سينمای ما - نگاهی به فیلم مجنون لیلی ساخته قاسم جعفری / اسپندگان و ولنتاین بهانه است...!
سه‌شنبه 24 ارديبهشت 1387 - 9:55







نظر سنجی

بهترین فیلم اکران نوروزی 1387 کدام است؟



تلافی


  (133 رأي)

کارگردان:
سعید اسدی
-------------------------------------
پابرهنه در بهشت


  (250 رأي)

کارگردان:
بهرام توکلی
-------------------------------------
به همین سادگی


  (393 رأي)

کارگردان:
رضا میرکریمی
-------------------------------------
مجنون لیلی


  (309 رأي)

کارگردان:
قاسم جعفری
-------------------------------------
زن دوم


  (303 رأي)

کارگردان:
سیروس الوند
-------------------------------------
دایره زنگی


  (712 رأي)

کارگردان:
پریسا بخت آور
-------------------------------------


عناوین خبرها
 پژمان بازغی از فیلم حاتمی‌کیا حذف شد...
 سیروس تسلیمی خبر داد / با صدرعاملی داریم فیلمنامه‌ای می‌نویسیم بی‌مثل و مانند!...
 علی معلم: «جم» می‌تواند تاثیرگذار باشد...
 در شرایطی که پروژه سینمایی جدید تبریزی مشخص شده / «پاداش» در مرحله تدوین متوقف شد...
 گزارشی از تولید فیلم «نطفه شوم» ...
 کارگردان «همخانه» امیدوار است که فیلم‌اش رکورد فروش را بزند...
 راه اندازی بخش ويژه "انقلاب اسلامي" در جشنواره های سینمایی کشور...
 مهناز افشار مستند می‌سازد...
 بهار غمگین سینمای ایران ادامه دارد / فرهنگ معیری، چهره‌پرداز بنام سینمای ایران درگذشت...
 حرف‌های معاون سیما درباره سریال‌های ماه رمضان / احتمال‌اش وجود دارد که رضا عطاران سریال شبکه سه را بسازد...
 پس از چند فیلم به نمایش درنیامده / جعفر پناهی فیلمی با موضوع دفاع مقدس می‌سازد...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 اعتراض کمال تبریزی به حذفیات سریال «شهریار» / رئیس صدا و سیما پسندیده اما سیما فیلم سانسور می‌کند...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 همزمان با نمایش مستندی از «رضا درمیشیان» / دانشجویان سینما و تئاتر از علیرضا زرین‌دست تقدیر کردند...
 آغاز سفرهای بین‌المللی «آواز گنجشک‌ها»...
 می‌خواهید نظر سازمان صدا و سیما درباره «اخراجی‌ها» را بدانید / مردم را دیدم که می‌خندیدند و می‌گریستند...
 نخستین پروژه سینمایی امین حیایی در سال جدید / «پسر تهرونی»...

آرشيو...



پربیننده ترین اخبار هفته
 فیلم تازه اصغر فرهادی در شمال کلید خورد / اولین عکس‌های «درباره الی»...
 مصاحبه لیلا حاتمی با روزنامه الحیات / در تهران مردم مرا می‌بینند، اما نشان نمی‌دهند که می‌شناسند...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...
 نخستین پروژه سینمایی امین حیایی در سال جدید / «پسر تهرونی»...
 در گفت و گوی مفصل اخیرش با ماهنامه فیلم / مهران مدیری بالاخره به حملات علیه مجموعه «مرد هزارچهره» پاسخ داد...
 مراسم تشییع پیکر اسماعیل‌ داورفر برگزار شد...
 متن و حاشيه «صد سال به اين سال‌ها» كه سكانس‌هايي از آن در حال فيلمبرداري است / سامان مقدم: فیلم پرفروشی می‌شود، عاشق‌اش هستم...


نگاهی به فیلم مجنون لیلی ساخته قاسم جعفری
اسپندگان و ولنتاین بهانه است...!
 اسپندگان و ولنتاین بهانه است...!


سينماي ما - اميررضا نوری پرتو: كمتر کسی است که بیننده پر و پا قرص مجموعه های تلویزیونی باشد و قاسم جعفری را نشناسد. او آن قدر سریال های پرمخاطب در طول چند سال گذشته ساخته که دیگر مسوولین تلویزیون حاضرند هر پروژه ای را به دست او بسپارند، زیرا آن ها بهتر از هر کس دیگری می دانند که جعفری در استفاده از مولفه های تماشاگرپسند در مدیوم تلویزیون توانایی هایش را پس داده و قطعا به سراغ هر داستانی برود، می داند چه کار کند تا رضایت بینندگان را فراهم آورد. اما قطعا مناسبات سینما با مدیوم جعبه جادویی تفاوت هایی دارد. قاسم جعفری در طول بیش از ده سال گذشته تنها چهار فیلم ساخته است؛ ماه مهربان، قاصدک، بازنده و گرگ و میش. به جز بازنده که به مدد داستان جوان پسندش و حضور ستارگان سینما توانست به فروشی قابل قبول و نه چندان بالا دست پیدا کند، بقیه آثارش شکست سختی در گیشه خوردند. ضمن اینکه هیچ یک از فیلم هایش در میان منتقدان و مخاطبان پیگیر سینما جدی گرفته نشد. حال او با مجنون لیلی بار دیگر در سینما عرض اندام کرده است و این بار چند تن از ستارگان تضمین کننده گیشه را در کنار هم گرد آورده تا از همان ابتدا خیالش از فروش فیلم راحت باشد و بتواند داستانش را با سر و شکلی بهتر تعریف کند. فیلم با تاتری که به تاریخچه پیدایش روز اسپندگان (روز مهرورزی در ایران باستان) می پردازد، شروع می شود. گویا قرار است از همان ابتدا بیننده با چنین مقدمه چینی هایی هویت ملی و تاریخی خود را پیدا بازیابد و دیگر به سراغ روز ولنتاین، به عنوان نمادی از فرهنگ غربی، نرود.
 اما با پیشرفت داستان می بینیم که متاسفانه این زمینه چینی ها طبلی توخالی است و سازندگان مجنون لیلی تنها قصد دارند که داستانی تعریف کنند (که البته همین هم در سینمای سردرگم امروز ما کار کمی نیست)و فیلمی با استانداردهای مطلوب سینمای تجاری بسازند. جدا از اینکه فیلم دارد خوب می فروشد (که خدا را شکر می کنیم!)، قاسم جعفری نتوانسته که یک فیلم تجاری آبرومند و قابل اتکا بسازد. مشکل هم درست از جایی نشات می گیرد که گریبان تمامی فیلم های ایرانی را گرفته و آن چیزی نیست جز ضعف فیلمنامه و شخصیت پردازی. دست به دست شدن شیئی ارزشمند در میان آدم های مختلف از طبقه و سنخ های گوناگون و سرک کشیدن دوربین در زندگی آن ها، حتی برای چند دقیقه، طرح داستانی نو و بکری نیست و در سینمای جهان بارها شاهد آن بوده ایم. حتی در همین تلویزیون خودمان حسن فتحی فیلمی با نام یک روز معمولی ساخت که داستان به سرقت رفتن یک چک پول و دست به دست گشتن آن میان افراد مختلف و بازگشت آن به دست صاحب اصلی را روایت می کرد. وقتی بیننده مجنون لیلی با چنین پیش زمینه ای ذهنی به تماشای فیلم بنشیند و با گذشت زمانی کوتاه از فیلم حساب کار دستش بیاید که با چه نوع فیلمی روبروست و از همان دقیقه بیست فیلم می توان حدس زد که آن جعبه (نمادی از آیین مهرورزی ایران باستان) قرار است در پایان به دست پروانه (الناز شاکر دوست) برسد، آن وقت کار کارگردان و فیلمنامه نویس دشوار می شود و دقت در خلق شخصیت ها و موقعیت های ناب سینمایی است که حرف اول و آخر را می زند. اما جعفری و دو فیلمنامه نویس اش از این آزمون سربلند بیرون نیامده اند. آن ها به سراغ آدم هایی گوناگون، با سطح فرهنگ و سلیقه های مختلف، رفته اند و می خواهند در کنار آن به بسیاری از معضلات اجتماعی و اقتصادی گوشه چشمی داشته باشند. شاید اگر جعفری خلاف مسیر همیشگی خود پیش می رفت و به جای آنکه قصه هایی با مصالح کم را برای سریال هایی عظیم برگزیند و ناچار به آب بستن در داستان آن ها شود، چنین دستمایه خوب و بالقوه جذابی- هرچند تکراری- را برای مجموعه ای جمع و جور انتخاب می کرد و قطعا با تمرکز بیشتر بر روی شخصیت ها به نتیجه ای مطلوب می رسید. حال که او می خواهد این داستان را در چارچوب قواعد سینمایی تعریف کند، بهتر بود که از نشان دادن این همه آدم و روایت داستانک های پیاپی خودداری می کرد و با زمانی که در اختیار داشت روی دو یا سه داستان فرعی مانور می داد.
در داستانک اول نحوه آشنایی فرهاد (محمدرضا گلزار) با پروانه بسیار دم دستی و خام چیده شده و باور آن برای بیننده کمی دشوار است. جعفری به جای آنکه در فرصتی که در اختیار دارد، دو شخصیت جاندار و خوب خلق کند، به کلیشه ها متوسل می شود و بار دیگر شاهد مولفه های " قاسم جعفری" وار هستیم! استفاده از موسیقی پر سر و صدا و شنیدن صدای خواننده ای جوان بر روی صحنه هایی که دو عاشق از هم جدا هستند، رابطه عاطفی میان فرهاد و پروانه را به کلیپ های لس آنجلسی شبیه کرده است. ضمن آنکه شوخی های میان آن دو برای نزدیک کردن خود به دیگری نیز بسیار نچسب و تلویزیونی از کار درآمده است. تلاش فرهاد برای یافتن جعبه مورد نظر پروانه نیز بخش قابل توجهی از این اپیزود را تشکیل داده که متاسفانه با غلط های فاحش تصویری و منطقی همراه شده است. فرهاد به همه حاضرین در فرهنگسرا کارت ویزیت خود را داده است، اما در جریان جستجو برای یافتن جعبه خود به همه کسانی که کارت داده بود، زنگ می زند! یا در سکانسی که فرهاد جعبه را از آن مادر شهید دریافت می کند، جملات شعاری مادر درباره اینکه پسرش عاشق ایران بوده و او نیز عاشق پسرش و بازی بسیار بد و ابتدایی بازیگر این نقش، حس خوشایندی را که می توانست به بیننده در اثر پیدا شدن جعبه دست بدهد، به کلی نابود می سازد. در اثر تصادف فرهاد، جعبه به دست یک کارگر جوان مترو (نیما شاهرخ شاهی) می افتد و او نیز آن را به دختر قالیباف محله شان هدیه می دهد. کل این اپیزود در همین خلاصه شده و نشان دادن کارگر جوان در مترو که به حرف آن دو دختر مدرن و امروزی گوش می دهد و صحبت های او با دختر در کنار دار قالی (که با نورپردازی خوب استاد علیرضا زرین دست همراه است) تنها تلاشی بیهوده برای بالا بردن زمان این داستانک است، به طوری که حتی بازیگران مجال خودنمایی نیز پیدا نمی کنند. اپیزود مربوط به رابطه گلی، سرکارگر افغانی همان کارگاه قالیبافی و حاجی (رضا رویگری) نیز قدرت روایی چندانی ندارد و چنین آدم هایی را بارها و بارها در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی دیده ایم و آن قدر آشنا و تکراری هستند که به خاطر فشردگی زمانی داستان جذابیت چندانی برای بیننده ندارند. نصیحت های حاجی به شاگرد حجره اش، داریوش (یوسف تیموری)، مبنی بر اهدای این جعبه به کسی که واقعا دوستش دارد و تا به حال به او دروغ نگفته، هم بیشتر مناسب سریال های خانواده می باشد تا فیلمی از بدنه سینمای ایران (هر چند که این پیام های اخلاقی و تلویزیونی در فیلم های این روزهای سینمای ایران نیز موج می زند و به قاسم جعفری که خود محصول شرایط تلویزیون است، نباید چندان خرده گرفت). قضیه مربوط به داریوش و ارغوان (السا فیروز آذر) از آن اپیزودهایی است که می توانست بهتر از این باشد و قابلیت مانور داستانی بیشتر در آن وجود داشت. شاید اگر جعفری دو اپیزود قبل را حذف می کرد و به این داستانک بهای بیشتری می داد، فیلم از این حالت سطحی و شتابزده خود خارج می شد. اینکه داریوش و ارغوان (که در واقع نام اصلی اش زری است) در مدت آشنایی شان درباره خود به یکدیگر دروغ گفته اند (راستی این قضیه تداعی کننده فیلم های پیش از انقلاب فرزان دلجو و به خصوص "بوی گندم" او نبود؟)، دستاویز خوبی برای تعریف یک داستان فرعی مناسب به همراه معرفی شخصیت ها و موقعیت های نمایشی درست و حسابی بود که متاسفانه باز هم به دلیل تعجیل در روایت به هدر رفته است. جا گذاشتن جعبه توسط زری در تاکسی بهروز (حمید گودرزی) زمینه چنینی فیلمنامه نویسان برای پرت کردن تماشاگر در یک داستان دیگر است. حضور احمد پورمخبر با تیپ همیشگی اش در تاکسی بهروز، که پیش از این در توفیق اجباری نیز همان کاراکتر خود را در سریال ترش و شیرین تکرار کرده بود (استفاده از تیپ های تلویزیونی برای کشاندن مردم به سینما کم کم در حال بدل شدن به معضلی نگران کننده است) ، و بیانات شعاری ایشان در مذمت ولنتاین و ارج نهادن به اسپندگان بیشتر به یک شوخی می ماند و نیت سازندگان فیلم را به خوبی آشکار می کند.
ماجرای تصمیم بهروز برای آشتی با همسر سابقش، مژگان، نیز به خاطر عدم وجود خلاقیت در پروراندن چنین موقعیت روایی تکراری و بازی بد بازیگر مژگان به هدر رفته است و تاکید کارگردان و فیلمنامه نویس بر گره خوردن سرنوشت آدم ها در سایه جبر محتوم با سوار شدن پروانه در تاکسی بهروز نیز از این فصل و کلا از فیلم دردی را دوا نمی کند. اما جالب ترین و خنده دارترین بخش فیلم حضور گروهی خواننده در میان زباله دانی های پایین شهر برای ضبط کلیپی است که با هیچ وصله ای به پیکره فیلم نمی چسبد و تنها کاربردش برای خوش رنگ و لعاب کردن فیلم است. جعبه به دست عزت (ابوالفضل پورعرب) می افتد و از این جاست که فیلم کمی سر و شکل بهتر و واقعی تر به خود می گیرد. دیدن ابوالفضل پورعرب که زمانی ستاره سینمای ما بود و قابلیت آن را داشت تا به هنرپیشه ای ماندگار در حافظه تاریخی سینمای ایران بدل شود، در یک نقش خنثی و تک بعدی تنها تاسف بیننده را برای بازیگری به همراه دارد که قدر خود را ندانست. با تماشای این اپیزود که بخش بیشتری از فیلم را به خود اختصاص داده، به راحتی می شد دریافت که جعفری و نویسندگانش از ابتدا هم شیفته این فضای نمایشی خوب و جذاب بوده اند و تمامی آن زمینه چینی ها را کرده اند تا به این فصل برسند. ای کاش که از همان ابتدا جعفری قید این همه زرق و برق های سطحی را می زد و با دیدی رئالیستی همین داستانک را شاخ و برگی سینمایی می بخشید. در این فصل هدایت (حامد بهداد) در قبال خرید جعبه از عزت حاضر به بازی خطرناک سه گره (خوابیدن بر روی ریل قطار با دست و پاهای بسته) می شود. فضای قهوه خانه و شرط بندی آدم های حاشیه ای و مطرود این شهر بی در و پیکر، ادای دینی به آثار ناب سینمای خیابانی پیش از انقلاب و به خصوص اثر درخشان مرحوم فریدون گله- کندو- به نظر می رسد. البته بار اصلی این فصل بر دوش بازی خوب و حساب شده حامد بهداد است که نشان می دهد تنها بازیگر حال حاضر سینمای ایران است که انگ نقش های اغراق آمیز و غلو شده می باشد و ریزه کاری های آن را به خوبی بلد است. ضمن اینکه نباید از فیلمبرداری مثل همیشه نوآورانه علیرضا زرین دست به راحتی گذشت که فضای سرد، خاکستری و دهشتناک اطراف ریل راه آهن را به تماشاگر منتقل می کند. البته سکانس خوب خوایبدن هدایت بر روی ریل قطار هم با تاکید بیش از اندازه موسیقی و درگیری گل درشت و شبه فیلمفارسی میان طرفین شرط بندی آن طور که باید نمود نمی کند و حس تعلیق جاری در آن را خدشه دار می سازد. عشق هدایت به اکرم، خواهر رفیقش اکبر (رامین راستاد) ، بهانه ای برای دست به دست شدن جعبه است. در این بین نباید از بازی خوب رامین راستاد نیز گذشت که بار دیگر نشان داد یکی از بهترین و معدود گزینه های مناسب برای نقش های مکمل است.
جعفری این فضای واقع گرایانه، خشن و بی رحم را با گنجاندن کلیپی با صدای حامد بهداد و نمایش پرسه او در خیابان ها و حاشیه اتوبان به مسیر مورد علاقه خود هدایت می کند و تماشاگر در پایان از بستری شدن هدایت در همان بیمارستانی که فرهاد نیز به آن منتقل شده، در تعجب می ماند و این سوال برایش پیش می آید که پروانه در فاصله زمانی ظهر آن روز که در مقابل بیمارستان آتیه از تاکسی بهروز پیاده می شود، تا شب چه می کرده که وقتی پرسان پرسان به دنبال عشق اش به اورژانس می آید با جعبه همراه هدایت روبرو می شود؟ اگر فرهاد در آن بیمارستان نبوده، آیا بهتر نبود برای حفظ منطق روایی و زمانی داستان این موضوع به نحوی گفته می شد؟ و یا اصلا بهتر نبود اگر ظهر آن روز پروانه سوار تاکسی بهروز نمی شد که الآن مجبور به بهانه تراشی برای چنین اختلال آشکار زمانی و مکانی نباشیم؟
به هر حال مجنون لیلی اثری است از قاسم جعفری که دیگر با دیدگاه و شیوه کارش در سینما و تلویزیون آشنا شده ایم و نباید توقع بیشتری از او داشت. او می خواهد بیننده را سرگرم کند و راضی نگاه دارد و در بسیاری از آثارش در حد متوسطی به این هدف رسیده است. همین هم در سینمایی که بسیاری از فیلم هایش از گفتن یک داستان ساده عاجز هستند، چندان هم بد نیست. حداقل می توان به فروش خوب فیلم اکتفا کنیم که توانسته تماشاگران گریزان از سینما را به سالن های نمایش بکشاند. به هر حال چرخاندن چرخ اقتصادی سینما در این وضعیت بحرانی نقشی کمتر از تولید فیلم های ارزشمند و هنری ندارد. اما اگر بخواهیم صحبت های جناب کارگردان درباره هدفش برای شناساندن فرهنگ ملی و اصیل ایرانی را جدی بگیریم، باید گفت: "مقصود گیشه است! اسپندگان و ولنتاین بهانه است!"


منبع خبر : سينماي ما
شنبه,24 فروردین 1387 - 12:43:15

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

نیما
شنبه 24 فروردين 1387 - 13:3

این فیلم مفت نمی ارزید.....دقت کردید فیلمایی که گلزار بازی میکنه چقدر تخیلیه؟قاسم جعفری دلش به حال اسپندگان نسوخته بلکه فقط به فکر فروشه و پول...................

محمد
شنبه 24 فروردين 1387 - 14:38

تورو خدا نقداتونو کوتاه تر بنویسین....به خدا کسی حوصله نمیکنه این همه خط رو بخونه....

63
شنبه 24 فروردين 1387 - 15:15

من چیفکر میکردم باید این فیلم رو ببینم؟کارگردان که جعفری بود!بازیگر که گلزار بود!رمانس فیلم که بارش رو دوش الناز جان بود!جدا اینارو میدونستم پس چرا رفتم دیدم؟

علی
شنبه 24 فروردين 1387 - 15:21

چرا قاسم جعفری دیگه سریال نمیسازه.

ایا درسته که میگن قاسم جعفری اجازه سریال ساختن نداره.

من که خیلی مشتاقم تا باز هم از قاسم جعفری در تلویزیون سریال ببینم.

ساینا
شنبه 24 فروردين 1387 - 15:49

من فیلمو فقط به خاطر نیما شاهرخ شاهی دیدم واقعا از نیما بعید بود اما از گلزار بیشتر از این انتظار نمیره همه فیلمهاش فانتزی و بچگانه هست و ارزش دیدن نداره

مبینا
شنبه 24 فروردين 1387 - 16:18

کارگردان ها گلزارو برای فروش بیشتر فیلم میخوان و گر نه اون قدرت بازیگری خوبی نداره.فقط نقش یه عاشقو می تونه بازی کنه ونه هیچ نقش دیگه ای رو.ولی حامد بهداد توی این فیلم نشون داد حتی در بدترین فیلما میتونه بهترین بازی ها رو ارائه بده.

OSAM
شنبه 24 فروردين 1387 - 16:33

BE NAZAR MAN "MAJNOONLEILI" BEHTARIN FILME AGHAIE GHASEM JAFARI AST...../OSAM

OSAM.BLOGFA.COM


شنبه 24 فروردين 1387 - 18:9

منم میگما آقای گلزار که چند تا فیلم اخیرش نقش پسر خوش تیپ هاست که هی با دختر خانم ها کل کل میکنه و متلک میپرونه و فقط توی کاره کمدیه اونم از نوع عاشقانه!(آتش بس-کلاغ پر-مجنون لیلی و با کمی اغراق توفیق اجباری و البته دو خواهر!)

میگما از گلزار که بیشتر انتظار ندارین ها؟ چی؟ یعنی می خواین بگین دارین؟

این فیلم هم که واقعا سطح پایین بود و نقدتون کاملا به جا!

فروش اش هم فقط به خاطر سبک مد شده ی گلزاریسم! و کمی شوخی های با مزه حمید خان گودرزی که انتظار نمیرفت این نقش بدون جزییات و نپرداخته رو بازی کنه و کمی بازی استثناء" این بارخوب(ازون صفت های جواد خیابانی ای بودها!) بهداد بود که بالاخره یه بار بازی اغراق شده ی نچسب اش به درد خورد! همین!

میترا
شنبه 24 فروردين 1387 - 18:20

درسته فیلمش مسخره بود ولی چرا سایت این قدر ایراد گرفته از این فیلم؟

علیرضا حسینی
شنبه 24 فروردين 1387 - 18:49

این منتقد از خود راضی اسم ندارند!؟

کی منتقدای این سینما باید نقد سالم و سازنده رو یاد بگیرند؟ کی باید نقد سالم جای فحاشی رو بگیره؟

saeed
شنبه 24 فروردين 1387 - 22:17

حیف وقت و...همه چی ،ازشما بیشترشاکی هستم،که با نوشتن درموردچنین بساز وبندازهائی مطلب مینویسید.


شنبه 24 فروردين 1387 - 22:42

kheili toolanieh vaght nadaram bekhunam, misheh kholasash konid????????


شنبه 24 فروردين 1387 - 22:53

من می گم این حامد خیلی بیسته صحنه به ریل بسده شدنش خیلی خوب در اومده بود اقای جعفری اگه کمتر فیلم هندی ببینه بهتره اخه اصلا عشق گلزار و شاکر دوست خوب در نیمدهولی ادم با احساسیه دلم می خواد به یه جایی برسه

مهتاب
شنبه 24 فروردين 1387 - 23:19

واقعا مزخرف بود قاسم جعفری سعی کرده بود با استفاده از چهره و شهرت گلزار مخاطب رو به سینما بکشونه البته تا حدی هم موفق بود اما در همون 20 دقیقه اول معلوم میشد چه فیلم مسخرا ایه حتی قدرت سرگرم کنندگی نداشت....

میلاد
شنبه 24 فروردين 1387 - 23:28

بهترین سکانس‌های «مجنون لیلی» مربوط به حامد بهداد می‌شه، بازیگری که بازی‌ش پر از شور و هیجانه. از صحنه ورود به قهوه‌خانه هم نباید گذشت. سکانس خوابیدن روی ریل قطار و سه گره اوج و نقطه فراز فیلم بود.

باز هم حامد بهداد.


شنبه 24 فروردين 1387 - 23:40

شما اگه بلدين فيلم بسازين چرا اين كارو نميكنين؟

آتش بس كما بوتيك توفيق اجباري گلزار بازي كرده خواستم يادآوري كرده باشم

خيليم قشنگ بود من 3 بار رفتم ديدم

سهیل
شنبه 24 فروردين 1387 - 23:47

من این فیلم را ندیدم و مطمئنم که چیزی از دست نداده ام چون توقع از محمد رضا گلزار بیشتر از این هم نیست سوال من از آقای قاسم جعفری است که چرا دیگر آن قاسم جعفری سابق نیست سریالهایی که جعفری ساخته است بسیار بهتر از فیلم های سینمایی اوست بهتر نبود که او که مدتی بود در تلویزیون تبدیل به کارگردانی شناخته شده بود در همان تلویزیون فعالیت خود را انجام میداد و یا دست کم همان راه مجموعه هایش را در فیلمهایش ادامه میداد به نظر من بهترین فیلم قاسم جعفری گرگ و میش بود که مردم ساده انگار و هلو برو تو گلوی کشورمان از آن استقبال چندانی نکردند و فیلم با شکست عجیبی روبرو شد.

آیا سلیقه مخاطب مردم ما اینقدر پایین آمده است که فیلم بی سر و ته مجنون لیلی را باید نسبت به فیلم های زیبای زن دوم و به همین سادگی فروش بیشتری داشته باشد. واقعاً که جای تاسف است کی سینمای ایران از این دام انحطاط نجات می یابد خدا عالم است اما امیدوارم که هرچه سریعتر مسئولان ارشد فرهنگی کشور فکری به حال سینمای ایران بکنند اگر استقبال ار فیلمهای ضعیف همچنان ادامه یابد به احتمال زیاد همین تعداد فیلم محدود هم که در طی سال در سینماها اکران میشود و ارزش دیدن دارد هم سال به سال کمتر میشود

ستایش
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 1:6

این ساینا جون خیلیییییییییم مشکوک میزنه.

من هنوز فیلم را ندیدم اما وقتی ساینا از فیلم بد بگه یعنی ارزش دیدن داره.


يکشنبه 25 فروردين 1387 - 10:59

kamtar kasi ast ke ba shenidane ghaseme jafari yade filmhaye bi arzeshe bazande va gorgo mish nayoftad....


يکشنبه 25 فروردين 1387 - 12:39

yek eftezahe mahz.

میترا
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 16:13

ببینید گلزار از شما ها نظر نخواست.می دونین چیه گربه دستش به گوشت نمی رسه می گه پیف پیف بو میده.

سامان
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 17:19

واقعا جعفری باید از پریسا بخت اور یاد بگیرد

و گلزار از صابر ابر

گلزار باز هم نقش پسر های خوب را با شرایت خوب را بازی میکرد اقای گلزار لطفا نقش هایی را قبول کنید که با نقش های قبلی فرق داشته باشه

ساره
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 17:39

من از همين اول بگم كه شديدا طرفدار گلزارم

اما در دو جا به اين نوشته حق مي دهم

يكي اينكه لياقت گلزار خيلي بيشتر از بازي كردن در فيلمي با اين سطح داستاني است و ديگه اينكه حضور اون گروه نوازندگان در آن آشغال داني براي منم عجيب بود. اما فيلم يك جاي بسيار مثبت هم داشت آنهم نمايش تئاتر در اول داستان و صحبتهايي كه در تقديس مقام زن در اون قسمت گفته شد بسيار زيبا بودند كه مسلما براي آقايان شنيدن آن قسمت به حدي سخت و سنگين بود كه حسابي حالشون گرفته شد و بقيه فيلم چرت و پرت به نظرشون اومد!!!!!!!!!!!!!

negin
يکشنبه 25 فروردين 1387 - 23:19

man filmo faghat bekhatere HAMED BEHDAD didam az baziye ghashangesh lezat bordam


دوشنبه 26 فروردين 1387 - 1:16

alan dige har filmi ke golzar toosh bashe taa akharesh maloome...forosh mikone nake nakone ama hadaf az film dorost kardan vaghaan faghat baraye forosh kardane?????


دوشنبه 26 فروردين 1387 - 9:24

بازهم يه فيلم آبگوششتيه ديگه از اكيپ گيشه‌اي!

نگین
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 14:45

درسته فیلمش زیاد مالی نبود ولی تیکه حامدش توپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ بود.

مريم رحماني
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 15:18

....

مجنون ليلي---- اگه يه كليپ تو پي ام سي مي شد مناسب تر بو---حيف وقت----- حيف پول-------------حيف سينما!!!!!

....

اسما
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 16:36

همه چی به کارگردان بستگی داره یه کارگردان خوب می تونه حتی از دیوار هم بازی بکشه...همه که حامد بهداد نیستن که حتی اگه کارگردان و فیلمنامه و ... بد باشن بازم گل بکاره...

negin
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 16:44

HAMED BEHDAD ba estedadtarin va behtarin bazigare irane behesh eftekhar mikonam kheili 2set daram HAMED jan

sogol
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 16:58

man film ro faghat be khatere hamid goodarzi didam va az nazare man khieli khoob bazi mikard vali film mohtavaye khasi nadasht...

هلی
دوشنبه 26 فروردين 1387 - 19:44

من نمیدونم چرا همه انقدر بد میگن از این فیلم !!! درسته که یه سری ضعف داشت ولی اونقدرا هم میگین بد نبود ! ما تو سینما فیلم های افتضاح تری هم داشتیم !

هرچند که انتخاب گلزار واقعا یه کار کلیشه ای بود در صورتی که همه میدونیم گلزار استعداد نداره !!!

و یکی از نقاط قوتش هم بازی بهداد بود که یه بار دیگه هم ثابت کرد بازیگر توانا و با استعدادیه !

مطمئنا همتون میدونین که بهترین قسمت فیلم قسمت بازی بهداد بود !

به نظر من لییاقت بازیگری که قبل از برداشت سکانس از مرگ و اسطوره شدن جیمزدین با مرگش حرف میزد و خودش رو آماده کرده بود برای مرگ بیشتر از اینهاس !

درکل فیلمی بود که ساخته شدو ماهم دیدیدم و نظر دادیم !

همیـــــــن !

ali
سه‌شنبه 27 فروردين 1387 - 10:8

agha yeki maro az shobhe dar biyare :espandegan ya sepandegan ya sepandar mazgan ya esfandar mazgan ya velesh kon aslan !in film baraye ekran naboode baraye hozoor tooye jashnvarehaye beynolmelali boodE jane man! albate hendooneye shabe yaldaye saaide agha khani ham kam nemiyare az filme ghasem jafariya hatman bebinin :D

Migo-china
سه‌شنبه 27 فروردين 1387 - 18:5

man too eid filme dayere zangio raftam bad fardash in filmaro raftam adam vaghean chi mitoone bege .... dayere zangi fiiiiiiiiiiiiiiilllmm bood vali majnoone leili aslan esme film roosh nemishe gozasht khejalat nemikeshan mardomo mizaran sare kar?!


چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 3:36

Adam bayad kheili BIKAR bashe ke in filmo 3 bar bebine

be jaye 2 bar digash mishe raft khune va 2 ta FILM HENDIE TOOP did!!!!!!!!!!!!!!!1

mage na


چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 23:49

تمام کسایی که از آقای گلزار بد گفتید برید گمشید که هیچ ایرادی از این بشر نمیتونید بگیرید.


پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 2:59

حیفه 2000تومن حیف

golzariam
جمعه 30 فروردين 1387 - 19:1

kheyli bishurin ke dar morede golzar bad goftin

سلما
يکشنبه 1 ارديبهشت 1387 - 15:5

سلام من فیلم رو دیدم بد نبود

اما یه پیشنهاد دارم اقایون و خانم های نسبتا محترم اگر بازی رضا گلزار رو نمی پسندین و به نظرتون ایشون استعداد ندارن از فیلمای ایشون استقبال نفرمایین..دو دو تا ؟..افرین چهارتا...این طوری کسی نمیتونه بگه تعطیلات خوش بگذره دوستان...در ضمن ...هیچی..خوش بگذره...یا علی


سه‌شنبه 3 ارديبهشت 1387 - 3:58

گلزار از كي ياد بگيره مگه اون ابر تو فيلم داشت چي كار مي كرد فقط از اول تا آخر از پله ها با لا و پايين مي رفت و چند تا مثلا ماهواره نصب مي كرد باز سر و ته مجنون ليلي معلوم بود دايره زنگي چي كه از اول تا آخرش ملت سر كار بود با اون پايان مسخره و مضحك اش . فقط يه زره مديري مي خندوند و گرنه اگر اون نبود كه ديگه هيچي حيف پول و وقتي كه صرف ديدن اين فيلم كرديم واقعا چرت بود.

منتقد
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 2:5

من نمي دونم اين قاسم جعفري چرا فيلم مي سازه .

مردم رو گير آورده ، تا به حال هر چيزي كه ساخته مزخرف بوده.

واقعاَ كه ..........................

به اين ميگن كارگردان ، بشينه خونه بهتره.

مارال
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 22:19

اين آشنايي رضا گلزار و الناز شاكر دوست چقدر احمقانه بود...حالا مثلا اين خانوم دندون پزشك بودند...آخه كدوم دكتري تو خيابون با اين شكل بعد از دو جلسه آشنايي با يه پسر كه و كشيدن يه دندون عقل راضي به ازدواج ميشه...و اين عشق آتيشي به وجود مياد...الان بچه دبيرستاني هاي فسقلي هم اينجوري bf نمي گيرن...خيلي توهم بود ...ولي سكانس هاي حامد بهداد خيلي توپ بوود.دمشون گرم


يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 11:31

بازی گلزار یکی از بهترین بازیهای فیلم بود.

شما یادگرفتین همش ازش ایراد بگیرین

یه کم منصف باشید بد نیست.


دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 10:44

به نظر من اين فيلم چيزي كم نداشت.....

خب بايد با سليقه ي مخاطب فيلم ساخت ديگه......

بازي دختر قاسم جعفري بهتر از اون چيزي بود كه فكر مي كردم!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.08406305313 seconds.