سينمای ما - یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند
چهارشنبه 13 آذر 1387 - 2:0
اخبار:      • حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است      • یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد      • گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛      • یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود      • امید ما به جوانان جشنواره؛ / «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشنواره فیلم فجر      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
امپایر 100 شخصیت برتر تاریخ سینما را برگزید/ تایلر دردن «باشگاه مشتزنی» بهترین است
«استرالیا» یادآور سینمای حماسی، باز لورمان یادآور دیوید لین
این کارها را بکنید و اسکار ببرید!
آمیتاب باچان زیر بالش پرش اسلحه گذاشت/سینماهای هند تعطیل شد
«بین‌الملل» تیکور جشنواره فیلم برلین را آغاز می‌کند + عکس‌ها و پوستر این فیلم
اسپانیا هرم طلایی جشنواره قاهره را تصاحب کرد
کارگردان اسکاری ایتالیا روح فوتبال را به تصویر کشید
الیا سلیمان جایزه پرنس كلاوس گرفت
وضعیت اکران كریسمس و رقابت تازه
عکس‌ها و پوسترهای فیلم تازه دیوید فینچر
تری گیلیام «دن كیشوت»اش را شروع می‌کند
ژان پیر ژونه سال دیگر فیلم تازه‌اش را به نمایش درمی‌آورد


محیا


  (118 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (76 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (1019 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (297 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1169 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (332 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 به عنوان مربی بدن‌ساز؛ / محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 دو خبر از بهرام رادان؛ / «تردید» به پایان رسید، «راه آبی ابریشم » اغاز می‌شود...
 هواداران هدیه تهرانی همچنان منتظرند و خبری نیست/خبرنگار «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / اکران «شبانه» باز به تعویق افتاد...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 یادداشت نویسنده «سینمای ما» در حمایت از برنامه‌ای که زردش خواندند؛ / افشاگر...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 بازتاب‌های حضور محمدرضا گلزار به عنوان مربی والیبال در روزنامه‌های ورزشی؛ / گلزار: کجایش عجیب است؟ ...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...



گزارش
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...
 مروری بر زندگی و آثار احمد آقالو/گفته‌های همکاران و دوستان‌اش درباره او؛ / آقالو: «باید جامعه‌مان را زیر ذره‌بین بگذاریم، کارمان نتیحه خواهد داد» ...

آرشيو...



یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب
برای آن‌ها که که دوستم ندارند
برای آن‌ها که که دوستم ندارند


زماني از خودم سوال مي‌كردم اگر من وارد سينما نمي‌شدم امروز چه مي‌كردم. زماني كه 14 ساله بودم و در حياط مدرسه با دوستانم بازي مي‌كرديم و ساز مي‌زديم... همزمان تعطيل شدن با مدارس ديگر در يك ساعت دل‌هايمان را می‌لرزاند. هنوز بعد از مدرسه قبل از رسيدن به خانه گريزي به كافي‌شاپي و خوردن سيب‌زميني و نوشابه هيجان‌انگيز بود...

هسته‌هاي آلبالو را از بالاي پل‌هاي عابر به پايين پرت كردن، دوم خرداد، پخش كردن پلاكارت‌هاي تبليغاتي براي كساني كه از صميم قلب دوست داشتيم...

وقتي با سازهاي كوچك و بزرگ چون ديوانگان از قفس پريده به خيابان مي‌زديم و خيابان انقلاب پر مي‌شد از صداي سازهاي ما، سازهايي كه حتي از درون جعبه بيرون نمي‌آمدند تنها شمايل جعبه سازها كافي بود تا فضاي خيابان پر از موسيقي و شور شود...

آن زمان كه قرار بود در يكي از بهترين كنسرواتورهاي جهان سوليست شوم و بعد از بازگشت به وطنم يك مدرسه شبانه‌روزي موسيقي در شمال برپا كنم...

آن زمان كه مرتب كنسرت مي‌داديم و پدر مادرهايمان به ما افتخار مي‌كردند. در جشنواره‌هاي موسيقي مقام مي‌آورديم. همشاگردي‌هايم همه و همه از خانواده‌اي چون خانواده خودم فرهنگي و تحصيل كرده بودند. شب‌هاي تولدهايمان بعد از رقص و پايكوبي مادر پدرها با هم مي‌نشستند و از قديم حرف مي‌زدند. از زماني كه دانشجو بودند. از دانشكده هنر ملي، از ادبيات، از شعر...

چه مي‌شد اگر آن روز گرم تابستان عكس‌هاي من به دست داريوش مهرجويي نمي‌رسيد. من از بزرگترين هديه عمرم محروم مي‌شدم. آري زندگي چون سوزن‌بان، ایستگاه‌های مسير قطار مرا عوض كرد...

من در باغ‌هاي گلابي و سيب غرق شدم و چون دختري سحر شده، توسط سينما جادو شدم. من سوار بر درختان ميوه و بال‌زنان بر رودهاي دماوند تاختم و ديگر به زندگي گذشته‌ام بازنگشتم. در خزان محله مبارك آباد دماوند. در ساختن بادبادك‌ها و دزديدن سيب‌هاي قرمز باغ همسايه، در گردو شكستن‌ها، در هم‌صحبتي با محمود كلاري، علی كني... زمانی که نمی‌دانستم رسالتی انجام می‌دهم که بزرگ‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم و اين به تمام صدماتي كه به من خورد مي‌ارزيد ...

هنگامي كه نمي‌فهميدم دوستاني كه دو ماه كامل سر فيلمبرداري با آنها زيسته بودم و از آنها آموخته بودم چرا بايد براي هميشه در غبار زمان محو شوند... زير سرم‌ها و در بيمارستان‌ها تنها گريه مي‌كردم و نام دوستانم را در گروه زير لب زمزمه مي‌كردم و زماني كه دوباره به زندگي قديم خود بازگشتم ديگر بازي‌هاي هنرستان برايم جذاب نبود.دوستانم همه كودك شده بودند و من در ميان 25 همشاگرديم تنها ...

ذهنم در حرف‌هايي بود كه شنيده بودم. چيزهايي كه ديده بودم. صحبت راجع به فلسفه زندگي، عشق، درد، شعر، ديگر كسي مرا نمی‌فهميد ...

و سه سال بعد كه بليت سفرم در دستم بود و خانه‌ام در وين اجاره شده بود مادرم را كنار كشيدم و گفتم: من نمي‌خواهم بروم... اين راه، راه من نيست!

مادرم هاج و واج مرا نگاه كرد و هيچ نگفت. انگار بارها اين صحنه را در خواب‌هاي خود ديده بود كه آنقدر پافشاري مي‌كرد من نروم سر فيلم درخت گلابي.

ادامه دادم: من نمي‌خواهم مخاطبينم قشر مرفه روشنفكري باشد كه معمولاً به ريستال‌هاي پيانو مي‌روند... من عاشق موسيقي راك هستم... وقتي خوانندگان متال مورد علاقه‌ام دردهايشان را فرياد مي‌كشيدند من چنان خالي مي‌شدم كه هيچ ربطي به شوپن و موتسارت نداشت... مادرم من مي‌خوام براي مردم عام كار كنم... مادرم اشك در چشمانش درخشيد و هيچ نگفت و من از آن سال به رودخانه سينما افتادم. رسالت بزرگ سينما...

لذت هديه كردن لحظه‌اي از خودت به تماشاچي. هديه‌اي كه هرگز پس نخواهي گرفت. نمي‌داني اين هديه، اين رود به كجاها خواهد رفت. نمي‌داني چه كساني را سيراب و چه كساني را غرق مي‌كند... حتي شايد سال‌هاي سال بعد، زماني كه ديگر خودم از اين آب خارج شدم جوي باريكي هنوز در سر پاييني تپه‌اي به سوي گلي مي‌رود و آن گل را سيراب مي‌كند. رسالت هنر همين است...

مگر فروغ زماني كه شعر مي‌گفت مي‌دانست 50 سال بعد از او هنوز زن‌ها با شعرهايش زنده مي‌شوند و قدرتمند. مگر شاملو مي‌دانست، زماني كه خود را در اتاقش حبس كرده بود و تنها اشعارش را با ضبط صوتي ضبط مي‌كرد و امروز جوانان در كوه‌هاي شمال تهران به اشعارش گوش مي‌دهند و جان مي‌گيرند... مگر اساتيد موسيقي ما مي‌دانستند كه با نواي صوت چنان حركتي ايجاد مي‌كنند. و من، من كوچك، من نوپا،كه كوچك‌تر از آنم كه اسمم كنار اين عزيزان بيايد، با خودم عهد كردم كه بازيگر نباشم... سلحشور باشم كه به ميدان جنگ مي‌رود. مهم پيروز شدن نيست، مهم جنگيدن است. براي مردمي كه حتي شايد دوستم نداشته باشند...

هنر مانند آفتاب است مانند درخت. حتي به كساني كه دوستت ندارند هم بايد به همان اندازه درخشان بتابي... حتي به كساني كه با تبر قرار است قطعت كنند هم همان‌قدر سايه دهي، ذات هنر اين‌ است ...

و من بازي كردم و كردم. از خيلي مسائل گذشتم براي اهداف بزرگتر. رسالت سينما برايم آنقدر ارزشمند است كه هرگز براي پول كار نكردم. هرگز. بزرگترين چيزي كه به آن فكر كردم اين بود كه این فيلم چه تاثيري خواهد داشت... نه براي امروز كه براي فرداهايي دورتر... و نتيجه هم حاصل شد. هنوز كه هنوز مردم از بوتيك ياد مي‌كنند. از اشك سرما. و با وجود اشتباه‌هايي هم كه داشته‌ام اميدوارم تعداد اين فيلم‌ها براي من بيشتر و بيشتر شود...

سنتوري تا ابد در ذهن تماشاگرانش خواهد بود... درد علي سنتوري درد جوانان كشور است... درد ستاره فيلم ديوار... درد سپيده در ميم مثل مادر... نمي‌دانم دنياي امروز به سياست‌مداران همانقدر نيازمند است كه به هنرمند. اگر حافظ يا سعدي قانون‌گذار كشور بودند، اگر نيماها، سهراب‌ها، حسين عليزاده‌ها،‌ داريوش مهرجويي‌ها، كمال الملك‌ها، اگر بهرام‌ بيضايي‌ها مردم را هدايت مي‌كردند،زندگي چگونه مي‌شد؟

دنياي امروز ما بيش از هر چيز به هنر نياز دارد. هنري كه روح تمامي انسان‌ها را جلا مي‌دهد و شاد مي‌كند. هنري كه ما ملت ايران بيش از هر ملتي به آن نيازمنديم چون با هنر زاده شديم و با هنر خواهيم مرد... شعر در خون ما است... همانطور كه عشق... همانطور كه موسيقي...

من هم به اندازه مورچه كوچكي گوشه‌اي از اين ريسمان هستم. ريسماني كه مي‌تواند آنقدر قوي باشد كه ميليون‌ها انسان‌ها را از منجلاب ترس، غم، ناراحتي بيرون كشد. و اميد دهد به روزهاي سبزتر. روزهايي كه پر از شعر است و رنگين كمان. پر از مهر و عشق. عشق بي‌انتظار... چرا كه هنرمندان كساني هستند كه بي‌انتظار عشق مي‌ورزند. من در مقابل تمام زجرهايي كه در هر فيلمي كشيدم هيچ انتظاري از مخاطبينم ندارم هيچ... حتي شايد با گوجه فرنگي و تخم‌مرغ از من استقبال كنند ولي من تمام خودم را گذاشتم... هديه‌اي كه هرگز پس گرفته نمي‌شود. عاشقانه به خاكم، به مردمم، عشق مي‌ورزم و هرچه كردم براي آنها بوده و خواهد بود...

بي‌انتظار

بي‌انتظار

بي‌انتظار

من دست كساني كه مرا دوست ندارند را هم محكم‌تر مي‌بوسم و سعي مي‌كنم براي آنها بهتر و بهتر بازي كنم. بيشتر و بيشتر تلاش كنم...

با عشق

گلي


منبع خبر : ماهنامه مشق آفتاب
پنجشنبه,31 مرداد 1387 - 16:33:59

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 16:47

باز هم یک کار زیبای دیگه از گلی

لطفا یک خبر موثق از شایعه های اخیر بدین(ممنون)

sasa
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 16:49

vaghan bayad kheili az bazigara az goli be khatere in rohe bolandi ke dae dars begiran . az in oftadegi va forotani .in ke in dokhtar hata be andaze yek sare sozan be khodesh maghror nashode.

گلی عزیز!!!!!!!!!!!!
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 16:51

بچه ها به سایت گلشیفته فراهانی و محمد رضا گلزار خوش امدید

اسمه خوبیه نه؟همه سایت شده گشلیفته یه نگاه بندازید اینقدر حمایتتون رو از یک بازیگر ضایع نکنید دیگه خسته شدیم

حالا نوشته که نوشته نوشته ای درباره دوران دبیرستان به ما چه؟رفتی وین یا نرفتی

گلشیفته عزیز خودتو با این چیزا درگیر نکن نذار مثله بازیگران زرد هر روز اسمت تو سایت ها و مجله ها باشه

رزا
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 17:20

بی نظیری دختر..

بی نظیر...

محمد
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 18:37

گلشیفته فراهانی بغض است، نبض است، اوج یک سینمای ناب است و از تعریف بی نیاز. آنچه خوب باشد می ماند و در گذر سال ها، غبار فراموشی نمی گیرد و گلشیفته فراهانی این چنین است. در اوج این همه هوچی گری و فیلم های توخالی و پوشالی، گلشیفته فراهانی حدیث نسل ماست و تا ابد خواهد ماند.


پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 19:1

چقدر خودتو سطح بالا می بینی! بابا کمال الملک!


پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 19:29

گلشیفته ی مهربان کاش اینهمه تواضع و متانت را بقیه ی همکارانت از تو می آموختند...شیفته ی تو هستم گلشیفته.مرضیه

ناصر
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 20:13

دوست عزيز "گلي عزيز " كه بالا كامنت گذاشتي : بي دليل تهمت نزن. يك بازيگر و يا يك هنرمند بايد دليلي باشه تا ازش مطلبي پخش بشه. گلشيفته الان دو تا فيلم بحث برانگيز روي پرده داره، به خاطر اين دو فيلم با جاهاي مختلفي مصاحبه كرده، اين روزها خبر مهم حضورش در فيلم رديلي اسكات كنار ديكاپرو و راسل كرو پخش شده و بعدش هم مسائل حاشيه اي. حالا آيا بازتاب دادن اين مطالب به شدت مهم براي سينما و مخاطبانش، حمايت از يه بازيگره؟ وقتي ميگن دارن يه نفر رو ساپورت مي كنن كه طرف هيچ خبري ازش در سينما نيست و الكي ميرن خبر زرد ازش ميزارن. مثل بعضي مطالب مربوط به گلزار و.... اما الان اخبار مهم در زمينه سينما داره بازتاب داده ميشه. اين حمايت نيست. اين اصلا رسالت اصلي اين سايت و هر منبع خبررساني هست. پس فردا اگر اين اتفاقات مهم براي بهرام رادان و هزار و يك هنرمند ديگه هم بيفته بايد بازتاب داده بشه. اينها مقطعيه. الان همه از اين سايت توقع دارن كه مصاحبه هاي گلشيفته در باب فيلم هاي روي پردش و يا اخبار مربوط به حضورش تو فيلم ريدلي اسكات رو پوشش بده. چون براي هر فردي با هر تفكري مهمه. اين اتفاق مهمي واسه سينماي ما هست. اميدوارم متوجه منظورم شده باشي.

abi
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 20:59

aaaaaaaallllliiiiiii booooodddddd!!!!!!

الهام
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 21:35

واي خيلي قشنگ بود! مرسي گلي جون با اين قلم قشنگت

آرش
پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 23:0

با سلام لطفا به ارسال خبر درباره گلی ادامه بدید و هواداران بیشمارش را از جدیدترین خبرها با خبر کنید و به سنگ پرانی افراد حسودی که از موفقیتهای دست نیافتنی گلی دارن میمیرن توجه نکنید گلی با زحمت به این جا رسیده

این دوست عزیز هم که میگه مطالب سایت در مورد گلی زیاده میتونه اونا رو نخونه و بره خبرهای هر کیو که دوست داره بخونه و درباره دختر شیرین سینمای ایران که الان افتخار ماست صحبت نکنه

گلشیفته & رادان
جمعه 1 شهريور 1387 - 3:23

ممنونم که این متن رو در سایت قرار دادید

به اقا یا خانم گلی عزیز!!!!!!!!!!!!

خیلی برات متاسفم خیلی

اصلا میدونی داری راجع به چه کسی اظهار نظر می کنی ؟؟!!!!!!

میدونی چه اتفاق بزرگی افتاده ؟؟!!!!

شما مجبور نیستی اینجا ...

برات ارزو می کنم بزرگ شی که بتونی سطح فکرت رو کمی ...

درود بر یکی از اسطوره های سینمای حال حاضر

سقف بازیگری گلی به اینجا هم ختم نمیشه مطمئن باشید

قابل توجه برخی ها ...

هاله
جمعه 1 شهريور 1387 - 3:32

فکر نمیکردم اینقدر نازنین باشی گلشیفته...آرزوی من قرار گرفتن در جایگاهیه که تو الان توش هستی!!! دنبال معجزه میگردم...تو معجزه رو درون خودت پیدا کردی...من بیرون خودم دنبالشم...

مژده خواجه
جمعه 1 شهريور 1387 - 4:2

گلشیفته ی بسیار بسیار عزیزم با خووندن یادداشتت اشک تو چشمام جمع شد.

با تمام قلبم دوستت دارم.اول به عنوان یه انسان واقعی-بعد به خاطر اینکه زن قدرتمند و مقتدری هستی و آرزو دارم کمی فقط کمی شبیه تو باشم و بعد هم به خاطر اینکه هنرمند کم نظیری هستی.

خیلی دوست دارم و بهت افتخار میکنم.

صورت ماهت رو می بوسم.

مژده

رحیم
جمعه 1 شهريور 1387 - 10:24

میشه خواهش کنم کامنت قبلیما بزارین؟آخه دلیلی واسه نزاشتنش نیست؟؟؟؟؟؟


جمعه 1 شهريور 1387 - 11:40

مگه میشه گلشیفته را دوست نداشت.پاک و زلال .ما همیشه دوستت داریم.

مهربان
جمعه 1 شهريور 1387 - 11:47

حرفاش به قدری صادقانه است که راحت به دل هرکسی میشینه.این برای هرکسی بوجود نمیاد.امیدوارم همیشه ازگزند و شایعه ها دور باشه وهمواره صادق باشه.گلی جون خواهش میکنم قدر محبوبیتت رو بدون نذار دیگران به راحتی ضایعت کنن

ح ت ناصر
جمعه 1 شهريور 1387 - 12:5

من افتخار مي كنم به وجود چنين هنرمندي در سينماي ايران و آرزو مي كنم اين افتخار فقط به يك هنرمند محدود نشود . ما اول شيفتهِ بازي گلشيفته شديم ، بعد فهميديم كه در هنر موسيقي نيز كم از سينما ندارد و حالا كه دست نوشته اش را مي خوانيم بر هنر نوشتاري او رشك مي بريم . از همه دوستاني كه مطلب وي را سرسري خوانده اند خواهش مي كنم يك بار ديگر آن را با دقت بخوانند تا زيبايي نوشتار وي را درك كنند . نمي دانم آيا هيچگاه به فكر يادگيري موسيقي ، بازيگري يا نوشتن يك مطلب بوده ايد يا نه ؟ اگر نبوده ايد يك بار امتحان كنيد تا بدانيد براي خلق يك اثر زيبا چقدر زحمت و تلاش لازم است . آنوقت مي توانيد درك كنيد كه هنرمندي مانند گلشيفته چه زحمتي كشيده است كه در اين سن كم به اين جايگاه رسيده است .

میترا کریمی راد
جمعه 1 شهريور 1387 - 13:5

بی نظیری.

sana
جمعه 1 شهريور 1387 - 14:7

مرسی گلی

mrb
جمعه 1 شهريور 1387 - 14:47

nemidoonam chi begam , faghat in ke ali bood , behtarini golie cinemaye iran

nika
جمعه 1 شهريور 1387 - 17:28

mehrjuyi ye bar khosro shakibayiro be ma hdye dad yek bar ham toro to fogholadeyiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii goli


جمعه 1 شهريور 1387 - 18:51

tanha bazigar e zan e martah dar cinema ye Iran, albatte tanha bazigar e javan hastand. hamishe movaffagh bashi goli joon

afsaneh
جمعه 1 شهريور 1387 - 20:6

khodesho kosht va in vien.. har ja mire mige apartemanam hazer bood too vien amma man naraftam.. ah ah ah.. halam be ham mikhore

TiLe
جمعه 1 شهريور 1387 - 21:52

chan sali az goli kochiktaram o bimenato khales,rangie rangi doosesh daram mitonam khahar basham mitoonam refigh basham ya faghat ye binande o dostdar ama harjur ke basham barash ino baiad bedoone kheilia por az refaghat ashegheshan o ghaboolesh daran manam yeki az oona hamishe inhame honaro to vojodesh mididamo ghebte mikhordam hala bishtar chun fahmidam ghalame biloknato poraz rangi ro ham in bashar in goli in tavana dare!dooset daram,SaBa:X:X:X

sasan
جمعه 1 شهريور 1387 - 23:5

سلام

خيلي ممنونم از اين مصاحبه تون با گلي خانم.به ايشون بگين واسه طرفداراشون وبلاگي يا سايتي ندارن براي ارتباط بيشتر؟

مرسي

ف.ت.
شنبه 2 شهريور 1387 - 2:50

خانم فراهانی عزیز واقعا فکر می‌کنند اگر عکس‌شان به دست آقای مهرجویی نمی‌رسید، از رانت پدر و خواهر در سینمایی مافیایی مثل سینمای ایران بی بهره می‌ماندند و الهه‌ی پرمهر هنر هیچ‌وقت بر شانه‌های پرقدرت‌شان نمی‌نشست؟

این همه سانتی‌مانتالیسم از کجا در خون ما جاری شده. راست گفت آن کسی که نوشته به ما چه که رفته‌ای وین. آیا حرف جدی برای گفتن داری؟ همین که در سینماها و بیلبردها مردم می‌بینندت (خدا را شکر من از این نعمت بی‌بهره‌ام) کافی نیست؟ حالا باید خاطرات هم بخوانند؟ وقتی انشاالله شدید آقای انتظامی خاطرات تان را هم همه می‌خرند ولی یک شبه نمی‌شود انتظامی شد. اگر فراهانی ۵ سال فیلم بازی نکند از یاد همه رفته است.

ramin
شنبه 2 شهريور 1387 - 2:57

masshhaalllllahhhhhhhhhhhhhhhhh Golllii!!!!!i

مهران
شنبه 2 شهريور 1387 - 6:34

واسه ف . ت :

بس كنيد ديگه بابا. انقدر حسادت از كجا نشات مي گيره؟ طرف اومده ميگه عزت الله انتظامي نيستي!!!! نه مي خواي باشه؟ ‌تعارف نكن!!! يه بازيگر رو كه 60 سال بزرگتره و طبيعتا تجربش هم بيشتره رو ميزاري كنار يه بازيگر جوون. گلي الان بهترين بازيگر زن نسل جوان سينماي ماست. همه براش بهترين آينده رو پيشبيني كردن. اون ميتونه با اقتدار 20 سال ديگه عنوان بهترين بازيگر تاريخ سينماي ايرانو بگيره. تواناييهاي اون بي نظيره.

يه عزيزي ميگه ناز كش داري ناز كن، نداري پاتو دراز كن! گلشيفته دوست داشته به خاطر سفارش اون مجله، يه خاطراتي بنويسه. حالا هر كي دوست داره بخونه و هر كي دوست نداره نخونه. هزار نفر دوست دارن و مي خونن و يه نفرم مثل تو ميخونه و بعدش مدام فك مي زنه!!! چه اهميتي داره؟ مهم اينه كه با همون خاطرات و تجارب كم، الان در جايگاهيه كه خيلي ها كه دو برابر اون سن و سابقه دارن، حسرتش رو مي خورن!! راستي بنده خدا بهزاد فراهاني! كسي كه به خاطر مواضعش هميشه در اقليت بوده. رانت!!!‌جال صحبت مي كني آفرين!!!!


شنبه 2 شهريور 1387 - 18:6

سنتوري تا ابد در ذهن تماشاگرانش خواهد بود... درد علي سنتوري درد جوانان كشور است... درد ستاره فيلم ديوار... درد سپيده در ميم مثل مادر... نمي‌دانم دنياي امروز به سياست‌مداران همانقدر نيازمند است كه به هنرمند. اگر حافظ يا سعدي قانون‌گذار كشور بودند، اگر نيماها، سهراب‌ها، حسين عليزاده‌ها،‌ داريوش مهرجويي‌ها، كمال الملك‌ها، اگر بهرام‌ بيضايي‌ها مردم را هدايت مي‌كردند،زندگي چگونه مي‌شد؟

آرش
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 1:12

خوشحالم که به این سطح از فرهتگ رسیدیم که می تونیم چنین متون زیبایی رو از هنرمندی زیباتر بخونیم...

می دونم که آینده ای سرشار از موفقیت داری ولی ما هم برات آرزوی بهتر از این می کتیم...

سوران
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 1:19

سلامی گرم از سرزمین عشق و پاکی بر دختر آفتابی سینمای ایران

خانم فراهانی شما بدون نام ریدلی اسکات و کرو آنقدر بزرگ اید که حتی بازی در این فیلم برای غنیمتی است برای سینمای هالیوود

به امید بازی شما در این فیلم .... کردستان - سنندج .....

ali.k
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 12:29

آخ ... لامصب اگه بدوني چقدر دوست دارم

فروغ
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 16:31

سلام گلشیفته عزیزم . . .

در این دنیا هر کار که کنی عده ای بنا بر عقده های درونشان همیشه حاشیه گزاریهای بی منظور و الکی از خودشان نشان میدهند .

من نمیخوام مثل بقیه الکی بگم دوستت دارم .

من خودت رو ... وجودت رو درک کرده ام و همه فیلمهات رو به جز درخت گلابی دیده ام . نمیدونم از کجا گیرش بیارم .

در همه نقشهات اینقدر توجهم به تو هست که انگار خودم هستم .

واقعا خوب درخشیدی و شروع بسیار خوبی داشتی .

خدا تو رو خیلی دوست داره چون فلب ÷اکی داری . نوشته هات هم همین رو ثابت مبکنه .

مراقب خودت باش .

دوست تو : فروغ از رشت .

کاش میشد جوابم رو میدادی ..........................

كوروش محمدي
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 17:12

نوشته بسيار زيبا و دلپذيري بود.... و البته باز هم پر احساس.

گلشيفته عزيز؛ تو در مسيري قرار داري كه انتهاي آن چيزي جز موفقيت و رشد و پيشرفت بيشترت نخواهد بود. كه خب اين، خود باعث افتخار ما و سينماي ماست. گلشيفته عزيز؛ اميدوارم با اتكا بر همين صداقت و احساس پاك و تواناييهايت، همچنان مسير پر فراز و نشيب موفقيت را طي كني و در طول اين راه، به سلامت از نيرنگ ها و بدي ها و دره هاي مخوف، ‌عبور كني.

هنرمندان تمامشان براي مردم حرمت دارند. ولي يك چيزي را مي داني؟ برخي هنرمندان حرمتشان دو چندان است. البته نه فقط به خاطر منش و رفتار و شخصيتشان. بلكه به خاطر حقي كه بر گردن سينما دارند و همان چيزي كه به سينما اضافه كرده اند. عزت الله انتظامي اوج حرمت در سينماي ماست. پرويز پرستويي براي همان حاج كاظم ها و... حرمت ويژه اي براي عاشقان سينما دارد. فاطمه معتمد آريا، رضا كيانيان و خيليهاي ديگر. اينها عزيزان اين سينما هستند و حرمتشان دو چندان سايرين است؛ چون در خاطرات مردم ما هستند و با نقش آفريني كه نه؛ بلكه با "زندگي كردنهايشان"، خيلي چيزها به سينماي ما داده اند. و اما تو، تو ميمچه خانوم جغله سينماي ايران كه در همان سال 77 آن گلابي هاي خوشمزه را براي مردم در پس پرده، از بالاي درخت گلابي پرتاب كردي، حالا خود حرمتي داري كه نگو و نپرس! هنوز هم طعم آن گلابي هاي شيريني كه به ما دادي از يادمان نرفته... هنوز هم با اينكه خيلي محمود را اذيت كردي، ولي طرفدار تو هستيم. كدام دختر پر رو و شيطون و حاضر جواب را سراغ داريد كه انقدر خاطر خواه داشته باشد و همه طرف او را بگيرند؟ نمي دانم اين ميمچه را تو خلق كردي يا داريوش خان. احتمالا كار جفتتان است. ولي ثمره اش شد طعم شيرين گلابي اي كه تا مدتها زير زبان همه ماهايي كه همان موقع ها بالا رفتنت از درخت گلابي را مي ديديم، باقي مانده. خدا را شكر كه آن عكس به دست داريوش خان رسيد. وگرنه خدا مي داند كه الان داشتيم چقدر ميمچه را فحش مي داديم و از كارهايش لجمان مي گرفت و به جاي محمود بي سر و زبان، ما به او بد و بيراه مي گفتيم! داشتم از حرمت مي گفتم. تو گلشيفته عزيز، در سينمايمان حرمت و جايگاه ويژه اي داري. همچون آن عزيزاني كه نامشان را بردم و خيليهاي ديگر. احترام قائل شدن براي تو وظيفه هر كسي است كه گوشه چشمي به سينماي ايران دارد و احوالاتش را جويا مي شود. مگر مي شود ميم، اتي، روناك، سپيده، هانيه، نيوه مانگ سينماي ايران را دوست نداشت؟ مگر مي شود حرمت ويژه اي برايش قائل نبود؟ نه غير ممكن است.... آن موقع بهتر است عشق و زندگي در سينما و دنياي بازيگري را فراموش كرد. آن موقع شاخه هاي عشق در سينما خواهند خشكيد. مگر چند نفر را داريم كه آن را آب دهند و نوازشش كنند؟

تو را به عنوان يك هنرمند دوست دارم و برايت احترام بالايي قائلم. همانقدر كه آن عزيزان را دوست دارم.... به خاطر سينما.... به خاطر آن زندگي هايي كه در مقابل لنز دوربين كردي و بر روح و روان ما اثر نهادي. گلشيفته جان ففط مراقب يك چيز باش؛ تو تفاوتت با آن عزيزاني كه نامشان را بردم اين است كه اين موفقيت ها و "زندگي كردنها" و "خاطره شدنها" را در سن بسيار كمي به دست آورده اي. اين تمايز تو در سينماي كشورمان است. در زمانه ركود و بي رمقي سينمايمان، ظهور يك استعداد جوان كه بيايد و تبديل به بخشي از خاطرات عاشقان سينما شود، غنيمت است. پس قدر خودت را بدان، به قول استاد انتظامي بيش از حد خودت را خرج نكن، از تجارب پدرت استفاده كن تا از همان دره هاي مخوف به سلامت عبور كني، شكر گزار خداوند به خاطر جايگاهي كه به تو داده باش، و البته قدر مردمي كه دوستت دارند را بدان. و مهربان و شكيبا باش... به خصوص براي كساني كه دوستت ندارند!

هميشه موفق و پيروز باشي.

بهونه
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 18:29

دلیل اصلی شکست تو زندگی تنگ نظری و حسادته ... و ما مردم سرزمین گل و بلبل که شکست را پشت شکست تحمل میکنیم ، سخت بخیل و تنگ نظریم .... از فتح قله فرو می مانیم ، در اواسط راه سقوط میکنیم و هیچکس را در اوج نمیتوانیم دید ...

و تا چنین باشد ، شکست تقدیر محتوم ماست !

گندمزار
سه‌شنبه 5 شهريور 1387 - 1:10

من که دوستت دارم خیلی زیاد و امیدوارم که همیشه موفق باشی دخترم

g.k
چهارشنبه 6 شهريور 1387 - 3:30

ashghetam,vaghean ke bi naziri,ham shkhsiatet ham bazi kardanet,harf nadari,in hame hesadaat basse,be khoda basseee

آیدا
چهارشنبه 6 شهريور 1387 - 11:42

با دیدنه چهره ات د رکارای جدید و بزرگ قلبه هر ایرانی ای لبریز از غرور و افتخار میشه .... تو فخره تمامه زنانه در زندانی ... که دیوارها رو هل دادی ، گر چه آزاد نشدی اما تا دور دست ها هلشون دادی ...تو بزرگی ... تو گلی ... و ما شیفته تو و امثال تو

aSAl
چهارشنبه 6 شهريور 1387 - 12:2

قشنگ بود.....بعد یه سوال:چرا بعضیا با این لحن حرف میزنن؟ خوب اگه با گلی مشکل دارین چرا مطلبشو میخونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


چهارشنبه 6 شهريور 1387 - 12:37

منم یکی از هواداران گلی ام ومطمئنا بهترین بازیگر ماست...

maria
پنجشنبه 7 شهريور 1387 - 5:2

khilyyyyyy jaleb bod

جعفر
شنبه 30 شهريور 1387 - 0:21

گلشیفته جان با سلام

هنگامی که تو را در شب شیشه ای دیدم در برابر لطافت روح تو گریستم. در لحظات خواندن این نوشتار زیبا ودل انگیزت قلبم فشرده میشد. پدر دختری 15 ساله هستم که بسان تو توان نوشتن دارد. امیدوارم که روزی قلمش چون تو توتمش باشد. میدانم که در قلب بسیاری جای داری.

همیشه سبز باش

ج. یولداش

roodabeh
دوشنبه 8 مهر 1387 - 14:45

golshifte kheyli goli azizam movafagh bashi


چهارشنبه 22 آبان 1387 - 21:49

اگه روزی... وحشت از مردن ندارم ...

afi
يکشنبه 26 آبان 1387 - 11:49

علی بود حال کردم

گلی جون دوست دارم

من هیچ بازیگر زن به قدر تو دوست ندارم قبولت دارم

امیدوارم همیشه موفق باشی و پله های ترقی رو یکی یکی بالا بری

از دور می بوسمت

از ته دل دوست دارم

به امید دیدار

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.62291097641 seconds.