سينمای ما - دو نوشته نيما حسني‌نسب درباره دو ستاره سينماي ايران در دو دهه 1370 و 1380: / ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست...
شنبه 2 آذر 1387 - 14:5
اخبار:      • تکلیف اکران اخراجی‌های 2 مشخص شد      • گزارشی از استقبال مردم تبریز از رضا ناجی؛ / ناجی: رقیب اصلی‌ام ایرانی بود      • نتیجه تحلیل پایگاه اطلاع رسانی هیات اسلامی هنرمندان درباره مهرجویی و گل‌شیفته فراهانی؛ / باید از داریوش مهرجویی دلجویی کنیم      • مجری صدا و سیما در وبلاگ‌اش درباره این برنامه نوشت؛ / این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد      • سیروس تسلیمی: پدرم در جهان باقی بارها و بارها این نامه را خواهد خواند؛ / سوسن تسلیمی از استکهلم برای پدر از دست رفته اش نامه نوشت      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
اوان مك گرگور یک «مدعی بزرگ» می‌شود
جشنواره ساندنس 2009 با یک انیمیشن خمیری آغاز می‌شود
جان مالکوویچ و ساخت مستندی درباره مهاجرین
تاریخ اكران و شیوه نمایش آخرین ساخته «تیم برتون» اعلام شد + اولین عکس جانی دپ در این فیلم
پرونده چهارم برای جیسون بورن باز شد
براد پیت در نقش ویلیام تل
جشن پنجاهمین سال اكران «زندگی شیرین» فدریكو فلینی در آکادمی اسکار
یک «حرفه برزیلی» برای چارلیز ترون
نسخه جدید «ترانسپورتر» به نمایش درآمد + عکس‌های فیلم
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد


محیا


  (82 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (57 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (925 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (286 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1058 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (321 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 تبریزی باز جنجال درست می‌کند؟ / نخستین حضور میترا حجار پس از بازگست به ایران...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 مهناز افشار و حامد کمیلی همبازی می‌شوند...
 علي مصفا با تكذيب برخي نقل‌قول‌ها عنوان كرد: / «ارتباط آتش‌سوزي سينما جمهوري با مسايل سياسي بسيار بعيد است»...
 تازه‌ترین گفتگوی کارگردان فیلم «کنعان»؛ / از این که فیلم‌ام فروخت معلوم شد که انتخاب ترانه علیدوستی درست بوده...



گزارش
 رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد...
 حرف‌های بی‌رودربایستی مرتضی شایسته درباره ستاره‌های سینمای ایران و همکاری با کارگردان‌ها؛ / تنها راه نجات سینمای ایران خصوصی‌سازی است... ...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...

آرشيو...



دو نوشته نيما حسني‌نسب درباره دو ستاره سينماي ايران در دو دهه 1370 و 1380:
ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست...
ستاره دهه قبل و ستاره دهه‌اي كه پيش روست...


سینمای ما - نیما حسنی نسب: داستان ستاره‌شدن هديه تهراني در سينمايي كه هيچ‌وقت به بازيگران زن مهلت و مجال درخشش و محبوبيت نمي‌داد، شروع جالب و عجيبي دارد؛ همه چيز با اتفاق آغاز شد و بر حسب اتفاق جلو آمد و به ثمر نشست. محمدرضا شريفي‌نيا كه در شناخت ويژگي‌ها و قابليت‌هاي بالقوه بازيگري در سينماي ايران نامي آشنا و تائيد شده دارد، هديه تهراني را فروشگاهي مي‌بيند و به دنياي بايگري دعوتش مي‌كند:« قصد داشتم از ايران بروم و در آلمان در رشته دكوراسيون داخلي ادامه تحصيل بدهم. همه كارهايم را هم كرده بودم و سفرم داشت قطعي مي‌شد. آن دوره مربي شنا بودم و در تابستان 1372 درحالي‌كه دستم هم شكسته بود، رفته بودم فروشگاه باغ كه براي كارهاي دكوراسيون حصير بخرم. آقاي شريفي‌نيا و خانم حاجيان هم اتفاقاً آن‌جا بودند. آن‌ها را مي‌ديدم كه از پشت قفسه‌ها با نگاهشان تعقيبم مي‌كنند و مي‌دانستم هر لحظه ممكن است بيايند و بپرسند مي‌خواهي فيلم بازي كني؟ اين اتفاق بارها افتاده بود و با اين حس و نوع نگاه‌ها آشنا بودم. به‌هرحال چند لحظه بعد خانم حاجيان جلو آمد و پرسيد شما تهران زندگي مي‌كنيد؟ جواب دادم بله و بعد گفت به بازيگري علاقه داريد؟ گفتم نه، چون آن زمان سينماي ايران را خيلي دوست نداشتم و بازيگري هم طبعا جذابيت چنداني برايم نداشت. جواب منفي دادم، اما خانم حاجيان و آقاي شريفي‌نيا با دوست من و مادرش كه همراهم بودند صحبت كردند و شماره تلفن‌شان را گرفتند و از طريق آن‌ها تماس‌هاي بين ما شروع شد. در يكي از همين تماس‌ها بود كه دعوت شدم به دفتر هدايت‌فيلم براي فيلم روز واقعه. موقع خواندن فيلم‌نامه ديدم راحله نقش خيلي كوتاهي است كه هيچ كار خاصي جز چندتا بله و خير نمي‌كند و بيش‌تر يك تيپ ساده است تا شخصيت. به همين دليل جواب منفي دادم، چون فكر مي‌كردم ورود به دنياي سينما و بازيگري مسائلي با خودش همراه مي‌آورد كه حضور اول آدم بايد ارزشش را داشته باشد و شروع جدي‌تري لازم دارد. مي‌دانستم كه قدم گذاشتن به اين دنيا ممكن است تمام زندگي‌ام را تحت‌الشعاع قرار بدهد و زير و رو كند. پس اولين نقش بايد ارزش اين ريسك را مي‌داشت. بعدش هم كه صحبت‌هاي مالي و رقم دستمزد پيش آمد و ديدم از همين كار فعلي خودم بيش‌تر از اين حرف‌ها درمي‌آورم.»

اگر دنبال ريشه‌يابي دلايل ستاره‌شدن هديه تهراني باشيم، بايد از همين جا شروع كنيم. از اين‌كه چهره پرطرفدار يك دهه سينماي ايران از ابتدا با «نه گفتن» و رعايت شكلي از استقلال و تن‌ندادن به جريان رايج روزمرگي و شانس و تقدير و تصادف پا به اين عرصه گذاشت. البته تهراني چند سال پيش از آن هم تا يك قدمي حضور جلوي دوربين سينما رسيده بود؛ اولين پيشنهاد را ناصر تقوايي كه از آشناهاي خانوادگي‌شان بود، چند سال قبل از اين ملاقات مطرح كرد. اولين‌باري كه او به‌طور جدي به بازي در يك فيلم فكر كرد بيست‌ساله بود و ناصر تقوايي مي‌خواست «چاي تلخ» را بسازد، اما فيلم به سرانجام نرسيد و اولين بخت جدي تهراني براي بازيگر شدن با بدشانسي همراه شد. اين اتفاق در ابتداي ورودش به سينما باز هم تكرار شد تا داستان ستاره‌شدنش هم شكلي دراماتيك پيدا كند. عكس‌هاي تست گريم «روز واقعه» در اختيار كارگردان‌ها و تهيه‌كننده‌ها قرار گرفته بود و كيانوش عياري براي بازي در «بودن يا نبودن» و ايرج قادري براي بازي در «مي‌خواهم زنده بمانم» از او دعوت به همكاري كردند كه هر كدام به دلايلي به نتيجه نرسيد. مسعود كيميايي فيلم‌نامه «سيب سرخ حوا» را به او پيشنهاد داد و تهراني داستان فيلم را شنيد و پسنديد، اما وقتي كيميايي از كارگرداني اين فيلم كناره‌گيري كرد و سعيد اسدي جاي او را گرفت، تهراني هم از همكاري طفره رفت. «نه گفتن» كه بعدها مولفه و شاخصه اصلي پرسوناي بازيگري او شد و شرايط حضور شخصيت‌هاي زن در سينماي ايران را به مسير تازه و متفاوتي كشاند، به «روز واقعه» و «سيب سرخ حوا» ختم نشد.

سينماي ايران براي پيدا كردن ستاره‌اش يك بار ديگر هم جواب منفي شنيد، آن‌هم در مقابل پيشنهاد كارگرداني كه معتبرترين بازيگران سينما هم با اشتياق جلوي دوربين‌اش مي‌روند:« قراري گذاشتيم براي فيلم‌نامه "ليلا" كه آن موقع اسمش "يك داستان واقعي" بود. رفتم آن‌جا و آقاي مهرجويي درباره فيلم حرف زدند و سناريو را تعريف كردند، اما قصه فيلم را دوست نداشتم و قبول نكردم. البته آن موقع عقلم نمي‌رسيد و شايد به خاطر اعتبار و اسم آقاي مهرجويي بايد قبول مي‌كردم، اما اين مضمون كه مردي مي‌خواهد زن بگيرد چون همسرش نازاست برايم قابل هضم نبود و فكر مي‌كردم اصلا چرا بايد چنين موضوعي را مطرح كرد.» تهراني بازي در شاهكار مهرجويي را رد كرد تا با فيلمي از مسعود كيميايي اولين حضورش در سينما را تجربه كند و كيميايي هم روند معرفي ستاره‌ به سينماي ايران را تداوم داد:« يك روز نزديك‌هاي جشنواره فجر آقاي كيميايي تماس گرفتند و گفتند مي‌خواهم فيلم ديگري بسازم كه يك كار خياباني بيست‌روزه است و قرار است بدو بدو و با دوربين روي دست بگيريم. ممكن است خوب بشود و ممكن است بد از كار دربيايد. شخصيت مريم را برايم توصيف كردند و خلاصه قرار شد در فيلم "سلطان" بازي كنم.» حضور تهراني در «سلطان» نامش را سر زبان‌ها انداخت و اين نقطه آغاز مسير نه‌چندان سرراست او در سينماي ايران شد.

«غريبانه» با هديه تهراني و ستاره محبوب اما رو به افولي مثل ابوالفضل پورعرب به فيلمي پر تماشاگر تبديل شد و خيلي‌ها استقبال تماشاگران از فيلم را پاي حضور جذاب و شخصيت متفاوت زن داستان نوشتند. در روزهايي كه كشور با به قدرت‌رسيدن اصلاح‌طلبان در زمينه‌هاي مختلف سياسي و فرهنگي چهره عوض كرده بود، هديه تهراني تصوير تيپيك و مقبول فرهنگ در جريان اصلاحات شد و اهداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن نقش اول به هديه تهراني براي بازي در «قرمز» يكي از جريان‌سازترين اتفاق‌هاي سينمايي آن دوران بود. جايزه‌اي كه باعث شد شخصيت زن مستقل، سرد و صورت‌سنگي به عنوان پرسوناي آشناي ستاره عصر اصلاحات تثبيت شود: « بعد از بازي در "قرمز" قضيه برايم جدي‌تر شد. به همين دليل موقع اكران فيلم رفتم انگلستان تا در رشته دراما ادامه تحصيل بدهم و اين كار را به صورت جدي‌تر و آكادميك شروع كنم و جلو بيايم. اين انگيزه جدي بود، چون هميشه در زندگي وسوسه تجربه كارهاي تازه و مختلف را داشتم و بازيگري بيش‌تر از بقيه كارها اين انگيزه دروني مرا پوشش مي‌داد و ميل و شيطنت دائمي‌ام را به از اين شاخه و آن شاخه پريدن مهار مي‌كرد.»

«سياوش» براي هديه تهراني بهانه‌اي براي تداوم حرفه‌اي بازيگري و براي سينماي ايران نشانه‌ ديگري براي تثبيت موقعيت ستاره‌اي بود كه مي‌توانست گيشه فيلم‌ها را تضمين كند و نشان بدهد كه فروش چشم‌گير «قرمز» اتفاقي نبوده است. در اين مقطع، بي‌ترديد بهترين شانس ستاره‌ سينماي ايران بازي در نقش جنجالي و پيچيده‌ پرستار فيلم «شوكران» بود؛ موقعيتي كه تهراني به‌خوبي دركش كرد و از آن بهترين استفاده را كرد تا ثابت كند جذبه ستاره‌گي را مي‌شود با كيفيت بازيگري پيوند داد. شخصيت سيما رياحي شوكران در برهوت تصوير ملال‌آور زن در سينماي ايران و توانايي اين سينما در كليشه‌كردن بازيگران يك شاه‌نقش واقعي بود كه مي‌توانست مسير حرفه‌اي هر بازيگر زني را تغيير بدهد:«از پيشنهاد بازي در "شوكران" خيلي خوشحال شدم، بيش‌تر به اين دليل كه اغلب در مواجهه با اظهارنظرهاي ديگران به اين نتيجه مي‌رسيدم كه بازي در قالب چنين شخصيت‌هايي مي‌تواند تصور حذف ويژگي‌هاي خاص زنانه را ايجاد كند. گاهي مي‌شنيدم كه اين شخصيت‌ها بيش‌تر مردانه است يا زنانگي‌اش تحت‌الشعاع حس استقلال و منش خاص اين كاراكترها قرار گرفته است.» مرور كارنامه بازيگري تهراني مي‌گويد كه هيچ فيلمي به خوبي «شوكران» نمي‌تواند آينه تمام‌قد ويژگي‌هايي باشد كه تهراني را به ستاره بي‌چون و چراي آن روزها تبديل كرده بود و دقيق‌ترين تعريف و توضيحي است كه مي‌شود به كمك آن رمز و راز اقبال عمومي بي‌سابقه تهراني را كشف كرد.

ركوردشكني «شوكران» در گيشه باعث شد تا هديه تهراني در سال پاياني دهه 1370 در چهار فيلم بازي كند و تهيه‌كنندگان را از دغدغه ناكامي در جلب تماشاگر و فروش فيلم‌ها خلاص. فروش خوب چهار فيلم «دست‌هاي آلوده»، «چتري براي دو نفر»، «پارتي» و «آبي» اوج قدرت‌نمايي ستاره دهه 70 سينماي ايران در جلب تماشاگران سينما بود و تصور نمايش ناموفق فيلمي كه با نام و تصوير هديه تهراني گارانتي شده تقريباً ناممكن به نظر مي‌رسيد. تنوع نقش‌هاي او در دو سال ابتدايي دهه 1380 حكايت متقابل اعتماد سازندگان فيلم‌ها به ستاره و اعتماد به نفس ستاره براي قدم‌گذاشتن به مسيرهاي تازه و متفاوت در بازيگري بود و تماشاگران سينما هم با استقبالي متناسب با ظرفيت هر كدام از اين فيلم‌ها نشان دادند كه هنوز به ستاره‌شان اطمينان دارند و او ا رها نكرده‌اند. حضور فيلم‌هايي مثل «دنيا» و «دختر ايروني» در رده‌هاي بالاي جدول فروش سالانه سينماها كه قابل پيش‌بيني و محتمل بود، ولي موفقيت نسبي فيلم‌هاي «خانه‌اي روي آب» و «كاغذ بي‌خط» نشان داد كه ستاره‌ها مي‌توانند نقش موثري در تغيير ذائقه عمومي سينماروها ايجاد كنند و امكاني براي ساخته‌شدن آثاري را فراهم كنند كه در شرايط عادي سرمايه‌گذاري روي آن‌ها ريسك بالايي دارد.

تصوير درشت هديه تهراني در بيل‌بردهاي تبليغاتي فيلم جنگي پر خرجي مثل «دوئل» از مهم‌ترين نقطه عطف‌هاي حكايت ستاره‌ها در سينماي اين سال‌هاي ايران بود؛ تهراني با دو سه دقيقه بازي افتخاري در اين فيلم توانست ماجراي جنجالي بازگشت سعيد راد به عنوان ستاره‌اي قديمي و نوستالژيك را هم تحت تاثير خودش قرار بدهد. هوشمندي تهراني در قبول‌نكردن نقش زن جنوبي ميانسال «دوئل» حكايت از تصور روشن و مشخص او نسبت به قابليت‌هاي خودش و تعريف‌ درستش از شرايط و قواعد ستاره‌بودن داشت. شايد اگر آن تعريف و قاعده در ذهن تنوع‌طلب هديه تهراني درست نشسته بود، سينماي ايران هنوز هم مي‌توانست از وجود و حضور اين ستاره‌ موفق بهره‌برداري كند. پذيرفتن بازي در نقش زن بومي فيلم «جايي براي زندگي» كه شباهت‌هاي زيادي به زن جنوبي «دوئل» داشت، مسير حرفه‌اي هديه تهراني را تغيير داد. او – انگار كه از ستاره‌بودن و موفقيت خسته و دل‌زده شه باشد – سراغ آزمون و خطاهايي رفت كه ضريب خطاهاي بالايي داشت و نتيجه‌اش تا امروز چهار فيلم اكران‌نشده يا بدون مجوز نمايش (آبادان، شبانه، نسل جادويي و نيوه‌مانگ) و افت چشم‌گير فروش فيلم‌هاي ديگرش بوده است. وسوسه‌هاي تازه ستاره، هر چه كه بود، سرانجام موفقي نداشت و باعث شد كه سينماي ايران زودتر از آن‌كه تصور مي‌شد ستاره موفق و مقتدرش را در قامت بازيگري تجربي ببيند و افول وجه ستاره‌گي او را تماشا كند. اين وسط اميدواري محكمي براي احتمال بازگشتي موفق هست كه نشان مي‌دهد تلفيق تجربه‌گرايي و آزمودن راه‌هاي متفاوت و نقش‌هاي تازه الزاماً به معناي پشت‌پا زدن به پيشينه بازيگري و تصوير ذهني تماشاگران از ستاره محبوب‌شان نيست.

«چهارشنبه‌سوري» آخرين فيلم به نمايش درآمده هديه تهراني است كه اوج مثال‌زدني ديگري در توان بازيگري او و اثبات دوباره محبوبيتش در مقام يك ستاره را همزمان يادآوري مي‌كند. «چهارشنبه‌سوري» سرمشق كاملي از هديه تهراني براي هديه تهراني است كه مي‌گويد مي‌شود ستاره بود و كليشه نشد، جايزه جشنواره‌اي گرفت و نفروش نبود و از آن مهم‌تر مي‌شود تعريف‌هاي ناقص و غلطي را كه ميان «بازيگر» و «ستاره» فاصله مي‌اندازد و نقش‌آفرينان سينما را با تعريف‌هاي قالبي دسته‌بندي و ارزش‌گذاري مي‌كند، تصحيح كرد. اين‌كه هديه تهراني درس‌ها و تجربه‌هايش از اين دوره خاص كارنامه بازيگري‌اش را چه‌طور به كار خواهد گرفت، معلوم مي‌كند كه آيا اين دوران گذار به قيمت كم‌سو شدن موقت كيفيت ستاره‌گي او ارزشش را داشته يا جريان‌هاي تازه و اتفاق‌هاي ديگري در راه است.
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


 


2- محمدرضا گلزار؛ ستاره دهه‌ي پيش رو...


محمدرضا گلزار موقعي بازيگر سينما شد كه به عنوان نوازنده گيتار در گروه موسيقي پاپ آريان چهره‌اي معروف بود. حالا ديگر همه كساني كه ماجراهاي پشت پرده سينماي ايران را دنبال مي‌كنند، ماجراي بازيگر شدن گلزار را مي‌دانند. ايرج قادري كه خودش زماني ستاره مشهوري بود، مهمان يكي از كنسرت‌هاي گروه آريان در شمال كشور بوده و گلزار را در متل قوي رامسر مي‌بيند و با كمك سال‌ها تجربه در كارگرداني و بازيگري در سيستم ستاره‌سالار سينماي قبل از انقلاب به اين نتيجه مي‌رسد كه اين جوان نوازنده مي‌تواند در سينما چهره محبوب و موفقي باشد. گلزار به پيشنهاد ايرج قادري نقش اول فيلم تازه اين كارگردان قديمي را قبول كرد و با «سام و نرگس» به سينماي ايران معرفي شد. حاصل كار چيزي فراتر از توقع تماشاگران از ساخته ايرج قادري نبود و با وجود فروش قابل قبولش در هيچ زمينه‌اي فيلم موفقي نبود. اين شروع زير استاندارد زمينه‌اي براي ستاره‌شدن محمدرضا گلزار فراهم نكرد، ولي انتخاب قادري او را در موقعيتي قرار داد كه سينماي ايران با پيشنهادهاي ديگري به سراغش آمد.

او در سال آغازين دهه 1380 سه بار جلوي دوربين سينما رفت و سينماي ايران اين فرصت را در اختيارش گذاشت كه بدون دريافت بازتاب‌هاي نمايش عمومي اين فيلم‌ها بتواند به كارش ادامه دهد. جدايي گلزار از گروه آريان و جنجال‌هاي خبري اين ماجرا مدتي در صدر اخبار نشريه‌هاي عامه‌پسند بود و همين موضوع به او كمك كرد كه اولين قدم‌هاي ستاره‌شدن را در فضايي غير سينمايي تجربه كند. نمايش موفق «شام آخر» ظاهراً ارتباط چنداني به نقش و حضور گلزار نداشت، ولي فريدون جيراني به پشتوانه شناخت و تسلطش بر موقعيت تاريخي سينماي عامه‌پسند ايران و باز بودن فضاي سينما بعد از روي كار ماندن دولت اصلاحات بار ديگر – بعد از حضور هديه تهراني در «قرمز» - نشان داد كه شم درستي براي استفاده از چهره‌هاي مطرح و مقبول بين تماشاگران عام سينما دارد.

«بالاي شهر پايين شهر» و «زمانه» ادامه منطقي اعتماد بدنه سينما و بخش خصوصي به قابليت‌هاي بالقوه گلزار براي ستاره‌شدن بود، گرچه هيچ‌كدام به محصولي قابل قبول كه بتواند به تثبيت محبوبيت و مقبوليت اين ستاره تازه از راه‌رسيده كمك كند نرسيد. گلزار با بازي در «چشمان سياه» و «زهر عسل» به مسيري افتاده بود كه به نظر مي‌رسيد قرار است فقط ضريب خطاي فيلم‌ها را در موفقيت مالي تا حدي كم كند و هنوز كسي تصور نمي‌كرد كه بازيگر اين فيلم‌ها چند سال بعد مي‌تواند معادلات اقتصادي سينماي ايران را با حضورش روي پرده به هم بريزد و به عنوان سوپر استاري تضمين‌شده، فاصله‌اش را با رقيبان هم‌نسلش تا اين حد زياد كند. اين اتفاق با نمايش عمومي «كما» و رشد غيرعادي آمار و ارقام فروش فيلم در روزهاي بعد از تعطيلات نوروز 1382 افتاد. گلزار در «كما» براي اولين بار عنوان سوپراستاري را بدون هيچ اما و اگري مال خودش كرد و از آن زمان تا امروز توانسته اين موقعيت را حفظ كند. سينماي بعد از انقلاب براي اولين بار در چنين موقعيتي قرار گرفت كه مي‌توانست روي حضور بازيگر جلوي دوربين به عنوان ضمانت بي‌خطاي بازگشت سرمايه و سوددهي محصولات حساب كند و اين براي سينمايي كه از نظر اقتصادي هيچ‌وقت قابل پيش‌بيني نبوده، خبر خوشي بود. شايد «سيزده گربه روي شيرواني» به دليل جنس فانتزي نامربوطش و «گل يخ» به دليل دستكاري غير كارشناسانه فيلمساز در فرمول‌هاي امتحان پس‌داده سال‌هاي دور به پيش‌بيني‌هاي فروش نجومي روزهاي ساخت‌شان نرسيدند، اما در معادلات اقتصادي سينماي ايران فيلم‌هي شكست‌خورده‌اي هم نبودند.

در اين شرايط، حتي فيلم متفاوت «بوتيك» هم كه كسي روي فروشش حسابي باز نكرده بود، به كمك محبوبيت رو به رشد ستاره‌اش از شكستي حتمي نجات پيدا كرد. «بوتيك» تا كنون اعتباري‌ترين فيلم كارنامه گلزار است كه او را در موقعيتي فراتر از ويژگي‌هاي يك ستاره عام و در قالبي تازه و امتحان‌نشده موفق نشان داد. فضاي تلخ و لحن افسرده فيلم هيچ نسبتي با قصه‌ها و فضاهاي فيلم‌هاي قبلي گلزار نداشت و عدم موفقيتش مي‌توانست لطمه‌اي جدي براي وجه ستاره‌گي بازيگرش باشد. فيلم در كمال تعجب اغلب بيننده‌هاي جدي و پي‌گير سينماي ايران از حضور در بخش مسابقه جشنواره فجر بازماند تا اين نقش متفاوت كارنامه بازيگرش امكان داوري و ارزش‌گذاري كامل و همه‌جانبه را نداشته باشد. فيلم بر خلاف فضاي رسمي در ميان منتقدان سينما و تماشاگران موقعيت خوبي پيدا كرد و موضوع هميشگي «نقش خوب – بازيگر خوب» را بار ديگر مطرح كرد.

«آتش‌بس» نقطه‌عطف بي‌چون و چراي كارنامه حرفه‌اي گلزار به عنوان ستاره اول سينماي ايران بود. قالب كمدي رمانتيك فضاي مناسبي براي نمايش جذابيت‌هاي حضور گلزار روي پرده فراهم كرد و ركورد بالاترين فروش ريالي تاريخ سينماي ايران را به نام او ثبت كرد. زمان‌بندي كمدي گلزار در «آتش‌بس» و هماهنگي‌اش با مهناز افشار در چهارمين تجربه سينمايي مشترك‌شان مي‌توانست بيش از اين مورد توجه قرار بگيرد و وجه اعتباري كارنامه او را هم سر و ساماني بدهد، ولي «آتش‌بس» هم در بخش مسابقه جشنواره فجر پذيرفته نشد تا معلوم شود كه محمدرضا گلزار لااقل در اين زمينه ستاره بدشانسي است. سينماي ايران كه هميشه منتظر بهره‌برداري از موفقيت‌هاي فرمول‌بندي شده است، با فروش ميلياردي «آتش‌بس» دست به كار شد و زوج بازيگري اين فيلم را در دو فيلمنامه ضعيف و با اجرايي نچسب بار ديگر روي پرده سينماها برگرداند. «تله» و «كلاغ‌پر» فقط به ضمانت حضور و و جود ستاره ساخته و اكران شدند و هر كدام هم بسيار بيش‌تر از آن‌چه مي‌شد حدس زد، فروش كردند تا واژه سوپر استار – سال‌ها پس از اقبال ستاره‌هاي سينماي فارسي - تعريف درست و منطقي‌اش را در سينماي ايران پيدا كند.

در چنين شرايطي چه سوژه‌اي بيش‌تر و بهتر از محمدرضا گلزار مي‌توانست موفقيت فيلمي با حضور او را گارانتي كند؟ «توفيق اجباري» نشان داد كه وقتي مردم براي تماشاي ستاره محبوب‌شان به سينما مي‌روند، بهتر است حاشيه نرويم و اصل مطلب را د اختيارشان قرار بدهيم. «توفيق اجباري» يك شوي تك‌نفري گلزار بود كه طنز و نمك رضا عطاران را هم براي حاشيه امنيت داشت. زندگي خصوصي ستاره‌ها هميشه از بخش‌هاي جذاب و وسوسه‌كننده مخاطب عام سينما بوده و بخش عمده‌اي از نشريه‌هاي عامه‌پسند هم دائماً به كار انتشار اين اخبار و حواشي مشغول‌اند. پس طبيعي بود كه نمايش زندگي فوق‌ستاره محبوبي مثل گلزار با يك خط داستاني كم‌رنگ اما امتحان‌پس داده و چاشني كمدي كم‌خطاترين موضوع قابل تصور در سينماي اين سال‌ها بود. فروش ميلياردي «توفيق اجباري» فاصله فروش فيلم‌هاي گلزار را با رقبايش به شكل تصاعدي زياد كرد و بار ديگر نشان داد كه كمدي رمانتيك بهترين فضاي نمايش توانايي‌هاي ستاره و دلايل جذابيت و محبوبيت فوق‌العاده اوست؛ «توفيق اجباري» ساخته شده بود تا تماشاگر علاقمند او جنس واكنش‌هاي گلزار به شوخي‌هاي عطاران و شكل خنديدنش را به حد كفايت تماشا كند و از حضور كافي و وافي در كنار ستاره محبوبش و سرك‌كشيدن در خانه واقعي او و تماشاي گوشه‌هايي از زندگي خصوصي‌اش لذت ببرد. از اين نظر مي‌شود گفت كه «توفيق اجباري» در تثبيت جايگاه گلزار به عنوان سوپر استار نقشي مهم‌تر از «آتش‌بس» داشته است.

حالا بعد از اقبال عمومي گسترده «توفيق اجباري» زمان مناسبي فراهم شده تا گلزار روي موج موفقيت فيلم سراغ تجربه‌هاي متفاوتي برود كه «مجنون ليلي» شكل ناكامي از آن بود و فروش مناسبش نشان داد كه گلزار هنوز مي‌تواند روي استقبال بي‌دريغ تماشاگران حساب كند، به‌شرطي كه قدم‌هاي بعدي را هوشمندانه‌تر بردارد و روي اين موج سنگين موفقيت بازي‌هاي تازه‌اي را رقم بزند.



منبع خبر : شهروند امروز
شنبه,2 شهریور 1387 - 7:41:58

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

بيتا
شنبه 2 شهريور 1387 - 8:53

آخه ستاره بايد بازيكردن بلد باشه آقاي حسني نسب...اين دومين ستاره شما اين كارو بلدنيييييييييييييييييييييست

ف.ت
شنبه 2 شهريور 1387 - 12:55

هدیه همیشه ستاره میماند

farshid
شنبه 2 شهريور 1387 - 18:1

بین ستاره هایی که نیما توی شهروند امروز درباره ی انها نوشته باز گلزار برای قرار گرفتن توی سایت سینمای ما قرار گرفت !!گفتگوی امیر قادری با رضا گلزار توی شهروند امروز هم تا چند روز دیگر روی سایت می اید .

کاری به قضیه شایعات و جنجال هایی که هفته های پیش بر سر ارتباط گلزار و سایت اتفاق افتاد ندارم ولی کاش دست کم امیر قادری و نیما برای شفاف شدن موضوع یک یادداشت مشترک می نوشتند .

farshid

J.A.
شنبه 2 شهريور 1387 - 21:3

من هم امیدوارم که به زودی سوپراستار محبوبم (محمد رضا گلزار عزیز) رو در فیلمی متفاوت با آنچه تاکنون دیده ام مشاهده کنم و شاهد موفقیت فوق العاده او باشم.

به امید آن روز.

عرفان
شنبه 2 شهريور 1387 - 23:50

ولی به نظر من ابولفضل پور عرب مردخاک صحنه خورده و تحصیل کرده اون زمان ستاره بود نه هدیه تهرانی!!!

ali
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 1:4

bahram radan ra faramoosh kardi aghai montaghed

امین
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 4:15

نمی دونم چرا نظرم نگذاشتید

شاید برای اینکه گفتم برای اقای حسنی نسب متاسفام ویا شاید...........

اما بازهم میگم گلزار قد مقایسه کردن با هدیه خانم تهرانی نیست وبه جرات می توان گفت جولوی هدیه خانم عددی نیست

به امید بازگشت خانم تهرانی به بازیگری

شيرين
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 9:10

سلام خسته نباشيد اما خانم هديه تهراني فقط 6 سال ستاره بودن نه 10 سال فكر كنم خانم كريمي و آقاي پورعرب بيشتر به ستاره شبيه بودن تا خانم تهراني ، ستاره خانم تهراني خيلي زود خاموش شد

الهه
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 9:22

دیگه وقتشه آقای گلزار.برگ برنده رو کنید.شماکه نیاز مالی ندارید.دیگه بازی تو فیلم هایی مثل تله -کلاغ پر-توفیق اجباری و مجنون لیلی رو قبول نکنید.خواهش می کنم به خاطر اسم ورسم بعضی کار گردان ها جو گیر نشید.

شيوا
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 14:17

پس بهرام راذان كو .در ضمن هديه هنوز هم ستاره است كمكار بودن او دليل بر اين نيست كه از ليست ستارهها حذف شده

amir
يکشنبه 3 شهريور 1387 - 23:12

اینکه از کلمه ستاره که در مورد "هدیه تهرانی" به کار بردید در کنار اسم گلزار استفاده میکنید نشانه درک شما از هنر بازیگری وسینماست!

اگرفقط فروش بالای فیلمها رو دلیل ستاره بودن بدونیم گلزار ستاره است! و "هدیه تهرانی" علاوه بر اینکه بی نظیر و استثنائی و تک بوده وهست (مسلما فیلمهاش هم فروش بالایی داشته و اگه بازی کنه داره) بنابر این ویزگی ستاره رو هم داره...

هدیه تهرانی""""بازیگر استثنائی وماندگار سینمای ایران""""است

نه ستاره نه سوپراستار ونه....

امین
دوشنبه 4 شهريور 1387 - 3:28

چه منطقی پشتش که نظر من را قبول نمی کنید وتو سایت نمی گزارید

اخه کجای حرفم عیب داره که میگم گلزار قد مقایسه کردن با هدیه تهرانی نیست

اما قبول کنید وقتی به گفته خود گلزار بهترین فیلمش اتش بس را با شوکران (نه با چهارشنبه سوری وقرمز) هدیه تهرانی مقایسه می کنی از این مقایسه خندتون می گیره

وقتی نظر ما ها رو نمی گذارید واقعا شک می کنیم که نکنه واقعا سایتتون وابستگی هایی به گلزار داره شایعات واقعیت داره

به امید بازگشت خانم تهرانی به بازیگری

ASHEGH , DIVONE
سه‌شنبه 5 شهريور 1387 - 6:5

ما در ایران یک ستاره داریم که اون هم محمد رضا گلزار است پس این قدر ستاره وستاره نکنید

آزی
پنجشنبه 7 شهريور 1387 - 18:16

تنها فیلمی که هدیه تهرانی درش خوب بازی کرد و حس الکی نگرفت چهارشنبه سوری بود اگر هم یادتون باشه هدیه تهرانی از اول خوب بازی نمی کرد ولی پله پله اومد بالا ودر مورد گلزار هم هرچند این روند مقداری کند هست ولی بالاخره به مرز پختگی می رسه

گلزار به خاطر چهره اش از اول خیلی تو چشم بود و با بازی در فیلمهای مختلف گیشه خیلی زود تبدیل به ستاره شد و وقتی یک ستاره باشی بیشتر دیده می شی و انتظار بیشتری ازت دارند

هرچند تهرانی هم خصوصیت چهر ه رو داشت ولی نه به اندازه گلزا

باید به گلزار فزصت بدیم هرچند خوب شروع نکرد ولی خوب ادامه بدهر

cool
جمعه 8 شهريور 1387 - 19:1

aghaye AZI:شما که میگی هدیه تهرانی از اول خوب بازی نمی کرد!!!!!! هدیه در فیلم سومش که قرمز باشه سیمرغ میگیره!!!اون وقت شما میگی از از اول خوب باری نمی کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آقای گلزار بیستمین فیلمش رو هم بازی کرده هنوز نتونشته سیمرغ بگیره!!!!

بهتره آدم همیشه واقعیت ها رو ببینه دوست عزیز!!

هدیه تهرانی شخصیت یک ستاره رو هم داره تا گلزار چون خیلی حرفه ای تر هم هست!! اما حیف که بعضی ها قدر نمی دونن و با توقیف کردن فیلمای ایشون باعث این اتفاق شدن!!!!

حیف!!

Mohsen
جمعه 8 شهريور 1387 - 20:14

Dadash reza setare bude,hast va khahad bud

آيلين
سه‌شنبه 2 مهر 1387 - 19:21

گلزار ستاره ي همه ي عرصه هاست. اميدواريم كه بازي اش روز به روز بهتر بشه.

فيلم هاش روز به روز بيشتر بشه. حسوداش روز به روز كمتر بشه.

در جواب امين: اگه گلزار در حد و اندازه ي مقايسه با هديه تهراني نيست، پس كي هست؟

موقعيتي كه گلزار در سينما داره، از موقعيتي كه هديه تهراني داشته خيلي مهم تره.

درسته كه بازي هديه تهراني خيلي بهتر از گلزاره، اما اگه گلزار نبود، بايد شاهد ورشكستگي سينماي ايران مي بوديم.

به قول رشيدپور گلزار اكسيژن سينماي ايرانه.

هرچند كه فروش فيلم هاش فقط به خاطر چهره اش نيست.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.784511089325 seconds.