سينمای ما - پاسخ امیر قادری به مقاله‌ای از سعید عقیقی درباره کوئنتین تارانتینو / هر چند استاد نیازی به دفاع ما ندارد...
يکشنبه 14 تير 1388 - 3:24
• در شرایطی که حدود دو هفته تا نخستین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران باقی مانده؛ / امشب تماشای آخرین حضور تصویری شکیبایی فقید را از دست ندهید      • تکلیف تماشاگران فراوان این برنامه تلویزیونی مشخص نیست؛ / گزارشی درباره احتمال تعطیلی برنامه «90»      • سازنده «هفت‌تیرهای چوبی» و «بگذار زندگی کنم» تنهای‌مان می‌گذارد؟ / شاپور قریب اعلام کرد که اگر این فیلم‌اش را بسازد دیگر کاری با سینما ندارد      • دو خبر از امین حیایی؛ / 1- فیلم تازه‌اش روز جمعه 29 میلیون فروخت 2- برای پروژه تازه‌اش به مالزی می‌رود      • در باشگاه فیلم تهران؛ / امیر قادری و مهرزاد دانش، درباره «شک» جان پاتریک شانلی گفتگو می‌کنند      





نظر سنجی

با توجه به برنامه هاي اعلام شده برنامه هاي فرهنگي كدام نامزد رياست جمهوري را براي آينده سينماي كشور مفيد مي دانيد ؟




سينماي جهان
معرفی کامل فیلم «بالا» - حامد مظفری
تبهكاري كه اسطوره شد -به پیشواز فیلم تازه مایکل مان- با چند عکس از فیلم
رايان رينولدز با «ددپول» از «مردان ایکس» مستقل می‌شود
ژاک ریوت برای شیر طلایی ونیز رقابت می‌کند
کارل مالدن، اسطوره سینمای کلاسیک درگذشت + عکس‌ها
بازنده‌ترین مرد اسکار این بار جا را برای اسکار «تغییرشکل دهندگان 2» باز کرده
معرفی کامل فیلم «پیشنهاد» - حامد مظفری
ديويد فينچر درباره شبکه اجتماعی فيس‌بوك فيلم مي‌سازد
ساترن جوایزش را به «شوالیه تاریکی» داد
اولين عكس‌های «آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون
نسخه بلو ری «گلادیاتور» با 11 ساعت تصویر اضافی
ستارگان سینما در نقش حیوانات باغ وحش


درباره الي ...


  (599 رأي)

کارگردان:
اصغر فرهادي
-------------------------------------
پاتو زمين نذار


  (37 رأي)

کارگردان:
ايرج قادري
-------------------------------------
خروس جنگي


  (39 رأي)

کارگردان:
مسعود اطیابی
-------------------------------------
امشب شب مهتابه


  (31 رأي)

کارگردان:
محمدهادی کریمی
-------------------------------------
هرچي تو بخواي


  (12 رأي)

کارگردان:
محمد متوسلاني
-------------------------------------



پاسخ امیر قادری به مقاله‌ای از سعید عقیقی درباره کوئنتین تارانتینو
هر چند استاد نیازی به دفاع ما ندارد...
هر چند استاد نیازی به دفاع ما ندارد...


سینمای ما - امیر قادری: (تقدیم به مهدی عزیزی) 1- احساس می‌کنم درباره مقاله اخیر آقای سعید عقیقی در رد و نقد کوئنتین تارانتینو و سینمایش و شارحان و دوستداران و هواداران‌اش، باید چیزی بنویسم. نه به این دلیل که تارانتینو و شارحان و طرفداران‌‌اش، احتیاج به دفاع در مقابل چنین مقاله‌ای دارند. بیش‌تر به این خاطر که این نوع نوشتن، این نوع نگاه به دنیا و فیلم‌ها، به نظرم یک جور آفت است که سال‌هاست فضای روشنفکری ایران را تهدید کرده است. جای چیزها را عوض کرده است. قیافه‌ای حق به جانب گرفته و «کم‌سوادی» را به جای «سواد»، «سطحی‌نگری» را عوض «عمق و درک» و «هجو» را در پوشش «جدیت» عرضه کرده است.
 2- سعید عقیقی ادعا می‌کند که دوستداران این پدیده مجبورند در قامت هوادار ظاهر شوند تا منتقد. و این که ساده کردن یک پدیده، لازمه اثرگذاری است. اتفاقا این خود عقیقی است که مجبور شده بحث را به سطح بیاورد، معمولی و پیش پا افتاده‌اش کند، تا خودش هم بتواند در آن شرکت کند. پس دلایلی که از زبان به قول خودش هواداران تارانتینو در دفاع از این «پدیده» می‌آورد، چهار تا دلیل سطحی است، از آن‌ها که احتمالا همین منتقدهای منطقی و تحلیل‌گر! احتیاج دارند تا بتواند اهمیت یک فیلم یا فیلمساز را به مخاطب‌های‌شان منتقل کنند. از جمله: «پراندن واژه‌های چون پست مدرنیسم...»، و این که آن چه تارانتینو به آن ارجاع داده «از معده فیلمسازان آشغال‌ساز دیگر درآمده» و این که خط داستانی فیلم‌های استاد «تازه» نیست، و این که خشونت فیلم‌های تارانتینو، «بازتاب همان خشونتی است که توسط رسانه‌‌ها جریان دارد.»
3- پس منتقد افشاگر ما برای این که بتواند بحث کند و در این بحث پیروز شود، دلایلی از سوی هواداران تارانتینو می‌آورد و بعد ردشان می‌کند، دلایلی که اصلا دلایل اصلی علاقه ما به استاد و آثارش محسوب نمی‌شوند. یعنی ما مثلا پالپ فیکشن را دوست داریم، به این خاطر که شکست روایی دارد؟ یا ارجاع‌های مختلفی به متون هنری یا غیر هنری دیگر دارد؟ یا داستان‌اش «تازه» است؟ یا بحث‌های اجتماعی معمولی، مثلا خشونت حاکم بر رسانه‌‌ها را بازتاب می‌دهد؟ یا می‌شود واژه پست مدرنیستم را درباره‌اش به کار برد؟ این‌ها همان چیزهایی است که به نظر آقای عقیقی ارزش آمده و در مرحله بعد، نوشته که در مورد تارانتینو، مصداق و کاربرد درستی ندارند. ما که تارانتینو را به چنین دلایلی دوست نداشته‌ایم که حالا نگران رد شدن‌شان باشیم. نقد اجتماعی رسانه‌‌ها و تازگی داستان و ارجاعات بینامتنی و شکست‌های روایتی و ایده‌های پست مدرنیستی را که در آثار فیلمسازهای بد یا متوسط هم می‌شود پیدا کرد. یعنی مثلا اگر منابع ارجاع و استناد تارانتینو از نظر عقیقی، آثار هنری باارزش‌تر بودند یا بازتاب خشونت در رسانه‌ها، در فیلم‌هایش به شکل بهتری نمود می‌یافت یا داستان‌های فیلم‌هایش دست اول بودند یا شکست‌های روایتی او در طول این سال‌ها کهنه و تکراری نمی‌شدند، آن وقت تارانتینو فیلمساز خیلی مهمی بود؟ عقیقی می‌خواهد ثابت کند که تارانتینو تحت تاثیر گدار نیست یا برعکس آن چه موافقان آثار فیلمساز می‌گویند نتوانسته ارجاع درست و درمانی از آثار استاد در فیلم‌هایش بدهد. یعنی اگر ارجاع درست داده بود، آن وقت می‌شد فیلمساز خوب؟ این همان بحثی است که به نظرم به سطح آورده می‌شود، هم قد منتقد مخالف می‌شود، تا بشود درش شرکت کرد و دلیل آورد. این همان سطحیت‌ای است که گفتم به نظرم جانشین سواد شده است. عقیقی به عنوان نویسنده مقاله عکس خودش را می‌اندازد روی آن چه که قبول‌اش ندارد و با این تصویر موهوم می‌جنگد. و باز درست به خاطر همین درک سطحی است که تفاوت کلاس بین فیلم‌های روبرتو رودریگوئز (که البته سین سیتی‌اش را خیلی دوست دارم) با تارانتینوی بزرگ را متوجه نمی‌شود و وسط مقاله، طعنه‌ای هم به رودریگوئز می‌زند. چرا؟ چون در این فضا تفاوت‌ها قابل تشخیص نیست. چون آن چه در تارانتینو دیده، در آثار رودریگوئز هم وجود دارد، پس می‌تواند خیلی راحت کنار هم بنشاندشان. تازه بعد از این است که ادعاهای آقای منتقد شروع می‌شود که: «آيا فیلم نکته باریک‌تر از مویی دارد که متوجه‌اش نشده باشیم؟» و این که رمز گشایی جهان متن: «وقتی هیچ رمزی وجود نداشته باشد، لذت بیش‌تری دارد.» حرف ما این است که بله، نکته باریک‌تر از مو وجود دارد، و درست یا غلط بارها درباره‌شان نوشته‌ایم و بالاخره می‌نویسد که: «پیش از باران میلکو مانچفسکی [در مقایسه با پالپ فیکشن]به این دلیل دیده نشد که فیلم آمریکایی نبود و گنگسترهایش به همدیگر فحش نمی‌دادند.» یک بار دیگر جمله آخر را بخوانید. ادبیات و نوع استدلال‌اش برای‌تان آشنا نیست؟ این همان لحظه‌ای است که تفاوت بین روشنفکر ما و انواع و اقسام افراط گرایان دیگر، به باریکی یک مو می‌رسد. استدلال یکی است. لباس‌اش عوض شده است.
 4- محض اطلاع اما خدمت‌تان عرض کنم تارانتینو و سینمایش را دوست داریم، عاشق‌اش هستیم، نه به خاطر پست مدرن بودن و شکست روایی داشتن و ارجاعات بینامتنی و تاویل‌ها و تازگی داستان‌هایش؛ بلکه به این خاطر که لحن درستی از زمانه و روزگار ما را به دست می‌دهد. به خاطر درک پیچیده‌اش از آن چه روح زمان به نظر می‌رسد، به خاطر این که لحظه حقیقت را در ترکیب پیچیده‌ای از واقعیت جاری و آن چه رسانه‌ها تولید می‌کنند، خشونت و طنز، اسطوره و زندگی روزمره، ایمان و گیج و محوی می‌بیند که این روزها دچارش هستیم. این که درک درستی از زندگی در زمانه خودش دارد. و این که «دستشویی» را از باقی اتاق‌های خانه جدا نمی‌کند و حتی به دقت نشان‌اش می‌‌دهد. به خاطر روزآمد کردن ایده اصلی فیلم‌های گنگستری در «سگ‌های انباری»، که ایده اعتماد و خیانت میان دو گروه پلیس و دزد را به سطح متعالی درباره اعتراف مسیحی و در عین حال یک پوچی دهشتناک می‌کشاند. به خاطر درک محشرش از روزگار نو در بیل را بکش‌ها، که چه قدر فرود آمدن از ساحت اسطوره به زندگی روزمره دشوار است، و چه انرژی آزاد می‌کند، انرژی به قدر کشتن بیل. به خاطر درک و طرح درست امکان رستگاری در زندگی شهری معمولی، در «لحظه»‌ای که اتفاق می‌افتد و طرحی که از «برادر بزرگ» و شکل پیچیده کنار آمدن با آن در همه فیلم‌هایش می‌دهد: از مارسلوس والاس تا بیل. این ستون دارد تمام می‌شود و حرف‌ها مانده است... اما این را هم بگویم که باز مثل اشکال دیگر این مدل نوشتن و اظهار فضل، نویسنده به کلی از درک «ظاهر» ناتوان مانده است. از اشاره به «سلیقه»‌ای که قرار نیست در پناه آن چه به نام «باطن»، بر آن ارزش نهاده می‌شود، پنهان بماند. از تن صدای دیوید کارادین به نقش بیل، از ترانه شیواری روی عنوان‌بندی آخر قسمت دوم بیل را بکش، از کاناپه گرد خانه بیل و نور بنفش بوفه اتاق‌اش، از ریتم و شکل حرکت دست‌های کارادین موقع ساندویچ درست کردن برای بچه، یا وقتی قبل از مرگ، دست‌اش را روی صورت‌اش می‌کشد و با غرور از زنی که دوست‌اش دارد و در عین حال او را کشته می‌پرسد چطور به نظر می‌آم؟ و زن جواب می‌دهد: دیگه آماده شدی. و شکل افتادن‌اش برای مردن. و این اولین بار نیست که این نوع نگاه فاضل مابانه، «ظاهر» را قربانی می‌کند، چون درباره باطن نادیدنی می‌شود سطحی حرف زد، اما درک اهمیت ظاهر، و تفاوت نهادن میان ظاهر خوب و بد کار آسانی نیست. در رو ندارد. آقای عقیقی، سکانس اول سگ‌های انباری را دوست داریم، نه به تصور شما، فقط به این خاطر که حرف زدن چند مرد دور یک میز در یک نمای طولانی است. (می‌بینید؟ باز هم ایده دیده شده، نه ظاهر اجرا) بلکه به خاطر صدای مردها، صورت‌های‌شان، حرکات دست و بدن‌شان و استیو بوشمی‌شان. همه حرف‌ها مانده و ته ستون است. پس مجبور شدم همه مثال‌ها را فقط از یک سکانس فیلم‌هایش بزنم. از سکانس ماقبل آخر جلد دوم بیل را بکش. 5- کار آقای عقیقی در نوشتن این ستون و تعیین سطح بحث درباره تارانتینو و بعد هم به خود جواب دادن، آدم را یاد آن لطیفه می‌اندازد که: «یارو پارچه‌ای برد پیش خیاط و گفت: بگیر بدوز، فقط حواس‌ات باشد آستین‌هایش کوتاه نشود... یقه‌اش هم کج و کوله نشود... جادکمه‌‌هایش هم بد از آب درنیاید... سرشانه‌هایش هم قالب تن‌ام باشد... اصلا بده ببینم بابا، لازم نکرده بدوزیش.» این طوری شد که مرد خیاط سال‌های سال به کارش ادامه داد و این رفیق ما بود که بی لباس ماند.
دوشنبه,28 مرداد 1387 - 6:47:12

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات


دوشنبه 28 مرداد 1387 - 12:1
0
موافقم مخالفم
 

آقا چه خبره؟ اين همه دلبستگي براي يك منتقد خوب نيست ، باوركن! مردي كه به قول خودت «دستشویی» را از باقی اتاق‌های خانه جدا نمی‌کند!!!!!!!!!! كه اينهمه هياهو نداره.

حمیدرضا رفعت نژاد
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 15:11
0
موافقم مخالفم
 

با نظرتان موافقم ولی تا یک جایی !

درست است ،تمام آنچه گفتید را قبول دارم ، اما این ها که گفتید چیز منحصر به فرد و شاخصه ، به آنصورت به حساب نمی آید ، چرا ؟ زیرا تمامی آنچه گفتید به علاوه ی تکنیک بیشتر و زبان فاخر تر و حرف های مهمتر و بازتاب زمانه و مردم و.... به علاوه ی اعتراف خود تارانتینو ، در فردی مانند اسکورسیزی هم می بینیم ، اما چه طور است که درباره ی این استاد بلا منازع طرفداری این چنین سینه چاک پیدا نمی شود تا رجحان او را بر امسال کیشلوفسکی پرستانی که حتی شاید یک فیلم هم از او ندیده باشند به رخ بکشند ؟با اینکه بسیاری از آن روشنفکران و (...) دائما به سینمای اسکورسیزی ایراد می گیرند و اشکال وارد می کنند ! و چرا اینقدر که کوئنتین مطرح شده است و موافقان و مخالفانش جبهه بندی کرده اند و خط و نشان می کشند ، مارتین نه طرفدار آنچنانی دارد و نه مخالف آنچنانی علی رغم اینکه به مراتب بزرگتر و ارزشمند تر از تارانتینوست. آیا واقعا فیلم های او -که بهتر است به جای نام فیلم آنها را شاهکار خطاب کنیم - کم ارزش تر از پالپ فیکشن و کیل بیل ها و جکی براون و سگدانی است و می توان آنها را با راننده تاکسی و خیابان های پایین شهر و گاو خشمگین و رفقای خوب و کازینو و ....-که این آخری ها در حال و هوای فیلم های تارانتینوست- مقایسه کرد ؟

اینجاست که ممکن است سوال پیش بیاید !

من تارانتینو را آنقدر دوست دارم که تمام فیلمهایش را دیده ام و همچنین فیلم هایی که نویسنده اش بوده -رمانس حقیقی و قاتلین بالفطره - و به فضاهای او آشنایم و حتی وبلاگم را با نام کوئنتین به روز می کنم ، اما حرف آخری که دارم اینست : تارانتینو بزرگ است اما 1/بزرگتر از او هم هست که مهجور مانده است-2/ما داریم خیلی بزرگتر از آنچه که هست درباره اش صحبت می کنیم .


دوشنبه 28 مرداد 1387 - 16:20
0
موافقم مخالفم
 

واقعا چرا آقاي قادري اينگونه در برابر نقد آقاي عقيقي توهين آميز و از سر تمسخر پاسخ مي دهيد ؟

دستشويي........

سعيد آقابيگي
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 17:28
0
موافقم مخالفم
 

بدجوري داري مي‌زني تو حاشيه. اين چند وقته به جز اينكه توي حاشيه و كاراي الكي دست و پا بزني كار ديگه‌اي نكردي. امير مراقب خودت باش كه بدتر از اين نشي. بس كن ديگه بابا. شورشو درآوردي.

محسن احمدی
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 18:11
0
موافقم مخالفم
 

امیر قادری درست میگه اما نه به این تندی

این چه جور جواب دادنیه???????????????

مجید
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 18:27
0
موافقم مخالفم
 

از پنجشنبه که مقاله رو تو اعتماد خوندم اعصابم خورده. حالا میتونم شب راحت بخوابم!

nel
دوشنبه 28 مرداد 1387 - 23:20
0
موافقم مخالفم
 

belalkhare yek nafar in bot tarantino ra shekast. aghaye ghaderi tori ba tasob ba in masale barkhord karder ke engar tarantino dar zomere moghadasin ast. Yek filmsaz tejari ke B-movie haye daheye haftad(girnd house) ra copy mikonad in harfhra nadard. Tarantino hobby avayel daheh 90 bood ke ba roo shodan shegerdhaye filmsayzayish ke masalan 12 sal pish be nazar kheili pishro miamad va festival Canne ham behesh be khater "pulp fiction" jayezeh dad emrooz digar az mod oftadeh.anche tarantino be tasvir mikeshad baztab arzan va nazeli az bakhsh koochaki az jamee amrica ast. Aghaye Ghaderi alagheye ziadi be tamim dadan in fimha be kol Donyaye emrooz ast, yani haman kari ke hollywoood darad mikonad va vanemood mokonad ke "donyaye emrooz" haman ashghalhaii ast ke hollywood misazad. Yekjoor tabligh asan paasndi, ke faghat az mian hamin fillmhaye amehpasand mishavad yek asar honari peyda kard.

بهروز رادمان
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 - 0:25
0
موافقم مخالفم
 

با سلام.مقاله ی بسیار خوبی است.من عاشق سینما هستم برا همین عاشق تارانتینو هم هستم.به نظر من تارانتینو کسی است که به خاطر عشقش به سینما فیلم میسازد و هر کسی واقعا عاشق سینما باشد می تواند از فیلم هایش لذت ببرد وفضای فیلم های اون رو درک کند بسفیلم های تارانتینو طوری است که هر چه قدر میبینید بازم سیر نمیشوید من خودمتمام فیلم هایش رو چند بار دیدم و هنوز هم که دوباره نگاه میکنم برام تازگی دارهچون تارانتینو از روی حس و عشق فیلم میسازد و عشق هم چیزی نیست که تمام شود.تارانتینو از اون دست کارگردان هایی نیست که دغدغه هایه دیگر داشته باشد و به خاطر اون ها فیلم بسازد.تارانتینو به خاطر خود سینما فیلم میسازد و واقعا هم فیلم هایش شاهکار است . کسی که سینما رو درک نکرده و ادعای روشنفکری داره نمیتونه فیلم های تارانتینو رو درک کنه واین مشکل از خود اوست چون عاشق سینما نیست.

mohsen
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 - 5:5
0
موافقم مخالفم
 

aghighi ....mikhad ba bado birah goftan be bozorgan sari too sar ha peyda kone

احسان
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 - 9:2
0
موافقم مخالفم
 

جناب قادري عزيز

به نظر مي رسد از فرط عصبانيت جملا ت كم سوادي ، سطحي نگري و ... را پشت سر هم رديف كرده ايد . من مقاله آقاي عقيقي را نخوانده بودم ولي با توضيحات مقاله شما متوجه شدم ، مطالبي كه آقاي عقيقي بيان كرده عين مطلبي است كه شما و تني چند از منتقدين ديگر بيشتر در مجله فيلم و جاهاي ديگر بيان كرده ايد ، فكر كنم بايد اينقدر جسارت داشته باشيم كه قبول كنيم جه گفته ايم و اگر به آن اعتقاد داريم از آن دفاع كنيم ، نه اينكه با توجيه هاتي كه فكر مي كنيم مطلب ديگري است (ولي مشابه آن چيزي هاي است كه قبلا گفته ايم ) سعي در پوشاندن اصل قضيه كنيم .

من بعد از مطلب شما در اينترنت سرچ كردم و مقاله ايشان را در روزنامه اعتماد ملي پيدا كردم . من با اينكه بسياري از مقالات شما را با لذت خوانده ام فكر مي كنم روش صحيح اين بود كه مقاله آفاي عقيقي را نيز چاپ مي كرديد يا لينك آن را مي گذاشتيد . آنوقت خواننده متوجه مي شد چه كسي جای چیزها را عوض کرده است. چه كسي قیافه‌ای حق به جانب گرفته و «کم‌سوادی» را به جای «سواد»، «سطحی‌نگری» را عوض «عمق و درک» و «هجو» را در پوشش «جدیت» عرضه کرده است .

حق انتخاب را به خواننده بدهيم .

بنفشه
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 - 12:16
0
موافقم مخالفم
 

به نظرم لزومی به این جوابیه نبود، چون به قول شما سینمای تارانتینو نیازی به دفاع ندارد...............آقای عقیقی دنیای سینما و سینماگران، انقدر گستردگی و تنوع دارد، که به قول شمابین اینهمه غذا و سالاد های رنگارنگ، بگردی و چیزی رو که با ذائقه ات جور دربیاید، را انتخاب کنی!!!!!!! اگر سالاد فیلم های تارانتینو با ذائقه ات جور نبود، محکوم کردن طرفداران و دوستداران و منتقدان او به ” فقدان پژوهش” و افرادی سطحی که فقط بلدند دور یک میز بنشینند و فحش ها و متلک های فیلم های تارانتینو رو به رخ هم بکشند، بی انصافی است!!!!!!!! یا دادن “لقب مولف آشغال فیلم ” و خوردن این فیلم های آشغال که به ذم نویسنده ” درآمده از معده آشغالفیلمسازهای دیگری است که تارانتینو دوباره آنها رو به خورده بیننده میدهد، لقب زیبایی نیست....

ehsan
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 - 20:0
0
موافقم مخالفم
 

1- chera linki be magaleye saeede aghighi nadadi..in rahe naghd nist

2- Inke shoma tarantino ro dust dary ya nadarye bahse inke bahs beshe va tahlile asar sorat begire ye bahse digast..aghighi az negahe khodesh tarantino ro naghd karde..shoma ham az negahe khodet tarantino ro naghd kon

3- hamishe hoora goftan baraye yek film rahat tar az naghd kardane yek filme

4-adabiaty ke shoma dar in magale be kar bordin besiar sakhif va kooche bazarie...chetor ba yek negahe intor sathi ...aghigho ro be sathi budan motaham mikonin

5- Be nazare man un chizi ke tarantino tu filmash neshun mide be hich onvan nemitune baraye bindnadeue irani ke tu ye jameye kamelan motefaveti zendegy mikone mafhumi dashte bashe...agar ham dashte bashe fagat az maroob shodaneshe...Donyaye filmhaye tarantino donyaee hatsand ke hich tabto basty be jameye Irani nadarand

6-Intor ke be saeed aghighi takhty..aya dar edameye un davahaye sale gozashte ba javade toosi dar jashnvare bayad taebir beshe.

Red Ribbon
چهارشنبه 30 مرداد 1387 - 8:11
0
موافقم مخالفم
 

آقای قادری حقا که سخن از زبان ما می گویی.

مازیار
چهارشنبه 30 مرداد 1387 - 21:9
0
موافقم مخالفم
 

انصافا که عجب دندان شکن جواب داده ای. اول نوشته آنقدر از سطح بحث نوشتی و آقای عقیقی را بخیالت تحقیر کردی گفتم چه استدلال هایی رو می کنی. متاسفم که روح زمانه تو شبیه زباله های این مردک است. رستگاری؟ اگر رستگاری آخر و عاقبت قهرمانهای این آشغالفیلم هاست همان صد رحمت به نکبت و تیره روزی. یکی باید یک روزی جواب این ذوق کردن های بچه گانه ات از این خشونت های بی معنی را می داد که داد. همینقدر که یکی بنویسد تاویل و تفسیر های امثال تو اصلا به این ظاهر پرغلط نمی چسبد خیلی حرف بود. عصبانیتت که خوابید دلایل بهتری رو کن.


شنبه 2 شهريور 1387 - 19:22
0
موافقم مخالفم
 

مقاله تو مصداق همون هواداراييه كه عقيقي خاطر نشان كرده بود... اگه سرت واسه فيلماي تارانتينو انقدر درد نمي‌كرد عجيب بود.. ولي چه جالب... وقتي داشتم مقالتو مي‌خوندم با خودم گفتم عجب زمونه اي شده كه امير قادري از سطحي نگري و كم سوادي حرف مي‌زنه .. حيرت انگيزه ...

امین حبیب زاده
شنبه 2 شهريور 1387 - 22:5
0
موافقم مخالفم
 

آقای منتقد فوردی که به منتقدهای کوبریکی ایراد می گیری

خیلی خودت رو تحویل می گیری فکر می کنی کی هستی؟ فکر می کنی خیلی بیشتر از بقیه می فهمی؟ نه آقای قادری اینجوری ها نیست خیلی ها بیشتر از تو می فهمن ولی دلیلی نداره همه جا خودشون رو نخود آش کنن و راجع به هر چیزی اظهار فضل کنن. به فرض هم تارانتینو بهترین کارگردان باشه نوشتن مطلب با این لحن بی ادبانه است من هم با همین لحنی که خودت نوشتی برات کامنت می ذارم. این چیزهایی که راجع به تارانتینو گفتی خودش هم فکر نمی کنم راجع به خودش قبول داشته باشه این فقط می تونه یه بزرگنمایی کوته فکرانه یک بچه از قهرمان پوشالیش باشه. تارانتینو کارگردان خوبی هست اما فقط خوبه و نه ذره ای بیشتر و نه اینطوری که تو می گی و با لحنی که تو می گی

علي نوري
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 12:46
0
موافقم مخالفم
 

خوشبختانه من هم سعيد عقيقي و هم امير قادري را بخوبي مي‌شناسم و اقلا در اين چندسال تمامي كارهايشان را دنبال كردم. انصافا عقبه و سبقه هر دو را بخوبي مي شناسم و بياد دارم.

آقاي قادري و همفكرانش در اين چند ساله جرياني را در مطبوعات سينمايي راه انداختند كه من بهشان مي گويم "علي پروينيسم سينمايي". لازمه‌ي اين جريان حلواحلوا كردن كارگردان هاي محبوب و دادن القاب‌و الفاظ فراوان در ستايش از معشوق‌ها‌مان‌ست اما دريغ از يك كلمه بيان و توضيح مستند و مستدل.

حال كه كسي آمده و ايراداتي به معشوقه‌تان گرفته، برآشفتيد و دراين راستا جوابيه‌يي نوشته‌ايد و طبق روال‌عادي‌تان مشتي لغت سروهم‌بندي كرده‌ و همان برهان‌هاي "علي پروينيستي‌تان" را به خورد خواننده‌گان‌تان داده‌ايد.

به‌هر روي علاقمندان حرفه‌اي سينما حتما هر دو منتقد را مي‌شناسند و مي‌دانند چه‌كسي مي نويسد و چه‌كسي فقط مي‌نويسد.

هفت تیر کش تارانتینو
دوشنبه 4 شهريور 1387 - 12:45
0
موافقم مخالفم
 

من از شما منتقدهای استاد شناخت کافی دارم انسانهایی (کوته فکرهایی ) هستید که مثلا وقتی میشینید پای فیلم سگهای انباری هنگام رد و بدل شدن دیالوگها هی میگید رد کن بره جلو اینجاهاشو اعصابمون خورد شد .

آره عزیزان شما سینما رو فقط تو تماشای فیلمهای جکی چان اون هم همراه خوردن تخمه و در کنار عمو و خاله میبینید پس بایدم چیزی از فیلمای تارانتینویی که بارها کارت هزارآفرینشو وقتی شما خواب بودید گرفته ! ! !

و در مورد کسانی که برای کوبیدن استاد پرونده فیلمهایی نظیر قرمز کیشلوفسکی و راننده تاکسی استاد مارتین اسکورسیزی رو بیرون می کشند باید بگم اون فیلمها خیلی وقته که مهر شاهکار روشون هک شده و نیازی به طرفداری شما خرده پاها معذرت میخوام شما منتقدین هم ندارند .

اصلا بخدا اگه شما تا این لحظه هم تونسته باشید در فیلم راننده تاکسی سایه هایی از کلام پر پار اسکورسیزی رو دیده باشید ! من شک دارم

هر وقت تونستید رنگ قرمز کیشلوفسکی رو معنی کنید اون وقت بیاید و داستان عامه پسند (داستانهای عامه پسند) استاد رو بکوبید .

راستی جکی چان جدیدشم اومده ها !!!

هفت تیرکش تارانتینو
دوشنبه 4 شهريور 1387 - 21:52
0
موافقم مخالفم
 

شما نقدهای جالب رو همیشه سانسور میکنید ؟

رضا
شنبه 9 شهريور 1387 - 22:13
0
موافقم مخالفم
 

وقتي مطلب سعيد عقيقي را خواندم به ياد نقد قديمي امير قادري راجع به فيلم مسعود كيميايي افتادم

خيلي خوشحالم كه قادري اين قدر در زمينه نقد نويسي پيشرفت كرده. جواب قادري به مطلب عقيقي بهترين جواب ممكن مي باشد و نه تنها به خوبي از پس دفاع از طرفداران تارانتينو برامده بلكه هر خواننده بيطرف ديگر را قانع مي كند.

(اي كاش اقاي عقيقي نقدهاي كايه دو سينما را در مورد ضد مرگ مي خواندند.)

شیده
سه‌شنبه 2 مهر 1387 - 11:47
0
موافقم مخالفم
 

اقای قادری یک بار دیگر بدون عصبانیت نقدتان را بخوانید حتما در مورد لحن نوشته تان تجدید نظر می کنید

مهتاب محبوب
سه‌شنبه 7 آبان 1387 - 14:18
0
موافقم مخالفم
 

هیچ وقت فکر نمی کردم مزخرفات امیر قادری ارزش چیطی نوشتن رو داشته باشه ولی دیروز که نقدش رو راجع به سه زن خوندم و امروز که این نقد رو دیدم که البته نقد چه عرض کنم مهمل بافی و مرادستایی فکر کردم بد نیست این یه نکته رو بهش بگم که آقای نوچه ی استاد ملت مدت مدیدی یه که فهمیدن این مرید و مرادبازی ها و استاد استاد کردن ها دیگه دوره اش گذشته حالا فقط اظهار نظر علمی و منطق دیالکتیک جواب می ده برادر. حالا می تونی با خیال راحت برگردی به همون مسجدی که ازش اومدی و مطمئن باشی که این حرفای غیرعلمی رو کسی اثر نداره.

lvdl
يکشنبه 26 آبان 1387 - 19:23
0
موافقم مخالفم
 

می دانید مشکل کجاست این که کسانی مثل شما اصلا گوشی برای شنیدن ندارند وفقط دهانی برای حرف پراندن دارند. کاش کمی فکر کرده می نوشتید

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 2.07334804535 seconds.