سينمای ما - پرونده «علي حاتمي» - علي حاتمي به عنوان فيلمساز تجربي
پنجشنبه 30 آبان 1387 - 19:31
اخبار:      • به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛ / گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان      • مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟      • «پاداش» کمال تبریزی بالاخره به جشنواره می‌رسد یا نه؟      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (75 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (51 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (894 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (283 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1022 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (314 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...

آرشيو...



پرونده «علي حاتمي» - علي حاتمي به عنوان فيلمساز تجربي


امير پوريا - زنده كه بود، عمر نقدنويسي‌ام فقط كفاف داد تا يك بار در سال‌هاي 1370 و 71 به بهانه اكران آخرين فيلم تكميل شده پيش از مرگش يعني "دلشدگان"، درباره‌اش بنويسم. هسته و حرف اصلي مطلب اين بود كه باند صدا و مجموعه تصاوير فيلم‌هايش، از هم جدايند؛ هر يك به طور مجرد زيبا و گوش/چشم‌نوازند؛ اما به هم و به طرح داستاني فيلم ربطي ندارند و خلاصه و در نهايت اينكه آن چه مي‌آفرينند، هر چه هست، سينما نيست و از اين حرف‌ها.

بعد از مرگش بيشتر پيش آمده كه درباره‌اش بنويسم؛ از جمله در ويژه‌نامه دو سه سال پيش روزنامه "شرق" كه به كوشش مينا اكبري كار شد و مي‌شود گفت تحليل‌هايي در قواره‌هاي يك كتاب درباره آثار و شخصيت حاتمي ارائه مي‌داد؛ حتما ماندگارتر و با نگاه‌هايي نوتر از كتاب مشابه و گردآوري شده غلام حيدري كه سرشار از نگاه‌هاي ستايشگر روح ايراني و غيره بود و تنها مطلب درخشان كامبيز كاهه در حكم يكي از بديع‌ترين نگاه‌ها درباب كار حاتمي، بر تارك آن تابناكي مي‌كند. برخلاف آن نگاه رايج، مبناي مطلب كامبيز در آن كتاب اين بود كه حاتمي اساسا نه ستايشگر فرهنگ و سنن ايراني، كه هجوكننده آن است و چند سال بعد، مطلب من در آن ويژه‌نامه هم با تاكيد بر روند دوبلاژ در فيلم‌هاي او به‌عنوان بخشي از پروسه خلاقه كارگرداني - و نه يكي از مراحل فني- به سراغ نمونه‌هايي از ديالوگ‌هاي او مي‌رفت كه به روشني از عادات و زندگي و رسوم "ايروني" و "تهروني"، عنصر كميك مي‌ساختند و مضحك جلوه‌اش مي‌دادند؛ از خمودي و خواب‌زدگي سرصبح و دم عصر ايراني‌ها كه رئيس نظميه "هزاردستان"، (با بازي جهانگير فروهر) "جماعت خواب" مي‌خواندشان، تا رفتار درك ناشدني و هميشه كينه‌توزانه مرد تهروني با داماد خانواده، كه در "مادر" با پس‌زدن شوهر ماه‌طلعت (حميد جبلي) از درگاه حياط خانه رخ مي‌داد.

ولي به‌گمانم آن چه حالا از اين بررسي‌هاي فيلمنامه‌اي، تماتيك و ايدئولوژيك، ضروري‌تر مي‌نمايد، بحث بر سر ماهيت ساختاري فيلم‌هاي حاتمي است. در گفت‌وگوي مشهوري كه‌اميد روحاني موقع حضور "دلشدگان" در جشنواره دهم فجر با او انجام داد، تيتر و مبحث كليدي اين بود كه حاتمي مي‌گفت در چيدن اجزا و ريزه‌كاري‌هاي بصري و رنگ‌ها و نورها و بازي‌هاي بينشان، به دنبال آن استتيك و بافت و جنس و شكلي مي‌گردد كه در قالي‌بافي يا مثلا مينياتور ايراني هست؛ و كلام آهنگين و چندلايه را هم طوري به ارائه اين تصويرها بدل مي‌كند كه هم‌وزن زيبايي‌شان باشد؛ تا همان قدر كه فضا و بافت ما را به ياد نگارگري اصيل و كهن ايراني و مشرق‌زميني مي‌اندازد، كلام مسجع و پرصناعت هم زنگي از خاطرات گذشته ما از نظم و نثر متكلف و پرظرافت فارسي را به صدا درآوَرَد.

آن سال و در آن نقد "دلشدگان" نوشته بودم كه حاتمي فراموش كرده الگوهاي روايت و ساختار و تصويرسازي در سينما ربطي به كمپوزيسيون و زيبايي‌شناسي ايستاي هنرهايي چون قالي‌بافي يا مينياتور ندارد. نمي‌خواهم اين نوشته بعد از گذشت يك دهه و اندي از مرگ هنرمند، رنگ ندامت‌نامه نوشتن به خود بگيرد. بحثم بر سر رد يا تاييد حاتمي و كارش نيست؛ بحث اين است كه در شناخت ماهيت تصاوير و اصوات "سينمايي"، واقعا معيار و الگو و اصول قطعي و مشخصي وجود دارد؟ واقعا مي‌شود گفت كه آن شبه‌تئوري‌هاي قديمي مطرح شده در ديدگاه‌هاي نظريه‌پردازان اوليه، از روس‌ها تا "آرنهايم" و "كراكائر"، كه مثلا مي‌گويند تصوير‌هاي انگل/ رو به پايين هميشه مسير تحقير و كوچك شمردن كاراكتر را مي‌پيمايد و زاويه لو انگل/ رو به بالا، هميشه با تكريم و تعظيم همراه است، همچون ديدگاهي خدشه‌ناپذير در باب تصوير سينمايي حقانيت دارد؟ اگر اين طور است، در همان "همشهري كين" كه سال‌هاست كلاسيك شده و بسيار كمتر از شاهكارهاي ديگر ولز، "نشاني از شر" و "محاكمه"، غافلگيرمان مي‌كند، چرا بارها دوربين در زاويه‌اي پايين‌تر از كين قرار مي‌گيرد (مثل صحنه تحقير او با قهر و ترك خانه توسط همسرش سوزان الكساندر) ولي برخلاف آن قاعده كلاسيك، او را بزرگ نمي‌دارد؟ يا مثلا مي‌شود بحث مشهور "لوئيس جانتي" و "آلفرد هيچكاك" و ديگران را "معيار" دانست؛ كه مي‌گويند كادر اسكوپ براي صحنه‌هاي جنگي و نشان دادن طول يك مار پيتون و صف مرداني كه پشت سر هم ايستاده‌اند، مناسب است؟! و مثلا بر همين اساس، يكي از درخشان‌ترين كاربردهاي كادر اسكوپ در فيلم "خاطرات آن فرانك" جرج استيونس يا يكي از بهترين اسكوپ‌هاي تاريخ سينماي ايران، "شوكران" بهروز افخمي را دچار خطايي در انتخاب قطع تلقي كرد؟!

مساله اين است كه سينماي مدرن دهه 1960 اروپا، تأثيراتش روي فيلم‌هاي مستقل يا جريان اصلي سينماي آمريكا در دهه‌هاي 1970 و 80 (از ايزي رايدر دنيس‌هاپر و ديوارنوشته‌هاي آمريكايي جرج لوكاس تا فيلم‌هاي سيدني لومت و فرانسيس فورد كاپولا و برايان دي پالما و جان كاساوه تيس و غيره و غيره) و بويژه سينماي پست‌مدرن دهه اخير، هر تصوري مبني بر قاعده‌مندي عناصر ديداري و شنيداري سينما را به هم ريخته است و اتفاقا در مسير همان كار غريب و تجربه نشده و بي‌مشابهي كه علي حاتمي مي‌خواست بكند، بعضي‌ها مثل "وونگ كارواي" درست به اين سمت مي‌روند كه به نوعي بافت و رنگ‌آميزي و چيدن كمپوزيسيون‌ها در نقاشي آبستره برسند. در اين گونه‌گوني حيرت‌انگيز كه ديگر چيزي تحت عنوان اصول كلي خدشه‌ناپذير وجود ندارد، يكي مثل حاتمي هم بود كه مي‌خواست دست به تجربه نامتعارفي بزند. قصه‌هايي كمرنگ را با اجزا و كلمات و تصاويري پر از نور و رنگ بازگويد؛ و آن قدر به اين جزئيات ظاهرا فرعي ولي براي خودش اساسي بپردازد كه انگار داستان و حتي روايت، بهانه‌اي است براي بازي با تركيب‌بندي صداها و تصويرها. ايراني بودن، خوش رنگ و لعاب بودن، نوستالژيك بودن و نوعي كيفيت مبهم و عجيب و دور از واقع‌نمايي كه نمي‌دانم چرا راهي جز به كارگيري صفت "شاعرانه" براي توصيفش نداريم، از كوشش‌هاي جانبي اين تصويرسازي‌ها و ديالوگ‌نويسي او بود.

نكته‌اي كه گاه حاتمي را براي ما فيلم‌بين‌هاي مثلا حرفه‌اي در ايران، دور از تعابير ستايش‌آميزي مثل "فيلمساز تجربي" قرار مي‌داد كه براي امير نادري يا عباس كيارستمي به كار مي‌برديم، اين بود كه شكل و خصلت‌هاي عمده تجربه او، نمونه‌هاي مشابه يا مرتبط جهاني نداشت. در پيگيري تجربه‌هاي متكي به ريتم و لنز "تله" و كولاژ در "انتظار" و "دونده" و "جست‌وجوها" و "آب،باد،خاك" نادري حتي فارغ از گفت‌وگوي او در ماهنامه فيلم سال 64، مي‌شد تشخيص داد كه گدار و بيش از او "آنتونيوني" چه قدر مؤثر بوده‌اند؛ و شيوه‌هاي حذفي كيارستمي و تأكيدش بر تأكيدنكردن و نشان ندادن، از "ياسوجيرو ازو" تا "روبر برسون" و حتي "ژان پي ير ملويل" در فضايي متفاوت با آن دو، پيشگامان بزرگي در دنياي سينما داشت و بيش از اينها و نزديك‌تر از اينها، جاده‌صاف‌كن قدرتمندي چون "سهراب شهيدثالث" را به منزله نمونه‌اي امتحان پس داده و به قوام رسيده در سينماي ايران. نادري و كيارستمي براي سينماي رايج و فيلم‌فارسي و عادات مألوف بيننده قصه‌دوست، البته همچون موجودات بيگانه‌اي از سياره‌هاي دوردست و ناشناخته بودند؛ اما در سينماي تجربي و هنجارشكن دنيا همتايان و پيشينيان و پسينيان بسيار داشتند. در حالي كه حاتمي براي هر بخشي از سينماي متفاوت هم مثل نوعي وصله ناجور به چشم مي‌آمد. تا مي‌خواستي در رده آثار تاريخي و گاه تاريخي- مذهبي بگنجاني‌اش، مي‌ديدي هيچ تمايلي به رعايت تاريخ و استناد به واقعيات تاريخي ندارد. ديالوگ‌هاي دوره قاجاريه را به سبك نثر گلستان سعدي مي‌نويسد و آدم‌هاي مطبخ‌خانه دربارش با امثال و تمثيل‌هايي در حد تاريخ بيهقي حرف مي‌زنند. تا مي‌خواستي بگويي كارش آييني است و در ساحت افسانه و اسطوره و الگوهاي كهن مي‌گنجد و مي‌تواند نسخه ايراني "پازوليني" و "يانچو" به شمار رود، مي‌ديدي وسط همين دنيا يكهو مرد عرب فيلم مادرش (با بازي جمشيد ‌هاشم‌پور) از در خانه بيرون مي‌آمد و مي‌گفت: "السلام عليك ايها المرد نجار"! كه خود انگار شوخي با آن فضا و مناسبات آييني بود و زبان جعلي و كميك و تلفيقي فارسي و عربي را جايگزين زبان فاخر هميشگي‌اش مي‌كرد؛ يا مظفرالدين‌شاه "كمال‌الملك" (با بازي علي نصيريان) از طرفي بابت رعايت يك سند تاريخي يعني يبوست مزاج و بيماري بواسير خاندان قجر، روي تخت لم مي‌داد و از طرف ديگر، كاملا از ساحت آييني تاريخ و اسطوره خارج مي‌شد و مثل كودكي نيمه‌سفيه، ملكه انگليس و پاپ واتيكان را "عمه جان ويكتوريا" و "حضرت پاپ دامت افاضاته" مي‌خواند! اين مضحك‌نمايي‌هاي كاملا آگاهانه، بر آن پيكره آييني آثارش نمي‌نشست و باز ما را از تقسيم‌بندي باز مي‌داشت.

بحثم جهت ارزشگذارانه ندارد. دارم مي‌كوشم اين ماهيت ساختاري را بشناسم و بشناسانم كه منش آثار حاتمي با تجربه‌اي تك‌رويانه و بدون نمونه‌هاي قبلي و بعدي و داخلي و خارجي همراه بود. معلوم نبود از كدام منبع الهام مي‌آيد و به سمت و سوي كدام قالب و شكل سينمايي سير مي‌كند. از خودش شروع و به خودش ختم مي‌شد. استثنايي بود و براي همين گاه همچون كل تجربه غريب و جنون‌آميز حاجي فيلم "حاجي واشنگتن" (با بازي عزت‌ا... انتظامي) كه مي‌خواست فرهنگ و مهرباني و مهمان‌نوازي ايراني را با مناسبات ينگه دنيا همنشين كند، ديوانه‌وار به نظر مي‌رسيد. متر و معياري براي سنجش و قياس نداشت و نمي‌شد گفت منطق جاري و چيره‌اش از كدام گرايش سينمايي شناخته شده يا حتي مهجور و گمنام و اقليتي، سرچشمه مي‌گيرد.

نمكين است كه تلويزيون ما و نهادهاي اسم‌دار فرهنگي‌مان درست بعد از مرگش سنگش را به سينه زدند؛ و شيفتگان آثارش با شعارهاي فسيل‌شده‌اي از قبيل "او ستايشگر روح تمدن ايراني بود" نسل ما را به اين متهم مي‌كنند كه در زمان حياتش فيلم‌هاي او را كوبيديم و حالا به تصور آنها ندامت‌نامه مي‌نويسيم. آنان هنوز با تكيه بر آن چه در سينماي حاتمي وجود ندارد، يعني ستايش مطلق ايران و ايرانيت، مجيزش را مي‌گويند و نگاه رسمي و تلويزيون، طبعا بر همين تلقي مهر تاييد مي‌زند. در حالي كه مهم‌تر از اينها آن است كه علي حاتمي هيچ‌گاه بابت ماهيت تجربه‌گرايانه كارش ستوده نشد و هيچ‌كس او را از اين جهت اصيل و ايراني نخواند كه "آدمي اصيل‌تر است كه بدي‌هاي قوم خويش را بهتر بداند"؛ كه دانستن خوبي‌ها معمولا در بچه‌اي دوساله هم هست.

آن موقع، چيزي كه در مباحث و مطالب ماها درباره فيلم و نگرش علي حاتمي فقيد زير ذره‌بين مي‌رفت و بهش بد مي‌گفتيم، آن نگاهي بود كه درباره‌اش رواج داشت. آن وهمي كه او را پاسدار ارزش‌ها و اصالت‌هاي اين فرهنگ بومي مي‌دانست؛ و انگار نمي‌ديد كه تلخ‌ترين و شكست خورده‌ترين تصوير تلاش براي حفظ و صدور اين فرهنگ را در تصوير پرنس ميشكين‌وار او از "حاجي واشنگتن" مي‌شد يافت. واكنشي كه‌امروز به فيلم‌هاي حاتمي داريم و با حرمت و ستايش همراه است، با واكنش آن روزها در ماهيت تفاوتي ندارد؛ هر دو از شعارزدگي مي‌پرهيزد؛ و از عرفان بازي، و از اخلاق‌گرايي و وطن‌پرستي افراطي، و از محدودكردن حاتمي به اينكه سماور نفتي و چاي دم‌كشيده را بهتر از سماور برقي و تي‌بگ مي‌داند. اين واكنشي است از جنس همان كه در برابر كج‌بيني‌ها و كج‌فهمي‌هاي منتقدان دوران اكران "دونده"... نادري نشان مي‌دهيم؛ يا در برابر بدگويي‌هاي "پرويز دوايي" و "شميم بهار" درباب "خشت و آينه" گلستان، كه به سينماي مدرن پيوند داشت و آنها "رئاليست" و صرفا "اجتماعي"‌اش پنداشته بودند! درباره حاتمي هم مثل همان‌ها مي‌گوييم حقيقت و ماهيت ساختارش را درنيافتند؛ اينكه چون ما او را ستودند، همه‌مان را بر سر يك سفره نمي‌نشاند. مي‌توان پديده‌اي واحد را به دلايلي گوناگون ستود كه برخي از اين دلايل حتي در نقطه مقابل هم مي‌ايستند. حاتمي ما قربان هنر و شرافت كمال‌الملك نمي‌رود؛ نمي‌گويد واي كه هر چه بود و هست، هنر نزد ايرانيان است و بس. حاتمي ما تجربه‌گراست. به مسيري مي‌رود كه با دور شدن از روايت سرراست كلاسيك، به جاي بومي و ملي و سنتي و غيره كه مي‌خواندندش، مدرن و متفاوت مي‌نمايد. تماشاي چندباره "حاجي واشنگتن" و متمركز شدن بر ساختار تجربي غريبِ تختِ بي‌پرسپكتيوِ بي‌فرازوفرود كلاسيكش از اين جهت قابل تجويز است. ببينيد و بعد باز بياييد هرجا كه خواستيد، همديگر را مي‌بينيم.‏ 

شنبه,15 دی 1386 - 14:21:10

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

فواد دهقانی
شنبه 15 دي 1386 - 16:6

استاد خیلی حال دادی.نمی دونم قبلا بهت گفتم یا نه ولی این دفعه میگم که تو و کامبیز کاهه خیلی روی ذهن سلیقه وافکار سینماییم اثر گذاشتید.بدون تعارف گفتم.این مطلبتو که خوندم دیگه مطمین شدم.شیراز بیا یه حالی کنیم

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.56512594223 seconds.