سينمای ما - به کافی شاپ خوش آمدید/ یادداشت نیما حسنی نسب درباره حواشی منتقدانه جشنواره
سه‌شنبه 12 آذر 1387 - 19:17
اخبار:      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      • امید ما به جوانان جشنواره؛ / «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشنواره فیلم فجر      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (116 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (75 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1017 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1166 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



به کافی شاپ خوش آمدید/ یادداشت نیما حسنی نسب درباره حواشی منتقدانه جشنواره
به کافی شاپ خوش آمدید/ یادداشت نیما حسنی نسب درباره حواشی منتقدانه جشنواره


سینمای ما - نیما حسنی نسب: حالا که به عنوان نامربوطي مثل منتقدان کافي شاپي مفتخر شده ايم، بياييد فرض کنيم در يک کافه نشسته ايم. با هم که نه، منتها کنار هم؛ حالا چه به جبر صنفي و چه سلکي. از در که وارد مي شويم يکجا قهوه جاکوبز رقيق دست مان مي دهند، آن طرف تر شرکت پونل نان و کالباس مان را تامين مي کند و جا و بيجا مهمان آب اناناس طبيعي فلان و مخلوط ميوه هاي گرمسيري بهمان هستيم. براي قديمي هايي که به اين قرتي بازي ها آلرژي دارند، چاي گلستان هم هست. مي بينيد که جشنواره امسال از برکت اين اطعمه و اشربه خوشمزه خيلي فرقي با کافي شاپ ندارد و فيلم ديدن هم در بهترين حالتش مي تواند هم شأن لذت دور هم بودن در يک کافه دلچسب باشد. حالا اينها چه دخلي به جشنواره امسال دارد؟ عرض مي کنم.اول از همه مي خواهم از سنت ناصواب ديدن نيمه پر و خالي ليوان بنويسم تا مثلاً انصاف را از دست نداده باشم. گيرم که معمولاً موقع استفاده از اين ضرب المثل به اين قضيه فکر نمي کنيم که پر و خالي بودن ليوان اهميتش را از چيزي مي گيرد که داخلش ريخته اند. به نظر شما نيمه خالي ليواني پر از آب زيپو، خيلي ارزشمندتر از نيمه پïرش نيست؟، اصلاً تصور مي کنم مشکل همين جاست که فکر مي کنيم حرمت و قداست و ارزش هر چيزي را هميشه بايد همان طور که بوده و هست، حفظ کنيم. قبول، دارم هي به در و ديوار مي زنم که نروم سر اصل مطلب و نگويم که سروران ارجمندم، منتقدان به اصطلاح فرهيخته نسل قبل، شماها که شايد قد سن ما نوشته ايد (حجمش را عرض مي کنم)، باور کنيد که راه دفاع از يک (به قول شما) هنرمند فرهيخته مملکت اين نيست که نگذاريم کساني درباره اش از گل نازک تر بگويند و اگر گفتند و نوشتند، سرضرب حال شان را بگيريم تا ستون مربوطه برسد به دست استاد فرهيخته و او هم دل نازکي و نازک انديشي مان را بستايد و به جوانک هاي بي سواد امروزي بتازد. کاش اجازه بدهيد به قدر چند ستون ناقابل روزنامه يي هم که شده، چندتايي از جوان ترهاي اين سرزمين باستاني به استاد بگويند چيزي از فيلمش، نوشته اش و حرف هايش دستگيرشان نشده است. به نويسنده و منتقد هم اگر قبو ل مان نداشته باشيد، به عنوان يک شهروند عادي که هم کارت ملي داريم و هم کارت سوخت و شناسنامه و دفترچه بيمه تامين اجتماعي و کارت پايان خدمت، حق داريم بگوييم از اين «آتش سبز»ي که به جان جشنواره و سينما افتاده سر درنمي آوريم؟ خدا را چه ديديد؟ شايد استاد بنده نوازي کردند و چند کلمه يي هم در حد فهم و شعور ما درباره اين اسانس خوش رنگ و لعاب تاريخ و افسانه و اسطوره و فرهنگ و هنر و ... حرف زدند. اصلاً ماها که به جرم سوار شدن ماشين هايي که شيشه هايش بدون دستگيره بالا و پايين مي رود نبايد حرف بزنيم، ولي بازيگر جوان و مصدوم فيلم که از قرار راننده ناشي و بي مبالاتي هم هست، در جلسه مطبوعاتي فيلم با فارسي صريحي گفت که از فيلمي که بازي کرده هيچ نفهميده (باز هم گلي به گوشه جمال جسارت و صراحتش که مثل بقيه حاضران در جلسه در قامت نمايندگان اساطير ايران زمين ظاهر نشد.)اوضاع و احوالي که نشانه هايش پيش از اين هم قابل تشخيص بود، امسال به شرايط عجيبي تبديل شده است. دوستان گرامي با افتخار مي نويسند که فلان فيلم را نديده اند اما سازنده اش هنرمند بزرگي است؛ يکي شهر و استان زادگاه همکار جوان ترش را (که اتفاقاً از نظر همان پيشينه و تاريخ و فرهنگي که دنبالش مي گرديد، از تهران بي صاحب خيلي اصيل تر است) اسباب متلک مي کند و آن ديگري از اينکه منتقدان نسل جديد موبايل و ماشين شخصي دارند و - رويم به ديوار - از هندزفري استفاده مي کنند، سوژه يي مي سازد که تخريب شان کند و در دادگاه تاريخ حکم قطعي ضدفرهنگي بودن شان را با چنين اتهام هايي صادر مي کند. حالا اين وسط گناه ما چيست؟شايد باورتان نشود، ولي تعمداً «آتش سبز» را دو بار ديدم ( و کور شوم اگر دروغ بگويم) تا خداي ناکرده چيزي را از قلم نينداخته باشم که فرداي قيامت سرافکنده تاريخ و فرهنگ اساطيري و باستاني اين مرز پرگهر بشوم. حتي از «هامون و دريا» هم حدود سي دقيقه يي ديدم تا در محضر آيندگان بتوانم سرم را بالا بگيرم که براي شناخت فرهنگ بومي کشورم چه مرارت هايي را به جان خريده ام. حالا هم از ته دل منتظريم که دوستان عزيز و دانشمندمان با جمله هايي ساده تر و قابل فهم تر از توضيحات کارگردان فرزانه «آتش سبز» برايمان از ويژگي ها و فضايل فيلم بگويند تا من يکي راهم را از هم نسلان بي فرهنگم جدا کنم و به راه راست (يا همان چپ) برگردم.از بحث اصلي دور نشويم؛ داشتيم درباره کافي شاپ حرف مي زديم که موضوع بي خودي به سمت سينما منحرف شد. به قول مش قاسم، ما که به چشم خودمان نديديم ولي شنيديم که جلال آل احمد و صادق هدايت بزرگ هم زبانم لال کافه مي رفتند و ژان پل سارتر و آلبر کامو هم بارها چنين خبطي مرتکب شده اند. اصلاً اگر يکي از سروران ارجمندم لابه لاي دوره کردن چندباره رمان سترگ «کليدر» فرصت و فراغتي پيدا کرد، مي تواند سري به کافي شاپ هاي خيابان گاندي بزند و نويسنده بزرگ اين رمان را در حال عمل شنيع کافي شاپ نشيني ببيند و در اتهاماتش تجديد نظر کند تا کار به شوراي استيناف نکشد.حاج کاظم «آژانس شيشه يي» هم گاهي حرف حساب مي زد، منتها جوري مي زد که سلحشور در جوابش درآمد که «دهه ات گذشته مربي، ده سال هر چي خواستين گفتين و هر کار خواستين کردين، حالا بذاريد ما هم يک کم حرف بزنيم...» اصلاً کافه جاي حرف زدن است. قهوه و سان شاين و چاي زعفراني بهانه است. موقع همين حرف زدن هاي رودررو - بي کلک و متلک - يکهو مي بينيم ليوان چاي و قهوه مان نصف شده و آن وقت باز دوباره بحث شيرين نيمه پر و خالي پيش مي آيد. ريموند چندلر جمله اساسي و مهم و ترسناکي دارد؛«هيچ چيز خالي تر از يک استخر خالي نيست»... قبول بفرماييد که اين روزها گاهي هيچ چيز خالي تر از نيمه خالي يک ليوان نيست.

منبع خبر : اعتماد
شنبه,20 بهمن 1386 - 1:39:46

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

فرزاد
شنبه 20 بهمن 1386 - 3:2

گفته اند و شنیده ایم و میگوییم تا بشنوند که اگر چه گفته میشود شرط اولیه ی نقد نگاه از بیرون است به چیزی که میخواهیم نقد کنیم و لازمه ی این نوع نگاه نیز نگاه از بالاست ولی نگاه از بالا با خود را بالاتر و برتر دانستن متفاوت است.به عبارت بهتر، نگاه از بالا یعنی اینکه منقد هر امری باید نسبتش با چیزی که میخواهد نقد کند مانند کسی باشد که از روی بلندی و به عنوان مثال تپه به پایین آن مینگرد تا بتواند همه چیز را با هم ببیند.یعنی هدف نگاه از بالا این است که منقد به دور از هیاهو همه ی اجزای مورد نقد را ملاحظه کرده تا با جامع نگری به اظهار نظر بپردازد.اما گویا امروزه منتقدین و به نظر من نویسنده ی این مطلب، مفهوم از بالا نگریستن در نقد را به معنای« انتقاد توام با اعتقاد جایگاه و موضع برتر شخصی» در نظر گرفته اند و به قول استاد در فیلم شبهای روشن که در پاسخ هانیه توسلی گفت:« عشق آدمو سبک میکنه ولی سبک نمیکنه»،میان مفهوم از بالا نگریستن(در معنای جامع نگریستن) با مفهوم از بالا نگریستن(در معنای خود را دارای برتری در فهم و علم دانستن)خلط کرده اند.صرفنظر از درستی یا نادرستی محتوای نقد در خصوص این آثار سینمایی، اصولا نگاه همراه با تبختر را آفت نقد می دانم و امیدوارم در نقد های دیگر ایشان مورد توجه قرار گیرد.این نوشته را در ذیل مطلب آقای قادری نیز قرار داده ام .زیرا نوشته هر دو را دارای چنین ویژگی میدانم.


شنبه 20 بهمن 1386 - 7:59

بنده همه موارد فوق الذکر را با شما موافق هستم. اما پرخاش تان را به جریان چپ نمی فهمم. یک جریان را با نوشته ها و نقد حضراتی مثل جواد طوسی و طالبی نژاد یکی کرده اید؟ خوب است کسی هم در چند جمله ( تاکید می کنم در چند جمله ) به یکباره بر کل نقد سینمایی در ایران ـ از جمله شما ـ با استناد به نوشته های منتقدان کارنابلد فاتحه بخواند؟

tra
شنبه 20 بهمن 1386 - 11:42

baz nima hasani nasab mohtaram tare...

khayli moadabane tar az....minevise.

mahyar
يکشنبه 21 بهمن 1386 - 15:25

merci nima jan...kheyli matlabe shoma khoob bood..kheyli kheyli doroost migooeed...dar hale hazer va ba sharayete feli cinemaye ma ehtiyaje be chenin naghd haee dare...roz be roz filmhaye ma dare badtar mishe ba vijoode inke bodjehye filmha dare bishtar o bishtar mishe....hazinehha bishtar mishe ...dast mozdha bishtar mishe va filmha bi hasel tar o badtar....ye filme khob ham ke sakhte mishe jelosh gerefteh mishe be badtarin shekl...bishtare kargardanhaye khobe cinema ham khone neshin ......pas bayad tarof ro kenar gozasht....hala mikhad be har kasi bar bokhoreh....kargardan ke nabayd baraye khodesh ya dele khodesh film besazeh....mod shodeh har ki filmesh bad aaz ab dar miyad mige in filmo vase dele khodam sakhtam....omidvaram ke in matlabe man sarneveshte baghiyehye matalebamo nadashteh bashe ....hich vaght dar ghesmate nazr gozashteh nemishe...nemidoonam chera

farshid
يکشنبه 21 بهمن 1386 - 15:34

این که با چای توی استکان کمر باریک بیشتر حال می کنیم یا هات شکلات با یک نی قطور !! فرقی ندارد .مهم این است که توی کله ی مبارک چه چیزی در چنته داریم .مشکل اختلاف سلیقه ی نسلها چیز تازه ای نیست ولی همه باید بدانیم این جوری نمی شود در مورد ادمها قضاوت کرد این که منتقدان جوان این مدلی هستند و این جوری گفته اند و فلان و بهمان چیزی به ارزشهای پیش کسوتان نقد اضافه نمی کند .

هر چند امروز نسل جوان بیشترین جمعیت مملکت را دارد ولی همه چیز انگار مقابل این موج عظیم ایستاده جوری که ادم بعضی موقع ها فکر می کند جوانی جرمی است که مرتکب شده ای و باید هر چه زودتر بگذرد و تمام شود تا بیایی قاطی ادم های از دماغ فیل افتاده که موهای سپیدشان دلیل سواد و علم و پاکی و ...هست!!!

به نظرم امروز اگر نقد خوبی نوشته شود نباید فرقی گذاشت که پرویز دوایی نوشته یا فلان منتقد جوان مهم این است که چه چیزی نوشته و حرف حسابش چیست.

و اما این فیلم اتش سبز که به نظرم ضعیف و پر مدعا بود و اگر جشنواره زرشک زرین داشت بدون شک لایق زرشک زرین است اصلانی مستند ساز برجسته کشور ساخته است یا فلان جوان گمنام می ساخت فرقی در قضاوت عادلانه نداشت.

farshid

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.387814044952 seconds.