سينمای ما - اول عشق است، و از آن مهم‌تر اجرا / یادداشت امیر قادری برای هوشنگ گلمکانی و بهزاد رحیمیان و مازیار اسلامی، به مناسبت جایزه همین چند روز پیش‌شان
پنجشنبه 30 آبان 1387 - 19:21
اخبار:      • به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛ / گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان      • مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟      • «پاداش» کمال تبریزی بالاخره به جشنواره می‌رسد یا نه؟      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (75 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (51 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (894 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (283 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1021 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (314 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...

آرشيو...



اول عشق است، و از آن مهم‌تر اجرا / یادداشت امیر قادری برای هوشنگ گلمکانی و بهزاد رحیمیان و مازیار اسلامی، به مناسبت جایزه همین چند روز پیش‌شان
اول عشق است، و از آن مهم‌تر اجرا / یادداشت امیر قادری برای هوشنگ گلمکانی و بهزاد رحیمیان و مازیار اسلامی، به مناسبت جایزه همین چند روز پیش‌شان


سینمای ما - امیر قادری: اولین مراسم کتاب برگزیده سال برگزار شد و هوشنگ گلمکانی و بهزاد رحیمیان و مازیار اسلامی جایزه گرفتند. گلمکانی برای کتاب تنگنا، رحیمیان برای فرهنگ سینمایی انتشارات روزنه کار و اسلامی برای ترجمه‌اش از ژیژک. می‌‌خواهم مراتب خوشحالی، واقعا خوشحالی،‌ ام را با شما درمیان بگذارم، از این که از سه نفری که به دوستی‌شان افتخار می‌کنم، به خاطر آن چه حق‌شان بوده، تقدیر شده‌ و بهانه‌ای به دست من افتاده تا یک بار دیگر درباره خودشان و کتاب‌ها بنویسم...


مثلا بنویسم که راهنمای فیلم بهزاد رحیمیان، حالا به نتیجه رسیده و به منبع دست اول اغلب فیلم‌بازها و سینما دوست‌ها تبدیل شده. روی جلد نسخه مجموع‌اش آمده: « شناسنامه، داستان و تحلیل بیش از 5200 فیلم سینمایی، 1895 – 2006 ». و دوست دارم به این نکته فکر کنم که برای رحیمیان، کدام از این فیلم‌ها بوده که به این راه‌اش کشانده، مسیر زندگی‌اش را تعیین کرده، هل‌اش داده، تا جزء به جزء، با همکاری گروهی از نویسندگان‌ و مترجمان و ویراستاران، چنین کاری را بعد از یک دهه تلاش، به پایان برساند. برای آدم شلوغ و پلوغ و سر به هوا و ولگردی مثل من، حتی تصور این که آدم بنشیند و نقشه بکشد و این قدر زمان بگذارد تا به چنین نتیجه‌ای برسد، سخت است. عوض‌اش یک بار مصرف نیست و سال‌های سال می‌ماند. به هر حال این مجموعه‌ای است که از یادداشت کامبیز کاهه بر سنت لوئیس به دیدارم بیا تا مازیار اسلامی درباره میامی وایس را می‌شود درش پیدا کرد. گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم مقالات و مطالب و یادداشت‌ها و پرونده‌ها و نقدهای ما می‌روند و بعضی ریویوهای کتاب رحیمیان است که باقی می‌مانند. این هزینه سر به هوایی ماست، که می‌پردازیم‌اش البته. ( دم همراه ناشر رحیمیان، محمدمهدی فخری‌زاده، هم گرم. )

***
کتاب تنگنای هوشنگ گلمکانی هم محصولی از همین نسل است. یک کم‌اش وسواس است و باقی‌ علاقه و حیرت. اوردوز مورد بالایی. طرف نشسته و بخشی از مدت زمانی را که می‌توانسته از طریق آن فرهنگ فیلمی، چیزی دربیاورد، صرف ساختن کتابی کرده که فقط درباره یک فیلم است! کتابی برای ور عاشق و ذهن هوشنگ گلمکانی. ( ذهن گلمکانی، ور زیاد دارد. ور ترسناک هم دارد! ). کتاب پر از نکته است و اطلاعاتی که در فضای بی‌آرشیو سینما ( و اصلا فرهنگ و تمدن ) ما، فراهم آوردن‌شان کار حضرت فیل است. تک نگاری فرنگی زیاد داریم. ولی هیچ کدام از آن‌هایی که دیده‌ام، چنین حجمی نداشته‌اند و تازه دوستان خارجی با منابع آرشیوی و تحقیقی کامل و مدونی رو به رو هستند. اما گلمکانی همه این اطلاعات و گفت و گوها و نقل‌ قول‌ها و عکس‌ها را با چنگ و دندان از زیر سنگ بیرون کشیده است. و تازه از آن قبیل کارهایی است که خود مولف می‌داند قرار نیست زیاد خوانده و دیده شود. برای دل قبیله محدود هواداران فیلم و صاحب هر دو اثر. این کتابی است که خالق‌اش، حتی دل‌اش نیامده صفحه‌آرایی و طراحی جلدش را به کس دیگری بسپارد: "مال خودمه! "
***
درباره جایزه گرفتن مازیار اسلامی ( که ژیژک‌هایش را نخوانده‌ام ) به دلیل دیگر این قدر، و راست‌اش بیش از دو مورد دیگر، خوشحال شدم. نه فقط به این خاطر که خودش را این قدر دوست دارم و زورم می‌گیرد که سستی می‌کند و خودش را تحویل نمی‌گیرد و گور بابای سواد و اطلاعات، ذره‌ای از سلیقه درجه یک‌اش را برای ملت رو نمی‌‌کند. ( قدر همه آن‌ها که می‌نویسند، روی هم سلیقه دارد به خدا ) و بعد کتابی ترجمه کرده به اسم گشت و گذاری با مارتین اسکورسیزی در سینمای آمریکا. این بهترین متن مکتوب سینمایی است که به عمرم خوانده‌ام. ترکیبی از ذوق و دانش و عقل سلیم و اطلاعات و شور و شوق و فهم. نمی‌شود همه این‌ها با هم جمع شود و در این متن سینمایی جمع شده است. از دست ندهید این کتاب را. ( از آرزوهای بزرگ زندگی‌‌ام، یکی هم این است که، با جار و جنجال و سر و صدا، شده سالی یک نسخه از این کتاب و « بچه هالیوود » رابرت پریش / پرویز دوایی، بفروشم به جماعت سینمادوست ). روزی روزگاری بالاخره یک مقاله طولانی درباره این کتاب می‌نویسم. حالا فقط می‌خواهم بگویم که مثل هر چیز اصیل دیگری، نقطه مرکزی خلق نسخه فارسی این کتاب، علاقه و شوق بوده‌ است. از حالی که مازیار با مارتین اسکورسیزی می‌کند. و بعد تازه می‌رسیم به ترجمه روان و خوش ریتم و سلیس اسلامی از این متن سنگین. مازیار ملت را زیاد می‌پیچاند، و این جزو معدود مواردی است، مثل ریویوی میامی وایس در همان فرهنگ جهانی فیلم، که عجالتا این کار را کنار گذاشته است.
***
از آدم‌های فقط عاشق بدم می‌آید و خالق این سه کتاب، که جایزه هم اگر نمی‌گرفتند؛ نمی‌گرفتند، عاشق‌های عاقلی هستند. توانسته‌اند خودشان را در این دنیای قاطی بی‌قطب‌نما، هندل کنند و آن چه را که دوست دارند، بفهمند و اجرا کنند. در این مملکت عاشق خل زیاد داریم و عاشقی که بتواند عشق‌اش را "اجرا " کند، خیلی کم. توی این حوزه کتاب و نشر سینمایی، که اصلا در مایه‌های همین دو سه تا و زور بزنیم، دو سه تای دیگر.



منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,24 دی 1386 - 2:36:24

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

الهام
دوشنبه 24 دي 1386 - 5:18

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه جایی نرسد فریاد است...

یک دوست
دوشنبه 24 دي 1386 - 7:54

سلام

خوشم آمد از این همه ابراز احساسات. دمت گرم.

مردی که لیبرتی والانس را کشت
دوشنبه 24 دي 1386 - 8:41

سلام رفیق

با وضعیت نقد سینمایی این سال ها امثال مازیار اسلامی نباید هم بنویسد. فقط کافیست به یادداشت های سینمایی این روز ها بنگریم تا درک کنیم که امثال مازیار ها،مجید ها، حسن ها و ... چه می کشند. چه بسیار کسانی که چارچوب یک نقد را بستری برای طرح علایق شخصی و تعریف و تمجید از چه ها و که ها کرده اند و چنان در محتوا دست و پا می زنند که گویی که مجلس وعظ به راه انداخته اند. کافیست به همین مطرح ترین مجله سینمایی وطنی نظری بیاندازیم تا چندین باره درک کنیم که چه تعداد منتقد جرات نوشتن درباره فیلم های روز جهان را دارند. واز آن هایی هم که این شهامت را از خود نشان می دهند چه می نویسند. بعضی که خاطره تعریف می کنند و احساس ترشح می کنند و بعضی هم آنقدراز متن فراتر می روند که این خوانندگان به قول تو عاشق که در بسیاری موارد از خود نویسنده کم سواد تر نیستند متعجب می ماند و مبهوت که چه بر سر ادبیات سینمایی این سامان آمده که میراث امثال کاووسی ها و احمدی ها و صدر ها و... چنان در دست بعضی ها با بی احتیاطی جا بجا می شود. باز هم خدا را شکر که امثال پوریا ها و اسلامی ها ... هستند و گاه به گاه می نویسند تا اندکی این دل سوخته ما خنک شود...

راستی از کامبیز کاهه چه خبر!

امیر جلالی
دوشنبه 24 دي 1386 - 11:11

فرهنگ جهانی فیلم را گرفته ام و واقعا هم آن را با لذت و ولعی خاص می خوانم و می خورم پس منم از بهزاد رحیمیان ممنونم.

کتاب گلمکانی عزیز(که هنوز یادداشتش بر درخت گلابی را که می خوانم اشکم در می آید و خدا می داند آن تکه آخرش را در چندتا نامه عاشقانه تا بحال نوشته ام)را هم دارم و اتفاقا درست بالای تختخوابم است و شبها حتما عکسهایش را می بینم و می خوابم،پس دم هوشنگ خان هم گرم.

آن کتاب سیاه رحلی گشت و گذار با اسکورسیزی را نیز دارم و هیچوقت هم نشده که از 9000 و خورده ای که بابت خریدش داده ام حتی ذره ای پشیمان شوم،یادداشتهای مازیار اسلامی را هم می خوانم(آخرینش فکر کنم در ویژه نامه لینچ شهروند بود) وبه این ترتیب از او هم متشکرم...

ولی این چه حرفی بود که زدی امیرجان؟

«از آدمهای فقط عاشق بدم می آید و خالق این سه کتاب...عاشق های عاقلی هستند.»

اصلا کاری به قصد و منظور و این حرفها ندارم فقط حالگیری محض بود این ترکیب عاشق عاقل ات استاد،از شما دیگر انتظار نداشتم.آنهایی که می گویی اتفاقا عاقلند و عاشق نیستند که اگر بودند برای عشقشان تا پای جان مایه می گذاشتند و همین اساتید عزیز آن موقعی توانسته اند این آثار به یاد ماندنی را بیافرینند که ور عاقلشان را انداخته اند دور،شما که باید بدانی دیگر؟

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که دراین دایره سرگردانند... و از این صحبتها.

مخلص امیر و همه اساتید اهل حالی که اسم بعضی هایشان اینجا آورده شد،مخصوصا پرویز دوایی عاشق که اتفاقا آن کتاب بچه هالیوود که او ترجمه کرده است را هم دارم.

احسان D:
دوشنبه 24 دي 1386 - 17:28

چرا خبری از بیماری جمشید مشایخی نذاشتید؟

بزارید!!بگید دعا کنن.

تو بیمارستانه.!!

امیر . م
دوشنبه 24 دي 1386 - 21:30

این جملت خیلی عالی بود:در این مملکت عاشق خل زیاد داریم و عاشقی که بتواند عشق‌اش را "اجرا " کند، خیلی کم.

ایول امیر قادری اینجور نوشته هات خیلی دوست دارم

farshid
دوشنبه 24 دي 1386 - 22:30

خل اگر عاشق بشه که دیگه خل نیست!! عاشق هم اگر خل بشه که دیگه عاشق نیست!! حالا توی این اوضاع قشنگ پیدا کنید خل را نه ببخشید عاشق را نه نه قاطی کردید؟!! مهم نیست همان پرتقال فروش پیدا بشه بهتره!!از امیر قادری هم برای حل این معمای برفکی می توانید کمک بگیرید

farshid

صوفیا نصرالهی
سه‌شنبه 25 دي 1386 - 0:3

هرچند به نظرم این یکی از یاداشتهای خوب امیر قادری هست و احتمالا یکی از دلایل خوب بودنش هم نوشتن درباره کسانی هست که دوستشان دارد ولی نمیخوام راجع به یادداشت امیرقادری صحبت کنم.می خوام از 3نفری بگم که توی هر جشن و جشنواره ای هم که ازشون تقدیر بشه باز هم کمه!کسانی که وقتی خوب فکر کنیم می بینیم لااقل به گردن ما عشاق سینما خیلی حق دارند.اول از گلمکانی شروع کنم که خوب به خاطر ماهنامه فیلم بهتر و بیشتر و زودتر از بقیه شناختمش.چند وقته که ماهنامه فیلم میخونیم؟سالهاست.سینمادوستی رو تو این مملکت پیدا نمی کنی که آرشیو یه دوره از فیلم رو نداشته باشه اگر نه لااقل چند تا شماره ش رو حتما داره!حتی اگه بگیم توی یه مقطعی این مجله فیلم بوده که سینمای ملی و سینمای جهان رو توی ایران حفظ کرده،خیلی پربیراه نگفتیم.چندتا نشریه رو می شناسین که این همه سال تونسته باشه به حیات خودش ادامه بده؟!ااگه میگین این قدرت عشق و ایمان و اعتقاد نیست پس چیه؟!!

چون کامنت دارم می نویسم باید کوتاهش کنم.(الان دارم با خودم فکر میکنم کاش به جای کامنت یه یادداشت برای سایت مینوشتم که همه حرفام توش جا می شد!) و اما راهنمای فیلم روزنه کار که 4جلدش فعلا مثل یه گنج ارزشمند توی کتابخونه م هست و سر اکثر فیلم ها معمولا بهش رجوع می کنم.وقتی دو جلد اولش رو دوستانم بهم کادو دادن دهنم باز مونده بود که واقعا این مجموعه عظیم رو کی و به چه نیتی جمع آوری کرده؟!عجب عشقی داشته!من که تا مدتها دیگه روم نمی شد از علاقه به هنر و سینما حرف بزنم.حالا این فرهنگ دوستداشتنی رو به اندازه خود فیلم هایی که اسمشونو و نقدشون توش اومده دوست دارم.و همه پدیدآورندگانش رو!کسانی که کاری کردن که خیلی بزرگه یعنی حافظه تاریخی مارو تقویت کردن.از خود بهزاد رحیمیان گرفته تا کامبیز کاهه و مازیار اسلامی و لیلا ارجمند و بقیه و این اواخر نیما و سعید خاموش و ....!راستش رو بگم یه کمم به همشون حسودیم می شه.این که به قول امیر عاشق عاقل باشی خیلی سخته!اینکه آدم عشقش رو با بقیه قسمت کنه شجاعت میخواد،صبر میخواد و همت میخواد.این ترجمه مازیار اسلامی رو البته نخوندم ولی هرجا اسم مازیار اسلامی بوده برام یادآور یه وزنه سنگین سینماییه.این3نفر به جز عشق زیاد یه چیز حسادت برانگیز دیگه هم دارن.اونم دانش زیاده.

یه جایی توی فیلم آقای کیمیایی وقتی مسعود کیمیایی از پرویز دوایی حرف میزنه(البته در این باب از یکی دیگه هم حرف میزنه ولی نمیگم تا خود فیلم رو ببینین!)میگه باعث میشد که کارگردان احساس safeبودن بکنه.و حالا بنظرم میاد که با وجود این 3نفر(اگر راهشونو ادامه بدن که براشون دعا می کنیم همینطور هم باشه)سینمادوستان ایرانی احساس safeبودن می کنن.انگار به لطف تالیفاتشون ما میتونیم به عشقمون مشروعیت بدیم!!!ما هم به نوبه خودمون ازشون ممنونیم.

کاشفان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جویندگان شادی در مجری آتشفشان ها

شعبده بازان لبخند در شبکلاه درد

با جا پایی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان...

محمد
سه‌شنبه 25 دي 1386 - 6:17

امير خان عالي بود. عاشق عاقل و عاشق خل.

اميدوارم خودت يه روزي يه كتاب براي پالپ فيكشن "اجرا" كني.

یک دوست
سه‌شنبه 25 دي 1386 - 23:38

این دیگر چه بساطی است. هر کجا اسمی از فلان منتقد می آید به بقیه نویسندگان باید متلک انداخت؟ نمیشود در کنار هم کار کرد؟ آقای مجید اسلامی عزیز که فضای دلخواه را برای نقدهای خودش پیدا کرده و در مجله هفت قلم می زند. آقای کاهه هم با نام مستعار مطلب می نویسد. آقای مازیار اسلامی هم که در سایت ها مطالبشان منتشر می شود. کجا اینها خود را کنار کشیده اند و عرصه را به بی سوادها سپرده اند؟

جا برای همه است و احتیاجی به اینکه اینگونه به هم متلک بیندازیم نیست. بعد هم همه نقدها خوب نیستند و هر کس نوشته خوب دارد و نوشته بد. مهم نوشتن و تحلیل است!

این گونه متلک ها روی دیگر تمجید های زیاد از حد است.

ستاري
چهارشنبه 3 بهمن 1386 - 2:14

ما در اين كشور هنوز منتقد نداريم و اينها كه هستند نظريه پردازي بيش نيستند كه از دوره دانشجويي تا فارغ التحصيلي خود در مجلات گوناگون بي هيچ حق التاليفي تلاش كردند كه خودشان را مطرح بكنند .آقاي امير قادري يكي از آنهاست كه بقول خودش چندي پيش نوشته بود كه قصد دارد از تمسخر ديگران دست بردارد . او هنوز اندازه سن خودش نه فيلم ديده و نه كتاب خونده ودر شهر كورها مسلما از دير باز يك چشم ها پادشاهي مي كنند . ميخوام ببينم اگر بحث واقعي نقد و گفتگو پيش بيايد كدام يك از اينها از پس فيلسوفي نظير مهرجويي و بيضايي بر ميايند ؟؟؟ تعريف كردن از فيلم هاي اين عزيزان كه من فقط نام دو نفرشان را ذكر كردم از اين سبب نيست كه فيلم آنها را نظريه پردازهاي غير آكادميك سينماي ايران دوست دارند بلكه از اين است كه اگر پاي مخالفت پيش بيايد و بگوئيم از فيلم بيضايي خوشمان نيامد زيرا او محقق و نويسنده خوبي است و تاريخ تئاتر را خوب مي شناسد و كارگرداني آنرا نيز مي شناسد ولي در سينما او هنوز با زبان تصوير بر خلاف مهرجويي مشكل دارد و به همين خاطر ترجيح ميدهد كارگرداني تئاترش را وارد سينما بكند تا شايد همين ها كه نظريه پردازي مي كنند او در كارگرداني سينما صاحب سبك بدانند ولي اين اتفاق هرگز براي بيضايي رخ نداد تا در جهان خود را مطرح بكند و حافظه آنها را اشغال نمايد .... اينه با او مخالفت نمي كنند چونكه پاي بحث پيش بيايد نه حريف بيضايي ميشوند و نه مهرجويي ... اگر بچه ها منتقد فرانسوي قرار بود مجلات سينمايي ايران را اداره بكنند ، فكر مي كنيد كدام يك از اين آقايان كه شب به صبح نرسيده فرهنگ لغات اختراع مي كنند .... سينماي فارسي ... سينماي بدنه .... موفق ميشدند حتي يك ستون براي نوشتن بگيرند ؟؟؟؟ راستي كدامشان ؟ اگر برايان دي پالما كه خود شيفته هيچكاك بود و تارانتينو و برسون و بسون و آنتونيوني و هيچكاك و اسكورسيزي و ... هر كس كه شما مي شناسيد يك كلمه از حرفهاي شما راجع به فيلم هاي خودشان را سر در مياوردند حتما آقاي گلمكاني و هم سن و سال هاي او كه آنور آب هم بودند ... چهار خط نوشته شان را آنقدر براي آنها مي فرستادند تا يكجايي چاپ بشود ... كاش يكي پيدا ميشد و دو سه تا از نقدهاي آقايان را ، آنها را مي گويم كه از اينترنت و مجلات اروپايي و تايمز و واشنگتن پست كپي نشده اند را براي فيلمسازهاي مشهوذ مي فرستادند و از آنها خواهش مي كردند تا چند كلمه راجع به اين نقدها جواب شخصي در ايميل بدهند ... آنوقت نتيجه را خوب مي قهميديد ! امير قادري كه ها است كهنه كاران اين كار در سينماي ايران هم شرمنده خواهند شد ، مي گوئيد نه ؟ مثل من امتحان بكنيد ... جواب يكي از آنها را دارم و چون ميدانم هيچكدام از مجلات و نشريات سينمايي آنرا چاپ نمي كنند چون زير نظر همين دوستان است ... نگهداشته شده تا وقتش چاپ بشود ... بهتر است خودتان امتحان كنيد تا از صبر و تحمل و انساندوستي فيلمسازاني كه آرتيست هستند و بجاي ژست هنر ، خود هنر را مي پيمايند ، جوابي بگيريد . اميدوارم فيلتر اين نوشته را مقابل چشمانتان قرار بدهد تا از اين تعارفات دست برداريد ... آنها كه خيلي مي دانند ، معتقدند كه هنوز چيزي نمي دانند و آنها كه هيچي نمي دانند چه ناز و كرشمه اي دارند !!!!!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.720408916473 seconds.