علیرضا قاسمی
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 22:43
|
با گذشت سالها هم چنان در انتظار نقدی بی طرفانه از آثار مرحوم آوینی هستیم
|
عطص
چهارشنبه 21 فروردين 1387 - 23:1
|
راه آوینی با مرگش خاتمه یافت... و آفتاب پایین تر آمده است ...
|
بی نام
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 3:59
|
خانم !یا آقای!عطص: امثال من وتو که هیچ گلی به سر این دنیاو بشریت نزده ایم جزء فراموش شدگان خواهیم بود .اگر یه جمله تو زندگیت گفتی که به پای یه جمله از آوینی رسید واونقدر تاثیر گذاشت قول میدم تا آخر عمر راهتو ادامه بدم!!!........ ...و آفتاب دوباره سرمیزند...
|
یاسر
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 12:19
|
درست گفتید. آوینی شخصیت چندوجهی بود که در زمان خودش ناشناخته ماند. اما مهمترین شاخصه آوینی عمق معرفت و اخلاصش بود.
|
ardeshir
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 20:5
|
ba hameye eteghadi ke be ishoon daram ama az oonja ke az mazhab esm borde shode dar maghale khastam arez sham ke agha morteza ta hadi ham taasob be kharj dadan dar didgaheshoon ke amikhte be mazhab bood,be tore mesal sinamaye mehrjooi ro zede din doonestan ke in bishtar az yek taasobe efrati sarcheshme migire,baz ham migam vaghean agha seyedo doost daram,roohesh shad,shabe jomast,che khoobe ke be roshanfekramoon ehteram bezarim
|
یاس
پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 21:15
|
واقعا جملاتی که استاد و شهید بزرگوار و وارسته: سیدمرتضی آوینی خطاب به ابراهیم حاتمی کیا گفته اند،تکان دهنده است. ای کاش جوانان نسل ما بتوانند درزندگی افرادی همچون شهیدآوینی را الگوی خود قراردهند. «اکنون شهیدان مرده اند و ما مرده ها زنده هستیم!! شهیدان سخنانشان راگفتند و ما کرها مخاطبانشان هستیم!! آن ها که گستاخی آن راداشتندکه_وقتی نمی توانستندزنده بمانند_مرگ راانتخاب کنند، رفتند و ما بی شرمان ماندیم...» دکترعلی شریعتی
|
رضا
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 0:39
|
چگونه از تو سخن بگویم توایکه همچون آذرخشی پر فروق در آسمان قلب های سیاه و گمراه ما درخشیدی و در نهایت مظلومیت رفتی. گفتم رفتی نه تو برای ابد در تاریخ این جهان مانند خورشید می درخشی و باقی خواهی ماند و این ماییم که در ظلمت سیاهی جهلمان از خاطره ها محو شدیم.چگونه از تو سخن بگویم توایکه از سلاله اولیا بوده ای و همان گونه که گفتی راه همه ما از کربلا می گذرد و چه زود خود را به قافله سرورت سید الشهداء رساندی تو ما را از تفکرات پوچ عصرمان آگاه کردی و راهی را که عدهای سالیان سال به اشتباه رفتند خطرش را متوجه مان کردی چگونه از تو به گویم تو ای پرستوی مهاجر قفس ویران تو را بهتر بود مرا نیز با خود ببر گر چه قلیم را سالها با آن نغمه های شیرینت ربودی چگونه از تو بگویم.................
|