از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 18
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 154
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 54
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 43
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 37
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 37
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 22
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 73
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 57
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 37
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 21
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 16
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • News

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 543322
    بازديد ديروز: 1490465
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1001216
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 364855350

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (121 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (82 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (407 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفت و گو با جواد طوسی، منتقد مشهور سینمای ایران، درباره نقد فیلم و حرفه قضاوت
    تا عدالت در جهان فراگیر نشده، سیاه می‌پوشم
    تا عدالت در جهان فراگیر نشده، سیاه می‌پوشم


    سینمای ما - رضا استادی: تركيب دو دغدغه ــ نقد فيلم و روزنامه‌نگاري سينمايي و قضاوت ــ آنقدر جالب توجه و كنجكاوي‌برانگيز است كه هر خبرنگاري را براي انجام مصاحبه با فردي كه اين دو موضوع در او جمع شده، تحريك كند. به اين كنجكاوي‌ها مي‌توان خصلت‌هاي شخصي «جواد طوسي» را هم اضافه كرد. دغدغه‌هاي او در سينما از جنس خاصي است كه براي همه خوانندگان مطالب او آشنا و براي بعضي‌ها دوست‌داشتني است و شايد بتوان آن را در دغدغه مهمي به نام «عدالتخواهي» خلاصه كرد كه در طول اين مصاحبه بارها مورد اشاره قرار گرفت.



    علاقه جواد طوسي به سينما آن گونه كه خود در اين مصاحبه اشاره مي‌كند، از كودكي آغاز شد. پدر او يك ارتشي ساده بود كه به شكلي غريزي به سينما علاقه‌مند بود و علاوه بر برنامه هفتگي روزهاي سه‌شنبه و جمعه كه دست زن و بچه را مي‌گرفت و به تماشاي فيلم در سينماي ارتش مي‌برد، در روزهاي ديگر هفته نيز خانواده را در لذت بردن از اين كانون روياپردازي سهيم مي‌كرد. فيلم‌هاي گنگستري و وسترن و آثاري با وجوه اجتماعي پررنگ از علائق خاص طوسي در دوران كودكي و نوجواني است. فيلم‌هايي كه بعدها نقطه امني را براي او و هم‌نسلانش ايجاد كرد و در جهان‌بيني او موثر واقع شد.

    طوسي آن گونه كه خود مي‌گويد از سال 1363 همزمان با تحصيل در رشته حقوق، به عنوان نويسنده نيز فعاليت خود را در «مجله فيلم» آغاز كرد. او در چند فيلم و سريال و نيز مراجع داوري خانه سينما به عنوان مشاور حقوقي حاضر بوده. به اين سوابق مي‌توان حضور در هيات داوري دو دوره بخش مسابقه داخلي جشنواره فيلم فجر و چند جشنواره ديگر و نيز حضور در هيات انتخاب بخش مسابقه يكي از دوره‌هاي جشنواره فيلم فجر و حضور در نقش يك قاضي در فيلم «هزاران زن مثل من» و يكي از قسمت‌هاي سريال «هزاران چشم» (كيانوش عياري)‌ را هم اضافه كرد. گفتگو با جواد طوسي در عصر يك روز تعطيل در روزنامه جام‌جم انجام شد و طي 3 ساعت گفتگو، چندين بار چاي خوش عطر آبدارچي از دهن افتاد و صحبت‌هاي ما هر لحظه هيجان بيشتري گرفت، اما محدوديت صفحات روزنامه سبب شد تا به بخش مشخصي از اين گفتگو قناعت كنيم. طوسي در فاصله انجام تا تنظيم اين گفتگو، به عنوان يكي از 10 منتقد برگزيده 30 سال اخير از سوي 200 منتقد در جشن اخير انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران انتخاب شد.

    در ميان منتقدان سينما شما به طرفداري از «مسعود كيميايي» شهرتي خاص داريد؟ چرا اينقدر سنگ مسعود كيميايي را به سنگ مي‌زنيد؟

    شايد در يك شرايط متعادل اجتماعي / سياسي، من تعريف ديگري از سينما داشته باشم، اما معتقدم در اين جامعه پرالتهاب و نامتوازن بايد در نگاهم نسبت به سينما اولويت‌هايي را در نظر بگيرم و براي سينماي تاثيرگذار و هم‌سو با جامعه، نقاط انتخابي را در نظر بگيرم. يكي از اين نقطه‌هاي انتخاب براي من حوزه‌هاي اجتماعي و عدالتخواهانه است كه در سينما به دنبال آن بوده‌ام و البته تلاش كرده‌ام ذهن جستجوگرم تنها در يك اجراي ظاهري خلاصه نشود و فيلم‌هاي مورد علاقه‌ام جذابيت‌هاي ساختاري و بصري نيز داشته باشند. فيلمسازاني مانند: مسعود كيميايي، فرد زينه‌مان، فرانچسكو رزي، جان فورد، سام پكين‌پا و... به اين دليل برايم ارزشمند هستند كه در اجراي مناسب سينمايي، مضمون و ساختار را به خوبي و با مهارت تلفيق كرده‌اند. البته علاقه من به سينماي مسعود كيميايي به دليل تاثير زيادي است كه تماشاي فيلم‌هاي او در دوره‌اي از زندگي‌ام (نوجواني و جواني)‌ بر شخصيت من گذاشت. «قيصير» اولين فيلم ايراني بود كه «عدالتخواهي» موجود در آن و روحيه عاصي و معترض و ستيزنده شخصيت اصلي (قيصر)‌ و چالش كلامي او با نسل گذشته در كنار اجراي بشدت هنرمندانه كيميايي، بر من تاثير گذاشت. در آن سن و سال براي اين تاثير‌پذيري پاسخ آگاهانه و عقلاني نداشتم و بيشتر حس و غريزه مرا به اين دنيا و آدم‌هايش جذب كرد. اين خط عدالتخواهي در فيلم‌هاي بعدي كيميايي و حتي در فيلمي شخصي مثل «رضا موتوري» هم بارز است. فيلمي كه در آن يك جوان زير بازارچه هوس مي‌كند بازيگر اصلي روياهايش بشود و (در اين بازي ميان فانتزي و واقعيت) طبقه اجتماعي خود را عوض كند، اما او در اين جابه‌جايي طبقاتي به نوعي خودشناسي و واقع‌بيني مي‌رسد و نهايتا به پيشواز مرگي آگاهانه مي‌رود. در همين فيلم «عدالتخواهي» و شايد بي‌عدالتي در اتومبيل گران‌قيمتي ديده مي‌شود كه كنار «امامزاده يحيي» جا خوش كرده و چند كودك پاپتي زير بازارچه با آن تفريح مي‌كنند و از سر و كولش بالا مي‌روند. كيميايي در اين فيلم آگاهانه اتومبيل رولز رويسي را كه متعلق به يك طبقه اشرافي است، به زير بازارچه مي‌آورد تا با آن يك بازي كودكانه و نيز نگاهي عدالتخواهانه را با زبان ناب سينما رقم بزند.

    در «خاك» و «بلوچ» اين عدالتخواهي پررنگ‌تر است، اما نقطه تمام‌عيار اين عدالتخواهي فيلم «گوزن‌ها» است كه اگر بخواهيم 3 فيلم عدالتخواهانه را در سينماي ايران ذكر كنيم، «گوزن‌ها» يكي از آنهاست كه ديگر حتي سازنده آن هم نتوانست فيلمي به خوبي آن بسازد.

    كيميايي سفره رفاقتش را براي عدالتخواهاني پهن مي‌كند كه پاي اصول و مرامشان مي‌ايستند. او در «سفر سنگ» (همراه با تحولات جامعه)‌، نگاه عدالتخواهانه‌اش را معطوف يك حركت عمومي اجتماعي مي‌كند.

    چرا اين موفقيت در ساخته‌هاي ديگر كيميايي تكرار نشد؟

    وضعيت فيلمسازي اين زمانه كيميايي را بايد براساس شرايط خودش ارزيابي كرد. البته در اين دوره هم او دستش چندان خالي نبود و از خط قرمز، دندان مار، ردپاي گرگ، سرب، سلطان و اعتراض مي‌توان به عنوان فيلم‌هاي قابل بحث كيميايي اين زمانه ياد كرد، اما من از او كه بخشي از پيكره نوجواني و جواني‌ام را رقم زد، بيش از اين انتظار دارم.

    شخص كيميايي هم چنين انتظاري از خودش دارد؟

    خودش مي‌گويد نبايد اينقدر از من انتظار داشته باشي. او مي‌گويد رشد و خلاقيت و تكامل يك هنرمند تابع شرايط اجتماعي، فرهنگي و سياسي دوران خودش است. من به عنوان يك هنرمند (با همه حساسيت‌هاي دروني‌اش)‌ حق دارم كم بياورم، منزوي و خسته شوم و نسبت به بعضي از ديدگاه‌هاي گذشته‌ام پشت كنم و در ارتباط با جامعه معاصرم و آدم‌هاي پرتناقض‌‌اش دچار مشكل شوم، اما با اين همه من از منظر «عدالتخواهانه» خودم انتظار بيشتري از او دارم و اميدوارم هر چه سريع‌تر شرايط مطلوبي فراهم شود تا كيميايي بتواند با تمركز و انگيزه بيشتري فيلم بسازد. هميشه در صحبت‌ها و بحث‌هايم با كيميايي سعي مي‌كنم او را به نقاط اوج و درخشان كارنامه سينمايي‌اش رجعت دهم. فكر مي‌كنم روشنفكر مسوول بايد آنقدر هوشمندي داشته باشد كه بستري براي اعتماد و جذب طبقات اصلي و تعيين‌كننده جامعه فراهم كند؛ هرچند متاسفانه اين روزها ديگر فاصله بين توده عادي و آسيب‌پذير جامعه با قشر متوسط خيلي كم شده است.

    همچنين ممكن است نشانه‌ها، كنش‌ها و واكنش‌هاي اين اقشار براي هنرمند و روشنفكر معاصر، چندان دلپذير و اقناع‌كننده نباشد. به هر حال، يك ويژگي باز مسعود كيميايي اين است كه در كنار «شرف جامعه‌نگري»، زبان سينما را خوب مي‌شناسد.

    خيلي از منتقدان و سينماگران ما ديگر حس نوستالژي گذشته خود نسبت به سينما را ندارند. انگار ديگر اين هنر براي آنها مانند سابق تقدسي ندارد. چنين مساله‌اي را مي‌توان در فيلم‌هاي بي‌اثري كه هر سال در جشنواره فيلم فجر مي‌بينيم به سادگي مشاهده كنيم. به نظر شما اين وضعيت چه دليلي دارد؟

    بخشي از اين آسيب متوجه نشريات و رسانه‌هاي ماست. متاسفانه ما زود وامي‌دهيم و منفعل مي‌شويم و ــ در كنارش ــ از «نمايش و شو» راه انداختن بدمان نمي‌آيد و به همين دليل آن تعهد و دلبستگي در كارها ديده نمي‌شود. پيكره نشريات سينمايي و ادبي و فرهنگي و سياسي ما اغلب تابع قواعد و فرمول‌هاي تئوريكي است كه ما به ازاي آنها در جوامع اروپايي موجود است نه در ايران! البته منتقد، هنرمند و روشنفكر جامعه حتما بايد ذهن و نگاه متكثري داشته باشد، اما توجه صرف به تئوري‌هايي كه براي جوامع ديگري كاربرد دارد، سبب شده تا جوانان علاقه‌مند ورود به عرصه روزنامه‌نگاري و نقادي، احساس كنند اگر هايدگر، ميشل فوكو، هابرماس، ژاك دريدا، والتر بنيامين و مكتب فرانكفورت را نشناسند، نيم عمرشان شد بر فنا...، ولي بي‌خيال سهروردي، غزالي، عين‌القضات همداني و... كساني كه در حوزه‌هاي فلسفي پرسه مي‌زنند همواره بايد دستاوردهاي خود را كاناليزه كنند و براي جامعه خودمان نسخه بپيچند. وقتي هم قرار مي‌شود نسخه‌اي پيچيده شود اين نسخه نبايد فقط محدود به «پوپوليسم» شود و فراتر از حوزه‌هاي سياسي و به طبقه‌بندي‌هاي اجتماعي نيز تسري پيدا كند و به همه مهر «پوپوليست» زده شود! اين مشكل جامعه روشنفكري ماست كه وقتي مي‌خواهد يك مقوله را منطبق با شرايط اجتماعي، سياسي، فرهنگي ارزيابي و برايش سرفصل‌هاي مشخصي پيدا كند، بازتابش به نوعي نگاه ويتريني و شو ژورناليستي تبديل مي‌شود. در صورتي كه مسائل پيچيده جامعه دائم در تغيير و تبديل ما نياز به تحليل اساسي و وام گرفتن از تجربيات داخلي و فرمول‌هاي اينجايي دارد.

    در اين زمينه فقط سينماگران مقصر هستند؟

    نه، در موارد متعددي مميزي هم اجازه پرداختن به موضوع‌هاي جدي را نداده است. سينماي ما در اين سال‌ها ساختاري كاملا دولتي پيدا كرده و اين ساختار در اغلب موارد براي سنگ‌اندازي در مقابل پاي فيلمسازاني كه بخواهند به مسائل اجتماعي بپردازند، واژه‌هاي مختلفي همچون «سياه‌نمايي» را مطرح مي‌كند. سال‌ها قبل اگر مي‌خواستند جلوي ثبت معضلات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي را بگيرند، قواعد بازي را هم رعايت مي‌كردند و سوپاپ‌هاي اطميناني را ايجاد مي‌كردند تا هنرمند خودش را تخليه كند و با نمايش معضلات، با يك «پايان خوش» داستان را تمام كند، اما الان جلوي همين كار را هم مي‌گيرند. طبيعي است كه وقتي فيلمساز نمي‌تواند از يك مسير معقول و متعادل جلو برود، عطاي هنر متعهد را به لقاي آن مي‌بخشد. به همين دليل در يك دوره تسلسل تاريخي، بخشي از فيلمسازان شاخص و مطرح ما كه بعد از انقلاب شكل گرفتند، نتوانستند جرياني مثل موج نو در اواخر دهه 40 و نيمه اول دهه 50 را رقم بزنند.

    اشكال از خود فيلمسازان نيست؟

    وقتي فيلمساز در شرايطي زندگي مي‌كند كه حمايتي از او نمي‌شود، او هم به آدمي منفعل تبديل مي‌شود كه ديگر اين حوزه‌ها برايش جذابيتي ندارد و به سمت كارهاي خنثي مي‌رود. به عنوان نمونه آيا فيلم‌هاي «ارتفاع پست»، «آژانس شيشه‌اي» و «از كرخه تا راين» ابراهيم حاتمي‌كيا با آثار اخير او قابل مقايسه است؟ بله «خانه‌تكاني روح» را متوجه مي‌شوم ولي بي‌تفاوت شدن نسبت به جامعه و آحاد اصلي‌اش را نه. فيلمسازي مانند رسول ملاقلي‌پور كه از دانسته‌هاي تئوريك و آكادميك برخوردار نبود، در دنياي حسي خود آدم صادقي بود و با تكيه بر همين صداقت غريزي، فيلم‌هاي خوب و شريفي ساخت كه نمونه‌هاي مثال‌زدني از سينماي عدالت‌طلبانه بود، اما درست در زماني كه تازه مي‌توانست كارهاي بهتري خلق كند، از اين سراي خاكي رخت بربست. به نظر من مجموع اين شرايط باعث شده كه سينما ديگر آن حس و حال و جذابيت صادقانه سابق را نداشته باشد.

    بين قضاوت و سينما، كدام‌يك براي شما شغل است و كدام‌يك عشق؟

    سعي كرده‌ام قضاوت براي من يك شغل و حرفه نباشد، چون براساس عقبه و پيشينه تاريخي ــ مذهبي ما، هميشه شان قاضي بسيار بالا بوده است. تلاشم اين بوده كه در اين وادي، اصول مشخصي را پيدا كنم. «عدالتخواهي» و «مسائل اجتماعي» با هم وجه اشتراكي داشته دارند كه برايم جذاب است و دوست دارم (بدون آن كه بخواهم شعار بدهم و ادا دربياورم)‌ آن را در مناسبات فردي و اجتماعي و فعاليت‌هاي فرهنگي‌ام رعايت كنم.

    در زندگي كمبود عدالت داشته‌ايد؟

    سختي زياد كشيده‌ام، اما سعي كرده‌ام اين مساله باعث نشود كه اين سختي‌ها برايم تبديل به عقده شود و بخواهم نسبت به طبقات ديگر اجتماعي از موضعي انتقام‌جويانه برخورد كنم. هميشه اين كلنجار را با خود داشته‌ام كه به يك آدم عقده‌اي و پر از كمپلكس تبديل نشوم، اما نمي‌خواهم منكر يك واقعيت شوم كه تا زماني كه اين فاصله طبقاتي عجيب و فزاينده و بي‌رحمانه وجود دارد، من گريزي از اين زمزمه عدالتخواهي ندارم. شايد اين نجوا و بغض دروني، براي امثال من پناهگاه و نقطه امني باشد. گاهي هم فكر مي‌كنم با فرياد اين عدالتخواهي مي‌خواهم در جامعه‌اي نامتعادل و از اصل دور افتاده، براي خودم «يك پا و هم‌صدا» پيدا كنم و جمعي را كه به اين اصل اعتقاد دارند، به عدالتخواهي دعوت كنم.

    از عدالتخواهي شما معمولا استقبال هم مي‌شود؟

    متاسفانه در جامعه سياست‌زده ما وضعيت به اندازه‌اي بغرنج شده كه الان وقتي بعد از گذشت 30 سال از يك حركت اصيل اجتماعي كه پايه اصلي‌اش عدالتخواهي بود مي‌خواهي از عدالت، آرمانخواهي و توده مردم و خواسته‌هاي اوليه‌شان سخن بگويي، در انزوا قرار مي‌گيري. انگار اين مفاهيم در طول اين سال‌ها معني واقعي خود را از دست داده است.

    چرا؟ مگر آرمان و عدالت چيز بدي است كه معني واقعي خود را از دست داده باشد؟

    نه، اما آدم آرمانخواهي كه در دوره‌اي يك حركت اجتماعي و مردمي را رقم مي‌زد ــ از يك آدم عادي تا يك روشنفكر كلاسيك يا دانشجوي خط امامي ــ حالا در دوره‌اي ديگر نظر ديگري دارد و گذشته خود را نفي مي‌كند.

    نمي‌توان اسم اين رويه را تكامل فردي گذاشت؟

    من كاملا به تكامل فردي و شخصيتي در ساحت درست فرهنگي و روشنفكرانه‌اش اعتقاد دارم و با نگاه ايستا و راكد و جزم‌انديشانه مخالفم، اما تكامل با التقاط و تناقض شخصيتي و از اين شاخه به آن شاخه پريدن روشنفكرنمايانه فرق دارد.

    آخر يك فرد چطور مي‌تواند در دهه 60 به عدالتخواهي و آرمان‌گرايي اعتقاد داشته باشد، اما در اواسط دهه 70 اين مساله را كاملا نفي كند و به گفتمان ديگري اعتقاد پيدا كند؟ ذهن و نگاه تكامل‌يافته بايد در نهايت به يك جمع‌بندي برسد و نسخه مناسبي را براي جامعه معاصر خود تجويز كند. بخشي از روشنفكران ما در دنياي تئوريك و انتزاعي خود پرسه مي‌زنند و نگاه ويتريني به موضوع‌ها دارند و اغلب يك سري فرمول‌هايي را توصيه مي‌كنند كه چندان براي جامعه پيچيده و پرتناقض ما نمي‌تواند قابل استناد باشد. ممكن است اين نوع نگاه‌ها و كدهاي تئوريك وام‌گرفته‌شده از جوامع روشنفكرانه اروپايي خيلي جذاب و مرعوب‌كننده باشد. ممكن است اين استحاله و «رفرميسم مرحله به مرحله» از فرد يك شخصيت متكثر خلق كند و او را مدتي در بورس رسانه‌ها قرار دهد، اما عمق و ريشه ندارد. روي همين اصل، مي‌بينيم كه روشنفكران اتيكت‌زده ما همچنان با طيف‌هاي اصلي اين جامعه كه نمي‌توان حضور و موجوديت فردي و اجتماعي‌شان را منكر شد، بيگانه‌اند.

    مصداق اين وضعيت به طور مشخص كيست؟

    شايد بتوان به «محسن مخملباف» به عنوان يك فيلمساز و انقلابي دوآتشه در اوايل انقلاب اشاره كرد. وقتي فردي اينقدر مسير متناقضي را طي كند، نتيجه آثاري كه خلق مي‌كند براي من مخاطب چيزي جز سردرگمي به دنبال ندارد. اين‌ كه در يك دوره دغدغه اجتماعي او منتهي به ساخت آثاري عدالتخواهانه مانند «عروسي خوبان» و «باي‌سيكل‌ران» مي‌شود و در دوره‌اي ديگر به آن شعور و درك بصري قابل اعتنا در «دستفروش» و «ناصرالدين‌شاه آكتور سينما» مي‌رسد و در ادامه در «نوبت عاشقي» و «شب‌هاي زاينده‌رود» به خانه‌تكاني ذهن مي‌پردازد و قبض و بسط را (در ابعاد فلسفي)‌ تجربه مي‌كند و سپس به «تست دموكراسي» مي‌رسد و بعد با اينجا كات مي‌كند و شهروند و هويت ايراني و مسائل ريز و درشتش براي او بي‌اهميت مي‌شود و جغرافياي افغانستان به عنوان «ساحت انساني» دستمايه كارش قرار مي‌گيرد، همه اين مسائل و تناقض‌ها و افراط و تفريط‌ها چندان براي من قابل هضم نيست.

    براي خيلي‌ها قابل هضم نيست.

    البته اين تناقض تاريخي مختص به محسن مخملباف نيست و براي آن نسخه‌هاي ديگري هم داريم. انگار همه اينها بخشي از روان‌شناسي جامعه امروز و ميزانسن واقعي و قابل باور دنياي پيرامون ما است. اما اگر به همين بسنده كنيم و با اين واقعيت كنار بياييم، آينده اين جامعه و اين نسل روز به روز در معرض بحران و آسيب‌پذيري بيشتر قرار مي‌گيرد. او انرژي‌اش بيش از پيش تحليل مي‌رود و ناخواسته براي تفكرات و فرضيه‌هايي ارزش قائل مي‌شود كه ممكن است مابه‌ازاي اينجايي نداشته باشد و در يك زمان و فاصله كوتاه تقش دربيايد.

    راه‌حل چيست؟

    هنرمند بايد با ذهن منسجم و قوام‌يافته به تحليل درست شرايط اجتماعي، سياسي، فرهنگي و تاريخي جامعه‌اش بپردازد تا محصول توليدشده او، بيننده و مخاطب را دچار سردرگمي نكند. متاسفانه اين آفتي است كه در بخش عمده‌اي از نسل جوان امروز نيز مي‌بينيم. گويي او فقط مي‌خواهد همه چيز را انكار كند و در نقطه بي‌اعتمادي تاريخي خود به گذشته پشت كند و نسل‌هاي گذشته را عامل وضعيت كنوني خود بداند. او مي‌خواهد از خود و همه انتقام بگيرد. اگر اين وضعيت به همين شكل ادامه پيدا كند آينده خوبي در انتظار ما نيست. لذا بايد به عنوان بحران آن را جدي بگيريم و راه‌حل مناسبي برايش (در حوزه‌هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و سياسي)‌ پيدا كنيم.

    براساس ديدگاه عدالتخواهانه شما، اگر قضاوت درباره پرونده حاج كاظم شخصيت اصلي فيلم آژانس شيشه‌اي را به شما بسپارند چه مي‌كنيد؟

    اگر مستمسك قانوني داشته باشم سعي مي‌كنم كاملا براي او يك حكم عادلانه صادر كنم. اگر ببينم شرايط مطلوبي وجود ندارد، شايد اصلا درباره پرونده تصميم نگيرم و به بهانه‌اي به آن رسيدگي نكنم. البته قانون هم براي خودش عوامل تخفيف‌دهنده‌اي را گذاشته كه در چنين شرايطي سعي مي‌كنم از آنها استفاده كنم و به عدالتخواهي خودجوش و از دل برآمده حاج كاظم پاسخ مناسب و منصفانه بدهم.

    به نظر شما سينما قانون مي‌خواهد؟

    در دوره آقاي «سيف‌الله داد» در معاونت سينمايي براي تدوين قانون سينما در معرض مشاوره بودم، اما به سرنوشت اين قانون زياد خوشبين نبودم. معتقدم قانونمند كردن سينما دست هنرمند و مجموعه خلاق را مي‌بندد و آنها را از آن زايش و خلاقيت دور مي‌كند. قانونمندي براي خودش تعريفي دارد، اما اگر اين قانونمندي را به عنوان يك ماده خام در اختيار دستگاه قضايي بگذاريم، در شرايطي كه تفاسير متفاوتي از بعضي مواد اين قانون مي‌شود و شناخت و پذيرش لازم نسبت به فرهنگ و سينما وجود ندارد، ممكن است داوري در نقطه مخدوش‌كننده قرار گيرد. به عبارتي ساده‌تر ممكن است يك قاضي نسبت به مقوله سينما به دليل خاستگاه سنتي خود تعريفي خاص و بعضا متعصبانه داشته باشد و تصور كند سينما ــ هنوز ــ محيطي است كه مي‌تواند زمينه بروز فعل حرام را فراهم كند. در چنين شرايطي چون ما نمي‌دانيم چه شرايطي در انتظار رسيدگي به پرونده‌هاي ارجاعي است، اين قانونمندي به نفع جامعه سينمايي نخواهد بود. البته در شرايط مطلوب، بايد قضات محترمي كه اين‌گونه پرونده‌ها به آنها ارجاع مي‌شود به حوزه سينما اشراف و نگاهي عميق داشته باشند كه تحقق چنين مساله‌اي آسان نيست.

    تا به حال سر و كار شما به دادگاه افتاده است؟

    سعي كرده‌ام اين اتفاق نيفتد، چون مي‌دانم شرايط چندان خوب و مناسبي برايم وجود ندارد. ضرب‌المثلي هست كه مي‌گويد: «درون ما خودمان را كشته، بيرون مردم را». وقتي من قاضي به پست بعضي از همكاران خودم مي‌خورم، برخورد خشك و انعطاف‌ناپذيري در انتظارم است. بخصوص در كلانتري‌ها و محيط‌هاي مرتبط با نيروهاي انتظامي، اصلا شرايط دلپذيري براي ما فراهم نمي‌شود.

    يعني بايد برخورد نيروي انتظامي با قضات فرق داشته باشد؟

    منظورم اين نيست كه حتما بايد به قضات يك اتيكت زد و هرجا رفتند، براي آنها زنگ را بزنند! اما لااقل وقتي من به عنوان قاضي محدوديت‌هاي فراواني را كه اين منصب ايجاد مي‌كند مي‌پذيرم، بايد حرمت فردي و اجتماعي من هم (در حد معقول و متعارف)‌ حفظ شود. خيلي‌ها اين تصور عوامانه را دارند كه يك قاضي درآمد كلاني دارد، اما تازه در دوره رياست آيت‌الله شاهرودي در قوه قضاييه و اصلاحات ايشان، حقوق من قاضي با 28 سال و اندي سابقه قضاوت (در سمت فعلي در دادگاه تجديدنظر)‌ به رقمي حول و حوش يك ميليون و 500 هزار تومان در ماه رسيده كه با توجه به هزينه‌هاي زندگي در اين جامعه و تورم سرسام‌آور و كار پرمسووليت‌مان، واقعا رقم بالايي نيست. همين تصور ظاهري را كه يك قاضي حقوق زيادي مي‌گيرد، ممكن است رئيس محترم يك كلانتري يا افسر نگهبانش يا مامور راهنمايي و رانندگي داشته باشد و فكر كند من تافته جدابافته هستم و چون حقوقم تا حدي از او بيشتر است، بايد در برابرم موضع داشته باشد. به همين دليل بارها ديده‌ام كه همكارانم وقتي گذرشان به كلانتري مي‌افتد خود را قاضي معرفي نمي‌كنند تا برخورد بدي با آنها نشود. در چنين حالتي يك قاضي احساس مي‌كند از هر جهت قافيه را باخته است. اگر قرار باشد او اصل بي‌طرفي و عدالت را رعايت كند، بايد براي اين كار انگيزه داشته باشد و قاعدتا اگر شان اجتماعي‌اش رعايت شود، مسائل مالي و تنگناهاي اقتصادي چندان برايش مهم نخواهد بود.

    اگر جايي خودتان را به عنوان يكي از دست‌اندركاران سينما معرفي كنيد چه وضعيتي در انتظار شما است؟

    گاهي پيش آمده در مسير خانه تا اداره، يكي از ماموران راهنمايي ــ رانندگي مرا ديده و (مثلا)‌ چون هنوز آرم طرح ترافيك اتومبيلم آماده نبوده، تنها به واسطه مشاهده هرازگاهم در تلويزيون يا آشنايي با مطالب نوشتاري‌ام تحويلم گرفته و اجازه عبور داده است. احتمالا اگر مي‌دانست قاضي هستم، جريمه مي‌شدم!

    حتما به خاطر اين‌ كه تلويزيون رسانه پرنفوذي در جامعه است؟

    متاسفانه در جامعه ما وقتي رسانه ابعاد فراگير ارتباطي پيدا مي‌كند، اين مساله بيشتر در مناسبات پوپوليستي و عوامانه معنا مي‌يابد. به عقيده من رسانه زماني مي‌تواند به هدف و نقش موثر و تعيين‌كننده خود دست پيدا كند كه آگاهي‌ها، دانسته‌ها و سواد و بينش و دانش بتواند در آن حرف اول را بزند. در جامعه ما برخي از افراد گمنام و حاشيه‌نشين به مراتب آدم‌هاي انديشمندتري هستند و سواد بيشتري دارند، اما اين موقعيت را پيدا نمي‌كنند كه در مقابل دوربين قرار گيرند و به همين دليل، تنها شكل ظاهري و اوليه رسانه باعث اشتهار مي‌شود.

    آخرين باري كه به شما ظلم شد و كاري نتوانستيد بكنيد كي بود؟

    چند روز قبل داشتم با اتومبيلم حركت مي‌كردم كه موتورسوار جواني در جهت خلاف حركت من آمد. گفتم چرا اين طوري مي‌آيي؟ به من خنديد و با تمسخر يك واژه توهين‌آميز به كار برد و من هم به خاطر شغلم كوتاه آمدم و با او دهان به دهان نشدم.

    در شرايط عادي چه مي‌كرديد؟

    اگر قاضي نبودم حتما با او برخورد ديگري مي‌داشتم و اين رفتار محافظه‌كارانه را پيش نمي‌گرفتم، اما در سمت و موقعيت فعلي اگر با او به بحث و مجادله مي‌پرداختم، احتمالا بايد قيد كارم را در آن روز مي‌زدم و در صورت شكايت كردن، حتما بايد در شرايط ناخواسته روي كسي را مي‌بوسيدم كه چندان علاقه‌اي به بوسيدن صورت او نداشتم. فكر مي‌كنم قانونمندترين افراد جامعه هم وقتي در يك وضعيت نابهنجار و نامتوازن به سر مي‌برند، ممكن است عكس‌العملي بروز دهند كه در شرايط طبيعي از آن فرد انتظار نداريم، اما وقتي پاي صحبت او بنشينيم و رفتارش را تجزيه و تحليل كنيد به او حق مي‌دهيد كه دست به يك عمل غيرطبيعي بزند. من شايد در آن شرايط با قضيه كنار بيايم، اما خواه‌ناخواه وقتي در خلوت با خودم كلنجار مي‌روم، به غروري فكر مي‌كنم كه به آساني در مناسبات اجتماعي جامعه ناهنجار و نامتوازن كنوني جريحه‌‌دار مي‌شود و تو مجبوري با آن كنار بيايي. اميدوارم مسوولان محترم قضايي به اين مسائل و معضلات عنايت بيشتري داشته باشند، زيرا يك قاضي جلوتر از تامين شدن اقتصادي، انتظار امنيت اجتماعي و حفظ شان و منزلت شخصيتي‌اش را دارد. شخصيت فردي يك قاضي جدا از حوضه استحفاظي شغلي‌اش موضوعيت ندارد. پس اين حرمت قائل شدن، ريشه فردي توام با «منيت» ندارد و جامعه قضات و كليت سيستم قضايي را در بر مي‌گيرد.

    اما با همه اين محدوديت‌ها و كمبودها منصب قضاوت را همچنان دوست دارم و به آن افتخار مي‌كنم زيرا مي‌توانم سهم بسيار ناچيزي در اجرا و برقراري عدالت و احقاق حق يك مظلوم داشته باشم. البته بستگي دارد در اين دنياي پر سوءتفاهم و يكسونگر چه تعريفي از ظالم و مظلوم داشته باشيم. به هر حال در اغلب پرونده‌ها يك طرف قضيه، مجرم و يا محكوم شناخته مي‌شود و ممكن است با نارضايتي اتاق دادگاه يا دادسرا را ترك كند.

    آقاي شاهرودي بارها از پرونده‌هاي ميليوني ورودي به قوه گلايه كرده‌اند. از اين حجم، سهم شما به عنوان يك قاضي دادگاه تجديدنظر براي رسيدگي به اين پرونده‌ها چقدر است؟

    ميانگين پرونده‌هاي ارجاعي به هر يك از شعب دادگاه تجديدنظر تهران، ماهانه بين 165 تا 190 است.

    با اين حجم از پرونده آيا يك قاضي مي‌تواند با فرصت و فراغت كافي درباره تك‌تك پرونده‌ها نظر بدهد؟

    به هر حال با اين حجم كمي نمي‌توان به نتيجه كيفي كاملا اقناع‌كننده‌اي رسيد. ولي تلاش اين است كه حتي‌المقدور دقت عمل در كار صورت گيرد.

    در يك گستره آرماني جلوتر از من قاضي بايد سيستم قضايي فرمولي را تهيه كند كه مقوله بزهكاري و «رفتارشناسي بزهكارانه» با نگاهي جامعه‌شناسانه مورد ارزيابي جدي قرار گيرد. مثلا فردي كه به موجب حكمي به زندان رفت، بعد از بيرون آمدن از زندان نبايد به امان خدا رها شود تا دوباره در كانون بزهكاري قرار بگيرد. بيكاري، نابرابري‌هاي اجتماعي و فاصله‌هاي طبقاتي، عدم استحكام بنيان خانواده، زوال اخلاقيات و... به شكل آشكاري امروزه در جامعه وجود دارد و خود به خود مي‌تواند زمينه بزهكاري را به شكل‌هاي گوناگون فراهم كند. در ساختار خانواده وقتي پدر از شخصيت و خصايصي ناهنجار و بزهكارانه برخوردار باشد و فرزندان اين خانواده به طور مستمر با چنين شخصي سر و كار داشته باشند، قاعدتا اين ناهنجاري و زمينه‌هاي انحراف مي‌تواند از پدر به فرزندش انتقال يابد. از نگاهي ديگر عدالتخواهي و عدالت‌محوري حوزه‌هاي گوناگوني را در بر مي‌گيرد كه فقط محدود به قوه‌ قضاييه نمي‌شود. در شهري مانند تهران، همين وضعيت بغرنج ترافيكي شهر، مي‌‌تواند يكي از مصاديق بارز عدم توازن و بي‌عدالتي باشد. واقعا توليد داخلي اين حجم انبوه از اتومبيل چه ضرورتي دارد؟ آيا اقتصاد بيمار كشور ما فقط بايد از محل فروش خودرو تامين شود؟ آيا اين شهر در حال انفجار، براي اين همه اتومبيل ظرفيت دارد؟ مانور انبوه ماشين‌هاي گرانقيمت 100 و 150 ميليون توماني از مقابل عابران و رهگذراني كه در تنگناهاي مختلف اقتصادي قرار دارند يا كارگران بيكار منتظر در ميادين شهر، مصداق بارز بي‌عدالتي است، چون بتدريج سبب مي‌شود اين سياهي‌لشكرهاي ناظر به افراد عقده‌اي اين جامعه تبديل شوند و برخي از آنها كه زمينه آسيب‌پذيري بيشتري دارند، با رفتار و اعمال بزهكارانه از خود و جامعه انتقام بگيرند.

    علت چنين وضعيتي در جامعه ما چيست؟

    «زيربنايي عمل نكردن» و از شعار به عمل نرسيدن، يكي از مشكلات جدي جامعه ما است كه اغلب حالت افراط و تفريط پيدا مي‌كند. در حال حاضر در شهر تهران يكي از مسائل مهمي كه براي پيشگيري از وقوع جرم بايد مورد توجه قرار گيرد، بازگشت افراد مهاجر به موطن اصلي‌شان و جلوگيري از مهاجرت‌هاي بي‌رويه و سالم‌سازي مناطق حاشيه‌اي شهر است. براي بسياري از اين افراد جامعه شهري جاذبه و نقطه مثبتي ندارد و شايد خودشان هم از حضور در اين شرايط عذاب مي‌كشند. اگر براي آن روستايي شريف تا آن جواني كه آمده كارگري كند، زمينه بازگشت مناسبي را فراهم كنيم و به موازات آن به كشاورزي (به شكل مدرن و امروزي آن)‌ و ايجاد مشاغل در شهرهاي كوچك توجه كنيم، بخش مهمي از زمينه‌هاي بروز جرم از ميان مي‌رود. بررسي شخصيت زندانيان و بزهكاران نشان مي‌دهد بيشتر آنها در ابتدا افرادي ساده و معصوم بودند، اما به لحاظ برخي تبعيض‌ها و نابرابري‌ها و فقر فرهنگي و اقتصادي و عدم رشد طبيعي شخصيتي، تبديل به بزهكاراني شدند كه ديگر هيچ نقطه انساني نمي‌توان در آنها پيدا كرد.

    يكي از پرونده‌هاي جنجالي مطرح در قوه‌قضاييه مربوط به «شهلا جاهد» است. شما فكر مي‌كنيد شهلا قاتل است؟

    به لحاظ سمت قضايي‌ام، ترجيح مي‌دهم در اين باره موضعي نداشته باشم و قضاوتي نكنم.

    فيلمي كه مهناز افضلي درباره شهلا جاهد ساخته را ديده‌ايد؟

    بله.

    در آن فيلم خانم شهلا جاهد به عنوان قاتل معرفي نشده است. نظر شما چيست؟

    بايد يك واقعيت را در نظر گرفت كه در مراحل شكل‌گيري اين پرونده، روند امور به گونه‌اي بوده كه خود متهم (به ظاهر)‌ اصلي، وضعيتي را براي مراجع رسيدگي‌كننده و ازجمله قاضي محترم رسيدگي‌كننده پرونده ايجاد كرده كه دادگاه درباره قاتل بودن او به قطعيت رسيده زيرا او در مراحل مختلف تحقيقات نكات و مسائلي را بيان كرده كه بر قاتل بودن او دلالت دارد. اگر اين مسائل و اقارير هرازگاه را اصل قرار دهيم، به صرف اقرار بايد حكم قصاص در مورد او اجرا شود.

    اما از طرف ديگر واقعيت عيني اين است كه آيا چنين قتلي فقط به وسيله شخصي همچون «شهلا جاهد» قابل انجام است و آيا اين جنايت مي‌تواند در فرديت يك زن شكل گرفته باشد؟ همين مسائل سبب شده تا اين پرونده به دفعات به ديوان عالي برود و حكم قصاص داده شود، اما باز هم براساس اختيارات رئيس محترم قوه قضاييه راي صادره نقض شود و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاهي ديگر ارسال شود.

    به هر حال گويا خانم «شهلا جاهد» بدش نمي‌آيد بازيگر اصلي نمايشنامه‌اي باشد كه خودش سهم عمده‌‌اي در شكل‌گيري آن داشته است.

    فضاي رسانه‌اي ايجاد شده در حول و حوش اين پرونده هم در طولاني شدن راي دادگاه موثر بوده؟

    به دليل ژورناليسم غلطي كه در جامعه ما وجود دارد، اين پرونده خيلي جنجالي شد. ضرورتي نداشت كه اين پرونده در تمام نشريات و روزنامه‌ها و بعضي هفته نامه‌هاي زرد، مورد توجه افراطي قرار گيرد و از طريق مصادره به مطلوب شدن اين موضوع، اين رويداد تحت‌الشعاع قرار گيرد. وقتي ژورناليسم به درستي تعريف نشود، رفته رفته فضايي ايجاد مي‌شود كه حتي مي‌تواند آثار و تبعات آن دامنگير سيستم قضايي شود و يك پرونده اينقدر اهميت كاذب پيدا كند. گفته‌هاي بنده به منزله اين نيست كه نسبت به يك فرد در مظان اتهام، نگاه انساني نداشته باشيم و شخصيت‌ فردي او و محدوده عمل ارتكابي‌اش را از منظر «جرم‌شناسي» مورد بررسي قرار ندهيم.

    اين همان فضايي نيست كه در مورد پرونده شهرام جزايري هم ايجاد مي‌شود؟

    اصولا فضاي عمومي و سياست‌زده جامعه ما از اين نوع سوژه درست كردن‌ها بدش نمي‌آيد. اغلب مسائل اصلي و زيربنايي را فراموش مي‌كنيم و به اين سوژه‌ها توجه مي‌كنيم. فساد اقتصادي را بايد در حوزه «عدالت اجتماعي» مورد بررسي دقيق و همه‌جانبه قرار داد.

    اين جريان‌سازي‌هاي كاذب تاثيرگذار هم هست؟

    آني و مقطعي و ژورناليستي است، اما به هر حال در يك جامعه ــ بيشتر ــ احساسي، تاثير خود را مي‌گذارد.

    قضاتي كه بخواهند راي نهايي پرونده شهلا را صادر كنند، مي‌توانند بدون در نظر گرفتن اين جو رواني كار خود را انجام دهند؟

    گاهي برخي پرونده‌ها وقتي حالتي عمومي و رسانه‌اي پيدا مي‌كنند و متهمان آنها به عنوان يك سوژه ژورناليستي مطرح مي‌شوند، حتي اگر قاضي بخواهد فارغ از تمامي اين جنجال‌ها رسيدگي مستقل خود را داشته باشد و حكم قانوني را بدهد، ناخواسته و به طور اجتناب‌ناپذير در خلوت خود بايد اين ميزانسن بيروني را در نظر گيرد، اما شايسته نيست سيستم قضايي و مجموعه‌اي كه مي‌خواهد درباره چنين پرونده‌هاي مهم يا جنجالي تصميم بگيرد، بازيچه دست يك ژورناليسم شود. شغل قضاوت براي خود تعريف و شان و منزلتي دارد و اگر من بخواهم خودم را هميشه با چنين شرايطي تطبيق دهم، ديگر انتظاري كه جامعه از قاضي دارد تا حكمي درست و عادلانه صادر كند، محقق نمي‌شود.

    آيت‌الله شاهرودي بارها در صحبت‌هاي خود از قضاتي كه حكم زندان زياد مي‌دهند، انتقاد كرده‌اند. از سويي بارها شنيده‌ايم كه اغلب قضات خود تجربه حضور در زندان را ندارند و با اين فضا آشنا نيستند. خود شما به عنوان يك قاضي تا چه اندازه با فضاي زندان آشنا هستيد؟ يكي از سياست‌هاي اصلي دوره رياست آيت‌الله شاهرودي جرم‌زدايي و پيش‌بيني كردن مجازات‌هاي جايگزين زندان بوده است. اين مساله مي‌تواند در مبحث «جرم‌شناسي» از زواياي مختلف مورد ارزيابي عميق قرار بگيرد. اما به اين نكته توجه داشته باشيم كه آيا واقعا ما در يك جامعه‌ سالم به سر مي‌بريم؟ اخيرا آماري اعلام شد كه طبق آن سقف سني بزهكاري و جرم و جنايت در ايران نسبت به گذشته بسيار پايين آمده است. شما هر روز در صفحات حوادث روزنامه‌ها بخش محدودي از جرم‌هايي كه در اجتماع رخ مي‌دهد را با ادبياتي «مودب» مطالعه مي‌كنيد. قتل، مثله كردن جنازه، خيانت‌هاي خانوادگي و زناشويي، سرقت‌هاي مختلف، آدم‌ربايي و ... ديگر از حالت استثنا درآمده است. وقتي در جامعه‌اي اينقدر اخلاقيات و مباني انساني و باورهاي معنوي تعاريف خود را از دست داده‌اند، آيا پيش‌بيني مجازات‌هاي جايگزين (به شكلي عام و مطلق‌نگر)‌ مي‌تواند راه‌حل باشد؟ اين جامعه نياز به واكسينه شدن دارد و تا زماني كه در آن تعادل ايجاد نشود، نمي‌توان گفت زندان بد است. اگر كسي قتل، خشونت، تجاوز به حريم افراد، زندان و... برايش به حالت عادي درآمده، قطعا بايد از جامعه جدا شود و مورد نظارت و مراقبت قرار گيرد تا امنيت عمومي جامعه حفظ شود. قدر مسلم رهنمودهاي رياست محترم قوه‌ قضاييه در مورد «مجازات‌هاي جايگزين» شامل جرائمي خفيف و قابل اغماض است و يا فرد بزهكار تحت عواملي بيروني و غيرقابل پيش‌بيني (فرضا شرايط بي‌ثبات اقتصادي)‌ مرتكب عملي مجرمانه شده و چكش برگشت خورده است.

    در مسائل خانوادگي چطور؟

    متاسفانه گاهي همكاران من براي مجازاتي مانند ترك انفاق 6 ماه يا 3 ماه و يك روز حبس در نظر مي‌گيرند. در يكي از اين پرونده‌ها بعد از مطالعه پرونده متوجه شدم فردي كه كارمند ساده‌اي بوده و همسرش از او تمكين نمي‌كرده و زياد به زندگي زناشويي دل نبسته بوده، به 6 ماه حبس متهم شده است. بر اساس محتويات پرونده، مرد در اين ماجرا مقصر نبوده و همسرش زمينه بحران خانوادگي را فراهم كرده است. پس وقتي براي زوج 6 ماه حبس در نظر گرفته شود، او بعد از رفتن به زندان و تحمل حبس و بازگشت به محيط خانواده‌اش درباره سيستم قضايي چه قضاوتي خواهد كرد؟ اساسا شخصا با صدور حكم حبس براي چنين مواردي موافق نيستم، مگر اين‌كه شخص متهم اصرار به تداوم ارتكاب عمل مجرمانه داشته باشد.

    مرز تشخيص اين مساله كجاست؟

    در مورد بعضي پرونده‌ها مثل صدور چك‌، وقتي كسي صدور چك‌هاي بلامحل متعدد تبديل به كارش شده باشد، بايد مجازات شود؛ اما كسي كه از سر استيصال و بدون پيش‌بيني وضعيت بازار چكي را صادر كرده و برگشت خورده، بايد با نگاه ديگري مورد قضاوت قرار گيرد. شخصا معتقدم تا زماني كه براي جامعه خود نتوانسته‌ايم در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي و فرهنگي، شكل‌يابي درست ساختار كانون خانواده، شرايط مطلوب فراهم كنيم، داشتن توصيه‌هاي يك‌سويه فقط يك مسكن است و راه‌حل نيست.

    نگفتيد زندان هم رفته‌ايد يا نه؟

    وقتي در شهرستان ايرانشهر به عنوان داديار خدمت مي‌كردم، سمت قاضي ناظر زندان را نيز داشتم. به همين دليل، زياد از اين محيط دور نبودم. الان هم يكي از سياست‌هاي قوه ‌قضاييه اين است كه به شكل زمان‌بندي شده قضات در قسمت‌هاي مختلف بتوانند از زندان بازديد كنند و اين بازديد بتواند در نوع تصميم‌گيري آنها و نگاهشان به افراد مجرم و بزهكار موثر باشد و آنها را به دركي عميق‌تر برساند، اما قاعدتا اين كار نبايد فقط به شكل تشريفاتي برگزار شود و لزوما بايد مبتني بر نگاهي كارشناسانه باشد و افراد بعد از رفتن به اين محيط گزارش كار خود را بدهند و متقابلا آن شرايط لازم در اختيار آنها گذاشته شود تا با طيف‌هاي مختلف از زندانيان و مجرمان مواجه شوند و آنها بتوانند حرف‌هاي خود را بزنند.

    به جهت شغل خاصي كه داريد، حتما مراجعه‌هاي دوستانه هم به شما زياد است؟

    ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه همه از آدم انتظار كمك دارند. بخش قابل توجهي از زندگي روزمره من و همكارانم همين مشاوره‌هاي قضايي في‌سبيل‌الله است. اگر آدم بخواهد نسبت به اين خواسته‌ها و مراجعات فاميلي و دوستي و همسايگي بي‌تفاوت باشد، فكر مي‌كنند طرف خودش را مي‌گيرد. البته بعضي از همكاران سعي مي‌كنند حتي به قيمت دلخوري فاميل و آشنايانشان كمي قاطع‌تر باشند و (به قول معروف)‌ به كسي رو ندهند، اما شخصا بارها در حد نوشتن يك لايحه يا مشاوره حقوقي براي ديگران كاري انجام داده‌ام و تلاش كرده‌ام تا كاري كنم كه حتي بدون توسل به سيستم قضايي، اطرافيانم مشكل خود را حل كنند، اما اين كار هم محدوده مشخصي دارد و تا جايي ادامه مي‌يابد كه تقاضاي افراد نامعقول نباشد و اختلالي در كار اصلي قاضي ايجاد نشود.

    ريش سفيدي هم كرده‌ايد؟

    بارها.

    حتما در مسائل خانوادگي؟

    بله و مواردي ديگر... متاسفانه در جامعه ما اختلاف‌هاي خانوادگي خيلي زياد شده و استحكام و قوام خانواده‌ها به دلايل مختلف از قبيل مسائل و بحران‌هاي اقتصادي، از بين رفتن عواطف، شكاف بي‌رويه طبقاتي و قرار گرفتن افراد در موقعيتي كه خود را با ديگران مقايسه مي‌كنند، سير فزاينده مصرفي شدن جامعه و فروپاشي بنيان‌هاي اخلاقي و اعتقادي، متزلزل شده است. به همين دليل درصد قابل توجهي از پرونده‌هاي دادگستري به همين پرونده‌هاي خانوادگي و اختلافات زناشويي اختصاص دارد. اين حجم بالا نشان مي‌دهد جامعه از اين حيث شرايط چندان بساماني ندارد. البته اين بحران آنقدر وسيع و جدي شده و گسست نسل‌ها آنقدر حاد شده كه ديگر قاضي و آ‌دم عادي نمي‌شناسد. روي همين اصل، من قاضي هميشه به اين مسائل اولويت مي‌دهم چون اينقدر اين چيزها فراگير شده كه قاضي و آدم عادي نمي‌شناسد. ريش‌سفيدي هم ديگر چندان كارساز نيست. ممكن است در كوتاه‌مدت دو طرف دعوا به سر زندگي خود برگردند، اما چون باز هم در كانون بحران و مشكلات گوناگون قرار مي‌گيرند، نتيجتا روضه‌خواني و نصيحت امثال بنده محدوديت و سقف زماني دارد.

    چرا خيلي از قضات و وكلا تمايلي به پذيرش پرونده‌هاي خانوادگي ندارند؟

    چون اعصاب خردكني حاكم بر جريان رسيدگي به اين پرونده‌ها و نگاه ــ‌ عمدتا ــ بدبينانه اصحاب دعوا و خانواده‌هايشان به قاضي رسيدگي‌كننده باعث مي‌شود او در وضعيتي قرار گيرد كه ترجيح دهد به موضوع‌هاي ديگري رسيدگي كند. موضوع‌هاي ديگر انرژي قاضي را تا اين حد نمي‌گيرد و ذهن او را خسته نمي‌كند. يك بخش ديگر اين ماجرا هم شايد اين باشد كه قاضي (از نظر رواني)‌ حس مي‌كند رسيدگي به اين پرونده در درازمدت مي‌تواند در مناسبات خانوادگي و نوع برخوردهاي خودش با افراد خانواده نيز تاثير بگذارد.

    در قانون براي نامردي و بي‌معرفتي هم مجازاتي تعيين شده؟

    (با خنده) اين مساله كه ديگر همه‌گير شده است. اگر بخواهيم براي آن مجازاتي تعيين كنيم، بايد كميسيون حقوقي و قضايي مجلس مصوبه‌اي را با قيد فوريت به تصويب برساند. نامردي و بي‌معرفتي زماني مي‌توانست پايان‌دهنده يك رفاقت باشد، اما الان ممكن است ماجرا به شكل «چشم در برابر چشم» اتفاق بيفتد و حادثه‌اي خونين را موجب شود كه نمونه‌هاي عيني‌اش را در صفحات حوادث روزنامه‌ها مي‌خوانيد.

    چرا هميشه لباس تيره مي‌پوشيد؟

    كلا از رنگ‌هاي تيره خوشم مي‌آيد. اما دليل ديگرش (بدون آن‌كه بخواهم تظاهر بكنم و ادا در بياورم)‌ اين است كه تا زماني كه عدالت فراگير نشده، مي‌خواهم سياهپوش فقدان عدالت اجتماعي باشم.


    منبع خبر : جام جم آنلاین
    یكشنبه,6 مرداد 1387 - 5:24:43

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات