|
من تاکنون نه شنیدم و نه دیدم که هیچ کارگردان بزرگی در جهان چنین کوس تمجید و تعریف از خود را بزند .متاسفانه باید بگم کاگردان این کار نه چیزی از تاریخ میداند و نه چیزی از هنر کلاسیک بدترین و وحشتناک ترین صحنه های این سریال متعلق به شاهنامه فردوسی است .در غرب حتی با آثاری که به شکس÷یر نسبت دادند ولی آثار او نیست ، چنین برخورد پیش پا افتاده ای نکردند که مجموعه چهل سرباز با شاهنامه و شخص فردوسی کرد ! کاش نویسنده و کارگردان و تهیه کننده این مجموعه پیش از فیلمبرداری این مجموعه کمی راجع به کارگردانی و سناریو تحقیق میکردند و یا حداقل فیلم بدنبال ریچارد سوم ساخته آل ÷اچینو را می دیدند تا متوجه بشوند که هنر امکانات نیست و فقط ذوق و هوش و دانش است . در فیلم بدنبال ریچارد سوم آل ÷اچینو با چند دست لباس و حضور در آثار باستانی متعلق به آثار شکسپیر چنان تماشاگر را محو خود میکند که تماشاگر از یاد می برد که لین فیلم با ابتدایی ترین امکانات و بزرگترین بینش ها توسط آل ÷اچینو و گروهش کارگردانی و بازی شده است . یک نگاه نگاه ساده به جلسه رو خوانی و دور میزی ریچارد سوم توسط بازیگران این فیلم استادانه ، به هر کارگدان و بازیگری آمورش میدهد که نه بازیگری کار سهل و ساده ای است و نه کارگردانی و سناریو نوشتن ! بد نیست نویسنده و کارگردان و تهیه کننده این مجموعه ÷س از تشویق خود و اتمام سریال نگاهی دوباره به بخش های رستم و اسفندیار بیاندازند و سهل انگاری خود در انتخاب بازیگر درس بزرگی بگیرند . انتخاب بازیگر نقش اسفندیار نشان میدهد که کارگردان چقدر سهل انگارانه به دانش بازیگری و کارگردانی نگاه میکند . داریوش ارجمند نیز با اغراق ها و درشت نگری خود به رستم اسطوره فردوسی نشان میدهد که هنوز اندازه بازیگر جوان و متوسطی نظیر براد پیت نیز در نقش آشیل نیز در دوران بلند بازیگری خود دانش و تجربه جمع نکرده است . نامه سر گشاده کارگردان مجموعه چهل سرباز نشان میدهد که این کارگردان نه تنها به اشتباهات فاحش و وحشتناک خود در عرصه ادبیات و هنر نمایش پی نبرده بلکه هنوز بر آن اشتباهات غیر قابل بخشش اصرار دارد تا در خلوت خود مجموعه غیرقابل تحمل چهل سرباز را ببیند و از آن لذت ببرد و متاسفانه باید گفت این کارگردان هنوز پس از ساخت چنینن مجموعه با آن بودجه چیزی از تاریخ و نر نمایش و ادبیات کلاسیک ایران نیاموخته است . بر هر ایرانی و هر هنرمند و علاقمند به هنر واجب است که این مجموعه را بفراموشی بسپارد و آنرا به پاس احترام به تاریخ و ادبیات نادیده بگیرد ! در آخر سخنی مستقیم با کارگردان این مجموعه دارم : امیدوارم شما با ذهنیت پردازی که در نامه خود کردید اینجانب را با منتقدین سینما و تلویزیون اشتباه نگیرید و با افکار تئوری توطئه ( دایی جان نا÷لئونی ) من را در صف دشمنان خود قرار ندهید . من نه تا بحال شما را دیدم و نه آشنایی با شما دارم و به قرآن کریم قسم میخورم که این متن را نه از سر دشمنی بلکه به ÷اس احترامی که برای ادبیات کلاسیک و تاریخ کشورم دارم نوشته ام و متاسفانه شما هیچ چیز اتز آن نمی دانید . ساختن اینگونه مجموعه های تلویزیونی هر چه هست شهامت نیست . کسانی نظیر بهرام بیضایی که تسلط کامل به هنر نمایش شهامت نیست که تسلط کامل به هنر نمایش و ادبیات کلاسیک دارد و. یکی از بهترین نویسنده های اینگونه متن هاست هنوز به خود جرات چنین کاری را نداده بود و من نمیدانم این حرکت غیر هنری شما را به چه حسابی بگذارم !
|