| پرونده بزرگداشت رسول ملاقليپور / «آداب سوگواری» [ رضا نبی زاده ] |
|
«آداب سوگواری» یا «هنوز نتوانستم دست از لجبازی بردارم و زنده ها را دوست داشته باشم » رضا نبی زاده - اواخر دی ماه سال پیش بود که میم مثل مادر را دیدم . به زور و با کلی کلنجار . با عزیزی قرار بود برویم دوباره کافه ستاره را ببینیم اما وقتی سر قرار رسیدم دیدم نیامده و من هم رفتم به تماشای همین میم مثل مادر ! فیلم تمام شد و از دیدنش تقریبا پشیمان بودم . فیلم خوبی نبود . گذشت و گذشت تا اینکه یک شب خبر رسید رسول ملاقلی پور کارگردان مزرعه ی پدری ، میم مثل مادر و فلان و فلان مرد ! خبر واقعا تلخ و تکان دهنده بود . آدم های سینمایی و غیر سینمایی و حتی کسانی که یک فیلم هم از او ندیده بودند خبر مرگش را به دیگران اطلاع می دادند و ابراز تاسف می کردند . روزنامه ها و مجلات هم هر کدام درباره ی این کارگردان سینما مطالبی نوشتند و سعی کردند برای مرحوم کم نگذارند ! با بزرگترین کارگردانان دنیا مقایسه اش کردند ، آثارش را در کنار بهترین فیلم ها گذاشتند و از دست دادن او را یک فاجعه خواندند . حتی در یکی از مستند های تلویزیونی مردی می گفت : او ( مرحوم ملاقلی پور ) پیش از ساخت میم مثل مادر با فرشته ی مرگ ( عزرائیل سابق ) گفتگو کرده و از او فرصت خواسته تا این فیلمش را کامل کند و .... البته من هم اعتراف می کنم تا به حال در مورد مرگ هیچکس چنین چیزی نشیده بودم و تا آنجا که ما شنیدیم جناب فرشته ی مرگ به حضرت سلیمان هم این همه فرصت نداده اند ، اما این عین صحبتی بود که در آن مستند مطرح شد . وقتی آن برنامه تمام شد با خودم گفتم چه خوب است در کشوری زندگی می کنم که از اهالی فرهنگش گرفته تا مسئولین و مردم عادی اینقدر خوب برای مرده ها آبروداری می کنند . اشتباه نشود ، به هیچ وجه منظورم مرحوم ملاقلی پور نیست ، اصلا بحث خوب یا بد بودن آدم ها نیست ، مشکل این است که ما همواره مرده ها را بیشتر از زنده ها دوست داریم . ترجیح می دهیم پشت سر زنده ها حرف بزنیم و از مرده ها تعریف کنیم . چرا ؟ دلیلش واضح است ، یک مرده دیگر نمی تواند فیلم بسازد ، جایزه بگیرد و باعث شود بقیه بهش حسادت کنند. برای همین بهتر است مرده ها را دوست داشته باشیم . در مورد مرحوم ملاقلی پور هم داستان همین طور بود . فیلم میم مثل مادر که حداقل به نظر من شباهت های بسیاری به فیلم رقصنده در تاریکی ( لانس فن تریه ) دارد و شاید حتی بتوان نسخه ی ایرانی آن فیلم باشد ( منظورم این نیست که مرحوم از آن فیلم تقلید کرده اما کسانی که هر دو فیلم را دیده اند متوجه شباهت های انکارناپذیر فیلم ها می شوند که در هر صورت از نظر زیباشناسی دو اثر قابل مقایسه با هم نیستند ) نه نقد موشکافانه ای شد و نه در موردش بحث های جدی شکل گرفت . اکثر نقدهایی که خواندم به چیزی جز گلدرشت بودن بعضی مفاهیم فیلم به نکته ی دیگری اشاره نشده بود و این به تنهایی یعنی یادداشت های چشم بسته ، نقد عجولانه و یا هر چیزی که می خواهید اسمش را بگذارید . همان اتفاقی که بعد از مرگ ملاقلی پور هم افتاد و فقط مجموعه ای از نظرات احساسی و نقدهایی درباره ی کارنامه ی سینمایی اش که در بهترین حالت به چند فیلم شاخص او پرداخته بودند ، به جای ماند ! این اتفاق هنگام انتخاب نماینده ی ایران برای شرکت در اسکار بهترین فیلم خارجی زبان هم تکرار شد و کمیته ی انتخاب بین چند فیلمی که حداقل امید بیشتری برای کاندید شدن در این بخش می رفت میم مثل مادر را انتخاب کردند تا برادریشان را به آن مرحوم ثابت کنند . اتفاقی که با زنده بودن او هرگز اتفاق نمی افتاد . ارجاع می دهم به مصاحبه ی جناب مسعود مهرابی با رسول ملاقلی پور در شماره ی 353 مجله ی فیلم ، همان جا که مرحوم از دردسرهایی که سر مزرعه ی پدری کشیده صحبت می کند . از آن سانسور ها و از اینکه فیلمش ( مزرعه ی پدری ) را در بدترین شرایط اکران کردند و عده ای فیلم را سکسی خواندند ، اینکه چقدر دلش پر بود و بابت ساخته نشدن خوابگرد ناراحت بود . تازه به قول دوستی ملاقلی پور و حاتمی کیا و چند نفر دیگر « خودی » هستند و با آنها این طور برخورد می شود . راستی گفتم حاتمی کیا یادم آمدم همان موقع که رسول ملاقلی پور فوت کرد با خودم گفتم اگر روزی خدایی نکرده برای ابراهیم حاتمی کیا اتفاقی بیفتد چه حرف ها که زده نمی شود و چه القابی به آثارش که به حق چند تایی از انها جزو بهترین فیلم هایی ایرانی تمام عمرمان هستند داده نمی شود و حتی احتمالا آن روز همین به رنگ ارغوان هم به نمایش در خواهد آمد ، خدا آن روز را نیاورد و خدا کند که بالاخره بتوانیم زنده ها را هم دوست داشته باشیم و اینقدر برای پوشیدن لباس سیاه آماده نباشیم . بی خود نیست که استاد بیضایی درقسمتی از نامه یشان به مرحوم اکبر رادی نوشته اند : « نامردی است که در جواب تبریک رادی تسلیت بگویم ! این نه از من ، که از روزگار است – آری – آن هم در جایی که تبریک فرق چندانی با تسلیت ندارد ! »
|
پنجشنبه,18 بهمن 1386 - 16:38:40
 | آرشيو |
|
| اخبار مرتبط: |
نظرات
اضافه کردن نظر جدید
|