سينمای ما - فقط فرشته‌ها بال دارند / روایت امیر قادری از آخرین ساعت‌های حضور قطبی در تهران
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 7:26











نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
خاکسترنشین‌ها (یادداشت کِنِت توران -لوس آنجلس تایمز- بر فیلم «4 ماه،3 هفته و 2 روز» ترجمه پیمان جوادی)
آخرین کار پل نیومن بزرگ یک مستند حیات وحش بوده نه انیمیشن «ماشین‌ها»
جواب مثبت کریستن دانست به «مرد عنکبوتی»
کوین اسپیسی باز هم در سوپرمن
بن استیلر کمدین سال شد
با اکران «دبلیو»ی استون هالیوود سیاسی‌تر شد
مایکل داگلاس جایزه یک عمر دستاورد هنری می‌گیرد
ژانگ زی‌یی در یک فیلم پر هزینه/ سوفی انتقام می‌گیرد
کار اسپیلبرگ با هندی‌‌ها بالا گرفت
بازیگران هالیوود هنوز میل به اعتصاب دارند
«مجموعه دروغ‌ها» در نیویورک به نمایش درآمد
ورنر هرتزوگ جایزه مستندساز سال را می‌گیردe


دعوت


  (119 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (55 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (82 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (20 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (41 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 دو خبر تازه؛ «سنتوری» هنوز زنده است؛ / مهرجویی: معتادها برایم نامه‌ نوشته‌اند.../ حرف‌های گل‌شیفته درباره شباهت‌های ریدلی اسکات و مهرجویی!...
 او با ملاقلی‌پور، حاتمی‌کیا و صدرعاملی در ارتباط است؛ / این دکتر شمشیری واقعا کیست؟...
 و خیابانی که جواب مخالفان‌اش را داد؛ / حتی دشمنان‌ام را دوست دارم!...
 گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان» / «قرار نيست تكليف شما با خودتان روشن شود»...
 پخش کننده‌ها خبر داده‌اند/ظاهرا سلیقه تماشاگر سینمای ایران ارتقا یافته است؛ / مسابقه فروش میان فیلم‌های اکران عید فطر: 1-دعوت 2- کنعان، 3- سه زن، 4- آواز گنجشک‌ها...
 فهرست بازیگران و خلاصه داستان؛ / ستارگان سینمای ایران در سه طبقه عمارت فیلم جدید حسن فتحی...
 یادداشتی بر فیلم «کنعان»؛ ساخته‌ مانی حقیقی / کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان؟! ...
 گزارشی از پشت صحنه این فیلم پرستاره را این جا بخوانید؛ / اکران شبانه روز از نیمه گذشت...
 ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» / بی انصاف...
 در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛ / محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند...
 مرور کارنامه محمدرضا فروتن به بهانه حضور متفاوت او در فیلم «دعوت»؛ / رمانتیک خشن...
 نگاه نویسنده «سینمای ما» به مجموعه هاي تلويزيوني در ماه رمضان / لطفا هنگام خرج بودجه دقت کنید...



گزارش
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...
 به یاد پل نیومن بزرگ / چند عکس؛ یک دنیا خاطره...
 اختصاصی سینمای ما؛ / عکس‌های بهرنگ علوی از اجرای سمفونی «این فصل را با من بخوان»...
 در جشن و سوگ مرگ پل نیومن- 1: یادداشت امیر قادری برای او؛ / یک خرده با خورشید حرف زدم...
 اختصاصی سینمای ما؛ / کلیپ برگزیدگان جشن یازدهم خانه سینما که در جشن دوازدهم پخش نشد...

آرشيو...



فقط فرشته‌ها بال دارند
روایت امیر قادری از آخرین ساعت‌های حضور قطبی در تهران
روایت امیر قادری از آخرین ساعت‌های حضور قطبی در تهران


سینمای ما - از من به شما نصیحت. ممکن است یکی را دوست داشته باشید و به‌اش نرسید، این زیاد اهمیتی ندارد. حواس‌تان فقط به این باشد که بعد از رفتن‌اش جای حسرت برای خودتان باقی نگذارید. یعنی ته دل‌تان نماند که چرا وقتی که بود؛ همه تلاش‌تان را نکردید. که خجالت کشیدید یا زیادی مغرور بودید. که کم گذاشتید. حالا این که طرف برود یا بماند؛ این دیگر همه‌اش به شما مربوط نمی‌شود. سر همین تئوری بود که شنبه شب یازدهم خرداد 1387 شال و کلاه کردیم تا افشین قطبی را از فرودگاه امام خمینی بدرقه کنیم. پیش خودمان گفتیم که می‌ارزد از میان خیل عظیم مردم مشتاق یک لحظه از دور ببینیم‌اش، که بداند بعد قهرمانی هم تنهایش نگذاشته‌ایم.


×××


ساعت 2 صبح رسیدیم و نیم ساعت بعدش افشین قطبی آمد تا همگی با هم متوجه شویم «خیل عظیم»‌ای در کار نیست. ما چهار نفر بودیم و چند تا خبرنگار و عکاسی که احتمالا حسب وظیفه‌شان نیمه شبی سر از فرودگاه درآورده بودند. چشم گرداندم و هیچ کس را ندیدم. هیچ کدام از آن مردمی که برای چند هفته هم شده، قطبی متحدمان کرده بود. که خوشحال‌مان کرده بود. که «روشنایی» و «دل شیر» را نشان‌مان داده بود. که به خاطرش پرچم دست گرفته بودیم و فریاد زده بودیم. که آن چند بعد از ظهر رویایی استادیوم آزادی را تجربه کرده بودیم. همدیگر را بغل کرده بودیم و حالا که جای همه‌شان خالی بود. گرفته بودند خوابیده بودند احتمالا و قهرمان، حالا داشت تنهای تنها از تیم‌اش جدا می‌شد، از مملکت‌اش می‌رفت. البته آدم‌های گذری و عبوری قطبی را می‌شناختند، و با دوربین‌های موبایل‌شان با قهرمان حالا دیگر تنها، عکسی به یادگار می‌گرفتند. اما با این اوضاع و احوالی که دیدم، حتی مطمئن نیستم که این عکس را Save هم می‌کردند، یا آن هم چند لحظه بود و بعد قطبی ماند و چمدان‌اش و یوروم که فاز بدی نداشت، اما جوری به همه این ماجراها نگاه می‌کرد که انگار برایش عادی است. که انگار می‌داند این هم گذراست. خود قطبی در این گفت و گوی آخرش در فرودگاه گفت: «این جا انتظارات از امکانات بیش‌تر است.» و لامصب، گفتم که مربی احساساتی ما در عوض چه آدم واقع‌بینی هم هست.


×××


قطبی بلوز قرمز پوشیده بود و در گفت و گویش با باشگاه خبرنگاران جوان، مثل یک پرسپولیسی رفتار کرد. آخر همان جور که خودش هم اشاره کرد، یک پرسپولیسی همیشه پرسپولیسی می‌ماند. غمگین می‌زد اما با هر کسی که ازش خواست، عکس گرفت و به هر کسی که کاغذ و خودکاری جلو برد، امضا داد: می‌نوشت «قطبی» و دورش خط می‌کشید که یعنی امضا. موقع جدایی، معمولا واکنش دفاعی داریم. سعی می‌کنیم باور نکنیم؛ تا این که لحظه پذیرفتن واقعیت می‌رسد. مثل خاک کردن عزیزان در قبرستان می‌ماند یا برگشتن به خانه خالی، که بازماندگان «واقعا» متوجه می‌شوند کسی که رفته، دیگر قرار نیست برگردد و بعد، یک دل سیر گریه می‌کنند. این لحظه واقعیت برای مایی که باور نمی‌کردیم قطبی واقعا از ایران برود؛ وقتی فرا رسید که کنار گیت سالن فرودگاه، حبیب کاشانی رو به روی خبرنگارها ایستاد و گفت: هر چه سوال دارید بپرسید. دیگر چنین فرصتی پیش نمی‌آید...


×××


حالا و توی این شرایط، هر قدر زور می‌زنم، یادم نمی‌آید که کدام کتاب بود، کدام فیلم بود، که داستان آدم مشتاقی را روایت می‌کرد که قهرمانی دارد و دنبال قهرمان‌اش می‌گردد تا لحظه آخر، تا لحظه‌ای که دیگر آخرین امکان‌های دیدار دارد از دست می‌رود؛ و درست در لحظه قبل از وداع، هر دو طرف ماجرا فرصت‌‌اش را پیدا می‌کنند تا برای لحظه‌ای هم که شده، از میان شلوغی جمعیت و در فرصت کم؛ با هم چشم در چشم شوند. این عکسی که در آخرین لحظه با قطبی گرفتم، یادگار همین لحظه است. تار هست که هست. باید این جوری می‌شد.


×××


قطبی و یوروم از ما جدا شدند و به سمت گیت رفتند. یک آقای میانه‌سال کچلی با موهای سفید، چهار چرخه پر از چمدان‌اش را می‌کوبید به پاهای من. فکر می‌کرد این جا که شلوغ‌ است؛ لابد صف اصلی گیت است. مجید در آخرین لحظه داد زد: آقای قطبی با ما خداحافظی نمی‌کنید؟ که قطبی برگشت و دست تکان داد. آقای میانه سال کچل، همچنان داشت با چمدان‌هایش می‌کوبید به پاهای من. صدایش را شنیدم که به بغل دستی‌اش می‌گفت: «این جا قانون جنگل است. این طوری باید راه‌ات را باز کنی.» برگشتم به قطبی نگاه کردم و دیدم او می‌تواند برود و من نه. یعنی راست‌اش اصلا دل‌ام نمی‌خواست بروم.


×××


بعد دیدم این آخرین چشمه‌ای بود که قطبی نشان‌مان داد. این واقع‌بینی را در اوج احساسات. معمولا می‌دانیم که سقوط می‌کنیم و باز توان دل کندن نداریم. جاده را تا آخر می‌رویم و سقوط خودمان را به چشم‌مان می‌بینیم و تجربه می‌کنیم. قطبی اما مرد میانه سال کچل و «قانون جنگل»اش را دید و غروب ورزشگاه آزادی و برق چشم‌های ما هواداران پرسپولیس را فراموش کرد؛ ما هواداران و همکاران و بازیکنان سرخ‌پوشی را که نیمه شب وداع؛ هیچ خبری ازمان نبود. معلوم بود.


×××


افشین قطبی رفت و ما برگشتیم به شهر. قهرمان رفته بود و ملت سفت و محکم سرجای‌شان گرفته بودند خوابیده بودند. رفتم سراغ همان نظریه ابتدای این یادداشت و به مهدی و حامد گفتم که خوب شد آمدیم. که چیزی توی دل‌مان نماند. که ایستادیم و تا لحظه آخر افشین و تیم‌مان را تشویق کردیم. تا دقیقه 94 بازی آخر. که مهدی و حامد انگار که یک مسئله ناموسی پیش آمده، انگار که مهم‌ترین لحظه عمرشان را مرور می‌کنند؛ زودی پریدند توی حرف‌ام و با عجله گفتند: تا دقیقه 96.


منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,13 خرداد 1387 - 4:42:18

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

hanieh
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 6:26

man delam baraye ghotbi tang misheee

)): ))=

شهریار
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 8:32

افشین را همیشه دوست داریم

یک دوست داشتن کازابلانکایی

سعيد هدايتي
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 9:9

خداحافظ شير دل.ديگه پيش ما بر نگرد عزيز كه همين نيم بند خاطرات خوبت هم نابود ميشه.

lili
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 11:31

vase afshine ghotB ghahreman kame!nemidoonam asan chi bood!

هامون
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 12:17

آن مرد رفت...رفت که رفت.

rima
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 12:47

lحیف حیف حیف

گاهی اوقات با خودم فکر میکنم ما ایرانی ها هر چی به سرمون مییاد حقمونه،ما قدر چیز هایی رو که باید بدونیم رو نمیدونیم.

افشین قطبی تو این چند وقت که تو ایران بود به اندازه ی چندسال پیرتر شد،شاید به نفعمون نباشه ولی خوب شد رفت با موندن اینجا خودش رو نابود میکرد.

مريم
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 15:13

از صميم قلب خوشحالم كه رفت نه به خاطر اينكه ازش بدم مياد اتفاقا خيلي براش ارزش قائلم و ميدونم اگر ايران ميموند خودشو تباه ميكرد چون ملت ايران به شدت فراموشكار وقدر نشناسه

از صميم قلب براش آرزوي موفقيت ميكنم

aryan
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 15:13

ما مردم ایران تا قبل از رفتن افشین قطبی شاید بارها کلمه ی کلیشه ای فرار مغزها را شنیده بودیم اما هیچ گاه عمق این حرف را درک نکرده بودیم من نوشته ی دیگر اقای قادری عزیز را خواندم ولی بعضی ها اعتراض کرده بودند که چرا در سایتی سینمائی در مورد افشین قطبی حرف زده اید من به عنوان یک ایرانی باید بگویم با این چیز ها سینمای ایران نابود نمیشود ولی با فرار این مغز ها ایران میشود ایران

sana
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 16:16

عمو افشین نرو نگو نمیشه بمون واسه همیشه دلم برات تنگ شده کاش نمیرفتی .......اصلا حس خوبی نیست رفتنت نبودنت اصلاااااااا...... (من :.بغض..............اشک............)

hassa
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 16:35

میتوانید در بلاگ من فیلم لحظه ورود قطبی به ایران در فرودگاه را دانلود کنید

http://www.hassa.blogfa.com/

صبا
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 17:48

حالا ديگه عكس اونم رفت كنار همه ي عكس هاي عزيزامون توي كيف پولو روي ديوارو زير شيشه ي ميزمون كه هر دفعه ميبينيمش با خودمون بگيم چرا افشين هاي قطبيمون بر نميگردن كه تحولي كه تو فوتبالمون ايجاد شد تو بقيه حرفه هاي كشورمونم ايجاد بشه!!! ؟؟؟؟؟؟؟

کامیار
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 18:16

واقعا مطلب قشنگی بود مثل نوشته حبیب رضایی عزیز.ما ملت به شدت فراموشکاری هستیم ÷س همون بهتر که افشین قطبی مثل یک قهرمان ایران رو ترک کرد تا ما همیشه خاطره شب به یادماندنی قهرمانی در دقیقه 96 در استادیوم آزادی که قطبی واسمون آورد رو تو ذهنمون داشته باشیم و با یاد لحظه های شادی بعد از گل قطبی کلی واسه خودمون حال کنیم.قطبی خوب ما ملتو شناخت که رفت...

ساینا
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 18:43

قطبی رفت اما برای همیشه در ذهن ما باقی موند و تا ابد از اون به خاطر شخصیت و دانشش یاد میکنیم در ضمن عدم استقبال شاید به این دلیل بود که خیلی ناگهانی گفتند میخواد بره وگرنه آقای قطبی توی دل تمام ملت ایرن جا داره

اراجیف مزمن
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 20:23

یعنی چی ! به خاطر یک سال در پرسپولیس بودن افشین قطبی پرسپولیسی شد ؟!!

بی خیال ...

مژده
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 1:56

salam.

in neveshte kheyli ziba bood

az samime ghalb ino migam

va eyne vagheyat bood

kheyli geryam gereft va tamame tanam moor moor shod

vali bavar konid dele manam onja bood

man nakhabidam

delam bad joori gerefte bood

bidar boodam

va ghose dar

emrooz ke tim melli oon bazye vahshatnak ro erae dad bishtar ghose khordam,kash ba ghotbi oon raftaro nakarde bodan

kash alan dele shir morabbie tim mellimon bood!

مژده
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 2:2

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و

دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست!

مژده
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 2:39

تو رو خدا این حرفا رو بس کنید. خیلی حالمون خوبه. شما هم هی این داغ دل داغ دیده ما رو تازه کنید.

مهم قطبی امپراطور بود که رفت.

خداحافظ روزهای خوش قهرمانی پرسپولیس.

سلام روزهای پیشواز نزول و پس رفت پرسپولیس.

قطبی رفت.

برای آدمی مثل قطبی سلامتی و جوانیش مهمتره یا تیمش و کارش؟

نمی دونم چرا این سوال رو پرسیدم . یهو به ذهنم رسید. ببخشید.

ولی دوستان دقت داشتید که صدا و سیما اصلا هیچ خبری از رفتن قطبی نداد. انگار که نه خانی اومده و نه خانی رفته.

شایدم خبر داده و من ندیدم.

بی خیال بابا. مهم قطبی بود که رفت.

نوشین
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 3:0

چه متنی...دلم که گرفته بود.....گریمم در اومددددددددد

ساناز
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 3:39

آقاي قطبي دوستت داريم.

نميدونم چرا حتي 10 نفر ديگه از طرفدارهاي پرسپوليس عشق و خلوص آقاي قادري را نداشتند كه اين قهرمان ما اينقدر تنها بره.

حتما فكر مي كرده خيلي ها بدرقش برند.

نمي دونسته اينقدر زود يادمون ميره.

من كه خيلي دلم از دسته طرفدارهامون گرفت.

ممنون آقاي قادري عزيز.

reza
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 11:47

این افشین قطبی چی داره که سایت سینمای ما و امیر قادری و خیلی نویسنده های دیگه ی سینمایی همش از اون می نویسن؟!

بابا اون مال فوتباله به سینما چه؟!

مگه فوتبال خیلی به سینما کار می گیره که این سینمای ما هی می ره سراغ افشین قطبی؟!

دلیل این کارا چیه؟!

tayeb
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 12:8

bavar konid alan ke matlabo khundam badjoori geryam gereft.

محمد
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 18:10

سلام

خیلی زیبا نوشته بودی و به نکته های ریزی اشاره کرده بودی.

مثل:حبیب کاشانی...هر چه سوال دارید بپرسید.

و یا:( عکسی...با قطبی گرفتم،... تار هست که هست)

و یا: آقای میانه سال کچل،... چمدان‌هایش می‌کوبید به پاهای من. صدایش را شنیدم که...می‌گفت: «این جا قانون جنگل است. این طوری باید راه‌ات را باز کنی.».و خیلی نکات ریز دیگر که اینجا جایش نیست.

خلاصه منم تنها کاری که میتوانم بکنم افسوس خوردن و اه کشیدن از ته دل که اگر قطبی می ماند به سود سرزمین پاک اریایی بود ولی افسوس که نماند. حال باید با نوابق در پیت که در کشور هستن حال کنیم.

کدام مربی یا شخصیتی در ایران سراغ دارید که معروف شده باشد ولی خودش را گم نکرده باشد.ویا ادبیاتی شبیه افشین داشته باد و یا پشته کار و حتی اراده قوی مانند این مربی داشته باشد.

به هر حال سکوت بهترین کار است.

ممنون از این مطلب خوب.

موفق باشید

یا علی

رولت روسی
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 20:57

مثه اینه که کابویه بعد از لت و پار کردن یه دنیا دله دزد و راهزن و عوضی و بعد از گذروندن یه شب کنار آتیش، پشت به دوربین بره تو دل صحرا ... طلا بگیرن اون دهنی رو که اول بار صدا زد افشین امپراتور

حميد
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 - 21:31

قطبي رفت .حالا ما مانديم و حسرت هايمان .قطبي صفحه ي قشنگ خاطرات بود.كاشكي قطبي بر نگردد ايران وگرنه شايد ان صفحه قشنگ از ياد ها برود و جاي خود را به زشت ترين صفحه دنيا بخير.يادش بخير

Tina.J
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 0:40

Matne kheyli zibayee bood..vaghti kamel khoondamesh ye chizi be zehnam resid ke doost dashtam begam...nemidoonam chera vali ma Iraniaa dige kheyli darim bad va faramooshkar mishim chon darsaye ghalati behemoon daran yad midan

behemoo yad dadan ta kasi nakhad bere behesh nagim bemoone ,ta vaghti narafte ghadresho nadoonim

be jash behemoon yad dadan ghadre chizayee o ke nadar bedoon na oon chiazayee ke dari

vaghan chera bayad injoori bashe

in afshine ghotbi ke raft hade aghal biaym ta ghabl az inke kheyli dir beshe ghadre oonayee ke hastan bedoonim

ستاره سهیل
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 1:59

ببینید بیایید ما ایرانی های داخلی هم یه کمی از این رفتارهای متعادل قطبی و امثال او یاد بگیریم. منظورم عقل در کنار دل و منطق در عین احساس است. من مطمئن بودم که قطبی عزیز می رود و واقعا هم این را کار درستی می دانستم و می دانم. همه ما اگه اون رو واقعا دوست داشته باشیم، به خاطر خودش و اینکه پیشرفت کنه، نه به خاطر خودمون و احساساتی بازیهامون، باید موافق و مشوق رفتنش باشیم. چرا ما هم یاد نمی گیریم که متعادل باشیم؟ این شلوغ بازیهای سانتی مانتالی چیه که راه انداخته ایم؟ البته که همه ما قطبی رو دوست داریم. اما تقریبا همه مون می دونیم که ماندن او درایران بلافاصله بعد از یک فصل موفق، یه خودکشی حرفه ای بود. برای او ن دیگه قهرمان لیگ ایران شدن هدف نبود و همونطور که تو برنامه نود گفت هدفش قهرمانی آسیا بود و خوب واقع بینانه که نگاه کنیم این کار غیر ممکن بود، تو کشوری که هنوز یک فدراسیون درست و درمون نداره، چه حرفیه که یه تیمش بیاد و قهرمان آسیا بشه. پس لطفا بیایید همه به خاطر جلوه مجدد هوش و شعور قطبی عزیز دل، برایش یه هورای بلند بکشیم، به جای گریه و زاری راه انداختن.

mehran
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 3:43

perspolis ba ghotbi zendeh shod nazarim bi ghotbi tanha bemanad

پریا
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 5:1

آقای قادری عزیز کم هستند آدمهایی که علاقه های واقعی دارند و پای اونها می ایستند پاینده باشید

geladyator
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 21:28

heyyyyyyyyyyyf az un shir mardi ke raaaaaaaaaaft valibedune ma baray hamishe ghalbemuno dadim behesh

علیرضا
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 14:42

افشین امپراتور....دی.دی.دید.آن مرد بر می گردد

م ی ل ا د
جمعه 17 خرداد 1387 - 1:11

خوبها باید بروند...! این است قانونه ایرانی!

یاسمن
شنبه 18 خرداد 1387 - 6:21

آن مرد آمد...

آن مرد در یک شب داغ مردادی بعد از ۳۰ سال آمد

آن مرد به سرزمینی آمد که متعلق به او نبود

آن مرد با چمدانی پر از صداقت و مهربانی آمد

و آن مرد ماند

ماند و آزرده خاطر شد

به خاطر موتور سوار بی خیالی که بدون کلاه کاسکت در خیابانهای این شهر وحشی تک چرخ میزد

به خاطر من و تویی که روی آسفالت کج و معوج این خیابانها اشغال میریختیم

به خاطر شنیدن حرفایی که حتی معنی خیلی از آنها را نمیدانست

به خاطر حسودانی که لپ تاب میشکستند و البته دل آن مرد را ...

و به خاطر خیلی چیزهای دیگر

آن مرد ماند و به ما یاد داد

به ما یاد داد احساساتمان را نکشیم اگر بغضی در گلو هست - که هست - خیلی راحت بشکنیمش

به ما یاد داد محبت به دیگران همیشه مجانی است

به ما یاد داد در مقابل هنرمندانی که تنها هنرشان دل شکستن است فقط سکوت کنیم

به ما یاد داد همیشه بخندیم و تا آخرین لحظه امیدوار باشیم حتی اگر قماشی برای نابودیمان هم قسم شده اند

و خیلی چیزهای دیگر

آن مرد ماند و آزرده خاطر شد و به ما چیزهایی یاد داد

و امروز ....

ان مرد برای همیشه پرواز کرد

این بار اما چمدانش خالیست از محبت

چمدان آن مرد پر شده از قلب میلیونها میلیون انسان عاشق

و آن مرد بر خلاف ما قدر این قلبها و محبتها را به خوبی میداند

و آن مرد رفت

در یک شب بی روح خردادی بعد از ده ماه رفت

با یک چمدان پر از قلبهای میلیونها میلیون هوادار رفت

آن مرد به سرزمینی رفت که متعلق به اوست

جایی که برای صداقت و عشق و محبت مجانی تره هم خرد نمیکنند جای آن مرد نبود

و حالا ما دلتنگیم

دل تنگ روزهایی که با لبخند به ما چشم میدوخت و صادقانه با آن ادبیات خاص با ما سخن میگفت

از رفتن آن مرد شادی غم باری در دلم نشسته

فقط ......

امپراتور دیگر برنگرد خواهش میکنم دیگر برنگرد!!

amir
شنبه 18 خرداد 1387 - 15:24

be ghole mehran modiri ma iraniha estedade khasi dar javgir shodan darim,ghotbi yek adame ba shakhsiat bood o raft na yek ostoore

رامین
جمعه 31 خرداد 1387 - 2:22

افشین خوب کردی . رسم مهمون نوازی ما همین بود . هر جوان ایرانی باید این ها را به چشم بیند نه به گوش .

هر جا هستی شاد و سلامت و موفق گردی . چون مغز متفکر ایرانی همیشه سربلنده .

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما