از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • Live Content
  • بهترين كارگرداني فيلم اول: لوح تقدير به مانلي شجاعي فر براي ميگرن سيمرغ بلورين به رضا عطاران براي خوابم مياد
  • 2012-02-12 20:12:00
    0 7
  • بهترين فيلمنامه فيلم اول: ديپلم افتخار به نويسندگان فيلم گيرنده
  • 2012-02-12 20:08:01
    0 7
  • بهترين بازيگر مرد بخش فيلم اول: لوح تقدير به ناصر گيتي جاه براي فيلم خوابم مياد ديپلم افتخار به سعيد راد براي فيلم گيرنده
  • 2012-02-12 20:04:33
    0 13
  • بهترين دستاورد هنري و فني: لوح تقدير به روانبخش صادقي براي جلوه هاي يارانه اي فيلمرفيلادلفي لوح تقدير به گروه سازندگان انيميشن تهران 1500
  • 2012-02-12 20:02:53
    0 12
  • بهترين بازيگر زن بخش فيلم اول: ديپلم افتخار به مهناز افشار براي برف روي كاجها
  • 2012-02-12 20:00:31
    0 20
  • جايزه ويژه هيات داوران مستند به حبيب احمدزاده براي بهترين مجسمه دنيا
  • 2012-02-12 19:38:53
    0 14
  • جواد شمقدري با انتقاد از محتواي بعضي فيلمهاي امسال در اختتاميه اعلام كرد در صورت اصلاح نشدن اين موارد در فيلمها، محدوديت اكران و درجه بندي سني براي اين آثار اعمال خواهد شد
  • 2012-02-12 19:25:14
    0 15
  • برگزيدگان بخش مواد تبليغاتي: پوستر: ديپلم افتخار به احسان برابادي براي پوستر خارجي اينجا بدون من آنونس: ديپلم افتخار به مهدي سعدي براي اينجا بدون من عكس: ديپلم افتخار به آرزو اتحاد براي سيزده59 سيمرغ بلورين بهترين عكس به جواد جلالي براي بدرود بغداد
  • 2012-02-12 19:12:03
    0 14
  • محمد خزاعي دبسر جشنواره فجر با دعوت شهيدي فر روي صحنه آمد و سخنان كوتاهي دربارهرجشنواره ايراد كرد
  • 2012-02-12 19:01:29
    0 10
  • دقايقي پيش با سرود ملي جمهوري اسلامي ايران مراسم اختتاميه سا امين جشنواره فيلم فجر شروع شد
  • 2012-02-12 18:48:59
    0 12
  • تصحيح خبر: محمدرضا شهيدي فر اجراي مراسم اختتاميه را برعهده دارد
  • 2012-02-12 18:01:35
    0 22
  • با سايت سينماي ما باشيد و لحظه به لحظه در جريان اخبار و اتفاقات و برگزيدگان جشنواره فجر امسال باشيد
  • 2012-02-12 17:58:34
    0 12
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • News
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرحاشیه «بوسیدن روی ماه»
    تشکر اسعدیان از دبیر جشنواره و حمایت از نماینده اسکار و خانه سینما
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «زندگی خصوصی» ساخته حسین فرحبخش
    فیلمنامه نویس: به شباهت داستان با نمونه‌های شاخصی مانند «شوکران» آگاه بودم/ کارگردان: فیلم من هیچ ربطی به «شوکران» ندارد
  •  
  • مژده به کاربران سایت سینمای ما: با شرکت در مسابقه «پرانتز باز» و «سینمای ما» مهمان سینمای رسانه در برج میلاد شوید؛
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «ضدگلوله» ساخته مصطفی کیایی
    کارگردان «ضد گلوله» شباهت فیلمش به «لیلی با من است» و سه گانه «اخراجی‌ها» را رد کرد
  •  
  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خداحافظی» با حضور رضا صادقی
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1229333
    بازديد ديروز: 1138255
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1073778
    بیشترین بازدید در روز ‌پنجشنبه 6 بهمن 1390 : 1035278
    مجموع بازديدها: 363486607

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه» را اینجا ببینید ...    
     
    سینمای ما-  نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خوابم می آد» با حضور رضا عطاران (کارگردان)، مریلا زارعی (بازیگر)، هومن بهمنش (مدیر فیلمبرداری)، نیما حسنی نسب (منتقد) و با اجرای محمود گبرلو در سالن کنفرانس سعدی مرکز همایش ها برگزار شد. در ابتدای نشست رضا عطاران درباره چگونگی ساخت اولین فیلم خود گفت: ابتدا باید از این وضعیت مریض گونه خودم عذرخواهی کنم. من در گوشه ای از سالن به دلیل مریضی خوابم برد. بالاخره زمانی باید فیلم سینمایی ام را می ساختم، پس از تجربیات متعددی که در زمینه تلویزیون داشتم این تجربه باید انجام می شد. سال گذشته فیلمنامه ای از نعمت الله و همسرش...
     
    سینمای ما - فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
     
    سینمای ما-  نمایش و دانلود نشست فیلم «برف روی کاجها»
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «آزمایشگاه» ساخته حمید امجد امشب 19 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
     
    + تا ساعاتی دیگر: فیلم گفتگو اختصاصی دو نفره رضا عطاران و مریلا زارعی در سایت «سینمای ما»

    سینمای ما -
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
     
     
    + صحنه هایی از فیلم «خوابم میاد» و بازی اکبرعبدی در نقش مادر رضا عطاران را اینجا ببینید
    سینمای ما -
    فیلم سینمایی خوابم میاد امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (120 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (82 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (401 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفت و گو با بازيگر بين‌المللي سينماي ايران: گذر از جواني به پيري
    گفت و گو با بازيگر بين‌المللي سينماي ايران: گذر از جواني به پيري


    محمد باغباني


    سينماي ما - - چي شد که براي اين فيلم انتخاب شديد و مراحل پيش توليد به چه صورت بود؟
    ر فيلمبرداري «من نه منم» بودم که به من تلفن زدند که خانمي به اسم کيت داوت از لندن مي خواهد با من صحبت کند. اين بود که تماس گرفتم و به من گفت طعم گيلاس را ديده اند و از بازي من خوش شان آمده و براي فيلمي در نظر گرفته شده ام که کارگردانش مارک فورستر است و مي خواهد فيلم بادبادک باز را بسازد و براي نقش بابا در نظر گرفته شده ام. برايم چهار صفحه ديالوگ فرستادند که به زبان دري بود. من اينجا با چند دوست افغان، دري ها، مرور کردم و بعد رفتم کابل. دفعه اول کارگردان را که ديدم شروع کردم به دري خواندن، که البته معني اش را نمي فهميد، من يک دور خواندم. گفت؛ دوباره بخوان، دوباره خواندم و کلاً سه مرتبه خواندم و تمام شد. بعد گويا از مترجمي که آنجا بود، پرسيده بود لهجه اش چطور بود که گفته بود خوب است. بعد برگشتم ايران و با من تماس گرفتند که انتخاب شدي و دوباره به کابل رفتم براي اندازه گيري لباس و... اين ريسک بزرگي بود حتي براي پارامونت و چه بسا مارک فورستر. فيلمي مي خواست بسازد که بازيگرانش مشهور نبودند، به زبان انگليسي نبود و زيرنويس داشت که اين فيلم ها اغلب در خود امريکا هم فروشي ندارند. مثلاً براي نمونه بابل که زير نويس داشت و بازهم با اينکه بازيگر معروف داشت، فروش بالا نداشت. زير نويس هنوز در امريکا جا نيفتاده. مارک فورستر هميشه مي گفت من به کمپاني گفتم به شرطي اين کار را مي کنم که به زبان اصلي صحبت شود. چون نمي توانم دو تا بچه را بگيرم که در سال 1970در کابل با هم انگليسي صحبت بکنند. بازيگران معروفي نداشت، شايد معروف ترين آنها شان توب بود که در Crash بازي کرده بود. چون خالد عبدالله هم يک فيلم بيشتر بازي نکرده بود و معروف نبود. از اين نظر اين کار ريسک بزرگي بود. مردم امريکا ممکن بود از زيرنويس ناراضي باشند، ولي فيلم جريان خودش را نشان مي داد و حتي خواندن زيرنويس ها هم کار راحتي بود. من هم با خواندن زيرنويس ها، مشکلي نداشتم با اينکه خودم هم زيرنويس دوست ندارم، چون باعث مي شود فيلم را گم کني.

    - صحنه هاي افغانستان همه در کابل فيلمبرداري شده؟
    خير، لوکيشن اصلي ما در چين بود. اصل فيلمبرداري در غرب چين بود. از پکن چهارساعت پرواز داشتيم به شهري به اسم رونکي، از آنجا يک ساعت پرواز داشتيم و رفتيم شهر کشگار، که شهري است در ايالت شين جان که حدود 14-13 ميليون جمعيت دارد و 95 درصد مردم اش مسلمان هستند و به زبان ديگر حرف مي زنند. زباني که خيلي شبيه زبان ترکي ماست. قيافه ها هم اصلاً قيافه چيني نيست، حتي بعضي هايشان هم چيني بلد نيستند و بيشتر فيلمبرداري را آنجا بوديم. تعدادي از صحنه ها را هم به طرف مرز رفتيم. جايي بود که حدود 5 هزار متر از سطح دريا بالاتر بود که ما با اينکه تابستان آنجا بوديم اما بايد از سرما آتش روشن مي کرديم. مقداري از فيلمبرداري هايي که قرار بود در سانفرانسيسکو انجام شود در چين، پکن، گرفتيم. بيشتر صحنه هاي سانفرانسيسکو بود که در پکن فيلمبرداري کرديم. سه هفته هم که در خود سانفرانسيسکو کار کرديم.

    - مارک فورستر آدم بسيار باهوشي است. به عنوان کسي که در اروپا رشد کرده، فيلمي در مورد جامعه امريکا ساخته. اين فيلم هم که راجع به افغانستان است و شناخت دقيقي از فضاي شرقي را مي طلبد. فورستر مشاوري هم داشت؟
    مشاور که نبود. ديويد بنيوف نويسنده فيلمنامه بود که سناريوي فيلم تروا و ساعت بيست و پنجم را نوشته بود. در حدود 24 ، 25 نسخه نوشته شد تا بالاخره اين درآمده. در تمام طول مدتي که مي نوشته با خالد حسيني در تماس بوده چون خود ديويد بنيوف هم يک امريکايي است و از سنت و زبان و مشخصه هاي فرهنگي افغاني شناختي نداشته است. اما خود مارک فورستر را همه افغاني هايي که آنجا بودند کمک مي کردند. مترجم هم داشتيم.

    - منظور من بيشتر روي ديالوگ هاست. کات نهايي را خود فورستر مي داد؟
    بله، ما بعضي برداشت ها را چند بار مي گرفتيم. اما بعضي برداشت ها بودند که 2 ، 3 دفعه پشت سر هم مي گرفتيم. به اين صورت که مي گفت شروع، ما شروع مي کرديم مي رفتيم تا مي گفت کات، دوربين قطع نمي شد، ما به سرعت بر مي گشتيم سر جاي اول مان و دوباره ادامه مي داديم يعني بعضي صحنه ها هستند که دو، سه مرتبه پشت سر هم است. نه اينکه کات بدهد و دوباره گروه برگردد، دوربين بيايد و دوباره نور تنظيم کنند. يک نوع سبک کار بود که من تا حالا نديده بودم. هيچ زماني بين کات و آغاز دوباره کار تلف نمي شد. خيلي سريع بود. سبک کارش اين طوري بود و اصلاً پيش نيامد به کسي بگويد اينجا را خوب بازي کردي يا بد. سبک اش اينطوري بود که اگر در برداشت اول درنيايد ممکن است طي اين چند برداشت انرژي لازم را بگيري. بعضي وقت ها اينطوري بود و بعضي وقت ها هم کات مي داد و عادي کار مي کرديم.

    - وبه اين سيستم کاملاً هم تسلط داشت؟
    بله، خيلي. سه تا مترجم هميشه حضور داشتند. چون هم به زبان چيني، هم دري و هم ليگر صحبت مي شد. ولي بيشتر يک مترجم افغان بود که دري صحبت کردن ما بخصوص ايراني ها را چک مي کرد. اگر از لحاظ گويش مشکلي نبود و تصوير هم تاييد مي شد که تمام بود.

    - ايراني هاي ديگري که توي تيم بودند، چه کساني بودند؟
    ايراني که از ايران رفته باشد فقط من بودم. اما آقاي شان توب بود که در لس آنجلس زندگي مي کند. آقاي ناصر معمار ضيا در نقش رئيس پرورشگاه بودند که سال هاست از ايران رفته. بازيگر تئاتر بوده و در لندن زندگي مي کند. خيلي هم خوب بازي کرده بودند. خانم آتوسا لئوني که مادرشان ايراني و پدرشان افغان هستند. منشي صحنه هم يک دختر بسيار جوان ايراني بود که حدوداً يک سال است از ايران رفته و در نيويورک زندگي مي کند. چندتايي ايراني بودند که بچه هايشان را براي بازي از پکن آوردند.

    - شما قبل از اينکه جلوي دوربين برويد بادبادک باز را خوانده بوديد؟
    بله من کتاب را خوانده بودم.

    - ترجمه اش را؟
    بله.

    - براي شخصيت پردازي بيشتر از کتاب استفاده کرده بوديد يا از فيلمنامه و سر صحنه؟
    در کتاب شخصيت بابا يک شخصيت بسيار غول پيکري است. دست هايي بزرگ دارد. با خرس کشتي مي گيرد. من وقتي به چيزي علاقه مندم دوست ندارم خراب شود. به همين دليل اولين چيزي که من به مارک فورستر گفتم اين بود که اشتباه کردي من را انتخاب کردي. چون اين شخصيت کتاب از لحاظ فيزيکي خيلي با من فرق مي کند. که گفت به اينها کاري نداشته باش. تو ديالوگ ها را بگو. آن قد و دست ها را در چشم هاي من پيدا کرده بود. به همين دليل به فيزيک اهميتي نمي داد. من کتاب را که خواندم اصلاً فکر نمي کردم از اين فيلمي بسازند. اگر هم بسازند يک کارگردان افغاني نهايتاً مي سازد. اصلاً فکر نمي کردم از هاليوود و يک کمپاني بزرگ بخواهد از اين کتاب فيلمي بسازد. با توجه به اينکه ريسک بسيار بزرگي بود.

    - پس مبناي اصلي شما براي رسيدن به نقش همان کتاب بوده؟ کتاب و ذهنيتي که نسبت به آن داشتيد، چگونه بود؟
    تاب که بسيار جذاب بود و من دو روزه تمامش کردم. تنها کتابي بود که راجع به افغانستان خواندم و راجع به جنگ و خونريزي و طالبان و اين چيز ها نبود. در مورد يک زندگي فاميلي بود که نشان مي داد اين قوم افغان چقدر زجر کشيده اند. انگار که به عقيده من قوم نفرين شده يي هستند. اين ذهن مرا روشن کرد که بيشتر راجع به افغانستان تحقيق کنم. راجع به انسانيت بود، بخشش، گناه، دوستي... تمام چيزهايي که در زندگي بين دونفر در جامعه مي بينيد اينجا مطرح مي شود. يکي از بهترين جمله هاي رحيم خان اين است که هميشه يک راهي هست که آدم خوبي باشي. اينها پيغام نيست. نمي خواهم بگويم کتاب يا فيلم پيغام مي دهد. فقط راجع به اينها صحبت مي کند. اينها شما را درگير مي کند. که مي گويد شما آدم خوبي مي توانيد باشيد، بهتر از چيزي که فکر مي کنيد. آدم راجع به اينها فکر مي کند. راجع به دوستي فکر مي کند. خودش، در بچگي اش هم ممکن است شبيه همين را با دوست اش داشته باشد.
    ما يک کشور بوديم. الان هم در افغانستان در مدارس، از فارسي که بگذريم، ادبيات، ادبيات ايران است. ما در حقيقت يک کشور واحد بوده ايم. هر جا که برويد همه مولانا را مي شناسند. شعر فردوسي مي خوانند. الان خالد حسيني در حال نوشتن سناريويي است راجع به شاهنامه. بعد از اين فيلم گروه هاي مختلفي براي کمک به بچه هاي افغانستان تشکيل شده اند. وقتي وارد کابل بشويد واقعاً گريه آور است. از فرودگاه به هتل که مي رفتم تمام کنار خيابان چادر بود و بچه ها مي رفتند مدرسه.

    - يک ديالوگ خيلي کامل در فيلم هست که تمام اين حرف ها را مي رساند. اينکه اينجا يادت هست قبلاً چه بويي مي داد؟... بوي کباب گوسفند.
    الان بوي ديزل مي دهد.

    - خود خالد حسيني فيلم را ديده بود؟ راضي بود؟
    خالد حسيني زمان فيلمبرداري دوهفته با پدرش آمده بود چين و سر فيلمبرداري بود. سانفرانسيسکو زندگي مي کند و فکر مي کنم چندين بار فيلم را ديده و از فيلم خيلي هم راضي است. بيشتر منتقد ها معتقدند يکي از فيلم هايي بوده که خيلي به کتاب نزديک است. هيچ وقت نمي تواند خود کتاب باشد اما به کتاب وفادار بوده. اگر اين فيلم يکي، دوساعت بيشتر مي شد يک شاهکار مي شد. اما همين حالا هم کسي که کتاب را نخوانده باشد و فيلم را ببيند، داستان را درک مي کند. من خودم يکي از نگراني هايم اين بود که فيلم چطوري دربيايد. اما دفعه اولي که توي استوديو ديدم و هنوز کامل نشده بود براي خودم خيلي عجيب بود اما اين بار که کامل شده بود و موزيک آمده بود تازه درک کردم و خود خالد حسيني هم خيلي راضي بود.

    - راجر ايبرت در نقدش راجع به فيلم به چشم هاي شما اشاره کرده و همان قدرت و سلطه شما را در چشم هايتان ديده است و به نظر من شما در اين زمينه کاملاً موفق بوده ايد.
    من که نه. انتخاب مارک بايد ديد درست بوده يا نه وگرنه از نظر فيزيکي من اصلاً مناسب نقش نبودم. چيزي که مي گويند خيلي خوب درآمده همان گذار بين پيري و جواني است. يعني شما هنوز همان قدرت را در پيري در پدر مي بينيد.

    - من موقع ديدن تيزرها با توجه به اينکه بابا حضور چنداني ندارد، فکر مي کردم يک نقش حاشيه يي است اما با ديدن فيلم به اين نتيجه رسيدم که اصلاً بابا اصل فيلم است. در حقيقت بابا نماد چيزي است که فيلم مي خواهد ستايش کند.
    البته خوب نقش اصلي مال خالد عبدالله است و من نقش دوم هستم. ولي خب در خيلي نقد ها اظهار نظرهاي مثبتي در مورد کاراکتر بابا هست مثل اينکه نوشته بودند بعد از ديدن بازي همايون ارشادي، کاش اين فيلم از اول تهيه و نقش بابا بيشتر مي شد. يا اينکه وقتي بابا مي آيد روي صحنه تازه آدم احساس راحتي مي کند. عده يي مي گويند دو سوم فيلم خوب است، تا بابا هست... اينها سليقه است.

    - بله، اينها سليقه است. مثلاً آليسا سيمون از ورايتي گفته با مرد توي کتاب خيلي تفاوت دارد و شخصيتي که روي پرده مي بينيم خيلي جذاب تر است و کامل تر درآمده و همراهي با فيلم را راحت تر مي کند. يک کم راجع به لهجه صحبت کنيم. چقدر تمرين کرديد؟ چطوري تمرين کرديد؟ من سر سيماي زني از دوردست هم خاطرم هست که آنجا يک همبازي افغان داشتيد.
    ما براي زبان يک معلم داشتيم. البته خالد عبدالله متولد اسکاتلند است و در انگليس زندگي مي کند. پدر و مادرش هر دو مصري هستند و در لندن طبابت مي کند. پدرش از پزشکان معروف زنان در انگلستان است. دفعه دوم که من رفتم کابل بار اولي بود که ديدمش. پنج روز هم با هم بوديم. دو تا معلم برايش گرفتند و از صبح تا شب شروع کرد به دري خواندن. يک ماهه دري را ياد گرفت طوري که نه فقط خط ها و ديالوگ هايش را، بلکه دري حرف مي زد. براي من از بعضي جهات آسان تر بود و از بعضي لحاظ سخت تر. آسان بود چون بالاخره يک مقدار زيادي شبيه فارسي است. تعدادي از لغت ها عوض مي شود. جاي کلمات عوض مي شود که خب اينها را ياد مي گيريم. اما براي لهجه واقعاً مشکل است. وقتي براي شصت سال عادت کرده يي يک لغت را يک جور بگويي حالا بخواهي زير و زبر کني در مجموع سخت مي شود. از اين نظر براي خالد راحت تر بود چون از صفر شروع کرده بود. در هر حال من دو هفته در پکن معلم داشتم و خط به خط ديالوگ هايم را تمرين کرده بودم.

    - راجع به لهجه انگليسي چطور. لهجه داديد يا لهجه انگليسي خودتان است؟
    نه، لهجه خودم است.

    - از فيلم هاي قبلي فورستر چيزي ديده بوديد؟
    من قبلاً فيلم «بالماسکه هيولا» را ديده بودم. بعد فيلم در جست وجوي نا کجا آباد را هم ديدم و وقتي سانفرانسيسکو بودم آخرين کارش را ديدم.

    - کمي هم به شخصيت بابا بپردازيم. من معتقدم کاراکتر بابا سه دوره دارد؛ يکي همان دوران افغانستان که همان مرد قدرتمندي است که خيلي هم سمپات است. يکي دوره مهاجرت که در واقع سن اش هم بيشتر مي شود و دوره سوم که مريض مي شود.
    من دو دوره مي گذارم.

    - من از نظر بازي مي گويم البته.
    از نظر بازي ممکن است. اما همان جايي هم که مريض نشده است هم شما شخصيت عوض شده بابا را مي بينيد. بابا در جواني گناهي مي کند و تاوانش را هم تا لحظه يي که زير خاک مي رود پس مي دهد. من معتقدم وقتي شما عاشق کسي هستيد اگر نتوانيد ابراز کنيد، آن عشق نيست. اين کلافه کننده است که آدم نتواند به کسي بگويد دوستش دارد آن هم به خاطر مسائل دور و برش. اصولاً فلسفه زندگي اين است که وقتي چيزي از دست مي دهي، در مقابلش چيزي به دست مي آوري. بابا تمام قدرت، ثروت، اسم، کشورش و هرچيزي که فکر مي کنيم را از دست داد و آمد به سانفرانسيسکو و در مقابلش چيزي به دست آورد که مهم ترين چيزي هم بود که در زندگي اش پيدا کرد؛ عشقي بود که توانست به پسرش نشان بدهد که در افغانستان به هيچ طريقي نتوانست. صحنه يي که در خانه مي پرسد داري چه کار مي کني و مي گويد خوب نوشته کني يعني عشق اش را ابراز مي کند. من در دو مرحله بابا را مي بينم؛ يکي مرحله قدرت است و بعدي که در مرحله قدرت نيست اما چيز ديگري پيدا کرده است.


    - من مي خواهم به اينجا برسم که بازي با نگاه تان خيلي کامل است.
    خب چون من کتاب را خوانده بودم و سناريو را هم خواندم. شخصيت بابا و قدرتمندي و غرور اش در بخش اول کاملاً مشخص است. آدم ثروتمندي است اما چيزي که در هر حالي شما مي بينيد، قدرتش است. با دوستش رحيم خان هم که حرف مي زند، مشخص است. در مرحله دوم شما مي بينيد ته قيافه اش اندوه و ناراحتي دارد. اما هنوز آن قدرت را در وجودش مي بينيد که اينها همه در کتاب بود و من مي دانستم. اما در مورد بيماري بابا چيزي در کتاب نيست که من خودم آنها را در آوردم. يک جايي من بيشتر خم شده بودم که مارک اشاره کرد زياد خم شدي. مثلاً تن صدا عوض مي شود. قيافه عوض مي شود. خميدگي را شما مي بينيد. لازم نيست هر دفعه سرفه کند. يکي از ويژگي هاي کار مارک فورستر همين است. زياد چيزي را بزرگ نمي کند. از سيگار مريض مي شود اما شما فقط چند بار مي بينيد که سيگار مي کشد. يک کمي هم آزادي به تماشاچي مي دهد. مارک فورستر به من و خالد گفت که اگر شما دو نفر نبوديد، من فيلم را نمي توانستم تمام کنم چون مشکلات پشت پرده بالاخره زياد است. به اين راحتي هم نيست. هاليوود هم مشکلات خودش را دارد.

    - کلاً خيلي با حواس جمع کار کرده و مراقب بوده فيلمش خيلي احساسات گرا از آب درنيايد.
    بله. فيلم مشکلي بود. چون واقعاً 300 ، 400 نفر هر روز سر صحنه بوديم. بعضي روز ها 500 ، 600 نفر هنرور سر صحنه داشتيم. من کلاً شايد يک بار، دوبار کارگردان را عصباني ديدم که خيلي طبيعي بود.

    - کمي هم به نقش آفريني هاي ديگر بپردازيم. راجع به انتخاب آن بچه ها براي ما بگوييد.
    در مورد انتخاب بچه ها، خانم کيت داوت در کابل بود و حدود دوماه آنجا زندگي کرد و هر روز بچه هايي را مي ديد. حدود دو هزار تا بچه ديده بود. مدارس مختلف رفته بود تا بالاخره اين بچه ها را پيدا کرد. مارک هم بچه ها را ديده بود و تاييد کرده بود. حسن جداً شاهکار است. من نقدي راجع به او خواندم که نوشته بود يکي از بهترين نقش آفريني هاي خردسال تاريخ سينماست.

    - بازي شما در فيلم خيلي خوب بود اما خالد جداً رقيب سرسخت خود شماست.
    نه، رقيب من نيست. مثل بچه من است. وقتي خالد براي من اي ميل زد و خبر جايزه گرفتنش را داد من بلافاصله شماره تلفنش را خواستم که تماس بگيرم و تبريک بگويم.

    - البته رقيب جايزه يي منظورم بود و گرنه براي من به عنوان يک ايراني همين حضور شما خودش جايزه بزرگي است.
    براي من همين جايزه است.

    - جيمز براردينلي گفته خيلي نرم، لطيف و تاثير گذار بازي کرده ايد و نيرومند و اگر قرار باشد از اين فيلم نامزدي وجود داشته باشد، حتماً بازي در نقش بابا است.
    حالا من خبري به شما مي دهم راجع به نامزدي، الان گلدن گلوب دو تا کانديداتوري براي فيلم در نظر گرفته است؛ يکي براي بهترين فيلم خارجي و يکي براي بهترين موسيقي. ديشب هم جايزه منتقدان را اين پسر بچه گرفت.

    - حسن؟
    بله، حسن. بفتا هم که 8 تا رشته معرفي کرده و 16 ژانويه مشخص مي شود کدام رشته ها هستند. بهترين بازيگر نقش دوم باز هم حسن است. شما به سايت WWW.TheOscarigloo.Com که برويد، پيش بيني هايي که راجع به اسکار مي کنند، در قسمت Supporting Actors (هنر پيشه نقش دوم مرد) الان 10تا عکس هست و سه، چهار تا اسم که اسم من هم هست. 13 ، 14 نفري که ممکن است جزء رقابت باشند از 5 نفر نهايي. اما من قول مي دهم که نخواهم بود.

    - البته از اينها گذشته، امسال فيلم ممتاز هم فراوان است.
    بله. شما اگر فيلم«جايي براي پيرمردها نيست» را ديده باشيد، بازي خاوير باردم شاهکار است. قطعاً او گزينه اول من است. حالا اگر اسم آدم جزء 5 تا هم برود خيلي خوب است. اما اگر من نروم هم، همان جزء اين 13 نفر بودن هم خوب است.

    - يک رقيب ديگر هم داريم، کيسي افلک که خيلي خوب بازي کرده.
    بله. يکي ديگر هم هست در فيلم شان پن، جان تراولتا هست، راسل کرو هست براي گنگستر امريکايي.

    - البته گنگستر امريکايي در انتخابات SAG اصلاً راي نياورد. در نتيجه خيال تان از آنها راحت باشد.
    در هر صورت در بفتا در 8 رشته فعلاً نامزد شده که 16 ژانويه مشخص مي شوند و جوايز هم که فوريه داده مي شوند و حسن هم براي نقش دوم انتخاب شده.

    - حالا با توجه به اينکه راجع به اين موضوع صحبت کرديم، من سه تا از بهترين سکانس هاي بازي تان را انتخاب کردم؛ يکي صحنه اعتراضي که به افسر روس در کاميون مي کنيد، يکي جايي که بحث نوکر تازه مي شود و يکي هم جشن فارغ التحصيلي که فوق العاده است و من چند بار اين صحنه را مرور کردم. کدام نماهايتان را بيشتر دوست داريد؟
    ن فکر مي کنم نمايي که روي پله ها هستم و پسر مي گويد نوکر تازه و من برمي گردم. احساس دروني من آنجا خيلي بيشتر بود. يا مثلاً صحنه سرباز روس هم خيلي خوب بود. منتها يادم مي آيد که در ارتفاع پنج هزار متري بوديم و سرماي شديد بود. از 6 صبح شروع کرديم و تا 10 شب فيلمبرداري داشتيم. البته نه فقط اين صحنه. خستگي و آن سرما را هنوز فراموش نکرده ام. ولي در آن يکي خيلي راحت بودم. از لحاظ رواني، فيزيکي. همه چيز براي من بهتر بود.

    - در اين فيلم براي اولين بار قرار است مرگ را بازي کنيد. چشم هايتان پذيرفته که در حال مرگ هستيد. خيلي کار کردن و بازي شما اينجا هوشيارانه است.
    اتفاقاً يک جايي بودم و گفتم وسط فيلم مي ميرم. مي پرسيدند چطوري مي ميري؟ مريض مي شوي تصادف مي کني، گفتم نه، خيلي راحت اصلاً آنطوري نيست. مي ورد توي رختخواب چشم هايش را مي بندد و مي ميرد. زيباترين مرگ را گذاشته اند. در طعم گيلاس هم من فکر مي کنم مساله، مساله خودکشي بود اما مساله زندگي هم مطرح بود. اينجا هم من مرگ را بازي نکرده ام اما حالتش کاملاً دروني است ديگر.

    - آن آرامشي که در چهره تان هست، بيشتر به خاطر سعادتي است که پسرتان به آن رسيده يا براي اين است که در حال رفتن هستيد؟
    من فکر مي کنم بيشتر به خاطر پسرش است. خيالش راحت شده. هم توانسته عشقش را به پسرش نشان بدهد و هم پسرش ديگر فهميده که اين عشق بابا را مي گيرد. پسرش به سامان رسيده. نويسنده شده، زن گرفته و به همين دلايل آن آرامش را در چهره اش مي بينيم. اما من فکر مي کنم به دليل آن راز دروني هنوز جدالي شايد داشته باشد.

    - با الهام از اين فيلم شما توانايي بازي کمدي هم داريد. مثلاً ديالوگ در about what ، خيلي جذاب است. کار خودتان است؟
    بله. من 30 آگوست وارد چين شدم، خالد عبدالله سي و يکم آمد. من و او و کارگردان رفتيم ديوار چين و سه شب هم مانديم. دفعه اول بود که دور هم جمع مي شديم. نشستيم ديالوگ ها را نگاه کرديم. من، خالد و مارک. بعد فکر مي کرديم کجا ها را فارسي و کجا ها را انگليسي بگوييم. تصميم گرفتيم اينجا فارسي- انگليسي باشد. من اين را پيشنهاد کردم و ماند. حتي امريکايي ها که نمي فهمند مي خندند. نکته را مي گيرند و همه مي خندند.

    - خيلي طنز جذابي داشت. يکي اين صحنه و يکي هم جايي که خيالت راحت مي شود دکتر خوبي است.
    من کمدي نمي توانم بازي کنم، اما طنز بدم نمي آيد امتحان کنم.

    - فکر مي کنم ايده هاي طنازانه داريد. بخصوص تو بار خيلي اين موضوع جذاب است.
    بله، ولي کمدي نه. کمدي تکنيک هم مي خواهد. خيلي.

    - فيلمبرداري کلاً چقدر طول کشيد؟
    25 سپتامبر کليد زديم. البته اينها 5 روز پيش توليد دارند. يعني بعضي صحنه ها مثل دويدن بچه ها در بازار يا رفتن خالد به مسجد، اينها پيش توليد بود. فيلمبرداري به طور رسمي 25 سپتامبر شروع شد و 22 دسامبر هم تمام شد و اولين صحنه يي هم که گرفتيم آنجايي است که مستقيم وارد کوچه مي شوم.

    - تا زمان خبرهاي تيزر و آماده سازي نهايي کسي خبر نداشت شما قرار است در اين فيلم کار کنيد؟
    نه، ولي گسترده نبود.

    - چرا؟ سياستي در کار بود؟
    نه،من از روز اولي که آمدم خيلي ها تماس گرفتند براي مصاحبه و من خودم قبول نکردم به خاطر قراردادي که ما با کمپاني داشتيم مبني بر اينکه تا پيش از پخش فيلم مصاحبه نکنيم.

    - بيشتر منظور رسانه هاي خودمان است.
    فقط خيلي کوچک اشاره کرده بودند.

    - آن هم بعد از فيلمبرداري.
    بله.

    - خودتان هم سياست سکوت خبري داشتيد؟
    بله. من حتي بعد از فيلمبرداري هم اصلاً مصاحبه نکردم، يعني تا همين دو هفته پيش.

    - تجربيات شما در ايران اصولاً بيشتر نزديک به طعم گيلاس بود. قرار گرفتن در يک پروژه بين المللي با توليدات عظيم چطور بود؟
    همانطور که گفتم اين کار براي من يک تجربه عظيم بود، کلاً سيستم متفاوت بود. نه فقط مساله بين المللي بودن، مساله تکنيک بود، زبان بود، منتها چيزي که به ما کمک کرد اين بود که ما هيچ کدام معروف نبوديم. يک بازيگر بزرگ در تيم ما نبود که کارمان سخت شود. اگر بود، نمي دانم بايد مي ديدم. اما همه اينها کمک مي کرد ديگر. همه در يک حد بوديم. به هم کمک مي کرديم و همديگر را خراب نمي کرديم. روزي که من ضبط داشتم، خالد عبدالله مي آمد در صحنه و حضورش براي من قوت قلب بود. وقتي کار تمام مي شد من مي رفتم و از او سوال مي کردم چطور بود. اين چيز ها خيلي کمک مي کردند.

    - اين تفاوت ها صرف امکانات بود يا مسائل ديگري هم بودند؟
    ک مساله امکانات است. اينکه شما امکانات بيشتري داشته باشيد، راحت تر کار مي کنيد. سبک کارگردان است. کارگردان هاي خارجي سبک ديگري دارند. حالا اين اولين بار بود و من بقيه را نمي دانم. خيلي چيز ها هستند که در محيط در جا به چشم مي آيند و ممکن است بعد ها فراموش کني. همان راحتي که به شما مي دهند، مثلاً در مورد غذا. بهترين غذا را آشپز گروه تهيه مي کرد. چادر مي زدند، اگر سرد بود بخاري مي گذاشتند. اينجا ممکن است شما تا 5 ساعت بعد هم غذا نخوري و بعد هم که مي آورند يک غذاي سرد. مساله خوردن نيست، مساله اين است که همين چيز هاي کوچک دست به دست مي دهند و روي همه چيز تاثير مي گذارند. وقتي محيط اطراف تان راحت باشد شما احساس راحتي مي کنيد. انرژي تان را بيهوده جايي از دست نمي دهيد. بيخودي عصباني نمي شويد. آنجا کارها خيلي روي فرمول و منظم است. من وقتي وارد شدم برنامه فيلمبرداري مان را به من دادند. من مي دانستم به فرض دو ماه ديگر در اين تاريخ، در اين محل ساعت 7 ماشين مي آيد دنبالم، 30/7 بايد براي گريم حاضر باشم، 8 بايد لباس عوض کنم و 9 هم بايد جلوي دوربين باشم. يعني از سه ماه قبل برنامه دست من بود. فقط يکي، دو بار تغيير کرد. يک مورد ديگر اينکه مثلاً ما صبح که مي رفتيم، هنوز گريم نکرده بوديم و لباس نپوشيده بوديم، اولين کاري که مي کرديم، کارگردان، دستيارش و فيلمبردار مي آمدند و جاي دوربين ها را تعيين مي کردند. منظره ياب هاي بزرگ داشتند که به مانيتور وصل بود. فيلمبردار با اين منظره ياب ها جاي دوربين را انتخاب مي کرد و کارگردان روي مانيتور مي ديد و علامت مي زدند. بعد ما براي گريم و لباس مي رفتيم. همه ما بدل داشتيم. هم قد خودمان. آنجا مي ايستاد براي تنظيم نور و همه چيز هاي ديگر و وقتي آماده برمي گشتيم سر جاي خودمان مي ايستاديم و تازه نور روي ما تنظيم نمي شد. همه کار ها را کرده بودند. براي آنها يک دقيقه هم يک دقيقه است. چون بيشترشان در امريکا سنديکا دارند و اجازه کار بيشتر از ساعت مقرر را ندارند. شما دقيقاً مي دانستيد تا دو ماه آينده چه روزهايي بيکاريد يا سر کاريد. بعضي از بازيگر ها که 10 روز کار نداشتند، مي رفتند. مثل شان توب که دو هفته با همسرش از چين براي تفريح رفت.

    - اين واقعاً به کار بازيگر خيلي انسجام مي دهد.
    اينجا شب مي رويم سر کار، بعضي وقت ها هنوز لوکيشن معلوم نيست. خب اين چيز ها در بازي اثر گذار است. اين نظم و برنامه مشخص به بازيگر روحيه مي داد. فرصت خستگي در کردن به بازيگر مي داد. در بحث تفاوت ها فقط موضوع تکنولوژي نبود. تکنولوژي اصلاً بحث اش جداست. شايد هم به خاطر بودجه باشد. آنجا هر بازيگر، يک آدم مخصوص داشت که با ميکروفن به مرکز وصل بود. وقتي ما مي رفتيم توي تريلر، آنها دائم در تماس بودند. لباس عوض مي کرديم، استراحت مي کرديم و بيخودي لازم نبود برويم سر صحنه. هر بازيگر يک تريلر مخصوص به خودش داشت، اتاق خواب داشت. اينها به خاطر بودجه است. مورد ديگر تبليغات است که بعد از فيلم موضوع بسيار مهمي است. آنها براي تبليغات يک فيلم گاهي بيش از سرمايه خود فيلم هزينه مي کنند. ما اينجا آن سيستم را نداريم. تبليغات آنها عجيب و غريب است. مثلاً ما را بردند به شهرهاي مختلف، با مردم صحبت کرديم. با پرواز فرست کلاس و اقامت در بهترين هتل ها. اينها همه جزء تبليغات است و نه بودجه فيلم.

    - هنوز با خانم کيت داوت در تماسيد؟
    ما با هم تماس داريم هنوز. احوالپرسي و اينها. ببينيد مهم نيست. اگر در نظرش هم موردي باشد باز بايد به کارگردان ارائه بدهد. من تجربه اش را داشته ام. براي کار آخر ريدلي اسکات با راسل کرو و لئوناردو دي کاپريو، من يک نوار پر کردم و فرستادم. حتي ريدلي اسکات خوشش آمد و من رفتم امريکا. ولي وقتي از نزديک ديد گفت که آن شخص بايد پير تر از تو باشد و يک انگليسي انتخاب شد. بازهم در هر حال بايد تست را بگذراني. سيستم به کل فرق مي کند و اگر کسي را نداشته باشي کار هم پيدا نمي کني. به علاوه اينکه بايد در محيط باشي. آنجا رقابت خيلي بالاست. يعني به فرض امروز صبح به شما زنگ مي زنند که يک نقشي هست و بيا براي تست. اگر نروي صد نفر، صد تا کارگزار ديگر مشتري دارند.

    - اين خبر حضور بازيگران ايراني در فيلم آقاي اسکات را شما هم شنيده ايد؟
    از من اي ميل سه تا از بازيگران زن ايراني را خواسته بودند و من هم فرستادم. با آنها تماس گرفته بودند. وقتي من با ريدلي اسکات ملاقات داشتم سناريو را تازه آنجا ديدم. يکي از کساني هم که تست داده بود خانم ميترا حجار بود. خانم حجار آنجا زندگي مي کند. وقتي من سناريو را ديدم گفتم که متاسفانه اين سه خانمي که شما خواسته ايد با اين سناريو چون در ايران زندگي مي کنند نمي توانند بازي کنند.من اينترنت هم که چک کردم اسم خانم حجار حتي نبود. فيلمبرداري هم تمام شده و اگر قرار بود باشد اسم ها بود. اين خانم ها نبودند. چون همه اينجا هستند و نرفتند.

    - بادبادک باز نقطه عطفي در کارنامه بازيگري همايون ارشادي است؟
    بله من فکر مي کنم مي تواند باشد. دومي ديگر. اولي که طعم گيلاس بود. درخت گلابي هم مي توانست باشد منتها درخت گلابي زمان بدي اکران شد. در صورتي که درخت گلابي يکي از بهترين ها بود. نه خودم ولي مثلاً گلشيفته را که مي بينم از بازي اش لذت مي برم. اما در هر حال طعم گيلاس اولي بود و اين هم دومي اش بود.

    - و مي تواند دوباره مسير کاري تان را تغيير بدهد؟
    من بيشتر ترجيح مي دهم همين جا کار کنم. من ديگر شصت و دو ساله ام، گذشته از ما. همين مملکت خودمان کار کنيم.

    - خب من سوال ديگري ندارم، حضور شما در اين فيلم و يک عرصه بين المللي خودش يک جايزه است اما به هر حال مي دانم شما تلاش زيادي کرديد و اميدواريم که نتيجه اش را بگيريد که پلي مي شود براي شما و بازيگران ديگر خوب ايراني که بتوانند در عرصه هاي بين المللي حضور پيدا کنند. بازهم از شما تشکر مي کنم.
    من هميشه، آنجا هم گفتم که ما در ايران، چه زن و چه مرد بازيگراني داريم که من در مقابل آنها واقعاً هيچم. چون هم تکنيک شان خوب است و هم از درون بازي مي کنند و اميدوارم پلي باشد براي آنها که بروند. کارگردان هايمان که فيلم مي سازند و اميد وارم اين مساله براي بازيگران هم رسميت پيدا کند، تنها چيزي که مساله است زبان انگليسي است. روزي که به من زنگ زدند و من انتخاب شده بودم خانم کيت داوت به من گفت که با شان توب به توافق نرسيده اند. اسم 6 نفر را داد که از اينها نوار بگير و براي ما بفرست. من زنگ زدم خانه سينما و با خانم رويا تيموريان صحبت کردم. که البته در جريان هم بودند. گفتند شما اين کار را مي کنيد يا ما بکنيم که من قبول کردم و نوارها را آماده کردم و بردم. اما آنجا که رسيدم اينها با شان توب به توافق رسيده بودند و براي بعضي از دوستان اين سوءتفاهم ايجاد شد که شايد من جاي اينها را گرفتم. در صورتي که من نقش بابا را داشتم و ديالوگ هاي رحيم خان را به آنها داده بودم. من از خدا مي خواستم که يکي از اينها بيايد.

    - مشکل مالي بود با شان توب ديگر؟
    بله. بالاخره او فيلمش اسکار برده بود و اينها هم بودجه مختصر داشتند. بيست ميليون دلار بود. ولي ما لوکيشن هاي مختلف داشتيم و فرضاً يک ماشين موستانگ را فقط 18 هزار دلار پول داده بودند و کرايه هم جدا پرداخت شده بود فقط براي فيلمبرداري همان دو تا صحنه.

    - حالا همان موستانگ استيو مک کوئين در بوليت است... ؟
    نه. شبيه آن است...



    منبع خبر : اعتماد
    سه شنبه,25 دی 1386 - 14:5:11

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو
    اخبار مرتبط:

    نظرات

    مونا صلح دوست
    سه‌شنبه 25 دي 1386 - 22:4
    -1
    موافقم مخالفم
     

    امیدوارم اسم اقای ارشادی تو لیست نامزد های اسکار باشه

    این تنها جایزه ای که سینمای ایران به خونه نیاورده

    به امید اون روز.

    Mahshid
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 0:42
    -1
    موافقم مخالفم
     

    Omidvaram ke aghaye Ershadi movafagh bashan va hatman jayeze begiran hamin ke ishoon toye in film bazi kardan baraye ma eftekhare

    Sepid
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 6:16
    1
    موافقم مخالفم
     

    Arezooye movafaghiyat mikonam baraye aghaye Ershadi...mer30 ke in mosahebaro gozashtid roo site...Omidvaram ke ishoon jayezeh begiran...

    اریا
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 7:23
    -4
    موافقم مخالفم
     

    به امید موفقیت همایون ارشادی

    parisa
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 9:28
    -3
    موافقم مخالفم
     

    از اینکه آقای ارشادی به عنوان یک ایرانی در این فیلم انتخاب شودن باعث افتخار ایرانیان است فیلم خیلی خوبیست

    sooosh
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 15:35
    3
    موافقم مخالفم
     

    man ham tabik migam be aghate ershadi va midvaram ke ba e dast avordane javaeze mokhtaklef mode bazie besyar khoobeshoobegiran.

    سارا. م
    چهارشنبه 26 دي 1386 - 23:40
    2
    موافقم مخالفم
     

    اقای ارشادی عزیز بازی فوق العادتون رو در فیلم زیبای بادبادک باز دیدم و حال کردم!

    دمتون گرم

    باز هم از این کارها بکنید

    باعث افتخار شدید واقعا.

    saghar
    پنجشنبه 4 بهمن 1386 - 23:39
    2
    موافقم مخالفم
     
    man hafteye pish film ro didam dar cinema...kheili aali bod, va be jorat mitonam begam ghavitarin naghsh afarini marboot be aghaye ershadi mishod...man avalesh nemidoonestam ke ishoon irani hastan faghat ghiafshoon ashna bood baram, bad ke pedaram goft irani hastan kheili khoshhal shodam!---->>Saghar--Vancouver<<---:D

    پنجشنبه 23 اسفند 1386 - 12:8
    -1
    موافقم مخالفم
     

    omid varam movafagh bashid hamisheeeee

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات