از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند

  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • استقبال سايت "سينماي ما" از تهديد به شكايت توسط يك رسانه مجازي تازه‌‌تاسيس
    مشتاقانه منتظر آن روز براي حضور و طرح دعوي در شكايت‌خانه هستيم!

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 77
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 217
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 67
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 52
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 46
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 48
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 26
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 82
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 65
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 40
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 25
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 19
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • حرفهای مهناز افشار، هنگامه قاضیانی، بهناز جعفری، یکتا ناصر، سعید راد، ناصر گیتی جاه ، رضا عطاران و اکبر عبدی
    بازیگران سینمای ایران هنگام دریافت جایزه از جشنواره فجر سی ام روی صحنه چه گفتند؟

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • News
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خود و بی جهت» + فیلم نشست رسانه ای
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه» ساخته رسول صدرعاملی
    صدرعاملی: «در انتظار معجزه» را در ادامه سه‌گانه «زائر» ساختم
  •  
  • فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد
    اعتراض در سالن سعدی برج میلاد: واکنش منتقدان و اهالی رسانه به برخورد تهیه کننده «بیداری» ساخته فرزاد موتمن
  •  
  • کاربران سایت برای حضور در سینمای رسانه های برج میلاد تا 12 شب فرصت دارند
    اولین قرعه کشی مسابقه مشترک «سینمای ما» و «پرانتز باز» امشب برگزار می شود
  •  

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 502624
    بازديد ديروز: 1255954
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1048021
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 366591430

    natije nazarsanji
       
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat









    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    لطفاً بجز نام و نام خانوادگي، كد ملي، تلفن و ايميل در بخش كامنت‌ها چيزي ننويسيد.
    سينماي ما- سايت "سينماي ما" در آستانه سال جديد، آغاز پيش ثبت‌نام طرح بزرگ عضوگيري از ميان كاربران سايت را آغاز مي‌كند. از ابتداي سال 1391 براي اعضاي سايت مزاياي انحصاري، طرح‌هاي اختصاصي و برنامه‌هاي ويژه‌اي تدارك ديده شده و بخش‌هاي تازه‌اي هم به محتواي متني و تصاوير  اين پايگاه خبري تحليلي اضافه خواهد شد كه امكان دسترسي، مطالعه و تماشاي آنها فقط مخصوص اعضاء ...
    برای اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت حضور در برنامه با تلفن 22544801 تماس بگیرید
    سينماي ما- کانون فیلم «هشت و نیم» سومین برنامه از سلسله نمایش‌های خصوصی سینمایی را تحت عنوان «فیلم دیدن با...» به نمایش فیلم «چيزهايي هست كه نمي‌داني» ساخته فردين صاحب‌زماني و با بازي ليلا حاتمي، علي مصفا و مهتاب كرامتي اختصاص داده است...
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از برگزيدگان جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
    goldiran
    Main News
     
    لطفاً بجز نام و نام خانوادگي، كد ملي، تلفن و ايميل در بخش كامنت‌ها چيزي ننويسيد.
    سينماي ما- سايت "سينماي ما" در آستانه سال جديد، آغاز پيش ثبت‌نام طرح بزرگ عضوگيري از ميان كاربران سايت را آغاز مي‌كند. از ابتداي سال 1391 براي اعضاي سايت مزاياي انحصاري، طرح‌هاي اختصاصي و برنامه‌هاي ويژه‌اي تدارك ديده شده و بخش‌هاي تازه‌اي هم به محتواي متني و تصاوير  اين پايگاه خبري تحليلي اضافه خواهد شد كه امكان دسترسي، مطالعه و تماشاي آنها فقط مخصوص اعضاء ...
     
    برای اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت حضور در برنامه با تلفن 22544801 تماس بگیرید
    سينماي ما- کانون فیلم «هشت و نیم» سومین برنامه از سلسله نمایش‌های خصوصی سینمایی را تحت عنوان «فیلم دیدن با...» به نمایش فیلم «چيزهايي هست كه نمي‌داني» ساخته فردين صاحب‌زماني و با بازي ليلا حاتمي، علي مصفا و مهتاب كرامتي اختصاص داده است...
     
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از برگزيدگان جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
     
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از بازيگران برگزيده جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (15 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (122 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (83 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (409 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    انتقاد شديد ماني حقيقي به کتاب مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره سينماي عباس کيارستمي
    ديدن به مثابه ناديده انگاشتن
    ديدن به مثابه ناديده انگاشتن


    سينماي ما- با انتشار كناب «پاريس - تهران» كه حاوي گفت‌وگوي صريح مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره سينماي عباس كيارستمي است، واكنش‌هايي در محافل فرهنگي ايجاد شد كه نوشته ماني حقيقي كه در هفته‌نامه «شهروند امروز» يكي از اين واكنش‌هاست. او تاكنون سه فيلم سينمايي ساخته كه فيلم دومش «كارگران مشغول كارند» براساس طرحي از عباس كيارستمي ساخته شده و سومين فيلمش «كنعان» در نوبت اكران عيد فطر قرار دارد...
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


    1. کتاب جديد مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره فيلم هاي عباس کيارستمي نقطه اوج خصومت و دشمني با اين فيلمساز در تاريخ نقد سينماي او در ايران است. کتاب حاوي متعصبانه ترين و عصبي ترين حملاتي است که تا کنون متوجه کيارستمي شده و اين، راستش، براي من حيرت انگيز است، چون امکان وجود اين مقدار نفرت و انزجار را نزد نويسندگان اين کتاب هرگز سراغ نکرده بودم. چند سالي است که فرهادپور و اسلامي را دورادور و بيشتر از راه ترجمه های خوب شان از کتاب ها و مقاله های نظری معاصر مي شناسم، و همواره مجذوب بلاغت و طنز و آدم حسابی بودن کمياب شان بوده ام. به اين ترتيب، مهمترين پيامد خواندن پاريس- تهران براي من درک دردناک اين نکته بود که چقدر راحت مي توانم در قضاوت هايم اشتباه کنم.
    فرهادپور و اسلامي خودشان هم درست نمي دانند (يا به زعم خوشان، نمي توانند بدانند) که انگيزه شان در نوشتن اين متن چه بوده: "در چنين فضايي مسلما نمي توان صرفا به ياري ادعايي صرف خود را از حقد و حسد يا نگاه کينه توزانه به مفهوم نيچه اي کلمه (Resentment) مبرا دانست... به همين سبب قضاوت درباره "نيات شخصي" ما از اين نقد نهايتا به عهده ديگري است." (ص 10) من اين ديگري نيستم، و از قضاوت درباره نيات شخصي فرهادپور و اسلامي ناتوانم، ولي داوری درباره کيفيت و دقت استدلال هاي اين کتاب کار ساده اي است.
    پاريس - تهران کتاب شلخته و تکه پاره و بي دقتي است. کتاب در واقع متن درهم گوريده اي است از تناقض هاي متعدد و استدلال هاي نيمه کاره، تا حدی که برشمردن تک تک اين ها مستلزم نوشتن مقاله ايست به طول خود کتاب. اولين تناقض کتاب ارائه آن به مثابه يک "ديالوگ" است. منطق ديالوگ بده بستاني را نويد مي دهد که طي آن گفتگوکنندگان يا از يکديگر طلب پاسخ کنند (مثل يک مصاحبه)، يا يکديگر را به چالش بطلبند (مثل يک مناظره). پاريس - تهران اما تک گويي طولاني و کسل کننده اي است در قاموس کاذب يک گفتگو: گفتگوکنندگان با يکديگر در تفاهم کامل اند و صرفا جملات هم را کامل مي کنند و به هم بابت تيزبيني شان تبريک مي گويند.
    در اولين صفحه کتاب مي نويسند: "عاملي که بيش از هر چيز موجب تشويق ما در ادامه بحث و نگارش کتاب شد اين واقعيت بود که دو خلق و خوی فکري متفاوت... در بسياري از موارد به نتيجه واحدي مي رسيدند. اين امر براي ما در حکم تضمين بيشتر صحت اين نتايج بود." به عبارت ديگر، چون ما دو نفر با هم موافقيم، پس حرف مان درست است. آبسورد بودن مطلق اين منطق، در اوج حيرت خواننده، تبديل مي شود به الگوي استدلالي کل کتاب. هر حرف مهملي زير سايه تفاهم کامل طرفين ناگهان جلوه حقيقتي شهودي به خود مي گيرد و کتاب پر مي شود از عباراتي مثل "بله، همانطور که تو مي گفتي..." و "درست مي گويي، در ادامه صحبت تو..." و ما ناظر لال اين تهنيت گفتن هاي بي پايانيم، و دريغ از حتي يک مورد اختلاف نظر (حاکي از همان "دو خلق و خوی فکري متفاوت") بين طرفين در کل کتاب.
    2. نقطه آغاز اين تک گويي دو نفره، ادعاي قرائتي ملي از سينماي کيارستمي است، قرائتي مستقل از متون منتقدينِ شيفته و مفتون غربيِ کيارستمي: "اگر ارزش هاي يک سينما تا حدود زيادي وابسته به ارزش هاي ملي-محلي آن است... پس بهتر است که اين سينما را به شکل ملي خواند." (ص11) اگر واقعا به امکان وجود سينماي ملي، ارزش چنين سينمايي (اگر وجود داشته باشد)، و امکان قرائت ملي آن معتقد باشيم (که من نيستم)، بديهي است که ابزار ما براي پيشبرد آن قرائت نيز بايد برگرفته از همان فرهنگ ملي يا بومي باشد. اما مفاهيمي که فرهادپور و اسلامي با آن سينماي کيارستمي را "مي خوانند" ملغمه در هم برهمي است از نوشته هاي ژاک لاکان، اسلاوي ژيژک، الن بديو و، به شکلي مستتر، تئودور آدورنو. من شخصا ايرادي در استفاده از مفاهيم نظري غربي براي بررسي يک پديده ايراني نمي بينم (و در واقع فلسفه غرب را تنها راه درک صحيح بسياري از پديده هاي فرهنگي و سياسي شرقي مي دانم)، ولي حيرت مي کنم که خود نگارندگان، در يک لحظه غفلت در پايان کتاب، همين حربه پيشنهادي خودشان را به تمسخر مي گيرند: "يکي از ابعاد مبارزه ضد استعماري، کسب هويت ملي و بازگشت به فرهنگ اصيل بومي بوده است... ولي از قضا طنز تاريخي نهفته در اين گونه مبارزات ضرورت توسل به مفاهيم و نهادهاي غربي و بيگانه براي برساختن يا احياي هويت اصيل بومي است." (ص183)
    اعتقاد ندارم که چنين تناقض آشکاري، به تنهايي، کل پروژه فرهادپور و اسلامي را زير و زبر مي کند، ولي کتاب سرشار از اين گونه تناقض هاست: فرهادپور و اسلامي معتقدند که جلوس کيارستمي بر "تخت شاهي سينماي هنري" امري کاملا تصادفي است، هر کس ديگري در آن زمان و آن مکان خاص امکان دستيابي به چنين توفيقي را داشت و موفقيت جهانی کيارستمي مطلقا ارتباطي به خصائص فردي يا قابليت هاي سينمايي خاص او ندارد. (ص8) اما در پايان کتاب اين فرضيه فراموش مي شود و ما در مقابل تز شارلاتانيزم کيارستمي قرار مي گيريم: "تفاوت کيارستمي با مخملباف و ديگر فيلمسازان وطني در مهارتي است که او در ايفاي نقش دربان دارد. هنر کيارستمي بر خلاف مخملباف اين بوده که هيچ گاه نگذاشته راز پشت آن در بر ملا شود، هيچ گاه نگذاشته تا آن بيگانه متوجه شود که اساسا رازي وجود ندارد و همه چيز براي نگاه کنجکاو او طراحي شده است." (ص166) پس توفيق کيارستمي در نهايت بي ارتباط با خصايص فردي او نيست.
    همين بي اعتنايي به انسجام نظر در تحليل جايگاه اومانيسم در سينماي کيارستمي نيز به چشم مي خورد. اينجا بحث بر سر استفاده از مضامين بوديستي در فيلم باد ما را خواهد برد است: "مساله اتفاقا همين بّعد ضد اومانيسم کيارستمي است... هيچ فيلم سازي بعد از انقلاب اسلامي نتوانسته است تصويري چنين ضد اومانيستي ارائه کند، تصويري چنين منطبق با جوهر ارزش هايي که نهادهاي رسمي ترويج و تبليغ مي کنند." (ص115-114) ولي فقط سيزده صفحه بعد، اين ادعاي غريب که کيارستمي، به واسطه تمايلات بوديستي اش، مّبلغ ارزش هاي نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي است فراموش مي شود و قضيه حمل سنگ توالت در فيلم زندگي و ديگر هيچ به اين اتهام مي انجامد که: "کنش هاي پيش پا افتاده بشري... در دل چشم اندازي از طبيعت به نمايش در مي آيند تا به امر والا بدل شوند، يعني خصلتي متعالي پيدا کنند. نوعي شبه اومانيسم بدوي قرن هجدهمي که مي خواهد شکوه و جلال زندگي را در همين کنش هاي پست و پيش پا افتاده به تصوير کشد. و البته چشم انداز بهترين قالب براي بيان اين اومانيسم است." (ص128)
    اين هرج و مرج تئوريک در سر تا سر کتاب موج مي زند: فرهادپور و اسلامي مدعي اند که غيبت زنان در فيلم هاي کيارستمي ضرورتي تحميل شده و صرفا "حاصل تن در دادن به مقتضيات فيلم سازي در ايران است" و نه انتخابي استتيک و آگاهانه (ص87) ولي، در عين حال، فيلمسازان ديگر موفق شده اند که از اين محدوديت فرار کنند، در حالي که محافظه کاري کيارستمي موجب شده که او "سانسور را دروني کارش کند" و "به اين دستورالعمل ها مشروعيت ببخشد." (ص91) در جاي ديگري از کتاب مي خوانيم که ناخودآگاه جمعي مفهوم مسخره اي است که فاقد ارزش تئوريک است ولي چند صفحه بعد مي بينيم که ماخولياي جمعي، که لزوما در ناخودآگاه پرداخته مي شود، نه تنها وجود دارد بلکه "وجه مشترک کل سينماي هنري و روشنفکرانه ايران است." (ص186) و باز اين که سينماي کيارستمي محافظه کار و خنثي است چون خودش را از سياست کنار کشيده (تمام فصل چهارم کتاب)، در حالي که گسست کامل سهراب شهيد ثالث از امر سياسي و شکل تبلور آن در انقلاب اسلامي "مبين حساسيت نسبت به رخداد انقلاب و درک ماهيت حقيقي آن در مقام يک گسست تاريخي بود." (ص172) به اين ترتيب، هر اتهامي را در هر بزنگاهي مي توان به کيارستمي نسبت داد، حتي اگر مجموعه اين اتهام ها، در کليت شان، منجر به ملغمه بي سر وتهي از تناقض ها و پارادوکس هاي نظري بشود. امتياز دشمنان قبلي کيارستمي اين بود که "حقد و حسد و نگاه کينه توزانه" خود را دستکم در قالب ناسزاهايي ارائه مي کردند که نيازمند انسجام تئوريک نبودند.
    3. ولي باورتان نخواهد شد اگر بگويم که مشکل اصلي کتاب تورم اين تناقض ها اين نيست. نکته اي که با يک تورق اجمالي براي خواننده آشکار مي شود اين واقعيت ساده است که مراد فرهادپور و مازيار اسلامي با کارنامه سينمايي عباس کيارستمي آشنا نيستند. آنها بخش عمده اي از فيلم هاي کيارستمي را نديده اند، و آنهايي را هم که ديده اند عملا ناديده گرفته اند. نکته حيرت انگيزي که رفته رفته با خواندن کتاب برملا مي شود اين است که فرهادپور و اسلامي فقط آن چيزهايي را که مي خواهند ببينند مي بينند، و هر آنچه را که در کارنامه مفصل کيارستمي با تز اصلي شان منافات دارد در کمال خونسردي نامرئي مي انگارند.
    براي مثال، نگاهي به فصل چهارم کتاب مي اندازيم، فصلي تحت عنوان "خنثي بودن و "ديگر هيچ"" که بناست پرهيز کيارستمي را از دخالت در فضاي سياسي بعد از انقلاب به نقد بکشد. فرهادپور و اسلامي بحث را با مرور فيلم هاي توقيف شده مهرجويي، کيميايي و بيضايي در سال هاي اول انقلاب آغاز مي کنند (مدرسه اي که مي رفتيم، خط قرمز و چريکه تارا)، و بعد اين ليست را با اولين فيلم هاي بعد از انقلاب کيارستمي مقايسه مي کنند: بهداشت دندان، همسرايان و همشهري. و سپس اين دِرّ ِگرانقدر را تحويل خواننده مي دهند: "اين کارنامه فيلم سازي کيارستمي است در حد فاصل يکي از پر تنش ترين سال هاي تاريخ معاصر ايران. از طريق خود اين فيلم ها مي توان مساله پرهيز و کناره گيري او از هرگونه موضع گيري سياسي، اجتماعي و فرهنگي را ديد." (ص54) لحن، بي ترديد، پر طمطراق و حق به جانب و حتي مرعوب کننده است، ولي افسوس که مهمترين فيلم کيارستمي در اين دوره کارش از ليست نگارندگان جا افتاده، و دريغ که اجمالي ترين نگاه به اين فيلم، بخش عمده اي از استدلال نگارندگان را يکباره دود مي کند و به هوا مي فرستد.
    "قضيه شکل اول، شکل دوم"، محصول سال 1358، اولين فيلم عباس کيارستمي بعد از پيروزي انقلاب است: هفت پسر دبيرستاني از کلاس درس اخراج مي شوند. معلم تهديدشان مي کند که اگر اسم کسي را که با صداي ضربِ مداد روي ميز، نظمِ کلاس را بر هم مي زده به او نگويند، يک هفته از حضور در کلاس درس منع خواهند شد. کات. گفتگو با ده ها نفر از مطرح ترين سياستمداران و روشنفکران دوران انقلاب درباره اين که راه حل صحيح اخلاقي براي اين مسئله چيست. نورالدين کيانوري اعتقاد دارد که فرد خاطي را بايد بلافاصله لو داد تا نظم کلاس دوباره برقرار شود. آيت الله خلخالي اعلام مي کند که اين وضعيت با "انگيزاسيون" تفاوتي ندارد و کسي را که به رفيق اش خيانت کند بايد تا مي خورد کتک زد. صادق قطب زاده با او موافق است. فيلم به مدت پنجاه و سه دقيقه اين نقطه نظرات را بالا و پايين مي کند و نکاتي را در مورد بينش سياسي و اجتماعي جامعه ايراني برملا مي کند که تا امروز نظيرش را نديده ايم. روي تصاوير پاياني فيلم، دومرتبه صداي ضرب گرفتن مداد خاطي را روي ميز مي شنويم. رفته رفته به تعداد مدادها اضافه مي شود تا اين که همهمه انقلابي به اوج مي رسد و نقطه نظر فيلمساز در مورد اين قضيه با ظرافت و ايجاز برملا مي شود. من فيلم را در اولين اکران عمومي اش در جشنواره کودکان و نوجوانان آن سال ديدم. فقط ده سالم بود و هنوز از يادآوري شور غريبي که فيلم در سالن سينما به راه انداخت به وجد مي آيم.
    اينکه فرهادپور و اسلامي، بدون ديدن اين فيلم (و يا با ناديده گرفتن آن) به خود اجازه مي دهند تا با خيال راحت درباره دوره مياني کارنامه کيارستمي اظهار نظر کنند، صرفا حاکي از تنگ نظري آن هاست. ضمنا بد نيست به ياد بياوريم که فيلم هاي همسرايان و همشهري هم، در روزهاي پر تب و تاب اوايل انقلاب، (شايد به اشتباه، و شايد به درستي) آثاري به غايت سياسي محسوب مي شدند و از لحاظ مضموني هم سنخيتي با خلاصه داستان هاي بي رمقي که براي شان در پاريس-تهران فراهم شده نداشتند. (من حدس مي زنم که فرهادپور و اسلامي اين دو فيلم را هم نديده اند و اساسا آشناييشان با اين دوره از کارهاي کيارستمي محدود است به مطالبي که درباره اين فيلم ها خوانده و شنيده اند. دستکم اميدوارم که اينگونه باشد، چون اگر آن ها واقعا اين فيلم ها را ديده باشند، آنگاه شکل ساده ای از شلختگي و بي دقتي در تحقيق ناگهان تبديل مي شود به گونه غريبي از نابينايي روان نژندانه، و يا بدتر از آن، بازنويسي ايدئولوژيک تاريخ.)
    4. بحث مفصل فرهادپور و اسلامي درباره شکل حضور کودکان در سينماي کيارستمي اين استراتژی کوريِ عامدانه را ادامه مي دهد. از نظر آنها کيارستمي پشت تصويري جعلي از معصوميت کودکانه پنهان مي شود تا از درگير شدن با سياست و بي عدالتي اجتماعي پرهيز کند: "تصوير جعلي همان تصويري است که در عقل سليم و سنت و افکار عمومي رايج است، يعني تصوير کودک به عنوان نماينده بي گناهي، پاکي، معصوميت، و بري بودن از همه پيچيدگي هاي آميخته با شري که بزرگسالان را درگير رقابت و حسد و طمع و پول دوستي و اين گونه مسائل مي کند. اما تصوير واقعي هماني است که کودکان از خودشان دارند. از منظر اين نگاه، کودک اتفاقا موجودي خودخواه، بي مسئوليت، بي عاطفه، شرور و خشن است که بايد با او در نهايت خشونت رفتار کرد." (ص99) من خوشبختانه با کودکاني که فرهادپور را تا اين حد شکنجه داده اند حشر و نشري نداشته ام و با تصوير قلابی و رايج از کودک به عنوان مظهر کمال معصوميت هم، مثل هر آدم عاقل ديگري، مخالفم (هرچند، برخلاف فرهادپور، کودک آزاری را راه حل مناسبي برای برخورد با اين معضل نمي دانم.) اما بحث بر سر اين است که آيا واقعا مي توان ماهيت حضور کودک در سينماي کيارستمي را به اين تصويرِ قزميت کليشه ای از معصوميت مطلق فروکاست؟
    قاسم، قهرمان دبستاني اولين فيلم بلند کيارستمي (مسافر، 1353) تمام صفات مورد تاييد فرهادپور را در خود دارد: او کودکي است "خودخواه، بي مسئوليت، بي عاطفه، شرور و خشن" که براي رفتن به مسابقه فوتبال در امجديه سر همکلاسي هايش را کلاه مي گذارد، تعدادي از آن ها را کتک مي زند، پول شان را بالا مي کشد، به ناظم مدرسه و مادرش دروغ مي گويد و با هزار بدبختي خودش را به تهران مي رساند. فيلم آموزشي دو راه حل براي يک مساله (1354) صرفا براي جلوگيري از کتک کاري هاي خشونت بار کودکان در مدارس ساخته شده. لباسي براي عروسي (1355) کاتالوگ مفصلي را از دروغ و تزوير و رياي کودکان ارائه مي کند و نقطه عطف اصلي روايت اش هم مربوط مي شود به خوني شدن يک کت شلوار در حين يک زد و خورد خشنِ کودکانه. بيست و پنج سال بعد، فيلم ده کودکي را به تصوير مي کشد که، بي برو برگرد، خودخواه ترين، بي عاطفه ترين و، بي تعارف بگوييم، غيرقابل تحمل ترين کودک تاريخ سينماي اين مملکت است. (از شواهد امر اين طور بر مي آيد که فرهادپور و اسلامي استثناً فيلم ده را ديده اند و بنا بر اين به نيازي توضيح بيشتر در باب خصوصيات اهريمني کودک مورد نظر نيست.) از همه مهم تر، فيلم کليدي مشق شب (1367)، که فرهادپور و اسلامي جايگاه مهم اش در کارنامه کيارستمي را به کل ناديده مي گيرند و هرگز حرفي از آن به ميان نمي آورند، انواع و اقسام کودکان را به بيننده معرفي مي کند: کودک شر، کودک بزدل، کودک کودن، کودک زبل و، البته، کودک معصوم...
    نکته اين است که فرهادپور و اسلامي با تاکيد کورکورانه روي معصوميت کودکان در خانه دوست کجاست و زندگي و ديگر هيچ، جايگاه و نقش کودک در فيلم هاي کيارستمي را، در روز روشن و در اوج وقاحت، تحريف مي کنند. داستان هنگامي به اوج کميک خود مي رسد که نگارندگان، اين کودک معصوم و خنثي و البته خياليِ سينماي کيارستمي را با کودک فيلم آلمان سال صفر روسليني مقايسه مي کنند: "در اين فيلم، نگاه حيران، سرگردان و زخم خورده کودک بيانگر همه ويراني ها و آشفتگي هاي پس از جنگ جهاني دوم است. پس تعجبي ندارد که در پايان اين فيلم، کودک روسليني به عوض توليد جهان بيني "قدر زندگي را بدان!" با پريدن به ميان ويرانه ها و خرابه هاي جنگ با آن يکي مي شود." (ص95) ظاهرا فرهادپور و اسلامي، به شيوه ژنرال کاستر، معتقدند که "بهترين کودک، کودک مرده است!" و اين حق مسلم آنها است. ولي بايد پذيرفت که جا ماندن يک دفترچه در کيف کودکي روستايي، يا حتي فاجعه طبيعي غم انگيزي مثل زلزله فيلم زندگي و ديگر هيچ با انهدام مطلق برلين در سال 1945 قابل مقايسه نيست و احتمالاً واکنش متفاوتي مي طلبد. ضمن اينکه اگر بحث بر سر انتخاب اخلاقيِ غير منفعلانه در قبال واقعيت هاي سياسي جامعه است، طبعاً توليد جهان بيني "قدر زندگي را بدان!" کنش معقول تر و کارسازتري از خودکشي به نظر مي رسد.
    5. بحث غياب زن در فيلم هاي کيارستمي ابعاد نابينايي تئوريک فرهادپور و اسلامي را گسترده تر مي کند. مسئله، از ديد خود کيارستمي، چندان بغرنج نيست: او بارها توضيح داده که تصوير زن در شرايط فعلي سينماي ايران ذاتاً تحريف شده است، به اين دليل ساده که زنان در خلوت خانه خود، و در حضور افراد خانواده خود، نيازي به رعايت حجاب ندارند، ولي تصوير آن ها در همان فضا مستلزم رعايت "پوشش اسلامي" است. بنابراين ارائه تصوير واقعي از زن ايراني در فضاي شخصي و خصوصي خودش در شرايط فعلي ناممکن است. اين استدلال معقولي است که هم مديران مملکت با آن موافق اند و هم تند ترين مخالفان آن ها. بحث بر سر اين است که هر فيلمساز به طبع سلائق و زيبايي شناسي خاص خود، چگونه با اين محدوديت کنار مي آيد. راه حل اول کيارستمي، بعد از انقلاب و پيش از فيلم ده، استفاده حداقل از شخصيت هاي زن و پرهيز کامل از نشان دادن زن در فضاهاي خصوصي بود. اين فقدان يا خسران با فيلم ده تا حدودي جبران شد و با فيلم شيرين (که جايگاهش در مقام "فيلم" شايد زير سوال باشد، ولي حضور نزديک به صد بازيگر زن در آن انکار نشدني است) تا حدودي از ميان رفت. فرهادپور و اسلامي، اما، به اين راحتي زيربار نمي روند. (بايد اقرار کنم که يکدندگي فرهادپور و اسلامي در اين کتاب، هرچند همواره به پيامدهاي استدلالي و استقرايي بغرنج و فجيعي منجر مي شود، ولي از ديدگاه سبکي اغلب با نمک است.)
    فرهادپور و اسلامي معتقدند که: "مسئله زنان گره گاه به هم پيچيدن روابط و تناقضات سنتي و مدرن است. زنان به راستي نقش سيمپتوم (symptom) يا علائم درد و بيماري جامعه را ايفا مي کنند. پس "زن" مي تواند سيمپتوم يا دردنشان يک جامعه بيمار و بحران زده محسوب شود؛ و حذف و غيبت او به صورت کامل يا نسبي مي تواند يک سرپوش ايدئولوژيک بسيار موثر باشد." (ص88) اين استدلال درستي است و سينماي کيارستمي، به نظر من، قادر به ارائه جواب دندان شکني به آن نيست. مروري اجمالي بر فيلمشناسي کيارستمي نشان مي دهد که حضور زنان در فيلم هاي او، به استثناي فيلم درخشان گزارش (1356) و ده (1381) حضوري کمرنگ و ريزنقش است، در حالي که مسئله زن، عشق به زن، و جنگ با زن موضوع اصلي يا فرعي تعدادي از همين فيلم ها بوده: لباسي برای عروسي، گزارش، زير درختان زيتون، باد ما را خواهد برد و ده. حضور چندين زن بازيگر در فيلم شيرين از پيچيدگي اين موضوع نمي کاهد، به اين دليل واضح که اين زنان در سکوت کامل، سکون دائم و انفعال مطلق به مدت نود دقيقه فقط نگاه مي کنند و گاه به گاه مي گريند. طبعاً مقام زن به عنوان سوژه کنش مند و مداخله گر اجتماعي در سينماي کيارستمي به واسطه فيلم شيرين رفيع تر يا پيچيده تر از آنچه هست نمي شود.
    اما اگر غياب زن در سينماي کيارستمي به ايجاد شائبه زن ستيزي مي انجامد، اظهار نظرهاي فرهادپور و اسلامي درباره اين غياب حاکي از زن ستيزي و مردسالاري عريان آن هاست. از ديد آن ها، زنان فيلم هاي کيارستمي "خصلت career womanدارند، يعني زناني عمدتاً مردصفت و شاغل، نمونه اش مثلا خانم دستيار کارگردان در فيلم زير درختان زيتون است، يعني نوعي زن جنسيت زدايي شده که صرفاً مشغول رتق و فتق امور است. همين نوع زن را در شخصيت صاحب قهوه خانه در فيلم باد ما را خواهد برد مي بينيم. زناني مرد صفت و فيزيکي که تفاوت چنداني با مردان پيرامونش ندارند. نمونه ديگر هم البته شخصيت فيلم ده است که زن است اما ما صرفاً او را در هيات يک راننده ماشين مي بينيم، يعني تجلي جنسيت او را به ندرت در شخصيت اش مي بينيم." (ص104) لمپنيسم جاري در اين متن نيازي به پرده برداري يا تحليل ندارد: چرک و عريان است. اين که زن شاغل اصلا زن نيست و اين که رانندگي کردن او مانع تجلي جنسيت اش مي شود، عباراتي است که مشروعيت جايگاه فرهادپور و اسلامي در مقام هواداران عدالت اجتماعي را بلافاصله از آن ها سلب مي کند. بحث هاي ديگر آن ها درباره جايگاه مبهم زن در سينماي کيارستمي، و اساسا درباره ضرورت مداخله هنرمند در امر سياسي، زير سايه اين نقطه نظر زن ستيزِ متحجر از ريشه مي خشکد. امتناع آن ها از تحليل کامل فيلم ده، و تاکيد سفسطه آميزشان بر اپيزود مربوط به فاحشه اي که تصويرش در فيلم ديده نمي شود، نگاه آن ها به سينماي کيارستمي را به برخوردي صرفا کينه توز و متعصب تقليل مي دهد و حداقل فضاي خردمندانه و تحليلي لازم را از بحث دريغ مي کند.
    6. باقي انتقادهاي فرهادپور و اسلامي از سينماي کيارستمي فاناتيک تر از آنند که بتوان با جديت کافي به تحليل شان پرداخت، هرچند نگاهي گذرا به آن ها خالي از لطف نيست. در يکي از مفرح ترين فصل هاي کتاب، درباره نقش طبيعت در سينماي کيارستمي، به نقل قولي از علي شريعتي درباره زحمات يک مقني در حال کندن چاه در دل کوير بر مي خوريم. بحث بر سر اين بوده که فيلم هاي کيارستمي، همچون نوشته هاي تغزلي شريعتي و آل احمد درباره زندگي روستايي، محنت و نکبت زندگي در اين نقاط را ناديده مي گيرند و تصويري که از طبيعت و روستا ارائه مي دهند، تصويري تحريف شده، ايده آليزه، و غير سياسي است. در ادامه، ناگهان بحث به تبارشناسي قنات کشي در تمدن آسيايي کشيده مي شود: "قنات کشيدن و کنترل آب، همانطور که کارل ويتفوگل مي گويد، يکي از مبناهاي تمدن آسيايي و بری است. در واقع کنترل و تسلط بر آب پايه استبداد آسيايي و شرقي است... بنا بر اين قنات عملاً ريشه ظلم و استبداد است." (ص51) ابعاد مشنگي اين استدلال حقيقتاً شعف انگيز است. مثل اين مي ماند که بگوييم اختراع صنعت چاپ توسط گوتنبرگ بدين معنا است که کتاب، در ذات خودش، مبلغ فرقه پروتستان است، يا مثلا چون مادر الکساندر گراهام بل يهودي بوده پس حرف زدن با تلفن کنشي صهيونيستي است، يا چون فستيوال فيلم ونيز، که اولين فستيوال فيلم تاريخ سينما است، توسط موسوليني پايه گذاري شده، "پس پيدايش جشنواره هاي فيلم همگي نيتي هژمونيک داشته اند." (افسوس که اين آخري از خودم نيست، استدلال قرص و محکم آقايان مراد فرهادپور و مازيار اسلامي در صفحه 147 کتاب شان است.)
    7. فصل آخر کتاب وقف تکرار اين ادعاي قابل پيش بيني و کسالت بار مي شود که فيلم هاي کيارستمي، و اساساً همه فيلم هاي جشنواره اي ساخته شده در کشورهاي در حال توسعه، حاصل توطئه نظام سرمايه داري متاخر غربي براي رخنه به اقتصاد بکر اين نقاط از جهان اند: "به هر حال ساخت فيلم در ايران، چين، تايوان، ويتنام توجيه اقتصادي دارد، مي ماند ارزش ها و تفسيرهاي هنری که رسالت سنجش آن را به جشنواره ها مي دهند." (ص153) اين نظريه حاکي از جهل مطلق فرهادپور و اسلامي از چرخه توليد فيلم هاي جشنواره اي و درک توريستي شان از ساز و کار جشنواره هاي سينمايي بين المللي است. اشتباه اصلي آن ها اين تصور است که جشنواره هاي بين المللي با نگاهي واحد و هم شکل به سينماي جهان مي نگرند و با يک استراتژي خاص و از پيش تعيين شده با اين سينما برخورد مي کنند. به عبارت ديگر، آن ها تصويري از يک "پوليت بوروي" مرکزي در ستاد سرمايه داري متاخر در ذهن دارند که همه برنامه هاي فرهنگي جشنواره ها را نظم مي دهد و اوامرش را به آن ها ابلاغ مي کند. اين تصوير چيزي نيست جز نسخه شسته رفته تر و قلمبه سلمبه تري از همان توهم توطئه فرهنگي که جناح خاصي از نويسندگان مطبوعاتي ايران از سال ها پيش کوشيده اند به قامت سينماي فرهنگي ايران متصل کنند.
    اما نکته جالب درباره لحظات پاياني کتاب، نياز آشکار فرهادپور و اسلامي است به رسيدن به يک نتيجه مثبت يا گونه اي راه کارِ منطقي براي حل مسئله سينماي فرهنگي ايران. بعد از نزديک به دويست صفحه تلاش براي ارائه اين سينما به مثابه کالايي جعلي، تصادفي، ايدئولوژيک، زن ستيز و توخالي، مونولوگيست هاي ما ناگهان خود را مقابل پرسشي عظيم مي بينند: بديل اين سينما چيست؟ اگر اين سينما را برملا کنيم، سرنگون کنيم، نيست و نابود کنيم، به جايش چه چيزي بايد بسازيم؟ پاسخ فرهادپور و اسلامي به اين پرسش، با يک چرخش غير منتظره، شالوده کل پروژه پاريس - تهران را از هم مي گسلد: "مقاومت اثر در برابر جامعه اي است که مبتني است بر اصل مبادله... جامعه اي که در آن هر چيزي وسيله ايست براي چيزي ديگر و در آن ما صرفاً با گردش و مبادله پول و کالا و ايماژ و لذت و نگاه طرف ايم، و همه اين ها نيز صرفاً در خدمت گردش و انباشت سرمايه است. اثر هنري به عنوان چيزي که در برابر ادغام شدن در اين فرآيند مبادله مقاومت مي کند، عملا خودش را به عنوان يک شي بي فايده، به عنوان يک محصول بدون کارکرد نشان مي دهد." (ص159)
    به عبارت ديگر، تنها ملاک مشروعيت اثر هنري، ادغام نشدن اش در عرصه مبادلات اقتصادي است، و تبديل شدن اش به همان مازاد بي ارزش و بي فايده اي که تن به روند کالا شدن نمي دهد و در مقابل قانون عرضه و تقاضا مقاومت مي کند. نکته کليدي اين جاست که سينما، به واسطه پيوند تنگاتنگ اش با سرمايه، هرگز قادر نيست که ماهيت وجودي خود را از چرخه توليد سرمايه داري بيرون بکشد و به عنوان شيئي خنثي و بي فايده، هنر ناب بودن اش را به رخ بکشد. به قول فليني: "پول که تمام شود، سينما هم تمام مي شود." سينما در ذات خود کالايي است براي خريد و فروش، تنها هنري است که وجود سرمايه در روند شکل گرفتن اش امري ضروري است و نه اتفاقي. تصور شعر و نقاشي و رقص در غياب سرمايه همچنان ممکن است، ولي سينما، همانطور که دلوز نشان داده، تبلور ماهيت سرمايه است و بدون درگير شدن در چرخه داد و ستد و مبادله قابل تصور نيست. به اين ترتيب، پروژه فرهادپور و اسلامي در واقع دشمني با خود سينما است و با ماهيت وجودي آن، و نه صرفا با سينماي کيارستمي.




    منبع خبر : شهروند امروز
    سه شنبه,2 مهر 1387 - 9:37:51

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    علی
    سه‌شنبه 2 مهر 1387 - 14:58
    -3
    موافقم مخالفم
     

    خبرگزاری فارس چند دقیقه پیش اعلام کرد که شورای صنفی با درخواست تهیه کننده دعوت مخالفت کرده و این فیمل از فردا اکرانت میشه.

    محمد پیرهادی تهیه کننده فیلم دعوت از شورای صنفی درخواست کرده بود که فیلم یک هفته دیرتر اکران بشه اما چند دقیقه پیش خبرگزاری فارس اعلام کرد که شورای صنفی نمایش با درخواست محمد پیرهادی مخالفت کرده و فیلم دعوت از فردا چهارشنبه 3 مهر اکران میشه.

    saye
    سه‌شنبه 2 مهر 1387 - 21:40
    -2
    موافقم مخالفم
     

    اگر شما مطالب به اصطلاح نقد مجيد اسلامي را درباره فيلمهاي جشنواره هاي هر سال خوانده بوديد حتما به همين ميزان بغض ، كينه توزي و عصبيت او پي مي برديد .منتقداني كه آرزوي فيلمسازي در سر دارند .

    نیما
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 12:13
    0
    موافقم مخالفم
     

    با تشکر از آقای متنی حقیقی.

    به مانند آقای حقیقی بعد از خواندن کتاب متوجه شدم در قضاوت در مورد اشخاصی مانند فرهادپور اشتباه کرده ام.

    حیف وقتیکه برای خواندن نظرات کوته بینانه، غرض ورزانه و جاهلانه فرهادپور و اسلامی گذاشتم.

    کتاب همانطور که آقای حقیقی با مثال ذکر کردند سرشار از تناقض است.

    برای کتاب پاریس - تهران و نویسندگان آن متاسفم!

    بوران
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 12:35
    0
    موافقم مخالفم
     

    حالا واقعا اين آفاي ماني حقيقي دستگاه خصومت سنج و دشمني سنج دارن ، چون تو اين مطالب هوادارانه هم نتوانسته اند چيزي را ثابت كنند . حالا اصلا فرض كنيم آن آقايان حسود هستند ، اگر آدم حسود چيز درستي گفت بايد آن را رد كرد .

    آنا
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 17:24
    0
    موافقم مخالفم
     

    ما هنوز ياد نگرفتيم كه توهين و بي احترامي به نام آوران كشور و كساني كه باعثافتخار ما درحهان هستند درواقع توهين به خودمونه

    اينكه آثار باارزش و تاثير كيارستمي در سينماي ايران را زير سوال ببريم و به جاي نقد درست ،سليقه ها و عقده هاي شخصي خودمان را وارد كنيم چيزي جز ضربه زدن بيشتر به خودمون نيست و اين آقايان هم كه تكليفشون معلومه.........

    رضا کاظمی
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 17:39
    1
    موافقم مخالفم
     

    سلام جناب سینمای ما !ا یا میر ! یا آقای حسنی نسب ! که کامنت ها را تایید می کنید. چرا کامنت من براین مطلب را تایید نکردید؟بقیه اش که دیگر گفتن نمی خواهد.اینکه با مانی خقیق دوست باشید و از کیارستمی متنفر و حالا در رودربایستی مطلبش را در شهرو ند چاپ کرده اید و من هم که کامنت مثبت فرستادم غیب شد و حالا بگویید نرسید و از این حرفها. همه دنیا کوتاه بیان من در برابر رفتار حذفی کوتاه نمیام. حتی اگه اون حذف کننده صمیمی ترین دوستم باشه. پیروز نباشید

    سينماي ما - آقاي كاظمي؛ كامنت‌هاي بخش مربوط به خبرهاي برگزيده و بخش مربوط به خبر يك‌ها هفته؛ در دو بخش مختلف آن‌لاين مي‌شوند. كامنت شما در بخش مربوط به خبر يك‌ها تاييد شده بود و شما احتمالا به اين جا سر زده‌ايد. متاسفيم از اين همه بي‌اعتمادي.

    نگار
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 19:37
    4
    موافقم مخالفم
     

    مطلب آقای حقیقی را هم در شهروند خواندیم هم در اینجا ،و تنها چیزی که در آن یافت نکردیم نقد کتاب پاریس تهران از دیدگاه یک منتقد و فیلم ساز بود و در عوض آنچه فراوان توی ذوق آدم میزد یکجور در اصطلاح رایج امروز پاچه خواری سخیفی بود که گریبان بعضی از کارگردانان را ،یکهفته پیش از اکران فیلمشان می گیرد و آنها را وادار می کند تا با هر ابزاری ،منجمله به فحش و فلاکت کشیدن دیگران به خود مطرحی مشغول باشند. شاد باشید آقای حقیقی.

    ضمنا برای همسایه ی بالایی نابغه: مازیار اسلامی با مجید اسلامی به نظر شما یکنفرند؟

    محمد میرزاخانی
    چهارشنبه 3 مهر 1387 - 20:21
    9
    موافقم مخالفم
     

    آفرین به مانی عزیز که نشان داد بعضیا چقدر بی سوادند و خودشون خبر ندارند

    سیامک . ش
    جمعه 5 مهر 1387 - 20:42
    3
    موافقم مخالفم
     

    نه مطلب م.ف بی اشکال بود نه آقای حقیقی که باید بیشتر سینمایی و فلسفی به نقد می پرداخت . چون در مطلب ایشون هم شاه از قبل مرده بود . من دوست داشتم با نقد به مراتب جدی تری از طرف آقای م.ح مواجه شوم (اما از حق نگذریم فیلم شناسی کیارستمی را خیلی به جا به مطلب اضافه کرده بودند )

    يواش
    شنبه 6 مهر 1387 - 5:23
    -2
    موافقم مخالفم
     

    اگر قرار باشد اين وسط دست بعضي‌ها رو شده باشد اين دست آقاي حقيقي است كه بيشتر از همه رو شده است، روشنفكران مملكت ما را نگاه كنيد كه تنها تفاوت زبانشان با سبزي فروش محله شان در استفاده از كلمات قلمبه سلمبه است مخصوصا كه پاي نقد كردن يكديگر در ميان باشد. هر منصفي مي‌تواند دريابد كه آقاي حقيقي از نويسندگان كتاب پاريس - تهران انتقام فلسفي گرفته است. بگذريم كه بخش عمده‌ي جوابيه هاي ايشون بيشتر سفسطه بود. با وجودي كه اين كتاب را چندان قابل قبول نمي دانم و نظر مساعدي نسبت به آن ندارم، اما اين مسئله باعث نمي‌شود خيلي از مفاهيم يسنماي كيارستمي را بپذيرم. بنابراين متحيرم چه گويم روشنفكران اين مملكت را!!!

    رضا کاظمی
    سه‌شنبه 9 مهر 1387 - 0:43
    3
    موافقم مخالفم
     

    ممنون از اینکه اینجانب را ادب فرمودید آقای سینمای ما. جدی میگم بخدا.از نقشه جغرافیا محو بشم اگه دروغ بگم. ولی واقعا من برای اون کامنت نیم خطی اعتراض کردم؟ پس اون کامنت که چه عرض کنم مقاله نیم صفحه ای من چی شد؟ این را هم دیر دیدم وگرنه زودتر پاسخ می دادم.آن قضیه هم که از حیز انتفاع افتاده. ما کلا بدشانسیم استاد. باز هم ممنون از بزرگواریتان.

    سینمای ما - کاش دوباره آن کامنت را می‌فرستادید. تا جایی که می‌دانیم هیچ کامنتی با نام شما حذف نشده.

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات