|
|
| حدس زدم به "اتوبوسی به نام هوس" اشاره می کنید / گفت و گو با افسانه بایگان درباره کنعان |  |
[ نگار باباخانی ]
سینمای ما - «افسانه بايگان» در اين سال هاي اخير نشاني از آن بازيگر سينماي اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد ندارد. در واقع او که با نقش آفريني در سريال «سربداران» با آن حضور موثر و نگاه هاي عميقش (که در ميان بازيگران آن ساليان و به خصوص نسل خود که کم شمار بودند، يک اتفاق بود) نشان از يک بازيگر متفاوت (حداقل در ظاهر) داشت، تو گويي که بعد از اين همه سال تازه دارد به هنرپيشه يي که وعده اش داده مي شد، نزديک مي شود.ستاره دهه شصت، چه در روزهاي پرکاري اش زماني که او گزينه اول هر پروژه يي بود و چه در سال هايي که خودخواسته يا تحت تاثير شرايط سينمايي، حضورش کم رنگ شد، هرگز به جايگاهي که امروز با بازي در آثار متفاوتي چون «کافه ستاره» و «کنعان» به آن دست يافته است، حتي نزديک هم نشده بود. اکنون بايگان- که خود را به هرحال وامدار سينماي موسوم به بدنه مي داند- هنرپيشه يي است که مي توان برايش حساب جداگانه يي باز کرد؛ او اکنون صاحب جايگاهي است که بيست سال پيش بايد به آن دست مي يافت.
---
-بازي در يکي از چهار نقش اصلي فيلم «کنعان» چطور به شما پيشنهاد شد؟
سال گذشته آقاي «حقيقي» سناريويي را آوردند به دفتر هدايت فيلم که بسيار مورد توجه آقاي مصطفي شايسته قرار گرفت. در آن سناريو نقشي وجود داشت که کاملاً با مشخصات من منطبق بود و صحبتي بين آقاي شايسته و آقاي حقيقي صورت گرفت مبني بر اينکه به هر حال اين نقش براي من مي تواند مناسب باشد. بعد از گذشت چند ماهي که سناريو مراحل دريافت پروانه و پيش توليد را طي کرد، من در دفتر هدايت فيلم آقاي حقيقي را ديدم و خوشحالم که در همين اولين برخورد (همان طور که خودشان هم در مصاحبه يي عنوان کرده بودند) هر دو به اين نتيجه رسيديم که اين همکاري مي تواند خوب باشد. حالا اگر از همه فرود و فرازها و مشکلاتي که داشتيم بگذريم (مي خندد) در مجموع مي توانم بگويم واقعاً همکاري در «کنعان» تجربه خوبي براي من به همراه داشت و اميدوارم براي ايشان هم همين طور باشد.
-شما فيلم هاي قبلي «حقيقي» را ديده بوديد؟
بله، هر دو فيلم قبلي ايشان «آبادان» و «کارگران مشغول کارند» را ديده ام. البته فيلم «آبادان» را خودشان لطف کردند و به من دادند که ببينم.
-«ماني حقيقي» سال ها دور از ايران بود و شناخت چنداني از فضاي سينماي ايران و بازيگران آن نداشت، آيا اين مساله مشکلي در ارتباط شما با او به وجود نمي آورد؟
اين طور هم نبود که ايشان اصلاً با فضاي سينماي ايران و بازيگرانش آشنا نباشند.آقاي حقيقي با علاقه و جديت سينما را دنبال کرده است و به دليل حضور پدرشان در عرصه سينما و فعاليت مادرشان در زمينه هاي هنري ديگر به هر حال از همان دوران کودکي با مقوله هنر و به خصوص سينما آشنايي داشته است و در کارهاي قبلي شان هم بازيگران خوب و حرفه يي حضور داشتند.
در واقع ايشان خيلي خوب با مقوله بازيگري در سينما آشنا هستند، حالا يا به صورت غريزي يا آکادميک. ولي به اندازه کافي سر فيلم «کنعان» من را به هم ريختند براي اينکه اين نقش دربيايد و نقش هم واقعاً از کار درآمده است. من نمي دانم بايد براي اين کار ايشان چه عکس العملي نشان بدهم، شايد هم بايد بگويم مرسي، خيلي متشکرم که اينقدر اعصاب من را خرد کرديد. (مي خندد)
-ولي ظاهراً که از بازي هاي فيلم و بازيگرانش خيلي راضي است، شخصيت «آذر» هم که شما نقش او را بازي کرده ايد، با ورودش به قصه تحولي در روابط و حتي سرنوشت کاراکترهاي ديگر از جمله زندگي خواهر کوچک ترش «مينا» به وجود مي آورد، تعريف شما از اين شخصيت چيست؟
من فکر مي کنم شخصيتي مثل «آذر» تا به حال در سينماي ايران کار نشده است، (حداقل من با آن برخوردي نداشته ام که در جايي ببينيم يا در سناريويي بخوانم که چنين پرداختي نسبت به حضور زن شده باشد) به هر حال «آذر» زني است که سال ها در ايران نبوده و يک بک گراند فکري- اجتماعي خاصي داشته است و اصلاً نمي داند در اين مقطعي که دارد وارد زندگي خواهرش مي شود، ورودش مي تواند چه پيامدهايي داشته باشد. طبيعتاً او به مشکلات خودش فکر مي کند، همچنان که ساير کاراکترها هم مشکلات خاص خودشان را در ابتدا دارند و بعد اين مشکلات در هم ادغام مي شوند و در اين لابيرنت ها به هم گره مي خورند. از مشخصات بارز شخصيت «آذر» يک نوع افسردگي است که به شدت مي خواهد آن را پنهان کند. او به دليل غروري که دارد و اينکه سال ها در ايران نبوده و همواره نقش يک جور ناظم و مدير را براي خواهر کوچک ترش (در بيوگرافي نقش) ايفا کرده است، حالا دلش نمي خواهد خواهر و شوهرخواهرش متوجه از هم پاشيدگي روحي او بشوند. من اميدوارم اين وجوه در نقش ديده شده باشد، چون اين ويژگي ها را در شخصيت آذر خيلي دوست داشتم.
-آيا طلاق باعث افسردگي اين زن شده است؟
بله، افسردگي روحي او هم دلايل خانوادگي دارد و هم اجتماعي. در واقع انگار تنه اش يک جوري بريده شده و ريشه اش فقط در اين خاک باقي مانده است. يک پلان در فيلم هست که تنه قطع شده درختي را مي بينيم که اين مي تواند به نوعي نمادي از شخصيت «آذر» باشد که ريشه هايش در اين خاک است و تنه اش قطع شده و برگ و بار خاصي ندارد و سترون است.
-«آذر» يک جور يادآور شخصيت «بلانش» با بازي «ويويان لي» در فيلم «اتوبوسي به نام هوس» است.
من حس کردم الان اين را مي گوييد. اتفاقاً موقع تمرين هم صحبت «بلانش» بود که خصوصاً به خاطر رابطه دو خواهر بيشتر به ذهن مي رسد. البته من فکر نمي کنم نويسندگان فيلمنامه و آقاي حقيقي تاثير خاصي از آن شخصيت گرفته باشند چون فيلمنامه «کنعان» براساس ترجمه داستان کوتاهي است که من آن را خوانده ام و شايد يک جوري از همه اين تصويرها فلش هايي در آن قصه کوتاه خورده و حالا تبديل به تصاوير ديگري شده است. ولي اين فلش از شخصيت «آذر» همچنان وجود دارد.
-پس اين شباهت را قبول داريد؟
بله، به دليل عصبيتي که در شخصيت «آذر» وجود دارد رگه هايي از شخصيت «بلانش» را در او مي بينيم. منتها «آذر» پرخاشگري شخصيت «بلانش» را ندارد و به دليل اينکه سعي دارد افسردگي اش را از ديگران پنهان کند هميشه با لبخند و آرامش با بقيه روبه رو مي شود. در واقع «آذر» خيلي درونگراتر از «بلانش» است.
-با هيچ کدام از بازيگران «کنعان» تا به حال همبازي نبوده ايد، چطور توانستيد به شناخت و ارتباط بهتر با همديگر برسيد؟
ما تقريباً دو ماهي با هم تمرين مي کرديم؛ هفته يي سه روز و اين فرصت خوبي بود براي اينکه ما بيشتر همديگر را بشناسيم، با عواطف هم آشنا شويم و از نظر هم نفسي و رïخ در رïخي فکر مي کنم آن جلسات تمرين خيلي تاثير به اصطلاح پاتکسي در حس هاي ما گذاشته است. يعني به ما کمک کرده بتوانيم با اين شناختي که حالا از همديگر داريم نرم تر با همديگر کار کنيم، چون در بعضي کارها وقتي تمرين انجام مي شود چيزهايي قراردادي مي شود و آدم ها شرطي مي شوند و براي همين خيلي از آن بديع بودن اتفاقي که قرار است بيفتد کاسته مي شود. من فکر مي کنم در تمرينات «کنعان» اين اتفاق نيفتاد چون آقاي «ماني حقيقي» از همه ما غيرقابل پيش بيني تر بود و به دليل اينکه خيلي غيرقابل پيش بيني بود، خب اتفاقاتي افتاد که فکر مي کنم خوب شده باشد. (مي خندد)
-فيلم «کنعان» و نقش «آذر» چه جايگاهي در کارنامه افسانه بايگان خواهد داشت؟
يک ستاره درخشان و تاثيرگذار خواهد بود. نه تنها براي من بلکه براي همه بازيگران فيلم، براي خانم عليدوستي جوان به يک نوع، براي آقاي فروتن، آقاي رادان و خود آقاي حقيقي و تمام عوامل اين فيلم چنين جايگاهي خواهد داشت و به جرات مي توانم بگويم «کنعان» يک اتفاق خاص در سينماي ايران خواهد بود و اميدوارم اين طور باشد.
-براي بازي در فيلم «قرنطينه» چطور شد که به يک کارگردان تازه وارد در عرصه سينما اعتماد کرديد؟
کارگردان «قرنطينه» لطف کردند قبل از شروع کار دوتا از فيلم هاي نود دقيقه يي که براي تلويزيون ساخته بودند را به من دادند و به نظرم مهم ترين موضوعي که در اين فيلم ها وجود داشت صداقت کارگردان در پرداخت به موضوعات اجتماعي بود و اينکه او تمام تلاشش را کرده بود تا به اين صداقتش وفادار بماند. خب اين کاري که به من پيشنهاد کرد حالا با دغدغه هاي گيشه همراه شده بود که شايد به نوعي آن فراغت خاطر را نداشت، يا شايد مميزي هاي آن نوع سينما را نداشت ولي درگيري هاي مالي اين نوع سينما را به همراه داشت. به هر حال در قسمت هايي که من از فيلم ديدم احساس کردم اين موضوع تعديل شده باشد، يعني ما نيفتاده ايم به ورطه اينکه حالا چطوري هزينه هاي فيلم را برگردانيم و همچنان اين وفاداري فيلمساز به موضوع صداقت اجتماعي در آن هست و اين يکي از موضوعاتي است که من خيلي دوست داشتم و قبول کردم با ايشان کار کنم. کما اينکه من بعد از سال ها دوري از سينما و بعد از دوره فترت معروفم که کار نمي کردم و بعد هم فقط با هدايت فيلم کار کردم، دوست داشتم تجربه جديدي داشته باشم و با اين تجربه از يک سيستم خاص بيرون بيايم و دوباره به شکل حرفه يي کارم را ادامه بدهم و قسمت بود که اين فرصت با کار آقاي «هادي» براي من پيش بيايد و اميدوار هستم به هر حال تجربه خوبي شده باشد.
-آيا در نقش تان هم اين تجربه تازه ديده مي شود؟
بله، از نظر خودم نقش جديدي است که تا به حال شبيه آن را بازي نکرده بودم. در «قرنطينه» نقش يک خدمتکار هتل را بازي مي کنم که دختر جوانش در آستانه ازدواج دچار بيماري وحشتناکي مي شود. در واقع خدمتکار بودن اين زن و ايمان قوي داشتنش جاي کار داشت براي من، چون اين طبقه اجتماعي را به اين شکل بازي نکرده بودم و به نظرم يک جور نئورئاليسم در کار آقاي «هادي» وجود داشت که من آن را دوست دارم و اين بديع بودن موضوع و شخصيتم در فيلم «قرنطينه» برايم مهم بود. کما اينکه شنيده ام از مونتاژ خوب آقاي بهروز افخمي هم استفاده خوبي در جهت بهتر شدن فيلم و مفهوم آن شده است و آقاي افخمي وفادارانه به مفهوم نئورئاليسم فيلم کمک کردند تا فيلم به ورطه ملودرام هاي اشک انگيز و سطحي نيفتد.
-از بحث فيلم هاي «کنعان» و «قرنطينه» که بگذريم شما در طول دوران بازيگري تان سه بار کانديداي دريافت جايزه شده ايد براي فيلم هاي «دو فيلم با يک بليت»، «خواهران غريب» و «کافه ستاره»، ولي فقط يک ديپلم افتخار براي «خواهران غريب» دريافت کرده ايد، آيا آن جايزه ها را حق خودتان مي دانيد؟
در «دو فيلم با يک بليت» ما با همان نو بودني روبه رو بوديم که تا حالا در سينماي ايران اتفاق نيفتاده بود. ما هيچ وقت پرداختي نداشتيم به زندگي يک بازيگر در پشت صحنه و روي صحنه اش و فکر مي کنم در آن فيلم محق بودم براي گرفتن جايزه. يا فيلم «خواهران غريب» که ديپلم افتخار گرفتم هم کار متفاوتي بود و فيلم «کافه ستاره» هم که خيلي ها آن را قبول داشتند. به هر حال همه دوست دارند در کارشان تحسين شوند و جايزه بگيرند، اگر اين احساس در آدمي وجود نداشت اين اتفاق بيروني نمي افتاد که حالا گروه هايي بيايند و جوايزي به هنرمندان بدهند. هر کسي که کار هنري مي کند ذاتاً علاقه مند تشويق شدن است و وقتي که اين تشويق ها در زمان خودش از او دريغ مي شوند و او اين را با غريزه قوي خودش کاملاً حس مي کند که از او دريغ شده، موضوع رنگ مي بازد و آن آدم مي رود به طرف يک درونگرايي که خودش را در آن پر مي کند و ديگر برايش اين جلوه هاي ظاهري رنگ مي بازند. من حقيقتاً بگويم اصلاً برايم موضوع فرقي نمي کند، چون هميشه جايزه ام را واقعاً از نگاه مردم و از ارتباط با آنها گرفته ام و کارم را ادامه داده ام، هميشه هم سعي کرده ام ارتقا پيدا کنم و هميشه هم احساس مسووليت کرده ام. حالا بسياري مواقع که صحبت مي شود، مي گويند وقتي جايزه مي گيري مسووليتت سنگين تر مي شود، من خدا را شکر، هميشه اين احساس مسووليت را داشته ام. در کارهايي که سطحي بوده من سعي کرده ام کارم را درست انجام بدهم، در کارهايي هم که بهتر بوده و جاي کار داشته لذت بيشتري برده ام و در حقيقت جايزه گرفتن يا نگرفتن هيچ چيز ديگري را براي من عوض نمي کند. شايد سال ها پيش اين جايزه مي توانست به يک دختر جوان يک دلگرمي بدهد ولي الان ديگر اصلاً برايم مهم نيست. نه به ملاک هايش کار دارم و نه به اينکه بگويم قضاوت ها خوب است يا بد است چون قضاوت ها به هر حال قضاوت است.
-آيا براي نقش تان در «کنعان» هم به اين جايزه فکر نمي کنيد؟
همين که اين اتفاق افتاده الان براي من بيشتر مهم است. اينکه فيلمي به نام «کنعان» ساخته شده با مشکلات خاص خودش، با زيبايي هاي خاص خودش و يک اتفاقي روي نگاتيو ثبت شده و خواهد ماند و خواهد ماند و خواهد ماند. اينکه الان در اين مقطع چه اتفاقي براي بازي من در اين فيلم بيفتد اصلاً ذهنم را مشغول نمي کند. اين روند براي من زيباست که بتوانم جزيي از اين حرکت باشم و چرخ کوچکي باشم که همراه اين موتور به حرکت اين جريان کمک کنم و تاثيرگذار باشم، حالا چه در اتفاقات بازيگري که ديده مي شود و چه جاهايي که ديده نمي شود ولي مي دانيم که اتفاق مي افتد.
-به عنوان ستاره دهه شصت نگران چگونگي حضورتان بر پرده سينما و نحوه گريم چهره تان نيستيد؟
نه، من مشکلي با اين قضيه ندارم. اگر نقشي را دوست داشته باشم با همه شرايط آن کنار مي آيم. مثلاً خيلي ها وقتي «کافه ستاره» را ديدند، گفتند که چقدر چهره ام مسن شده است. چون هنوز آن موقع فيلم «در شهر خبري نيست، هست» هم اکران نشده بود، «ماني حقيقي» که «کافه ستاره» را ديده بود به آقاي شايسته گفته بود فکر مي کنم «افسانه» خيلي از شخصيت «آذر» بزرگ تر است و آقاي شايسته گفته بود حالا خودش را ببينيد بعد با هم صحبت مي کنيم، وقتي آقاي «حقيقي» من را ديد خيلي تعجب کرد و پرسيد مشکلي با اين گريم نداشتي، گفتم نه، چون مناسب نقشم بود. مثلاً الان در اين فيلم تازه ام که دارم بازي مي کنم سعي کرده اند يک آب و رنگي به چهره ام بدهند و يک مقدار جوان ترم کنند، چون نقشم اين طور ايجاب مي کند. به هر حال اصلاً اين چيزها در بازيگري برايم مهم نيست. من هميشه برايم مهم بوده که درست باشم. اگر قرار باشد نقش يک خانم خدمتکار هتل را بازي کنم ديگر نمي توانم دنبال رنگ و لعاب هاي ظاهري بروم. اگر نقشي نياز به رنگ و لعاب ظاهري داشته باشد در جاي خودش اتفاق خواهد افتاد، پس بهتر است به چيزهاي مهم تري در بازيگري ام فکر کنم، چون اين جنبه از کارم هميشه برايم ارزش بيشتري داشته و واقعاً مساله ام در پذيرش نقش ها سن و سال و گريم چهره ام نبوده است.
-به هر حال يکي از دغدغه هاي ستاره هاي زن سينما در هر برهه يي حفظ جواني و شادابي چهره شان است، خصوصاً در سينماي هاليوود که زنان در مرکز توجه بيشتري هستند...
اين قضيه در ايران فرق مي کند. وقتي در سينماي ايران به خصوص دهه شصت اصلاً با موضوع ستاره مخالفت وجود داشت، ديگر ما نمي توانيم وضعيت بازيگران اينجا را با هاليوود مقايسه کنيم و به اين موضوعات بپردازيم که مثلاً در سينماي امريکا به چه دلايلي يک بازيگر زن را حداقل تا چهل سالگي اش سعي مي کنند جوان تر نگه دارند، بعد ممکن است مثلاً خانم «مريل استريپ» يا بازيگراني در رده او بيايند و نقش هايي با سن هاي بالاتر بازي کنند. اتفاقاً ما در سينماي ايران مجبور بوديم يک جور نعل وارونه بزنيم، يعني بگوييم «آقا به خدا من ستاره نيستم...» و ديگران هم البته اين همصدايي را همچنان تکرار مي کردند. متاسفانه ما تنبل هستيم، هميشه دوست داريم تقليد کنيم و اهل تحقيق کردن نيستيم و اگر يک نفر بيايد بگويد يک چيزي خوب است، ما هم اگر گرايشي يا نگرشي يا حتي اندک اعتقادي به آن آدم داشته باشيم فوراً با صداي بلند مي گوييم بله... خوب است و اگر بگويد نه، مي گوييم نخير... و فوراً اين آدم را بايکوتش مي کنيم. راجع به من نيز آن سال ها هم از طرف مسوولان و هم از طرف همکاران شما در مطبوعات اين اتفاق افتاد، آن هم به دلايلي که من هيچ وقت واقعاً نمي دانم چرا، يعني هيچ وقت به اين موضوعات نزديک نشدم که بدانم چرا مثلاً بازيگري من يا حضور ستاره بودن من بايد هم از طرف کساني که مي خواهند مميزي کنند زير سوال برود هم از طرف کساني که به هر حال نوعي نگرش هاي روشن دارند، کار هنري دارند انجام مي دهند و کرتيک مي کنند. به هر حال متاسفانه اين نگرش وجود داشت.
-شما نقش طنز هم در کارنامه تان داشته ايد که اتفاقاً موفق بوده، آيا دوست نداشتيد اين تجربه را تکرار کنيد؟
اتفاقاً دوست دارم. «مرد عوضي» کار خوبي در کارنامه ام بود و اگر فرصتي پيش بيايد باز هم دوست دارم اين تجربه را تکرار کنم چون من کار طنز خوب را خيلي مي پسندم و هميشه نسبت به مجموعه «دايي جان ناپلئون» حس خوبي داشتم. الان هم در مجموعه «اس ام اس از ديار باقي» به کارگرداني آقاي سيروس مقدم يک نقش طنز را به عهده دارم که در مايه هاي کمدي موقعيت است و نه کمدي بزن و بکوب.
-چند تجربه بازي هم در فيلم هاي ايرج قادري داريد، به نظر مي رسد از اين همکاري راضي هستيد؟
بله، براي اينکه ايشان خيلي حرفه يي اند، خيلي خوب سينماي بدنه را مي شناسند و در نوع کاري که انجام مي دهند خيلي مسلط هستند. آقاي قادري اگر فيلمنامه خوب داشته باشد از بسياري کارگردان هاي ما هم تجربه شان بيشتر است و هم تسلط و توانايي شان و ماشاءالله در اين سن و سال خيلي خيلي خوب دارند کار مي کنند و من اميدوارم واقعاً يک فيلمنامه قوي و محکمي پيدا کنند و بار ديگر در اين دوران هم بتوانند يک کار خوب به اين نسل جوان ارائه بدهند. ان شاءالله.
-اين کاري که الان مشغول بازي هستيد ساخته کيست؟
فيلم «چشمک» به کارگرداني آقاي جهانگيري است. من در دهه هفتاد تجربه بازي در فيلم «بدل» را با ايشان داشتم که بعد از فيلم «کلاه قرمزي و پسرخاله» رتبه دومين فيلم پرفروش آن سال را داشت و با استقبال خوبي مواجه شد. ايشان هم متعلق به سينماي بدنه هستند و ما با تکيه بر آن تجاربي که داشتيم اين همکاري مجدد شکل گرفت. در واقع حضور با مردم و بودن در سينماي بدنه براي من مهم است، يعني حداقل سالي يک کار يا دو سال يک کار را دوست دارم که بازي کنم و به همين دليل پيشنهاد بازي در اين فيلم را پذيرفتم. نقش خوبي هم دارم و فکر مي کنم يک کار کمدي- طنز خوبي شود. تهيه کننده اش آقاي منصور حيدري است و آقاي اکبر عبدي، خانم فولادوند و خانم اسکويي هم در فيلم بازي دارند.
-در واقع خودتان را ملزم نمي دانيد که صرفاً در پروژه هاي هدايت فيلم بازي کنيد؟
نه اصلاً. نه تنها من خودم را ملزم نمي دانم در پروژه هاي هدايت فيلم حضور داشته باشم بلکه خوشبختانه آقاي شايسته هم از اين تجربه هاي جديد من استقبال مي کند و خيلي وقت ها که من خسته و دلزده مي شوم به من روحيه مي دهد و به جلو هلم مي دهد و مي گويد؛«هيچ بد نيست که مي روي و کار مي کني و زنده مي شوي، به هر حال اين کار تو بوده و به آن علاقه مندي، برو کار کن.» و من با پروژه هاي ديگر هم کار مي کنم. در واقع هيچ وقت خودم را به فيلم هاي خاصي محدود نکرده ام. خيلي ها مي گويند خب حالا که مي تواني فقط در فيلم هاي خاص بازي کن و براي چي برمي گردي به بازي در سريال يا فيلمي که متعلق به سينماي بدنه است. من به هيچ عنوان نمي خواهم ارتباطم را با مردم قطع کنم، چون بهشان مديونم، اصلاً اگر آنها نبودند من هم نبودم. اين مردم باعث شدند تهيه کننده ها روي حضور من در فيلم هايشان فکر کنند و بگويند که اين براي ما پول برمي گرداند، پس بياييم زود زود با او کار کنيم. من بايد جواب اين مردم را بدهم. اصلاً شعار نمي دهم. يک حقيقتي در اين موضوع نهفته است که اميدوارم بتوانم يک جوري جواب آن همه کمکي را که مردم در آن سال ها با لطف شان به من کردند و من را تا به امروز سرپا نگه داشتند، بدهم.
-البته قرار نيست در هر فيلمي که ادعاي تجاري بودن دارد بازي کنيد؟
طبيعتاً همين طور است. يعني اگر فيلم سطح نازلي داشته باشد و من نتوانم خودم را در آن خلق کنم در وهله اول خودم را آزار مي دهد و دوباره مجبور مي شوم بروم در يک خلوتي و از بازيگري فاصله بگيرم.
-به هرحال شما بايد از اعتبار نقش هايتان در «کافه ستاره» و «کنعان» محافظت کنيد...
بله، حتماً همين طور است. فيلم هاي ديگر هم متعلق به سينماي متوسط بدنه ايران است، با مديوم هايي که در اين سينما مي شناسيم. بنابراين انتخاب هاي ما همواره بين خوب و متوسط است و عالي و متوسط نداريم. من هم گاه که قصد دارم در زمينه سينماي بدنه کار کنم اميدوارم انتخاب بدي نداشته باشم.
-آيا نقشي بوده که نپذيرفته ايد و بعد خوشحال شده ايد يا برعکس پشيمان شده ايد؟
بله، بسيار پيش آمده که خوشحال شدم بازي نکرده ام و گاهي هم پشيمان شده ام که چرا نپذيرفته ام.
مثلاً وقتي بازي در «مسافران» آقاي بيضايي را قبول نکردم بعداً که فيلم را ديدم پشيمان شدم.
-قرار بود چه نقشي را بازي کنيد؟ چرا اين همکاري شکل نگرفت؟
نقشي که بعداً خانم معتمدآريا بازي کرد که متاسفانه يکسري اتفاقات ساده و بي اهميت و رفتارهاي کودکانه باعث به هم خوردن اين همکاري شد. من هميشه احترام فراواني براي آقاي بيضايي قائل بوده و هستم و اين را به خودشان هم گفته ام که واقعاً حضور در کار استادي مثل آقاي بيضايي براي هر بازيگري حس خوبي ايجاد مي کند. ممکن است در کارنامه من نوعي اتفاق خاصي نيفتد ولي آن لحظه مغتنم است. براي اينکه استادهاي ما مغتنم هستند و حضورشان، صدايشان، يک پند و حرکت شان را ما بايد ارزش بگذاريم، به همين دليل واقعاً نه تنها ايشان بلکه ديگر استاداني هم که وجود دارند حضور در کنارشان و استفاده از اين حضور واقعاً براي من مغتنم است.
-آيا کارگرداناني بوده اند که دوست داشتيد در فيلم شان باشيد ولي هيچ گاه اين اتفاق نيفتاده است؟
بله، به هرحال کارگرداناني بوده اند که من دوست داشتم با آنها همکاري کنم ولي حالا به دلايلي با بازيگران ديگري کار کرده اند و فعلاً فرصت همکاري با آنها برايم پيش نيامده، شايد در آينده اين فرصت مهيا شود.
-در پذيرفتن نقش ها به غير از فاکتورهايي مثل فيلمنامه و کارگردان بازيگر نقش مقابل يا به اصطلاح پارتنرتان چقدر برايتان اهميت دارد؟ آيا اتفاق افتاده نقشي را به خاطر حضور يک بازيگر خاص در نقش مقابل تان نپذيرفته باشيد؟
نه،اصلاً اين احساس را ندارم که از همکاري با بازيگري بدم بيايد. مثل اينکه اين سوئيچ در ذهن من قفل شده است. حتي اگر آن بازيگر مشکلاتي هم براي من ايجاد کند، سعي مي کنم يک جوري به خودم برگردم و فکر کنم که من چه کار مي توانم بکنم که اگر خاري است گل شود يا مثلاً اتفاق ديگري به وجود بيايد. خوشبختانه اين مساله در طول دوران کاري من هيچ وقت پيش نيامده، چه با بازيگران زن و چه با بازيگران مرد، که مثلاً فکر کنم اگر فلان بازيگر در فيلم باشد، من با او مشکل خواهم داشت. شايد در طول فيلمبرداري يک کار اذيت شده ام ولي به هرحال گذشته و فراموش شده است و بعد هم حاصلش بيرون آمده و ان شاءالله همه لذت برده اند. البته اين بدان معني نيست که در سينماي ما از اين رفتارها نباشد، بلکه من هم شنيده ام دوستاني هستند که وقتي مي خواهند کاري را انجام بدهند بر سر انتخاب عوامل مختلف فيلم اظهارنظر مي کنند و ممکن است مشکلاتي با برخي از آنها داشته باشند ولي خدا را شکر من اين حس را ندارم و هميشه ارتباط با ديگران و فرندلي (دوستانه) بودن را دوست دارم. چون قرار نيست کسي جاي کسي را در سينما يا هر شغل و حرفه ديگر تنگ کند و ما نمي توانيم يک ذره نظم کائنات را به هم بريزيم. ما انسان ها فکر مي کنيم که داريم کارهايي مي کنيم در حالي که نمي توانيم از سيستم کلي که بر اين کائنات حاکم است خارج شويم و مي بينيم فکرهايمان گاهي اوقات چقدر بچگانه است و گاهي فکر مي کنم چقدر خدا به اين فيلم کمدي ما و به ارتباط هايي که ما داريم و خيلي هم آن را جدي مي گيريم از آن بالا مي خندد.
-با توجه به اينکه شما در دهه شصت ستاره بوديد و مي توانستيد در قراردادتان شروطي را براي تهيه کننده ها بگذاريد، آيا الان هم اين شرايط را تعيين مي کنيد؟
من به هرحال اندازه هاي خودم را در همه موضوعات دارم. اگر مواردي را دوست نداشته باشم طبيعتاً انجام نمي دهم، يعني اگر من بيايم نقش يک ساپورت (مکمل) را در فيلمي بازي کنم، هيچ وقت نمي آيم بگويم که اسم من را بايد به جاي بازيگر اول بنويسيد. ولي اگر کاري باشد که من نقش اول را داشته باشم، طبيعتاً اين را مي خواهم و بيشتر مواقع بدون اينکه درخواستم را مطرح کنم خود به خود اين مساله جا افتاده و اتفاق مي افتد. موضوع خاصي نداريم که در آن با همکاران مان به نتيجه نرسيم. آنها مي دانند من کجا هستم، من هم مي دانم خودم کجايم، ديگران کجا هستند و جايگاه دوستان و همکارانم کجاست. در هر حال ديگر آنقدر حرفه يي هستيم که مي دانيم چطور با هم برخورد کنيم که مشکلي برايمان پيش نيايد.
-در بحث دستمزدها چطور؟ آيا شما تعيين کننده هستيد يا تهيه کننده ها؟
به هرحال در سينما هر کدام از بازيگران و عوامل ديگر مي دانند کجا قرار دارند و چه دستمزدي برايشان مناسب است. اگر بازيگري خارج از آن عرف دستمزدي بخواهد، طبيعتاً تهيه کننده ها با او کار نمي کنند. اگر هم پايين تر از حد معمول بگيرد، متاسفانه آن وقت شأن حضوري اش را زير سوال مي برد و در آن دستمزدهاي پايين همه اش پايين و پايين تر مي رود. اين بحث دستمزدها مکانيزمي دارد که ديگر آدم بعد از سال ها کار به آن مي رسد و حتي بدون مشورت با ديگران هم با بررسي موقعيت و به اصطلاح بو کشيدن مي تواند بفهمد که الان بايد حدوداً براي کارش چقدر دستمزد بگيرد که پرت نگفته باشد. نه بالا گفته باشد و نه پايين، يعني در تجربه کم کم بازيگر به چنين نگرشي در کارش مي رسد
منبع خبر : اعتماد | سه شنبه,23 بهمن 1386 - 12:36:48
 | آرشيو | | | اخبار مرتبط: |
نظرات
roya
چهارشنبه 24 بهمن 1386 - 22:50
|
khanom baygan bazi shoma dar kanaan ali bood pirooz bashid
|
اضافه کردن نظر جدید
|
|
|