[ حميدرضا اميديسرور ]
بخش نخست گفتگو با محمدرضا گلزار از نظر شما گذشت، در آن بخش گلزار به سالهاي پيش از ورودش به سينما، حضور در دنياي موسيقي و همچنين پيشنهاد براي بازي در جلوي دوربين سينما سخن گفت. امروز بخش دوم اين گفتگو را مي خوانيد كه به ادامه فعاليت هاي سينمايي او اختصاص دارد:
از چه زماني احساس كرديد كه بايد بيشتر روي انتخاب نقشها دقت عمل داشته باشيد؟
- يكي دو سال پس از شروع فعاليتم وقتي با محيط سينما و آدمها بيشتر آشنا شدم، به نحوه انتخابهايم نيز توجه بيشتري پيدا كردم. اين حساسيت هم در طول اين سالها بيشتر و بيشتر شده است، اما اگر در ميان اين فيلمها آثار تجاري هم ميبينيد، به خاطر توجهي است كه من همواره به عنوان يك عضو از خانواده سينما، نسبت به سرنوشت اقتصادي آن داشتهام. سينماي ما در طول اين سالها، با مشكل اقتصادي دست به گريبان بوده، راههاي مختلفي هم براي حل اين بحران وجود دارد. راهكارهايي هم در اين زمينه به كار رفته اما هنوز مشكلات زيادي باقي است.حتي من فكر ميكنم هنوز جا دارد كه بليت سينماها بهاي بالاتري پيدا كند. شايد تا دو برابر.
اما بسياري از مخاطبان سينما بنيه مالي بالايي ندارند و همين حالا هم از بالا بودن قيمت بليت ناراحت هستند؟
مسئله ارتقاء بليت سينماها را من متناسب با هزينههاي بالاي توليد در شرايط كنوني مطرح ميكنم. اقشار كم درآمد ميتوانند از تسهيلات ويژهاي براي رفتن به سينما برخوردار باشند، مثل همين بليت نيمبها در روزهاي شنبه يا قيمت متغير بليت سينماهاي مختلف سطح شهر.
از بحث خودمان دور نشويم، در مورد حساسيت در انتخاب نقشها صحبت ميكرديد؟
- خب، با توجه به شرايط كنوني سينماي ايران برخي انتخابهاي من هم در جهت كمك به اين مسئله است، حضور در فيلمهايي كه ميتوانند تماشاگران زيادي به سالنهاي سينما بكشانند و به نوعي آشتي دوبارهاي ميان مردم و سينما به وجود بياورند. فيلمهايي كه در عين برخورداري از اين ويژگي از كيفيت قابل قبولي هم برخوردار باشند. در اين زمينه هم نبايد از اين نكته غافل شد كه گاه پيشبيني ما در مورد كيفيت فيلمها درست از كار درنميآيد و حاصل كار با وجود تمام تلاشي كه خود من به كار بردهام در نهايت براي خودم رضايتبخش نيست، اما در كنار اينگونه فيلمها گاه پيشبينيها درست از كار درميآيد و حاصل كار هم رضايتبخش است، مثل آتشبس و توفيق اجباري كه هم آثار تماشاگرپسندي هستند و هم اينكه كيفيت قابل دفاعي دارند.
نيت شما از بازي درفيلمهاي تماشاگرپسند چيست؟ فكر نميكنيد بازي در بعضي از اين فيلمها كه از كيفيت خوبي ندارند و شما بخشي از اعتبار خود را خرج آنها ميكنيد به تدريج ميتوانند به موقعيت شما لطمه وارد كنند؟
- درست است. چنين اتفاقي ميتواند بيفتد. حتي هرچقدر نيت من براي حضور در سينماي تماشاگرپسند درست باشد، مثلاً در جهت كمك به اقتصاد آن، اما به هرحال در شرايط فعلي به حساسيتهايي رسيدهام كه در آينده اميدوارم در كمتر كاري ظاهر بشوم كه حاصل آن رضايتبخش نباشد.
اين حساسيتها شامل چه مسائلي ميشود؟
در حال حاضر بيش از هر چيز براي من فيلمنامه داراي اهميت است، اينكه از كيفيت قابل قبولي برخوردار باشد هم به لحاظ مضموني و هم به لحاظ پرداخت اين مضمون در فيلمنامه. گروهي كه با آنها قرار است همكاري كنم هم اهميت بسيار زيادي دارند. از كارگردان تا فيلمبردار و... سعي ميكنم در فيلمي حاضر شوم كه احتمال ريسك آن براي قابل قبول شدن كيفيت كار كمتر از گذشته باشد.
اشاره به پيشنهادهاي زيادي كه به شما ميشود، داشتيد. آيا درست است كه بيشتر فيلمهايي كه توليد ميشوند، فيلمنامهاش اول براي شما فرستاده ميشود؟
- اگر اول براي من نفرستند، حتماً آخر سر ميفرستند! (ميخندد)، حقيقت اين است كه خواندن فيلمنامههايي كه به من پيشنهاد ميشوند، وقت و انرژي زيادي از من را ميگيرد. چند تا از دوستان هم هستند كه در اين زمينه به من كمك ميكنند. دوستاني كه اگر فيلمنامه خوبي باشد با آنها هم مشاوره ميكنم.
چه قدر به ايفاي نقشهاي مختلف علاقمند هستيد؟ سعي ميكنيد از ميان پيشنهادهايي كه به شما ميشود نقشهاي متفاوت را انتخاب كنيد؟ اين را از اين جهت ميگويم كه برخي عقيده دارند نقشهايي كه تا به حال بازي كردهايد اغلب به هم نزديك بوده است.
اين نظر خيلي منصفانه نيست، فكر نميكنم بتوان شباهتي ميان <جهان> در فيلم <بوتيك> با نقشي كه در <آتش بس> بازي ميكنم يا نقشي كه در <سيزده گربه روي شيرواني> برعهده دارم، بتوان پيدا كرد يا حتي با <كما>. بسياري از اين نقشها شخصيتهايي بودهاند با ويژگيهاي خاص خودشان، اگر به آنها دقت كنيم تفاوتها آشكار ميشود هرچند كه قبول دارم اين شباهت در چند فيلم وجود دارد. اين هم البته برميگردد به انتخاب و نوع نگاه كارگردانها و خواستمن نبوده است.فكر نكنم بازيگري را بتوانيد پيدا كنيد كه دوست داشته باشد در نقشهاي مشابه خود را تكرار كند يا اينكه بازيگري باشد كه علاقهمند نباشد تجربههاي متفاوتي با نقشهاي گوناگون داشته باشد. اين تنوع نقش، بدون شك كمك ميكند به پرورش تواناييهاي بازيگر در اجرايي كه به نمايش ميگذارد. به شخصه، تا آنجا كه امكان داشته سعي كردهام نقشهاي متفاوت را تجربه كنم، گاه امكان آن بوجود آمده و گاهي هم ناخواسته شرايطي به وجود آمده كه اين تجربه آن طور كه ميخواستم به سرانجام نرسيده است. براي مثال علاقه و تمايلي كه من براي همكاري با فيلمسازان بزرگي چون داريوش مهرجويي، بهرام بيضايي و مسعود كيميايي داشتهام. اين تمايل و رويكرد در من بوده است، اما متأسفانه در اين موارد ناخواسته شرايطي پيش آمده كه كارها به سرانجام نرسيده است. حتي در همان سالهاي اول فعاليتم اگر نقش جواني فلج را در فيلم زمانه قبول كردم به اين خاطر بود. حالا بگذريم از اينكه نتيجه نهايي آن فيلمي نشد كه فكر ميكرديم. بوتيك، آتش بس يا شامآخر اينها همه در نوع خود نقشهاي متفاوتي بودند. مثلاً در شام آخر وقتي فريدون جيراني پيشنهاد بازي در اين فيلم را به من داد و فيلمنامه را خواندم به نظرم رسيد شام آخر اثري زن محور است و شخصيت مهم فيلم را زناني تشكيل ميدهند كه جيراني در فيلمنامه تأكيد و تمركز خاصي روي آنها داشت. بديهي بود كه وقتي فيلم ساخته شود در اجرا هم اين تأكيد و تمركز روي آنها خواهد بود.اما با ديد انجام يك تجربه متفاوت، به خود گفتم كه آيا ميتوانم نقشي را بازي كنم كه قرار است كمك كند كه نقش و شخصيت ديگري ديده شود؟ و در واقع من هم همراه ديگر عناصر فيلم به سمتي بايد حركت ميكردم كه اين مسئله شكل بگيرد. تجربه بسيار خوبي بود، به خصوص براي من كه در آغاز راه بودم و فكر ميكنم نتيجه كار هم رضايتبخش بود.
آيا حاضريد براي ايفاي نقشهاي متفاوت دستمزد كمتري را دريافت كنيد؟
- بستگي دارد چه جور نقش متفاوتي باشد. در چه فيلمي با چه كارگرداني يا چه فيلمنامهاي. در غير اين صورت ميشود يكي از آن نقشهاي متفاوتي كه در كارنامه خودم دارم و به آن اشاره كردم.
مثلاً در فيلمهايي كه پيشبيني ميكنيد كار ارزندهاي به لحاظ هنري خواهند شد؟
- صددرصد، بارها اين كار را كردهام و بعد از اين هم اگر چنين فيلمهايي پيشنهاد شوند، براي به دست آوردن نقش حاضرم از دستمزد خودم تا حد زيادي صرفنظر كنم.
گويا شما بيشترين دستمزد را در سينماي ايران ميگيريد، حتي دو برابر بازيگران ديگري كه چهرههاي مشهوري فرض ميشوند؟
اطلاعي از ميزان دستمزد ديگر بازيگران ندارم. اين مسئله برميگردد به اهميتي كه تهيهكنندگان يك فيلم براي به دست آوردن بازيگر موردنظر خود قائل هستند. ميزان تأثيري كه اين بازيگر ميتواند در سرنوشت هنري يا تجاري فيلم داشته باشد، اما متأسفانه در حال حاضر، بيشتر همان جنبه تجاري مطرح است. در پيشنهادهاي زيادي كه به من شده، گاهي اوقات كه تمايلي براي بازي كردن در يك فيلم نداشتهام، اما وقتي اصرار زياد تهيهكننده را ميديدم، رقمهايي را مطرح ميكردهام كه باعث شود از تصميم خودشان منصرف شوند، اما در كمال تعجب با پاسخ مثبت طرف مقابل روبرو شدهام! و خب، آنوقت دنبال راه ديگري براي طفره رفتن ميگردم.
معمولاً سعي كنيد جلوي دوربين كاملاً مطابق خواستههاي كارگردان عمل كنيد يا اينكه از جمله بازيگراني هستيد كه با پيشنهاد و ايده سر صحنه ميآيند؟
من معمولاً روي نقشهايي كه برعهده ميگيرم تا حد توان خودم كار ميكنم، اگر جاي بررسي و تحقيق باشد دنبالش ميروم، روي جزئيات كار اتود ميزنم و نه تنها شخصيت را براي خودم تجزيه و تحليل ميكنم، بلكه سعي ميكنم، صحنه به صحنه، روي موقعيتها، نحوه اجرا و حتي چگونگي بيان ديالوگها كار كنم. اين سواي تمرينهايي است كه معمولاً برخي از كارگردانها به اشكال مختلف با بازيگران خود صورت ميدهند. به هر حال نتيجه اين جستجوها دريافتي از شخصيت را پيش روي من ميگذارد كه حاصل كار آن را با فيلمساز درميان ميگذارم. به خصوص در مواردي كه حس ميكنم كارگردان حساسيت ويژهاي دارد و سعي ميكند با بحث و تبادل نظر به بهتر شدن كار كمك ميكند. طبيعي است به عنوان بازيگري كه در قالب يك نقش فرو ميروم، بعضي ديالوگها را با برخي تغييرات ميتوانم بهتر ادا كنم يا حتي كنشهايي كه در صحنههاي مختلف وجود دارد. حالا برخي فيلمسازان هستند كه تعامل سازندهاي با بازيگر خود دارند و معمولاً از دل اين تعامل هم، نتيجه بهتري بيرون ميآيد. تجربه به من ثابت كرده هرگاه چنين تعاملي وجود داشته حاصل كار هم بهتر شده است. مثل فيلمهاي بوتيك آتش بس يا همين توفيق اجباري كه اصلاً نقش خودم را بازي ميكردم. برخي فيلمسازان وجود دارند كه تعامل خوبي در اين زمينه ندارند و حاضر نيستند حتي به قيمت بهتر شدن فيلم خودشان به پيشنهادهاي بازيگري كه روي نقش كار كرده و به آن نزديك شده گوش بدهند. گاهي من به احترام بعضي از اين كارگردان با وجود اينكه از نتيجه آن آگاه هستم، مطابق خواسته آنها عمل ميكنم.
از ميان نقشهايي كه تاكنون برعهده گرفتهايد كداميك را موفقتر ارزيابي ميكنيد يا اينكه خودتان بيشتر ميپسنديد؟
- <آتش بس> و <بوتيك> همچنين <توفيق اجباري>. ديگر نقشهايم را هم دوست دارم، نه به دليل كيفيت فيلمها يا چگونگي كار خودم بلكه به دليل اينكه جزئي از كارنامه من هستند. براي همه آنها نهايت تلاش خودم را كردهام. قضاوت خوب يا بد بودن آنها با ديگران است.
بعضي شهرت و محبوبيت شما در ميان مردم؛ رابطه و همدلي كه با شما دارند و ميزان تأثيري كه بر توفيق تجاري فيلمها داريد با فردين در ميانه دهه چهل مقايسه ميكنند، نظرشما در اين باره چيست؟
شما با مطرح كردن دوباره اين مسئله باعث ناراحتي بعضي از دوستان ميشويد كه قبلاً ناراحتيشان را از اين مقايسه اعلام كردهاند.
حقيقتاً قصد ناراحت كردن كسي را ندارم. محض كنجكاوي خودم اين كار را ميپرسم؟
چنين قياسي بيتعارف مايه خوشحالي من است. چون فردين از شهرت بسيار و جايگاه مردمي بسيار خوبي در ميان آنها برخوردار بود و اين رابطه و همدلي هميشه ادامه داشت. اميدوارم من هم بتوانم پاسخگوي اين لطف و محبت بيشائبهاي كه مردم به من دارند را داشته باشم و اگر حضور من در فيلمي به لحاظ اقتصادي به سينما كمك ميكند، اين حضور را در جهت سازندهاي به كار بگيرم و نقش مثبتي در اين زمينه داشته باشم.
بدنيست اشارهاي داشته باشيم به پيشنهادهاي خوبي كه به شما داده شد، اما متأسفانه در عمل به سرانجامي نرسيد. از سربازهاي جمعه شروع كنيم. مسعود كيميايي از آن فيلمسازهايي است كه همكاري با او مورد علاقه بسياري از بازيگران سينماي ايران است. بازي در فيلمهاي يك فرصت طلايي براي هر بازيگري است.
- وقتي شنيدم براي ايفاي نقش اصلي سربازهاي جمعه از سمت مسعود كيميايي انتخاب شدهام، بسيار خوشحال شدم. ملاقاتهايي هم ميان ما صورت گرفت، اما همانطور كه حتماً اطلاع داريد، فيلم قصه چند سرباز بود كه به لحاظ ظاهري گريم خاصي را ميطلبيد و بايد موهاي بازيگران كوتاه ميشد. اين براي من مسئلهاي نبود و من هم به عنوان بازيگر وقتي نقش خوبي پيشنهاد ميشود، حاضرم خود را با آن تطبيق دهم. اما متأسفانه فيلمبرداري فيلم مصادف بود با يكي از قراردادهاي تبليغاتي من كه امكان چنين مسئلهاي را برايم فراهم نكرد. بنابراين باوجود علاقهاي كه به همكاري با مسعود كيميايي داشتم اين همكاري ميسر نشد و نقش به بازيگر ديگري رسيد.
در <ميهمان مامان> هم يكي از نقشهاي اصلي كه كار متفاوتي هم بود به شما پيشنهاد شده بود. شنيدهام كه زحمت زيادي هم براي اين نقش كشيديد، به خصوص در تمرينها و ...
ماجراي قطع شدن همكاري من با فيلم ميهمان مامان طولاني است و از برخي جهات تأسفبار. مختصر اينكه من براي نقشي كه در اين فيلم داشتم انرژي زيادي صرف كردم. در همه تمرينها و دور خوانيها به همراه امين حيايي، پورشيرازي، گلاب آدينه و... حاضر بودم. حتي زماني كه كسي در اين جمع غايب بود باز من حضور داشتم. حتي لباسهاي اين شخصيت نيز براي استفاده من آماده شده بود، گريم شده بودم و... يك روز خبردار شدم براي دورخواني ديگر دوستان دعوت شدهاند اما كسي به من زنگ نزده. بعداً شنيدم كه پارسا پيروزفر جايگزين من شده است. وقتي اين خبر به گوش من رسيد تصور كردم كه اين جايگزيني به تصميم داريوش مهرجويي صورت گرفته است اما بعداً فهميدم اينگونه نبوده، بلكه آن كسي كه مسؤول انتخاب بازيگران بود بنا به دلايل شخصي خودش چنين تصميمي گرفته بود و مهرجويي نيز در جريان نبود، گويا به او گفته بودند كه گلزار نميخواهد با اين پروژه همكاري كند. بعد از مدتي كه از اين ماجرا اطلاع پيدا كردم، نزد مهرجويي رفتم و مسئله را با ايشان در ميان گذاشتم. متأسفانه بازيگردان و مسؤولان انتخاب بازيگران دليل خندهداري براي اين مسئله عنوان كرد. او گفت از آنجا كه من ريشم را براي بازي در فيلم كما تراشيدهام به اين نتيجه رسيده است كه اين همكاري نميتواند صورت بگيرد. در حالي كه ما تا فيلمبرداري ميهمان مامان نزديك به ده روز وقت داشتيم و ته ريش مورد نظر آنها حداكثر در سه روز در ميآمد.
در مورد لبه پرتگاه و همكاري با بيضايي بگوييد؟
براي اين فيلم بهرام بيضايي از نزديك به دويست بازيگر تست گرفتند. فكر ميكنم آن روزي كه من براي تست دادن رفتم نفر پنجم يا ششم بودم كه براي آن نقش تست دادم. باتوجه به اعتباري كه بيضايي دارد اين تست دادن براي من مثل امتحان كنكور بود و انتخاب شدن هم مثل قبولي در كنكور! پس از گرفتن تست وقتي بيرون آمدم، يكي از دستياران بيضايي از من خواست كه دو تا از فيلمهايم را در اختيار آنها قرار بدهم، چرا كه بيضايي فيلمي از من را نديده بودند. چند روز بعد به من زنگ زدند و گفتند كه ايشان شما را پذيرفتهاند، حتي بدون گزينه دوم. در واقع انتخاب اول و آخر ايشان من بودم. بعد از اين ماجرا بلافاصله به اتفاق دستيار ايشان افشينهاشمي تمرينهايي را شروع كرديم. حتي براي تماشاي نمايشهايي به تئاتر رفتيم. اين تمرينها جريان داشت تا اين كه تهيه كننده فيلم بنا به دلايل نامشخصي تصميم گرفتند، از بازيگر ديگري استفاده كنند، اما بيضايي از آنجايي كه توصيه پذير نيست و تحت اجبار،كاري را نميكند، نپذيرفته بودند. بعد از اين ماجرا به دليل اختلاف نظري كه با تهيه كننده داشتم،تصميم گرفتم از پروژه كنارهگيري كنم. بعد از مدتي شنيدم كه متأسفانه كل پروژه به مرحله انجام نرسيده است.
<بوتيك> و <آتش بس> دو فيلم مهم كارنامه شما كه هم آثار قابل دفاعي بودهاند و هم اينكه بازي خوبي در آنها داشتهايد، متأسفانه با كمتوجهي جشنواره روبرو شدهاند.|
بيمهري به اين فيلمها سوالي بوده كه همواره در ذهن من وجود داشته است. واقعاً هيأت انتخاب جشنوارههايي كه اين دو فيلم را به بخش مسابقه راه ندادند با چه متود و ملاكي دست به قضاوت زدهاند. درحالي كه ميتوانم در همين سالها از فيلمهايي ياد كنم كه كيفيت بسيار پاييني داشتهاند، اما در جشنواره حضور داشتهاند.
در مورد بوتيك بگوييد. چه طور شد كه براي اين نقش انتخاب شديد؟
- من از طرف هدايت فيلم (مصطفي شايسته) براي حضور در فيلم بوتيك دعوت شدم. كارگردان فيلم حميد نعمتا... فيلم اولي بود، اما او هم مدتي را دستيار فيلمساز مطرح و شاخصي چون مسعود كيميايي بود. ما چند روزي را به گپ زدن با هم درباره فيلم پرداختيم. خيلي ذهنيت او را دوست داشتم. آدم بسيار باهوشي بود و پيشنهادپذير. صميميتي ميان ما حاكم شد كه فكر ميكنم در كيفيت كار تأثيرگذار بود، اما متأسفانه اين فيلم آنگونه كه بايد ديده نشد و به شكل تعجبآوري در بخش مسابقه جشنواره پذيرفته نشد. به همين دليل حاصل كار كساني كه در ساخت آن مشاركت داشتند ديده نشد. بارها گفتهام شايد اگر فيلم در بخش مسابقه بود تدوين موئيني كه تدوين بسيار خوبي بود يا كارگرداني نعمتا... و فيلمبرداري محمود كلاري يا بازي گلشيفته فراهاني، حامد بهداد، رضا رويگري و ... ميتوانستند جايزه بگيرند. من كمتر فيلمي را سراغ دارم كه بازيهايي تا اين اندازه موفق را داشته باشد. من كار اين بازيگران مثلاً گلشيفته فراهاني را به دقت دنبال كردهام، اما درخشش او در <بوتيك> ديگر تكرار نشده، هرچند بازيگري است كه هميشه بازيهاي خوبي ارائه ميكند.گاهي بعضي ميگويند اين يك كجسليقگي از سوي هيأت انتخاب جشنواره بيست و دوم بوده است، اما واقعاً اين چه جور كجسليقگي است كه به راحتي باعث ميشود حاصل كار يك سري از آدمها ديده نشود و كسي هم پاسخي براي آن ندارد.
درست است كه در جشنواره آن سال به فيلم توجهي نشد، اما در همان جشنواره يا اكران عمومي فيلم، بوتيك با موجي از نقدهاي تأييدآميز همراه و رفتهرفته بدل شد به يكي از آثار محبوب منتقدان كه هنوز هم در خاطر بسياري مانده است. شما هم در اين فيلم يكي از بهترين بازيهايتان را به نمايش گذاشتيد. به ويژه اينكه نقش يك آدم درونگرا را بازي ميكرديد كه كم حرف ميزد و بايد كوچكترين رياكنشها و حتي چگونگي نگاه خود و ... كنترل ميكرديد.
- اين دشواري زماني بيشتر ميشود كه بازيگران مقابل نقشهايي بازي كنند كه برونگرايانه است. مثل حامد بهداد، رضا رويگري و حتي گلشيفته فراهاني به همين خاطر تجربه بسيار دشوار و خوبي براي من بود، كه در اين جمع كه همه اجراهاي بيروني داشتند، من بايد يك اجراي دروني را لب مرز به نمايش ميگذاشتم و تعامل خوبي ميان ما وجود داشت كه نتيجهاش هم قابل قبول از كار درآمد.
بررسي خاصي روي ابعاد اين نقش انجام داديد؟
- يكي از ويژگيهاي بسيار خوب نعمتا... هوشمندي او و شناختي بود كه نسبت به شخصيتهاي فيلمش داشت. ما ساعتهاي زيادي را به بحث درباره ابعاد اين نقش پرداختيم. آشنايي قبلي هم من با چنين آدمهايي داشتم و نوع نگاه و تجربياتم را با او در ميان گذاشتم. خوشبختانه نعمتا... كارگردان بسيار پيشنهادپذيري بود و تعاملي كه ميان ما وجود داشت نهايتاً ما را رساند به اين شخصيتي كه در فيلم ميبينيد. اصولاً خيلي بحث و تبادل نظر ميان بازيگر و فيلمساز را سازنده ميدانم. لااقل اين تجربه براي خود من وجود داشته كه در چنين مواقعي نتيجه كار بهتر ميشود.ينما يك هنر گروهي است و درست است كه كارگردان رهبري كار را برعهده دارد، اما اين مسئله زماني به نتيجه درست ختم ميشود كه او نسبت به ديدگاهها و قابليتهاي بازيگرانش يا حتي ديگر اعضاي گروه آشنا باشد. طبيعي است من به عنوان بازيگري كه قرار است به شخصيتي نزديك شوم و آن را اجرا كنم، ديدگاهها و نظرياتي براي بهتر شدن آن دادم كه با كارگردان مطرح ميكنم و ميتواند كمك كننده باشد.