محسن D
شنبه 19 آبان 1386 - 22:48
|
گیلانه یکی از بهترین فیلمهایی بود که دیدم
|
شبنم
شنبه 19 آبان 1386 - 23:9
|
كاش همه آدم ها منصف بودند آنگاه دنيا بهشت بود...
|
بیتا
يکشنبه 20 آبان 1386 - 1:19
|
لذت بردم یاد بگیرید چه قشنگ نوشته بود خانوم بنی اعتماد همه فیلماش قشنگه مثل این فیلم ولی واقعا اگر معتمد آریا نبود چی؟به همین قشنگی میشد
|
علي
يکشنبه 20 آبان 1386 - 12:26
|
به نظر من فيلم گيلانه در يك مورد به شدت ضعف داشت و همين باعث از دست رفتن كاركردش شد و اون هم لهجه هاي به شدت مضحك بازيگرها و نحوه شمالي حرف زدنشون بود كه شايد واسه كسي كه شمالي نيست ملموس نباشه ،اما من نتونستم بيشتر از نصف فيلم را تحمل كنم ، در نقطه اوج فيلم ، ناگهان خانم باران كوثري چنان مضحك كلمات گيلكي را با لهجه غليظ تهراني ادا مي كند (ادا در مي آورد ) كه چاره اي جز خنده نيست .(و همينطور بقيه ) اين خنده باعث مي شود كه حس فيلم از دست برود و بقيه ارزشهايش نمدي نداشته باشد. واقعا چه اجباري بودن كه اين داستان در روستاهاي شمال باشد وقتيكه هيچكدام از بازيگران اصلي نمي توانند خوب صحبت كنند ؟
|
پریچهر
يکشنبه 20 آبان 1386 - 16:10
|
علی آقا اون موقع که داشتن فیلمنامه گیلانه رو می نوشتن نمی تونستی یک کلمه بگی که داستانو از روستاهای شمال به روستای شما منتقل کنن؟ حالا داری می گی؟خوب تقصیر خودته برادر باید زودتر می گفتی.
|
بانو
يکشنبه 20 آبان 1386 - 21:30
|
گيلانه رو خيلي دوست داشتم.
|
علي
دوشنبه 21 آبان 1386 - 0:25
|
پريچهر عزيز ، شايد از طرفدارهاي متعصب و چشم و گوش بسته خانم بني اعتماد هستي يا دلبستگي خاص ديگري به اين فيلم داري كه يه انتقاد كوچيك باعث شده ،سطح فهم و درك نازلت را انقدر زود رو كني ! من روستايي مي مونم ولي واسه هر فيلم ناقصي پاچه خواري نمي كنم
|
پریچهر
دوشنبه 21 آبان 1386 - 16:35
|
خوب کاری می کنی. موفق باشی. ان شاالله.
|
علي
سهشنبه 22 آبان 1386 - 14:40
|
اما تو كار خوبي نمي كني ! يا خودتو اصلاح كن يا نظر بي ربط رو حرف ديگران نده
|
پریچهر
پنجشنبه 24 آبان 1386 - 4:10
|
مثل اینکه دعای من برات مستجاب نشده. کماکان امیدوارم موفق باشی.
|
پریچهر
پنجشنبه 24 آبان 1386 - 4:14
|
خیلی جالبه آقای مودب و صاحب نظر. من حق نظر دادن در مورد اراجیف شمارو ندارم ولی شما حق داری در مورد اخلاق و رفتار و ... دیگران نظر بدین. واقعا روستایی هستی.ولی بازم موفق باشی. هنوزم معتقدم باید همون موقع نظرتو در مورد فیلمنامه اعمال می کردی و با این اعتماد به نفسی که از نظراتت بیرون می زنه شانست بالا بوده.
|
علی
شنبه 26 آبان 1386 - 0:16
|
اولا ، شما نظر ندادی ، توهین کردی ( اگه اراجیف بوده چرا وقت گذاشتی و جواب دادی ؟ با نمکی ات گل کرده بود ؟ ) دوما، من در رابطه با روستایی بودن و نبودن نظری ندارم چون اونها هم آدم هستن ( واقعا فکر می کنی هنر کردی تو شهر دنیا اومدی ؟ مگه دست تو بوده ؟ البته اگه جزء افتخاراتته ، برو باهاش خوش باش ! ) سوما ، معلومه نوشته منو خوب نخوندی ،من کجا به اخلاق کسی گیر دادم ؟ من در مورد بازیشون صحبت کردم ( اگه ادا در آوردن خانم کوثری رو می گی ،ربطی به اخلاق شخصی نداره ، خوب نتونسته نقش را در بیاره حالا به هر دلیلی!) چهارما ، درست گفتن دیالوگها وظیفه مهم بازیگراست برای باور پذیر شدن نقش ،قبول نداری ؟ واسه من مهم نیست ولی واسه خودت هم که شده برو از کسی که قبولش داری بپرس ! ( مثل اینکه یک بازیگر انگلیسی با اون لهجه خاصش بیاد واسه ما ایرانی ها نقش حافظ یا امیر کبیر رو بازی کنه و فارسی حرف بزنه ! فکر نکنم حداقل واسه ایرانی ها باورپذیر باشه اما برای اونهایی که فارسی نمی فهمن چرا ! ) تکمله : توی هالیوود هم بازیگرهای خارجی که به زبان انگلیسی اونهم لهجه امریکایی درست ، مسلط نیستن همیشه مورد انتقاد هستن و استاد خصوصی دارن واسه درست صحبت کردن ، و اما در مورد فیلم های هندی نمی دونم ، اونو شما باید خوب بدونی !!!!
|
پریچهر
يکشنبه 27 آبان 1386 - 2:28
|
اول علی کوچولو اراجیفو جواب میدن دیگه وگرنه حرف حساب که جواب نداره. دوم دوما و سوما چهارما و ... غلطه. سوم کی اصلا در مورد باران کوثری حرف زد که تو برای خودت نتیجه گیری می کنی؟نکنه اینم از اخلاق حرفه ایته؟ چهارم من طی تحقیقاتی به این نتیجه رسیدم افرادی که بازیگرای موفق مثل باران و امثالهم گیر میدن مشکل دارو عقده ای هستن. پنجم من فکر نمی کردم روستایی خطاب کردنت اینقدر برات زور داشته باشه به مرگ خودت اگر می دونستم تا این اندازه اذیتت می کنه نمی گفتم روستایی هستی چون اصلا نیازی به گفتن من نبود. ششم معلومات سینمایی ت خیلی خوبه واقعا رشک برانگیزه. هفتم شما هم خیلی خوشمزه ای اینو از تیکه ای که تو پاراگراف آخر به من انداختی می شه فهمید.
|
علی
يکشنبه 27 آبان 1386 - 12:36
|
خوب مثل اینکه تو نمی خواهی اصل مطلب رو بفهمی و همینطوری عشق کل کل داری ، البته از همون روز اول فهمت رو نشون دادی ، من هر چیزی که لازم بود تا شاید تو اصل موضوع رو بفهمی گفتم ولی خوب نمی کشی دیگه ، زور که نیست ! - در مورد اول بستگی داره که جواب دهنده قدرت تشخیص حرف حساب رو داره یا نه ! تو هم که ماشالا آخرشی !! - چطور وقتی من می گم دیالوگها رو درست نگفتن می شم عقده ای ؟ اما تو واسه اولا ، دوما ، ( که غلط مصطلحه) خودتو داری می کشی ؟ - من به چیه خانم کوثری باید حسادت کنم ؟ مگه جاشو می خواستن بدن به من ؟ اگه باز هنر پیشه مرد بود این ادعای مفت ، انقدر ضایع نبود - من با خانم کوثری هیچ مشکلی ندارم ، مثلا توی فیلم "خون بازی" خیلی هم خوب بود ، چون رو نقشش کار کرده بود ، اما تو گیلاته کارش کافی نبود .( البته ممکنه باز یکی که اینجور معتاد ها رو از نزدیک دیده بیاد بگه ، نخیر ، اصلا اینجوری نیستن ، که حق داره و لازم نیست جواب مزخرف بهش داده بشه ! شنیدن نظر مخالف سخته ؟ نه ؟ آخی دلم واست سوخت ! ) - لطفا تحقیقات رو منتشر کن ،بزار بقیه هم دلایلشو بدونن ، همینطوری یک چیزی به اسم تحقیق پروندن ، دو زار ارزش نداره !! - مشکل دار اونهایی هستن که می خوان با چسبوندن خودشون به افراد مشهور و چشم بسته قربون صدقه رفتن ،کمبودهاشون رو از نظر روانی جبران کنن ! - در مورد تیکه پاراگراف آخر ، بابا تو دیگه کی هستی ؟ با این درجه از فهم ، بعید بود که بگیریش ! راست بگو ، چند نفر کمکت کردن ؟
|
پریچهر
دوشنبه 28 آبان 1386 - 8:14
|
در مورد اولا و دوما و .... من خودمو نکشتم فقط یه تذکر دادم یادت باشه به تو هم گفتم باید به فیلمنامه نویس گیلانه تذکر می دادی که فیلمنامه باب میلت نیست اگر یادت نمیاد برو کامنت اولمو بخون. برای آدمای حسود هم همیشه یه چیزی برای حسادت کردن پیدا می شه حال طرفشون می خواد دختر باشه می خواد پسر.مثلا به موفقیت یه نفر ممکنه حسادت کنی یا حالا هرچی.این نوع رفتارو تو جامعه زیاد می شه دید البته خوب تقصیری نداری چون تاحالا تو شهرای بزرگ مثل تهران زندگی نکردی. در مورد آدمای مشکل دار هم اشتباه نکن از هرکی بپرسی بهت می گه کسایی که می خوان با ایراد گرفتن از همه چیز نشون بدن که یه چیزی بارشونه(و در 100% موارد برعکسه)مشکلشون جدی تره.بعدش من قربون صدقه کسی نرفتم من گفتم فیلم گیلانه حرفش از دهن تو گنده تره(نگاه کن بخاطر آلزایمر تو من هی باید فلاش بک بزنم به کامنت های قبلیم) حالا که دیدی من با این فهم پائینم(به عقیده خودت)متوجه تیکه بی مزه حال بهم زنت شدم تو که ادعای فهمت می شه ولی در مورد خوشمزگی من تو نظر اولم اشتباه کردی.اگر می خوای کل کل کنی من پایه ام ولی جون مادرت آخر حرفات تیکه بی مزه ننداز.حالت تهوع بهم دست میده.
|
علی
سهشنبه 29 آبان 1386 - 2:7
|
مي بينم که جوش آوردي ،زياد به خودت فشار بياري ممکنه از دست بري ، مطمئن باش هيچکدوم از عوامل فيلم يک فاتحه هم واست نمي خونن! انصافا اين همه وقت منو تلف کردي، يه دليل واسه رد انتقاد من آوردي ؟ اول شروع کردي به مزه پروني بعد هم از اين حرفاي انفعالي (حسود و عقده اي و ...از اين خزعبلات) پس هيچکس نبايد هيچي بگه ،همه بايد به به و چه چه کنن ! اونوقت آدمهاي نرمالي هستن ؟ بعد از این همه حرف تازه می گی به فیلمنامه نویس تذکر می دادم ؟ یعنی لهجه بازیگرها و شکل اجرای نقششون به فیلمنامه نویس مربوطه ؟(اونوقت لابد کارگردان و بازیگردان هم چای می دن پشت صحنه !!! ) بابا من که کیش مات معلوماتت شدم ! (یعنی من جایی گفتم فیلمنامه خوب نبوده ؟ یکبار دیگه مرور کن ,شاید فهمیدی ) چون اين فيلم ظرفيت ذهن تو رو پر کرده ، ديگه بايد واسه بقیه هم همینطور باشه ؟اینکه من می تونم در موردش حرف بزنم یا نه هم که واضحه ! پس چرا زور بیخود می زنی که هر کی انتقادی داره حرف نزنه ؟اگه من هم می گفتم این فیلم بهترین فیلم تاریخه ، حرفش اندازه دهنم بود ؟ البته از تو انتظاري نمي ره چون اصلا نمي توني موضوع رو درک کني.حالا شايد هم عوامل فيلم فکر کردن نود درصد مخاطباشون که نمي فهمن جريان چيه و پس بيخيالش ! (این رو باید خودشون جواب بدن ،نه وکیل وصی هاشون ) بجای این توهماتی که واسه خودت داری اول خوب دقت کن ببین کی چی گفته بعدا خودتو مطرح کن ! ادعای حافظه ات هم میشه ؟ البته مشکل از همون فهمه نه حافظه ات ! اگه تونستی جواب درست و به دور از بچه بازی واسه این سوال که :" آیا شکل اجرا در کار بازیگر جهت باور پذیری نقش مهم هست یا نه ؟" بدی که خوبه و گرنه بیشتر از این ارزش ادامه دادن نداره ، خوب دقت کن شکل اجرای بازیگرها ، نه حرف فیلم ، نه متن فیلمنامه ! (انشالا که فرق این ها رو می دونی ) باز هم یادآوری می کنم ، تحقیقات ارزشمندتو در رابطه با اینکه همه مخالفها ،حسود و عقده ای و ... هستن ، منتشر کن ، می خواهیم حسابی بخندیم !!!! اگه خوبی شهرهای بزرگ اینکه آدم حسودی یاد بگیره و فهمش هم اندازه تو رشد کنه ،زنده باد شهر کوچیک! تیکه ها رو واسه خوش اومدن تو نمی گم ،که تو بگی بگم یا نه (دیدی باز هم دخالت بیجا کردی ) در آخر آدمي که از حلبي آباد هاي حومه بياد و هي تهرون تهرون کنه ،ارزش کل کل نداره !
|
پریچهر
سهشنبه 29 آبان 1386 - 14:59
|
این ترجیع بند که من نمی فهمم، سطح فهمم پائینه و درک ندارمو تا کی و چندباره دیگه می خوای تکرار کنی؟ خداوکیلی از تکرار مکرراتت خسته نشدی بابا ده بار گفتی دیگه، اگر نتیجه بخش بود که تاحالا نتیجه اش رو دیده بودی.یه ذره خلاقیت داشته باش. با این هوش استعداد سوراخی که داری دیگه کل کل کردن باهات داره برام ملال آور می شه. حالا می خوای فکر کن کم آوردم یا هرچی ولی کل کل کردن با یه آدم خنگ و زبون نفهم و بی ذوق مثل تویه شهرستانی واقعا خسته کننده ست.شرط می بندم این اولین کل کل عمرت بوده. برو خوش باش.
|