سينمای ما - پاسخی به واکنش‌های کاربران سایت به یادداشت «راز عطاران چیست» / این مجموعه‌های سرطان‌‌آور...
شنبه 2 آذر 1387 - 11:18
اخبار:      • تکلیف اکران اخراجی‌های 2 مشخص شد      • گزارشی از استقبال مردم تبریز از رضا ناجی؛ / ناجی: رقیب اصلی‌ام ایرانی بود      • نتیجه تحلیل پایگاه اطلاع رسانی هیات اسلامی هنرمندان درباره مهرجویی و گل‌شیفته فراهانی؛ / باید از داریوش مهرجویی دلجویی کنیم      • مجری صدا و سیما در وبلاگ‌اش درباره این برنامه نوشت؛ / این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد      • سیروس تسلیمی: پدرم در جهان باقی بارها و بارها این نامه را خواهد خواند؛ / سوسن تسلیمی از استکهلم برای پدر از دست رفته اش نامه نوشت      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
اوان مك گرگور یک «مدعی بزرگ» می‌شود
جشنواره ساندنس 2009 با یک انیمیشن خمیری آغاز می‌شود
جان مالکوویچ و ساخت مستندی درباره مهاجرین
تاریخ اكران و شیوه نمایش آخرین ساخته «تیم برتون» اعلام شد + اولین عکس جانی دپ در این فیلم
پرونده چهارم برای جیسون بورن باز شد
براد پیت در نقش ویلیام تل
جشن پنجاهمین سال اكران «زندگی شیرین» فدریكو فلینی در آکادمی اسکار
یک «حرفه برزیلی» برای چارلیز ترون
نسخه جدید «ترانسپورتر» به نمایش درآمد + عکس‌های فیلم
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد


محیا


  (81 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (56 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (922 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (286 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1055 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (320 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 تبریزی باز جنجال درست می‌کند؟ / نخستین حضور میترا حجار پس از بازگست به ایران...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 مهناز افشار و حامد کمیلی همبازی می‌شوند...
 علي مصفا با تكذيب برخي نقل‌قول‌ها عنوان كرد: / «ارتباط آتش‌سوزي سينما جمهوري با مسايل سياسي بسيار بعيد است»...
 تازه‌ترین گفتگوی کارگردان فیلم «کنعان»؛ / از این که فیلم‌ام فروخت معلوم شد که انتخاب ترانه علیدوستی درست بوده...



گزارش
 رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد...
 حرف‌های بی‌رودربایستی مرتضی شایسته درباره ستاره‌های سینمای ایران و همکاری با کارگردان‌ها؛ / تنها راه نجات سینمای ایران خصوصی‌سازی است... ...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...

آرشيو...



پاسخی به واکنش‌های کاربران سایت به یادداشت «راز عطاران چیست»
این مجموعه‌های سرطان‌‌آور...
این مجموعه‌های سرطان‌‌آور...


سینمای ما - آرمین ابراهیمی: حقیقت آن که، اصولاً پاسخ دادن به اعتراضٌ پرسش مخاطب جٌز به کار آشفته تر کردنِ اصلِ بحث نمی آیدٌ ما را از هدف اصلی دور می اَندازدٌ این گونه برخورد تنها موانعِ درکِ جانِ مقصود را افزایش می دهد.زیرا، برداشتِ هر فرد نسبت به میزانِ آگاهی وَ شکلِ سلیقه و ٌذوق اش معیار چندان مناسبی نیست که بتوان با «توجیه» یا «تشدید» تغییرش داد و راه یافتن به دالان های یک پدیده یا حتا یک موضوعِ ساده ی فٌرمال اغلب مسیری درونی می طلبد که فرد بایست به تنهایی در آن گام بنهد و به کشفٌ نتیجه برسد.یادداشتِ بنده هم با عنوانِ «راز عطاران چیست؟» به هیچ وجه نمایه ای از یک «سلیقه» نبود.گرچه نویسنده حق دارد در نقدٌ نفی اش از یک سوژه سلیقه ی خویش را نیز دخیل نماید و حتا با کمی زَهره ی بیشتر شاید بشود گفت بخش اعظمِ گیراییٌ قدرت «نقد بر اثر هنری» از سلیقه ی رادیکالٌ خاصِ نگارنده ی آن ناشی می شود که به آن بوی اصالتٌ تفاوت می بخشد.اما، یادداشتِ مذکور چنین چیزی نبود.و به همین دلیل لزومِ متنِ حاضر بر روالِ متعارفِ جریان مجریٌ مخاطب چربید تا پاره یی از برداشت های معیوبِ مخاطبانی که آگاهٌ آماده اند اما کلیتِ موضوع را صحیح نمی سنجند روشن بشود.دلیلِ دومِ موجودیتِ این نوشته ی تکمیلی هم شکافتن ایده یی بود که مطرح شدٌ محتملاً چون موجزٌ فوری بود مجالِ دریافتِ درست را از خوانندگانِ خود گرفت.

حالا می رسیم به داستانِ «سلیقه».همانطور که گفتم پیرامونِ «بزنگاه» موضوع سلیقه مطرح نیست (که اگر بود لحن نوشته طریقی دیگر می گرفت).بله، سلیقه.یعنی مثلا شما ممکن است از رنگِ تی شرت «علی صادقی» در این سریال خوش تان نیاید.خب، جای حرف دارد؟ سلیقه است.چند وجب آنطرف تر یک نفر خیلی هم از رنگِ آن تی شرت حض می برد.جای بحث نیست.اما، مسأله ی «کٌمدی بدیع» و خلق «طنزِ تازه» در سریال بزنگاه آن هم با توجه به پروسه ی فشٌرده و سختٌ بی روزنِ «مناسبت سازی» چیزی نیست که بشود با بهانه ی «سلیقه» انکارش کرد و آن را به گوناگونیِ نظرگاه نسبت داد.نکته همین جاست.بازخوردِ منفیِ این پدید (و آن یادداشت) هم از وقتی شروع می شود که مخاطبی که به بٌنجل های «نود شبی»سازان نازنین تلویزیون خو گرفته و عادت کرده به دریافتِ دربست همه چیز با جنسی خاص رو به رو می شود که دارد مٌدلی «هنری» را در میان زباله دانی به بیننده اش پیشنهاد می کند.سریالی که دارد ارائه ی «ظرافت» در یک دستگاهِ تولیدی کلیشه یی را تجربه می کند.سریالی که نمی خواهد با ترفندهای کثیفِ رایج بیننده گانش را سیاه کند.و چه خوب.چه خوب که در این بازارِ هولناکِ تکرارٌ تکرار هنرمندی پیدا می شود که دستش از ساختنِ بناهای نو نمی لرزد و هر قدر هم کم در مسیر تعالیِ کارش می کوشد.این تعالی چرا اینقدر سخت فهم است که گروهی از مخاطبان خود را می راند؟ این تعالی اصلا چیست؟ کمدی خاص عطاران که ناگهان و با این سریال نمود پیدا کرده از کٌجا می آید؟ چطور شکل می گیرد؟ چی به بیننده اش می دهد؟… سوالاتِ هر مخاطب عادی (یا غیر عادی!) در مقابله ی با پدیده ی سریالِ صمیمیٌ خوش ساخت عطاران چنین چیزهایی ست.متنِ حاضر هم کوششی ست برای پاسخ به همین مجهولات.

این «کمدی بدیع» که ازش دم می زنیم چیست؟ تا این لحظه و در کلیتٌ دورنمای سریال های طنز تلویزیون ما با چند عامل مشخص سرٌ کار داشته ایم.یکسری عناصر ثابت که دستمایه ی خٌدامِ سیما بودٌ ایشان با زیرٌ رو کردن این عناصر پیش می رفتندٌ تأمین خوراک می کردند.یکی از مهم ترینِ آن ها «قصه» است.یک استخوان بندی روشنٌ کلی و قصه های فراوانی که بر این ساختمان گوشت شده اندٌ به این بهانه ما قرار است با واکنش های –یحتمل خنده دارٌ با مزه ی- آدم های قصه سرگرم بشویم، داستانی ببینیم، به شوخی های شیطنت آمیزِ نویسنده گان ماجرا با سیاستٌ فرهنگٌ جامعه لبخند بزنیم و در آخر هم ما آدم هایی هستیم با گوش هایی درازٌ زیبا که تلویزیون می تواند به عنوانِ آمار ازمان استفاده کند.قصه هایی تو در تو (که اتفاقاً «جایزه ی بزرگ» نمونه ی «مناسبتی»اش را مهران مدیری نازنین ساخته) و نمونه ی عینیِ یک کابوسِ تمام عیاراند.جنگل هایی هستند که بیننده در خنده دار ترین وضع ممکن توی آن ها گٌم می شود و عقلانیتٌ قوه ی سنجشٌ قیاس خود را از دست می دهد.برای نمونه هر کدام از آن مجموعه ها را از آرشیو درآورید و هر جایی که خواستید واردش شوید، به سهولت ماهیتِ پوچِ قصه ها بر شما آشکاره می شود.زیرا تمام ِهدفِ این مجموعه های سرطان آور (که حالا به بهانه ی بزنگاه می شود به سراغشان رفتٌ درباره شان صحبت کرد) وصل کردن امروز به فرداست و اگر روزِ سوم از حوادثِ روز نخست خبر بگیرید فاصله ی عمیق بین تان از تاریکی بیرون می شود.می ماند واکنش های لوسِ آدم های قصه که ماشین وار فاکتورهای آشنا را پشت هم تکرار می کنند.فاکتورهایی که می شود به توسل آن بیش از هفتاد درصد ساکنین جنگل را سرگرم کرد.این فرمول رفته رفته از دلِ سریال های مناسبتی بیرون پریده و «نود قسمتی»ها را نیز به خود مٌبطلا کرده، تا جایی که دیگر فرق چندانی میان «چارخونه» و «جایزه ی بزرگ» وَ «کمربندها را ببندید» با «شب های برره» باقی نمی ماند.انگار همه ی این ها را یک نفر ساخته.بچه گانه، گٌذری، پوچ.در سیستمی حٌسین قٌلی خانی و بی حساب کتاب که از روی یک غریزه ی جالب با هر گونه بداعتٌ ابتکارٌ جسارتی به ضربٌ زور مقابله می کند.وقتی مخاطبان به اَفیونِ این بٌنجل ها دٌچارندٌ از برخوردهای ظریف هنرمندی چون عطاران فراری هستند چه انتظاری می شود داشت؟ سیما به اکثریت سر دارد.وقتی مصرف کننده گان خودشان از تجربه های تازه می هراسندٌ دوست دارند پیرزن هایی باشند با علایقِ ثابت جای نبوغٌ هنر کجاست؟

پس کم کم می بینیم که اگر منصفانه وٌ به دور از عٌقده و تعصب فکر کنیم بزنگاه دارد با این بٌت ها این اٌلگوها به شکل دیگری برخورد می کند.بزنگاه دارد پیچیده گیِ بی دلیلِ داستان را حذف می نماید و به جایش «زنده گی» و «روح» را به دنیایش تزریق می کند.و چه بد که خیل بیننده گان گٌنگِ این اثرِ خوب قادر به لذت بردن از عمقِ روحِ این «زنده گی» جاری در اثر نیستند.و راستش، رمز دست یافتن به این «زنده گی» حاصل هم فکرٌ هم دلیِ پیچیده یی میان تیم سازنده ی بزنگاه است.بازی های روانٌ بی اغراق، موقعیت های ضد داستانِ پٌر کشش، فیلمنامه ی با چفتٌ بست و در نهایت راهنماییٌ اجرای عطاران از این مجموعه ی همآهنگ.اینجاست که کشفِ جذابیتِ بزنگاه دیگر «سلیقه ی خاص»ی نمی خواهد، چون این دیگر سلیقه نیست، عدمِ دریافت یا ضعفٌ نٌقصان در برداشتِ مخاطب است.در حالی که بزنگاه با مٌدارای بسیار با بیننده گانش جلو آمده و درونش را ناگهان و از ابتدا بیرون نریخته است.اگر کسی ازش لذت نمی بَرَد این مشکل مستقیم به خودش بر می گردد.حذف داستان به تنهایی آنقدر اهمیت دارد که دستٌ پای دایاناسورها را می لرزاند، آن هایی که تعدادِ تیمِ نویسنده گانشان طعنه می زند به تیم فوتبالٌ جٌز غرغره ی مٌشتی ترفندٌ جوکِ تاریخ دار عملا هیچ کاری پیش نمی برند و موفقیت شان هیچ مایه ی شعف نیست.

از کودکستان بیرون بیاییم.بحث سر زیر آب زدنٌ جاسوسیٌ طرفداریٌ حقٌ حساب نیست.مدیریٌ عطارانٌ دیگران با یکدیگر دوستٌ هم راه هستند و کارهای هم را دنبال می کنندٌ مثل همه ی آدم های متمدن از تماشای اثر هنری خوشنود می شوند، بحث سر هوچیگریٌ طرفداریٌ این مهملات نیست؛ موضوع بر اعتبارٌ ارزش یک اثر، جذابیتِ یک اثر، و تأثیری ست که اثر مذکور روی حافظه ی هنری پاک نشدنی پس از خودش بر جا می گذارد.اصلا، گورِ پدر حافظه ی هنری... ما با اثری «حال» می کنیم که پشت اش فکرٌ خلاقیتٌ شرافت باشد نه حقه وٌ پدرسوخته بازی!
تمام.


منبع خبر : سینمای ما
شنبه,30 شهریور 1387 - 4:49:25

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

رضا کاظمی
شنبه 30 شهريور 1387 - 8:19

من سریال عطاران را نپسندیدم ولی به هرحال بودنش خیلی بهتر از نبودنش است و آن را به مراتب به کارهای مبتذل و توهین آمیز مهران مدیری و جواد رضویان و... ترجیح می دهم.

جای خالی یک طنز نویس خوب در سینما و تلویزیون ایران به خوبی اخساس می شود. آرزو دارم یک روز طنزی ببینم که توش اسلپ استیک و حرفهای خشونت بار و تحقیر آمیز و از این جور چیزا نباشه.یا مثل کارهای استاد مل بروکس یه هجو معرکه باشه یا مثل کارهای استاد وودی آلن (که تو هم مثل من و امیر پوریا خیلی دوستش داری!!!) به ظریفترین گوشه های رابطه های انسانی بپردازه. می دونی معجزه وودی آلن چیه؟ خودش رو خوب می شناسه و اغلب خودش رو به نقد و طنز می کشونه نه دیگران رو. مثل کاری که نویسنگان ما نمی کنن و همه قشر جامعه رو دزد و دغل و ریاکار نشون میدن ولی نشد یکبار چهره یک طنزنویس رو با همین خصوصیات نشون بدن که اتفاقا خیلی جا برای کار داره.اصلا انگ اینکارن طنز نویسا.

ما که توپ رو انداختیم تو زمین آقای صحت!

پویا
شنبه 30 شهريور 1387 - 9:0

من یکی که فک میکنم تو آدم مهران مدیری هستی! با این تعریفایی که داری از بزنگاه میکنی اصلآ دیگه حالم از این سریال به هم خورد. باور کن تا همین پنج دقیقه پیش عاشقش بودم ولی از بس از کلمات قلمبه سلمبه راجع به سریال استفاده کردی که باعث شده من مدیری رو ترجیح بدم. نمیدونم چه جوری بگم ولی یادداشت شما اصلآ فهمیدنی نیست. هی میگی عطاران اله عطاران بله ولی نمیگی علتش چیه؟ فقط با قسمتهایی از یادداشت میشه ارتباط برقرار کرد که از مدیری انتقاد شده. این یکی رو مطمئنم!

س.ک
شنبه 30 شهريور 1387 - 11:14

با شما در مورد عطاران کم و بیش موافقم اما اینکه اینطور کارهای مهران مدیری رو به چالش کشیدید و زیر پاتون له کردید رو نمی پسندم ممکنه کارهاش نقص داشته باشه ولی توش کارهای خیلی خوب هم پیدا میشه....


شنبه 30 شهريور 1387 - 12:32

كه چي مثلا ؟

اين يعني جواب دادي؟

فقط از كلمات قلمبه سلمبه استفاده كردي كه بگي آره من ميفهمم شما نميفهمين ولي نه داداش اينطوريام نيست

آتنا
شنبه 30 شهريور 1387 - 12:38

«مهران مُدیری» کُلّی مُخالف دارد؛ دشمنانِ قسم‌خورده‌ای که حاضرند سر به تنش نباشد و هروقت برنامه‌هایش به مشکل برمی‌خورد و جلویشان را می‌گیرند، نفس راحتی می‌کشند و فکر می‌کنند از این به بعد، آبیِ آسمان پُررنگ‌تر است و هوا تمیزتر است و روزگار از این بهتر نمی‌شود.

«مهران مُدیری» کُلّی مُخالف دارد؛ دشمنانِ قسم‌خورده‌ای که بعضی‌شان آدم‌هایِ شکست‌خورده‌یِ برنامه‌های تلویزیونی هستند. آدم‌هایی که فکر می‌کردند چون برنامه‌هایِ مُدیری تماشاگر دارد و جماعتی را می‌خنداند، می‌توانند برنامه‌هایِ لوس و بی‌مزّه‌شان را به آن جماعت قالب کنند و از همان راه بروند. ولی اشتباه می‌کردند. کسی آن برنامه‌ها را ندید و به بی‌مزّگی‌شان نخندید.

«مهران مُدیری» کُلّی مُخالف دارد؛ دشمنانِ قسم‌خورده‌ای که برنامه‌های تلویزیونی‌اش را می‌بینند و به هر چیزِ بامزّه‌ای که توی این برنامه‌ها هست، می‌خندند و کُلّی کیف می‌کنند. ولی فکر می‌کنند نباید از مهران مُدیری تعریف کنند؛ چون برنامه‌هایِ مُدیری، از آن چیزهایی است که همه‌ی مردم می‌بینند، و چیزی را که همه‌ی مردم می‌بینند، باید رد کرد.

«مهران مُدیری» کُلّی مُخالف دارد؛ دشمنانِ قسم‌خورده‌ای که حرصشان از دست او درآمده است و فکر می‌کنند که چرا مردم از دیدنِ صورتِ گرفته‌ و سنگی مُدیری در نقشِ «مُظفّرخان» هم می‌خندند و لابد کاسه‌ای زیرِ نیم‌کاسه است و لابد یک‌جایِ کار ایراد دارد

تینا
شنبه 30 شهريور 1387 - 13:37

چی باید گفت ؟؟؟ عالی بود

هیوا
شنبه 30 شهريور 1387 - 13:38

نظر دادن واسه این مردم بیخودئه

ولی خواهش می کنم بذلرید این کامنت تایید شه

خر چه داند نعمت نقل و نبات

احمد
شنبه 30 شهريور 1387 - 13:45

کسی که چار خونه رو با شب های برره مقایسه میکنه حتم دارم که از نظر عقلی دچار مشکلات اساسی هست. در ضمن شما که اینقدر به اقای مدیری گیر دادین معلومه که داری از حسادت اتیش میگیری وگرنه به قول خودت میرفتی بزنگاه را با مظلومی و .... مقایسه میکردی . راستی اون روزهایی که مرد هزار چهره به نمایش در اومده بود که خدای نکرده سکته ای چیزی نکردی که بیفتی سقط کنی هان؟

زهیر
شنبه 30 شهريور 1387 - 14:44

دمت گرم بازم چرت گفتی.

من فقط با نقد هایی حال میکنم که پشتش صداقت باشه و بی طرفی، نه حقه و پدرسوخته بازی! "و دیگر هیچ"


شنبه 30 شهريور 1387 - 15:18

ای ول

الینا....
شنبه 30 شهريور 1387 - 16:51

سلام آقای ابراهیمی:

می خواهم به سخنان مثلا خیلی بافرهنگ و با قلمبه سلمبه نوشتنتون که خیلی راحت تر می تونستید به زبان بیارید و اینقدر پیچیده برای کاربران حرف نزنید جواب منطقی برخلاف شما بدم.

به پاراگراف اولتون که اصلا کاری ندارم چون حرف از سلیقه زدید که من هم قبول دارم که این سخنانی هم که شما اینجا بر زبان آوردید کاملا سلیقه ای است و شما هم نمی تونید نظر ما رو با این حرفا برگردونید....مطمئن باشید.

شما میگید اقای مدیری بنجل میسازه......خب این نظر شماست(که اصلا فکر میکنم بیشتر دشمنی و خصومت باشه تا یک نظر دوستانه)شما میگید بزنگاه شاهکار طنز ایرانه که اگه اینطوری باشه برای ایران متاسفم با این شاهکارش در مقابل آثار چارلی چاپلین و باستر کیتون و.....پس به اونا باید چی گفت به نظر شما؟

شما خواستید با زدن حرفای پیچیده و نامفهوم نشان دهید که آقای مدیری بی عرضه است....آقای مدیری چرت و پرت میسازه....و ...اصلا درست اونیکه شما میگید.....حالا چیزی عوض شد؟ سریال بزنگاه محبوب تر شد؟قابل قبول تر شد؟ یه اثر برجسته شد؟ نظر شما چیه!!!

واقعا به نظر شما بزنگاه یک اثر کاملا بدیعه و تازه؟من که همچین احساسی ندارم....چون اصلا فکر نمیکنم و نمیتونم باور کنم و به خودم دروغ بگم مثل شما که دارم یک اثر کاملا نو و تازه می بینم و هزاران حرف پشتشه و خیلی چیزای دیگه ....

بزنگاه یک سریالی هست که گاهی وقتها می خندونه و مارو شاد میکنه .... من مثل شما نیستم که به خودم دروغ بگم و قلمبه سلمبه حرف بزنم....به آقای عطاران خسته نباشید میگم و خیلی دوستانه بهشون میگم که آقای عطاران سریالتون خنده داشت ولی جذابیتی نداشت...نو آوری به جز در تیتراژ برنامه من ندیدم....چون دوستتان دارم میگویم که سعی کنید از این حال و هوا بیایید بیرون....فکر نکنید که هر کسی مثل همین آقای ابراهیمی از شما تعریف غیر قابل باور کرد دوست شماست...دوست کسیه که ایرادهای طف مقابلش رو بهش گوش زد کنه.

آقای ابراهیمی خیلی طرز تفکر پایینی دارید و ایندفعه رو واقعا برای خودتون و طرز تفکرتون متاسفم.

شما دوست ندارید خب نگاه نکنید به آثار هنر مند عزیزمون آقای مدیری....شما مختارید مثل همه مردم.....پس سعی نکنید که ایشون رو خراب جلوه بدید چون هیچ وقت موفق نخواهید شد....هیچ وقت...چون قدر آقای مدیری را همه ایرانی ها می دونن و دوستش دارن و به وجودش افتخار میکنن.

این هم مطلبی از مجله دوست داشتنی من اتفاق نو که مثل شما فکر نمیکنه:

*مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*

اولین کسی بود که مفهوم طنز را در نمایش ایران به معنی واقعی ارائه داد.نخستین کسی هم بود که با بازی و ساخت مجموعه ها،ارائه جدیدی از طنز را نشان داد.

سال 1372 سال خاصی در عرصه طنز،به عنوان یکی از مورد پسند ترین ژانر های نمایش در میان مردم ایران بود و برنامه ای به نام «جنگ 72» چهره ای را معرفی کرد که تنها اندکی بعد به عنوان کارگردان و مغز متفکر یک گروه پر استعداد،«ساعات خوشی» را به تاریخ نمایش ایران هدیه کرد.

ابداع طنز موقعیت در کلام،آن هم در سایز «آیتم»هدیه ای بود که بسیاری ظرفیت دریافتش را نداشتند و عواقب این بی ظرفیتی پنج سال یقه هدیه دهنده را گرفت و نمایش ایران را از وجودش محروم کرد.

در بازگشت باز هم با «جنگی»دیگر به پسوند همین سال،بدعتی توآور و تا امروز همین سنت بدعت شکنی را ادامه داده و از« آیتم» به «نمایش دنباله دار» و از «تک سوژه ها» به «مجموعه های روتین شبانه»رسیده و خصلت هر کدام هم همان «نوآوری»و عدم تکرار است.

عدم تکراری که اگرچه همه را به تقلید از او و ذهن خلاقش واداشته،اما با هوشیاری خودش را از ورطه فنا نجات داده و حتی گول اوج خارق العاده را هم نخورد و هرگز حاضر به ادامه خودش نشد و در این روند ضمن معرفی چهره های مستعد در هر مرحله ،همیشه با «بهترین ها»در هر تخصص کار کرده و انگار رقم خیره کننده و غیر قابل باور حتی در آرزوهای محال و دوردست،بالای 85 درصد بیننده در کل 70 میلیون نفر هر شب برای او به صورت عادت و مینیمم درآمده است! و این گلوله استعداد در هنر هر کسی نیست جز* مهران مدیری*.

مدیری همچنان نوآور و مقلدان در حسرت جایگاه او.

تنها بازیگر و سازنده تاریخ نمایش ایران که صرف نامش در اثری مردم را می کشاند و علامت استاندارد اثر است. اسطوره تلویزیونی از مرز زمان و مکان گذشته ،مدیری تکرار نشدنی است.

توجه کنید.

در این روز های عزیز به فکر هم باشیم و برای هم دعا کنیم....حتی برای این آقای ابراهیمی که یه کمی از حسادتشون دست بردارند و مثبت تر فکر کنند.

موفق باشید دوستان .

خداحافظ.

حسین
شنبه 30 شهريور 1387 - 17:40

»»»»»»»»بزنگاه طبق آمار رسمی صدا سیما ایران پر بینده ترین سریال ماه رمضان با مخاطب میلیونی شد...

نه در نظرسنجی ها بی اهمیت وبلاگها و سایت که میگیند ضعیفترین سریال ماه رمضان کدام هست که طرفداران مدیری همه ضد بزنگاه رای میدهند!!!!!!!!««««««««

قابل توجه کسی که این حرفو زده.عزیز من بعد از افطاره همه خستن میشینن یه چیزی میبینن دلیل پر بینندگیش اینه.اگه می تونست عید پخش میشد اون هم ساعت 11 تا ببینیم باز اینقدر بیننده را داشت یا نه.

در ضمن پر بیینده است ولی رضایت مخاطبان این وسط از سریالی که دیدنو حساب نکردید.

آیا به همین تعداد راضی هم هستنند یا نه؟!

خودتونو گول نزنید لطفا.

در ضمن جناب ابراهیمی شما اصلا در حدی نیستی که من جوابتو بدم.خیلی کوچولویی هنوز.برو بزنگاه رو ببین و با همه چیش خوش باش و حق نگاه کردن به سریال های آقای مدیری رو نداری و اگه ببینی یه وقت مدیونی به حق همین ماه عزیز.

حق نداری ببینی لذت ببری و بیای اینجوری حرف بزنی.

فرزاد
شنبه 30 شهريور 1387 - 19:11

آقای رامین ابراهیمی بالا بری پایین بیای رضا عطاران انگشت کوچیکه ی مهران مدیری نمیشه

استاد طنز ایران مهران مدیری

فرزاد
شنبه 30 شهريور 1387 - 19:20

من نمیدونم کی به این آقا گفته بیاد نقد بنویسه

ایشون مطمئنا خصومتی با مهران مدیری نازنین داره وگرنه جایزه بزرگ رو با چارخونه مقایسه نمیکرد

جناب ابراهیمی لازم نکرده از این به بعد شما در این سایت مطلبی بنویسید

فرزاد
شنبه 30 شهريور 1387 - 20:27

ما عاشق مهرانیم و خیلی قبولش داریم.

تو هم برو یه جای دیگه بساطتو پهن کن.......گوگوری.

چون اکثرا از مهران دفاع کردن داری آتیش میگیری جناب.

خدا شفات بده.

میلاد
شنبه 30 شهريور 1387 - 21:58

از سایت سینمای ما تقاضا دارم نقدهایشان را بدون غرض ورزی به نمایش بذارن.

انواع انتقاد:

انتقاد دو نوع داریم:سازنده و مخرب.با هر دو این انتقاد ها باید به دقت اما به طیقی متفاوت برخورد کرد.

اکثر افراد تصوری منفی از کلمه ی انتقاد دارند و فکر می کنند همه ی انتقاد ها لزوماً مخرب هستند. این به این دلیل است که در کودکی تا بزرگسالی به همراه ما بوده است.

هدف انتقاد مخرب،خراب کردن و آسیب زدن به اعتماد به نفس افراد و بازداشتن آنها از انجام کارهایشان و لطمه زدن به شخصیت آنهاست.

انتقاد مخرب

یکی از بهترین نمونه های انتقاد مخرب این ایت که رئیستان به شما بگوید: چطور توانستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟آن موقع به چی فکر می کردی؟اصلاً من نمی دانم چرا تورا استخدام کردم.

البته چنین رئیسی فکر می کند با این طریق حرف زدن،کارمندش را تحریک خواهد کرد بهتر کار کند،اما کارمند از چنین رئیسی متنفر شده و کار را ترک خواهد کرد. این به این دلیل است که انتقادش خیلی کلی و منفی بوده و به کارمند نفهمانده است که چطور فعالیت و کار کردش را تصلاح کند،فقط او را محکوم کرده است.

انتقاد مخرب به هیچ وجه سودمند نیست جناب ابراهیمی.ممکن است به شما بفهماند که اشتباهی مرتکب شده اید،اما تا زمانی که هیچ علاج و راه چاره ای جلوی رویتان نمی گذارد،تأثیری منفی و مخرب خواهد داشت.

روش برخورد:تنها راه و بهترین راه برخورد با چنین انتقاداتی این است که آنها را نادیده بگیرید و به مسائل مثبت تری فکر کنید کاربران عزیز.

انتقاد سازنده

مثال قبلی از انتقاد مخرب را در نظر بگیرید.به جای گفتن«چطور تونستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟آن موقع به چی فکر می کردی؟اصلاًمن نمی دونم چرا تو را استخدام کردم »،یک رئیس دانا و کارکشته می تواند بگوید:«از گزارش شما ممنونم.می دانم تلاش زیادی برای تهیه آن کرده اید.اما داشتم فکر می کردم اگر کمی آن را خلاصه تر کرده و چند نمودار هم به آن اضافه می کردید بهتر می شد.اگر بتوانی این تغییرات را در آن بدهی و باز به من نشان بدهی واقعاً متشکر خواهم شد.»

چرا چنین انتقادی خوب است؟و چرا شما باید با رفتاری مثبت با این نوع انتقاد برخورد کنید؟

کاملاً مشخص است.این انتقاد،انتقادی سازنده است چون راه های اصلاح را جلوی پای شما قرار داده است.

همچنین خوشحال خواهید بود چون از جنبه های خوب کارتان نیز قدردانی شده است.

از منفی به مثبت

تصور کنید انتقاد نوع اول را دریافت کرده اید مثل همین آقای ابرهیمی.چطور می توانید آن را به چیزی مثبت تبدیل کنید؟

از منتقد بپرسید چه چیزی را در کارتان اشتباه دیده است و چرا و بعد از او راه های اصلاح و درست کردن آن را سوال کنید.اگر نتوانتند سوال شما را جواب دهند،انتقاد را نادیده بگیرید و مطمئن باشید کارتان را خوب انجام داده اید.

چون بعضی افراد ذاتاً منفی باف هستند.

یک خواننده آشنا
شنبه 30 شهريور 1387 - 23:19

خوب و کامل بود.کاش از اول همین را می نوشتی آرمین.خیلی خوب بود

هادی
شنبه 30 شهريور 1387 - 23:35

ابراهیمی جان ما که میدونیم بزنگاه معرکست...

بی خیال اینا شو اینا باید برند همون نود شبیهای آبگوشتی را ببینند...

من نمیدونم وقتی سایت سینمای ما تمام منتقدانش از بزنگاه تعریف کردند باز چه چیزی هست که مخالفان این سریال باید بیاند اینجا و آشوب راه بندازند خب برید جایی که با شما موافق هستند(اگر جایی معتبر باشد)

مگر اینکه این مخالفان هم میدونند سینمای ما بزرگترین و بهترین و پر مخاطب ترین سایت سینمایی ایران هست که همین اینهرا متاسفانه دارد می سوزوند!!!!!!!

باز هم از آقای ابرایهیمی و قادری و خانم صوفیا و سایت سینمای ما به علت حمایت و نقد عادلانه از بزنگاه تشکر میکنم.

تارا
شنبه 30 شهريور 1387 - 23:38

بزنگاه پر سروصداترین سریال تاریخ ایران و د عین حال موفق!!!!!!!!

مخالفانش هر چی دوست دارند بگند که ما بیشتر خوشحال میشیم سریال زیبای بزنگاه بعضی ها را عصبانی کرده هست.

درود بر منتقدان عادل سینمای ما

بزنگاه به قول دوستان فصلی تازه در طنز سازی هست که جزات خلی ها را بیشتر خواهد کرد....

عطاران ممنون

در ضمن میبینم که آدمهای این کاره دارند از این سریال میلیونی حمایت میکندد جز یه عده کم که همه میشناسیمشون کیا هستند و به چه دلایلی!!!


شنبه 30 شهريور 1387 - 23:43

ووووووولووووووووووووممممممممم پاییییییییییننننننننننننننن بزنگاههههههههههههههههههههههههههههههه چنددددددددددددددددددد روزززززززززززززززززززززززززززززززز نمیدههههههههههههههههههههه.....

ایشاللاههههههههههههههههههههههه چندددددددددددددددد روزززززززززززززززززززززز دیگههههههههههههههههه با شررررررررررررررععععععععععع بزنگگگگگگگگگاااااااااااااااااهههههههههههههههه مردمممممممممممم ایراننننننننننننننننن دوبارهههههههههههههههههه بعدددددددددددد افطارررررررررررررررررر خووووووووووششششششششششششحال شوندددددددددددد

ستاره
شنبه 30 شهريور 1387 - 23:46

من سریال بزنگاه رو دوست دارم . از جنس طنز رضا عطاران هم لذت می برم.

اما این دلیل نمی شه کار های استاد مسلم طنز ، مهران مدیری و هنرش رو انکار کنم .

منتقد ! گرامی پاسخ خودتون رو خوشبختانه از اونهمه نظر همون 70 درصدی که فهم وشعور ندارند گرفتید!!!

اما یه پیشنهاد دارم براتون . برای اینکه ثابت کنید خیلی می فهمید، دلیلی نداره انقدر سخت و پیچیده و تو در تو بنویسید.

من خودم از بچگی عاشق نوشتن بودم. موقع امتحانای تشریحی ، هر سوالی که جوابشو دقیق نمی دونستم ، طوری جواب می دادم که معلم موقع تصحیح گیج بشه. چیزایی که بلد بودم رو با چند مدل مختلف می نوشتم. جواب یه سوال دیگه رو جای اون سوال می نوشتم یا اینکه با کلی گویی و ابهام در واقع معلم رو می پیچوندم و خدایی بیشتر وقتا حتی تو دانشگاه نتیجه می داد!

سبک نگارش شما منو یاد کار خودم می ا ندازه. مثلا این مطلب در جواب اعتراضات به نقد قبلیه ولی یه مترجم لازمه تا بگه اصلا شما چی داری می گی؟

صادقانه بگم من خواننده هم با نقدی مثل این که پشتش " حقه و پدر سوخته بازی " باشه ، " حال " نمی کنم....

مهرانه
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 2:25

چه خوب كه من آرمين ابراهيمي را نميشناسم.از اين بابت اصلا احساس غبن نميكنم. و چه خوب كه اين سريال همه آنچه در درونش داشت را يكجا بيرون نريخت! چون اين كار حالت تهوع من را پس از آن صحنه كه عطاران داشت دماغ بچه اش را لب حوض ميگرفت و اصرار ميكرد كه " همه اش را بيرون بريز " چند برابر ميكرد. البته بايد اذعان كنم كه نوشتن يك مقاله در تعريف از سريال بزنگاه آنقدر مشكل هست كه لازم باشد با استفاده از نثر پيچيده و غيرقابل فهم مخاطب را در وضعيتي قرار داد كه چندين بار برود و برگردد و آخرش هم هيچ نفهمد!... خدا را شاكرم كه به من "ضعف نقصان در برداشت" داد تا بيش از اين از ديدن اين حركات ويرانگر!... در سريال دلم بهم نخورد. لازم به ذكر اين نكته هست كه چيزي كه اين سريال به دنياي ما تزريق ميكند "زندگي" و "روح" نيست بلكه چيز ديگري است كه بعلت رعايت پاكيزگي اين نوشتار از گفتن آن معذورم. از غلطهاي املايي مقاله ميگذرم كه متهم به ملالغتي بودن نشوم. ميتوانيد از يك فارسي نويس ساده بپرسيد.

در انتها من حاضرم يك حساب مخصوص بازكنم كه علاقمندان به "دست كشيدن جناب عطاران از كار توليد برنامه هاي طنز" در آن حساب پول بريزند و در مقابل ايشان به يك كار محترمانه غيرفرهنگي بپردازند. البته من پس از ديدن فيلم سينمايي "تيغ زن" هم همين احساس را پيدا كردم مضافا كه پول بليط سينما هم داده بودم و دو طرفه حالم گرفته شده بود.

علیرضا
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 4:38

خانم مهرانه کاملاً با شما موافق هستم و کامنت‌تان مثل نسیمی بود در این زباله‌دانی.فقط برای این‌که نادانی به شما این ایراد را نگیرد عرض می‌کنم:ملالغتی غلط مصطلحی است و درست آن «ملانقطی» است.باز هم می‌گویم که خواندن متن شما بسیار دل‌گرم‌کننده بود.

مهشید
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 8:55

این سوالو جواب ندادی : چرا تو پست قبلیت مخاطبارو کوچیک

فرض کردی آقای آرمین خان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hedi
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 12:9

ba'd az be jaane ham andakhtane tarafdaraye GOLZAR va RADAN tavassote in site,in baar nobate tarafdaraye ATTARAN va MODIRI shod!behetun tabrik migam ke ba in tarfandha mikhain site MOHTARAMETOONO por binanade konin

حقیقت
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 13:9

هرکی جای خودش !

از قدیم گفتن هر گل یه بویی داره!

مدیری و عطاران خودشونن . نه عطاران مدیری و نه مدیری عطاران می شه!!!!

من کار هر دوشون رو دوست دارم.

آرمان ابراهیمی هم بیخود داره سره این کلاف رو می کشه!

شده آتیش بیار معرکه!!!!!!!................

متاسفم!!!!

یه عده هم دارن آب به این آسیاب می ریزن!!!!!!!

مهدی
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 13:13

آقای رضا کاظمی کار مبتذل و توهین آمیز دقیقا خود بزنگاه هستش که جلویه میلیون ها آدم سر افطار خشایار میره (ببخشید که میگم خشایار چون اصلا اسمش یادم نیست .این هم بزارید به حساب باور نکردن نقش ها که در یادم هک نشده ) دستشویی و صدای غز غز در میاره و آقای عطاران سر دستشویی میشینه اونم با چه فرمی و سوسک میکشه و خیلی راحت کارایی رو انجام می دن که حال آدم به هم می خوره.به این میگن توهین آمیز نه به کارهای آقای مدیری که واقعا و خداییش دمش گرم با مرد هزار چهرش اون ور آب ها هم سرو صدا کرد و CDاش پرفروش ترین شد.

آقا هادی اتفاقا برعکس کار آخری عطاران آبگوشتیه که به زور سعی کردن به پخش برسونن و یه چیزی بگن و مثلا مردمو از مواد مخدر متنفر کنند و ...یادمه پسرم با دیدن سیگار کشیدن و توی چایی انداختن موادشون گفت :بابا مگه اینجوری هم میشه خورد !!!

به جان مادرم نمیدونستم بهش چی بگم. یا برگشت گفت بابایی سیگار خوشمزست که این آقاهه همش میخوره.....اینو شما نمی فهمید و فقط کسایی مثل من که بچه داشته باشن اونم ذیرک می فهمن.یکبار هم سر کارهای مدیری از این سوالا از من نکرده.یادمه سر کار آخریش که مرد هزار چهره بود گفت :بابایی چرا این مردو بیخودی اذیت میکنن...اینکه خیلی مهربونه.

شما با هم مقایسه کنید اونوقت می فهمید که آبگوشتی و مزخرف مال کیه.شاید بگید مجبور نیستی که بزاری بچت ببینه یه بار اینو گفتم که برو اون اتاق و بازی کن این سریاله برای شما خوب نیست می دونید چی گفت.گفت:اگه بده پس چرا این دختره بازی میکنه و شما می بینید.چرا پسر همسایه می بینه..من چی میگفتم؟

در ضمن آقا هادی من یه روزنامه خون به تمام معنا هستم.توی این مدت تعریفی از بزنگاه نخوندم هیچ همشون گفته بودن که از عطاران بعید بود و ضعیف ترین کار عطارانو یا اینکه عطاران از تکرار خودت بیا بیرون و خیلی چیزای دیگه.نمیدونم شما به آرمین ابراهیمی دلتونو خوش کردید یا فقط سایت سینمای ما رو دیدی.

تارا خانم اشتباه نکن.پر سرو صدا ترین سریال های تاریخ ایران من خوب یادمه که ساعت خوش بود که خیلی خیلی صدا کرد و شب های برره بود که همه جا صحبت ازش بود حتی در خارج کشور و شبکه های خارجی و این آخری مرد هزار چهره .کسی از بزنگاه حرف نمیزنه توی محله ما همه از روز حسرت میگن.

در ضمن تارا خانم شما بچه بودی زمان ساعت خوش و نمی دونی که ساعت خوش فصل بسیار تازه ای توی طنز ایران بود .یه طنز خیلی جدید و تازه و نو که همرو شوکه کرد.یادمه توی اون زمان بچه های مدرسه تحت تاثیر این برنامه افت شدیدی در درسها کردن و اینو روزنامه ها گفتن.خیلی نو بود.خیلی جدید بود.

آقای مدیری نابغه اند.

آقای مدیری سلطان طنز هستند.

آقای مدیری کار بلد ترین در تلویزیون هستند.

آقا من 30 سالمه.از راه دور دستای زحمتکشتون رو می بوسم.خسته نباشید می گم که به خاطر خندوندن ما حتی دیسک کمر گرفتید ولی کارو قطع نکردید.شما نمونه اید برای همه طنز سازان ما.شما الگوی پسر من هستید در تلاش و پشتکار و اعتماد به نفس.

دوستتون داریم آقای مدیری.

دوستتون داریم.

آقای ابرهیمی اصلا حرفایی که برای دفاع از بزنگاه زدید به دلم نشست.می دونید چرا چون از ته دلتون نگفتید . و فقط قصدتون آزار طرفداران استاد طنز ایران مهران مدیری بوده و بس.وگرنه خودتون هم خوب می دونید که زیاده روی کردید و دروغ گفتید.

تینا خانمی هم که گفتن عالی بود نقدتون نگفتن چون از عطاران حمایت کردی و مهران رو لگد مال و ایشون هم یک مخالف هستند گفتن عالی بود.زیاد خوشحال نباشید و فکر نکنید که به قلمتون گفتن عالی بود.

در آخر تشکر میکنم از هوادران عزیز : پویا ، س-ک ، هیوا ، آتنا ، زهره ، احمد ، الینا ، حسین ، فرزاد ، میلاد ، مهرانه و ستاره خانم.

آقای مدیری این همه هواتو دارن.خوش به سعادتت. همشون هم خیلی خوب جواب دادن.هرچی باشه هوادرای آقای مدیری هم مثل خودشون با بقیه فرق دارن.

سما
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 13:14

خیلی بدبختی که به بزنگاه میگی ارزشمند اون وقت آثار مهران مدیری رو پایین میاری خیلی بدبختی

مشکلت با مهران مدیری چیه هان؟

شهرزاد
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 14:36

اقاي به اصطلاح متمدن

اگر نگاهي به كارنامه مهران مديري بياندازي يك روند رو به رشد را مي بيني در حالي كه عطاران دقيقا برعكس ببينم اين سريال چي داره جز درسا

واي خاي من چه بلايي سر سايت سينما ي ما امده همه اش شده غرض ورزي

من موندم اين سريا همه اش شده بد اموزي با اين همه طرفداري اقاي ابراهيمي با مردم ايران طرفيم يك مردمي كه با هنر بزرگ شده اند فرق بد اموزي و طنز را مي دونند با اين حرف ها چي را مي خواهي ثابت كني

اقاي ابراهيمي ما رو سر كار گذاشتي با چه اعتماد به نفسي صحبت مي كنيد طبق اخرين نتيجه گيري روز حسرت و مثل هيچكس پر بيننده شده اند

حالا شما فكر كن رضاعطاران و بزنگاه بهترين اند چه فرقي مي كنه

وقتي عطاران نمي دونست طنز را با كدوم ت مي نويسن مديري پاورچين و نفطه چين را ساخته بود

بحث كردن با تو مثل كوبيدن ميخ در سنگه


يکشنبه 31 شهريور 1387 - 14:39

چه قدر عطاران به تو پول داده راستش را بگو

SUPER
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 14:53

من فقط آقای مدیری رو در طنز قبول دارم.چون واقعا استاد هستند.استاد همه کسایی که الان به یه جایی رسیدن.

فاطمه
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 15:2

جناب منتقد!

اینقدر به خودت فشار نیار بابا

فهمیدیم تو هم کلمات قلمبه سلمبه بلدی

لازم نبود این همه چرت و پرت بنویسی.

میتونستی به جای این حرفا بگی:

منم بلدم کلمات قلمبه سلمبه به کار ببرم.

اه اه اه شد یه چیزی بنویسی که غلط املایی نداشته باشه؟

راستی اگه این دفعه خواستی چیزی بنویسی خواهشا مثل آدم بنویس که نه خودت اذیت بشی نه ما.

در ضمن خودتم میدونی که هم کارای عطاران خوبه هم کارای مدیری پس اینقدر مضخرف ننویس لطفا.

sogol
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 15:31

ye joori neveshtid ke engar adam bayad ya tarafdare mehran modiri bashe ya reza attaran mese perspolios o esteghlale mage??????????? har 2shoon daran zahmat mikeshan vali har kodoom sabke khase khodeshoon ro daran dalil nemishe yeki khoob bashe yeki bad,be nazare man in rooza harki betoone mardom ro bekhandoone vaghean shahkar karde hala che mehran modiri bashe che reza attaran

کامی
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 16:16

خطاب به کسی که گفته بزنگاه در بهترین ساعت هست و برای همین پر بیننده ترین میباشد و اصل میزان رضایت هست و از این حرفهای....

دوست من بله بزنگاه بهترین ساعت هست مگر مرد هزار چهره شما در اایام عید بهترین ساعت نبود به قول خودت ساعت 11 که دیگه اون زمان دید و بازدیدها تموم شده بود و همه رفته بودند خونه ضمن اینکه بعددش مسابقه پر بیننده مردان آهنین هم شروع میشد...

پس مرد هزار چهره خیلی ساعتش بهتر از بزنگاه بود...

میزان رضایت هم لازم نیست حتما تو راضی باشی...

همین که پر مخاطبترین هست رضایت هست وگرنه ببخشید آدم باید دیوانه باشه از چیزی که راضی نیست باز بشینه هر شب ببینه مگر اینکه....

بیخیال...

اونهایی که هم انتقاد میکنند ما میدونیم کی هستند حداقل در این سایت...

ایکاش نمیگفتند طرفدار مهران مدیری هستند که خودشون اعتراف کردند در ضمن اعتراضات مسیولان و رده بالاها هم که میدانیم همونهایی هستند که برای مرد هزار چهره هم اعتراض کردند و حتی شکایت دکترها و اداره ثبت و.... در پی داشت...

پس بیخود مخاطبین و مفقیت سریال عطاران را به ساعتش نسبت ندهید....


يکشنبه 31 شهريور 1387 - 16:18

بزنگاه توپههههههههههههههههه

چشم حسود بترکههههههههههههه

مهدی مهرآفر
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 18:58

اگر از نظر جذابیت مقایسه کنیم ترش وشیرین عطاران چندین برابر مرد هزار چهره جذاب بود و مخاطب داشت.الانم عطاران راحت میتونست یه سریال مثل ترش وشیرین یا خانه به دوش بسازه .اما نخواست این طنزو ادامه بده. در مورد طنز بزنگاه به آقای ابراهیمی پیشنهاد دارم بحث نکنند.چون این مردم ...

koich fidel
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 19:4

فرهنگ لغت متن آقای ابراهیمی:

ظرافت :منظور همان آدم چاقی است که خودشو کج نمیکنه و از در رد نمیشه و همه هم میخندند.

شاهکار:طنزهایی به مانند "کمربندها را ببندیم" شاهکار بزرگ "چهار خونه"


يکشنبه 31 شهريور 1387 - 20:13

ببینم چی شده که شماها همتون بسیج شدین از این برنامه ی به شدت مزخرف اینقدر تعریف می کنید هان!!!!!!!!.باورم نمی شه به خدا باورم نمی شه توی سایت سینمای ما(اونم نه هر سایتی) امیر قادری و همکاراش(اونم نه هر منتقدی) اینقدر از بزنگاه تعریف می کنن.ببینم سال 87 چه اتفاقی برای شما افتاده کم کم دارم شک می کنم شماها خوداتون باشین.این اقای قادری تا دیروز به خون گلزار تشنه بود و چپ و راست بهش بدوبیراه می گفت حالا شده رفیق جون جونیش.تا دیروز از فیلمهای مجید مجیدی که دنیا قبولش داره انتقاد می کرد حالا چسبیده به بزنگاه و هی تعریف می کنه (این امیر قادری همون امیر قادریه). اقای ابراهیمی من که در این سریال جز فحاشی و لودگی چیزی ندیدم چطور شما این سریال را کمدی بدیع و طنز تازه می نامید نمی دانم!!!!!!!!!!

حاج کاظم
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 20:31

ما متنو نخونیدم کامنتا رو خوندیم . ما مردم روستای آغبلاغ از مسولینه دست اندر کاره این سایت تقاضا مندیم متن ها را حذف کنند و نظرات را بگذارند چون بسیار جذابترند.

و من الله توفیق

محمد
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 22:43

نقد بی رحمانه ای بود آقای ابراهیمی.

جواب این همه زحمات و نو آری های مهران مدیری این نیست.


يکشنبه 31 شهريور 1387 - 23:32

تبریک عزیز.ما که حال و حول میکنیم با سریال.بقیه رم نمیدونم.دستت درد نکنه که بخش مهمی رو گفتی.داستان.درسته.داستان تو بزنگاه اصلا داستان نیست.

رضا نوروزی
يکشنبه 31 شهريور 1387 - 23:38

سلام

شما اومدین ابروش رو درست کنین زدین چشمش رو هم کور کردین.واقعا ازتون بدم اومد.

یکی از خوانندگان اینجا به نام اقا جلال پاسخی به من دادند که من فکر می کنم اون نقد بود نه نوشته های شما.

براتون واقعا متاسفم و از تاسفم بیشتر به این خاطر است که بنده به اقای امیر قادری ارادت خاصی دارم و خواهم داشت اما از جناب اقای قادری بسیار بعید بود که چنین ادمی را برای سایتش انتخاب کند!!

رضا

رضا نوروزی
دوشنبه 1 مهر 1387 - 0:10

یه مطلبی رو یادم رفت بگم

جناب یعنی شما می فهمین و این همه ادم نمی فهمند؟؟؟ واقعا برای شما متاسفم که به خوانندگان این سایت که اگر همین ها نبودند سایتی هم وجود نداشت توهین کردید

اقا قادری متاسفم که ایشون را در سایت خودتان راه داده اید

واقعا می خواستم دیگه به این سایت سر نزنم ولی اقای قادری شما و بقیه همکارانتون مثل اقای حسنی نسب و یک سری دیگه را خیلی دوست دارم و به خاطر وجود شما می مانم و به این سایت خوب سر می زنم فقط یکم پاکسازی کنید فکر کنم بهتر باشه و بهتر جواب می گیرید

من هم مهران مدیری و هم رضا عطاران را دوست دارم ولی شما.... حرف نزنم بهتره چون دوستان بهتر توضیح دادند

رضا

پریناز
دوشنبه 1 مهر 1387 - 0:14

آقای مدیری خیلی دوستتون دارم.

شما نمونه اید.

آقای ابراهیمی اگه آقای عطارانو دوست داری خوب دوست داشته باش.دیگه به مهران توهین نکن و کارشو ضعیف جلوه نده.


دوشنبه 1 مهر 1387 - 5:19

تو بزنگاه رو طنز تازه و کمدی بدیع میدونی!!!!!حالت خوبه یا مارو گذاشتی سرکار!!!!!.تو از اینکه عطاران همش از توالت و توالت رفتن و تو توالت گیر افتادن و تو توالت یاد اقاجون افتادن و..... رو نشون میده خوشت میاد یا اینو طنز تازه میدونی!!!!!!!!اینکه به بچش میگه فین کن تو حوض برات جالبه یا اینکه همش دارن بهم فحش میدن به نظرت کار بدیعیه هان!!!!!!!!.از قسمتهای اول تا حالا فقط نادر مواد میکشه و چایی نبات میخوره....توفیق دنبال نانواییه....صابر هم در حال عصبانیت و فحش دادنه به بهانه های مختلف اونوقت تو می نویسی این سریال جذاب و پر کششه!!!!! دیوانه شدی.عطاران باید مدیونه علی صادقی و مرجانه گلچین و این نیکی کوچولوهه(درسا) باشه که اگه اینا نبودن بهت میگفتم چی میشد.حالا میخوای مهران مدیری رو بکوبونی جایزه ی بزرگ و انتخاب کردی که همه میدونن ضعیف ترین کار مدیریه فکر کردی خیلی زرنگی!!!!!.پسرم ساعت خوش ک