|
سال ۸۲ وقتی حق گلشیفته فراهانی را جلوی چشمان همه خوردند, گلشیفته گفت قصد داشتم اگر جایزه را به من دادند آن را به پدرم تقدیم کنم. اما آنها جایزه را به من ندادند. دیگر برایم اهمیت ندارد که در آینده این جایزه را به من می دهند یا نه. بله. اون سال داوران قلب دختر شیرین سینمای ایران را شکستند. سالی که گلشیفته دو فیلم اشک سرما و بوتیک را در جشنواره داشت و به گواه همه برای هر کدام لایق دریافت سیمرغ بود. ولی سیمرغ را به او ندادند. گذشت و گذشت. سال ۸۵ رسید. گلشیفته شاهکاری با نام سنتوری را در جشنواره داشت. بازی گلشیفته در سنتوری به عقیده ی همه حداقل لایق کاندیدا شدن بود. ولی حتی او را کاندید هم نکردند. در اون سال گلشیفته نقش آفرینی خیره کننده ای در فیلم میم مثل مادر داشت. بازی بی نظیری که فراتر از سیمرغ بود. این فیلم در حالی که خانه ی سینما تندیسش را برای گلشیفته کنار گذاشته بود از جشن خانه ی سینما کنار کشید. شاید میم مثل مادر می توانست راهی برای داوران جشنواره ی فجر برای سیمرغ ندادن به گلشیفته باقی نگذارد. ولی این فیلم به صلاح دید تهیه کننده اش در جشنواره شرکت نکرد. باز هم گلشیفته بود که این وسط حقش پایمال شد. روزگار باز هم گذشت و گذشت تا رسیدیم به جشنواره ی سال ۸۶. گلشیفته فیلمی داشت با نام دیوار. نقش آفرینی استثنایی که تحسین برانگیز بود. بازی در چنین نقش پر خطر و سختی توسط گلشیفته فراهانی فقط جای احسنت گفتن داشت. گلشیفته را کاندید کردند. می گفتند امسال دیگر سیمرغ برای گلشیفته است. چون چند سال حقش را خورده اند. دو نقش آفرینی دارد و.... همه به استقبال سیمرغ گرفتن گلشیفته رفته بودند.اولین تلنگر به من جایی بود که یک فردی دم درب مجتمع اریکه ایرانیان به دوستش گفت : اسامی برنده ها اعلام شده. فکر کن. امین حیایی برای شب.!! اس ام اسی آمد که نوشته بود سیمرغ را به هنگامه قاضیانی برده است. با خودم فکر کردم. یعنی چقدر ساده بودم و بودیم که تصور می کردیم سیمرغ را به گلشیفته می دهند. آخ که چقدر کودکانه فکر کردیم! چرا حواسمان نبود که کارگردان فیلم "به همین سادگی" مدیر عامل خانه ی سینماست؟ حواسمان کجا بود؟ اگر هم این چنین نبود باز هم تهیه کننده ی فیلم "باد در علفزار می پیچد" عضو هیئت داوران بود. چقدر ساده بودیم. نه؟ پس کی می خواهیم قاعده ی بازی را یاد بگیریم؟ ای کاش رضا میر کریمی در جشنواره نبود و اعمال نفوذ نمی کرد ،ای کاش محمد علی طالبی مدیر عامل خانه سینما بود ،ای کاش کمال تبریزی به جای فیلم های بو دار و سیاسی،فیلم های آروم و بی صدایی مثل به همین سادگی می ساخت تا مورد پسند جشنواره باشه. ،ای کاش گلشیفته در فیلم رضا میرکریمی یا مجید مجیدی بازی می کرد و ای کاش گلشیفته دختر رخشان بنی اعتماد یا...... بود. ما چرا تصور می کردیم گلشیفته امسال به حقش می رسد؟ مگر فیلم های مسعود جعفری جوزانی و رضا میر کریمی در جشنواره نبودند و بازیگران فیلم هایشان کاندیدا نبودند؟ مگر نمی دانستیم که گلشیفته هر دو فیلمش به مذاق مسئولان خوش نمی آیند و در خط قرمز سیر می کنند؟ مگر نمی دانستیم که گلشیفته هیچ آشنای با نفوذی در جشنواره ندارد؟ تصور کردید چرا ترانه علیدوستی را کاندید نکردن؟ برای اینکه می خواستند بازیگر فیلم مسعود جعفری جوزانی را کاندید کنند. من به تمام مسئولان جشنواره و اعمال نفوذ کنندگان و بد خواهان گلشیفته فراهانی تبریک می گویم. به بعضی از نویسندگان این سایت که عقده از سراسر نوشته هایشان سرازیر هست هم تبریک می گویم. که می دانید گل سر سبدشان کیست. خوشحال باشید. الان که این یادداشت را می گذارم کمی آرام شده ام. شاید دیگر از چیزی ناراحت نباشم. گلشیفته ی عزیز و استثنایی سینمای ما گفته که دیگر برایش سیمرغ گرفتن یا نگرفتن مهم نیست. پس چرا برای ما مهم باشد؟ گلشیفته حقش را از مردم گرفته. گلشیفته حقش را از مردم گرفته, وقتی که به دیدن تمام فیلمهای جشنواره می رویم و می بینیم در زمان پخش تیتراژش, سکوتی در سالن است. ولی در زمان تیتراژ فیلم های دیوار و همیشه پای... با نوشته شدن اسم گلشیفته فراهانی سالن با صدای کف زدنهای مردم به حد انفجار می رسد. گلشیفته مزدش را از مردم گرفته, وقتی که تمام عاشقان سینما در صف های گیشه و دم درب سینما وقتی صحبت از برندگان احتمالی می کنند, برای سیمرغ گرفتن او دعا می کند. گلشیفته مزدش را از مردم گرفته, وقتی که مردم به اعتبار او برای دیدن فیلم دیوار صف می کشند. گلشیفته حقش را از مردم گرفته, وقتی که مردم با گریه هایش گریه می کنند و با خنده هایش می خندند. گلشیفته حقش را از مردم گرفته, وقتی که می بینید جزو معدود بازیگرانیست که مردم همه بر بازیش مهر تایید می زنند و تا کنون هیچ کس در هیچ لحظه ای نتوانسته به او انگ تصنع و یا ضعیف بودن را بزند. گلشیفته مزدش را از مردم گرفته, وقتی که یکی از فیلم هایش محبوبترین فیلم مردم در جشنواره می شود و یکی دیگر هم فیلم چهارم. گلشیفته حقش را از مردم گرفته وقتی که بی شمار هوادارش هستند. هوادارانی که برای بازی نابش دوستش دارند. حالا آقایان, سیمرغ های فرمایشیتان پیشکش خودتان. این سیمرغ ها را باید بدهید به کسانی که محتاجش هستند. باز هم برای چندمین بار جمله ی زیبای رادان را می گویم که گفت مهرجویی بزرگ نیازی به سیمرغ ندارد. بلکه سیمرغ به مهرجویی نیاز دارد. حالا بهترین بازیگر زن جوان ایران نیازی به سیمرغ ندارد. آن سیمرغ است که به امثال گلشیفته فراهانی نیاز دارد. انتهای صحبتهایم است. احساس می کنم بی خود برای این جشنواره ی کثیف اهمیت قائل شدم و شدیم. دیگر برایم مهم نیست. مطئن باشید دیگر در سالهای آتی, هیچ صحبتی از جشنواره نمی کنم. برایم اهمیتی ندارد. به خدا قسم دیشب ساعت ۴ که به خانه رسیدم, با خودم عهد کردم که صبح وقتی از خواب بلند می شوم, به جشنواره فکر نکم. حالا هم بعد از این یادداشت قصد دارم جشنواره را از ذهنم پاک کنم. اما دوستداران بازی ناب گلشیفته فراهانی ناراحت نباشید. دعا کنید که گلشیفته ی بزرگ ما روز به روز موفق تر باشد. دعا کنید که تا همینجور بر موفقیتهایش بیفزاید تا بسوزند کسانی که بد او را می خواهند. دعا کنید که دیوارش بدون هیچ مشکلی در جای جای کشور اکران شود تا همگان بازی او را ببینند و ببینند که این همان بازی ای است که همه سیمرغ را از آنش می دانستند. تا همه ببینند که گلشیفته نیازی به سیمرغ ندارد. تا همه باز هم به افتخارش در انتهای فیلم قامت راست کنند و کف بزنند. تا همه ببینند که او همان گلشیفته ی بوتیک و اشک سرماست که در جشنواره سیمرغ آن سال را به او ندادند و بعد همه قدر بازی بی نظیرش را دانستند. دعا کنید که گلشیفته در ادامه فعالیت حرفه ایش ما را خوشحال تر کند. دعا کنید که هر روز شاهد خبرهای خوشی از او و بازیهایش باشیم. دعا کنید که فیلمهایش به سلامت اکران شوند و خاطرات سنتوری و نیوه مانگ(که این دو هم مانند آن دو خط قرمز دارند) را تکرار نکنند و آنقدر بفروشند و آن قدر تحسین برای گلشیفته به همراه داشته باشند, تا چشمان بد خواهان تاب دیدن نداشته باشد. این گلشیفته همان گلشیفته ی میم مثل مادر است که در دهه ی 80 میان نقش آفرینی های زنان رقیبی برایش نیست. همان گلشیفته فراهانی بوتیک و اشک سرماست که فقط جای تحسین دارد. این را هم بدانید که یکی از استراتژیهای عقده گشایانه آن است که وقتی نسبت به چیزی حرص و عقده داری, در موردش ننویسی و نگویی!! استراتژی که وقتی دور و اطرافمان را نگاه می کنیم, به شدت شاهدش هستیم و چه خوب همه آن را فرا گرفته اند! امیدوارم گلشیفته فراهانی همچنان آنقدر بدرخشد تا بازتاب درخشش چشمان بدخواهان و مغرضان را به درد بیاورد. والسلام.
|