سينمای ما - ايرج قادري : هر چه مي سازم ميگويند فيلمفارسي است
سه‌شنبه 12 آذر 1387 - 23:17
اخبار:      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      • امید ما به جوانان جشنواره؛ / «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشنواره فیلم فجر      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (117 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (75 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1018 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1168 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



ايرج قادري : هر چه مي سازم ميگويند فيلمفارسي است
 ايرج قادري : هر چه مي سازم ميگويند فيلمفارسي است


"ايرج قادرى پس از ۵ دهه بازيگرى (به استثناى يك دهه وقفه اجبارى) و پنج دهه كارگردانى در سن ۷۰ سالگى هنوز «حضور» دارد. اين حضور را ناديده نگيريم." اين مطلبي است كه فيلمسازي چون فريدون جيراني در مصاحبه با ايرج قادري در روزنامه شرق درباره او گفته است. گفتگويي كه ايرج قادري در ابتداي حرفهاي خود در نشست خبري فيلم آكواريوم به آن اشاره و دقايقي را به ذكر دلايل خود از مشكل تن به مصاحبه دادن بيان ميكند...


٭ شما اخيرا چيزهايي گفته‌ايد كه ظاهرا برخي از بازيگران تئاتر را رنجانده است...

من قرار نيست به شخصي اهانت كنم و نميكنم، براي هنرمندان تئاتر هم احترام قائل هستم، اما شنيده‌ام هنرمندان تئاتر زياد پنبه هنرمندان سينما را مي‌زنند، پس چرا از تئاتر به سينما مي‌آيند، شايد به اين دليل است كه سينما پژو 206 دارد، ولي يك نفر مثل آقاي پرويز پرستويي مدتي كار سينمايي نميكند 6 ماه در تئاتر كار مي‌كند و قيد پژو 206 را مي‌زند. هر كس بايد جاي خودش باشد. هنرمندان عزيز تئاتر هم اگر كار در سينما را كسر شان ميدانند در همان جا بمانند و وارد حريم سينما نشوند.اگر هم مي‌بينيد من بدون ترس حرف مي‌زنم، به اين دليل است كه بزرگان فرمودند؛ بدترين چيز در زندگي هر كس ترس است.

٭ حالا پس از اين همه سال چرا آكواريوم اينقدر شبيه فيلم‌هاي قديمي خود شما همچون پشت و خنجر است ، قصه همان، موقعيت‌ها و حتي ساختار هم در جاهايي...

چرا اين حرف را ميزنيد. در فيلم پشت و خنجر، مردي پسري دارد كه پسرش عاشق يك رقاصه مي‌شود و بعد خودش معتاد مي‌شود و... ولي در آكواريوم نه آن رقاصه هست و نه آن جوان خودش معتاد نميشود و به زور معتادش مي‌كنند،

٭ اين كه دليل نميشود. آنجا آدم بزن بهادر و قهرمان فيلم پدر اين پسر بود و در فيلم آكواريم دايي پسر است. يا دو زني كه در فيلم هستند و يكي از آنها نقش منفي و ديگري مثبت است و در نهايت آن زن منفي كمك مي‌كند پسر خودش را پيداكند و...

شايد.نميدانم... خوب اگر هم اينطور باشد كه يكي مثل من با تخصص، جوانمردي و مردانگي را مجدداً نشان بدهد، بد است؟! اگر كس ديگري مي‌ساخت مي‌گفتيد تريلوژي است و از اين حرفها... اصلا صدها فيلم ساخته شده كه مردها، زن‌ها را طلاق مي‌دهند و دلايل رسيدن به طلاق و عناوين مختلف مرح مي‌شود، مگر اشكال دارد؟

٭ بازسازي آثار قديمي كاري مرسوم در تمام دنياست . اما به هر حال قواعدي دارد. دليلي قوي براي اين كار ميخواهد. ايرج قادري سالها قبل يك فيلم خوب به نام ميخواهم زنده بمانم با قصه و پرداختي نو ساخته و حالا به آكواريوم رسيده كه البته به لحاظ ساختاري نقاطي قابل اشاره و دفاع دارد اما چرا آن قصه...

شما يك فيلمنامه، يك قصه خوب بدهيد تا من بسازم. البته بايد تاييدش كنم. هر چه ميسازم انتقاد مي‌كنند و ميگويند فيلمفارسي و...

٭ اين انتقادها تاثيري هم دارد؟

انتقادهايي كه پس از به اكران درآمدن فيلم و در خصوص ساخت فيلم آكواريوم از من شد، طبيعي بوده است زيرا همه آدمهاي جهان مخالف و موافق دارند و من هم طبيعتاً مخالف خودم را داشته‌ام. آذرشيوا يكي از همكاران سابق من به من گفت: هر وقت ديدي از تو انتقاد نمي‌كنند، بدان كه هيچ چيز نيستي.

٭ بيشترين انتقادهايي كه از آكواريوم مي‌شود، به قصه فيلم يا فيلمنامه است، آن هم به دليل شباهت‌هاي فاحشي كه با فيلمهاي گذشته دارد. كما اينكه هم ساختار و حتي فيلمنامه به نسبت خيلي از فيلمهايي كه در همين سالها و ماه‌ها در سينماها به اكران درآمده از جهاتي بسيار قابل دفاع است. و به قول دوستي اگر با نام ايرج قادري مشكل داريد بدون در نظر گرفتن تيتراژ فيلم را ببينيد و وجداني به نسبت اين فيلمهاي روي پرده قضاوت كنيد. فيلمهايي كه نمونه‌هايش همين الان اكران هستند اما بالاخره از ايرج قادري توقع بيشتري نسبت به سازندگان اين فيلمها ميرود.

عجب آدم با وجداني بوده كه اين حرف را زده.اتفاقا در جمعي نشسته بوديم يكي از دوستان فيلمي گذاشت ولي تيتراژ اول كه نام كارگردان و عوامل در آن بود، قطع شده بود و در آن جمع متوجه نشدند كه كارگردان فيلم من هستم. از بعضي از دوستان پرسيدم چه كسي اين فيلم را ساخته؟ يكي مي‌گفت مثلاً مهرجويي ، ديگري مي‌گفت بيضايي، يكي ديگر كيميايي را مثال مي‌زد و ... بعد صحبت شد چقدر اين فيلم قشنگ بود و به قولي فيلم را نقد مي‌كرديم. بعد از پايان فيلم گفتم كارگردان اين فيلم من بودم. آيا اگر از همان اول مي‌دانستيد، تعريف كارگردان را مي‌كرديد يا خير؟! مشكل من يك چيز است كه فقط از من انتقاد مي‌شود. شما اگر در ايرانيوز و ديگر رسانه‌ها از من انتقادكنيد، من فقط شما را نگاه مي‌كنم، زيرا آن انرژي سن 32 سالگي را ندارم كه بيايم جواب شما را بدهم، ولي سزاوار نيست كه انگ فيلم فارسي و انگ فيلم بد را به ايرج قادري كه از گذشته تا كنون از او فيلم ديده‌اند، بچسبانند. معمولاً رسم است پس از ساخت يك فيلم به آن نمره بدهند، مثلاً به خوش ساختي، موسيقي، سناريو كه خيلي مهم است، تكنيك و ... . فيلمنامه و فقط فيلمنامه . فقط از فيلم من انتقاد شده است و هيچ كس حس‌هاي آن را نگفته است.

٭ فيلمنامه آكواريوم را مرحوم «فريدون گله» نوشته است؟ تأييد مي‌كنيد؟

بله نوشت اما نه اين را . مرحوم يك فيلمنامه براي من نوشت، ولي در نهايت با آن موافقت نشد .

٭ در سالهاي دور به نظر مي‌آمد همكاريهاي خوبي با سعيد مطلبي داشتيد و چرا دوباره اين موفقيت پيش نيامده كه او دوباره بنويسد و شما فيلم بسازيد؟ به نظر مي‌رسيد با هم هماهنگ بوديد.

من بايد روي شما را ببوسم. درست مي‌گوييد، افرادي نمي‌توانند ببينند دو تا رفيق، همديگر را دوست دارند و با هم هستند، ولي ما با هم كار مي‌كرديم و مي‌كنيم و در حال حاضر هم خيلي صميمي هستيم. البته مرحوم فريدون گله هم از دوستان صميمي ما بود و در واقع در تيم ما بود، ولي متأسفانه ازميان ما رفت. در روز ختم هم ديديد كه چه استقبالي از او شد.

٭ متأسفانه اخيراً اينطور شده كه در مراسم ختم هنرمندان خيلي‌ها نروند. مثلاً در مراسم ختم مرحوم مصطفي اسكويي هم همينطور بود عليرغم اينكه ازخيلي‌ها دعوت كرده بود، ولي متأسفانه هيچ كس نيامد. بگذريم . حالا چرا براي انتخاب لوكيشن كشور تركيه را انتخاب كرديد. فيلمسازان كشور ما تا يك فيلم در خارج از كشور مي‌خواهند بسازند، تركيه را انتخاب مي‌كنند، چرا شما يك كشور ديگر با لوكيشين جديدتر و كمتر دستمالي شده را انتخاب نكرديد؟

ببين چون قراره با هم رفيق باشيم پس بايد بي تعارف حرف بزنم . به شرط اينكه ناراحت نشي. اصلا آشنايي شما با سينما چقدر است . وقتي ميگويي تدوين فيلم خوب بود بر اساس چه دلايلي ميگويي و باقي حرفها ؟

٭ من... خوب زياد فيلم ميبينم. هرشب . همه چيز .اما اينكه سوال ناراحت كننده‌اي نبود! هر چه ميخواهيد بگوييد. سينما جنبه را بالا ميبرد!

من كه حرف بدي نزدم كه ! اصلا جريان چيه كه يك سري فيلم ميسازند در داخل كسي نميره اونا رو ببينه بعد هم بهشون ميگي چي ساختي يا ميخواي بسازي ميگه جشنواره‌اي! اما امثال من؟! اصلا پولشون از كجا مياد. يا اين فيلمهايي كه ساخته ميشوند فيلمفارسي واقعي آنها هستند. اسم بگويم. ولش كن. چرا ،چرا ساخته ميشوند؟

٭ شما بهتر از من ميدانيد كه در سينماي ايران بعضي از فيلم‌ها در حين توليد پول خودشان را برگردانده‌اند پس نياز به گيشه ندارند. از وام و اسپانسر و... استفاده مي‌كنند و شايد فروش براي آنها خيلي مهم نباشد.

خوب من با توجه به اينكه آن توان را ندارم كه وام بگيرم و يا ارتباطي با اينجور آدمها ندارم بايد چشم به گيشه‌ها ببندم.

٭ يا پول گرفتن از افراد علاقمند به بازيگري و نقش دادن به آنها و موارد ديگر...

قسم مي‌خورم به روح مادرم در طول زندگي من، هيچ وقت از اين مسائل نبوده است، البته پيشنهاد شده، براي مثال به من وعده باغ، ويلا و ماشين داده‌اند، ولي قبول نكردم. نه اينكه بخواهم ادعا كنم آدم باشرفي هستم. اين نوع كار كردن را بد مي‌دانم.

٭ حالا همه اين حرفها را زديم اما شما سوال من را جواب نداديد . پرسيدم چرا تركيه...

درست ميگي .جواب ندادم . به نظر من تنها فيلمي كه مي‌طلبيد در تركيه فيلمبرداري شود، فقط آكواريوم بود. من اين كشور را خوب مي‌شناسم و به نظر من تركيه يك ايستگاه است. مثلاً اگر بخواهيم به آمريكا و يا انگليس برويم، بايد از تركيه عبور كنيم و.... از طرفي اين كشور زيباترين لوكيشن‌ها را در جهان دارد. البته فرهنگ زياد بالايي ندارد. هر چند الان بهتر شده، ولي مناطق خوبي دارد. مثلاً كوچه‌هايي دارد با سرازيري‌ها و سراشيبي‌هاي زياد با سنگ‌فرش‌هاي جالب. من 8 ماه آمريكا بودم و در آن كشور اين نوع خيابان‌ها و كوچه‌ها را نديدم. بعد از لوكيشين دليل بعدي خود فيلمنامه است، زيرا در اين كشور پاسپورت و ويزاي قلابي و قاچاق به راحتي پيدا مي‌شود.شما در تركيه مي‌توانيد سند كاخ سفيد هم بدست بياوريد. آنقدر حقه‌بازي و كلاهبري زياد است. دليل ديگر راه نزديك اين كشور نسبت به كشورهاي ديگر به ايران بود، زيرا ويزا نمي‌خواست.

٭ آيا لازم بود اين همه اغراق در فيلم باشد . در قسمتي از فيلم و ابتداي سكانس ورود به تركيه امين حيايي مي‌ايستد و تا مي‌خواهد بگويد «آكسارا» كيفش را به شكلي از فرط اغراق خنده‌دار شده مي‌زنند. به نظر ميرسد نيازي داشتيد كه بار آموزندگي در فيلم و اينكه بهوش باشيد كه خارج نرويد و تا برسيد وسايلتان را مي‌دزند و پر از آدم بد است و ... در فيلم به شدت به چشم بيايد!

همراهان من شاهدند كه وقتي ما وارد تركيه كه شديم، با چشمان خودمان ديديم كه كيف يك خانمي را زدند و آن زن به زمين خورده و صدمه هم ديد. البته اين جريان دزدي و جنايت در كشوري مثل آمريكا هم زياد وجود دارد. وقتي به آن كشور رفتم، ديدم يك دقيقه سرت را برمي‌گرداني، كيفت را مي‌زنند. برادرم به من گفت چون شما كارگردان هستي، بايد همه كشورها را بگردي. به همين دليل من را برد شوروي، بعد آمدم انگليس و پس از آن به آمريكا رفتم و در نهايت متوجه شدم ايران بهترين جا براي زندگي است.

٭ آقاي قادري قرار شد با هم بدون تعارف صحبت كنيم. حتي اگر يك موضوع كاملا واقعي بخواهد تبديل به يك اثر هنري و يك تصوير شود، بايد از فيلتر ذهن و فكر كارگردان عبور كند و به يك شكل ديگري باورپذيرتر شود

بله در اين مورد حق با شماست. در قسمتي از فيلمنامه هم پسر مي‌آيد در خيابان با كسي صحبت مي‌ند و موقع خريد دزدان متوجه مي‌شوند او پول دارد و در كوچه‌اي يك دفعه او را مي‌گيزند و همه اينها را من آمدم در 6 تا 7 دقيقه به تصوير كشيدم، در صورتي كه مي‌شود آن را تا 2 ساعت هم كش داد. خودتان ريتم خوب در فيلم را از مهمترين عوامل خوش ساختي آن دانستيد . در سينما اگر زرنگ نباشي، باختي. مثلاً اگر فيلم آكواريوم شكست گيشه‌اي داشت، آيا باز هم من را دعوت مي‌كرديد؟

٭ بله، حتماً...

نه نميكرديد. اگر الان از من دعوت شده براي كار خودتان بوده . چرا در سالهايي كه من بازي نمي‌كردم، كسي سراغ من نمي‌آمد؟ مثلاً الان شما دنبال ابوالفضل پورعرب مي‌رويد؟

٭ جايي مثل خبرگزاري كه نگراني تيراژ نداره كه احيانا بخواد از عكس و يا نام افراد براي فروش استفاده كنه. در ضمن چرا ميگوييد خبرنگاران اين كار را نمي‌كنند. خبرگزاري ايسنا از مدتي قبل اگر ديده باشيد، سوژه‌اي را با اين رو تيتر كه «دليل كم كاري شما چيست؟» دنبال كرده و تا حالا و با اكثر هنرمنداني كه در اين سالها خبري از آنها نبوده است، مصاحبه كرده و پاي دردو دلشان نشسته است.ايرنا به شكلي ديگر ، فارس به نوعي ديگر ،ايرانيوز ، روزنامه‌ها و ... اين كار كمي است؟ چرا هيچ كس كارهاي مفيد و خوبي را كه در رسانه‌ها و مطبوعات ميشود نميبيند و حرف نميزند .

خوب گيرم كه اين كار هم شده باشد. برويد سراغ آنها كه چي بشود؟ شما با مصاحبه و درد و دل به آن هنرمند كار مي‌دهيد؟

٭ البته. يا روحيه و يا كار . خيلي‌ها چندين سال بود كه از سينما و تلويزيون دور بودند، ولي بعد از اين مصاحبه، دوباره ديده شدند و براي كار دعوت شدند.

من حالم خوب نيست. يك چيزهايي بايد بگويم، نمي‌شود. به نظر من هر كس يك دوراني دارد. فكر مي‌كنيد اگر شما سراغ او نرويد، چه مي‌شود. نهايتاً مثل گذشته تنها مي‌ماند. بهتر از اين است كه گذشته برايش تكرار شود. شما مراسم ختم فريدون گله را ببينيد چند نفر به آمدند؟ اينها همه اش ديالوگ است. البته خودم هم از اين حرفها ميگويم . اولين كسي كه پس از مرگ فردين صحبت كرد، من بودم و گفتم او دق كرد، نمرد.

٭ البته در نهايت متوجه نشديم كه شما ميگوييد چرا به سراغ هنرمندان از كار افتاده ، كم كار يا بيكار ميرويد و يا چرا نميرويد. بگذريم به هر حال شما كه دوباره به عرصه بازيگري هم برگشتيدو البته كم سر و صداتر از آن چيزي كه شايد انتظار ميرفت.

آن پلاني كه من وارد فيلم ميشود و بعدش در خيابان ،چمدان به دست همراه با دخترم مي‌آيم، آرامترين پلان براي ورود من به استانبول بود و بيشتر از اين نتوانستم به مخاطبان حال بدهم در صورتي كه اين كار خيلي راخت انجا مي‌شد.

٭ البته بايد بگويم آن نما و باراني و چمدان و دختر و خيابان دقيقا شبيه نمايي از فيلم جاودانه و خاطره‌انگيز حرفه‌يي (لئون) ساخته لوك بسون بود و زيباست.

من آن فيلم را نديدم. يعني يادم نيست . همه مي‌گويند ايرج قادري در اين فيلم ما را به ياد دهه پنجاه مي‌اندازد. عزيزم ، مهربون ، اين آدمها شناسنامه دارند. من در فيلم پزشك زيبايي نبودم كه دفتر كارم خيابان ميرداماد باشد. من هم كارگري كرده‌ام و نمي‌توانم مثل آلن دلون روزي چند پيراهن عوض كنم. حتي آن باراني سربازي را از ميدان گمرك خريدم. من در اين فيلم شناسنامه آدمي را نشان مي‌دهم كه با دخترش زندگي مي‌كند و با توجه به اينكه سواد كافي ندارد، ولي آدم ضعيفي نيست و با شرف زندگي مي‌كند، ولي وقتي احساس خطر مي‌كند، بايد عكس‌العمل نشان دهد.



منبع خبر : بابك شريف موسوي - ايرانيوز
جمعه,13 آبان 1384 - 12:2:44

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

مرتضي
سه‌شنبه 14 شهريور 1385 - 11:34
فليمهاي قديمي

سلام اقاي قادري اميدوارم كه هر كجاي ايران پهناور هستي

شاد وخرم باشي من به اميد روزي كه باشما ودركنار شما عكس يا

هرفليم برداشت كنم متشكرم مرتضي شهركي

اززاهدان


سه‌شنبه 1 مرداد 1387 - 22:27

عكس ايرج قادرى

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.47510099411 seconds.