سينمای ما - پگاه آهنگرانی: من به ماشین تو کوبیدم امیر قادری
جمعه 3 خرداد 1387 - 0:41







نظر سنجی

مسعود کیمیایی برای بازیگر اصلی فیلم جدیدش چند گزینه پیشنهاد کرده است. شما کدام را می‌پسندید؟



زن‌ها فرشته‌اند


  (20 رأي)

کارگردان:
شهرام شاه حسینی
-------------------------------------
قرنطینه


  (44 رأي)

کارگردان:
منوچهر هادي
-------------------------------------
هم‌خانه


  (28 رأي)

کارگردان:
مهرداد فرید
-------------------------------------
تلافی


  (207 رأي)

کارگردان:
سعید اسدی
-------------------------------------
به همین سادگی


  (448 رأي)

کارگردان:
رضا میرکریمی
-------------------------------------
دایره زنگی


  (843 رأي)

کارگردان:
پریسا بخت آور
-------------------------------------


عناوین خبرها
 سه گانه همايون اسعديان درباره فرش / اول سینما، بعد تلویزیون...
 متن کامل برنامه «مثلث شیشه‌ای» با حضور ستاره اسکندری / به عشق ما احترام بگذارید...
 گزارش هفتمین روز جشنواره کن / ...و کلینت ایستوود وارد شد...
 متن کامل برنامه «مثلث شیشه‌ای» با حضور هنگامه قاضیانی / به گذشته‌ام وابسته‌ام...
 گزارش روز ششم جشنواره فیلم کن / برادران داردن و حمله برای صید سومین نخل طلا...
 یادداشت رونامه کیهان درباره «به همین سادگی» / در ستايش بانوي ايراني...
 خبری خوب برای سینما دوستان / مجموعه سینمایی پارک ملت به زودی افتتاح می‌شود...
 پورسرخ، شاکردوست و لیلا اوتادی حضور دارند / یک فیلم اکشن با جلوه‌های ویژه کامپیوتری...
 اختصاصی «سینمای ما» و برای اولین بار؛ / کلیپی دیدنی از صحنه‌ها و پشت‌صحنه فیلم مجید مجیدی برای المپیک پکن...
 زمان اکران دو فیلم پرستاره سینمای ایران مشخص شد...
 روايت پخش‌كننده و كارگردان از نمايش و نشست خبري «ترانه تنهايي تهران» در جشنواره كن...
 پس از گذشت هشت سال / کیانوش عیاری، سکانس آخر «سفره ایرانی» را فیلمبرداری می‌کند...
 آمار فروش سینماهای تهران در هفته آخر اردی‌بهشت...
 تهیه کننده فیلم «آتشکار» / فیلم ما مجوز دارد. اکران‌اش می‌کنیم...
 مسعود ده‌نمکی درباره افشین قطبی / نمی‌شناسم‌اش!...
 گزارش‌ روزهای چهارم و پنجم جشنواره کن / ایندیانا جونز و وودی آلن، با هم از راه رسیدند...
 واكنش داود رشيدي، رييس انجمن بازيگران، به رقم‌هاي غير معمول دستمزد ستاره‌هاي سينماي ايران: / اين رقم‌هاي دستمزد بازيگرها شايعه رسانه‌هاست...
 اكران آينده سينماهاي تهران اعلام شد: / «زن‌ها فرشته‌اند» در گروه سينمايي آفريقا جايگزين «مجنون ليلي» مي‌شود...
 مهران مديري جمعه‌شب مهمان برنامه «مثلث شيشه‌اي» است...

آرشيو...



پربیننده ترین اخبار هفته
 گالری عکس سایت به روز شد؛ / چند عکس تازه از بهرام رادان...
 یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی و اهمیت بازی امروز / سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی...
 يادداشتي از نيما حسني‌نسب درباره بازي پرسپوليس - سپاهان و ... سينما! / درخشش ابدي يك ذهن پاك...
 پولاد که هست / فروتن، بهداد یا سعید راد؟ مسعود کیمیایی انتخاب می‌کند...
 مسعود ده‌نمکی درباره افشین قطبی / نمی‌شناسم‌اش!...
 پاسخ سیامک رحمانی به یادداشت امیر قادری / به خاطر قلب شير و البته قلب هاي ديگر...
 زمان اکران دو فیلم پرستاره سینمای ایران مشخص شد...
 مهدی سلوکی در دبی / گزارشی از مراحل تولید فیلم «زادبوم»...
 پرستویی در سریال هنرمند یا فیلم مقدم؟ / امین حیایی در «سن‌پترزبورگ»...


پگاه آهنگرانی: من به ماشین تو کوبیدم امیر قادری
پگاه آهنگرانی: من به ماشین تو کوبیدم امیر قادری


سینمای ما - براي ديدن فيلم آتش سبز به سينما صحرا رفتم. خيلي کنجکاو بودم فيلم را ببينم. گرچه فيلمنامه اش را خوانده بودم و نقشي هم در آن بازي کرده بودم، اما ديدن فيلم به صورت کامل تدوين شده، با صدا و موسيقي چيز ديگري است. فيلم تمام شد و نوبت به نشست نقد و بررسي رسيد. من هم يکهو خودم را همراه ساير عوامل آن بالا پشت ميز ديدم. سوال ها و جواب ها و تبادل کلمات مفهوم و نامفهوم که البته بيشترش براي من نامفهوم بود حوصله ام را سر برد. به خصوص سوال منتقد جواني که نمي دانم چطور تمام کلماتي را که من معني اش را نمي دانستم يکجا جمع کرده و با آن جمله مي ساخت. بيشتر فکر ماشينم بودم که جاي ناجوري پارکش کرده بودم. بعد از نشست مي خواستم فيلم مايکل کلايتون را ببينم با جرج کلوني و تصويرش روي پرده بزرگ اما نحوه پخش آنقدر اعصاب خردکن بود که تصميم گرفتم آن را نيمه کاره رها کنم و به خانه بروم. بيرون آمدم. به طرف ماشينم که در کوچه پشتي سينما پارک کرده بودم، رفتم. سرجايش بود. اين ماشين را خيلي دوست دارم. دوست دارم باهاش برم فيلم ببينم. ماشين خوبيه، يک لاداي آلبالويي مدل 1994 دودر که شيشه هاش با دست پايين مياد و نمونه اش تو گرجستان زياده. مربوط به دوران اتحاد شوروي ميشه. اما اينجا يکي دو تا بيشتر ازش باقي نمونده و نسلش رو به انقراضه. سوار شدم و همين طور که داشتم به معني کلمات پيچيده و عجيب آن منتقد جوان فکر مي کردم استارت زدم. روشن شد، همه بهم سرکوفت مي زدند، که اين چه ماشينيه خريدي اما حالا نبودند ببينند تو اين سرما با يه استارت روشن ميشه. گذاشتم دنده عقب. به راحتي آب خوردن دنده اش جا رفت. باز به ياد آتش سبز و نشست نقد و بررسي افتادم و اينکه آيا اون منتقد با اون سوال عجيبش مي خواست فيلم را بکوبد يا ازش تعريف کند. ولي معني يکي دو تا کلمه را پيدا کردم و با هيجان پام رو از رو کلاچ برداشتم و ماشين به سرعت از جا کنده شد. کجا بودند اونهايي که مي گفتند اين ماشين راه نميره. ولي صداي برخورد با يک شيء فلزي سنگين عيشم را کور کرد. لاداي آلبالويي مدل 1994 با يک تکان شديد متوقف شد ولي خاموش نشد. حوصله پياده شدن توي سرما را نداشتم و راضي از اينکه ماشين هنوز راه ميره گذاشتم دنده يک و حرکت کردم. جلوي خانه موقع پياده شدن وقتي از پيدا کردن معني سوال آن منتقد نااميد شده بودم، نگاهي به پشت ماشين انداختم و ديدم مثل يک تانک سالمه و فقط فرورفتگي کوچکي رو سپرش ايجاد شده. البته در طول راه همش فکر مي کردم يک جاي کار ايراد داره ولي تصاوير آتش سبز و کشف معني آن سوال عجيب نمي گذاشت درست متمرکز شوم تا اينکه در روزنامه اعتماد يادداشت آن منتقد پيچيده گوي را خواندم تحت عنوان «همزماني آتش سبز و مايکل کلايتون با تصادف اتومبيل». بله آقاي امير قادري، آن يارويي که وقتي شما غرق جرج کلوني و زواياي تازه يي از صورتش بودي به ماشين شما زد و آن را له و لورده کرد من بودم و اکنون حاضرم تاوان شما را بدهم و نياز به وکيل شجاعي مثل مايکل کلايتون هم نداريد ولي در دادگاه از خودم دفاع خواهم کرد، چون گمان مي کنم اين من نبودم که به ماشين شما زدم بلکه اين تبلور ناخودآگاه جمعي قوم هويت گرايي بود که تلاش هاي تماتيک شان در روايت شيوه مندانه يي از تاريخ پيش بيني ناپذير، توسط ژورناليسم نوفرهيخته به شکل همذات پندارانه يي درک نشد و همين شخص بود که به ماشين شما زد. خلاصه اگر اين شخص را که من گفتم شما مي شناسيد من هم از او شکايت دارم. مايکل کلايتون هم اگر خبر کرديد ضرري ندارد. و شايد هم خود شما مقصر اصلي بوديد، مي خواستيد سوال تان را جوري مطرح کنيد که همه بفهمند و آدم حواسش پرت نشود. به هر حال اميدوارم مرا ببخشيد و براي گرفتن خسارت با من تماس بگيريد، شماره ام را دفتر روزنامه اعتماد دارد. (در ضمن عکس ماشين را هم ضميمه کرده ام.)

منبع خبر : اعتماد
چهارشنبه,17 بهمن 1386 - 13:41:56

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

علیرضا
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 14:21

خانم آهنگرانی با همین مطلب نشان دادند که چقدر باهوش هستند و البته می توانند فیلمنامه‌نویس خیلی خوبی هم شوند.در حقیقت رابطه بین آدمهایی مثل ایشان با آدمهایی مثل امیر قادری در همین تصادف است.ارزش‌ها و تعهدی که پگاه آهنگرانی به آن اعتقاد دارد در مقابل لمپن بودن و بی‌خیالی قادری و قادری‌ها قرار می گیرد.بعد از باران کوثری حالا نوبت پگاه آهنگرانی است.ما منتظر سومی هستیم.در ضمن سعی نکنید با تیتر ابلهانه و بی‌ربطی که زده‌اید،مطلب خانم آهنگرانی را طور دیگری جلوه دهید.به مخاطبان این سایت می گویم تیتر اصلی این مطلب این است:«داستان یک تصادف اتوموبیل-نقد اول شخص»

mona
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 14:21

merci pegah merci vaghean

khob gofty

یک دوست
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 14:23

pegahhhhhhhhhhhhhhhhhhh

che neveshti to dokhtarrrrrrrrrrrrrrrrrrr

دوست
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 16:49

بابا ايول . كارت درسته تا يه ربع ميخنديدم . اميدوارم اين امير قادري بي خيال اين نوشته طي نكنه . من هم با نظرات امير قادري موافقم ولي شيوه اش رو قبول ندارم . جناب قادري عزيز نقدهات عاليه ولي لطف كن كسي رو ريشخند نكن. اگه خيلي كارت درسته اصلا براي كارهايي كه درست درمون نيستند ننويس. ميفهمم كه سخته چون اينطوري بايد سالي دو سه بار بنويسي ولي ديگه ميشه نقققققققققققققد واقعي .

از پگاه باهوش و باحال هم ممنون


چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 17:8

آخ پگاه حيف كه من جاي تو نبودم چه كيفي كردي؟


چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 17:11

ببخشيد اين مجاز به اجراي عمليات نيستيد يعني چه؟

moham
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 18:26

مــــــرسی...خیلی عالی بود.

نــــــــه...! مثل اینکه اون ضربه هه کار خودش رو کـرد...(سقوط از ارتفاع سر صحنه آتش سبز رو میگم!!!!)

متین
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 18:29

ببخشید من نفهمیدم چی شد یعنی چون خانم آهنگرانی از سوال یه منتقد خوشش نیومده از اینکه زده به ماشینش خوشحاله ؟

فريد ذاكري
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 18:50

با عليرضا موافقم.

متن كاملاً هوشمندانه‌اي است.

و اينكه نبايد تيترش را عوض مي‌كرديد.

و خوشحالم كه هم در دنياي واقعي و هم در متن، امير قادري كوبيده شد!!!

هانا
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 19:19

واقعا مطلب عالي بود و هوشمندانه.سومي هم ترانه س ديگه!

نادر
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 20:47

پگاه اهنگراني عزيز ضمن تشكر از اين كه توسط يك ماشين اصيل و قديمي و قرص و محكم يك ماشين تازه به دوران رسيده و پر زرق و برق را داغان كردي و بدين‌ترتيب اعاده حيثيتي فيزيكي از كليه از اسب افتاده‌هاي از اصل نيافتاده به عمل آوردي‏، بايد خدمتت خاطرنشان كنم كه ماشين لاداي شما كه به آن جيپ نيوا مي‌گويند بيشتر از يكي دو تا در ايران هست. تقريبا هزار و خورده‌اي از اين ماشين در اين مملكت وجود دارد. به رنگ‌هاي سفيد شيري‏، آلبالويي جگري، سبز و البته كرم. الحق والانصاف هم بهترين و سگ‌جان‌ترين ماشين جيپ در دنياست.

elham
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 20:48

Pegah jedan yek fereshteye zibast! pegahe khoobam doostat daram chon sedaghate nasle javan ra darto mibinam.

sepas az hameye zahmatkeshane in site binazir

dastanetan por tavan

نازیلا
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 0:8

آخیش کاش محکم تر میکوبید ... امیدوارم درسی بشه برای امیر قادری که با نقدهاشون انقدر رو اعصاب نرند.


پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 1:20

من به هویت و روشنفکری و لومپنیسم کاری ندارم. اما چیزی که تو نوشته پگاه آهنگرانی وجود داره هوش و رندیه و تو نوشته قادری(مجرم همیشه به صحنه جرم برمیگردد) دریدگی و وقاحت و تندی و بی کلاسی. حالا که اگه اسم اولی یعنی رندی و هوش روشنفکریه و اسم دومی لومپنی؛ فکر میکنم هر آدم سالمی طرفدار اولی خواهد بود. یعنی روشنفکری. و وقتی دو نوشته و دو لحن و دو طرز تفکر این همه فاصله داره، مگه میشه خط نکشید و مرز نبست؟

farshid
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 1:32

این جا مشکل می توان مایکل کلایتون را پیدا کرد به خاطر همین ترجیح می دهم مثل یک وکیل تسخیری خدمت همه عزیزان عرض کنم که اتش سبز اگر سیمرغ جشنواره که خوب است اسکار و کن هم بگیرد فیلمی ضعیف و غیر قابل اعتناست دفاع بازیگر فیلم و جار و جنجال هم فایده ای ندارد و چیزی به ارزش فیلم اضافه نمی کند .به نظرم پگاه اهنگرانی بهتر است برای جریمه هم که شده روزی 10 بار بنویسد اگر با ماشینی تصادف کردید بهتر است همان موقع پیاده شوید و به احترام هویت ایرانی و ناخوداگاه جمعی !! و ... شماره تماس خودتان را برای صاحب متضرر ماشین بنویسد!!

از کجا معلوم که طرف دست به قلم نباشد و تصادفی پیدا نشود!!

اتش سبز هم به پایان جشنواره نرسیده خاموش می شود و سرمای سینما و فرهنگ و ... این روزها را سر جایش باقیست .

کاش بازیگران ما می دانستند که بهترین بازیگران دنیا همیشه در رابطه با اثری که بازی می کنند نگاه حرفه ای می گیرند و متعصبانه صرف بازی در یک فیلم همه چیز را فراموش نمی کنندو سوار تانک مثل یک ماشین جنگی به منتقد حمله نخواهند کرد.

هر چند می گویند ادم زنده نیازی به وکیل و وصی ندارد از امیر قادری بابت این وکالت بی اجازه معذورم .

farshid

سورنا
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 2:48

عنوان خیلی زیبایی برای سایت انخاب کردید...!

ولی پگاه خانم شما به مستر قادری بزنگی! قشنگ تره!

مهدی
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 3:34

انگار پگاه هم دچار بی خوابی شده.

یه پسر
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 3:40

سلام

کاش همه ماشین داشتند

یا پولش رو داشتند

یا دختر منیژه حکمت بودند

یا بازیگر بودند

یا خوشخت بودند

یا وقتی از درخت می افتادند مثل تو می شدند

کاش همه دختر بودند .

کاش ...

BEHNAZ
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 4:44

be nazare man ham zadan be mashine ye adam va bi tafavot rah oftadan ham ye jur LOMPANISMe

in harf ha ham khodshirini o tazahore,aslan rabti be rabeteye kari ya enteghade honari ya IQ paeen dar adame darke ye jomle,nadare

علی
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 10:35

خوشبختانه نظرات نشون می ده خیلی ها با اینکه به سایت سر می زنن از این مدل نقد نوشتن امیر قادری دل خوشی ندارن. منم با بر و بچز! موافقم. آقای قادری! اگه از فیلمی خوشت نیومد لازم نیست با خاک یکسانش کنی. می تونی نکات مثبتش رو هم بگی.اگه واقعا هیچی نکته مثبت نداره یا در موردش ننویس یا حداقل فیلم و عواملشو مسخره نکن. به حرف ما گوش نمی کنی !جواد طوسی که تو این راه استخون خورد کرده نصیحت اونو گوش بگیر!

هر چند با این نکته موافقم که جشنواره امسال کیفیت فیلم ها افتضاحه!

مونا صلح دوست
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 13:54

یه سوال خیلیییییییی خیلی مهم دارم از شما خانم اهنگرانی !

اگر اقای قادری تو روزنامه نمی نوشت که یه بابایی زده به ماشینش شما خانم از کجا میفهمیدید به ماشین کدوم بدبختی زدید؟!

زدید و الفرار دیگه؟!

البته سوال نداره همین کارو کردید!

حالا گیرم میزدید به رنو قراضه ی من !

من باید حتما تو روزنامه اگهی میدادم تا خبری ازتون بشه؟!!!!!!!!!!

البته رنو من که احتمالا هیچی ازش نمیموند!

و در اخر اینکه حالا که با این وقاحت زدید زیر جریانات درستکار ی و روشنفکری و بعد از کوبیدن به ماشین یه بیچاره ی از همه جا بی خبر(اصلا و ابدا کاری ندارم به اینکه این بابا کی هست یا میتونسته باشه) حالتون نکشیده از ماشین پیاده شید به خاطر سرما !و رسما

و بی هیچ تعارفی بی قید و بیخیال و با وجدان اسوده فرار کردید

دست کم دیگه طومار نمی نوشتید تا بر ضد خودو شاهکارتون تبلیغ کنید

و با مناعت طبع مثال زدنی تون دست به جیب هم بشید!!!!!!!!!!

خانم اهنگرانی اگر به رنو من زده بودید چی میشد ؟!

کمی بهش فکر کنید لطفا!

من نه یه منتقد معروف ام که تو روزنامه جریان تصادف ام رو بنویسم ونه مایکل کلایتون رو دیدم! راستی چطوری باید حق ام رو از شما میگرفتم؟!

هم از شما و هم از همه ی دوستانی که زحمت کشیدن و اینجا از قلم شیوای شما تعریف کردن(و به هیچ نکته ی دیگه ای هم فکر نکردن)

میخوام کمی به این موضوع فکر کنن!

ای وای ما پارکینگ نداریم برم ببینم کسی به رنو ی قزمیت ام نزده باشه.

ماندانا
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 18:23

مررسي پگاه!!!

آقاي قادري سعي كن ديگه اينقدر پر مدعا نباشي و نقدهاي بي منطق و مزخرف نكني تا از اين بلاها سرت نياد!!!

تقصير خودت بود .قبول كن!

ماندانا
پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 18:26

كسي مثل امير قادري رو نبايد زياد جدي گرفت.

مونا صلح دوست
جمعه 19 بهمن 1386 - 0:2

سلام

محافظه کاریتون حالم رو به هم زد!

چرا نوشته من رو تائید نکردید؟!

لطفا یک بار دیگه بخونیدش و دلیل این کارتون رو به من بگید

فکر میکنم اسم من براتون دیگه تا حدی اشنا باشه تقریبا هر روز کامنت میگزارم پس کسی که این نوشته هارو میخونه قطعا با اسم من اشناس.

دو ساله من برای شما مینویسم حالا انتظار دارم شما دو خط(نه بیشتر)برای من بنویسید و دلیل تائید نکردن نوشته من رو برام توضیح بدید.

مطلب من رو حتما دوباره بخونید و با بعضی از کامنت های بالا مقایسه کنید تا دستتون بیاد چی میکم

اگر نوشته بودم (ایول پگاه جون کاش محکم تر میزدی!) یا (اخی امیر قادری نانازی طفلکی!!) حتما تائید میشد مگه نه !؟

چی میپرسم اینطو نوشته ها تائید شدن ملاحظه کردید که؟!

باز هم میگم من دست کم دوساله برای شما و همه دوستانم تو این سایت مینویسم حالا میخوام شما هم در جواب برای من دو خط بنویسید.

همین مونا صلح دوست

علی
جمعه 19 بهمن 1386 - 23:39

وای عجب ادمهای بی چشم ورویی هستید به خدا

میاید تو سایت به این باحالی حالشو میبرید به سازنده و بنیانگزارش فحش و نا مربوط هم میگید؟!

دوستان نمکدان شکن! اگر اینقدر از امیر قادری بدتون میاد و از نوشته هاش بیزارید اینجا چه ...میکنید؟!

سایتهای دیگه ای هم هست تازه عکسهای خوشگل خوشگل تری از گلزار و افشار هم توش داره!

بابا کمی معرفت یه زره انصاف!

نوشته خانم مونا صلح دوست واقای farshidرو بخونید خدا رو شکر انگار قبل نوشتن یه کمی فکر کردن.

راستی سوال خوبیه پگاه اگه طرفت تو روزنا مه اگهی نکرده بود!

شما ککتون هم بابت داغان کردن ماشین یه بنده خدا نمیگزید؟!

بابا اخر وجدانی شما!

خانم مونا ایشالا بهترشو میخری اقا فرشید کی میگه ادم زنده وکیل نمیخواد؟ تا باشه مثل شما ادم باحال.

شیرین
شنبه 20 بهمن 1386 - 1:51

من که عاشق نوشته های با نمک و دوست داشتنی امیر قادری هستم !!!

هامون
شنبه 20 بهمن 1386 - 2:34

سلام .

آقای قادری به نظر من کسی می تونه نقد کنه که حداقل یه فیلم موفق ساخته باشه نه شما که.... !

نیکو
شنبه 20 بهمن 1386 - 12:46

آخه آتش سبز واقعا منظورش چی بود؟؟ خسته کننده ترین فیلمی که تاحالا دیدم.از کجا به کجا میخواست بره...واقعا بعضی فبلمها آدم رو ناامید میکنن.اگه تاریخیه خوب درست تاریخو به تصویر بکشید...مسخره بازی.حیفه این هنرپیشه ها که تو این فیلم حروم شدن.حیفه پگاه که اینهمه صدمه خورد.بازیشون خوب بود ...اون آواز همایون شجریان که خداییش آخرش گفتیم لااقل یه آواز خوب داشت...حیفه اون عوامل تولید....ولی فیلم مزخزف بود.خواهشا یه متخصص یه نقد درست حسابی بنویسه که اگه ما خنگیمو نفهمیدیم حرص 115 دقیقه تلف شده رو نخوریم.اگرم برای یه قشرخاصه و ما عادی های سینما دوست نمیفهمیم ..خب بابا بگید قبلش اینقدر با اعصاب ملت بازی نکنید...تهیه کننده و کارگردان رو چه حسابی این فیلمو ساختن....آقا یکی توروبه خدا بگه....مردیم

nikoo
شنبه 20 بهمن 1386 - 12:47

آخه آتش سبز واقعا منظورش چی بود؟؟ خسته کننده ترین فیلمی که تاحالا دیدم.از کجا به کجا میخواست بره...واقعا بعضی فبلمها آدم رو ناامید میکنن.اگه تاریخیه خوب درست تاریخو به تصویر بکشید...مسخره بازی.حیفه این هنرپیشه ها که تو این فیلم حروم شدن.حیفه پگاه که اینهمه صدمه خورد.بازیشون خوب بود ...اون آواز همایون شجریان که خداییش آخرش گفتیم لااقل یه آواز خوب داشت...حیفه اون عوامل تولید....ولی فیلم مزخزف بود.خواهشا یه متخصص یه نقد درست حسابی بنویسه که اگه ما خنگیمو نفهمیدیم حرص 115 دقیقه تلف شده رو نخوریم.اگرم برای یه قشرخاصه و ما عادی های سینما دوست نمیفهمیم ..خب بابا بگید قبلش اینقدر با اعصاب ملت بازی نکنید...تهیه کننده و کارگردان رو چه حسابی این فیلمو ساختن....آقا یکی توروبه خدا بگه....مردیم

اتحاد جماهیر شوروی ؟؟؟
يکشنبه 21 بهمن 1386 - 3:44

واقعا نگاه کنید به سطخ سوادش ؟؟ یه جا میگه ماشینم ماله 1994 هست و برای دوران اتحاد جماهیر شوروی اونوقت کسی نیست بگه استاد اتحاد جماهیر شوروی سابق بعد از کش و قوس چند ماهه دیگه به شکل رسمی از 1991 فرو پاشید


يکشنبه 21 بهمن 1386 - 22:36

من هم فکر می کنم باید خمون موقع از ماشین پیاده می شدو کاری می کرد

؟
دوشنبه 22 بهمن 1386 - 0:19

من حاضرم بمیرم ولی قبلش بفهمم جریان امیر قادری و باران چی بوده

فرهاد
دوشنبه 22 بهمن 1386 - 2:17

در رابطه با خانم پگاه آهنگرانی باید بگیم گنده لات خیابون آبان پیششون کم می آره با این شجاعت و بیخیالی. در ضمن آقای قادری منتقد سینماست پس به کارش وارده حالا اگه ملت از پگاه بیشتر خوششون میاد دلیل نمیشه هم ایشان هم ماشینشونو بکوبند.پگاه = امین آقا فرزانه

جان مادرتون به نظر منم احترام بگذارید و در همین ستون قرار بدهید با تشکر


سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 13:16

شانس اوردی تو ایران این اتفاق افتاد

نیما
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 6:10

ببخشید ، به شدت لوس و احمقانه بود

محسن راد
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 11:29

سلام

هذفش کنید اصلا مهم نیست!

رابطه یک منتقد با بک فیلم

مثل رابطه یک هندوانه فروش می ماند با هندوانه هایی که کهنه اند و می خواهد انها را به مردم غالب کند!

امیر قادری(تمام عوامل آتش سبز حتی هم قد او نیستند.معیارها را خودتان حدس بزنید!)

مصاحبه با فریدون جیرانی و چند نفر دیگر هنوز یادم نرفته

1-کسی که برعکس همه به خصوص ..آهنگرانی که فیلمبین خوبی ان،به شدت فیلم شناس خوبیه

2-کسی که بر عکس همه به خصوص..آهنگرانی که حرفهایی می زنند که خود نمی دانند(ارجاع به جلسه نقد آتش ...)

به شدت از دایره واژگان معتبر و در عین حال ساده برخوردا ره.

................

شخصی به نام علیرضا ،خانم آهنگرانی رو فیلم نامه نویس خوبی می دونه و همین .. آهنگرانی که ادعای خوندن فیلمنامه آتش .. رو داره از درک مضمونش عاجزه!

بیچاره صدر عاملی

گناه بزرگی کرد که در ملودرامی خوش ساخت از .. آهنگرانی استفاده کرد تا ایشون سالها بعد فرق بین یک فیلمنامه خوب و بی ادعارا با یک فیلمنامه بد و به قول آقایان ملی گرا ،مثل یک هندوانه خوب و هندوانه بد تشخیص ندهد!

..............

وقتی درباره یک فیلمساز صحبت می کنیم

مثلا مستند ساز بزرگیه و از این من در آوردی ها!

اما وقت اشاره به یک منتقد حتی از دیدن بینی دوست داشتنی اش عاجزیم..چون که مثل بقیه بینی ها از جمله بینی محسن نامجو شیب زیادی داره و می دونه فرق بین یک هندوانه بد و ترش و سفید و توخالی با یک هندوانه شب یلدا مثل"تنها ذو بار زندگی می کنیم" چیه!

..............

به عنوان یک سازنده فیلم کوتاه و فیلمنامه نویس!

مجبورم اعتراف کنم که آتش سبز را مثلا باید در جاهایی مثل لاس وگاس و تورنتو نشان داد تا کمی بیشتر بفهمیم که هیچ...هیچ هویتی نداریم

(همه انگار نوک کوه رفته بودن/اما موش خورده شناسنامه من)

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.359292984009 seconds.