سينمای ما - به نام زندگی، هرگز مگو هرگز / یادداشتی بر مجموعه مدار صفر درجه به بهانه پخش آخرین قسمت آن
جمعه 1 شهريور 1387 - 1:56
اخبار:      • حاضران و غايبان در جشن دوازدهم؛ / غيبت «آواز گنجشك‌ها» و غايبان مهم جشنواره فجر در جشن دوازدهم سينما      • یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند      • نگاهی به «مینای شهر خاموش» ساخته‌ی امیر شهاب رضویان / خودکشی فیلمنامه درسینمایی خاموش      • «جيم جارموش» گلشیفته فراهانی را به مدير انتخاب بازيگران «مجموعه دورغ ها» معرفی کرده است      • بحث بر سر تارانتینو و قدر و ارزش آثارش ادامه دارد / پاسخ مترجم کتاب «سینمای کوئنتین تارانتینو» به بحث و جدل‌های اخیر      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
پاریسی‌ها جشنواره مونترال را آغاز می‌کنند
بازیگران تازه در فیلم تازه کوئنتین تارانتینو و خشم آلمانی‌ها
برادران کوئن «مردان جدی»‌شان را انتخاب کردند
گمانه‌زنی‌ها برای «بتمن» تازه شروع شد
«چالش» تازه جورج کلونی
مایکل مور دست از سر رییس‌جمهور آمریکا بر نمی‌دارد
آیا تام کروز می‌خوابد؟
خاویر باردم از کار کردن با وودی آلن هم می‌ترسد و هم به هیجان می‌آید
پیتر جکسون «هابیت» را می‌نویسد
دانیل رادکلیف اختلال مغزی دارد


   

.
فرزند خاک


  (11 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (11 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (12 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (104 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (479 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (318 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------
ده رقمی


  (192 رأي)

کارگردان:
همایون اسعدیان
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 خبر موثق لو رفت/«مجموعه دروغ‌ها» 19 مهر 1387 بر پرده سینماهای جهان می‌رود / در این فیلم رایدلی اسکات، گل‌شیفته فراهانی همبازی دی‌کاپریو و راسل کرو است ...
 گفتگویی پر از جزئیات با حمید فرخ‌نژاد / پدرهای ما شبیه دیکتاتورها بودند...
 در نشست مطبوعاتي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران با حضور نماينده‌ي رسانه‌هاي گروهي عنوان شد: / علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »...
 تصويربرداري جديدترين مجموعه طنز مهران مديري هفته آينده شروع مي‌شود...
 ورود مجردها ممنوع!...
 گفت‌وگو با ستاره اسکندري بازيگر سريال «مرگ تدريجي يک رويا» / نقد روشنفکران توسط خودشان ...
 گفتگوی امیر قادری با محمدرضا گلزار درباره اتفاق‌های اخیر، برنامه‌های آینده و بد و خوبی که گذشته / هزار حرف نگفته......
 یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند...
 هیچ می‌دانید کجاست و چه می‌کند؟/همراه با عکسی از این روزهای او / دیداری با علی عابدینی فیلم «هامون»...
 به بهانه نمایش فیلم ضیافت اثر مسعود کیمیایی از شبکه 3 سیما / یادداشتی در باب مسئولیت روشنفکران همراه با شعر تقدیمی شاملو به مسعود کیمیایی...
 یادداشتی دیگر بر فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» / تبریزی فیلمساز معتبری است، اما این یکی فیلم‌اش......
 'گزارش مراسم تدفین مهرداد فخیمی/فاتحه‌ای برایش بخوانیم / سعید پورصمیمی: فخیمی دست‌ من و خیلی‌های دیگر را گرفت...
 «جيم جارموش» گلشیفته فراهانی را به مدير انتخاب بازيگران «مجموعه دورغ ها» معرفی کرده است...
 گزارش اكران سينماهاي تهران در هفته پایانی مرداد 87 / فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نيم ميليارد تومان رسيد...



گزارش
 حاضران و غايبان در جشن دوازدهم؛ / غيبت «آواز گنجشك‌ها» و غايبان مهم جشنواره فجر در جشن دوازدهم سينما...
 یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند...
 هنرمندان درباره ماشین و ماشین‌بازی / مسعود کیمیایی: اين دوست روغن و آهن و فرمان را دوست دارم ...
 گزارش اكران سينماهاي تهران در هفته پایانی مرداد 87 / فروش «همیشه پای یک زن در میان است» به نيم ميليارد تومان رسيد...
 سردار رادان در ديدار با اعضاي شوراي عالي تهيه‌كنندگان سينما: / «ستاد مبارزه با قاچاق فيلم، سينماي ايران را از نابودي نجات داد»...
 با تقدير از عباس كيارستمي و معرفي بگزيدگان فيلم كوتاه سال: / جشن مستقل فيلم کوتاه دوازدهمين جشن سينماي ايران برگزار شد ...
 اختصاصی سینمای ما؛ / آنونس فیلم «مینای شهر خاموش» برای دانلود...
 پاسخ امیر قادری به مقاله‌ای از سعید عقیقی درباره کوئنتین تارانتینو / هر چند استاد نیازی به دفاع ما ندارد... ...
 حرف‌های احمد امینی درباره سریال جدیدش / پس از مجموعه موفق «اولین شب آرامش»، «بیگناهان» پاییز پخش می‌شود...
 سخنان مهندس جعفری جلوه در جمع خبرنگاران سينمايي: / «سینمای ملی نیازمند نقد اهالی هنر و رسانه است»...
 گزارش تحليلي خبرگزاري برنا درباره فيلم «فرزند خاك» / محمدعلي ‌آهنگر: «اگر امکانات ساير کارگردانان را داشتم، "بن حور" مي ساختم .»...
 نيما شاهرخشاهي، پولاد كيميايي، دانيال عبادي از رستوران‌رفتن‌هاي‌شان مي‌گويند / خاطرات رستوران...
 گزارش تحليلي خبرگزاري مهر از فيلم‌هايي كه قابليت معرفي به آكادمي اسكار را دارند / بخت سینمای ایران برای حضور در اسکار کم نیست ...
 گزارش و گفت‌وگوي مجله گاردين با «پدرخوانده سينماي ايران»؛ عباس كيارستمي: / «هرروز صبح كه بيدار مي‌شوم، به همسايه‌هايم سلام مي‌كنم»...

آرشيو...



به نام زندگی، هرگز مگو هرگز / یادداشتی بر مجموعه مدار صفر درجه به بهانه پخش آخرین قسمت آن
به نام زندگی، هرگز مگو هرگز / یادداشتی بر مجموعه مدار صفر درجه به بهانه پخش آخرین قسمت آن


سینمای ما - الیاس صادق‌زاده: 1 مدار صفردرجه که اکنون دیگر به پایان رسیده است، بی شک سنت شکن ترین سریال تاریخ تلویزیون بعد از پیروزی انقلاب است. برای اثبات این حرف همین بس که بسیاری از خط قرمزهای معمول تلویزیون با درکی درست و برداشتی صحیح از فیلم کنار گذاشته شده اند تا بر زیبایی های بصری فیلم و مهمتر از آن در رئال شدن سریال در نزد مخاطب کمک شایانی بکند. به غیر از آن مدار صفردرجه به دلیل مضمون جهانی خود بارها مورد توجه رسانه های بین المللی قرار گرفته است و بازتاب گسترده آن در سطح جهان تاکنون برای هیچ یک از آثار تلویزیونی ایران دیده نشده. بعضی از نشریات جهانی حتی به جزئیات فیلم نیز پرداخته اند و از آن به عنوان اثری قابل تامل و خوش ساخت که موفق شده مخاطب را جذب کند نام برده اند. قبل از اینکه به محتوا و جزئیات سریال بپردازیم بهتر است به این نکته اشاره کنیم که ساخت چنین سریالی آن هم در بین چندین و چند سریال آبکی و درجه 4 تلویزیون واقعا جای مباهات دارد. 2 قالب کلی سریال در مورد فرصت طلبی صهیونیست ها از جنگ جهانی دوم و مهاجرت به سوی سرزمین فلسطین است. در کنار این داستان سرراست، وضعیت حکومتی در دوران پس از مشروطه و رضاخان پهلوی و حضور متفقین در ایران بررسی می شود و هر دوی این داستانها در دل قصه های عاشقانه فیلم قرار می گیرند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.


مکان های فیلمبرداری که در این کار مورد استفاده قرار گرفته اند تنوع بی نظیری را ایجاد کرده و از نکات مهم موفقیت سریال می باشد. ازجمله فضای پاریس اشغال شده در خلال جنگ جهانی دوم که بسیار خوب و دقیق ساخت و پرداخته شده. مدار صفردرجه دارای کارگردانی است که اثر درخور توجهی چون شب دهم را در همین مقطع زمانی از او شاهد بودیم. حسن فتحی از جمله کارگردانی است که از لحاظ دقت و پژوهش در کار زبانزد خاص و عام است. کارهای او همیشه دارای یک وجه مشترک قوی است و آن عشق های نامتعارف است. از مدار صفردرجه که بگذریم در شب دهم و ازدواج به سبک ایرانی و به تازگی میوه ممنوعه کاملا این موضوع اثبات می شود و البته که بسیار موفق نیز بوده است. اما مدارصفردرجه ازتمامی کارهای او یک سر و گردن بالاتر قرار می گیرد. برای اثبات این حرف می توان به نوع موضوع داستان اشاره کرد. داستانی که می توانست یک کلیشه ضعیف و بی ارزش مثل سالهای برف و بنفشه شود با دقت و ظرافت های کارگردانی به یکی از پرمخاطب ترین سریال های ایرانی تبدیل شد که هوادران پروپا قرصی نیز دارد. نکته عجیبی که همیشه در کارهای حسن فتحی اتفاق می افتد این است که شخصیت های اصلی داستان که مخاطب با آن خو گرفته است به طریقی یا از داستان حذف می شوند و یا به شکلی از بین می روند. شما کافی است در همین مدار صفردرجه به اسامی شخصیت های زیر که همگی از داستان حذف شده اند توجه کنید: ماریا و اشمیت - استاد دانشگاه پاریس - دایی سارا ساموئل- سردار احتشام - زینت الملوک و سرگرد فتاحی- همایون پناه و سرهنگ ارسیا- سعیده و تقی- تئودور و مادر سارا و... و این در شب دهم و یا پهلوانان نمی میرند نیز اتفاق افتاده بود.


 اما از این نکات که بگذریم در کنار کارگردانی و گروه حرفه ای پشت صحنه گروه بازیگران نیز سهم بسزایی در این موفقیت دارا می باشند. شهاب حسینی بی نظیر ظاهر شده. همانطور که خودش هم عنوان کرده این پروژه بهترین کار او بوده و الحق که چهره معمولی اما گیرای او به حبیب پارسا هویت واقعی بخشید به طوری که او را در بین بازیگران هم دوره خود به یک استثنا تبدیل کرد. ناتالی متی به عنوان زوج هنری شهاب حسینی در این سریال با توجه به اینکه یک خارجی است و در پروژه ای ایرانی حضور پیدا کرده است اگر نگوییم خیلی درخشیده است اما لااقل زیر سطح استانداردهای تلویزیون نیز نبوده و توانسته رگه هایی از هنر خود را در فیلم به نمایش بگذارد. ( کافی است یکبار دیگر به سکانس ماندگار اشغال شدن پاریس توسط آلمانها و بازی ناتالی متی توجه کنید) دیگر بازیگران محوری فیلم عالی ظاهر شده اند. لعیازنگنه در حد یک بانوی خوش لباس قجری هنربازیگری اش را به رخ دیگران می کشد. ایرج راد در نقشی متفاوت به خوبی می درخشد و پیرداغر عرب زبان مخاطب فارسی زبان را وادار به تحسین می کند. از آتنه فقیه نصیری و علی قربانزاده حتی بیوک میرزائی در نقش یدی نجات تا پیام دهکردی (دوست خیانتکر حبیب) یا بازیگر نقش سرهنگ ارسیا- تئودور عموی سارا و.... همه و همه فوق العاده اند و به واقعیت پذیری اثر کمک فراوانی می کنند. شاید در کنار این محاسن ضعف هایی که در دیالوگ های سنگین و حجیم کار وارد است را به عنوان بزرگترین مانع پیشرفت سریال بتوانیم تلقی کنیم. به هر حال یکجورهایی می توان ضعف ها و کاستی های فیلمنامه را توجیه کرد و یا بعضی کشش های طولانی را در داستان نادیده گرفت ( مثل شخصیت شاعر پیشه در دفتر نشریه بیداری ) اما بعضی دیالوگ های دیرفهم و سخت اثر واقعا به کار لطمه زده است. 3 مهمترین و اصلی ترین دلیل برای توجه مخاطب به ادامه داستان روابط عاشقانه شخصیت ها داستان با یکدیگر است. عشق منطقی و واقعی حبیب پارسا به سارا دختر یهودی از آن جمله است. عشقی که آرام آرام شکل می گیرد و تماشاگر را به نوعی وابسته خود می کند به طوری که هر هفته منتظر بماند و داستان را دنبال کند. البته عشق های دیگر فیلم نیز خیلی خوب از آب درآمده اند( مثل عشق سرگرد فتاحی به زینت الملوک که به اجبار همسر همایون پناه شده. همچنین عشق ماریا و اشمیت یا علاقه ی یکطرفه سردار احتشام به سعیده همسرش ) مطمئنا فضای بوجود آمدن این عشق نیز در جلب توجه تماشاگران بسیار مهم بوده است.


فضایی که قبلا به ندرت در تلویزیون دیده بودیم ( نمونه درپیت آن نوع عشق در سریال پلیس جوان سیروس مقدم) یک رمانتیک شاعرانه در عین حال بسیار قوی و خارج از کلیشه های رایج تلویزیون و حتی سینما. در قسمتی از سریال زمانی که فرانسه توسط آلمانی ها اشغال شده و حبیب، سارا و خانواده اش را به سوی ایران می فرستد سارا شعری را با خود می خواند که در درون آن کاملا می توان به نوع شکل گیری عشق آن دو پی برد. « آه ای قلب محزون من دیدی چگونه سودا رنگ عشق پیدا کرد دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفت دیدی که رنجهای کهنه را با ترنمی می شود یکباره فراموش کرد دیدی که آزادی لحظه ی ناب سر سپردن است دیدی که عشق یک اتفاق نیست یک قرار قبلی است مثل یک تفاهم ازلی از اول بوده وتا ابد ادامه خواهد داشت» این فضای عاشقانه در مورد زینت الملوک جهانبانی و سرگرد فتاحی نیز قبلا اتفاق افتاده اما بعضی از مسایل باعث جدایی آنها و ازدواج شاهزاده قجری با سفیر ایران در فرانسه یعنی همایون پناه می شود. و چه تلخ هر دوی آنها از بین می روند تا به نوعی اعتراضی شوند به جامعه ای که محبت در آن معنی خودش را از دست داده بود. مورد دیگر عشق اشمیت آلمانی و ماریای فرانسوی است. در واقع نوعی دیگر به مانند عشق حبیب و سارا. هوشمندی کارگردان در این جا به خوبی دیده می شود از طرفی آلمانی های نازی را بد می شمارد در حالیکه شخصیتی مثل اشمیت را که شخص عاشق پیشه و موجهی است به عنوان نماد مردم آلمان در فیلم قرار می دهد. درست اتفاقی که برای تفاوت قائل شدن بین یهودی واقعی و صهیونیست با قرار دادن کاراکتر سارا استروگ و تقابل ساموئل دایی او و تئودور عمویش در سریال گنجانده شده است. البته که عشق اشمیت و ماریا نیز با تیر باران آنها بسیار تلخ تمام می شود. در این میان سرگرد احتشام نیز پس از طلاق سعیده خودکشی می کند و به نوعی این عشق نیز غم انگیز به پایان می رسد. این درحالی است که سعیده با تقی دوست حبیب آشنا شده و آنها به شدت به هم علاقه مند شده اند. خوب داستان طوری پیش می رود که آنها نیز در این دنیا نتوانند عشق خود را دریابند و با هم رخت از جهان ببندند. اما قضیه عشق اصلی فیلم کمی فرق می کند. در قسمت های پایانی با پاپوشی که عموی سارا برای حبیب بوجود آورده و همچنین توجه و علاقه منوخین پسرتئودور به سارا تماشاگر به این فکر می افتد که با تمامی اتفاقات ناراحت کننده سریال این قصه نیز غم انگیز به اتمام می رسد. البته که با نگاهی به گذشته کاری حسن فتحی این مسئله دور از ذهن نیز نمی توانست باشد. این اتفاق نمی افتد و در نهایت عشق حبیب و سارا به تولدی دوباره می رسد و آنها با گذر زمان دوباره به یکدیگر پیوند می خورند. نکته اینجاست که پایان مدار صفردرجه نه تلخ است نه شیرین بلکه یک فینال گنگ و مبهم دارد که به نوعی از رمانس خیالپردازانه شبیه است.


 البته این اتفاق هیچ یک از غم های مخاطب را که با شخصیت های اصلی همزادپنداری کرده است تبدیل به شادی نمی کند اما خیالش را برای تجزیه تحلیل کردن پایان سریال راحت می کند. 4 نکته جالب تر در این سریال این است که برخلاف فیلم هایی که تاکنون تلویزیون در این مقطع زمانی ساخته است آدمها فقط به دو دسته خوب و بد مانند آثار کلاسیک سینما تقسیم نمی شوند(کیف انگلیسی را فاکتور بگیرید) به عنوان مثال می توان به اردشیر اشاره کرد. با اینکه او یک جوان عیاش و خوش گذرانی است اما هر جا که شخصیت اصلی فیلم به او نیاز پیدا می کند با جان و دل به کمکش می شتابد. نمونه دیگر در این سریال سردار احتشام است. او از طرفداران آلمانی هاست و در سیاست مانند دیگر رجال به گروهی وابسته است اما همین شخص در عشقش به شدت صادق است و همین موضوع باعث می شود هنگامی که او خودکشی می کند مخاطب احساس بدی را در وجود خود حس کند. فضای مدار صفردرجه فضای غمناک و سردی است که با موسیقی فوق العاده فردین خلعتبری در مقاطعی مخاطب را به فکر فرو می برد. (بواقع اگر بگوییم موسیقی رویایی و شنیدنی فردین خلعتبری نقش بسیار زیادی را در جذابیت لحظات عاشقانه مدار صفردرجه ایفا کرده است سخنی به گزاف نگفته ایم.) در مجموع مدار صفردرجه کاری قابل توجه است که توانسته تا حدودی شهرت عواملش را جهانی کند و توقع مردم را نیز از آنها برای کارهای دیگرشان به شدت بالا ببرد. سپیده که سربزند در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز



منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,5 آذر 1386 - 3:45:44

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

مرجان
دوشنبه 5 آذر 1386 - 7:32

به نظرمن هم این سریال فوق العاده بود از چند لحاظ

1جذابیت هایی که از راه خط شکنی ایجاد کرده بود

2بازیهای فوق العاده همه بازیگران ازخارجی گرفته تا ایرانی این نکته را در رابطه با هردوی بازیگران در نظر داشته باشید که هر کدام به زبان خودشان حرف میزدندو این انتقال حس بسیار سخت ومشکل به نظر می رسد اما می بینم به بهترین شکل صورت گرفته است

3کارگردانی با ذوق آقای فتحی و خلق موقعیت هایی دیدنی

4موسیقی فوق العاده تاثیر گذار و......

از همین جا از همه اونهایی که به خا طر این سریال زحمت کشیدند صمیمانه تشکر می کنم

نجمه
دوشنبه 5 آذر 1386 - 10:19

با نظر شما کاملا موافقم.اینکه بگوییم عشق سر اخر نجات بخش انسانیت است گزاف نیست و اینکه عشق زبان مشترک همه انسانهاست.

از اقای فتحی به خاطر بکارگیری این زبان در اثارشون متشکرم و خدا قوت بهشون می گم.ارزو می کنم همیشه دل عاشقشون سبز باشه.(ترجمه شعر گوته برگرفته از اشعار حافظ را به ایشون تقدیم می کنم)

راز را مگوييد جز به خردمندان./زيرا كه خلايق، به سخره مي‌گيرند /من سر ستايش آني را دارم كه زنده است/ و بي‌قرار فناي در آتش / و در اقناع عطش شب‌هاي عشق / كه نهال زندگي تو را نشاند و اينك تو خود نهال زندگي مي‌نشاني / حسي ناآشنا در مي‌نورددت، آن هنگام / كه شمع آرام مي‌سوزد./ پس ديگر در احاطه تاريكي / بر جاي نمي‌ماني / شوقي نو تو را / به آميزشي والاتر برمي‌انگيزد / و تو اي پروانه / دوري هيچ راهي بازت نمي‌دارد / چنين بال مي‌گشايي و سحرزده مي‌آيي / و سرانجام در شوق نور سوخته‌اي / تا زماني كه تو اين هنر را نداري: / يعني هنر مردن و شدن را / تنها ميماني دلخسته در / تاريكخانه زميني

PARSA MEHR
دوشنبه 5 آذر 1386 - 11:40

فتحی را به خاطر جسارتش در انتخواب دوست دارم


دوشنبه 5 آذر 1386 - 15:35

زمستان گذشته است

گل ها شکفته اند

باز زمان نغمه سرايي فرا رسيده است

و تو اي کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگ ها پنهان هستي

بيرون بيا و بگذار صداي شيرين تو را بشنوم و صورت زيبايت را ببينم

زيرا اکنون ديگر زمستان به پايان رسيده است

مدار صفر درجه

مینا
دوشنبه 5 آذر 1386 - 15:39

نمونه ای از یک شاهکار تلویزیونی...

زمانی که سینما درجا میزنه یا بهتر بگم پیوسته به عقب حرکت میکنه تلویزیون مخاطبهای خودشو با سریالی مثل "مدار صفر درجه" میخکوب میکنه....

وو
دوشنبه 5 آذر 1386 - 15:42

نقد خیلی خوبی بود

به امید اینکه باز سریال هایی مثل مدار صفر درجه ساخته بشه

رویا
دوشنبه 5 آذر 1386 - 15:43

آه ای قلب محزون من

دیدی چگونه سودا رنگ عشق پیدا کرد

دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفت

دیدی که رنجهای کهنه را با ترنمی می شودیکباره فراموش کرد

دیدی که آزادی لحظه ی ناب سر سپردن است

دیدی که عشق یک اتفاق نیست

یک قرار قبلی است

مثل یک تفاهم ازلی

از اول بوده وتا ابد ادامه خواهد داشت

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ممنون

Shaghayegh
دوشنبه 5 آذر 1386 - 18:18

خیلی سریال خوبی بود و واقعا از بیشتر سریالای تلویزیون یه سر و گردن بالاتر بود.از دست اندر کارانش نهایت تشکرو دارم اما یه سوال در ذهن من باقی مونده.............چرا برای نقش سرگرد فتاحی از یه بازیگر خارجی استفاده شده بود؟! اخه لزومی نداشت چون این نقش کاملا ایرانی بود .در مورد بقیه ی بازیگران سریال این عجیب نیست چون نقش خارجی ها رو بازی می کردن ولی سرگرد فتاحی؟!

آرزو
دوشنبه 5 آذر 1386 - 18:46

شاید اغراق نباشه که بگم این سریال بین سریالهای بعد از انفلاب یک پدیده محسوب میشه.

البته بین سریالهای قبل از انقلاب هم فقط سریال زیبای دایی جان ناپلیون رو به لحاظ ماندگاری با این سریال قابل مقایسه میدونم.(این فقط نظر 1 بیننده است.)

نمی دونم در انتهای سریال به لیست منابع تحقیقی دقت کردین یا نه؟ واقعا از اینهمه اهمیتی که آقای فتحی برای آثارشون صرف میکنند لذت بردم.

از شما به دلیل احترامی که به من مخاطب میگذارید سپاس گذارم آقای فتحی.


دوشنبه 5 آذر 1386 - 18:48

در جواب شقایق

به نظر من هیچ بازیگر ایرانی نمی تونست این نقشو (سرگرد فتاحی)به این خوبی بازی کنه .

واین انتخاب به هوش فتحی بر میگرده ....

.

.

.

واقعا حیف که بازیگر این نقش_پیر داغر) ایرانی نیست!!!!!!خیلی قشنگ بازی میکنه


دوشنبه 5 آذر 1386 - 18:51

چرا اینقدر زود تموم شد...

انگار همین دیروز بود که اولین آنونسهای این سریال پخش شد و من و خیلی های دیگه که از ساخته شدن این سریال اطلاع نداشتیم پای تلویزیون خشکمون زد..........


دوشنبه 5 آذر 1386 - 21:45

aghaye elias bazigare naghshe dooste khianatkare habib ahmad saatchian bood na payam dehkordi

payam dehkordi damadeshoon bood

ز ن د گ ی
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 0:2

قبل از نوشتن نظر خودم نظرات دوستان رو خوندم . برام تعجب آور بود ! احساس می کنم این عزیزان با توجه به جذابیت های بصری زیاد این فیلم ، یه جورائی بیش از اندازه تحت تاثیرانه نظر دادن . ای کاش مخاطبان تلویزیون و شاید گاهی اوقات سینما ، قبل از اینکه مبهوت تصاویر دلبرانه ی بازیگران بشن و در بیشتر مواقع فقط به خاطر تعصب و علاقه ای که به بازیگر x آقا یا فلان بازیگر خانوم دارن به حاصل یه فیلم نگاه کنن ، کمی هم به محتوا و نتیجه گیری هر فیلم فکر کنن . کاری ندارم به اینکه سریال مدار صفر درجه زحمات زیادی به دوش خیلی ها گذاشته یا نه ، که صد البته گذاشته ، بلکه مهم برای من اینه که ای کاش این هزینه ی گزاف و این زمان زیاد که صرف تولید این سریال شده با اندیشه ای بیشتر همراه می شد تا نتیجه ای فراتر از این که محتوای این فیلم می خواست قدرت عشق رو ثابت کنه به بیننده ارائه می داد . برای اثبات قدرت عشق به خدا یه همچین هزینه ای از بیت المال نیاز نیست . الحمدالله اثبات قدرت عشق توی این روزگار به همه ی ما حداقل روزی دو سه بار با دیدن صحنه های متفاوت و شنیدن جسارت های دوستان کوچه و خیابان و گاها فامیل و آشنا و البته همت بلند بسیاری از عزیزان زحمتکش سینمای گیشه ای ، ثابت که هیچ به یقین هم رسیده . اما از همه این حرفها که بگذریم باید بگم ، سریال مدار صفر درجه تلاشی سر در گم بود برای گفتن چیزهائی که خود عوامل ساخت و تهیه ی این فیلم نمی دونستن جرات گفتنشو دارن یا نه ! و نتیجه کار اینی شد که الان می بینیم و می شنویم !

sara
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 2:48

fathi harf nadare kash ye kam ejazeye manovre bishtar behesh midadand


سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 12:56

سریال بی نظیری بود

شهاب حسینی فوق العاده بود

خیلی خیلی دوسش دارم

الناز.د
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 13:11

وقتی یک کارگردان برای خودش و کارش ارزش قائل بشه .

وقتی یک کارگردان به شعور مخاطبش احترام بگزاره.

وقتی همه چیز در نهایت وسواس و دقت کنار هم چیده بشه.

وقتی گروهی از بهترین دوبلورها هوس کنند هنرشان را بار دیگر به رخ بکشند.

وقتی کارگردانی برای پیدا کردن لوکیشن مناسب شرق وغرب رو زیر پا بگزاره.

وقتی شهاب حسینی مسعود رایگان رویا تیموریان برای یک کار سنگ تمام بگزارند.

وقتی بازیگران خارجی تو یک کار ایرانی بازی کنند و احساس وظیفه داشته باشند(نه اینکه حس کنند دارند کاری با منت انجام میدهند)

وقتی تلاش گروهی برای ساخت یک کار ابرومند باشد.

وقتی جمله های گوش نواز بشنویم.

وقتی کم فروشی و کم کاری تو یک کار بی معنا بشه.

.

.

یه سریال ساخته میشه به نام (مدار صفر درجه)که همه جوره میشه بهش افتخار کرد.

کاش اقای حاتمی کیا قبل از ساحت شاهکارشون!! (حلقه سبز) این سریال رو میدیدند یا دست کم از دیگران میشنیدند گارگردانی جوان با چه تلاشی سعی در ساخت یک اثر فاخر داره. شاید اون وقت...............................شاید........


سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 14:2

سلام.سريال خوبي بود.اما تكليف خيلي چيزها مشخص نشد.سريال بد تمام شد.اما بايد گفت بازي آقاي حسيني و كاراگاه فتاحي وديگر بازيگران عالي بود

صنم
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 14:7

فضای سریال متفاوت بود همه چیز عالی مخصوصا نقش اون اقایی که نقش سرگرد فتاحی رو بازی میکرد بی نظیر بود


سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 14:18

سلام:من واقعا با سريال زندگي كردم.گويي قسمتي از زندگيم بوده:شباهت زياد آقاي شهاب حسيني با...گويي مسير زندگيم در اين سريال دنبال ميشد.من عاشق قلم ديالوگهاي اين فيلم بودم

ساغر
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 14:29

تو را به جای همه کسانی که نمی شناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم تو را به جای عطر نان گرم برفی که آب می شود و به خاطر نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم ............

saba
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 14:29

ba tashakor az naghde moshekafaneye shoma.be nazare shoma chehreye shahabe hosseini ma'mooli ast?rasti che kasi ra dar cinemaye iran mitavanid nam bebarid ke jazabiate sharghie oo ra dashte bashad?(be joz hamid reza pegah ke tanasobe seni ba in naghsh nadasht)


سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 15:39

عالی بود.مرسی!


سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 15:42

سریال واقعا بینظیری بود ...

چون این شعرو خیلی دوست دارم یه کمیشو اینجا می نویسم..

تو را به جاي همه زناني که نمي شناختم دوست مي دارم

تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم

براي خاطر عطر گستره ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم

براي خاطر برفي که آب مي شود، براي نخستين گل

براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي رماندشان

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه زناني که دوست نمي دارم دوست مي دارم

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خويشتن را بس اندک مي بينيم.

بي تو جز گستره يي بي کرانه نمي بينيم

ميان گذشته و امروز.

....

.

پل الوار

آرزو
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 22:40

در جواب اون دوست عزیز باید بگم که من در نظر خودم و نظر سایرین هیچ نشانی از اغراق و یا به قول شما تحت تاثیر جنبه بصری!!! قرار گرفتن نمی بینم.

چه دلیلی داره که از این سریال خوش ساخت و لبریز از زیباترین مفاهیم بشری یعنی عشق و صلح تعریف نکنیم؟

در ضمن چه مفهومی والاتر از عشق وجود داره ؟ چرا بودجه بیت المال صرف انتقال مفهوم عشق نشه؟

به نظر من کارگردان این کار کاملا به آنچه که در بیانش کوشیده ایمان داشته و من به شخصه هیچ سردرگمی در کار نمی بینم.

شاید منظور شما این باشه که همه چیز نسبی بیان شده و هیچ چیز مطلق نیست.

خب این مشخصه اساسی کارهای حسن فتحی است.

این امر ربطی به عدم جسارت نداره. که حسن فتحی اگر جسور و عاشق نبود به در این دوران عاشق کشی ها به عشق نمی پرداخت.

این نسبی گرایی بیانگر لمس حقیقت از جانب اوست است.

چه چیزی در دنیای ما هست که مطلق باشد؟

آرزو
سه‌شنبه 6 آذر 1386 - 22:46

مصاحبه جالبی از آقای فتحی خوندم.

دوست دارم شما هم بشنوید :

"در سریال شب دهم قلبم را ودر سریال روشن تر از خاموشی عقلم را به کار گرفتم.

اما در مدار صفردرجه تمام قلب و عقلم را گذاشتم. "

farshid
چهارشنبه 7 آذر 1386 - 19:0

lمدار 0 درجه خط قرمز ها را در شرایطی می شکند که مصلحت عزیزانی در پشت پرده این طور می خواهد که یک تز تبلیغاتی و سیاسی در پوشش سریالی عاشقانه مثل شکلاتی با طعم دوست داشتنی در کام بیننده نرم نرمک اب شود!! اما نکته جالب توجه درست یا غلط بودن تز سیاسی مطرح شده نیست بلکه مهم اینجاست که رسانه ان زمان که خودش مصلحت بداند مثل دانای کل از خط قرمز ها عبور می کند عشق های ممنوعی که اگر در جای دیگری بود با تیغ تیز سانسور حذف می شد را مثل کاغذ کادوی خوشکل و براق دور پیامهای تبلیغاتی می پیچد و تقدیم می کند. اگر قرار است خط قرمز ها را بشکنیم پس به دیگران هم این اجازه را بدهیم تا کار خودشان را کنند ان موقع سنتوری مهر جویی هم باید اجازه اکران بگیرد یک شب نیکی کریمی هم باید دیده شود \! farshid

شبنم
چهارشنبه 7 آذر 1386 - 19:23

به نظرم موسيقي بي نظيري داشت

و همينطور شعر آقاي افشين يداللهي هم عالي بود

وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد

وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد

وقتي زمين ناز تو را در آسمانها مي كشيد

وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي چشيد

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي

چيزي نمي دانم از اين ديوانگي يا عاقلي

يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود

آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد

آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو نه آتشين و نه گلي

چيزي نمي دانم از اين ديوانگي يا عاقلي

ولي پايان داستان به اندازه خود داستان لذت بخش نبود چه:

اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد مهم نيست كه او مال تو باشد مهم اينست كه فقط باشد زندگي كند لذت ببرد

هر چند كلام به سكانس پاياني كمك بسزايي كرده بود:

خداوند روز اول آفتاب را آفريد... روز دوم دريا... روز سوم صدا را ... روز چهارم رنگ ها را ... روز پنجم حيوانات را ... روز ششم انسان را... و روز هفتم خداوند انديشيد كه ديگر چه چيزي هست كه نيافريده است... و تو را براي من آفريد

يك تشكر ويژه بايد كرد براي ديالوگ نويسي هاي عالي سريال كه مطالعه فراواني پشتوانه آن بود و مثل اغلب فيلم ها و سريال هاي امروزي نوعي رفع تكليف و كش دادن ماجرا نبود و اغلب ديالوگ ها سنجيده و به جا بود و مثل چهل سرباز حرام كردن شعر و تاريخ و مذهب يكجا نبود

قابل توجه آقا يا خانم ز ن د گ ي ... اگر مدار صفر درجه تلاشي سر در گم بود پس لطفا نامي هم براي "چهل سرباز" انتخاب كنيد چون گويا شما اصلا نمي دانيد سر در گم يعني چه؟!

Shaghayegh
چهارشنبه 7 آذر 1386 - 19:49

در جواب دوست عزیزی که به کامنت من جواب داده بود:

منم باهات موافقم که نقش سرگرد فتاحی بسیار خوب کار شده بود و خودمم همین فکرو کردم که تو بازیگرای ایرانی بازیگری رو نمی شناسم که تا این حد به این نقش بخوره چه از نظر نوع بازی و چه از نظر فیزیک .اتفاقا خودم وقتی فهمیدم این بازیگر _پیر داغر _ خارجیه خیلی جا خوردم چون این نقش کاملا ایرانی رو عالی بازی کرده بود و نمی تونستم تصور کنم ایرانی نیست .........اره حیف که ایرانی نیست....اینم بگم که این شخصیتو خیلی دوست داشتم.

اما سوالی که پرسیدم به خاطر تعجب خودم بود چون همچین اتفاقی سابقه نداشت.من نمی خواستم بگم با انتخاب اقای فتحی مخالفم چون همیشه بهترینها رو انتخاب می کنه.

محمدرضا كلانتر چاهوكي
پنجشنبه 8 آذر 1386 - 0:57

با دوبله آثار ايراني موافق نيستم اما بي انصافي است كه درباره دوبله عالي"مدار صفر درجه"چيزي نگويم.بهرام زند -مدير دوبلاژ و دوبلور سرگرد فتاحي -با وسواس هميشگي اش سنگ تمام گذاشته.در دوبله"مدار صفر درجه"تعدادي از بازيگران به جاي خودشون حرف زده اند.بعضي از دوبلورهاي باسابقه هنوز هم با ترس و لرز پشت ميكروفون مي روند;

چه برسد به بازيگراني كه براي اولين بار در دوبله حاضر

مي شوند و اين نشان دهنده كار دشوار بهرام زند است.

مقايسه دوبله "مدار..." با "چهل سرباز" معلوم مي كند كه مدير دوبلاژ واقعي كيست و حرف زدن بازيگر به جاي خود چگونه بايد باشد.براي بهرام زند عزيز كه تاكنون چندين دوبله خوب ارائه كرده است و براي همكارانش-فهيمه راستكار, پرويز بهرام,ناصر تهماسب,منوچهر زنده دل,مريم شيرزاد,احمد رسول زاده و...- آرزوي سلامتي مي كنم.

سانی دئول
پنجشنبه 8 آذر 1386 - 8:24

در جواب آقای فرشید باید بگم که اولا به هر حال در تلویزیونی که حتی نگاه های عاشقانه بازیگران در سریال ها کمتر استفاده می شود، عبور از خط قرمز ولو با محوریت سیاسی و تبلیغاتی نه تنها بد نیست بلکه می تواند راهی باشد برای تغییرات اساسی در ساختار تلویزیون دولتی کشور. ثانیا همیشه رسم در تمام دنیا و در تمامی نگاه های رسانه ای این بوده که سریال ها و فیلم ها در جهتی ساخته بشوند که نگاه خاص و دیدگاه های سیاسی عده ای از گروه ها را در نظر بگیرند. این چیزی غیرعادی نیست بلکه کاملا هم عادی است. بگذریم از اینکه سریال مدار صفردجه از لحاظ برداشت های سیاسی در واقع بسیار واقعی و با در نظر گرفتن منابع تحقیقاتی موثق ساخته شد و انصافا که نه تنهاداستان های عاشقانه متفاوتی داشت بلکه در آموختن نکات تاریخی و سیاسی حال مخاطب را بهم نمی زد.

باز هم از تمامی دست اندرکاران این سریال از جمله بازیگران آن و بالخص شهاب حسینی و ناتالی متی تشکر می کنم.

رویا
پنجشنبه 8 آذر 1386 - 13:28

کاش همه کارگردان ها و عوامل سریال ها و فیلمها در ساختن آثارشان سردرگم بودند تا شاهکارهایی مثل مدار صفر درجه ساخته میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوست عزیز اگر عوامل مدار صفر درجه سردرگم بودند میشه بگی عوامل بقیه سریالها چی بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!


پنجشنبه 8 آذر 1386 - 13:33

دوبله کار واقعا عالیه

اینو از این جهت میگم که بازیگرای ایرانی واقعا عالی به جای خودشون صحبت کردند

برای مثال یکبار دیگه صحنه های آخر این سریالو ببینید...

باورتون میشه که شهاب حسینی در استودیو دوبله اون دیالوگهارو گفته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پنجشنب