سينمای ما - گزارش خواندني درباره حواشي جنجالي سريال نوروزي مهران مديري- بخش دوم / پاسخ صريح امير مهدي ژوله درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و باقي قضاياي «مرد هزار چهره»
شنبه 13 تير 1388 - 11:42





نظر سنجی

با توجه به برنامه هاي اعلام شده برنامه هاي فرهنگي كدام نامزد رياست جمهوري را براي آينده سينماي كشور مفيد مي دانيد ؟




سينماي جهان
کارل مالدن، اسطوره سینمای کلاسیک درگذشت + عکس‌ها
بازنده‌ترین مرد اسکار این بار جا را برای اسکار «تغییرشکل دهندگان 2» باز کرده
معرفی کامل فیلم «پیشنهاد» - حامد مظفری
ديويد فينچر درباره شبکه اجتماعی فيس‌بوك فيلم مي‌سازد
ساترن جوایزش را به «شوالیه تاریکی» داد
اولين عكس‌های «آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون
نسخه بلو ری «گلادیاتور» با 11 ساعت تصویر اضافی
ستارگان سینما در نقش حیوانات باغ وحش
برای عمل به وصیت اینگمار برگمان خانه و یادگاری‌های شخصی او حراج می‌شود
ساخت پروژه مشترک استیون سودربرگ با براد پیت متوقف شد
رویای سینمایی دخترک 10 ساله در آخرین روز عمرش برآورده شد: دیدن «بالا»
مایکل وینترباتم با پنج فیلم حسابی سرش شلوغ است


درباره الي ...


  (552 رأي)

کارگردان:
اصغر فرهادي
-------------------------------------
پاتو زمين نذار


  (32 رأي)

کارگردان:
ايرج قادري
-------------------------------------
خروس جنگي


  (34 رأي)

کارگردان:
مسعود اطیابی
-------------------------------------
امشب شب مهتابه


  (28 رأي)

کارگردان:
محمدهادی کریمی
-------------------------------------
هرچي تو بخواي


  (10 رأي)

کارگردان:
محمد متوسلاني
-------------------------------------



گزارش خواندني درباره حواشي جنجالي سريال نوروزي مهران مديري- بخش دوم
پاسخ صريح امير مهدي ژوله درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و باقي قضاياي «مرد هزار چهره»
پاسخ صريح امير مهدي ژوله  درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و  باقي قضاياي «مرد هزار چهره»


است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.
اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو" داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود. در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟
سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قضاوت کنند. در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود. دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است. وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد. از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟
بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام. فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم. از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام. برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم. چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی دانستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند. اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم. حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد. ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.
اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.
من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد. آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!
در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟
من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.
حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و... آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟
نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.
ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و ادای روشنفکری و ادای عرفان در می آورند. با ادا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.
ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.
مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟
این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.
این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟
خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟
بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند. قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود. بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟
نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟
نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند. چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.






منبع خبر : پايگاه خبري فرارو
چهارشنبه,21 فروردین 1387 - 5:35:39

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

Fard
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 8:27
0
موافقم مخالفم
 

Bande khoda amirmehdi !

ابي
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 8:43
0
موافقم مخالفم
 

قسمت مربوط به يوگا و مديتيشن كه مال بزرگمهر حسين پوره

اشعار كه مال نيما دهقاني يه

كل اون قسمت اهم كه از روي موخوره نوشته شده

پس اين وسط امير ژوله چي كاره بوده

اون بهانه استفاده از بازيگراي پير براي نقش جوجه روشنفكرا خيلي با مزه بود مگه اينا اول قرارداد مي بندن بعد بازيگر انتخاب ميكنن

مريم رحماني
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 10:48
0
موافقم مخالفم
 

آقاي نيستاني اين همه بي ظرفيتي چرا؟؟؟؟؟

....

برادر خودتان(مانا) قرباني همين بي ظرفيتي ها شد!!!!!!

مهسا
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 16:49
0
موافقم مخالفم
 

ای بابا من نمیفهمم چرا این همه سوال وجواب ؟ آخه مگه سریال تموم نشده خوبه همگی میفهمید که سریال طنزبوده ! بیکاریید ها!

ا. بینا
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 2:35
1
موافقم مخالفم
 

آره تو که راست میگی! قداره بندیان داخل پرانتز فرهنگ یا قزاقه مندیان داخل پرانتز فرهنگ(همینجا همین گاف را داشته باشید) بعد هم طرف بپرسد چه جور موسیقی دوست داری و شصتچی جواب دهد سنتور!!! آره واقعا این ها همه تصادفی است! به به! اصلا شصت چی یعنی چی؟ از همان اول که بیلاخ را به همه نشان داده اید.


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 4:2
0
موافقم مخالفم
 

اقای امیر مهدی ÷وله هر کسی شما رو نشناسه ما خواننده های 40چراغ البته اون موقع که واقعا مجله بود خوب شما رو میشناسیم اونی که ظرفیت نداشت شما بودید که میخواستید به واسطه با اشنایی بعضی ها یه شبه به شهرت برسید و رسیدید لطفا قبول کنید بی سواد و خیلی کم تجربه هستید نویسنده گی تو کارهای تلویزیونی حتی از نوع طنز و نود شبی کار شما نیست

پیراهن های گشاد تر از تن تا ن را در بیارید همون 40 چراغ و....................برای شما حالا حالا ها بسه

ما که میدونیم به واسطه ی حضور گاه و بیگاه خانم رهنما به این گروه معرفی شدید

ما حد شما رو میدونیم و همینطور سابقه ی اندک و غیر محسوستون رو در مطبوعات همون 40 چراغ منظورمه که یهو ازش پریدید تلویزیون!!!!!!!!!!!!!!!!

پرش های بی پشتوانه این مسایل رو هم به دنبال داره بله!!!!!!!!

farshid
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 9:20
0
موافقم مخالفم
 

اقای ژوله استعداد خوبی در داستان سرایی دارند و به جای پاسخ منطقی به مسایلی که برای همه از روز روشنتتر است با ساختن یک قصه ی ساختگی سعی می کنند همه چیز را تصادفی جلوه دهند .

farshid

masoud
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 11:43
0
موافقم مخالفم
 

واقعا برای خودم به عنوان یک شهروند ایرانی متاسفم که به امثال این جناب نیستانی با این همه کامپلکس با منابع غیر معلوم !!! لقب روشنفکر و .... می دهند..

جناب توکا خان اول کمی بر اعصاب خود مسلط شوید...اگر قسمت نظرخواهی وبلاگ تیشان را باز کنید می بینید که چقدر عصبی هستند و با چه لحن پرخاشگرانه ای با ویزیتورهاشون صحبت می کنند و هیچ گونه عقیده ای غیر از خودشون رو بر نمی تابند.

در ضمن استدلالهایتان واقعا سخیف و با عرض معذرت سفسطه آمیز و بدرون از عقل سلیم بود...

بابا جان یک برنامه تلویزیونی به اندازه یک برنامه تلویزیونی اثر دارد....شما زیاد نگران نباشید...

من بعد لطفا موقع نگارش متون وبلاگتون سعی کنید با ارامش باشید و کف غیض تاشی از عصبانیت را پاک کرده پشت میز کامپیوتر بنشینید....


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 18:14
0
موافقم مخالفم
 

با آقای ژوله کاملا موافقم.....از این جور افرادی که تو سریال نشون داده شده بود اون قدر اطرافم دیدم که وقتی داشتم سریال رو میدیدم انگار که یه آینه گرفته بودن اطرافم.

از آقای نیستانی واقعا انتظار نمی رفت این طور با این لحن برخورد کنن, این که اسمش دیگه نقد نیست, جای این حرفام تو یه مکان عمومی مثل وبلاگ نبوده, میتو نستن تماس بگیرن با خود آقای ژوله تا دلشون می خواست خودشونو خالی میکردن و به جاش یه نقد درست و بجا , نه بر پایه ی حدس و گمان و بدبینی که بر اساس منطق می نوشتن. ما از این دست بر خورد های غیر منطقی برای فیلم"یک بوس کوچولو " هم داشتیم. وقتی نویسنده اصراری نداره به شخص خاصی اشاره کنه و اتفاقا از اون پرهیز میکنه , ما چرا مدام با حدس و گمان بی مورد جو رو اینقدر غیر قابل تحمل می کنیم. سریال تمام شده, مردم هم قضاوتشون رو کردن....


جمعه 23 فروردين 1387 - 1:53
0
موافقم مخالفم
 

با اقای نیسانی کاملا موافقم

حبیبه
جمعه 23 فروردين 1387 - 2:42
0
موافقم مخالفم
 

واقعا این آقای نیستانی با این ادبیاتشون از بقیه چه انتظاری دارن؟!

واقعا متاسفم که بعضیها که چیز زیادی در چنته ندارن به همین راحتی فتوای بی سوادی ایرانیها رو صادر میکنن. کتاب و به قول ایشون سواد با ید یه فرهنگی با خودش واسه آدم بیاره که ایشون با این ادعا ازش محرومن. طبل هرچی توخالی تر صداش بیشتر...


جمعه 23 فروردين 1387 - 23:54
0
موافقم مخالفم
 

اتفاقا چرند ترین بخش سریال همون بخش شعرا بود لوس و بی مزه و بی معنی پر از گاف های بزرگ و توهین امیز که خب اینها برای اثبات بی سوادی این اقا کافیه دیگه چرا جر میکنید؟!

عسل
شنبه 24 فروردين 1387 - 10:22
0
موافقم مخالفم
 

از چنين جائي انتظار چنين غلط هاي املائي نداشتم!! در دو جا راجع به را " راجب " نوشتيد غلطي بسيار عاميانه!! و غار را "قار ". كم سوادي ملت !! زياد بي ربط نيست.

سینمای ما - سلام. حق با شماست. ممنون از تذکرتان.

میلاد
شنبه 24 فروردين 1387 - 23:36
0
موافقم مخالفم
 

سریال به این می‌گن. در عرض 13 روز یه حالی به ملت داد، از مهندس بگیر تا نانوا. دمشون گرم. خوشم اومد.

بعضی‌ها هم خیلی بی‌جنبه‌ان، تا یه چیزی می‌گی، سریع به تیریج قباشون برمی‌خوره.

محمود وافری
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 2:32
0
موافقم مخالفم
 

"بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند" چه دلیل مسخره ای و چه دروغ شاخداری.اول مسئولین صدا و سیما خواستار حذف قسمت حسینیان شدند و بعدا برای اینکه از رشیدپور تو تبلیغات استفاده شده بود مجبور شدند نقش دیگه ای به ایشون واگذار کنند.

آقای ژوله چرا خودتون را به حماقت می زنید.

صامده
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 20:48
0
موافقم مخالفم
 

یه ضرب المثلی هست که می گه: " دروغ هر چی بزرگتر باشه ; مردم بیشتر دوست دارن باورش کنن". حالا شده قضیه ی خیال بافی های جناب " توکا " و تند رفتن هاشون و این وسط "امیر مهدی" بدبخت شده شارلاتان و محافظه کار و دروغگو و ... . این بچه هایی که گفتن چلچراغ می خونن چرا ترسیدن و اسمشون رو نگفتن ؟ چرا مجله رو زیر سوال بردن ؟ کی گفته هیچ کس حق نداره قشر هنرمندنما یا حتی هنرمند رو نقد کنه؟ اگه به یه عده بگیم عیبتون اینه معنی اش اینه که باید عزلت نشین بشن؟ خب چرا عیبهاشون رو برطرف نکنن و موندگارتر نشن؟!

ساسان
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 12:7
0
موافقم مخالفم
 

به نظر من اقای مدیری بازیگر خوبی هستن ولی در کارگردانی بعد از این همه سال کار کردن هیچ پیشرفتی نداشتن و همه چیز را سرسری برگزار می کنند نمونه اش تیپ های غلو امیز مثل ان پیرمرد و.... در کارشان است برعکس من بازیشان را در دایره زنگی خیلی دوست داشتم ومتفاوت بود به نظرم بعد از بازی در این فیلم متفاوت ایشان باید کلاس کاری خودشان را بیشتر حفظ نمایند

mayam
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 17:14
0
موافقم مخالفم
 

migan iraniha bijanban zarfiate tanz nadaran hamineha!mesle inke ma farhange tanz nadarim va bayad hamon serialhaye khanevadegio ke hame monjar be ye chiz misharo bebinim!!!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 2.61415505409 seconds.