سينمای ما - نگاهي به فيلم «همیشه پای یک زن در ميان است»: / اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود
چهارشنبه 13 آذر 1387 - 2:47
اخبار:      • در جستجوی پاسخی بر یک سوال؛ / آیا فیلمبرداری فیلم «یک بوس کوچولو» به آرامگاه کوروش آسیب رسانده است؟      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (118 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (76 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1019 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1170 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



نگاهي به فيلم «همیشه پای یک زن در ميان است»:
اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود
اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود


سينماي ما- داود زاد مهر: مشکلی که فیلم کمال تبریزی با آن روبه‌روست همان مشکلی است که اغلب فیلم‌های کمدی این سال‌های سینمای ما با آن روبه‌رو هستند. موقعیت‌های کمیک فیلم به جای این‌که در فیلمنامه شکل بگیرند و روند معقولی را در مسیر داستان شکل بدهند و در عین خنده‌دار بودن موجه نیز باشند، تبدیل می‌شوند به تک‌صحنه‌های هجو یا حتی بی‌معنایی‌ که نه‌تنها کارکردی در داستان ندارند، بلکه در اغلب اوقات به حدی سطحی و گاه دستمالی‌شده هستند که تماشای آن‌ها برای بار دوم حتی قابل تحمل هم نیست.

منطق لحظه‌های کمیک «همیشه پای یک زن در ميان است» آشکارا پارودی است. تیرهایی که از محل نامعلومی رها و باعث بیهوشی می‌شوند، تصادف‌های وحشتناکی که در خیابان رخ می‌دهد بدون این‌که کسی آسیب ببیند، تیری که در سالن رها می‌شود و در حیاط به دست آبدارچی می‌خورد و بسیاری از اتفاقات دیگر. اما حتی در چنین فیلمی مبنای شوخی‌های فیلم را بیش از حد بر اصل غافلگیری قرار دادن باعث شده تا بخشی از آن‌ها منطق حضور خود را در فیلم حتی در قالب هجو از دست بدهند و گاه نه‌تنها خنده‌دار نیستند، که به قلقلک دادن زوری کارگردان برای گرفتن خنده‌ی بیشتر شبیه‌اند. مثلا همسایه‌ی نحیف امیر که وقتی قصد دارد همراه امیر بیرون برود در پاسخ به سؤال امیر که از او می‌پرسد کجا می‌رود می‌گوید بادی بیلدینگ، یا در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم زمانی که جاهد در نمایی کلوزآپ مشغول صحبت تلفنی با امیر است همزمان که او مسئله‌ای را با مثالی از ماهی گرفتن برای امیر توضیح می‌دهد قاب تصویر باز می‌شود و ما جاهد را می‌بینیم که با قلاب مشغول ماهی گرفتن از آکواریوم داخل خانه‌اش است! یا حتی زنی که به مانند گوینده‌ی اطلاعات فرودگاه در محضرخانه (با آن شماره مثلا خنده‌دارش) مشغول گفتن تک‌جمله‌های هشدار دهنده و آگاه‌کننده است. اغلب این دسته شوخی‌ها به لحاظ نحوه تعریفی که فیلم از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ارائه می‌دهد قابل توجیه نیستند و در روند تاثیرگذاری بر داستان گاه حتی مثل مورد اول کل صحنه و مثل مورد دوم و سوم خود شوخی قابل حذف هستند بدون این‌که خللی در روند روایت قصه پیش بیاید. از سویی دیگر، نشناختن مرزهای یک کمدی خانوادگی و یک کمدی تین‌ایجری از سوی کارگردانی که حداقل یکی از بهترین کمدی‌های تاریخ سینمای ما یعنی «لیلی با من است» را ساخته (که اتفاقا حفظ مرزها و خط قرمزهای آن فیلم بسیار خطرناک‌تر از این نوع کمدی بود) اندکی عجیب است. اصرار بر شوخی «مردهای زنباره» که هر چه فیلم پیش می‌رود تندتر نیز می‌شود، بعد از چند بار تکرار مشمئز کننده است و اگر نبود بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی و به‌ویژه بهترین اجرای او در فیلم که با گریه ماجرای کارت ویزیت گرفتن‌ها را تعریف می‌کند، واقعا این شوخی‌ها بعد از گذشت یک سوم فیلم غیر قابل تحمل می‌بود. در واقع خود این مسئله که دختر جذابی در کنار چند مرد وجود دارد که همه به دنبال تصاحب او هستند یکی از خطوط اصلی کمدی‌های جوانانه-جنسی هالیوودی است که چندان دخلی به کمدی خانوادگی ندارد. بحث بر سر خوب یا بد بودن این نوع کمدی نیست، بلکه این‌گونه فیلم‌ها در دنیا مشتریان خاص خود را دارد و تکرار چنین شوخی‌هایی برای بیننده‌ی عام پس‌زننده است. جدای از این مسئله نیز گاه به نظر می‌رسد تکرار چندباره این شوخی‌ها به قصد افزایش زمان فیلم انجام گرفته است و البته احتمالا یکی از دلایل این امر هم کم‌مایه بودن اصل اثر یعنی مجموعه داستانی «غیر قابل چاپ» برای تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی بوده، که فیلمنامه‌نویس و کارگردان ناچار شده‌اند مدام داستانک‌های بی‌اهمیتی را وارد آن کنند و البته در نهایت نیز فیلم را با تحول اساسی یکی از قهرمانان (به سبک سایر فیلم‌های تبریزی) به پایان برسانند.

آن‌چه امروزه در سینمای ما مشهود است پس رفتن کارگردان‌های قدیمی در ساختن فیلم‌هایی است که حداقل خود آن‌ها زمانی در ساخت‌شان تبحر نشان داده بودند. داودنژاد، جیرانی، صدرعاملی و حتی مهرجویی، همه‌ی فیلم‌هایی در یک محدوده ژانری می‌ساختند که سابقا چند بار در اجرای‌شان موفق نشان داده بودند، ولی گویا ناگهان و مشخص نیست به چه دلیل همه تبحرشان را از دست داده‌اند. تبریزی که روزگاری حتی در ساخت فیلم‌های کمدی کمیابی در سینمای ما مثل کمدی سیاه حتی با استفاده از چند نابازیگر (مهر مادری) هم موفق بود، حتی نتوانسته از یک داستان حاضر و آماده و با استفاده از چند بازیگر خوب فیلمی متوسط بسازد و در نهایت تماشاگر را با چند تک‌صحنه‌ی بی‌چفت و بست رها می‌کند و فیلم او نیز دچار همان مشکل اصلی و اساسی سینمای ما می‌شود، روایت ساده و جذاب یک داستان معمولی.


منبع خبر : وبلاگ فيروزه
سه شنبه,22 مرداد 1387 - 5:3:41

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

احسان
سه‌شنبه 22 مرداد 1387 - 5:12

بد نبود.*مرسي*

....................... يك بار سر بزنيد::::::::::::::::::::

آنونس؛عكس؛مشخصات فيلمهاي امروز سينماي ايران ( به روز )

{ جديد ها و ناياب ها } د ر

http://edv.blogfa.com

nana
سه‌شنبه 22 مرداد 1387 - 11:46

merc azatun mamnunam

الناز
سه‌شنبه 22 مرداد 1387 - 12:5

واقعا حق با شماست با دیدن این فیلم جدا از سینا ناامید شدم چند وقتی که به قول کیانیان سینما دیگه شورو شوقی نداره فیلنامه بی سر وته دیالوگای ضعیف شخصیت هایی که هرکدوم تداعی کننده نقش های قبلی خود بودند (البته به نظر من با سطح پایین تر )طنزی که فقط وانمود می کرد طنزه (البته خیلیا وسط سینما کلی خندیدند).دلم واسه یه فیلم خوب حسابی تنگ شدراستی شما فیلم خوب سراغ دارید ؟


سه‌شنبه 22 مرداد 1387 - 12:31

bazie khube golshifte farahani?????????

golshifte farhani faghat khub gerye mikone motasefane zaeif tarin bazish bud

dar kol ba naghdetun kamelan movafegham

saeid
سه‌شنبه 22 مرداد 1387 - 22:10

اصلا" هیچ شکی در این تیتر خبر نیست . البته ره آورد عزیز خیلی خیلی خیلی ..... بیشتر.

نيلو
چهارشنبه 23 مرداد 1387 - 5:26

فيلم اصلا، فيلم گلشيفته و رضا كيانيان هست. گلشيفته به همه ثابت كرده كه ميتونه ساده ترين نقشها رو هم خوب بازي كنه. ايشالله همچنان بتازه.

ن.ق
چهارشنبه 23 مرداد 1387 - 11:24

فيلم بسيار زيبا بود و بازي گلي فراهاني هم خوب كه البته به پاي ميم مثل مادر او نميرسد .

آریا
چهارشنبه 23 مرداد 1387 - 16:43

اصلاً از بازی فراهانی خوشم نیامد. بازی او چه چیزی بیشتر از حضورش در میم مثل مادر داشت؟ تصور کنید وسط فیلمی که قرار است کمدی باشد، گلشیفته یا مدام دارد گریه می کند و یا عصبی است. این عصبیت بی جای او هم وقتی در تعارض با محیط اطرافش قرار می گیرد، اصلاً جالب از آب در نمی آید. خدا را شکر که بعد از میم مثل مادر، فراهانی گریه کردن را خوب یاد گرفته است. وگرنه در این فیلم چه کار دیگری می توانست بکند؟ کجاست گلشیفته فراهانی بوتیک؟

محمدرضا
چهارشنبه 23 مرداد 1387 - 23:34

واقعا فيلم بسيار مظخرفي بود.من كه اينقدر لجم گرفته بود كه ميخواستم وسطاي فيلم (تو سينماي نيشابور) برم. من موندم گلشيفته واسچي تو اين فيلم بازي كرده واسه پول يا اينكه كارگردان خوبي داره (واسه ساخت ليلي با من است) مگه هركي يك بار كار خوبي ساخت ميتونه واسه هميشه ماندگار باشه. اينقدر ازينا الكي بت نسازيد. من كه فقط گول اسم اين فيلمو خوردم و ميدونستم فيلمايي كه هميشه با تبليغ و جنجال همراهند از همه بدترند.

كامران
پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 0:37

با اين نقد كاملا موافقم. تنها نكته خوب اين فيلم بازيهاش بود. از گلشيفته فراهاني بگير تا مهران مديري و رضا كيانيان و اون بازيگرهاي نقش هاي فرعي كه اغلب بازيگرهاي خوب تئاتر بودن. در واقع اين تيم به معناي حقيقي كلمه بازي مي كرد. اونم يه بازي قوي سينمايي و حساب شده. نه مثل خيلي از به اصطلاح طنزها كه دلقك بازي هاي طنزهاي روتين رو عينا تو فيلم هاي سينمايي هم تكرار مي كنن!

علت اينكه چرا داورهاي جشنواره فجر و يا مثلا همين منتقد بازي گلشيفته فراهاني در اين فيلم رو درك كردن و گفتند كه بازي خيلي خوبيه، اينه كه نگاه حرفه اي و مطالعه شده اي به سينما و بازيگري دارن. خيلي از افراد و مثلا دوست عزيزي كه در بالا كامنت داده، بسيار سطحي به بازيگري نگاه مي كنند و چون مطالعه ندارند، از روي عوام گري انتظار دارند كه حتما يك نقش خاص و پيچيده و يك بازي سنگين و شلوغ رو ببينند تا بگن كه طرف عالي بازي كرده! در حالي كه بزرگي هر نقش آفريني رو بايد با توجه به ادعا و بضاعت اون نقش سنجيد. در واقع نبايد براي مثال نقش مريم در اين فيلم رو با شاه نقش سپيده در ميم مثل مادر مقايسه كرد.

گلشيفته فراهاني با توجه به بضاعت نقش مريم، بازي عالي اي انجام ميده و در واقع يك بازي خوب براي يك نقش معمولي ارائه ميده..... اونم تو يك فضاي جديد كه نه تنها براي خودش تازست بلكه براي سينماي ما هم تازست. اين مهمه. هموني كه اين منتقد عزيز و يا داوران جشنواره فجر و خيلي هاي ديگر متوجهش شدند.

غزل
پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 5:18

گلشیفته خانم محبوب مواظب باش که داری به بازیگر مورد نیاز گیشه تبدیل می شی !درسته که خوب گریه کردی ولی این گریه ها وبغض ها داره تکراری میشه!!!!!

با اینکه از مهناز افشار خوشم نمیاد ولی فیلم انعکاس رو ترجیح میدم به این فیلم که با پوسترهای از همه جهت گلشیفته و اسم کارگردانش همه رو به سینما کشو نده اسم فیلم هم بی تاثیر نبوده همیشه پای یک زن در میان است همه می خوان بدونن زنا چیکار می کنن.......همیشه کلمه زن روی فیلم ها وسوسه انگیزه:همیشه پای یک زن در میان است _ زن دوم _زن ها فرشته اند _زن زیادی _دو زن

ghazal
پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 6:48

hhamiiisshhee ssiiinnnaammmaaaayyyeee ma aaliye. goli jan vaghan #1 hastesh

ghazal
پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 6:51

bebinid. man mikham to in sit ozv besham . ama nemidonam chejori!!!!! plz help me. mer30

Niloofar
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 14:58

berin baba ba in nazaratoon,filme khoob nadidin. 10 raghami

شيوا
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 14:33

نقد خوبي بود من گمان نمي كردم اين فيلم اين باشد راستش بازي گلشيفته چيز نويي نداشت من بيشتر بازي مهران مديزي و رضا كيانيان را تاييد ميكنم فيلماصلا جالب نبود

cna
شنبه 9 شهريور 1387 - 1:11

be nazare man naghde kamelan moghrezaneii bud va montaghede aziz darke dorosti az sinamaye fantezi nadare

cna
شنبه 9 شهريور 1387 - 1:19

goli yeki az badtarin bazihash ro anjam dade bud kamelan be dur az darke fazaye film

تارا
سه‌شنبه 19 شهريور 1387 - 16:21

به نظر من اين جاهايي كه شما مي گن بيش تر فضاي فانتزي فيلم رو تشكيل مي داد منم باهاش مشكلي نداشتم!هر كي رو هم كه ديدم از سالن سينما بيرون اومد تقريبا راضي بود...

آزی
چهارشنبه 27 شهريور 1387 - 4:6

اصلا انتظارش رو نداشتم با چنین فیلم چرتی روبرو بشم فقط کیانیان عالی بود و گلشیفته هم یک نقش ساده ومعمولی رو با بی تفاوتی بازی کرد.

صحنه های مربوط به منشی امیر (مخصوصا حضور مادرش در محل کارش) من رو یاد فیلم دزد عروسکها انداخت.

صحنه های مسخره تو این فیلم کم نبود ار قسمت قرار در رستوران گرفته تا صدای لطیف و عاشقانه خانم قاضی

از هیچ کروم عوامل چنین انتظاری نمی رفت.

نرگس
يکشنبه 14 مهر 1387 - 14:30

به نظر من هم فيلم زياد جالبي نبود در هر صورت فروش بالاي اين فيلم و مي شه فقط به بازيه گلشيفته و رضا كيانيان ربط داد و گرنه فيلم بي محتوايي بود . در هر صورت گلشيفته هم مثل هديه تهراني يه مدت تو هر فيلمي بازي كنه فروشش خوبه اما اونم تا يه حدي ...

0
چهارشنبه 6 آذر 1387 - 3:50

اسم فیلم با موضوع فیلم فرق داشت مثل اینکه سیب زمینی خام رو جای سیب فرانسوی گاز بزنیم

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.540431976318 seconds.