سينمای ما - پرونده سریال «بیداری» / قدرت ایماژ، بودن یا نبودن
دوشنبه 22 مهر 1387 - 15:39

اخبار:      • منيژه حكمت با اشاره به برگزاري جشنواره فيلم رشد گفت: / سه زن هم پيام آموزشي دارد      • یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند      • سایت تابناک نتایج نظرسنجی‌اش را اعلام کرد؛ / روز حسرت اول و بزنگاه دوم      • یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا      • یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم آواز گنجشک‌ها؛ / تاثیر گذاشتن و به چشم نیامدن      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
آمیتاب باچان خوب می‌شود
رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند
ششلول جیمز باند دزدیده شد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم
استودیوها می‌توانند فیلم‌های‌شان را در اسکار تبلیغ کنند
باز هم اولیور استون از بوش گفت + عکس‌های فیلم
ابوظبی، فرش قرمزش را پهن کرد
میخالکف و کایگه جایزه کوروساوا را می‌گیرند
فهرست اولیه نامزدهای اسکار بخش مستند کوتاه اعلام شد
تهیه‌کننده اسکاری از فیلم تازه کیت وینسلت کنار کشید


دعوت


  (264 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (102 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (201 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (44 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (103 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پس از برگزاری مراسم فرش قرمز «مجموعه دروغ‌ها» صورت گرفت / گزارش خبرگزاری ایلنا از تمام جنجال‌های اطراف گل‌شیفته فراهانی و واکنش اخیر دو روزنامه به اتفاق اخیر...
 در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛ / محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 وقتی جواد خیابانی از اینگمار برگمان مثال می‌آورد؛ / پاسخ جواد خیابانی به نقد اخیر امیر قادری/شما نماینده نسل‌تان نیستید آقای قادری...
 'گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛ / جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!...
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...
 تازه‌ترین گزارش از فروش فیلم‌های اکران؛ / «دعوت» در سه روز صد میلیون را رد کرد...
 مرور کارنامه محمدرضا فروتن به بهانه حضور متفاوت او در فیلم «دعوت»؛ / رمانتیک خشن...
 نگاه نویسنده «سینمای ما» به مجموعه هاي تلويزيوني در ماه رمضان / لطفا هنگام خرج بودجه دقت کنید...
 تردید روزنامه اعتماد نسبت به آمارهای اخیر سیما؛ / بالاخره کدام سریال محبوب‌تر بود؟...



گزارش
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...

آرشيو...



پرونده سریال «بیداری»
قدرت ایماژ، بودن یا نبودن


[ امید غیائی ]


اولین نشانه های سریالی متفاوت از همان تیتراژ ابتدایی سریال خودنمائی می کند.سریال متفاوت نه به آن معنا که ما با سریالی با گره های داستانی فراوان و پیچ و خمهای بی انتهای درام یا حتی نوع حرکتهای عجیب و غریب دوربین و زوایای نگاه پرطمطراق نسبت به سوژه روبرو هستیم.بلکه نوع پرداخت داستان چند خطی اثر آنقدر تازه و سرشار از تنوع و حرکت است که با وجود عدم دارا بودن ریتم سریع و ضربان تند کار، باز هم بیننده کم حوصله تلویزیون که دیگر به فیلمهای تلویزیونی ( تله فیلمها) و یا سریالهای هر شبی سردستی و بی کیفیت عادت دارد را هم با خودش همراه و همگام می سازدو به دنبال خود می کشاند و او را درگیر داستان دختری روستائی از شمال کشور می کند که با خامی و ساده دلی مرتکب عملی می شود که حالا تاوان آن، خط سیر اصلی داستان را تشکیل میدهد.
فیلمنامه کار در قیاس با کلیت مجموعه و عوامل دخیل در کار یک پله پائین تر است.یعنی آنقدر که کارگردانی کار پخته است فیلمنامه اثر از اوج و فرودهای بسیار برای پیشبرد داستانش برخوردار نیست. البته این بدان معنا نیست که فیلمنامه ضعیف است یا اینکه اصلا دارای کشش مناسب نیست.بلکه تمام عوامل یک فیلمنامه کامل از شخصیت پردازی دقیق و حساب شده تا گره افکنی ها و گره گشائیهای به جا و مناسب و یا حتی تعلیقهای سمت وسو دار را داراست.اما خب "اتفاق" به کمترین میزان ممکن در فیلمنامه به چشم میخورد.مثلا برای سریالی در این سطح می شد چند خط سیر فرعی داستانی هم در آن گنجاند و خیلی متکی به قدرت جنگندگی ترنگ نشد.یا اینکه مثلا وحید با نوع معرفی ای که قبل تر از او به ببیننده شده بود چطور یک مرتبه از سر یال خارج شد.با توجه به سریالی که هر هفته از سیما پخش می شود باز هم باید تمامیت کار را مدیون کارگردانی دقیق و تقریبا بدون نقص کار دانست.تمام عواملی که باید یک اثر تصویری دارا باشد تا انرا تبدیل کند به کلیتی دلنشین، در این مجموعه گرد آمده اند.تصویربرداری و تدوین و موسیقی متن و صحنه و لباس همه آنقدر خوب هستند که در این جایگاه، نوشته کار را باید دراولویت دوم اثر قرار داد.مطمئنا اگر فیلمنامه ای با این مشخصات در اختیار هر کارگردان دیگری که مدیوم تلویزیون را می شناس دقرار می گرفت با قدری شک و دودلی همرا می شد ولی بهرام عظیم پوری که پختگی کارش و اعتماد بازیگرانش را مدیون تئاتر است بهترین ارائه از این فیلمنامه را به بیننده مشتاق تلویزیون برای یک اثر مطلوب ارائه داده است.
اما چه فرایند ساده ولی در عین حال پیچیده ای به کار گرفته شده است که این سریال را در کنار دیگر سریالهای خوب این چند وقته تبدیل به یکی از پر طرفداران، حداقل در بین تلویزیون بین های حرفه ای کرده است.همانطور که بالاتر هم گفتم مطمئنا در درجه اول کارگردانی اثر است که خودش را به رخ می کشد.بهرام عظیم پور آنقدر در سریالها و پروژه های عظیم در مقام دستیار کارگردان و بازیگردان حضور داشته که حالا دیگر می داند برای پرداخت صحنه هایی که بارعاطفی داستان به نهایت میرسد و احتمالا همه منتظر عکس العملها و ری اکشن های غلو آمیز و رو و برونگرا هستند اصلا احتیاجی به این تمهیدات نیست چرا که خودش بیننده را از ابتدا به ریتمی ملایم(و نه لزوما کند) عادت داده و به او نشان داده که خیلی نباید عجول باشد.ذره ذره تغذیه را به او میدهد تا هم مزه اش را بهتر کند و هم تازگی اش را از دست ندهد.سپس در دقایق بعدی او را با برزخ شخصیتهایش همراه میکند و نشان میدهد که نتیجه صبرش چه می شود.مثلا یاد صحنه شب آخر ترنگ با بچه اش بیفتید.این صحنه بیشترین پتانسیل موجود در فیلم را دارا بود تا با صحنه هایی از بغل کردن و بوسیدن و بوئیدن و اسلو موشن ها و دوربین سر دستهای بسیار همراه شود.اما کارگردان چه کرد.تمام آشفتگی روح و ذهن و جان مادر را در "بدون بچه اش سر کردن" نشانمان داد تا وقتی دیگر طاقت نمی آورد و جرات میکند پایش را از خط قرمز بیخ گوشش آن ور تر بگذارد و وارد دنیای رمزآلود و نزدیک به خودش در میان زندگی خانم عارف بشود، باورپذیر شود.
دکوپاژ و تعیین میزانسن های سریالهای تلویزیونی تا قبل ازاین دوره طلائی سریالها(به جرات میشود گفت دورانی که در این چند ماهه در بازار سریالهای سیما پیش آمد بی سابقه بوده است.ابراهیم حاتمی کیا با حلقه سبزش و کیانوش عیاری با سریال/زندگی نامه بی نظیرش از دکتر قریب و بهرام عظیم پور با همین بیداری و بهرام بهرامی با ساعت شنی مثله شده اش. البته به جز برهه ای که هزاردستان بود و بعدها تک و توک بودند مثل محاکمه و گل های داوودی و انگشت شماران دیگر)آنقدر خام دستانه و سردستی بود که فقط میشد چشمانت را به صفحه تلویزیون بدوزی و هرازچندگاهی هم برای تجدید قوا سری به آشپزخانه وسماور بزنی و سمعی اتفاقات بصری را حدس بزنی.اما این بار عظیم پور به همراه مصطفی احمدیان مدیرفیلمبرداری کار آنقدر در خلق صحنه های ناب و چشم نواز و دلنشین هماهنگ عمل کرده اند که می شود با به یادآوردن صحنه ای از قسمتی از آن لذت دیدنش را دوباره برای خودت به ارمغان بیاوری.مثلا صحنه ی به یادماندنی ترنگ و باد و چتر.(اگر یادتان آمد چه می گویم، این همان جادوی ایماژ در تصویر است). در این راه پر درد سر ونه چندان ساده ی کاری در این سطح که بهترین و برجسته ترین بازیگران تئاتر کشورمان دور هم جمع شده اند تا با اعتماد به کسی که کارش را با تئاتر به پختگی رسانده و قدرت کشف و شهود نَفَس تماشاچی را از نزدیک تجربه کرده، عوامل اساسی دیگری هم وجود دارند.مثلا موسیقی متن سریال آنقدر تاثیرگذار است که باورتان نمی شود کاری به این دقت و ظرافت برای سریالی ساخته شده باشد.موسیقی ای که اصلا به گوش نمی آید ولی انقدر دورنی و پر تب تاب است که ناخودآگاه در ضمیرتان می نشیند و نواهای سازهای اغلب زهی اش بر تار و پود کار رسوخ میکند.موسیقی در حد نمونه ای کار همانند همان خساستی که کارگردان در بروز و نمود احساسات شخصیتهایش دارد، عمل میکند و به هیچ عنوان مجبورکننده و تفنگ به دست بالای سر احساسات تماشاچی نایستاده که بگوید الان گریه کن یا الان بترس. پویاپورامین با قراردادن سازهای زهی به عنوان تم اصلی موسیقی اش همان فضای جاری در سریال را ساخته است.به همین خاطر است که سریال با حضور بازیگری به عنوان نقش اول و قهرمان داستان در اولین گام بازی اش تبدیل می شود به آئینه تمام نما از اثری حرفه ای با روحی در جریان.
در ابتدای نوشته ام اشاره ای کردم به تیتراژ متفاوت کار.سریالهایی که تیتراژشان غالبا تصاویر و کنش و واکنشهای درونی خود سریال است بیینده را مصر و مشتاق میکند تا همان تصاویر را درون سریال پیدا کند.جمله معروف "این تو تیتراژبود" به همین خاطر است.تا چند وقت پیش که استعدادی در ساخت تیتراژ پیدا شد و انحصار خلاقیت و نوآوری در ساخت تیتراژ که خلاصه میشد در افکتهای آمدن نام عوامل را دگرگون کرد، تیتراژ فقط به عنوان همان سوت معرف شروع و پایان کار در کارخانه ها محسوب میشد.ساسان توکل فارسانی نوع جدید ساخت تیتراژ را معرفی کردو اینجا هم می بینیم که هومن قدرت نما بدون کپی برداری از کارهای او با ظرافت تمام تکه ای از سریال را ساخته که هویت مستقل دارد و شخصیتی دو چندان به اثر بخشیده.تا جائیکه برخی صحنه های درون تیتراژ اختصاصا برای ساخت آن گرفته شده است.همراه با موسیقی کمیاب تیتراژانتهائی که این یعنی همان روح حرف ای گری سیال در کار.
تا اینجا همه اش متمرکز بر روی کارگردانی بودم اما در این چند خط انتهای نوشته اجازه بدهید سری هم گذرا به بازیگری منحصر به فرد بازیگران بزنم.بازیگرانی که بدون توجه به حجم و تعداد خطوط دیالوگهایشان با تمام وجود در بازی مایه گذاشتند. پرویز پورحسینی و امیررضادلاوری چند قسمت آمدند و سایه شان تا انتها بالای سر داستان قرار دارد. در میان تمام نقشها از بازی به یادماندنی هومن برق نورد و الهام پاوه نژاد نباید گذشت.هومن برق نورد نشان داد که به همان خوبی تئاتر می شود در قاب تلویزیون حاضر شد و دیالوگهای نه چندان راحت و روان و شخصیت چند وجهی دامادی با تفکرات دو پهلو را به قول خودشان "در آورد" و به تماشاچی قبولاند که خیلی مطمئن به قضاوتش نباشد.الهام پاوه نژاد هم همان شخصیت عجیب و غریب همسرو دختر و خواهرو بعدها مادری را نشانمان می دهد که ما منتظریم از آدمی با تربیت و پیشینه خانوادگی این چنین ببینیم. اما باز هم آیا در انتها اسیر قضاوتمان خواهیم شد یا نه.آتیلا پسیانی در همان لحظات اندک حضورش تاثیرش را گذاشت. فریبا کامران که نقشی سرد و چندلایه را باید به تمامی بروز می داد هم به نحو احسن در نچسب بودن شخصیت خانم عارف موفق عمل کرده است. لحن سرد و صورت سنگی بهنار جعفری که همینها او را تبدیل به یکی از بازیگران به درد بخور این هنر کرده است آمد و در همان چند قسمت به اندازه نقشش خوب بود.اما در این بین بازی داود رشیدی استاد تئاتر ایران هم جای حرف دارد.چرا که باز هم اعتماد به کارگردانی کار بلد، او را راضی کرد که نقشی به این تختی را عالی نشانمان دهد.
تا امروز که شاهد بهترین قسمتهای سریال بوده ایم.امیدوارم سریال با آنچه ما با دیدن قسمتهای ابتدائی پیش بینی میکنیم جور در بیاید و فارغ از تمام کلیشه ها و سیاست های جاری و اعمال نفوذهای مسئولین طبق گفته خود بهرام عظیم پور تمام شود.تا آنروز ما هم سرمان را بالا بگیریم که این سریال محبوب ما در این چند وقته بود.



منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,16 اردیبهشت 1387 - 17:25:17

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما