سينمای ما - آدم ساده‌اي هستم‌ ( گفت‌وگو با محمدرضا گلزار) - بخش اول
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 7:53
اخبار:      • رضا کیانیان از بازیگری گفت؛ / فرمان اول: بازیگر باید خودش را بشناسد      • مدیر عامل موسسه توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران اعلام کرد؛ / 100 هزار نفر به این جا آمده‌اند اما هنوز فعالیت‌مان آزمایشی‌ است      • هیئت‌های انتخاب سه بخش جشنواره فیلم فجر کارشان را شروع کردند      • فهرست و مشخصات فیلم‌های سینمایی تعطیلات آخر هفته، / از جود لاو تا بن کینگزلی و کریس کریستوفرسون در آخر هفته سیما      • علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین


آتش سبز


  (12 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (5 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (9 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (10 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (121 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



آدم ساده‌اي هستم‌ ( گفت‌وگو با محمدرضا گلزار) - بخش اول
آدم ساده‌اي هستم‌ ( گفت‌وگو با محمدرضا گلزار) - بخش اول


[  حميدرضا اميدي‌سرور  ]






محمد رضا گلزار نيازي چنداني به معرفي ندارد ،‌بازيگري كه با حضور در آثار پر فروش سينماي ايران ،‌ثابت كرده توانايي جذب مخاطبان فراواني را دارد . او در عرصه بازيگري هر چند فرصت چنداني براي بروز توانايي هاي خود نداشته اما توانايي اومي‌توانست در همكاري با فيلمسازان با اعتبار سينماي ايران به خوبي جلوه‌گر شود، اما هر بار به دلايلي ناخواسته، اين امر مسير نشده است. در اين زمينه همين بس كه فيلمسازاني چون مسعود كيميايي، داريوش مهرجويي و نهايتاً بهرام بيضايي او را براي نقش‌‌آفريني در آثار خود برگزيده و مهر تأييدي بر قابليت‌هاي او در بازيگري زده‌اند. استقبال گسترده از اكثريت قريب به اتفاق آثاري كه گلزار در آنها به نقش‌آفريني پرداخته و كنجكاوي‌هايي كه در مورد او همواره وجود داشته است، و نهايتاً انبوه مطالبي كه در مورد او نوشته شده است بسياري از علاقه‌مندان سينماي ايران را با مسير فعاليت‌هايش آشنا ساخته است. اما در مورد خود او، محمدرضا گلزار بازيگر، چقدر اين اطلاعات كافي يا درست به نظر مي‌رسد؟ ظاهر امر حكايت از تداوم اين كنجكاوي‌ها در رابطه با او دارد. استقبال از فيلمي چون <توفيق اجباري> كه به زندگي او به عنوان نمونه‌اي از بازيگران صاحب نام سينماي ايران مي‌پردازد، بهترين دليل در اثبات اين مدعاست. به بهانه اكران عمومي <توفيق اجباري> به سراغ گلزار رفتيم. با توجه به دستمايه اين فيلم، تصميم گرفتيم كه علاوه بر پرداختن به فعاليت‌هاي حرفه‌اي او نيم‌نگاهي هم به اوضاع و احوال خودش داشته باشيم تا در خلال آن تصويري ملموس و واقعي از او به عنوان ستاره اي محبوب‌ترين ترسيم شود.


‌شايد اين سوالي كليشه‌اي به نظر برسد، اما خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند محمدرضا گلزار چه جور آدمي است؟ مي‌خواهم از خود شما بپرسم كه چه جور آدمي هستيد؟
- خب، اگر بخواهيد قضاوت درستي در مورد من داشته باشيد، ديگران بايد اين را بگويند. مثل كساني كه من را از نزديك مي‌شناسند، رابطه كاري يا شخصي با من داشته‌اند .

‌بدون تعارف من همواره با يك تصوير مثبت روبرو شده‌ام. از سوي كساني كه با شما ارتباط داشته‌اند، اما مي‌خواستم خود شما در اين باره بگوئيد. 
من هم يك آدم ساده هستم. مثل همه و اگر تفاوتي در اين ميان باشد، به خاطر الطاف خاصي است كه خدا به من داشته است و به هر كسي هم يك جور تعلق مي‌گيرد. اين را بدون هيچگونه تظاهر يا شعاري مي‌گويم. من اعتقاد زيادي بر آن بالا (با دست به آسمان اشاره مي‌كند) دارم. اگر توفيقي هست حاصل لطف خداست. در هيچ خط ديگري هم نيستم. گاهي بعضي از دوستان از سر دلسوزي به من مي‌گويند اگر به فلان خط تمايل نشان بدهي يا با فلاني تماس بگيري بد نيست و با اين روابط موفق‌تر مي‌شوي و ... اما من هميشه در خط آن بالا هستم و جواب هم گرفته‌ام. از سعي و تلاش هم غافل نمي‌شوم. براي مردم و كساني كه به من ابراز محبت مي‌كنند علاقه و احترام بسياري قائل هستم. اگر جايگاهي در سينماي ايران داشته باشم، آن را تا حد زيادي مديون مردم و ابراز محبت بي‌دريغ آنها هستم. به همين خاطر جلب رضايت آنها برايم اهميت زيادي دارد، بنابراين سعي مي‌كنم هم روي پرده و هم در برخوردهاي واقعي زندگي آنها را راضي نگه دارم. اغلب فيلم‌هايم را هم در ميان مردم و سينما مي‌بينم.

‌اين مسئله براي شما موجب بروز مشكل نمي‌شود؟‌ چون هرچه آدم محبوبيت بيشتري داشته باشد، مردم هم انتظار بيشتري از او دارند. بنابراين بايد انرژي و وقت بيشتري را هم صرف آن كرد. 
خب، چنين مسائلي جزء جدايي‌ناپذير حرفه ماست و بايد با آن كنار آمد. من هم سعي كردم تا حد امكان با آن كنار بيايم. چند سالي است كه بخشي از زندگي من شده است.

‌فكر مي‌كنم جالب باشد به نمونه‌هايي از آن اشاره كنيد؟ 
از اين اتفاق‌ها براي من در طول روز بسيار مي‌افتد كه شكل‌هاي مختلفي دارند و نمونه‌هايي از آن در فيلم <توفيق اجباري> هست. مثلاً گاهي اوقات كه قرار است سر صحنه فيلمي بروم، دير هم شده است، عجله دارم خودم را برسانم سر صحنه، چون يك گروه براي كار منتظر من هستند، سر چهارراه با ابراز محبت بعضي از علاقه‌مندانم روبرو مي‌شوم. مي‌‌ايستم و از آنها تشكر مي‌كنم. از من مي‌خواهند كه براي دوست و آشنايانشان امضا بدهم. يكي، دو تا، سه تا، ده تا، بيست تا و ... اگر بيست و يكمي را امضا نكني و بگويي ببخشيد من ديرم شده و گروه منتظر من هستند، طرف ناراحت مي‌شود و ... . اصولاً‌ من هميشه سعي مي‌كنم وقتي كسي به من ابراز محبت كرد، هر طور هست پاسخگوي اين محبت باشم. حالا هر چقدر هم دردسر ساز مي‌خواهد باشد. اين بذل توجه و ابراز علاقه دوطرفه است. من هم براي مردم ارزش و علاقه بسياري قائل هستم. اگر خدا خواسته وموفقيتي را در ميان مردم نصيب من كرده، به توسط همين مردم بوده است.

وقتي ما آمديم پيش شما، ديدم با حوصله جلوي دوربين عكاسي بوديد. احساس كردم دشوار است اين جور مورد توجه بودن، نه فقط در جلوي دوربين خبرنگاران و عكاسان، در ميان مردم، اينكه مدام آدم در معرض ديد باشد و به همين دليل آرامش و روال عادي زندگي آدم از دست برود. 
درست است، اين مسئله سختي‌هاي خاص خودش را دارد، اما ديگر به آن عادت كرده‌ام و از اينكه مردم به كاري كه انجام مي دهم علاقه نشان مي دهند و آن را تأييد مي‌كنند، خوشحال مي‌شوم و خستگي از تنم بيرون مي‌رود. در واقع براي مردم تلاش مي‌كنيم، حالا هرچقدر اين توجه بيشتر باشد، حكايت از موفقيت بيشتر دارد و نبايد از آن ناراحت شد. انتظارات آنها را هم بايد در نظر گرفت، حتي اگر مشكلاتي را هم در پي داشته باشد. به خاطر ابراز لطف بسيار زيادي كه مردم نسبت به من دارند، براي آنها وقت زيادي مي گذارم. بيش از آنچه كه مي توانيد تصور كنيد، شايد از جمله بازيگراني باشم كه بيشترين انرژي و وقت را براي مردم اختصاص مي‌دهند. با وجود مشكلاتي كه وجود دارد، سعي مي كنم در ميان مردم باشم، با آنها فيلم هايم را تماشا كنم، در برنامه هاي مختلف شركت كنم، مخصوصاً اگر احساس كنم اين برنامه ها از شكل عام‌المنفعه برخوردارند. معمولاً در چنين مكان هايي به دليل حضور جمعيت توجهات آنها بيشتر نيز هست. سعي مي‌كنم باحوصله به سوالات آنها جواب بدهم و اين علاقه و ابراز محبت دو طرفه باشد. گاهي اوقات اين مسئله ساعت‌ها طول مي‌كشد. تا آنجا كه گنجايش و ظرفيت مقابله با خستگي را داشته باشم با آنها هستم، در حد توانم. مردم براي من بسيار عزيز هستند.

‌اگر موافق باشيد، به گذشته برويم. همه ما در دوران كودكي يا نوجواني ذهنيتي خاص در مورد آينده خود داريم. اينكه مي‌خواهيم چه كاري را در آينده دنبال كنيم. شما در آن زمان چه ذهنيتي در مورد آينده داشتيد؟‌ 
در آن زمان درس خواندن براي من در درجه اول اهميت بود. از آن بچه‌هايي بودم كه درس و مدرسه براين اولويت اول بود و جزو بچه‌هاي درسخوان مدرسه بودم. علاقه زيادي به دندان‌پزشكي داشتم، اما پدرم علاقه داشت در رشته مهندسي مكانيك كه خودش هم خوانده بود تحصيل كنم. قبل از ديپلم چند بار در كنكور شركت كردم و رشته‌هاي مختلفي مثل مترجمي زبان و مهندسي مكانيك (سيالات) قبول شدم. با اينكه رشته رياضي مي‌خواندم، سال آخر تغيير رشته دادم و رفتم رشته تجربي. اين هم به خاطر كنكور تجربي بود كه مي‌توانستم توسط آن دندان‌پزشكي را انتخاب كنم. اين سال مصادف شد با تغيير نظام آموزشي و ضرايب خاصي كه در نظر گرفتند. به همين خاطر نتوانستم در رشته دندان‌پزشكي قبول شوم. برگشتم به سراغ مهندسي مكانيك كه سال قبل از ديپلم قبول شده بودم و در اين رشته تحصيل كردم. رشته‌اي كه خب پدرم هم بيشتر آن را دوست داشت.

‌موسيقي از كجا وارد زندگي شما شد؟‌ 
به موسيقي از سال‌هاي دور علاقه‌مند بودم و در كنار درس و مدرسه به طور جدي آن را دنبال مي‌كردم. موسيقي براي من نوعي جستجو براي كسب آرامش بود. ساختن لحظات لطيف و دلنشيني كه هم مي‌توانست در خلوت من شكل بگيرد و بعدها هم مي‌توانستم با ارائه آن به مخاطبان، تجربه مشتركي در اين زمينه داشته باشم. موسيقي در سطح خود تجربه منحصربه فردي است كه تأثير عميقي بر ذهن و روحيه آدم مي‌گذارد. از سال‌ها قبل پيانو را در حد حرفه‌اي مي‌نواختم بعد از آن گيتار را تا سطح حرفه‌اي دنبال كردم. الان هم مدتي است مشغول كار با پركاشن هستم و وقت زيادي را پاي آن مي‌گذارم.

‌در مورد همكاري با گروه آريان حرف بزنيد.
گروه آريان براي من مثل كودكي بود كه خودم در تولد و رشد آن سهم داشتم.

‌شما هم جزو پايه‌ريزان گروه بوديد؟ 
بله، اين گروه با همكاري همه دوستاني كه در آن حضور داشتند، پايه‌ريزي شد و در زمان يك اتفاق مهم در موسيقي پاپ به حساب مي‌آمد. ما اولين كنسرت‌هايمان را در قشم و كيش برگزار كرديم. در آغاز راه بوديم، اما استقبال از آن غيرمنتظره و باورنكردني بود. ما كنسرت‌هايي را در چند روز پي در پي برگزار كرديم و هميشه هم سالن پر بود. چندين هزار نفر از آن استقبال كردند كه كار بي‌سابقه‌اي بود. هنوز هم فكر نمي‌كنم در ميان خوانندگان موسيقي پاپ كسان زيادي باشند كه بتوانند در چند روز پي‌درپي اين همه مخاطب را براي كنسرت خودشان بكشانند. همكاري با گروه آريان تجربه بسيار خوبي براي من بود و از آن بسيار راضي هستم. دوران خوبي را در كنار هم داشتيم.

چه شد كه به اين همكاري پايان داديد و از آن گروه جدا شديد؟
كار موسيقي به صورت حرفه‌اي نياز به وقت و انرژي زيادي دارد. برگزاري كنسرت‌هاي مختلف نياز به تمرين دارد. ضبط آهنگ‌هاي جديد و برنامه‌هاي مختلف نياز به اين داشت كه به طور كامل وقت خود را به اين مسئله اختصاص بدهم، اما بعد از اينكه كار سينما را آغاز كردم، سرم بسيار شلوغ شد. خود سينما هم وقت و انرژي زيادي را از من طلب مي‌كرد. براي مدتي هر دو كار را به طور موازي پيش بردم، اما رفته‌رفته احساس كردم كه ديگر امكان چنين مسئله‌اي وجود ندارد و بايد يكي را به نفع ديگري كنار بگذارم. اين شد كه با وجود علاقه‌اي كه به موسيقي داشتم، مجبور شدم از گروهي كه به آن علاقه زيادي داشتم و احساس مي‌كردم خودم آن را بزرگ كرده‌ام، كناره‌گيري كنم.

‌رابطه شما با سينما چگونه بود، منظورم زماني است كه هنوز وارد كار سينما نشده بوديد؟‌ 
اصلاً به بازيگري در سينما فكر نمي‌كردم. مشغول كار موسيقي بودم. به سينما علاقه داشتم، اما نه خيلي حرفه‌اي و پيگير. آن طور كه لازمه كار باشد. مثل همه مردم فيلم تماشا مي‌كردم. فيلم‌هاي مختلف و نسبت به آن شناختي كلي داشتم.

‌با توجه به اينكه اشاره كرديد به سينما آنقدر علاقه‌مند نبوديد، چه شد كه بازيگري را انتخاب كرديد؟ به عبارت ديگر از چه زماني سينما براي شما جدي شد؟ 
اشاره كردم، پيش از كار در سينما، خيلي به آن علاقه‌مند نبودم، مثل هر آدم ديگري كه فيلم مي‌بيند من هم به تماشاي فيلم علاقه‌ داشتم‌، اما نه به صورت حرفه‌اي كه بخش مهمي در زندگي من را به خود اختصاص بدهد. پيش از كار در سينما هم ذهنيتي در مورد آن نداشتم‌، اما پس از بازي در سينما و پيشنهادهايي كه پي‌درپي مي‌رسيد، وارد اين كار شد و رفته رفته جذب آن شدم. با هنر تازه‌اي آشنا شده‌ بودم كه افق‌هاي تازه‌اي را براي كار هنري پيش‌روي من قرار داده بود. از همان كارهاي نخست در سينما به آن علاقه‌مند شدم و سينما شد يكي از مهمترين علايق من در زندگي و خيلي جدي پيگير آن شدم. زماني هم كه تصميم گرفتم ميان فعاليت حرفه‌اي در موسيقي يا سينما يكي را انتخاب كنم، آن‌قدر به سينما علاقه‌مند شده بودم كه آن را انتخاب كنم. البته اين بدان معنا نبود كه موسيقي را بطور كامل كنار بگذارم. به هرحال موسيقي يكي از علايق مهم من در زندگي است،‌ درست است كه در اين سا‌ل‌ها تحت‌الشعاع عشق تازه‌ من يعني سينما قرار گرفته است.

‌گويا هنوز هم فعاليت‌هايي در زمينه موسيقي داريد؟ 
بله من گروه تازه‌اي را ترتيب داده‌ام به نام داركوب كه در كنار سينما تا اندازه‌اي، فكر و وقت مرا به خود اختصاص داده است وقتي به فكر راه‌اندازي يك گروه تازه موسيقي افتادم، تصميم گرفتم كه به دنبال ارائه كار تازه‌اي باشم، با آنچه اين روزها شاهدش هستيم تفاوت‌هاي زيادي داشته‌ باشد. به همين لحاظ فكر مي‌كنم مخاطبان اين گروه با كاري تازه روبرو خواهند شد. گروه داركوب يك گروه پركاشن بند است بدون خواننده، و موسيقي‌اي كه ما در اين گروه ارائه مي‌كنيم تلفيقي است از موسيقي آفريقايي و موسيقي جنوب ايران. تصور من اين است كه با استقبال خوبي هم از سوي علاقه‌مندان موسيقي روبرو شود. با وجود اينكه ما در اين گروه خواننده به معناي متعارف آن نداريم. چند نوازنده با ساز‌هاي مختلف هستيم و يك نفر كه كارآوايي انجام مي‌دهد.

‌ظاهراً قصد ارائه يك كنسرت داشتيد كه منتفي شد؟ 
نه منتفي نشده و به تعويق افتاده است. كنسرت ما مجوز دريافت كرده، مجوز مكان را هم در دست داريم. قرار بود اين موسيقي را در سالن انديشه حوزه هنري اجرا كنيم و براي چند شب هم برنامه داشتيم. نزديك هفت هزار بليت هم فروش داشت تا مرحله چك سوند هم پيش رفته بوديم‌، اما در آخرين لحظه به ما اعلام كردند كه كنسرت برگزار نخواهد شد. بعد از آن تصميم گرفتم آن را در سالن وزارت كشور اجرا كنم، اما سالن براي آن زماني كه ما مورد نظر داشتيم‌، اجاره شده بود. الان دنبال سالن ديگري هستيم كه همين تعداد گنجايش را داشته باشد.

‌برگرديم به دنياي سينما. درباره شروع فعاليت‌هاي سينمايي شما، حرف‌ و حديث‌هاي فراواني وجود دارد، كه برخي از آنها هم مغرضانه هستند. فكر مي‌كنم بد نباشد خود شما در اين باره توضيح بدهيد؟ به خاطر دارم شما پيش از بازيگري در سينما هم چهره شناخته شده‌اي بوديد. حتي بيشتر از خواننده‌هاي گروه آريان كه خب بايد به دليل نوع كارشان بيشتر توي چشم باشند. 
(مي‌خندد) خب اظهارنظرها مغرضانه از لطف بعضي عزيزان است و من هم ديگر به آن عادت كرده‌ام. درست است به دليل ابراز لطف مردم و موفقيتي كه گروه آريان داشت در همان زمان هم مردم مرا از محبت خود بهره‌‌مند مي‌ساختند. من اصلاً برنامه‌اي براي بازيگري در سينما نداشتم و خود سينما هم اولويتي براي من به حساب نمي‌آمد. بازيگري من در سينما خيلي اتفاقي و ناخواسته پيش آمد. فروردين ماه 1379 سفري رفته بودم به شمال كشور كه به طور اتفاقي آنجا در يك رستوران ايرج قادري را ديدم. بواسطه آشنايي با فيلم‌ها و احترامي كه براي ايشان قائل بودم، نزدشان رفتم و خودم را معرفي كردم و از ايشان دعوت كردم كه در كنسرت ما كه 10 روز بعد برگزار مي‌شد، شركت كنند. قادري در همان‌جا به من پيشنهاد بازيگري در فيلمي را داد كه تصميم داشت جلوي دوربين ببرد. اين پيشنهاد براي من خيلي غيرمنتظره بود. به ايشان گفتم برنامه‌اي براي بازيگري ندارم و با اين مقوله نيز آشنا نيستم، كار من چيز ديگري است. اما قادري اشاره كرد كه براي فيلم خود مي‌خواهد از چهره‌هاي جوان و تازه‌اي استفاده كند و هنگامي كه با عدم تمايل من روبرو شد، پيشنهاد كرد كه من روي اين مسئله فكر كنم و بعد جواب بدهم. 10 روز بعد، هنگام برگزاري كنسرت، ايشان نيز در سالن بودند و در مورد پيشنهادي كه داده بودند، سوال كردند. چند باري هم به دفتر ايشان رفتم و سرانجام با وجود ترديدي كه براي بازيگري در سينما داشتم به دليل اينكه ايشان به عنوان يك پيشكسوت سينما، اعتبار حرفه‌اي زيادي دارند، قرارداد بستم. يك ميليون تومان براي <سام و نرگس> دستمزد گرفتم كه در زمان خودش براي كار اول رقم خوبي بود. حالا كه فكر مي‌كنم، به نظرم اين خواست خدا بود كه خيلي اتفاقي آن روز در شمال مرا با قادري روبرو كرد و مسير تازه‌اي را در زندگي پيش روي من گذاشت و از ايشان نيز قلباً ممنون هستم.

‌از اولين تجربه خود در مقابل دوربين بگوييد، معمولاً چنين شرايطي براي كسي كه تا به حال جلوي دوربين نرفته، دشواري‌هاي خاص خود را دارد. 
به شدت هيجان‌زده بودم. كمي هم ترسيده بودم. كاري انجام مي‌دادم كه تجربه‌اي راجع به آن نداشتم اين هيجان هم طبيعي بود. از طرفي اولين صحنه‌اي هم كه قرار بود بازي كنم صحنه دشواري بود. در چنين مواردي اغلب فيلمسازان سعي مي‌كنند براي آشنايي بازيگر با كار ابتدا صحنه‌هاي راحتي را مثل صحنه‌هاي خارجي، لانگ شات در خيابان، راه رفتن و نظاير آن را بگيرند. بعضي از فيلمسازان حتي با بازيگران داراي تجربه نيز براي آشنايي بيشتر با يكديگر از چنين صحنه‌هايي آغاز مي‌كنند، هر كارگرداني به هرحال شيوه كار خودش را دارد‌، اما چنين صحنه‌هايي به خصوص براي كسي كه نخستين‌بار جلوي دوربين مي‌رود، خيلي كمك مي‌كند و از هيجان و احياناً ترسي كه دارد تا حد زيادي مي‌كاهد، اما به هنگام كار با قادري در سام و نرگس خوب يادم هست كه با اين صحنه كار آغاز شد كه من بايد مي‌دويدم داخل حياط خانه و دو نفر را كه با هم درگير بودند، جدا كرده و چند ديالوگ هم مي‌گفتم. جالب اينكه كاشي‌هاي كف حياط هم شيارهايي داشت كه پاي آدم بين آنها گير مي‌كرد و بايد مواظب بودم كه پايم داخل اين شيارها نرود. هيجان زيادي داشتم‌، اما به خودم قوت قلب دادم. به هر حال اين صحنه را گرفتند. فكر مي‌كنم حاصل كار هم چندان خوب نبود.

‌اين صحنه را تكرار كردند؟
نه ظاهراً قادري به آنچه در نظر داشت رسيده بود، چرا كه وقتي كات كرد، گفت: <خيلي خوب بود، متشكرم> و بعد رفت سراغ صحنه بعد.

‌به نظر مي‌رسد در ابتداي دوران بازيگري‌تان آن حساسيت لازم را در گزينش نقش‌ها نداشتيد. اگر از موارد استثناء بگذريم، آثاري ديده مي‌شوند كه نه تنها حرفي براي گفتن نداشته‌اند، بلكه حتي مي‌توانسته‌اند به آتيه هر بازيگري لطمه بزنند. 
در ابتداي فعاليت من در سينما، هنوز با برخي افراد آشنا نبودم. بنابراين وقتي به من مي‌گفتند فلان كارگردان دستيار يكي از شاخص‌ترين فيلمسازان سينماي ايران بوده و قصد انجام كاري متفاوت دارد كه قرار است به جشنواره‌هاي خارجي فرستاده شود و جايزه بگيرد و ... . با چنين فرضي به تصور اينكه در فيلمي ارزشمند همكاري خواهم داشت، مي‌پذيرفتم يا وقتي مي‌گفتند قرار است نقش متفاوت و تازه‌اي به من بدهند، با مو‌هاي كوتاه، روي ويلچر و... با توجه به چنين توصيه‌ها و به تصور انجام كاري كه در نهايت فيلم خوبي خواهد شد مي‌پذيرفتم. هر چند كه قبول دارم در پاره‌اي موارد آنگونه كه بايد با دقت پيشنهادهايي كه به من مي‌شد را بررسي نكرده‌ام. من از فضايي ديگر وارد حيطه تازه‌اي به نام سينما شده بودم كه زمان مي‌برد تا با آن حيطه و افرادي كه در آن فعاليت مي‌كنند، آشنا شوم.

‌اما در سال‌هاي اخير هم گاهي اوقات با چنين انتخاب‌هايي در كارنامه شما روبرو بوده‌ايم؟ 
ببينيد هيچ بازيگري دوست ندارد در فيلمي كار كند كه سطح پاييني داشته باشد. همانطور كه گفتم گاهي اوقات انتظاراتي كه بازيگر نسبت به كيفيت فيلم دارد، درست از كار درنمي‌آيد. اين مسئله در مورد من هم مصداق پيدا مي‌كند، به‌خصوص در مورد فيلم‌هايي كه در سال‌هاي اخير بازي كرده‌ام. همه ما سعي خود را مي‌كنيم تا فيلم خوب باشد، چه كسي را سراغ داريد كه نخواهد فيلم‌هاي باكيفيت كار كند. به هر حال من به عنوان بازيگر به سهم خودم حتي در فيلم‌هايي كه حين كار احساس ‌كرده‌ام فيلم خوبي نخواهند شد، تمام سعي خودم را به كار مي‌بردم‌، اما به هرحال همانطور كه شما هم مي‌دانيد سينما يك كار گروهي است كه خوب يا بد بودن كار عوامل گروه روي يكديگر تأثير مي‌گذارد.


> درجست‌وجوي افق‌هاي تازه‌ (بخش دوم گفت و گو با محمد رضا گلزار)


 



منبع خبر : باني فيلم
یكشنبه,18 آذر 1386 - 17:42:12

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

علی سینما
يکشنبه 18 آذر 1386 - 18:1

افرین گلزار جون،

قربونت برم،

چقدر تو نازی،

تو اخر سوپر استاری،

چه اخلاق و منشی،

....

اینها جملاتی است که امروز و فردا دختر خانومها در این قسمت مینویسند،

میگید نه؟

می بینیم...

taraneh
يکشنبه 18 آذر 1386 - 18:20

bazam az in mozahebe ha ba aghaye golzar bezarin kheili khob bod vali axaye jadid tar bezarin:D

شهاب
يکشنبه 18 آذر 1386 - 18:38

عاشقتم دوست دارم فیلمات عالی

niloofar
يکشنبه 18 آذر 1386 - 18:56

khili khob mer30 just golzar


يکشنبه 18 آذر 1386 - 19:22

mersi che ajab be solabe nakeshidinesh???????

هيچكس
يکشنبه 18 آذر 1386 - 19:33

منتظر ادامه مصاحبه هستيم

هيچكس
يکشنبه 18 آذر 1386 - 19:37

خوبه دستتون درد نكنه . منتظر ادامه مصاحبه ايم

....
يکشنبه 18 آذر 1386 - 19:38

قبل خونده بودم

تو خود سایت بانی فیلم خیلی جذابتره

آقای(( حمیدرضا امیدی سرور )) ممنون از اینکه این گزارش رو تهیه کردید.

lost-destiny
يکشنبه 18 آذر 1386 - 19:42

خیلی زرنگی می خواد تا آدم این طوری مخاطب جذب کنه!!! آدم خوبه یک پله بیاد پایین تر!!! همیشه از اون بالا نگاه نکنه به این پایین!!!

مهرگان
يکشنبه 18 آذر 1386 - 20:58

شوکه شددددددددددددددددددددددددم

ممنونم.

nevisandeh
يکشنبه 18 آذر 1386 - 21:10

elahi man fadash besham

mer30 vaghean

hala ghesmate 2 ro key mizarid ??? man montazeramaaaa

D:

yasi
يکشنبه 18 آذر 1386 - 21:52

vay kheili pesare khobie . har chi begim azash bazam kame faghat begam damet garm

J.J
يکشنبه 18 آذر 1386 - 22:10

دستتون درد نكنه .

ولي حيف كه كمه ولي بازم دمتون گرم

roya
يکشنبه 18 آذر 1386 - 23:37

دست تون درد نکنه . عالی بود . اگه همیشه به جای اون نقد های بی جا از این مطالب بذارین عالی می شه .

maryam
يکشنبه 18 آذر 1386 - 23:55

man asheghe golzaram.mota@sefane taze ham ba in site ashna shodam.felan ke toope.movafagh bashid.

تارا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 0:0

خدایا این ادم چقدر معروفه هر جا میری صحبتش هست

maryam
دوشنبه 19 آذر 1386 - 0:4

pas nazaram kooooooooo?????

maryam
دوشنبه 19 آذر 1386 - 0:6

bashe,mamnoon.vali hala man avalin barame hatman payamamo bezarid

mamnoon

مريم و پوريا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 0:21

ما عاشق گلزار هستيم (%90 مردم هم همين طور )و ممنون از اين مصاحبه

زهرا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 6:29

منتظر ادامه مصابحه ایم

سایه
دوشنبه 19 آذر 1386 - 8:34

با تشکر از شما، مصاحبه خوبی بود ولی اگر میشد ایمیل محمد رضا گلزار را هم میگرفتی تا خودمون مستقیم برایش پیغام بگذاریم ممنون میشدیم.

Rose
دوشنبه 19 آذر 1386 - 11:20

واي گلزار جونم عاشقتم خيلي جيگري واقعا خوش تيپي حرف نداري همه مي پرستنت توفيق اجباري معركه بود تبريك ميگم!!!

I LOVE U SOOOOOOOOOOOOOO MUCH !!!!

samira
دوشنبه 19 آذر 1386 - 11:53

ba arezoie movafaghiathaie roz afzon baraie setarie sinemaie IRAN Mohammadreza Golzar

....
دوشنبه 19 آذر 1386 - 12:26

محمدرضاگلزار عزیز با خوندن این مصاحبه حتی اگه به گفتن هم بود به ما ثابت کردی که ارزش حمایت کردن رو داری.خدا همچین محبوبیتی رو به هر کسی نمی ده ببین چقدر برای خدا عزیز بودی.فکر میکنم از اون دسته از آدمهایی هستی که عاشق خدای خودتی و عشقی روی زمین نداری.در واقع عشق تو آسمونیه نه زمینی البته عاشق شدن و عاشق موندن اینجوری هم سعادت میخواد.برای همین هم هست که همواره موفقی.بهترین ها رو برایت از خدای بزرگ خواستارم.

دست علی به همرات.

المیرا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 14:58

من که قبلا خونده بودم

کاش مصاحبه اش با (اعتماد) را میگذاشتید

اون جذاب تر بود

و ای کاش از عکسهای خود بانی فیلم استفاده میکردید چون عکسهای جدیدی بودند

مهسا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 17:3

تو عشق منی خیلی دوست دارم

زهرا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 18:28

خیلی ممنون از شما به خاطر این مصاحبه از آقای گلزار هم کمال تشکر را دارم و بازی ایشان را دوست دارم با تشکر

دریا
دوشنبه 19 آذر 1386 - 19:20

چرا عکس جدید نزاشتین ازش ؟؟؟؟؟؟واقعا برای سایتتون متاسفم که دو تا عکس جدید از تنها سوپراستار سینمای ایران نداره

Nader
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 0:23

mozakhraffffffff boooddddddddd !

علی سینما
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 0:54

خدا وکیلی پیش بینی را حال کردین...

ستاری
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 2:25

حالا که قراره کامنت ها را به نرخ روز بخورین و هر کدام که باب دندونتونه رو در سایت جا بدین پس بذارین بهتون بگم وقتی تهیه کننده دنبال فیلم های تجاری میره دهنتونو ببندین چون خودتونم وقتش برسه ، دنبال ستاره ÷روری و ستاره سالاری چنان سینه میزینید که آن نقدهای آبکی بیشتر خودش را نشان میده ... فقط از سایت سینما میخوام که دهنتونو ببندین و فقط برای خوردن نون به نرخ روز آنرا باز کنید نه برای نقد چون کار شما نقد نیست همین کاری است که چند وقته از زیر لباس سایت تون بیرون زده .... سئوالات شرم آوری که سی سال ÷یش مجله جوانان از ستاره هایی نظیر فرخ ساجدی و شنهاز تهرانی و سعید کنگرانی میکرد امروز نصیب خودتون شده ... بقولی دیدی که چگونه گور بهرام گرفت !؟؟؟ بیچاره تماشاگری که سایت سینمای متفکرش اینجور مصاحبه ها را انجام میده و آنجور حرافی ها را بعنوان نقد روی سایتش میگذارد .... فقط خواهش میکنم دهنتونو ببندین و به کار سانسور خودتو برای جلوگیری از واقعیت ها برسید .... گذاشتن این کامنت برای جلوگیری از آبروریزی کافی نیست ، کامنت قبلی را در سایت بگذارید تا مردم بفهمند با چه کسانی طرف هستند !!! آقای گلزار عده ای راجع به شما حرف میزنن که البته مغرضانه است نظر شما چیه ؟ روی شب شیشه ای را سفید کردین !!! بخورین ، بخورین ببینین وقتی دیگران نان به نرخ روز میخورند و شما ادای روشنفگرها را در میاورید ... امروز به چه روزی افتادین ! آینه بدم خدمتتون !؟ سینمایی که منتقدان و روزنامه نگارانش شما باشین ، ستاره هایش هم در همین ردیف ها از آب بیرون میایند !

سارینا
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 11:0

ممنون از مصاحبه

samira
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 11:13

vaaaaaaaaaaaaay aali boood

mer3000000000000000

montazere ghesmate badi hastim

kheili aghaye golzar maaaaaaaaah hastand

الهه
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 11:21

خیلی دوست دارم کور بشه چشم اونایی که نمی تونن موفقیت تو رو ببینن

من
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 12:26

عججججب...از یه ور سایتتون میگید گلزار فلان است و بازیگر نیست از اینور سایتتون یه مصاحبه از گلزار درمیاد...از پایین سایتتون خانم یلدا کلی از خوبی و کمالات آق گلی میگه و....

فقط اون بالایی میدونه تو سر شما ها چی میگذره!!!!

mandana
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 13:10

با سلام خدمت شما.

من تمام فیلم های آقای گلزار را دیده ام و حالا دارم می روم فیلم توفیق اجباری ایشان را ببینم.

آدم بسیار خوش تیپ و خوش لباس و جذاب و نوازنده خوبی است. خدا این محمدرضا گلزار را از سنمای ایران نگیر.


سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 14:40

میشه خواهش کنم از اقای حمید فرخ نزاد هم مصاحبه کنید. ممنون میشم.

شهروز
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 15:52

علی سینما بده مامانت برات اسفند رو تو نارنجک بترکونه که چشم نخوری عزیز!!!!!!!!!!!!!!!

shaghayegh
سه‌شنبه 20 آذر 1386 - 18:13

kheili chert bud.man khodam az golzar motenafer budam te zamani ke tofighe ejbarisho DDam vali be khatere ghiyafash nabud balke be khatere baziye khubesh bud.

محمدحسین
چهارشنبه 21 آذر 1386 - 0:13

آفرین بر علی سینما


چهارشنبه 21 آذر 1386 - 14:2

علی سینما:حالا دخترا از این حرفا بزنن تو چرا ناراحتی؟

مقدسه هوادار گلزار......
چهارشنبه 21 آذر 1386 - 14:39

عالي تراز هميشه....

كسي عين تو نميشه....

گلزار حرف نداري!!!!!!!!!

shayan salehi
سه‌شنبه 27 آذر 1386 - 18:2

man filmhayat ra kheli doust daram Shayan 9 sale az tehrani

سایه
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 15:47

سلام گلی جون ازت می خوام کمتر خالی ببندی آخه اینم شد زندگی دروغ پشت دروغ آخه آدم چه قدر دروغ بگه تا دلش خنک شه این بزرگترین دروغه که میگی برای مردم کار می کنی آخه الان کی رو دیدی که برای دیگران زحمت بکشه اگه راست می گی مجانی کار کن یا حداقل تو مصاحبت بگو که من برای مردم کار نمی کنم و فقط برای اینه که کارمه مثل هرکس دیگه تو رو خدا کی باور می کنه که تو برای مردم کار می کنی با این قیافه ی مغرور و پر مدعا خدا نگهدار

سایه
پنجشنبه 29 آذر 1386 - 15:54

سلام آخه تا کی می خواین به دروغاتون دامن بزنید الان کی رو دیدین که برای دیگران تلاش کرده باشه شما هم فقط برای این کار می کنید که دستمزد بگیرید جدی نمی گم ؟ اگه راست می گی برو مجانی کار کن اون وقت می شه برای مردم درست نمی گم تازه این به کنار با اون قیافه ی مغرور و از خود راضیت انتظار داری که مردم باور بکنند که برای اونا کار می کنی؟ واقعا که خیلی پر مدعایی یه خرده خاکی باش البته نه زبانی قلبی. خداحافظ

سارا خسروي
شنبه 1 دي 1386 - 12:40

آقايان مديران سايت سينماي ما

سلام

خدا بگم چيکارتون نکنه! آخه اين چه کاريه .اينجا رو تبديل کرديد به ميدون جنگ جوون هاي مردم.

چقدر ما جماعت ساده دلي هستيم.اون آقاي بازيگر محترم دارن کار خودشون رو انجام ميدن و زندگي خودشون رو ميکنن و پول خودشون رو در ميارن اونوقت ما اينجا داريم تو سر وکله خودمون ميزنيم و واسه هم شاخ وشونه ميکشيم.این وسط سايت سينماي ما هم شده آتيش بيار معرکه.

کجايي آقاي کيارستمي کجايي آقاي بيضايي که هر موقع خواستيد فيلم بسازيد از زمين و زمان جلو پاتون سنگ انداختند.کجايي تقوايي.روحت شاد علي حاتمي.استاد کيميايي حق به گردن اين سينما دارن.آقاي مخملباف چرا نبايد بتونه تو وطن خودش فيلم بسازه.

کم کم دارم متوجه ميشم چرا يه چند ساليه که سيماي ايران جايي تو جشنواره هاي معتبر بين المللي نداره.

به اميد داشتن سينماي فاخر ملي.

سارا خسروي

bahar
يکشنبه 2 دي 1386 - 0:41

واقعا که گلزار خیلی باحالی.

ashghe goli
شنبه 22 دي 1386 - 18:28

aghaye satari kheyli asabi hasti.khodeto kontorol kon barat bade.moshkel pish miad

asma
شنبه 29 دي 1386 - 0:17

با علی سینما موافقم دخترا دیگه دارن شورشو در می یارن...واقعا آدم حالش بهم می خوره از جمله های مسخره ای که می نویسن مثل:تو عشق منی خیلی دوست دارم

عاشقتم دوست دارم فیلمات عالی

واي گلزار جونم عاشقتم خيلي جيگري واقعا خوش تيپي حرف نداري همه مي پرستنت توفيق اجباري معركه بود تبريك ميگم!!!

I LOVE U SOOOOOOOOOOOOOO MUCH !!!!

شرط می بندم کسایی که اینا رو نوشتن از 12 سال بالاتر سن نداشتن.بابا منم یه دختم برای گلزار هم خیلی احترام قائلم چون با شخصیته ولی آخه کسی که نوشته:(با سلام خدمت شما.

من تمام فیلم های آقای گلزار را دیده ام و حالا دارم می روم فیلم توفیق اجباری ایشان را ببینم.

آدم بسیار خوش تیپ و خوش لباس و جذاب و نوازنده خوبی است. خدا این محمدرضا گلزار را از سنمای ایران نگیر.) چه فکری کرده؟؟! یعنی سینمای ما انقدر خاک تو سرش شده که به جای اینکه دعا کنی خدا گلشیفته و کیمیایی و مهرجویی و بیضایی و برستویی و عزت الله انتظامی و بهرام رادان و ... رو ازش نگیره این دعا رو می کنی؟!

نظر سارا خیلی خیلی قشنگ بود...

مينا ازاهواز
يکشنبه 14 بهمن 1386 - 20:54

قبولت داريم خيلي باحالي

ط
سه‌شنبه 30 بهمن 1386 - 15:18

خیلی دوست دارم

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.400056123734 seconds.