| پرونده بزرگداشت رسول ملاقليپور / گـردان کمیــل هنوزم نفـس می کشـــه....! [ مهدي پورامين ] |
|
مهدی پورامین - "بینندگان عزیز؛ تصاویری را که از فتح غیورمندانه خرمشهر ملاحظه فرمودید،توسط برادر رسول ملاقلی پور تهیه و ضبط شده بود." شنیدن این جمله از زبان مجری برنامه تلویزیون برای عمو رسول کافی بود تا عزمش رو برای راهی که انتخاب کرده بود،جزم کند. شور جوونی عمو رسول تو بحبحه انقلاب شروع شد و با آتیش جنگ تحمیلی بیشتر شعله ور شد.عمو رسول تحصیلات سینمایی که هیچ،حتی دیپلم هم نداشت.اما به قول خودش به حکم وظیفه شرعی به جای اسلحه،دوربین دست گرفت تا راهی جبهه شود.اون فیلمسازی را نه به خاطر جذابیت های معمول سینما،بلکه به واسطه هم قسم شدن با رفقای بچه حزب الهی حوزه هنری کلید زد. فکر می کنید حاج رسولی که تا همین اواخر دست از کارهای غیر متعارف و پر شورش بر نمی داشت، در دوران پر شور جوانی(انقلابی!) در مقابل مشکلات دست و پاگیر اداری چه عکس العملی نشان می داد...؟! وقتی مسئولین حوزه از امانت دادن دوربین 8 میلیمتری برای ضبط تصاویر جبهه ممانعت می کردند و عمو رسول در سیر کاغذ بازی های اداری پیچ می خورد، شما انتظار داشتید چه واکنشی نشان دهد؟! خب طبیعی است که در این شرایط شبانه از دیوار ساختمان حوزه هنری بالا برود،تا دوربین 8 میلیمتری دولتی را برای ضبط تصاویر جبهه مخفیانه قرض بگیرد!! ملاقلی پور پس از ساخت چند فیلم کوتاه و مستند اولین تجربه های فیلم بلند سینمایی اش به شکلی آبرومند تصویر کرد."نینوا" و "بلمی به سوی ساحل" اگرچه فیلمهای چندان قوی ای نبودند اما رگه های یک کارگردان با استعداد را با خود داشتند.اما فیلمی که با آن حاج رسول نقطه عطف سینمای دفاع مقدس دهه 60 را رقم زد؛ "پرواز در شب" بود.در شرایطی که فیلمهای جنگی نیمه اول دهه 60 در تاریکی " کور می زدند"؛ حاج رسول "منور" سینمای جنگ را شلیک کرد. فیلمهای جنگی آن سالها که با هدف القای حس حماسی و ملی ساخته می شدند عموماَ پرداختی سطحی و ساده انگارانه داشتند.فیلمهای گرته برداری شده از نمونه های جنگی خارجی که اساساَ سنخییتی با واقعیات جنگ ایران و شخصیت رزمنده ها نداشت. برخی فیلمهای دیگر نیز که با هدف واقع گرایی ساخته می شدند،به دلیل ساختار ضعیف روایی و کلیشه ای بودن موضوعات،از جذب مخاطب عاجز بودند.در این شرایط حاج رسول با "پرواز در شب" به سایر فیلمسازان همقطار خود "گـرا" داد. حتی فیلمسازی چون "حاتمی کیا" نیز یکی از دلایل ترغیب شدنش به فیلمسازی را ،تاثیر پذیری از این فیلم ذکر کرده است. ملاقلی پور فیلمنامه "پرواز در شب" را بر اساس خاطرات چندین نفر از رزمنده ها نوشت و با فرمی جذاب و پر کشش تصویر کرد. در شرایطی که فیلمهای جنگی تا قبل از آن با پرداختی اغراق گونه در پی بزرگنمایی قوای خودی در جبهه ها بودند. "پرواز در شب" با شهادت قهرمانش در انتهای فیلم پایانی تلخ را برای تماشاگر تصویر کرد.شاید برای نخستین بار حس غمبار شکست به گونه ای حماسی در این فیلم تصویر شد.حکایت گروهی رزمنده که در منطقه به محاصره در می آیند و بدون آذوقه، چشم انتظار کمک از قرارگاه می مانند.شهادت فرمانده این گردان برای شکستن محاصره و رساندن آب به مجروحین،باعث شد تا حس شکست به شکلی واقعی برای تماشاگر تصویر شود.ولی این شکست به دلیل وجه نمادین و اتکایش به مصادیق کربلا،وجهی حماسی و برانگیزنده دارد.توجه کنید که این رویکرد "سقای تشنه لب" در آن زمان بکر و تاثیرگذار ارائه شد اما بعدها به شکل افراطی مورد تقلید دیگر فیلم ها قرار گرفت. به همین دلیل میتوان گفت تاثیر این فیلم بر تماشاگر و همدل شدن او با رزمنده ها،کمتر از فیلمهایی نیست که اغراق شده به وجه حماسی جنگ پرداخته اند. وقتی به حاج رسول و زندگی پر فراز و نشیب و مرگ تراژیکش فکر میکنم. بی اختیار یاد شهادت قهرمان اصلی "پرواز در شب" می افتم. وقتی حاج مهدی(فرج الله سلحشور)،فرمانده گردان کمیل برای آوردن آب برای مجروحین تشنه،یک تنه به خط دشمن می زند. سکانس پایانی فیلم تاثیرگذارترین سکانس جبهه را تا آن زمان تصویر می کند. جایی که فرمانده با نوار قمقمه های دورتا دور کمرش هدف تیرباران دشمن قرار می گیرد.... فواره خون و آب در کادر دوربین جاری میشود... و در انتها وقتی پیکر نیمه جان فرمانده به سیمهای خاردار تکیه داده است. فریاد «الله اکبر» نیروهای کمکی طنین انداز می شود.... فرمانده با آخرین نفس فریاد می زند :" گردان کمیل هنوزم نفس می کشـــه...." همه این مطالب را گفتم تا با این جمله ختم کنم : " حاج رسول رفت اما ... گردان کمیل هنوزم نفس می کشــه...."
|
پنجشنبه,18 بهمن 1386 - 16:41:3
 | آرشيو |
|
| اخبار مرتبط: |
نظرات
اضافه کردن نظر جدید
|