سينمای ما - پرونده بزرگداشت اينگمار برگمان / یک جمله برای برگمان [ رضا كاظمي ]
پنجشنبه 30 آبان 1387 - 13:5
اخبار:      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      • تبریزی باز جنجال درست می‌کند؟ / نخستین حضور میترا حجار پس از بازگست به ایران      • اعتراض سامان مقدم به بلاتکلیفی خودش و فیلم‌اش؛ / هیچ کس پاسخگو نیست؟      • اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (72 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (50 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (891 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (283 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1015 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (312 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...

آرشيو...



پرونده بزرگداشت اينگمار برگمان / یک جمله برای برگمان [ رضا كاظمي ]
پرونده بزرگداشت اينگمار برگمان / یک جمله برای برگمان [ رضا كاظمي ]


[ رضا كاظمي ]


اگر بخواهم برگمان را در یک جمله وصف کنم چه باید بنویسم. او کلی فیلم ساخته( 62 تا) و خیلی از فیلمهایش هیچ شباهتی به هم ندارند که بشود آنها را در یک گروه قرار داد.چند تا شاهکار دارد و چند تا فیلم خوب و کلی فیلم ضعیف و متوسط و متاسفانه شاهکارهایش امکان نمایش عمومی در ایران ندارد... خوشبختانه برگمان از جمله فیلمسازانی است که می شود برخی فیلمهایش را در ژانر من در آوردی معنا گرا به زور قرار داد و این فرصت خوبی است تا برخی فیلمهایش دیده شوند.
طبعا من همه این شصت و دو فیلم را ندیده ام .پرسونا، توت فرنگی های وحشی، فانی و الکساندر( نسخه پنج ساعته)، فریاد ها و نجواها و شعبده باز از نظر من بهترین فیلمهای برگمان هستند که البته آشکار است که به جز توت فرنگی های وحشی که سالها قبل با حذف های توهین آمیز و تغییر داستان دوبله شده بقیه راهی برای نمایش ندارند و همین یک فیلم هم با حذف دو سکانس کلیدی به نمایش در خواهد آمد.
پس بهتر است به جای صحبت درباره فیلمها به چند گوشه از دنیای برگمان سرک بکشیم و نقد تحلیلی را بگذاریم برای فرصتی دیگر.
***
برگمان کارگردان مضمون است. او را برای نوآوریهایش در شگرد روایتی سینما نمی شناسند یا برای تسلط بی چون و چرا بر فیلمسازی. کافی است به چند فیلم دهه پنجاه و شصت او نگاه کنید تا ببینید چه اشتباهات فاحشی در کارگردانی و تدوین دارد. محبوبیت و شهرت برگمان به خاطر داستانهای پند آموز و ژست پیامبرگونه ای است که در آثارش دارد و اتفاقا همین مهمترین نقطه اتفاق نظر کسانی است که سینمای برگمان را دوست نمی دارند.او به نوعی از هنر باور داشت که دائما بخواهد آموزه های اخلاقی بدهد یا پیام رسانی کند و وجدان مردم نا آگاه و غافل را بیدار کند و به اصطلاح معناگرایی نماید!!!. از همین روست که بیشتر فیلمهای او نقطه ابهامی در موضع داوری سازنده شان ندارند و به جای اینکه پرسشی برای بیننده برجای بگذارند و او را به دنیای شیرین فرامتن بکشانند دائما در پی صدور احکام قطعی و کلی و نتیجه گیریهای اخلاقی و حتی مذهبی متعصبانه بودند. برکسی پوشیده نیست که برگمان تا چه اندازه دیدگاهی منفی نسبت به کلیسا داشت و در چند فیلم خود آشکارا آنرا به تازیانه هجو و هزل گرفته بود.مثلا نگاه کنید به فانی و الکساندر که به نظرم بهترین اثر برگمان و یکی از بهترین های همه دورانهاست... ولی خشم و نفرت بی پایان او از کلیسا را در فرم افراطی شخصیت پردازی اش ببینید. سخن من این نیست که این چیزها درست اند یا نه .سخن این است که هنر بهتر است در جایگاه دگم اندیشی نباشد و می شود با پرداختی اندیشمندانه تر و دور از این همه انکارگرایی همان حس مورد نظر را ایجاد کرد و جای پرسش هم باقی گذاشت.
برگمان در بسیاری از فیلمهایش تردیدهای بنیادین انسان درباره خدا، مذهب، معجزه و مرگ را بیان میکند و البته دیگاه و موضع او نسبت به همه اینها تا حد زیادی روشن است و نیاز به بازگو کردن نیست. او آدم تلخ اندیشی بود و این تلخ اندیشی و هراس بر همه جای زندگیش سایه افکنده بود چه رسد به فیلمهایش. لابد شما هم خوانده اید که او از فرارسیدن روز تولدش هراس داشت و آنرا گامی به سوی مرگ می دانست. ..
در فیلمهای برگمان انسانها رنج می برند و تنها هستند. گاهی پناه و آغوشی برای هم می شوند تا از ظلمت دنیای وهمناک پیرامونشان بگریزند. خیلی از فیلمهای برگمان درباره فقدان رابطه های انسانی هستند. خود او نقل میکند پس از پخش شدن سریال صحنه هایی از یک ازدواج( که بعدا نسخه فیلمی 300 دقیقه ای(!) آن هم ارائه شد) آمار طلاق در سوئد افزایش یافت و موجی از بدبینی در زوجهای جوان به راه افتاد.!
***
برگمان تصویرهای ماندگاری از اشرافیت سرزمینش به جای گذاشته. برخی از فیمهای او نقبی است به درون مناسبات خانواده های اشرافی و بورژوا و ضیافت و تنهایی اشراف را در فضای سرد و زمستانی طولانی سوئد به تصویر میکشد. آنچه او از اشرافیت نشانمان می دهد با انچه در سینمای ویسکونتی می بینیم تفاوتهایی دارد. در فیلمهای ویسکونتی، اشرافیت، کانون جدامانده ای است که با دگرگونی ها و پیشروی های دنیای پیرامون ، هم گام و هم آهنگ نیست و در تعارض با واقعیتهای موجود، پدیده ای محکوم به نابودی و اضمحلال است هرچند ویسکونتی اشراف زاده خودش نسبت به این از دست رفتن غمخوار و همدل است. در فیلمهای برگمان اشرافیت ،لازمه و الگوی راستین یک کانون زندگی ایده آل است و اگر جامعه ای وجود دارد باید اهمیت و اعتبارش را از زندگی در زیر سایه الطاف اشرافیت بگیرد ! !
***

یکی از دستمایه های مورد توجه برگمان، پیری بود. شخصیتهای فیلمهای او از اینکه پیر بشوند و چین و چروک به رخساره بینند دچار هراس می شدند.از آن رو که پیری هم روبرو شدن عریان و بی رودربایستی با مرگ است و مرگ بدون شک مهمترین مضمون مورد توجه برگمان در تمام فیلمهایش است. یکی از درخشانترین صحنه های فریادها و نجواها آن جاست که مرد درون آینه به زن نشان می دهد که کم کم دارد پیر می شود. شبیه دستمایه درخشان اتوبوسی به نام هوس (آنجا هم ویویان لی از نور وحشت داشت چون شکستگیهای رخسارش را بروز میداد). توت فرنگی های وحشی هم که جای خود دارد.
***
برگمان در ایران:
یکی از خاطرات نوستالژیک روشنفکران ایرانی نقل حال و روزی است که در زمان کودکی و نوجوانیشان از تماشای فیلم مهر هفتم برگمان یا فیلمهای دیگر او به آنها دست داده . توجه کنید آنچه نوستالژی این نسل از تماشای فیلمهای برگمان در آن سالهاست ربط چندانی به دنیای خود برگمان نداشته و معناگرایی مورد نظر اساسا در سینمای برگمان وجود ندارد( منظورم معناگرایی ماورایی است) و بیشتر یک جور تحمیل ایده های ما به فیلمهایی است که به شدت انسان محور( اومانیست) و تلخند.از این گذشته برخی از این نوستالژیها و تحولات عمیق روحی مربوط به تماشای نسخه های مثله شده ای بودند که گاه سکانسهای اساسی فیلم در آنها سانسور می شد. شبیه همان بلایی که سر فیلمهای وودی آلن در آن دوران امد و شخصیت عمیق و اندیشمند او به لوده ای احمق در دوبله تنزل می یافت .شاید بگویید چه ربطی داشت که وسط نوشته ای درباره برگمان حرف وودی آلن را پیش کشیده ام. چه کسی بیشتر از او شیفته و ستایشگر سینمای برگمان بوده است؟او حتی چند تا از فیلمهای متوسط یا ضعیفش را به تقلید صرف از برگمان ساخته بود. او فیلم زن دیگر خود را همچون توت فرنگی های وحشی برگمان سیر و سفری درونی و معنوی می دانست!(بخوانید معناگرا) به نقل از خود آلن او حتی از اینکه برگمان در فیلمهایش از موسیقی استفاد نمی کرد یا کم استفاده میکرد نیز مدت کوتاهی تقلید کرد ولی بعدها نظرش درباره استفاده از موسیقی عوض شد!
***
چون قرار بود این نوشته ستایش باشد و تا اینجایش نشد باید بنویسم که از نظر من برگمان دو شاهکار اساسی دارد که برای من همتا ندارند .فریادها و نجواها و فانی و الکساندر. همین کافی نیست؟
...اگر بخواهم برگمان را در یک جمله وصف کنم چه باید بنویسم. او کلی فیلم ساخته( 62 تا) و خیلی از فیلمهایش هیچ شباهتی به هم ندارند که بشود آنها را در یک گروه قرار داد.چند تا شاهکار دارد و چند تا فیلم خوب و کلی فیلم ضعیف و متوسط.
اجالتا این جمله را بر میگزینم: مردی که زیاد فیلم ساخت.

دوشنبه,15 بهمن 1386 - 14:41:24

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

روزبه
جمعه 19 بهمن 1386 - 8:51

با نظر شما در برخی جاها موافق نیستم ولی تحلیل مختصر و جامعی بود و همچون همه نوشته هایتان ارزشمند. موفق باشید

محسن
شنبه 27 بهمن 1386 - 17:37

از نوشتن این متن متشکرم اما درست نیست که برگمان را کارگردان مضمون بدانیم صرفا . همه منتقدان متفق القولند که او استاد صدا در در سینما است . استاد میزانسن در سینماست. استاد دیالوگ نویسی در سینماست. استاد بازی گرفتن از بازیگران در سینماست. استاد قاب بندی های ناب سینمایی. او استاد سینماست. فکر نمیکنم این حرفهای من چیز جدیدی باشد . با این حال از متن شما متشکرم خیلی خوب بود . البته فکر میکنم شاهکار های برگمان بیش از این چند فیلم باشد درست نیست.


دوشنبه 29 بهمن 1386 - 22:30

از ضعف ها و اشتباهات آشکار برگمان در تدوین و کارگردانی فیلمهایش گفته اید. نکته ای که شما با این صراحت از آن یاد می کنید مسلما تنها با ذکر دلیل و مدرک، و آوردن مصادیق موثق از خود متن فیلمها است که قابل قبول می نماید. وگرنه بیان اعتقاد و برداشت شخصی (و نسبت دادن آن به کل کارنامه یک فیلمساز )نمی تواند خواننده را مجاب به پذیرش یک موضوع کند.

این نوع نگارش، یعنی اشاره گذرا به نکات کلیدی و حائز اهمیت فیلمها و داوری های کلی و کم جزئیات ظاهرا از مدل ریویو نویسی غربی می آید ولی شما حتی در مورد نکات مثبت کارنامه برگمان هم به نکات مهم فیلمها نمی پردازید. مثلا در جایی نوشته اید: "برگمن تصویر ماندگاری از اشرافیت سرزمینش می دهد" و سپس به مقایسه اشرافیت در فیلمهای برگمان و ویسکونتی می پردازید و این ایده را در یک پاراگراف بسط می دهید. در حالی که، این ایده ای که شما به آن می پردازید هیچ کارکرد مهمی در فیلمهای برگمان ندارد و اگر هم داشته باشد نکته ای فرعی و کم اهمیت است،پس با این حساب آن مقایسه هم محلی از اعراب نخواهد داشت. در جای دیگری به نقد حال و هوای روشنفکرانه ایران می پردازید (که در این مورد با شما موافقم) و می گویید: در آن دوره روشنفکران ما، روی چیزهایی از فیلمهای برگمان انگشت می گذاشتند که اصلا به دنیای او ربطی نداشت.اتفاقا، باید بگویم نوشته شما مصداق کاملی است از حرف خودتان .

"به نظر من برگمان دو شاهکار دارد: فریادها و نجواها و فانی و الکساندر، همین کافی نیست" . این جمله شما یعنی من یک منتقد بزرگ سینما هستم و حالا پس از کوله باری از تجربه و این حرفها، این دو فیلم شاهکارهای شخصی برگمان برای من است. اگر غیر این است خوب به من چه ارتباطی دارد که شما چه فیلمهایی از برگمان را دوست دارید. پس بدانید که به نظر من ناشناس، این دو فیلم بدترین فیلمهای برگمان هستند و اصلا برگمان فیلمسازی است فرم گرا که بازیهای روایی اش زبان زد همگان است.

این را نوشتم که بدانید هر مطلبی مخاطب خاص خودش را دارد. این نوشته شما را مدتها بود ذخیره کرده بوده ام تا با دقت بخوانم ولی بعد از خواندنش فهمیدم که چه کار عبثی کرده ام.

رضا کاظمی
چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 1:29

در پاسخ به یک کامنت: به نظرم نظر شماهم نظر عبثی بود. این کاربرد جمله ها کفه نازل تفکر شما را باز می تاباند .وقتی با نیاوردن نامتان -که برایم هیچ اهمیتی ندارد- بحث دیالوگ را منتفی میکنید. ایننقد جامع و فرانگر درباره برگمان نبود. یادداشتی کوتاه و مناسبتی برای سایت عزیزی بود که بیشتر مخاطبانش جوانهای عاشق سینما هستند و چون شما نفرت زده نمی نویسند. گفته هایم درباره برگمان بی شک نگاه من به اوست. اگر من می نویسم پس من در متن هستم و گزاره ها نه از خلا که از رسوبهای ذهنی من اند. شما ناراحتید که من نظر خودم را می نویسم. ناراحت باشید.منتقد بزرگ؟ منتقد بزرگ چه کسی است؟ شک ندارم که شما دوست عبث من.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.797899961472 seconds.