علت این امر را بگویید تا اگر اشتباه می کنم متوجه بشوم.

موفق باشید.

یا حق

حسين - خ
جمعه 4 آبان 1386 - 3:19

خانم آغداشلو فقط با سه فيلمي كه بازي كرده، بعد از اين همه سال دوري از ايران هنوز هم آن قدر مهم و معتبر است كه در سايت درباره اش بحث‌هاي جدي راه افتاده... قدر بازيگران و هنرمندان مان را بدانيم تا فكر مهاجرت به سرشان نزند. اگر كسي جايي غير از وطنش را براي ماندن و كار كردن برگزيدهف حتما دلايل زيادي دارد. من كه از حرفهاي شهره آغداشلو خيلي حس صداقت كردم و معلوم است دلتنگ هستند.

شبنم
جمعه 4 آبان 1386 - 3:21

كسي گزارش كيارستمي را ديده؟؟؟؟؟ اگر يك سكانسش را ببينين، ديگه از اين حرفا نميزنين. شهره خانم واقعا حيف شد كه رفت. حيف! اگر بود، بازيگري سينماي ايران الان جلوتر از اين بود شايد.


جمعه 4 آبان 1386 - 3:24

هنرمندها به خاكشان وابسته اند. خانم آغداشلو هم مي‌توانست مثه خيلي هاي ديگر بماند و ناچار نشود حتي پشت سرش را نگاه كند تا مبادا دلتنگ ايران شود. بعيد ميدانم كسي با ماندن او مخالفت ميكرد يا مشكلي براش پيش ميامد. حالا هم دير نشده؟ شده؟!!!

fan
جمعه 4 آبان 1386 - 3:26

mer30 mr. panahi

mer30 mis. shohreh

harfatoon be del mineshest chon az del bar amade bood

مارال
جمعه 4 آبان 1386 - 4:33

اين گفتوگو به اين مهمي چرا اسم تنظيم كننده و همكار سينماي ما ندارد؟ اين يك كار ژورناليستي درجه يك است كه معلوم نيست چرا مسببش گمنام مانده؟ شايد هم دلش نخواسته؟ شايد آخر فروتني است؟ به هر حال عجيب است كه اسمش را نزده پاي اين كار خوب.

خانم آغداشلو، آقاي پناهي و همكار سينماي ما:

خيلي ممنونم كه اين گپ كوتاه را جور كرديد. كم بود ولي خيلي خوب بود!!!

اقدس!!!
جمعه 4 آبان 1386 - 4:38

سلام خانم شهره آغداشلو، اگه ميشنوين صدام رو!

اسمم اقدس نيست ها! ولي ديشب كه حرفاتون رو خوندم، رفتم سراغ آرشيو بابام و فيلم سوته‌دلان رو براي بار خدا مي‌دونه چندم ديدم و كلي گريه كردم. خوش به حالتون كه توي اين فيلم هستين و هميشه موندگار خواهين موند. بازيتون حرف نداره. خدابيامرزه علي حاتمي رو، كاش بود هنوز. اگه فقط همين يه فيلم رو بازي كرده بودين، بازم از بازيگراي محبوب عمرم بودين.سه تا فيلم آخه خيلي كم بود. چه حيف!

اقدس!!!
جمعه 4 آبان 1386 - 4:41

دوباره سلام

وقتي اين مطلبو نوشتم، كنار صفحه سايت چشمم خورد به بخش ديالوگا‌هاي ماندگار. به خدا راس ميگم. ديالوگ اين صفحه اين بود:

دكتر به اقدس: اگه يه روزي با شوهر و بچه‌ات دكترو توو خيابون ديدي، هول نكن. دكتر آشنايي نميده... دكتر كه «دكتر شيطان» نيست!

[ سوته‌دلان- علي حاتمي ]

oscar
جمعه 4 آبان 1386 - 4:44

vaghe,an age shohre aghdashloo oscar ro mibord, rooye sahneh esmi az iran miavord ya farsi harf mizad?? khoda midanad

آفسايد
جمعه 4 آبان 1386 - 5:0

جعفر پناهي با اين گپ كوتاه شروع كرده و ميشود اميدوار بود با يك فيلم بلند به اين همكاري ادامه بدهد!!! خيلي خوب ميشود اگر شهره آغداشلو در فيلم پناهي بازي كند. وقتي ژوليت بينوش در فيلم كيارستمي هست، چرا نبايد يك بازيگر خوب و پر افتخار ايراني در فيلم يك كارگردان خوب و پرافتخار ايراني باشد؟ ها؟ بله؟ صدا نمي‌آد...

فرهاد
جمعه 4 آبان 1386 - 5:4

اي كاش آدمي وطنش را

همچون بنفشه‌ها

ميشد با خود ببرد

هر كجا كه خواست.

شهره آغداشلو هم مثل هر آدم ديگري ازاد است محل كار و زندگيش را انتخاب كند. حالا اين كه سينما و تئاتر ايران از يك بازيگر توانا محروم ميشود، بحث ديگري‌ست. ولي خداوكيلي اگر مي‌ماند، در اين سال‌ها، كدام نقش از اين فيلم‌هاي آبدوخياري را بازي مي‌كرد؟ استعداد، زمينه و فضاي رشد و جلوه‌گري مي‌خواهد. سينما و تلويزيون ما كه جايي براي اين چيزها باقي نگذاشته. پس منتظر كارهاي بعدي آغداشلو در هر جا كه هست ميمانيم.

نازنين ميرزايي
جمعه 4 آبان 1386 - 5:8

سرنوشت شهره آغداشلو خيلي شبيه سوسن تسليمي است. هر دو كم‌كار بودند و هر دو از بهترين‌هاي سينما و تئاتر. و هر دو در اوج از ايران رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نكردند (البته از نگراني هوايي شدن). اما آغداشلو به سرزمين روياهاي سينما رفت و توانست روياي كانديداتوري اسكار را تعبير كند. اما سوسن تسليمي در سرماي سوئد دارد كار ميكند و بعيد است خبري ازش بشود كه اسم ايران را در دنيا مطرح كند. افسوس ما براي هر دوي اين عزيزان باقي است اما:

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست

هر كجا هست، خدايا به سلامت دارش

24
جمعه 4 آبان 1386 - 7:30

كاش خانم آغداشلو كمي هم درباره نقشش در سريال 24 حرف ميزد تا سوتفاهم‌ها برطرف بشه. همه اونايي كه ميگن ايشون فيلم ضد ايراني بازي كرده، منظورشون همين سرياله. ولي خودشون چند جاي ديگه هم توضيح دادن كه اصلاً قضيه اين شكلي نيست. اما اينجا آقاي پناهي چيزينپرسيده. خلاصه حيفه كه هنر ايشون بره زير سايه شايعات بي اساس

aydin
جمعه 4 آبان 1386 - 7:33

aghaye panahi dorost migan. too iran hame baraye khanome aghdashloo ehteam ghae,lan va esteghbale khoobi azashoon mishe


جمعه 4 آبان 1386 - 8:10

به نازنین!

باید خدمتتون عرض کنم سوسن تسلیمی تا مرز معاونت وزارت فرهنگ و هنر سوئد پیش رفته، همین برای افتخار ایران کافی نیست؟

h.b
جمعه 4 آبان 1386 - 19:56

dark kardane deltangıe adama kare sakhtı nıast.makhsosan dark kardane deltangıe ye honarmand,tark kardane sarzamıne madarı jorm nıst...khanome aghdashlo be shoma eftekhar mıkonam,sarzamıneto tark kardı,ama sambole sarzamınet dar tamame donya hastı.be omıde dıdaneton bısabrane neshastım.

میلاد
شنبه 5 آبان 1386 - 15:50

با تشکر از جعفر پناهی بابت مصاحبه

در رابطه با مطلب طولانی که یکی از دوستان به نام "علیرضا" نوشته بود باید بگم که واقعا متاسفم که برای کارهای کیارستمی ارزش اینچنین اندکی قائل شدی.بی شک نه تنها از دید من،بلکه از ظن تمام جهان عباس کیارستمی برترین و بزرگترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران است.کسی که بزرگترین جایزه سینمایی جهان یعنی "نخل طلای کن" را برای سینمای ما کسب کرده و همواره از سوی منتقدین و سینماگران تحسین شده است.

به هر حال امیدوارم بیش از این در داخل از کیارستمی قدردانی شود تا در آینده نیز بتوانیم او را فعال در سینمای خودمان ببینیم.

لاله
شنبه 5 آبان 1386 - 16:19

میدوونید از سر کنجکاوی و با انگلیسی و فرانسه خیلی خوبی که تو ایران یاد گرفتم وقتی زندگی هنر بیشه های معروف هالیوود را از سایت های معروف خودشون و با زبان و کلام خودشون میخونم و اون را با هنرمندان ایرانی مقایسه می کنم و چقدر به ایرانی خودمون افتخار می کنم . شرم و حیایی که هنر بیشه زن ایرانی داره بگید تو کجا میشه بیدا کرد ... ستارهای دیگه هالیوود که باعث ننگ ملتشون شدند و عوام از آنها بدشون می آد چون متعقدند که آنها مدل خوبی برای جوونهای آمریکایی نیستند Brit , Paris Hilton , Lindsay lohan , ..... حالا لطفا آنها را با ستار های سینما و تلویزیون ایران مقایسه کنید . آنها با اون بوشش و اینها با این همه حیا و معنویت . سوال دارم شهره 1 آیا تو تونستی با بوشش و حیا ی یک زن ایرانی تو فیلمات تو هلیوود بازی کنی ؟ 2 آیا تونستی همونطور که بر اساس تجربه ات طبق گفته خودت بر خلاف دستور کارگردان بازی کنی و بگی بر اساس یک تجربه ی شخصی در را بشت سرت تو این صحنه نمی بندی و منطق آوردی آیا ِیکبار گفتی به کا ر گردان هالی وودی که تو یک زن ایرانی هستی و حیایی زن ایرانی هیچ جا نمی لرزه مخصوصا جلوی دوربین ها لی وود ها ؟ "گفتی یکبار این صحنه را بازی نمی کنم چون طبق اصول ملت و فرهنگم نیست؟ 3 وقتی تو هلیوود مقابل دوربین میری آیا فکر می کنی حس ایرانی بودن تو وجودت هست ؟ 4 آیا برای ایرانیها بازی می کنی ؟ 5 فکر می کنی اگر این کارت تو ایران بخش بشه بهت بگند که آفرین زن ایرانی را سر افراز کردی ؟ 6 آیا فکر کردی توقعی که زنان ایرانی از هنربشه شون دارند تو بر آورده کردی ؟ فرهنگ ما برنده ی اسکار شدن را به هر قیمتی نمی بسنده آین را می دونی ؟؟؟؟ بازار هنوز سرجاشه و بر از هیاهو جاده ی قم هم همین طور میدونی چرا ؟ چون هنرمندامون فرهنگ مون را زنده می کنند و بازارمون را و صفا مون . علیرغم همه ی تبلغات ضد ایران من یک زنم زنی از بارس یک زن مدرن امروزی و آزاد اما تحت هیچ شرایطی ایران و فرهنگش را فراموش نخواهم کرد . رضایت ملتم را با میلونها هزار دلار عوض نمی کنم . هنرمندان عزیز ایرانی را تحسین میکنم .

علیرضا
شنبه 5 آبان 1386 - 17:6

آقلا میلاد عزیز: من زیادبه اسین کار ندارم که چه کسی بزرگترین کارگردان است. که صد البته همگان می دانند مهرجویی و بیضایی و بسیار فراتر از کیارستمی اند.

عزیزم اگر به نوشته های من دقت کرده باشی همان جا گفته بودم که آقای کیارستمی برای ایران فیلم نمی سازد. فیلمهایش را مطابق با فاکتورهای جایزه بگیر جشنواره های دنیا از جمله جشنواره ی کن می سازند. و اصلا کاری با ملت ایران ندارند.

حالا بیضایی و مهرجویی و .... اول باید داخل کشور را مد نظر داشته باشند.

عزیز من خوب دقت کن. به همین دلیل است که تا کنون کسی نگفته کیارستمی بزرگترین کارگردان ایران است. چون فقط برای آن جشنواره ها فیلم می سازد و کاری با ایران ندارد. این ندارد. حالا شما می گویید که کل دنیا می گویند او برترین کارگردان ما جالب است. چون به همان دلایل که گفتم خارجی ها مدام فیلم های کیارستمی را می بینند. ولی بقیه ی کارگردانان ما به همان دلایل کمتر در دنیا دیده می شوند. بس بهترین کارگردان ایران را خود ملت و منتقدان ایران می دانند که کی هست.

و آقای کیارستمی با تمام بزرگیش برترین کارگردان تاریخ ما نیست. هامون و گاو و درخت گلابی و ......... خیلی بزرگ هستند. و برترین های سینمای ما. و کارگردانش شاهکار سینمای ما. به قولی, سینما گر همیشه استاد این دیار. زحمت هایی که مهرجویی و بیضایی برای این سینما کشیده اند بی نظیر است.

یا حق

سامان محمدی
شنبه 5 آبان 1386 - 19:21

در این شکی نیست که خانوم آغداشلو یک هنرمند واقعی هستند و من اینو واقعا در بازیشون حس کردم.یک خانوم توانا و منحصر بفرد. بعضی از دوستان بازم مسایل سینما رو به شرق و غرب کشوندند و عجیبه که هنوز هم در ایران ما تفکرات جهان سوم به روشنی موج می زنه .اگر که چشمامون رو باز کنیم می بینیم که سالها پیش غربیها به طرف شرق می اومدند و شرقی شدند حالا اونا در ایجاد یک بستر مناسب برای علم،رفاه ،سینما،تکنولوژی برتر از ما هستند خوب مسلم که ما به غرب نگاه می کنیم.کسایی که ادعا می کنن نمی خوان غربی باشند پس لطفا اگه عینک دارن اونم بردارند چرا که اونم مال غربی هاست.از این مسایل تاسف بار می گذرم و به خانوم آغداشلو بخاطر هنرشون تبریک عرض می کنم.اما در رابطه با هنرمندان داخلی من نظرم اینه که اگر بچه های سینمای ایران به خوبی حمایت بشن ما یکی از بهترین سینماهای جهان رو خواهیم داشت.این واقعیت رو میشه در فیلم های چون "خانه روی آب" ، "شبهای روشن"، "شب یلدا"،"بید مجنون"و حتی فیلمی مثل "باغ فردوس ساعت 5 بعد از ظهر "هم دید.

bahman
يکشنبه 6 آبان 1386 - 18:46

alireza jan

to nemitavani bedoone motalee va shenakhtane asare filmsaze bozorge jahani aghaye kiarostami nazar bedi.to say kon hamoon film farsi ha ro peigiri kon movafagh mishi.

asal
دوشنبه 7 آبان 1386 - 16:36

salam man nazri nadaram ok


دوشنبه 7 آبان 1386 - 16:38

salam

asalam chera chap nashod

علیرضا
دوشنبه 7 آبان 1386 - 19:51

bahman: امیدوارم که اوقات فراغت خوبی در این سایت داشته باشی. انقدر نظرت حرفه ای بود که مانده ام چه جوابی بدم. واقعا" مرسی ازت.

همون فیلمفارسی ها رو بیگیری کن!!!!! یعنی چی؟!!!!!

عزیزم الفبای فیلمفارسی رو بگو.

آفرین.

خواستم جواب بدم دیدم آخه هیچ چیز خاصی تو اون کامنت مضحکت نیست که اقلا من رو وادار به جواب کند.

خوشحال شدم باهات بحث کردم. ازت می خوام تا در تمام خبرهای این سایت یه دونه از این نظرات بر بارت بزاری. چون این روزها کم می خندم و کلا مردم کم می خندند. و احساس می کنم سطح این سایت دارد می آید بایین. و به امثال تو احتیاج هست که بیاین مشکلات سایت رو حلاجی کنید و سطحش رو بالا ببرید.!!!

آقای قادری این افراد رو زیر نظر داشته باشید. یک وقت از زیر دستتان رد نشون و بروند!. می شود فرار مغزها. نگهشان دارید و از کامنت هایشان استفاده ی بهینه به عمل بیارید!!!!!

یا حق.

صنم
دوشنبه 7 آبان 1386 - 23:51

به نام خدا

سلام به همگي راستش من با لاله جون موافقم ... از عجايب روزگار اينه كه با عليرضا هم موافقم هر چند با سبك نوشتاريشون موافق نيستم ولي در موردي كه پاي وطن و سينماي وطني مي ياد وسط و يكي پيدا مي شه بگه كه موقعيت حضور خانم آغداشلو در اسكار خيلي با موقعيت كساني كه اين ور موندن و فعاليت مي كنن فرق داره آدم نه تنها باهاش موافق مي شه بلكه بهش آفرين هم مي گه:

ممنونم لاله و عليرضاي عزيز

بهاره
سه‌شنبه 8 آبان 1386 - 9:14

من با نظر لاله موافقم .زماني كه ماها بچه بوديم و از ترس موشك و تيرهوايي توبغل مامانامون قلبمون مثل گنجشك مي زد يا پدر و مادهامون از غصه ماها خواب و آرامش نداشتند يا همين هنرپيشه هاي خودمون كه به قول بعضي ها پاشون به مراسم اسكار نخورده ولي توي همون حال و هوا به خاطر من و تو فيلم بازي مي كردن و مي ساختن خانم آغداشلو تو آمريكا سختي مي كشيده و غصه بازرا تهران رو مي خورده؟‌اين جا موندن و مطرح شدن ارزش داره .مطمئناً بازيگرهاي ما هم اگه پاشون به هاليوود باز شه كار بقيه رو خيلي سخت مي كنند. ايراني جماعت عادت داره كه چشم به غربي ها داشته باشه و خودشو دست كم بگيره


سه‌شنبه 8 آبان 1386 - 13:28

با مخالفای این خانم موافقم ,اخه این کیه که باهاش مصاحبه کردین? تو مصاحبهاش دقت کردین خودشو عقل کل میدونه, فیلمای ضد ایرانی بازی میکنه ایرانیارو تروریسم نشون میده بعد ما باید بهش افتخار کنیم بهش بگیم افرین که مارو تروریسم نشون میدی

قثظش
چهارشنبه 9 آبان 1386 - 0:6

لاله خانم اینو بدونید اگه همین گلشیفته قبل انقلاب بازیگار بود الان باید مثل شهره تو خارج کشور زندگی میکرد.در ضمن میشه بگی شهره خانم کی گفته از ایرانی ها خوشش نمیاد اخه چرا دروغ میگی البته واسه ادم متعصبی مثل شما دروغ گفتن کار سختی نیست

اقا علیرضا شهره و بهروز و خیلی های دیگه میدون رو خالی نکردن مجبورشون کردن خالی کنن نمیدونم چرا ابنقد تهمت غرب زدگی راحت به بعضی ها میزنی مطمئن باش اونا وطنشون رو از ادمایی مثل تو بیشتر دوست دارن در ضمن فکر کنم تا حالا فیلمی از کیارستمی ندیدی. مطمئن باش که مهرجویی و کیارستمی و نیکی کریمی وگلشیفتهو... هیچ وقت تهمت غرب زدگی به شهره و عباس کیارستمی و ...غیره نمیزنن

مسعود
چهارشنبه 9 آبان 1386 - 14:7

اقای علیرضای

الفبای فیلمفارسی یعنی سرهمبندی .یعنی نگاه سطحی.یعنی همسو شدن با باد.یعنی عوام فریبی.یعنی دروغ.یعنی تحریف تاریخ سینما.یعنی نادیده گرفتن برخوردی که بازیگران زن شد.یعنی فراموش کردن بلایی که بر سر پوری بنایی آمدکه در اوج محبوبیت ومعروفیت از سینما دور ماند.

یعنی سرگذشت سوسن تسلیمی.یعنی نادیده گرفتن امیر نادری .یعنی نادیده گرفتن ده سال یک فیلم ساختن بیضایی یعنی دلیل نشان ندادن فیلمهای فیلم سازانی همچون کیارستمی مهرجویی بیضایی پناهی جلیلی ......یعنی دلیل فیلم نساختن بیش از یک دهه واروز کریم مسیحی..یعنی نشنیدن دلتنگی های اسفندیار منفردزاده..........یعنی کسی همچون شما بدون آگاهی زمین وزمان را با چاشنی ملی گرایی به هم میدوزد تا چشم بر روی واقعیت ها ببندد.یعنی..........................................................

سروش
چهارشنبه 9 آبان 1386 - 16:50

آقای علیرضاز

فیلمفارسی یعنی سطحی نگری.فیلمفارسی یعنی سرهمبندی.فیلمفارسی یعنی عوام فریبی و درغ گویی.یعنی نادیده گرفتن واقعیت ها.یعنی ترویج ابتذال....در اینصورت سینما دکانی و توجیه ای میشود برای فاحشه گی هنر. کسانیکه خواهان ترویج فیلمفارسی میباشند می کوشند هر سو که باد وزید آنها هم همان سو بوزند.آنها دیدگاههای رسمی را تکرار کنند.این گروه با نادیده گرفتن تاریخ سینمای ایران نمیخواهند بیاد بیاورند چه بر سر پوری بنایی و سوسن تسلیمی آمد.نمی خواهند از خود بپرسند جرا فیلم های فیلم سازان شاخص ایران همچون کیارستمی بیضایی مهرجویی پناهی جلیلی .....نمایش داده نمیشود . چرا امیر نادری غربت نشین میشود.چرا سهراب شهید ثالث در غربت میمرد.جرا واروز کریم مسیحی بیش از یک دهه فیلم نمی سازد.چرا.....

علیرضا
چهارشنبه 9 آبان 1386 - 21:32

من نمی دونم که باید این مطلب رو خطاب به مسعود بگویم یا سروش. به واقع هر دوی آنها یکی هستند. دوست عزیز مطالب شما اکثرش درست بود. و من هم با آن موافقم. ولی لازم نبود برای تایید خودتان با دو تا اسم مختلف کامنت بگذارید. آن هم به این گونه ی مشهود و نخ نما. به مطالبتان نگاه کنید. کمتر کسیست که نفهمد نویسنده اشان یکیست. لازم نیست که برای تایید حرفتان(به خصوص اگر منطقی باشد) با چند اسم همان حرفها را بزنید. اقلا قالبش را تغییر دهید.

تمام حرفت درست بود. من ملی گرای افراطی نیستم. من خیلی انتقادهای سیاسی می کنم و حرفهای سیاسی می زنم. دوستان و اطرافیانم می دانند. من در همین سایت بارها گفته ام که بدبخت سینمای ما که بیضایی در آن چندین سال یکبار فیلم می سازد. فیلم مهرجویی و قبادی توقیف می شود. چندین کارگردان سرشناس در خارج از کشورند.من هم به مانند تو از دست مسئولین ناراحتم. سینما دارد نابود می شود. آن هم به دست خودی.خیلی سینمایی ها را اذیت کردند. کاملا درکت می کنم. باور کن تمام حرفت حرف من هم هست.

قثطش: اقلا اسم درستی می نوشتی. حالا هدفت از این اسم چه بوده خدا می داند. مطمئنن دستت رو بردی رو کیبورد و تصادفی چند تا حرف تایب کردی.

گفتی که بهروز و شهره میدان را خالی نکردند. و مجبورشان کردند تا خالی کنند. خوب حالا چند چیز بهت میگم تا بفهمی که منظور من چیست و بی خود به کسی تهمت نمی زنم:

عزیزم بعد از انقلاب کسانی ممنوع الفعالیت شدند که هم بازیگران نقش اول و بزرگی بودند. و هم این که در فیلمهایشان صحنه های مورد دار و مبتذل بود. از جمله بهروز وثوقی. و کاری نداشتند که او بازیگر بسیار بزرگیست. لذا او مجبور شد به سرعت ایران را ترک کند. چون معلوم نبود چه اتفاقی برایش می افتد. خانوم گوگوش هم همینطور. سالها در ایران ماند و خانه نشینی کرد. و سبس به خارج رفت. انبوه کسان دیگر هم به مانند آنها بودند.

اما تا حالا فکر کردی که چرا جلال بیشواییان که تمام فیلمهایش مملو از صحنه های مبتذل بود(با حضور خودش) اجازه فعالیت یافت؟ دلیلش این بود