سينمای ما - نگاهی به فیلم "زن دوم" ساخته سیروس الوند / گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه
شنبه 13 تير 1388 - 12:18





نظر سنجی

با توجه به برنامه هاي اعلام شده برنامه هاي فرهنگي كدام نامزد رياست جمهوري را براي آينده سينماي كشور مفيد مي دانيد ؟




سينماي جهان
کارل مالدن، اسطوره سینمای کلاسیک درگذشت + عکس‌ها
بازنده‌ترین مرد اسکار این بار جا را برای اسکار «تغییرشکل دهندگان 2» باز کرده
معرفی کامل فیلم «پیشنهاد» - حامد مظفری
ديويد فينچر درباره شبکه اجتماعی فيس‌بوك فيلم مي‌سازد
ساترن جوایزش را به «شوالیه تاریکی» داد
اولين عكس‌های «آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون
نسخه بلو ری «گلادیاتور» با 11 ساعت تصویر اضافی
ستارگان سینما در نقش حیوانات باغ وحش
برای عمل به وصیت اینگمار برگمان خانه و یادگاری‌های شخصی او حراج می‌شود
ساخت پروژه مشترک استیون سودربرگ با براد پیت متوقف شد
رویای سینمایی دخترک 10 ساله در آخرین روز عمرش برآورده شد: دیدن «بالا»
مایکل وینترباتم با پنج فیلم حسابی سرش شلوغ است


درباره الي ...


  (552 رأي)

کارگردان:
اصغر فرهادي
-------------------------------------
پاتو زمين نذار


  (32 رأي)

کارگردان:
ايرج قادري
-------------------------------------
خروس جنگي


  (34 رأي)

کارگردان:
مسعود اطیابی
-------------------------------------
امشب شب مهتابه


  (28 رأي)

کارگردان:
محمدهادی کریمی
-------------------------------------
هرچي تو بخواي


  (11 رأي)

کارگردان:
محمد متوسلاني
-------------------------------------



نگاهی به فیلم "زن دوم" ساخته سیروس الوند
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه


سینمای ما - امیررضا نوری پرتو:پدیده اقتباس ادبی در سینما، از همان سال های ابتدایی پیدایش این صنعت جادویی، توسط ژرژ مه لیس و با فیلم ماجرای دریفوس (1899) رواج پیدا کرد. این روند در سینمای ایران تا به امروز بسیار کمرنگ بوده و کمتر فیلمسازی به سوی بهره گیری از دستمایه های ادبی مناسب، به عنوان مصالح اولیه برای ساختن یک فیلم آبرومند و موفق، رفته است. فیلم زن دوم، که اکنون بر پرده سینماهاست، از معدود اثرهایی است که در سال های اخیر یک رمان ایرانی را مبنای کار خود قرار داده. همین چند سال پیش بود که فرشته طائر پور (تهیه کننده شناخته شده سینمای کودک) و مینو کریم زاده رمان "زن دوم" را روانه بازار کردند و با توجه به موفقیت نسبی آن در بازار کتاب، خودشان فیلمنامه ای از روی این رمان نوشتند و طائرپور وظیفه تهیه کنندگی پروژه را بر عهده گرفت. پس از به وجود آمدن حرف و حدیث هایی برای کارگردانی این فیلمنامه، قرعه به نام سیروس الوند، فیلمساز باسابقه و حرفه ای سینمای ایران، افتاد. اما متاسفانه حاصل کار بر خلاف ادعای سازندگان فیلم اصلا رضایت بخش نشده و فیلم در موارد بسیاری گرفتار ضعف های مفرطی است که در این یادداشت سعی می شود به اختصار به آن ها اشاره کنیم.
بهتر است ابتدا کمی به فیلمنامه زن دوم بپردازیم. متاسفانه فیلم از همین ناحیه لنگی های بسیاری دارد و همین کاستی ها بر کیفیت کار دیگر بخش ها و عوامل اثر تاثیر مستقیم و منفی گذاشته است. شروع فیلمنامه با گره افکنی خوبی همراه است. در جشن کوچک و خودمانی سومین سالگرد جاری شدن صیغه عقد موقت میان بهرام فرزان (محمدرضا فروتن) و مهتاب کسری (نیکی کریمی)، همسر بهرام- کتایون (آناهیتا نعمتی)- به او زنگ می زند و اطلاع می دهد که پس از پنج سال دوری از وطن می خواهد بازگردد. این موضوع در دست فیلمنامه نویسان می توانست مصالح خوبی باشد تا بتوانند فیلم را به مسیری جذاب و در عین حال درست و منطبق با قاعده های مرسوم دراماتیک پیش ببرند، ولی درست از همین جاست که ایراد های فاحش و اساسی فیلمنامه نمایان می شود. نگارنده تا به حال موفق به خواندن رمان زن دوم نشده است، اما با دیدن فیلم و طبق برخی شنیده ها (فیلم در ابتدا چهار ساعت بوده که زمان اش در تدوین به بیش از دو ساعت کاهش یافته است)، می توان حدس زد که فیلمنامه نویسان آن قدر شیفته خط به خط و صفحه به صفحه کتاب شان شده اند، که دل شان نیامده قسمت های غیر قابل انتقال به مدیوم سینما را حذف و یا دراماتیزه کنند. بیننده پس از مواجهه با گره گشایی اولیه، عملا با یک سری شخصیت های منفعل روبرو است و کشمکش میان شخصیت ها را که می تواند درام اثر را به جلو ببرد، در پایین ترین سطح خود می یابد. مهتاب به عنوان راس اصلی این مثلث عشقی می توانست نقشی تعیین کننده در روند پیشرفت داستان داشته باشد، ولی در عمل تنها در حد یک ناظر باقی می ماند و تلاشی برای حفظ زندگی خود نمی کند و بر عکس، خیلی زود میدان را برای جولان دادن رقیب اش خالی می کند. این در حالی است که در فاصله میان ورود کتایون به زندگی بهرام تا ترک تهران توسط مهتاب، شاهد یک سری سکانس های بی سر و ته و گاه طولانی و پردیالوگ هستیم و در این میان تردید مهتاب هم در تصمیم گیری اش برای آینده، چفت و بستی محکم برای درگیر کردن تماشاگر ندارد. درست در اینجاست که مهتاب ارزش خود را به عنوان یک شخصیت جذاب دراماتیک نزد بیننده از دست می دهد و باید به تماشاگر حق داد که دیگر برای او دل نسوزاند. اما مشکل اینست که بیننده بینوا باز هم باید بر روی صندلی سینما بنشیند و انفعال سوال برانگیز مهتاب را در برابر حادثه های ریز و درشت و غیرمنطقی که پشت سر هم برایش رخ می دهند، تحمل کند. نقش آفرینی نیکی کریمی هم مشابه بازی هایش در دهه هفتاد و سال های ابتدایی دهه هشتاد است و نتوانسته شخصیت پردازی ضعیف کاراکتر مهتاب را سر و سامانی ببخشد. دیگر شخصیت اصلی این مثلث، بهرام است. بهرام در برزخ حفظ مهتاب و سر و سامان دادن دوباره زندگی اش با کتایون، گرفتار شده و همین تردید دراماتیک، او را به شخصیتی نمایشی و قابل پیگیری برای تماشاگر تبدیل کرده است. اما در ادامه به خاطر افراط فیلمنامه نویسان در حفظ جان مایه کتاب و نشان دادن یک سری سکانس های بی ربط به اصطلاح عاشقانه که با پیکره اثر همخوانی چندانی ندارند، راه بر حرکت کاراکتر بهرام در مسیری درست و دراماتیک بسته شده است. محمدرضا فروتن در این فیلم نیز همچنان در مرز میان بازی کنترل شده و عصبی سرگردان است و تلاش او برای حفظ میزان عصبانیت اش در سکانس هایی که نیاز به واکنش بازیگر است، نتیجه ای عکس داده و بسیار تصنعی و بد از کار در آمده است (بهتر است همان فیلم کنعان را فتح بابی برای دیدن بازی هایی بهتر از فروتن در آینده بدانیم). کتایون، دیگر راس این مثلث، منفعل ترین شخصیت اصلی این داستان است و به جز نقش مهم اش در گره افکنی ابتدای داستان، هیچ تاثیری در طول فیلم ندارد و آن گریه و مویه اش در اتومبیل بهرام و گلایه از بی اعتنایی های او و نیز مطلع شدن اش از رابطه میان بهرام و مهتاب و عدم واکنشی مناسب به کشف این راز، از او شخصیتی خنثی و بی جاذبه ساخته و در این بین بازی آناهیتا نعمتی هم کمکی به ارتقای این شخصیت نکرده است. رفتن (یا بهتر است بگوییم فرار) مهتاب به شیراز قرار است کمکی به حال حرکت لاک پشت گونه منحنی اوج و فرود داستان فیلم باشد. ولی تلاش بهرام برای یافتن او و بازگشت به تهران پس از ملاقاتی شبانه با مهتاب، تنها دور زدنی بیهوده در دل داستان است، زیرا شخصیت ها باز هم کاری از پیش نمی برند. ملاقات اتفاقی مهتاب با پسرعمویش- امیر (امیر آقایی)- در شیراز غیر قابل باور و به اتفاق های بی منطق فیلمفارسی ها و آثار بالیوودی شبیه است. ضمن آن که زمینه سازی فیلمنامه نویسان برای شناساندن امیر به تماشاگر، پیش از مواجهه او با مهتاب، در قالب آن عکس و فلاش بک و نریشن (که این یکی را چندین و چند بار بی هیچ منطقی در طول فیلم شاهد هستیم) بسیار ابتدایی و نچسب است. امیر که جانباز جنگ تحمیلی است، شخصیتی کاملا پاک و مثبت است که از سر افراط در این معصومیت حوصله تماشاگر را سر می برد. او که به خاطر وضعیت پایش شش سال قبل مهتاب را از خود رانده، با شنیدن داستان زندگی دختر عمویش حاضر می شود برای او کاری در جزیره دست و پا کند و مهتاب را به دروغ همسر خود معرفی می کند. گشت و گذار مهتاب در جزیره و آشنایی بی موردش با خانواده رییسی (دوست امیر) و ندیدن حتی یک پلان از حضور او بر سر کار، تنها برای کش دادن بیش از حد و پرسش برانگیز زمان اثر است و البته در خدمت اسپانسر فیلم (کانون جهانگردی ایران)! قضیه حامله شدن مهتاب هم که می توانست فیلم را از ملال و تکرار خارج کند، به خاطر سهل انگاری فیلمنامه نویسان و عدم شناخت آن ها از داشتن چنین دستمایه خوبی برای پیشبرد بحران ها در فیلمنامه، به هدر رفته است. مهتاب به پیشنهاد فرزانه (سحر زکریا)- دوست مشترک خود و بهرام- به تهران می آید اما حضور او در تهران و داشتن بچه ای از بهرام در شکم، خطری برای بهرام و خانواده اش به وجود نمی آورد. اگر هم عشق شبه اسطوره ای میان آن دو را دلیلی برای این انفعال تلقی کنیم، آنگاه این سوال باقی می ماند که چرا بیننده باید به تماشای این همه سکانس های بی مورد و رفت و برگشت های شخصیت هایی چنین خنثی و غیرنمایشی تن بدهد؟ برخورد اتفاقی میان کتایون و مهتاب و مطلع شدن کتایون از ارتباط همسرش با زنی دیگر با توجه به پیش زمینه ای که از مراسم اهدای جایزه بهترین کتاب سال به بهرام داشته، نقطه عطف دیگری در فیلمنامه است که خودداری کتایون در بازخواست از بهرام بیننده را به سلامت عقل این شخصیت مشکوک می کند! ضمن اینکه مهتاب که تا به حال خود را نگاه داشته و نخواسته تا زندگی بهرام را به چالش بکشاند و در عین حال متوجه شک کتایون به خود شده، با تلفن زدن به کتایون و اعلام خروج اش از این بازی عشقی، تماشاگر را متعجب و حیران می سازد. اصلا چرا مهتاب باید چنین کاری را می کرد وقتی از عواقب آن باخبر است؟ آیا قصد انتقام دارد (که بسیار بعید به نظر می رسد) یا می خواهد خیال کتایون را از بابت به خطر افتادن زندگی اش با بهرام راحت سازد (که این نیز جز افشای ارتباط بهرام با زنی دیگر و عواقب بد آن نتیجه ای دیگر ندارد)؟ از این جا به بعد است که فیلمنامه نویسان دیگر چیزی در چنته ندارند و به سبک فیلم های معظم و رنگارنگ هندی شاهد فداکاری ها و گذشت های زمانی کلیشه ای و گاه خنده آور هستیم. امیر به سبک قهرمانان بامرام فیلم های فارسی به مهتاب پیشنهاد ازدواج می دهد تا نامش بر فرزند مهتاب باشد و بلافاصله به چند ماه بعد و تولد طفل مهتاب پرتاب می شویم و در آنجاست که امیر باز هم با منش و فروتنی تمسخرآمیز نام کودک را به یاد عشق میان بهرام و مهتاب، بهرام می گذارد! در حالی که بیننده در حال سبک و سنگین کردن این همه اتفاق های عجیب و غریب است، بلافاصله به دوازده سال بعد می رویم! زندگی بهرام به ظاهر شکلی موجه دارد و امیر نیز به خاطر وجود ترکش هایی در بدن با مرگ دست و پنجه نرم می کند. صحبت های طولانی و خطابه گونه او بر تخت بیمارستان برای بهرام نوجوان تیرخلاصی بر پیکره فیلمنامه و اثر است. البته شبیه این صحبت های ادیبانه را که تنها مناسب رمان های بازاری عشقی و اخلاقی و سریال های پندآموز تلویزیونی است، بارها و بارها در طول فیلم و به شکل های گوناگون از زبان شخصیت های اصلی شنیده ایم و نباید از این سخنرانی پربار امیر چندان تعجب کنیم! موفقیت بهرام نوجوان در مسابقات المپیاد و نشان دادن او و مادرش در تلویزیون (با آن همه تاکید غیرقابل باور) و همزمانی پخش این مصاحبه با رسیدن بهرام به خلوت تنهایی های خود و مهتاب و دیدن چهره مهتاب و پسرش بر صفحه تلویزیون نه تنها پایانی شکوهمند بر این رمانس پر شاخ و برگ به حساب نمی آید، بلکه بیشتر به جمع بندی های عجولانه و خنده دار فیلمفارسی ها و آثار سینمای بالیوود شبیه است.
در سطرهای بالا سعی شد که به علت های ناکامی فیلمنامه زن دوم در جذب بیننده اشاره هایی شود. این ضعف مفرط روایی حتی بر کار فیلمساز باتجربه ای مثل سیروس الوند نیز تاثیر منفی گذاشته است. از فیلمسازی به مانند الوند که آثار آبرومند و گاه قابل دفاعی در بدنه سینمای ایران دارد، قطعا توقعی بیشتر از زن دوم داریم. کارگردانی الوند تنها در خدمت به تصویر کشیدن سکانس های فیلمنامه (آن هم با سر و شکلی پر زرق و برق و نه نوآورانه) است، ضمن اینکه تسلط و تجربه او بر حفظ راکوردها در دکوپاژ و میزانسن با سهل انگاری زمانی موجود در فیلمنامه به زیر سوال رفته؛ شخصیت ها دوازده سال قبل گوشی های تلفن همراه روز را به دست می گیرند و با سر و شکلی امروزی بر اتومبیل هایی سوار می شوند که بدون شک دوازده سال قبل در ایران موجود نبوده است! همین سهل انگاری های روایی و تصویری در اغلب آثار بدنه سینمای کشورمان است که تفاوت های فاحش میان سینمای روز دنیا و ایران را آشکار می کند. این بی توجهی ها در فیلمی از کارگردانی صاحب نام و کاربلد به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و متاسفانه این سهل انگاری ها در استفاده دم دستی و موکدانه از موسیقی ناصر چشم آذر و گریم ابتدایی شخصیت ها پس از گذشت دوازده سال و کار طراحی صحنه و لباس فیلم نیز به خوبی مشهود است. زن دوم دستمایه آن را داشت که فیلمی به مراتب بهتر و قابل تحمل تر از آنچه که بر پرده سینماهاست، تبدیل شود. اما تاکید کارگردان و فیلمنامه نویسان بر ساخت اقتباسی وفادارانه از داستان رمانی با جزییات و حاشیه های فراوان، این قابلیت را به هدر داده است. بعید است با این وضعیت کسی از میان تماشاگران فیلم که رمان زن دوم را نخوانده باشد، به خرید و مطالعه این رمان تمایل پیدا کند. با این حال تلاش سازندگان فیلم را برای تبدیل متنی ادبی به اثری سینمایی، باید به فال نیک گرفت. امید است که این نگاه به دیگر فیلمنامه نویسان و کارگردانان سینمای ایران منتقل شود. البته این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که انتخاب درست یک اثر ادبی پربار و با قابلیت نیز نقش مهمی در شکل گیری یک فیلم اقتباسی خوب دارد.
سه شنبه,27 فروردین 1387 - 17:2:12

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


سه‌شنبه 27 فروردين 1387 - 17:40
-1
موافقم مخالفم
 

درسته که فیلم کاملی نبود .اما اگر با فیلمهای روز مقایسه کنیم یک سروگردن بالاتر بود.

علی
سه‌شنبه 27 فروردين 1387 - 19:26
1
موافقم مخالفم
 

خودمونیم شما وقتی فیلمی از بازیگر مورد علاقه خودتون اکران میشه نقدهای خوب مینویسید و از اون فیلم ایراد نمیگیرید اما نمیدونم چرا درباره فیلمها فقط ایراد میگیرید.

اميد
چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 5:15
0
موافقم مخالفم
 

واقعا فيلم بدي بود. ديالوگهاي مزخرف و بازيهاي مصنوعي به همراه داستان آبكي و كارگرداني ضعيف، زن دوم رو به يكي از بدترين فيلمهاي الوند تبديل كرده.

مریم
چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 13:39
-2
موافقم مخالفم
 

آخه رمان ایرانی چیه که حالا بیان فیلمشم بکنن

بازیا خوب بود اما داستان مسخره

سهیل
پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 0:16
-1
موافقم مخالفم
 

آقا امید اگر اجازه بدهید من با نظر شما مخالفت کنم شاید زن دوم فیلم خیلی خوبی نباشد اما فیلم ضعیفی هم نیست سیروس الوند بعد از ساختن فیلم ناموفق تله باردیگری به سینمای مورد علاقه اش (سینمای اجتماعی ) بازگشت و از روی یک رمان ایرانی فیلم زن دوم ساخت بازی بازیگران به خصوص نیکی کریمی و محمد رضا فروتن در حد خوب بود رویهم رفته زن دوم نسبت به فیلمهای دایره زنگی و مجنون لیلی قابل دفاع تر بود ولی به پای به همین سادگی نمی رسید.

فیلم میرکریمی به واقع یکی از بهترین فیلمهایی بود که سال پیش در جشنواره به نمایش در آمد من به شخصه به تمامی طرفداران واقعی سینما که سینما را به طور جدی دنبال می کنند دیدن به همین سادگی را توصیه می کنم .

علی شایان
پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 17:33
0
موافقم مخالفم
 

داستان خوب کارگردانی متوسط بازی فروتن بد بازی نیکی کریمی درست گریم عالی

مجید
پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 17:42
0
موافقم مخالفم
 

فیلم جالبی نبود خصوصا با کارگردانی بدش

نیما
شنبه 31 فروردين 1387 - 14:4
1
موافقم مخالفم
 

شروع فیلم خوب بود تا وسطای فیلمم خوب پیش رفت ولی نمی دونم چرا آخرش این همه هندی شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مریم
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 8:44
-1
موافقم مخالفم
 

موافقم به نظر من فیلم خیلی هندی بود.اصلا اشاره نشده بود ازدواج بهرام با کتایون بر مبنای عشق بوده یا نه؟ و اینکه اون که حتی اینقدر اصرار داشت و مهتاب را دوست داشت چرا با کتایون می موند ؟دوگانگی ؟ و با زی بد فروتن و کلیشه ای کریمی.متاسفم واقعا .حیه که هنرپیشگان خوب این چنین

مارال
شنبه 21 ارديبهشت 1387 - 14:46
-1
موافقم مخالفم
 

بايد در سكانسي كه لب دريا گرفته شده بود ( امير به مهتاب پيشنهاد مي كند كه شناسنامه ي بچه رو به اسم خودش بگيره).فيلم رو تموم مي كردن...اگه خود تماشاگر بقيه فيلم رو حدس مي زد قشنگ تر بود...آخر هاش ديگه خيلي شعاري و كليشه اي بود.آخر هاي فيلم اولاش رو هم خراب كرد...نميدونم چرا سيروس الوند دوست داره از همه ي فيلم هاش نتيجه ي اخلاقي بگيره و اونو به خورد تماشاگران بده...

شهریار
يکشنبه 29 ارديبهشت 1387 - 0:52
-1
موافقم مخالفم
 

واقعا فیلم مزخرفی بود، حیف اون همه هزینه و بیشتر حیف وقتی که صرف شد برای دیدنش!!!

هوتن زنگنه
دوشنبه 6 خرداد 1387 - 15:36
-1
موافقم مخالفم
 

مرسي اميررضاي عزيز. چيزي ندارم روي نقدت بگم. زحمت منو كم كردي براي نوشتن يه نقد براي اين فيلم. درست حرفهاي منو زدي. ضعف فيلمنامه عذاب آور است.

گیسو
شنبه 11 خرداد 1387 - 4:58
-1
موافقم مخالفم
 

کاملا با نقد موافقم و به نظرم تنها بازی درست فیلم مربوط به امیر آقایی بود

ریحانه
دوشنبه 25 آذر 1387 - 11:7
0
موافقم مخالفم
 
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه

عالی بود

من عاشق فیلم زن دوم هستم

شاهین
چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 23:12
1
موافقم مخالفم
 
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه

بی معرفی نکنین. اونقدرها هم ضعیف نبود. هرچند به نظر من هم ازفیلمنامه بهتر منشد استفاده کرد

ارمان
چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 23:32
-1
موافقم مخالفم
 
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه

عالی بود

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 6.15946316719 seconds.