سينمای ما - انتقاد بي‌سابقه روزنامه جام جم از يكي از محصولات صدا و سيما: مرگ تدريجي يك رويا
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 21:32











نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
بازیگران هالیوود هنوز میل به اعتصاب دارند
«مجموعه دروغ‌ها» در نیویورک به نمایش درآمد
ورنر هرتزوگ جایزه مستندساز سال را می‌گیردe
مایکل شین کارهای تازه انجام می‌دهد
«فقدان» لیتوانی در اسکار
مهلت برای معرفی نمایندگان کشورها به اسکار تمام شد/ فهرست کامل معرفی‌شدگان
پارامونت از سینمای برزیل حمایت می‌کند
بالیوودی‌ها خیلی زود از اعتصاب دست برداشتند
هالیوود شهر گوشخراش را بازسازی می‌کند
اولین عکس‌ها از آلیس تیم برتون
اراده شکست‌ناپذیر ارتباط ( یاداشت راجر ابرت بر فیلم «اتاقک غواصی و پروانه» ترجمه پیمان جوادی)
فیلیپ گلاس اپرایی درباره والت دیزنی می‌سازد


دعوت


  (113 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (51 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (75 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (18 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (41 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 دو خبر تازه؛ «سنتوری» هنوز زنده است؛ / مهرجویی: معتادها برایم نامه‌ نوشته‌اند.../ حرف‌های گل‌شیفته درباره شباهت‌های ریدلی اسکات و مهرجویی!...
 او با ملاقلی‌پور، حاتمی‌کیا و صدرعاملی در ارتباط است؛ / این دکتر شمشیری واقعا کیست؟...
 نشست پرسش و پاسخ فيلم «اتوبوس شب» در هشتمین جشنواره یاری در اپسالاي سوئد: / كيومرث پوراحمد:« به اعتقاد من مهرداد صديقيان مارلون براندوی آینده سینمای ایران است»...
 و خیابانی که جواب مخالفان‌اش را داد؛ / حتی دشمنان‌ام را دوست دارم!...
 پخش کننده‌ها خبر داده‌اند/ظاهرا سلیقه تماشاگر سینمای ایران ارتقا یافته است؛ / مسابقه فروش میان فیلم‌های اکران عید فطر: 1-دعوت 2- کنعان، 3- سه زن، 4- آواز گنجشک‌ها...
 گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان» / «قرار نيست تكليف شما با خودتان روشن شود»...
 فهرست بازیگران و خلاصه داستان؛ / ستارگان سینمای ایران در سه طبقه عمارت فیلم جدید حسن فتحی...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...
 یادداشتی بر فیلم «کنعان»؛ ساخته‌ مانی حقیقی / کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان؟! ...
 گزارشی از پشت صحنه این فیلم پرستاره را این جا بخوانید؛ / اکران شبانه روز از نیمه گذشت...
 ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» / بی انصاف...



گزارش
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...
 به یاد پل نیومن بزرگ / چند عکس؛ یک دنیا خاطره...
 اختصاصی سینمای ما؛ / عکس‌های بهرنگ علوی از اجرای سمفونی «این فصل را با من بخوان»...
 در جشن و سوگ مرگ پل نیومن- 1: یادداشت امیر قادری برای او؛ / یک خرده با خورشید حرف زدم...
 اختصاصی سینمای ما؛ / کلیپ برگزیدگان جشن یازدهم خانه سینما که در جشن دوازدهم پخش نشد...

آرشيو...



انتقاد بي‌سابقه روزنامه جام جم از يكي از محصولات صدا و سيما: مرگ تدريجي يك رويا
انتقاد بي‌سابقه روزنامه جام جم از يكي از محصولات صدا و سيما: مرگ تدريجي يك رويا


سينماي ما - روز نامه جام جم ار گان رسمی صدا وسیما که طبیعتا باید نقش حمایتی از آثار تلویزیونی داشته باشد از سریال فریدون جیرانی انتقاد کرد که این موضوع با توجه به توضیحات فوق بسیار عجیب و غریب به نظر می رسد! متن اين يادداشت از اين قرار است:


نام فريدون جيراني در سينماي ايران به معناي فيلم‌ها و فيلمنامه‌هايي است كه مهم‌ترين مشخصه آنها عنصر «جذابيت» است.
دنياي اين فيلمساز با در نظر گرفتن نوشته‌ها و ساخته‌هايش كاملا مشخص و معين است. او بارها در مصاحبه‌هاي خود گفته كه به طبقه متوسط ايران علاقه دارد و براي آنها فيلم مي‌سازد.
تجربه‌هاي او در زمينه فيلمنامه‌نويسي به نام‌هايي همچون سناتور، گل‌هاي داوودي، دبيرستان و... مي‌رسد و در عرصه فيلمسازي نيز منهاي فيلم ناموفق صعود، ديگر ساخته‌هاي او همچون آب و آتش، شام آخر، صورتي، سالاد فصل، ستاره‌ها و پارك‌وي هميشه بحث‌برانگيز بوده است.
اين پشتوانه براي مخاطبي كه مي‌خواهد هر هفته بيننده سريالي از اين كارگردان باشد توقع زيادي ايجاد مي‌كند، اما آيا مخاطبي كه پيش از اين فيلمي مانند «شام آخر» را از اين كارگردان ديده و جمله «من عاشق شدم، عشق زميني، عشق آدم به آدم» را شنيده مي‌تواند باور كند كه سريال عجيب و غريبي مانند «مرگ تدريجي يك رويا» ساخته و پرداخته چنين كارگرداني است؟ آيا بايد باور كرد تمام خلاقيت و هنر كارگرداني كه در فيلم‌هاي خود همواره صحنه‌هاي عاطفي و جذابي را خلق كرده، در نمايش باردار شدن يك زن به عق زدن‌هاي پياپي او محدود ‌شود؟
فريدون جيراني در سريال خود دنيايي را خلق كرده كه فضاي كلي آن با جامعه ما فاصله‌اي طولاني دارد. براي افرادي كه با شرايط ادبي جامعه ايران آشنا باشند، شخصيتي مانند مارال كه با چاپ يك كتاب به شهرت و محبوبيتي عظيم مي‌رسد و اين مساله زندگي او را تحت تاثير قرار مي‌دهد، غيرواقعي و خنده‌دار است.
هيچ نويسنده‌اي در كشور ما مانند استفن كينگ كتابش با چاپ‌هاي متعدد و تيراژهاي ميليوني منتشر نمي‌شود كه بتواند در هنگام امضاي قرارداد، پيش‌قسط خود را كه شامل يك دسته چك پول است دريافت كند و يا در وزارت ارشاد، بعد از دادن مجوز كتابش با او درباره اصلاحيه‌هاي اثرش گفتگويي «دوستانه» شود.
براي تماشاگران نيز اين مساله كه زني نويسنده آنقدر مشغله داشته باشد كه به وسوسه اطرافيانش براي سقط جنين فكر كند هم كمي عجيب و اغراق‌آميز است. در اين سريال نه آدم‌ها به دنياي قبلي جيراني تعلق دارند و نه مناسبات ميان آنها شبيه كارهاي ديگر اين كارگردان است. حالا در چنين شرايطي كه اغلب عناصر داستان سست و غيرواقعي است، چگونه مي‌توان توقع داشت تا داستان تاثير درستي بر مخاطب بگذارد؟

مي‌گويند حرفه سينما و تلويزيون جزو مشاغل سخت محسوب مي‌شود. هيچ كارگرداني در سر صحنه وزنه 100 كيلويي جابه‌جا نمي‌كند و مانند يك كارگر معدن عمق زمين را نمي‌كاود، اما روايت داستاني كه براي مخاطب قابل حدس زدن نباشد نيز دست كمي از كشف يك رگه طلا در دل يك معدن ندارد، اما داستان اين سريال آنچنان سست است كه بر اساس آنچه تاكنون ديده شده و نيز تيزرهاي پخش شده مي‌توان به سادگي حدس زد احتمالا مارال به دنبال آريان به لندن خواهد رفت و در تركيه گرفتار قاچاقچي‌ها خواهد شد و حامد نيز به دنبال او راهي تركيه خواهد شد.

چنين مناسبات و روابطي با در نظر گرفتن صحنه‌هايي كه با تاكيد زياد قشر نويسنده مورد اشاره داستان را اهل «الكل» و « سگ» نشان داده مي‌توان پيش‌بيني كرد اين سريال نيز به نوعي مكمل فيلم «ستاره مي‌شود» است كه در آن جيراني با نمايش روابط پشت صحنه سينماي ايران، تصوير تعجب‌برانگيزي از مناسبات اين حرفه نشان داد كه با اعتراض‌هايي نيز مواجه شد.

البته هنوز مشخص نيست اين سريال نيز يك افشاگري درباره قشر نويسنده است يا با همين صحنه‌ها كار خاتمه مي‌يابد و در ادامه داستان شكلي اميدواركننده به خود مي‌گيرد؟ به عنوان يكي از علاقه‌مندان آثار جيراني دوست دارم اتفاق دوم بيفتد.

تجربه نشان داده مخاطب تلويزيون بيش از آن‌كه مجذوب ايده‌هايي همچون «اسلوب اسكرين» يا «همان چند تصوير در قاب» شود و از تماشاي چنين جلوه‌هايي لذت ببرد، تمايل دارد يك داستان جذاب را مشاهده كند.

جيراني به سادگي مي‌تواند براي ادامه سريال خود، در صحنه‌هاي مبهم و گنگي كه واقعا معلوم نيست به چه دليل از سريال او سر درآورده؛ از اين تكنيك تصويري استفاده كند تا سريالي روان‌تر را به مخاطب خود عرضه كند.

مرگ تدريجي يك رويا سه‌شنبه‌ها ساعت 15/21 از شبكه دو سيما پخش و چهارشنبه‌ها ساعت 14 تكرار مي‌شود.




منبع خبر : قاعده بازي
پنجشنبه,23 خرداد 1387 - 5:38:55

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

shiva
پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 5:56

andaky sabr bad enteghad

محمد خاکسار
پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 10:50

اجازه بدین موتور سریال روشن بشه بعد انتفاد کنید....

بازم جیرانی هیجان زدتون میکنه....شک نکنید!

سحر
پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 11:26

تا يه سريالي گل مي كنه بزنين تو سرش... اتفاقا خيلي هم سريال خوبيه.. درسته اشكال داره ولي بايد توجه داشت كه هيچ كاري بدون اشكال نيست.

sanaz
پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 14:14

اتفاقا يكي از بهترين و شايد تنها سريال خوبيه كه تلويزيون پخش ميكنه.تازه اين سريال شروع شده بگذاريد چند قسمت بگذره بعد ايراد نطق كنيد.هرچي باشه از سريال هاي درپيت ديگه بهتره..

مصطفي انصافي
پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 15:45

اين همه دري وري تو يكي از پرتيراژترين روزنامه هاي كشور؟ عجيبه!!! فيلمنامه اين فيلم مال عليرضا محمودي است. خب همه اين حرف ها كه گفتيد به جيراني چه مربوط؟ تازه اين ها در فيلمنامه آقاي محمودي اتفاق مي افتد. مي خواي بخواه نمي خواي نخواه!!! هميني كه هست!!! آخه تو كه مي خواي از اين فيلم انتقاد كني يه حرفي بزن كه نخنديم!!!


پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 19:27

اتفاقا سطح سریال از اکثر قریب به اتفاق سریال های در حال پخش بالاتره. متن جام جم هم کمی شک برانگیزه. شاید قراره این سریال هم به سرنوشت ساعت شنی دچار بشه؟


پنجشنبه 23 خرداد 1387 - 20:13

من به هيچ وجه از كارهاي اقاي جيراني خوشم نمي ياد

ساینا
جمعه 24 خرداد 1387 - 1:52

به نظر من یکی از بهترین کارهای آقای جیرانی هست من به کارهای ایشون علاقه بسیار زیادی دارم چون در هر کاری یک حرف تازه برای گفتن دارن و قافلگیر کردن مخاطب یکی از هنرهای ایشونه.

hanieh
جمعه 24 خرداد 1387 - 8:10

be nazare man dar in film mozoati hast ke bavar kardanesh kami sakhte , mesle ezdevaj yek hamchin mardi ba yek hamchin zaniii ?!

ya masalan ye mard , onam az noeee iranish vaghty zanesh mikhad bere ba ye mard harf bezane bege man nemiyamo khodet boro , onam dar sharayeti ke be on mard shak dare va azash badesh miyad ?!!!

vali bayad baz ham sabr kard ta bebinim be koja mirese

dar hale hazer ke az jomle serial haye taghriban khobe sima hastesh

ba tashakoor

محمد
جمعه 24 خرداد 1387 - 12:10

واقعاً باید افسوس خرد به حال تلویزیونی که مخاطبانش با سریالی مثل مرگ تدریجی یک رویا اونقدر هیجان زده شدن که به جای پاسخ به انتقادات روشنی که در این مقاله هست نویسنده رو زیر سوال میبرن..!!

البته این درسته که مخاطب اصلی این نقد نویسنده فیلمه اما دوستان خواهشاً توقع نداشته باشید که علی رغم تمام اون چیزی که جیرانی از فضای ذهنی خودش تو سینما نشون داده باور کنیم که سریال از اون فضا دوره..

جیرانی کارگردان واقعاً قابلیه اما هیچ موقع نتونسته فضایی منطبق با ایران توی فیلماش داشته باشه...بیشتر فیلماش رو انتزاعی و خارج از زندگی در جریان ماها میسازه...پارک وی رو که هنوز یادتون نرفته...!!

رضا استادی
جمعه 24 خرداد 1387 - 15:53

سلام بر همکاران و دوستان عزیز در سایت سینما ما

مطللبی که به آن اشاره شده مطلب من است و البته متن آن هم در سایت بنده قابل روئیت است.

اساسا این فرض که روزنامه جام جم به عنوان ارگان سازمان صدا و سیما حق انتقاد از ساخته ها و آثار خودش را ندارد و یا اینکه تاکنون چنین کاری انجام نداده فرض کاملا غلط و اشتباهی است. کافی است به همین سایت بنده مراجعه کنید تا در بخش نقد و بررسی، با نقدهای نوشته شده بر سریال ها و فیلم های نود دقیقه ای فراوانی مواجه شوید. ضمن آنکه خود تلویزیون هم در برنامه های مختلفی که تولید می کند، نقد و بررسی بسیاری از آثار خودش را در دستور کار قرار می دهد.

فکر می کنم حساسیت و بازتابی که نسبت به این نقد ایجاد شده، به دلیل این است که این مطلب یکی از آثار آقای فریدون جیرانی را مورد خطاب قرار داده است والا مطالب قبلی هیچ کدام چنین بازتابی نداشت!!

بهرحال آقای جیرانی هم مانند هر کارگردان دیگری کار خوب و بد دارد و از آنجا که خود ایشان هم دوران روزنامه نگاری را سپری کرده اند به نظرم نباید خیلی نسبت به نوشته های اینجنینی حساسیت نشان دهند. امیدوارم حرف هایی که از ایشان در چند روز گذشته به شکل غیر مستقیم شنیده ام راست نباشد.

توکل بر خدا ـ رضا استادی

24/3/87

مهدی
جمعه 24 خرداد 1387 - 18:22

ضعیفترین کارهای جیرانی هم از کل سریالای تلویزیون بهتره.صداوسیما کارگردانایی مثل همون سیروس مقدم میخواد.سالی پنج تا سریال هندی میسازه پنج تام تله فیلم آخرشم چند ماه وقت اضافه میاره!!!

TiLe
جمعه 24 خرداد 1387 - 20:0

esShkal dareWw vali azize man che kari unam to sedamosimae IRAN oOnam ba inhame mahdoodiat bieshkale ke in bekhad dovomish bashe!?!?!taZe nokteie asli ineke POOLADjuNe KiMiaiii toosh bazi mikone:X:X:X:Dmotmaen bashin pulad biad film khodaaaa mishe:*darkul ham jeirani jun ke to barnameie 2Ghadam mande be subam kheili alie movagh bashe ham Pulade Golam:X

بهار
جمعه 24 خرداد 1387 - 20:42

عجب...حتما" این سریال از سریال روزگار قریب هم بهتره...نه؟؟؟

آخه من نمیفهمم این آقای جیرانی حرف دل بقیه رو تو شکل و قالب جدید داره به خورد مردم میده فکر کرده نمیفهمن مردم!!!

اینکه آدمای مذهبی فرشتن و آدمای مرفه شیطونن که میرن تو جلد یه دختر ساده!!!

ولی انصافا" هم خوب این کار رو انجام داده...چون کمی متفاوت تر از بقیه داره حرفشو میزنه ولی حرفش با بقیه یکیه!!!

من اصولا" از فیلمهای جیرانی خوشم نمیاد...اصلا" نمیشه داستان و روند سریال رو با ساعت شنی مقایسه کرد!!!

یاسمن
جمعه 24 خرداد 1387 - 21:33

سریاله فوق العاده ایه....

جیرانی کارگردان کار بلد سینمای ایرانه

سبکه کارش عالیه

hamoon
شنبه 25 خرداد 1387 - 3:8

بگذار زندگی کنم!

منا
شنبه 25 خرداد 1387 - 12:40

خيلي ضعيف كار شده، سناريو غير واقعيه،بازي ساميه لك افتضاحه، بعيده واقعن بعيده از فريدون جيراني....

با تشكر از نويسنده متن و نهايت انتقاد به فريدون جيراني

معين
شنبه 25 خرداد 1387 - 13:36

از اينكه يك كارگردان سينما مياد توي تلويزيون و يك كار خوش ساخت مي‌سازه نبايد خيلي هيجان زده شد و حتي تعجب كرد.اما نقد يك داستان اساسا هيچ ربطي به نوع ساخت فيلم نداره ،‌فريدون جيراني هنر خودشو در ساخت فيلمهاي مخاطب پسند نشون داده ،‌اما اينكه چقدر فضاي سانتي‌مانتاليسم فيلم به واقعيت نزديكه بايد كمي مخاطبانو به فكر فرو ببره. نقدهايي كه درخصوص دستمزد نويسنده و نوع پرداخت پيش‌قسط نويسنده گرفته تا شخصيت خود مارال كه بسيار بدون تفكر، بازيچه هر سبك فكري ميشه(از خواهرش گرفته تا آريان وحتي شوهرش) به اين فيلم وارد است.


شنبه 25 خرداد 1387 - 15:13

اتفاقاً تا اين جاي سريال كه گذشته و من هم تقريباً هميشه پيگير بودم، تنها به اين نتيجه رسيدم كه ... كارگرداني رو آلت دست قرار دادند تا با ساخته ي خودش قشر فرهيخته، روشنفكر و اهل قلم رو زير سوال ببره... يا به گونه اي متحجر و عقب افتاده نشون داده مي شن كه انتظار دارن زن متاهل خونه نشين بشه و مدت كمي پس از ازدواج تن به توليد مثل بده و ابزاري بشه براي بقاي نسل و ... يا به قول نويسنده ي اين مقاله اهل "الكل" باشه و "سگ"

morvarid
شنبه 25 خرداد 1387 - 16:36

kar aliye faghat behtar bood naghshe maralo kase dige bazi mikard dar akhar tashakor az in majmooe

یاس
شنبه 25 خرداد 1387 - 17:23

هیچی نشده همه واسه ما شدند منتقد گفتن نظر بدید نگفتن بیاین این جا نقد ادبی کنید که......

آیدین
يکشنبه 26 خرداد 1387 - 3:47

یاس عزیز در نظرت تجدید نظر کن ... !

امیر
يکشنبه 26 خرداد 1387 - 5:51

سلام من با بهار موافقم.


يکشنبه 26 خرداد 1387 - 9:43

چرا بعضي قسمت هاي نظراتو حذف مي كنين؟!!! يا نظري رو منتشر نكنين؛ يا اگر منتشر مي كنين، كامل منتشر كنين. (رجوع شود به نظر "شنبه 25 خرداد 1387 - 15:13)

rrrrrrrrrrrrrrrr
يکشنبه 26 خرداد 1387 - 17:4

che ghadr bikhodi enteghad mikoninnnnnnnnnnnnnnnn aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaahhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh


دوشنبه 27 خرداد 1387 - 1:52

من نمخوهم نقد ادبی کنم.در این حد نیستم اصلآ.

فقط یه چیزایی تو نوشته های بچه ها هست باهاشون موافقم:

مارال به عنوان یه زن اهل مطالعه و نه چندان کم سن وسال هیچ خط فکری از خودش نداره.با چند جمله از شوهرش/خواهرش/آرین و... مرتب رنگ عوض می کنه.اصلآ ثبات نداره. یجا میگه میخوام دیگه اونجور که میخوام زندگی کنم بعد دوباره با یه تلفن و چند تا کتاب که بهش میدن امضا کنه دهنش آب میفته.

بقیه زن های داستان هم نرمال نیستن.اصولآ زن های این سریال یا مثل خواهر حامد تا عناصر ذکور (شوهر/پدر و برادر)همه جمع نشن و چیزی رو تایید نکن تصمیم نمی تونن بگیرن یا اگر خودشون برای خودشون تصمیم می گیرن زندگی پوچ و خطرناکی رو انتخاب می کنن(ساناز/پری/هلن)

حامد از یه طرف روشنفکره و مشکلی نداره همسرش مراودات حرفه ای خصوصی داشته باش از یه طرف تمام مدت با دیده شک و آلوده به همه چیز نگاه می کنه(مثلآ اوایل که نمی دونه آرین چه جور آدمیه چرا انقدر با نگرانی برخورد میکنه)

نه فقط خود حامد بلکه تمام خانوادش هم به خودشون اجازه میدن تو مسایلی که میشه گفت خصوصین(مثل تصمیم یه زن برای اینکه کی آمادگی قبول مسیولیت مادری رو داره)دخالت کنن و عملا مارال رو اونجور که می خوان تربیت کنن.پدر که رسمآ به پسر می گه می تونی روش تاثیر بذاری؟نمی گه بیجا میکنی زنی رو که با تو جور نیست میگیری که بعد هی بهش گیر بدی بخوای تربیتش کنی

با تمام احترامی که برای آقای جیرانی قایلم ولی نگاهشون رو به قشر روشنفکر و مذهبی نمی تونم پذیرم.


سه‌شنبه 28 خرداد 1387 - 22:13

به نظرم فيلم عالي است و فيلم برداري ان بسيار قوي است.

ArghavaN
چهارشنبه 29 خرداد 1387 - 16:54

vay in film kamelan herfeii hast vaghan mahshare makhsoosan kare moosighi va tadvinesh vay ali hast kheili khoobe va az hame mohem tar in ke baziye setareye aziz kheili motefavet hast aslan fargh dare hame bayad motevajeh shode bashan vaghan derakhshan hast omidvaram ba in enerjii ke hameye avamel gozashtan akharesh khoob az ab dar biad amid daram bahar saate sheni chi bood azizam hatman you ham az pooria khoshet miad na vaghan ch bood enghadr eftezah bood ke chnd hafteii saro tahesh ro ham avordan hamsh ham ke sansoor bood oon chi bod chi mikhast bege vali kar haye aghaye jeirani hamishe ravan shenasie bahar azizam darbareye nazaret ye kam fekr kon basheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

shima
چهارشنبه 29 خرداد 1387 - 19:49

be nazare man in seryal az tamamiye seryalhaye had aghal 5 sale pish ta alan behtare tavajoh kardan be nokate rizz ke dar rozmare miyoftad va ejra kardane an bazihaye fogholade ghavi film name ali va ..... az nazare keyfiyath besiyar bala hast lotfan naghd konid enteghad nakoonid

علي
چهارشنبه 29 خرداد 1387 - 21:0

دوستان به دور از مسائل احساسي و كامنت كمي بي مفهوم بياييد به درستي مطالب اين سايت را به نقد بكشيم . فريدون جيراني كارگردان محبوب من نيست اما ويژگي منحصر به فردش اين است كه عاشق كارش و سينما است و با عشق فيلم مي سازد هر چند فضاي فيلم هايش اصلا ايراني نيست.

eh3an:D
پنجشنبه 30 خرداد 1387 - 4:6

ما مخلص امير خان و كل سينماي مايي ها هم هستيم!

آنونس؛عكس؛مشخصات فيلمهاي امروز سينماي ايران!

(كمتر ميخوانيد و بيشتر ميبينيد!)

مثلا:

عکسهایی از فیلم جديد "دو خواهر"؛با گريم متفاوت گلزار؛ (بسيار جديد)

عكسهاي جديد فيلم هاي؛( تيغ زن )و( چهار چنگولی )

فيلم پوست موز: دانلود: تيزر و فيلم اكران خصوصي با حضور بازيگران؛

عکسهایی ازفیلم جديد "پسرتهرونی" با گریم متفاوت امین حیایی؛

در http://edv.blogfa.com/

مرسي!

شهین بنی فضل
چهارشنبه 5 تير 1387 - 15:17

این سریال بقدری غیر واقعی و اعصاب خورد کن است که من با وجود اینکه میخواهم بدانم چه میشود هر چند که معلوم است نمی توانم انرا دنبال کنم


چهارشنبه 5 تير 1387 - 15:42

از همه عجیب تر بازیه مارال است ایشان انگار دارند از روی دیالوگ و یا از روی روی روزنامه میخوانند بدون کوچکترین رفلکس و هیجان بعد از 5 ساعت به منزل میاید و خیلی راحت و بی تفاوت با بچه بر خورد میکند ایا این بازی کردن رل یک مادر است ایا این کارگردان مجبور بوده از ایشان استفاده کند من از دانیال حکیمی تعجب می کنم

علی دارینی
چهارشنبه 5 تير 1387 - 15:59

یکی از معدود سریالهای سیما است که دیالوگ بازیگراش به اندازه است .

غزال
جمعه 7 تير 1387 - 19:36

متاسفم.همیشتون همینه کت ول میکنید می چسبید به دکمه.تفکر پشت فیلمنامه رو نادیده میگیرید و در مورد این مطلب بحث میکنید که یک زن موقع باردار شدن می تونه کاری غیر از اسثفراغ داشته باشه!وای بر ما ...ابتذال دوسنتن و نفهمیدن...این اون چیزی که باید درک بشه.در مورد ادم هایی که ترجیح میدن ریشه هاشون رو هم به روز کنن!


شنبه 8 تير 1387 - 0:30

من ...................................................فکر میکنم ...............................................این سریال متفاوته..............................................نمیگم خیلی خوبه.................................................یا خیلی بده..................................................فقط میگم باید ................................................اخرش نظر ............................................................داد

نگار
شنبه 8 تير 1387 - 6:29

من فکر می کنم اتفاقا آقای جیرانی در این سریال بسیار پیچیده برخورد کرده است.

و فکر می کنم به زبان سانسور دارد با ما حرف می زند.

maha
جمعه 14 تير 1387 - 15:7

من با نظر دارینی موافقم .ولی زنهای اطراف ساناز و مارال تهوع اور هستند.و مارال اصلا ثبات شخصیتی نداره.مثل بچه ها است .وفکر نمیکنم جامعه ما انقدر هویتش رو از دست داده که مارال با دیدن نماز خوندن حامد به تمام افکارش بی ببره .و این قدر برایش چندش اور باشه .چه طوری این دخترها بزرگ شدهاند در حالی که هیچ بویی از فرهنگ و دین نبردهاند؟در حالی که مادرشون معتقد و مذهبی است ؟مگر این که بدر یا مادرشون به اسم اسلام کارهایی کردهاند که ساناز و مارال را بیزار کردهاند .من کسی را مانند مارال میشناسم که با ازدواجش با کسی مثل حامد خوشبخت شد تا انجا که بعد از مرگ شوهرش دیوانه وار شعر میسرود ودر حال نماز انقدر گریه کرد که از هوش رفت وبعد از یک ماه اغما مرد.به این عشق میگویند.

سعید
يکشنبه 23 تير 1387 - 23:5

اینجور زندگی هایی هم اطرافمون هست . بیاییم واقع بین باشیم.

نگارین
پنجشنبه 3 مرداد 1387 - 3:46

متاسفم ازاینکه یک کارگردان محترم شعورمخاطبان راتااین حدپایین میداند:

به ذکراین نکته بسنده می کنم که بچه مارال درعرض 3 روزیکدفعه چندماه بزرگ شد.بعدازبازگشت مارال ازدادگاه به خانه فرزندش هنوزنوزاداست.اما پس فردای آنروز که ازخانه آریان برمی گردد فرزندش حدود یک سال ونیم یا بیشتردارد.

این سامیه لک هم که واقعا جای تاسف دارد.

بینا
جمعه 11 مرداد 1387 - 19:19

من فکر می کنم که این سریال مبتذل علاوه بر مشکلات تکنیکی هنری روایی که ذکر شد، تقلیل شخصیتها به تیپهایی خنده دار، ترسیم طرحی سیاه و سفید از آدمها، فراتر از همه یک اعلامیه ایدئولوژیک است که بر خلاف کارکرد ایدئولوژی که اساساً باید پنهان باشد به طرز نفرت انگیزی کاملاً محسوس و آشکار است که خود این نشان از سطحی بودن اثر دارد. اینکه افراد مدرن خصوصاً زنان مدرن در این سریال انسانهایی نفرت انگیز، بی ادب، بی شعور، مشروب خور، فحاش یا کاملاً احمق و بی اراده (مارال) تصویر شده اند و افراد مذهبی و سنتی انسانهایی دوست داشتنی دارای خانواده ای گرم، مودب، و کلاً دارای کلیه صفاتی که به عنوان صفات انسانی می شناسیم تجسم یافته اند. فراتر از همه شخصیت مارال در این سریال به قدری احمق، بی اراده، بی فکر است که اصلاً نمی توان باور کرد که چنان نویسنده ای باشد که پیرامونش انقدر هیاهو برپا شده باشد.

در نهایت کارکرد ایدئولوژیک سریال هم مذموم و نفرت انگیز نشان دادن قشر نویسنده و مدرن و تقدیس و تطهیر قشر سنتی مذهبی است. ایدئولوژی ای که به هر جهت در دستور کار تمام برنامه های تلویزیون هست فقط اینبار به طرز نفرت انگیز و حیرت باری تا این حد عیان است.


دوشنبه 14 مرداد 1387 - 17:20

مگه میشه مارال این قدر نسبت به بچه اشبی اعتنا باشه وتحت تعصیر این واون


چهارشنبه 16 مرداد 1387 - 17:32

متاسفانه مشكل اين جاست كه ما ايراني ها جنبه اين تيپ فيلم ها رو نداريم .

بابي
پنجشنبه 17 مرداد 1387 - 1:19

به نظر من اين سريال كاملا زن ستيزه مگه زن واسه بچه بزرگ كردن و پختن خورشت ساخته شده اگه دقت كنين ميفهمين كه تمام شخصيتاي مثبت سريال همين كارو ميكنن ولي شخصيت هاي منفي يا لباس گرون ميپوشن يا مشروب ميخورن يا ميرن كنار دريا بگو بخند راه ميندازن من كه كلا از فيلماي جيراني هيچي نفهميدم چه برسه به سريالايي كه از بالا خط ميگيرن.

مریم
جمعه 15 شهريور 1387 - 11:5

من که تا به حال هیچ وقت آدمهای معمولی و نرمال رو در سریالهای ایرانی ندیدم. همیشه یک عده آخر پاکی و صداقت هستند که انقدر شورشو در میارن که تبدیل به یک عده آدم احمق میشن و گاهی هم تعصبی و در مقابل هم یک عده در نهایت بدذاتی و بدجنسی هستند و شیطان صفت.... نمیدونم شاید فکر میکنن دیگه آدم نرمال در ایران پیدا نمیشه.

یا شایدم فکر میکنن که مردم انقدر احمق و ساده اندیش هستند که هر آشغالی رو میشه براشون ساخت و به خوردشون داد و تازه به به و چه چه شنید......

فکر نمیکنم تا به حال سریال ایرانیی به زیبایی "زیر تیغ" از تلویزیون ایران پخش شده باشه.... آدمها تا حد بسیار بالایی معمولی و نرمال بودند و جریان داستان چیزی بود که ممکن است هر روزی و هر لحظه ای اتفاق بیافتد.... اما این مرگ تدریجی یک رویا کلافه کننده است چون شخصیتهای داستان دائم بیننده را با تصمیم گیریها و سطح درک و فهمشان عصبانی میکنند.....


شنبه 16 شهريور 1387 - 18:28

من نمی خوام بگم انتفادی که از این فیلم شده درسته ... در مورد اقای جیرانی هم باید بگم اکثرا داستان یه رمان رو به تصوبر مبکشه .

رمان ها هم که اغلب پبامی ندارن .. پس کلا کارای اقای جیرانی چیز مهمی نمی خواد بگه ... پس دیدن همچین کاری از اقای جیرانی طبیعیه .

اما در مورد شخصیت های فیلم (مرگ تدریجی یک رویا ) باید بگم که در مورد همشون اغراق شده .. شخصیت مارال طوری نشون داده شده که ادم به جای اینکه برای مارال افسوس بخوره ... برای فیلم نامه نویس این فیلم افسوس می خوره که تا چه حد مردم رو ابله فرض کرده که فکر کنن می تونه همچین شخصیتی(مارال) تا این حد کودن و بی ثبات وافعیت داشته باشه .

یه خواهری انفدر بد ذات باشه (ساناز) و خواهرش اصلا از این فضیه خبر نداشته باشه .

واقعا باید برای این فیلم نامه نویس تاسف خورد .

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما