اصلان طاهری
جمعه 2 آذر 1386 - 2:28
|
سلام خسته نباشید نظر خاصی ندارم . چون بقدری کامل و خوب بود که جایی برای من نمانده ممنون هستم و خسته نباشید عرض میکنم مرسسسسسسسسسسسسسسسی
|
sana
جمعه 2 آذر 1386 - 13:47
|
خیلی ایده ی خوب و جالبی بود مرسی ی ی ی ی ی ی ی منتظر قسمت های بعدیش هستیم
|
امیر.آ
جمعه 2 آذر 1386 - 14:1
|
خب یک کلام مینوشتید همه چیز عالیه . پس اینهمه مشکلات ماله آدم فضائی هاست؟...
|
احسان
جمعه 2 آذر 1386 - 14:25
|
لطفا در مورد گوهر خیراندیش - هانیه توسلی - مهری ودادیان - ثریا قاسمی - حمیده خیرآبادی - پروین سلیمانی - فرخ لقا هوشمند - مهری مهرنیا - فاطمه معتمدآریا - گلاب آدینه - شمسی فضل الهی و ماهایا پطروسیان از خانمها و از آقایان مهدی هاشمی و محمدرضا شریفی نیا بگویید
|
جمعه 2 آذر 1386 - 15:18
|
به به، همه چیز خوب و خوش و... بود. چه خوبه ها،بازیگر های سینمای ایران حتی یک اشتباهم نمی کنند. گویا معصومند!!!!!! اقای محترم یکم هم از چیزهای دیگه می گفتی بد نمیشد. ته پاچه خواری بود.....
|
جمعه 2 آذر 1386 - 17:50
|
merci kare ghashangiyeeeeeeeeeeee
|
فرشید بختیاری اصل
جمعه 2 آذر 1386 - 17:53
|
سلام دوست عزیز نظر شخصی شما برای من قابل احترام است. نمی دانم از محمدرضا فروتن ، حمید فرخ نژاد ، فریبرز عرب نیا و ... افراد دیگر هم در این خاطرات استفاده کرده اید یا نه . اما بیان نکاتی درباره این بازیگران هم که تقریبا همه اهالی سینما مطلعند خالی از لطف نیست . حمید فرخ نژاد : برخورد فیزیکی او با دستیار کارگردان سریال حلقه سبز - ساخته حاتمی کیا - که منجر به شکستن انگشت دست این دستیار شد و به خانه سینما و مطبوعات کشیده شد را قطعا بخاطر دارید . می گویند بازیگر بسیار بهانه گیری است و در سکانس های پایانی سریال حتی با تهیه کننده و کارگردان هم درگیر شد . یا درگیری اش با بازیگر زن فیلم تب ساخته رضا کریمی که ماجرایی طولانی دارد و توضیح دادن آن صحیح نیست . محمدرضا فروتن : درگیری اش در فینال فیلم سربازهای جمعه با محمد شایسته - از برادران شایسته ها - و قهر و آشتی مجددش با آنها . و همچنین درگیری او با دستیار کیومرث پوراحمد در اتوبوس شب که با عذرخواهی او ماجرا به پایان رسید . اما بنا به روایاتی بین او و پوراحمد همچنان شکرآب است . فریبرز عرب نیا : می گویند سر فیلم بالاتر از خطر هنگام قرارداد عنوان کرده بود که نامش باید در تیتراژ قبل از نام فرامرز قریبیان بیاید . وقتی این ماجرا به گوش قریبیان می رسد او می گوید ترجیح می دهد تا قرارداد خود را فسخ کند تا این خواسته عرب نیا عملی شود و بنابراین احمد نجفی جایگزین او می شود . جالب اینکه کیمیایی از این موضوع با خبر شده و از عرب نیا دعوت می کند تا جهت عقد قرارداد بازی در نقش اول فیلم مرسدس به دفترش برود . وقتی عرب نیا به دفتر کیمیایی مراجعه می کند در متن قرارداد متوجه مسئله مشکوکی می شود و آن اینکه مبلغ قرارداد شصت هزار تومان نوشته شده بود . عرب نیا مسئله را با کیمیایی در میان می گذارد و او نیز خونسردانه می گوید ارزش بازیگری که برای پیشکسوتی همچون قریبیان ارزش قائل نیست بیشتر از شصت هزار تومان نیست . و این مسئله باعث قهر آن دو می شود . به هر ترتیب شاید همین مسائل باعث شده تا این افراد در لیست شما جایی نداشته باشند . البته شاید هم من اشتباه می کنم و در ادامه مطالبتان از آنها هم خاطراتی بیان شده باشد .
|
جمعه 2 آذر 1386 - 19:28
|
از مهناز افشار هم بنويسيد
|
بیتا
جمعه 2 آذر 1386 - 21:29
|
مرسی ولی توقعم خاطره بود...
|
bahar . tabasom
جمعه 2 آذر 1386 - 23:59
|
matlabe jaleb va khsi bood rasti ghabele tavajohe aghaye rashidpoor ke dar hadde marg esrar dashtan roo inke radan doosti nadare
|
ardeshir
شنبه 3 آذر 1386 - 0:4
|
arze salam va adab khedmate doostan.,moteasefane meghdari eghmaz dar bayanate jenabe rezai dide mishavad,be onvane mesal noe barkhorde ostad shakibai va hamdede behdad barkhalafe antor ke avarde shode kheyli ham khoob nist,hata akhlaghe herfei dar sare sahne ba avamel makhsoose aghaye shakibai va moteghed be ghol boodan dar khosoose aghaye behdad ya.....
|
نامی
شنبه 3 آذر 1386 - 2:57
|
چقدر شبیه این ستونهای فالگیری نوشتید .متولدین مهر:روز خوبی دارید متولید آبان:خبر خوبی دریافت می کنید و... تخیل پردازی مضحکی بود.فراموش کردید تو فیلم سربازهای جمعه فروتن از دست شوخی شهرستانیهای رادان چقدر دلگیر شده بود و ...
|
سميرا
شنبه 3 آذر 1386 - 11:11
|
از نيكي كريمي هم حتمن بنويسيد البته سعي كنيد فقط تعريف صرف نباشد
|
Shaghayegh
شنبه 3 آذر 1386 - 19:7
|
متن جالبی بود ولی تو متن اولیه درباره ی پولاد کیمیایی نوشته بودید چرا اینجا و در قسمت دوم که نام بازیگران را نوشته اید بخش مربوط به او حذف شده؟
|
masaood
شنبه 3 آذر 1386 - 21:0
|
merci khjeli khob bod*****************
|
الی
يکشنبه 4 آذر 1386 - 16:9
|
خیلی با خوش بینی نوشته شده بود مثل اینکه واقعیات را باید بیشتر در کامنتها جستجو کرد!!!!!!!! راستی دوست عزیز میشه یه مورد از اون شوخی شهرستانی اقای رادان را بگویی؟؟ اخه برام جالب بود که او شوخی هم میکند!!!!!!!! او فقط یقه میگیرد!!!!!!!!!
|
مژده
يکشنبه 4 آذر 1386 - 17:0
|
كار جالبيه ولي نه در ايران مهربان ما ... مردم ما از اون جايي كه خيلي خيلي مهربون هستند فقط خوبي ها رو مي بينند و بديها رو توي قلبشون! يا بين دوستانشون نگه مي دارن چون از نظر كاري درست نيست .... متاسفانه ايشون يا نمي تونن يا نمي خوان از بدي ها بگن كه متاسفانه خيلي هم زيادتره ... متاسفانه ماها هنوز انقدر دموكراتيك عمل نمي كنيم يعني نمي تونيم عمل كنيم ... خيلي از دوستان نزديك من پشت صحنه اي، رو صحنه اي و حرفه اي سينما هستن ولي هميشه انقدر از همه چيز به خوبي ياد نمي كنن ...
|
yasi
سهشنبه 6 آذر 1386 - 17:35
|
man khodam bahrame radano be modate 1 saat didam! yani vaghean akhe in che akhlaghiye?? akhe chera khali mibandi?!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! alave bar un akhlaghe kheyli....aslanam pelehaye taraghio bala narafte!!! OH OHOH khoda nasibe gorge biyaboon nakonee :P
|