|
چقدر اين يادداشت، من رو ياد سنتوري انداخت. شناخت ارزش هاي هامون نزديك به يك دهه و نيم زمان برده. و حالا همه فهميدن كه با چه شاهكاري طرفن و روز به روز عاشقاي فيلم بيشتر ميشن. در حالي كه اون موقع ها كه هامون تازه ساخته شده بود اكثر منتقدها مخالف فيلم بودن. ولي الان همونها هم روشون نميشه كه حرفهاي اون موقعشون رو تكرار كنن! اما ستوري؛سنتوري استاد هم مثل هامون ميمونه دقيقا. بيشتر از نيمي از منتقدها مخالف سر سخت فيلم هستن و حتي جمعي از عوام هم از فيلم خوششون نمياد. ولي اونايي كه سنتوري رو عاشقانه دوست دارن، عشق و علاقشون همونطوريه كه نسبت به هامون دارن. آقاي قادري يادته گفتي شناخت ارزش هاي سنتوري دو دهه زمان ميبره؟ واقعا كه گل گفتي.به قول همين يادداشت:تاريخ؛ قاضي عادل و قدرتمنديه و اونه كه همه چيز رو ثابت مي كنه. فيلمهاي مهرجويي همه براي ماندگاري در تاريخ ساخته شدن و با گذشت سالها تازه ارزشهاي فيلم بيشتر از قبل خودش رو نمايان مي كنه و عاشقانش بيشتر ميشن و جايگاه بي نظيري در تاريخ سينماي ايران به دست مياره. روزي رو مي بينم كه 15 سال بعد، همين منتقدهاي مخالف سنتوري روشون نشه كه حرفهاي الانشون رو در قبال اين فيلم تكرار كنن و عاشقاي فيلم روز به روز بيشتر ميشن و سنتوري تبديل به اصلي ترين فيلم كالت سينماي ما ميشه. صبر كنيد... تاريخ خودش قضاوت مي كنه. تاريخ بود كه هامون و ليلا رو به جايگاه اصليشون برد و همين تاريخ سنتوري رو هم به جايگاه رفيعش در سينماي ايران خواهد برد. همين منتقدها آماده باشن تا باز هم حرفهاشون رو پس بگيرن!! عاشقاي سنتوري همين جوانهايين كه عاشق هامون هم هستن و نسلهاي آينده تمام دغدغشون رو در سنتوري و علي خواهند ديد... صبر كنيد...صبر كنيد... اما نكته ي ديگه اينه كه بعضي فيلمها جدا از قدرتشون، به دليل شرايط زمان و تاثيري كه تو سينما گذاشتن فيلمهاي مطرح و محبوبي ميشن. مثلا همين فيلم گاو مهرجويي كه همواره جزو 3 فيلم برتر تاريخ سينما قرار گرفته. در كارنامه ي مهرجويي، گاو از لحاظ بزرگي و ساختاري جايگاه متوسطي داره. ولي به خاطر نقش مهمي كه در تاريخ سينماي ايران ايفا كرد تبديل شد به برترين فيلم كارنامه ي مهرجويي. در بعد از انقلاب هم فيلم هامون با اينكه فيلم بسيار بزرگ و استثنايي اي هست، ولي دليل اصلي اينكه براي منتقدان تبديل شد به بهترين فيلم مهرجويي در بعد از انقلاب و بهترين فيلم بعد از انقلاب اين بود كه جدا از كليت خود فيلم، يه فيلم متفاوت با تاريخ سينماي ايران از حيث محتوا و ساختار و روايت هست و همرو حيران خودش كرد و فصل جديدي در سينماي ايران ايجاد كرد. وگرنه مثلا شخص من علي رغم تمام عشق و علاقم به شاهكار هامون، ولي درخت گلابي رو در راس تمام فيلم هاي مهرجويي ميدونم.كه ملموس ترين عشق تاريخ سينماي ايران رو نشون داد و انصافا بهترين فيلم مهرجويي و بهترين فيلم بعد از انقلاب هست. راستي كاش مي شد اينجور مرور خاطرات و يادداشتهاي منتقدها در مورد فيلم هاي مهم، فقط محدود به هامون و اونم به خاطر از دست دادن خسرو شكيبايي نشه. خوب ميشه كه هر چند وقت يكبار براي ديگر فيلم هاي بزرگ، مثل درخت گلابي - ليلا - ناخدا خورشيد و... هم اين كارها رو كرد.
|