سينمای ما - گفت و گو با سرپرست نویسندگان سریال "مرد هزار چهره" / مدیری را به اصرار وادار کردیم که نقش اول را بازی کند
سه‌شنبه 12 آذر 1387 - 22:55
اخبار:      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      • امید ما به جوانان جشنواره؛ / «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشنواره فیلم فجر      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (117 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (75 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1018 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1168 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



گفت و گو با سرپرست نویسندگان سریال "مرد هزار چهره"
مدیری را به اصرار وادار کردیم که نقش اول را بازی کند
مدیری را به اصرار وادار کردیم که نقش اول را بازی کند


[ جابر تواضعی]


سینمای ما - «مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.
راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.

ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟

وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.

تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟

اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟

نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.

اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟

نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.

چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟

هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.

پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟

بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.

اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟

نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.

مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟

آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم اين بهترين بازي اش تا الان است.

کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟

اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.

درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.

براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟

نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.

براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟

خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.

اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!

براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.

بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟

بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.

خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.

بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.

مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟

فيلم سينمايي.

بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟

من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.

منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.

منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.

پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟

نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.

آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.

نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.

مشابهش را مي تواني مثال بزني؟

فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.

چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟

آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.

ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.

ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!

برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟

گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.

حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.

از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.

چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟

بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.

کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.

رج هم مي زنيد؟

تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.

بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟

هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.

پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟

خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.

نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.

کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.

شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.

آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.

يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.

آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.

اين مدح کارت است يا ذمش؟

هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.

اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟

کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.

از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟

به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.

البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.

خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟

نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.

چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟

دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.

سال آرامش ، سال استراحت

امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.

فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.

جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟

نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.

يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟

نويسندگي خيلي بيش تر است.

يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟

قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.



منبع خبر : جام جم آن لاین
شنبه,10 فروردین 1387 - 2:37:8

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

arash
شنبه 10 فروردين 1387 - 20:48

بابا به نظر من یک سایت Cinemaema.comبزنید چون این سایتی که من دیدم TV IR.com.

جمعش کنین بابا شدین مثل این مجله های زرد درباره ی سریالهای عید و پشت صحنه ی اونا حرف میزنین به اندازه ی کافی جا دکه ها ی روزنامه فروشی می بینیم این چیزا رو.

I'sorry for u

حامد
يکشنبه 11 فروردين 1387 - 1:35

بد نیست

اما از مهران مدیری انتظار دیگه ای داشتیم!

تا حالا که نشانی از همه ی سریالهای نوروز بهتر بوده یه جور انر÷ی مثبت توش هست که ادم ازش خوشش میاد


يکشنبه 11 فروردين 1387 - 11:26

کار جدید مدیری رو دیدم تا حالاش خوب پیش رفته اگه جا بیوفته و قوام بیاد بازم مدیری یک نواوری تو این سبک کارا رو کرده پیمانم نویسنده خوبیه یک استعدادی توش هست که هنوز خیلی هم به فعلیت نرسیده

آتنا
يکشنبه 11 فروردين 1387 - 12:3

با سلام

به نظر من این مجموعه یکی از بهترین کارهای آقای مدیری بوده

امیدوارم برای یک بار هم شده فقط یک بار آقای قادری به خودشون زحمت بدن و از این مجموعه تعریف کنن و یک نقد منصفانه بنویسن

فقط یک بار آقای قادری از یک مجوعه تعریف کنید

nima
يکشنبه 11 فروردين 1387 - 15:16

man moteasefam bara modiri chon har cheghadr serialesh ghashangtar beshe ba in filme mozakhrafe zangi hame chiz baraash kharab mishe!! ohoho khoda nasibe didane injoor filmaro be adam nakone

saman
يکشنبه 11 فروردين 1387 - 20:19

avalan dase mehran joon dard nakone ba in serial NESBATAN khobesh vali hataman hame midoonan ke agar peimane ghasemkhani nabood mehran modiri ham mehrane modiri nemishod.

سالار
يکشنبه 11 فروردين 1387 - 21:5

بدون شک این بهترین سریال نوروز امسال بوده

سیمین
دوشنبه 12 فروردين 1387 - 0:45

به نظر من که اصلا سریال خوبی نشده یه جور سمبل کاری توش دیده میشه . مشخصه برای سریال های دیگه یه زحمتی کشیده شده {البته منهای شبکه 5}اما اینجا همه چیز بنده فیلمنامه بوده و بگیر بریم!!!

امشب که سریال رو میدیدم حالم از صدای رهنما یه جوری شد! چرا صداش اینطوری شده؟

نشانی هم کار ابرومند و زیبایی شده

الینا
دوشنبه 12 فروردين 1387 - 1:12

فقط می تونم در یک کلام بگم

جسارت آقای مدیری را هیچکس ندارد و همین موضوع همیشه کمکش می کند.

از گروه آقای مدیری و شبکه 3 بسیار سپاسگزارم.

متشکرم.

علي
دوشنبه 12 فروردين 1387 - 13:42

هر چند نميتوان محبوبيت آقاي مديري را در بين مردم و مخاطبان ناديده گرفت وليكن هر محبوبيتي به معني موفقيت نيست. نميتوان گفت هر چيزي كه ما را بخنداند طنز و حتي كمدي است.يعني اهانت به شعرا واقعا باعث موفقيت ميشود؟مسخره كردن نيروي انتضامي تا اين حد طنز است يا انتقاد يا اهانت؟متاسفانه صدا و سيما وقتي كار يك برنامه ساز براي يك بار موفق شود آنقدر به او بها ميدهند كه متاسفانه تا اين حد مي رسد ...


دوشنبه 12 فروردين 1387 - 16:5

اين مجموعه يكي از بهترين كاراي مديري بوده؟

به نظر من اصلا قابل مقايسه نيس

مديري خيلي تو اين سريال لوس بازي در اورده!

اون كار بي سر و ته مقدم از اين سريال بهتره

بهنوش
چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 15:30

مدیری فهمیذه هر بنجلی که بسازه طرفداراش براشکف میزنن و هر کسی رو بخواد حاضره تو سریال هاش بازی کنه

حالا دیگه بیشتر به فکر خالی کردن جیب سازمانه تا ساختن یه مجموعه ی مقبول این کار یکی از ضعیف ترین ساخته هاش بوده که فاصله ی زیادی به پاورچین داره

برای پ÷مان بازغی بسیار متاسم که از دوئل به مرد هزار چهره رسیده!

به قول اون رفیقمون کار بی سر و ته مقدم بهتر شده!

نشانی با فاصله ای زیاد بهترین سریال امسال بود

فرهاد
چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 17:38

چند کلام خدمت آقای سرپرست نویسنگان...

نمی دانم اسمش را بگذاریم فرهنگ چی چی... ولی به خداوندگاری خدا هیچ جای دنیا اینجوری نیست که از یک کتاب یا اثر ادبی تا می توانی برداری و استفاده کنی و آخرش حتی ننویسی "با نگاهی...فقط نگاهی به فلان اثر ادبی... "عزیز نسین طناز ترک زبان ِ در حال حاضر زبان بسته داستانی دارد به اسم "ابله" که اگر این 99 درصد مردم و این به به چی های از همه چیز تعریف کن نخوانده باشندش لا اقل بنده حقیر و امثال سرپرست نویسندگان نگاهی به آن انداخته ایم... چه اشکالی داشت اگر اشاره می کردیم که بابا این داستان بن مایه اش را مدیون به عزیز نسین زبان بسته است و در کنارش هی از خودمانو "طرحمان" تعریف می کردیم... آها ...اسمی به ذهنم رسید در مورد این فرهنگ غلط... "فرهنگ وقاحت"... خودش است پس ... می نویسیم "فرهنگ وقاحت" و می خوانیم "استعداد هنری"...

هدیه
چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 20:14

از بهترین عالیترین ظریفترین و موفقترین سریال و کارهای جناب مدیری سریال مرد هزار چهره است. امیدوارم همیشه سلامت و پایدار باشند. از خدا برای ایشان توفیقات روز افزون خواستارم.

کوروش محمودی
چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 23:37

جناب مدیری همیشه خوب فکر میکند خوب اجراء میکند تفکراتش راو خوب بیان میکند

بامیدموفقیت ایشان وهمکارانش


چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 23:57

مثل همیشه مهران مدیری دوست داشتنی بود خسه نباشید

امير
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 12:7

سرپرست نويسندگان رو رضا عطاران تو زير آسمان شهر 2 ابداع كرد. حالا جا انداختن يعني چي اونوقت؟

امير
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 12:10

سريال فوقالعاده اي بود. بر خلاف جايزه بزرگ پيارسالش. هم خنده داشت هم انتقاد مي كرد.....فوقالعاده بود


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 20:24

عالیییییییییییییییی بود

به نظر من از اون سریال نشانی که با بازیه ولس خانم فقیه نصیری هست یا اون پیامک از دیار باقی که همون مسافری از هنده خیلی بهتره

جناب مدیری خسته نباشید کارتون فوق العاده بود

هانیه
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 21:20

عالی بود کار اقای مدیری کاش بقیه هم کمی فکر کنن قبل از ساختن فیلم وقت مردم نگیرن

الهام
جمعه 16 فروردين 1387 - 2:7

به نظر من قاسم خاني يكي از بهترين نويسنكان ما است اين همان كسي است كه مارمولك را نوشت و در كار خودش بي نظير است و مرد هزار جهره او بي نظير بود

همسایه
جمعه 16 فروردين 1387 - 2:36

واقعا سریال نچسب و چرتی بود

اقای مدیری از شما بعید بود

اقای بازغی فقط میتونم بگم براتون بی نهایت متاسفم اینطور سریال ها در سطح شقایق دهقان و فلامک جنیدی و..........است نه کسی که اقای درویش اونقدر شایستگی تو وجودش دید که جایزه ی بهترین کارگردانی رو که برای خودش بود در رسمی ترین مراسم سینمایی ایران تقدیم اش کرد حیف شما بود اقای بازغی!

علیرضا
جمعه 16 فروردين 1387 - 5:39

مارمولک هم که بر گرفته از فیلم "ما فرشته نیستیم اثر نیل جردن "بود و تو اونجا هم به اون اشاره نشد.

در کل کار بدی نبود منکه راضی بودم مسائل یه مملکت رو هجو کرد.

شخصیت مدیری هم شباهت هایی به وودی آلن داشت.

یاد هجوهای صمد افتادم. خصوصن "صمد آرتیست میشود" که فیلمسازان اون زمان رو هجو کرده بود.

آبدارچیی که کارگردان شده بود!

تینا
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 11:49

به نظرم جزء بدترین سریالهای تاریخ طنز شبکه سوم بود. اصلاً معلوم نبود هدف سریال چی بود. نه آنقدر طنز بود که آدم بخنده نه آنقدر جدی بود که مفهومی داشته باشه. فقط یک سری آدم مسخره شدن و پول هدر دادن.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.417895793915 seconds.