سينمای ما - پرونده حلقه سبز/ بیـا این قلبـم مال تـو....
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 5:7

اخبار:      • یک فرصت مغتنم؛ / نمایش مستند برگزیده جشن خانه سینما در انجمن منتقدان      • مدير عامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در یک موضع‌گیری صریح و نه چندان قابل پیش‌بینی؛ / حضور گل‌شیفته در فیلم ریدلی اسکات، نشان‌دهنده توانایی بازیگران ایرانی است      • مشخصات کامل فیلم را این جا بخوانید / تهیه کننده فیلم «دعوت»: امیدوارم مردم از این فیلم خوش‌شان بیاید      • گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست      • گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ...      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
همدردی با بانوی مهربان (نقد درک الی -ورایتی- بر فیلم «همدردی با بانوی انتقام» ترجمه پیمان جوادی)
مایکل مور فیلم تازه‌اش را به طرفدارانش هدیه کرد
اردن اولین فیلم تاریخ‌اش را برای اسکار اعلام کرد و آلمان 5 نامزدش را
از کنستانتین کوستا گاوراس تقدیر می‌شود
جشنواره سن سباستین را «مرد دیگر» افتتاح می‌کند
بهترین شخصیت منفی تابستانی و چند عنوان دیگر به «شوالیه تاریکی» رسید
جشنواره تورنتو آغاز می‌شود
بریتانیایی‌ها بهترین‌ فیلم‌های تاریخ را انتخاب کردند/«همشهری کین» و «اینک آخرالزمان» جا ماندند
دانیل رادکلیف هوس بازی در نقش ملکه اژدها کرده است
«وگاس» و «شبنم» لبخند به لب ونیزی‌ها آوردند
استیون اسپیلبرگ «39 سرنخ» می‌نویسد
تایوان نماینده‌اش را راهی مراسم اسکار کرد


   

.
فرزند خاک


  (100 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (67 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (85 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (215 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (675 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (406 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 با انتشار پوستر فيلم «مجموعه دروغ ها» (ريدلي اسكات): / پيش بيني حضور قابل توجه گلشيفته فراهاني در فيلم تقويت شد...
 واكنش تازه داريوش مهرجويي به توقيف «سنتوري» و شرايط سينماي ايران: / داريوش مهرجويي: «سنتوري را برداشتند قيمه قيمه كردند و سوزاندند»...
 واكنش‌هاي ضد و نقيض منتقدان به آخرين ساخته عباس كيارستمي: / ژوليت بینوش بدون کمترین آرایش و با روسري، ایرانی‌تر از تمام ایرانی‌های فیلم به نظر می‌رسد...
 هاليوود به سبک ايراني/ حالا گل‌شيفته هم يكي از آن‌هاست؟ / نام و مشخصات بيش از سي ايراني تاثيرگذار در صنعت فيلم هاليوود...
 يادداشت حامد بهداد به مناسبت چهلمين روز درگذشت خسرو شکيبايي: / الوداع عزيز جان، نفس جان، عمو جان، الوداع خسرو جان...
 10 نكته درباره كارنامه بازيگري گل‌شيفته فراهاني...
 ظاهرا از «شیرین» هیچ خوش‌شان نیامده؛ / برخورد توهین آمیز با فیلم کیارستمی در ونیز و واکنش یک منتقد ایرانی...
 كيومرث پوراحمد،رخشان بني‌اعتماد،رسول صدرعاملي،كمال تبريزي، بهمن قبادي و ... از شكيبايي گفتند / سينماگران ايراني در خانه خسرو شكيبايي به يادش جمع شدند...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»: / سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»...
 پس از يك دوره ركود و عقب‌نشيني و پيروزي نيروي انتظامي در برابر قاچاق CD و DVD؛ / قاچاقچيان فيلم، با عرضه DVD فيلم تازه گل‌شيفته فراهاني، به ميدان آمدند...
 تهمينه ميلاني: «خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسکات سبب ايجاد اميد در نسل جوان خواهد شد »...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گزارش جلسه نقد و بررسی کارگران مشغول کارند / چرا کیارستمی نخواست این یکی طرح‌اش را بسازد؟...



گزارش
 گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست ...
 گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ......
 حرف‌هاي پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و سيروس مقدم درباره سريال «روز حسرت»: / كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند ...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گفت و گویی خواندنی با کیانوش عیاری درباره سریال موفق‌اش / از اینکه پنج سال برای «روزگار قریب» وقت گذاشتم، راضی هستم...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...
 گفتگوی مفصل با مجید صالحی، کارگردان مجموعه پربیننده «سه در چهار» / سعی کردم از بازیگرانی استفاده کنم که در سریال‌های عطاران بازی نکرده‌اند...
 گزارشي از پروژه‌هاي جلوي دوربين / هملت در سينما ركس...

آرشيو...



پرونده حلقه سبز/ بیـا این قلبـم مال تـو....


نویسنده: مهدی پور امین

بیـا این قلبـم مال تـو....

سریال "حلقه سبز" یک فرق اساسی با اکثر سریالهای موفق سیما دارد. به طور معمول سریالهای ایرانی داستانشان را تا پایان خوب روایت می کنند،اما درانتها به خام ترین شکل ممکن سیردرام را به اتمام می رسانند.فیلمسازان ما اصولا در تصویر غایت نهایی حرفی که می خواهند بزنند،دچار لکنت می شوند.اشتباه نکنید. مشکل فقط سرنوشت پایانی قهرمان نیست که عموما از ابتدای سریالها قابل پیش بینی است. مسئله فراتر از اینها است. مسئله تاثیر گذاری نابی است که باید تا سالها به یاد مخاطب بماند.و افسوس که نمی ماند... .
اما حکایت "حلقه سبز" بر عکس این حالت(عادت!) است. پنج قسمت اول سریال روی یک دور تسلسل افتاده بود که در آن سیر اتفاقات فیلمنامه کمتر بار معنایی یا حس دراماتیکی را در مخاطب بر می انگیخت. "حسن گلاب" مردنش را باور نمی کرد."گلبهار" روح حسن را باور نداشت. و "سارا" (دوست گلبهار) هر دویشان را... .
من مخاطب هم هیچ کدامشان را باور نمی کردم.و دلیل این همه حاشیه و تکرار مکررات را نمی فهمیدم.منتظر شدیم شاید جریان "پیوند قلب کوروش" موتور سریال را روشن کند. اما برعکس؛ حواشی "پدر پولدار" و"مباشر بدجنس" و"نامزد حسود" و "معتاد بدبخت" و "دکتر عقل گرا" و ... نه تنها کمکی به سریال نکرد؛بلکه معدود سکانس های خوب رویارویی "گلبهار- حسن" را هم تحت شعاع قرار می داد. این وسط، "موسیقی" پرحجم و احساسی سریال هم روی اعصاب بود!
یک جا پرستار بیمارستان که از شماره تلفن گرفتن "آسد میراب" (نابینا) تعجب کرده بود؛ پرسید : " شما قبلا تلفنچی بودید..؟!" - آسد جواب داد :" نه... بیسیمچی بودم...!"
دلم لرزید... گفتم مگر اینکه حال و هوای جبهه سریال رو نجات بده...! اما حاج ابراهیم این بار از جبهه فاصله گرفته بود تا قصه دیگه ای رو تعریف کنه... پس چرا قصه اصلی رو تعریف نمی کرد..؟! این همه تیپ سازی و اتفاقات سطحی که جایش تو قصه "حاتمی کیا" نیست...
وقتی قلب "فاطمه" (دختر بچه مرگ مغزی) به کوروش پیوند خورد. "حسن گلاب" از بالای برج میلاد فریاد زد : خــــدا... اشتباه کــردی...! من روباید می بردی، نه فاطمه رو... " چهره بهت زده مادر فاطمه متحیرم کرد.حتی یک قطره اشک هم نریخت... . فهمیدم قصه،قصه دل کندنه... حکایت،حکایت دل بریدن از این دنیا است... .اما این همه ماجرا نبود.
"حلقه سبز" یک نقطه عطف مهم داشت.جایی که "حسن و گلبهار" قصد سفر می کنند. موتور سریال همزمان با استارتر فولکس قورباغه ای روشن شد.(اتفاقا هردویشان هم نیاز به هل دادن داشتند!). این جا بود که قصه حاج ابراهیم شروع شد. جائیکه حسن به گلبهار گفت : " پشت این کامیون ها رودیدی،عکس یه قلب کشیده،یه تیر هم اینجوری کجکی خورده توش..؟! خب!این یعنی چی..؟! یعنی تو قلبم رو شکار کردی... بیـا این قلبـم مال تـو.... هر کاری میخوای باهاش بکن...! "
تازه فهمیدم ماجرا به همین سادگی ها هم نیست. رابطه "حسن – گلبهار" فراتر از داستان تخیلی "روح-انسان" است که مشابه آنرا بارها دیده ایم. جریان مرگ مغزی و اهدای قلب و تلاش برای زنده ماندن بهانه ای بیش نیست. بودن یا نبودن. مسئله این نیست! مسئله مسئله "عشـــق" است. عشقی که اینبار حاتمی کیا آنرا در قالب جدیدی تصویر کرد. "حسن گلاب" مسافر راهی شد تا "قلبــش" رو اهدا کند ؛ اما "دلــش" رو اهدا کرد. حکایت گیرنده های قلب هم حکایت "دلدادگی" است.
هرچه قدر قسمت های ابتدایی و میانی سریال از چفت وبست دراماتیک به دور بود، قسمتهای آخر منسجم و پرکشش روایت می شد.دیالوگهای انبوه و خنثی جایشان را به غنای تصویری دادند. تنش حسی در نجات "زهرا" و مجاب کردن او برای پیوند قلب و موازی با آن همذات پنداری حسن با داماد جشن عروسی همسایه! به شکلی هنرمندانه تصویر شد. رفت و برگشت های شور انگیز ما بین بیمارستان و جاده؛ و در نهایت "معجزه ای" که دعای هر سه زائر امامزاده را مستجاب کرد... .
نمی توان منکر مشکلات عدیده سریال شد.فیلمنامه از پرداخت پخته و موجز به دور بود. بازیگران غیر حرفه ای نیز "تیپ" های سریال را ضعیفتر از آنچه نوشته شده بود،بازی کردند. و شاید ایرادات فنی و ساختاری دیگری که به سریال وارد است. اما "حلقه سبز" پایانی شکوهمند و تاثیر گذار را رقم زد. کمتر به یاد دارم تعبیری چنین خلاقانه از مرگ را... . نمی دانم اسمش "مرگ" است یا تغزلی عاشقانه از وصال...
نمی دانم میتوان عیب های سریال را به پایان شکوهمندش بخشید یا نه..؟!
به اشکــهای حسن در امامـزاده....
به چشمـان خیره گلبـهار به مـاه ....
به حسن گلاب که پیــر عشــق شد ....

دوشنبه,20 اسفند 1386 - 15:14:25

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

    نظرات

    فرهاد ترابی
    دوشنبه 20 اسفند 1386 - 20:29

    جمله آخر معرکه است.....پیر عشق....


    سه‌شنبه 21 اسفند 1386 - 18:29

    این یکی باز بهتره اقای نویسنده افرین ادم با احساسی هستی

    اقلیما
    چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 12:58

    سلام خیلی قشنگ نوشتی.

    مخصوصا اون قسمت مادر

    به قول شما حتی یه قطره اشکم نریخت

    عالی بود

    و حرف آخرتون که گفتی حسن گلابم پیر عشق شد.

    راستی از لطفتون به وبلاگم ممنون

    مرسی که بهم سر زدید

    www.eghlimaaaaaaa.blogfa.com

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  



    module-htmlpages-display-pid-97.html



                 

    استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

    كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

    مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

     سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
    Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
    Page created in 1.15247297287 seconds.