سينمای ما - ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» / بی انصاف
جمعه 1 آذر 1387 - 2:6
اخبار:      • به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛ / گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان      • مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟      • «پاداش» کمال تبریزی بالاخره به جشنواره می‌رسد یا نه؟      • آخرین آمار از فروش و فهرست سالن‌های سینمای فیلم‌های اکران عید فطر؛ / «سه زن» رفت و «چارچنگولی» آمد      • گزارش کامل از فهرست جایزه‌ها و متن و حواشی اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه؛ / «من دیگر یک استعداد جوان نیسنم.»      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد
افسار در دست انتقام (یادداشت شیدا شیرازی بر فيلم «مایه آرامش» جديدترين فيلم جيمز باند)‏
نیکول کیدمن هم مثل آنجلینا خانواده‌اش را ترجیح می‌دهد
آهنگساز «راتاتویی» برای رهبر ارکستر مراسم اسکار انتخاب شد
بازسازی «غلبه سیاره میمون‌ها» با بن افلک و شیا لبوف
«مرد آهنی۲» سه‌بعدی و آیمکسی
والاس و گرومیت باید برای گرفتن اسکار یکسال صبر کنند
نمایشگاهی از آثار فدریکو فلینی در لس آنجلس
«آدمیرال» ركوردهای سینمای روسیه را شکست
فهرست اولیه مستندهای اسکار اعلام شدند


محیا


  (76 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (52 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (898 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (284 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1029 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (314 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 نخستین اظهارنظرهای گل‌شیفته فراهانی درباره بازگشت به ایران؛ / هیچ جا به اندازه ایران به آدم خوش نمی‌گذرد...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 خاطرات خواندنی مسعود کیمیایی از دکتر شریعتی، پرویز دوایی و دوران مدیریت‌اش در شبکه 2 ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 گپي با علي مصفا، بعد از آتش‌سوزي سينماجمهوري كه كافه آنتراکت علي مصفا و ليلا حاتمي در آن قرار داشت: / «تقريباً هيچ چيز باقي نمانده و كافه ذوب شده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 به استقبال جشنواره-2: وقتی همه خوابیم، تردید، فرزند صبح، پاداش، درباره الی، سوپراستار، زادبوم، هفت و پنج دقیقه، پستچی سه بار در نمی‌زند، اخراجی‌هاي دو: / گزارشي از ده فیلم پر جلوه بیست و هفتمين جشنواره فجر ...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...



گزارش
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 خاکستر خاطره‌ها؛ / سینما جمهوری (نیاگارا) در آتش سوخت/گزارش و عکس‌ها...

آرشيو...



ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت»
بی انصاف
بی انصاف


سینمای ما - امید غیایی: اگر جوانان نسل قبل از ما به هامون تکیه کرده و قد کشیده بودند، ما هم با آژانس شیشه ای رشد کردیم و بزرگ شدیم.بماند که حالا هردو فیلم برای نسلهای بعد هم می ماند و شده فیلم کالت خیلی از دوران ها .کارگردانهای هر دو اثر با تکیه بر "دانش" و "بینش" و نوع نگاه خاص خودشان و تمام جهان بینی منحصر بفردشان دنیای زیبا و پر از تناقضی را برای ما آفریدند که هنوز هم زاویه های ناشناخته فراوانی دارد.داریوش مهرجویی آخرین اثرش را ساخت و با بی مهری و کم توجهی دچار نوعی "فرار مغز" محصولات فرهنگی شد.اما ابراهیم حاتمی کیا با حاشیه امنیتی که در این سالها برای خودش ساخته و یکبار(با به رنگ ارغوان) هم از آن تخطی کرده بود این بار دست روی موضوعی گذاشته که شاید خیلی ها آنرا در حد و اندازه سینمای ایران نمی دیدند.مسئله ی حالا دیگر فراگیری که نه تنها جوامع در حال توسعه که جوامع پیشرفته را هم درگیر خودش کرده است.شاید همین نکته ظریف که بتوان آنرا خیلی هم وطنی و اینجائی ندید حاتمی کیا را به این واداشته تا ازگروه تحقیقاتی نه چندان مختصری برای موضوع داستانش یعنی "سقط جنین" استفاده کند.البته شاید نتوان قاطعانه موضوع فیلم را سقط جنین دانست.چرا که دو داستان فیلم تلاش برای داشتن و نگه داشتن جنینی است که خیلی دور از انتظار به "مادرانشان" هدیه شده است.فقط به مادرانشان هدیه شده چرا که استقبال چندان باشکوهی از طرف پدرهایشان نمی بینند. حاتمی کیا کارگردان باهوش و کار بلدی است و می داند که دویدن بر روی تیغ دولبه ای که سقوط از هر طرفش ضربه شاید نهائی را بر پیکره فیلمش وارد کند،کار بسیار پیچیده ایست. چه از نظر اجرا و چه از نظر نوع نگاه به داستانی که قرار است در فیلمی اپیزودیک به تماشاچی کم حوصله این روزها نمایش داده شود.اما باید گفت که متاسفانه فیلم از همان جائی ضربه میخورد که شاید تکیه اش بر روی آن استوار میشود.یعنی اپیزودیک بودن آن.همان موقع که بازار شایعه و گمانه زنیهای خال زنکی برای بازیگران فیلم گرم بود بیم این میرفت که نکند حاتمی کیا هم گرفتار ستاره ها بشود و فیلم نشود آن چیزی که باید باشد.البته پس از تماشای فیلم به این نتیجه می‌رسیم که حاتمی‌کیا این جا دچار ستاره سالاری نشده اما بعد از دیدن فیلم خیلی هم بی ربط نیست اگر به‌اش بگوئیم اپیزود مهناز افشار را در بیاور بعد ببین هیچ چیز تغییر نمیکند! شاید حاتمی کیا خواسته حس فضولی مان را برای دیدن ری اکشن بازیگران در قبال بچه دار شدن را راضی کند.فیلم سرشار از ایده های ناب و بکر است.چه در متن و چه در اجرا.اما تمام اینها فدای قصه گوئی پرسرعت و رگباری فیلم میشود.البته با نگاه به داستان آن احتمال گریزی از آن نیست.چرا که حالا با حذف اپیزود پژمان بازغی و لیلا اوتادی و (خداراصدهزار بار شکر)دادن بچه توسط هیبت فرشته وار مهتاب کرامتی باز هم خیلی از اوقات تکه های نچسب زیادی در فیلم هست.ایده های ناب اجرائی فیلم از همان ابتدا خودنمائی میکند که خیلی از اینها را احتمالا مدیون تورج منصوری نازنین است که باز هم تصویرهایش هوش از سرتان میبرد.جاهائی که شخصیتهای دیالوگ گوی فیلم در بک گراند خیلی جاها سه لایه فیلم فلو هستند و کسی که تمام بار معنائی صحنه روی دوش اوست و صاحب پلان به حساب می آید، فوکوس.تصویرهای چشم نواز برف و رنگهای خاکستری و سرد که در فیلم جاریست.یا مثلا ایده ی متنی ِ اینکه دستیار خانم دکتری که کورتاژ بر عهده اوست ،و یکی از حلقه های متصل کننده داستان زنهای فیلم است، خودش حامله است.یا باردار نشدن کتایون ریاحی ای که هزاران بار بچه های دیگران را با سونو گرافی بهشان نشان داده و از شنیدن صدای ضربان قلبشان به وجد آمده و یکی دیگر از حلقه های اتصال داستان است.یا همان فنر چاه بازکنی ای که اول فیلم در صحنه آزمایشگاه به چشم میخورد شاید همانی باشد که محمدرضا فروتن آویزان کرده به موتورش و اسباب کاراوست.اما واقعا اینها را باید نقطه قوت فیلم فیلمساز محبوبمان بدانیم یا ضعفش.شاید اینها را وارد ماجرا کرده تا خیلی هم حواسمان به لهجه عجیب و غریب و طنزگونه جعفری جوزانی و فروتن نباشد.یا طنز نا خواسته ای که در اپیزود گوهرخیراندیش برای تماشاچی نمود پیدا میکند.دیالوگهائی که خیلی به نظر نمیرسد برای انتقال چیزی از آنها استفاده شود مگر اینکه شوخی ای با بیوه زنان مسجد و بی خطری شان شود.اینها همه برای تماشاچی وقتی حل می شود که خیلی سر در گم و گمراه نشود.بفهمد در صحنه چه اتفاقی میفتد و به عنوان تماشاچی حرفه ای سینما مجبور نباشی مدام برای هر دو بغل دستی ات اکتهای صحنه ها را تعریف کنی و سوال فلان جا چی شد را از زبان نصف بیشتر تماشاچی ها آخر فیلم بشنوی.فیلم در اپیزودهای اول و دوم به معنای واقعی کلمه عقیم مانده و نتوانسته ارتباطش را با تماشاچی برقرار کند.قرار است قضاوت به عهده هر کس با دیدگاه و نوع نگاه ودش باشد.قبول، اما باید مصالح کافی در اختیار او قرار بگیرد تا به تنیجه ای منتج شود.اما به همان میزان هم در اپیزود خیراندیش و مریلازارعی موفق عمل کرده.چرا چون فیلمساز به همراه نویسنده دیگر فیلمنامه چیستایثـربی، خوب این شخصیتهای جاری در فیلم را میشناسند."بهار" و "سیده خانم" و نقش های فرهاد قائمیان و رضا بابک آنقدر برایشان آشنا و زنده هستند که حتی ذره ای به خودت شک راه نمی دهی که جامعه مان پراست از این آدمها.چه خوب چه بد.میتوانی زنهایش را حس کنی و مردهایش را با چشمانت ببینی.مادری که سالها به خاطر نازائی دل از مادر شدن کنده حالا برای مادر ماندن مرگ را هم می پذیرد.اما بازهم قضیه ای که خیلی هم راحت دست از یقه ام برنداشت این است که به غیر از اپیزود کتایون ریاحی بقیه از بارداریشان نه تنها راضی نیستند که بی اطلاعیشان بعضی جاها توی ذوق میزند.مگر قضیه فرمولی یکطرفه است که همه تقصیرها گردن مردانی باشد که یکی چهارسال صبرش و دیگری سوغات کربلایش را در آنها ببیند.بازیگری که به خاطر موقعیتش بچه را نمیخواهد ،زن کارگری که به نظر در دام "بچّه خّر"ی(خدا کند حاتمی کیا خنده تماشاچیان را اینجا پیش بینی کرده باشد) پولدارگرفتار شده و مادری که حالا سن بچه ی تو شکمش از نوه ی در راهش بزرگتر است و خانم دکتری که با کاشت تخمک بچه دار شده انگار همه و همه دست در دست هم میدهند تا اپیزود پایانی فیلم بازی درخشان مریلا زارعی و فرهاد قائمیان را به رختان بکشد و بازهم پشت دست به دندان بگیرید که کاش تمام فیلم سرشار از روحی بود که در اپیزود ماقبل آخر و آخر جریان داشت.این دو اپیزود به خاطر تسلط کارگردان بر کاراکترها به شدت امیدوارتان میکند به آینده ای نه چندان دور برای دیدن فیلم بعدی حاتمی کیا.

حالا که دو روز از دیدن فیلم و ناامیدشدن نسبی ام گذشته و فیلم هم حسابی نشست کرده، حسرت داشتن یکی از آن ریموت کنترلهای فیلم "بازی های مضحک" میشائل هانه که را میخورم که می توانست برم گرداند به صف بسیار طولانی(و البته امیدوار کننده) سینما فلسطین و با دیدن صف قید دیدنش را بزنم و برگردم خانه.

من هم یکی از تماشاچیان همیشگی سینمای حاتمی کیا بودم.


منبع خبر : سینمای ما
دوشنبه,15 مهر 1387 - 3:8:49

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

بيتا
دوشنبه 15 مهر 1387 - 8:25

دعوت رو دوست داشتم ...

درسته كه به اندازه آژانس شيشه‌اي شكه نشدم ولي ...فكر كنم ديگه دوره شكه شدن گذشته باشه!! نه؟!

اصلاً ديگه چيزي هست كه آدم رو هيجان زده كنه؟؟؟!!

محسن
دوشنبه 15 مهر 1387 - 9:13

فکر میکنم عنوان این نقد (ریو یو!!) یعنی بی انصاف ،خیلی بیشتر به خود نقد میخورد .یکسری ایرادات بنی اسرائیلی از دعوت گرفتن نمیدانم دلیلش چیست .شاید ما با این ایراد گرفتن ها خودمان را میخواهیم بزرگ کنیم .این نقد هر چه عیب و ایراد است را متوجه حاتمی کیا کرده و انوقت نقطه قوت کار را نتیجه کار فیلمبردار .یعنی حاتمی کیا اینجا هیچ کاره است .برخوردهایی که من با فیلم حاتمی کیا دیده ام کمترین بویی از انصاف نبرده اند .و غرض ورزانه اند.

poya
دوشنبه 15 مهر 1387 - 11:40

به وبلاگ من هم سری بزنید عکس های از اخراجی های 2 در روز های آینده: poyanabi.blogfa.com


دوشنبه 15 مهر 1387 - 12:5

امید خان نقد زیبایی بود من هم با شما موافقم ولی باید تمام سینمارو های حاتمی کیایی به خاطر استاد عزیز و 3 اپیزود پایانی برن فیلمو ببینن تا روی فروش فیلم اثر نگزاره و استاد با روحیه بهتر فیلم جدیدشو بسازه ان در حال تجربه یک فضای جدیده و خدا وکیلی دعوت با زهم یک سرو گردن از اتش بس توفیق اجباری و دایره زنگی بالاتره حیفه که میلیاردی نشه

sany
دوشنبه 15 مهر 1387 - 16:31

دعوت فيلم خيلي خوبي بود كه از ديدنش لذت بردم و واقعا ارزش ديدن داشت و برعكس نظر نويسنده بايد بگم اپيزود اول هم خوب بود هرچند كه به پاي اپيزود گوهرخيرانديش و اپيزود مريلا زارعي نمي رسيد

Reza
دوشنبه 15 مهر 1387 - 17:38

در مقایسه با کارهای قبلی حاتمی کیا ضعیف بود ( به نام پدر را ندیده ام ) ولی به طور کلی جزء آثار متوسط سینمای ایران به حساب میاد . ضمنا اون ایده ی استفراغ کردن ( با عرض معذرت ) برای اعلام حاملگی زنان داستان واقعا نو آورانه و فکر شده بود!

سینا
دوشنبه 15 مهر 1387 - 20:23

خیلی یک طرفه نوشتید دوست عزیز! در اپیزود دوم (فروتن - جوزانی - قاسمی) به خیلی چیزها اشاره شده... ولی شما ندیدید!

masoud
دوشنبه 15 مهر 1387 - 20:51

اخه آقای امیر خان قادری شما از جواد خیابانی انتقاد می کنی چی کار به حاتمی کیا داری؟


دوشنبه 15 مهر 1387 - 20:53

کاشکی هیچ وقت اینقدر عوض نمی شد

delaram
دوشنبه 15 مهر 1387 - 21:52

بله این فیلمو خداییش خراب کرد!!واقعا جوری حرف زده بود که انگار مرد ها بدون خواست زن ها اونا رو باردار می کنن!!((به عمق فاجعه فکر کن!!))بعد اگه مهتاب کرامتی میومد و فرشته!!می شد باز بهتر بود!!چون ادم فکر می کرد لابد خوبی چیزی بوده که این قدر چرت بوده!!

اون صحنه های فیلم شریفی نیا اینا هم مسخره بود یه جا تو استخر!!یه جا اسکی!!یه جا هم زن و مرد ترکنم بودن و اسب سواری!!

اپیزود اول جدی!دوم مسخره!!بقیه قاطی!!((من نفهمیدم کی حاملس!و کی نیست!!))همه قاطی بودن!!

من به خاطر اسم حاتمی کیا دیدم ولی الان به کل ازش نا امید شدم!!

تازه بگذریم از لهجه ی (من درار!!)فروتن و جوزانی!!

خیلی جالب بود برای من!!اخه ...

ولی خیراندیش حیف این نقش چرت بود!!

نمی دونم.....

شاید حاتمی کیا فکر کرده ((زلزله))به پا می کنه!!که البته کرده!!البته از نوع منفی!!

شورشو هم دراوورده بود!!یه ذره نیومد بپیچونه!!

یهرفت سر اصل مطلب!!

جالب ترین جاش همون سکانس استخر بود...

اون پلانی که شریفی نیا می گه:بابا!یکی هم ما رو تحویل بگیره!!!

گفتنی هام زیاده...منتها خیلی چیزا رو نمی شه گفت!

!!
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 9:9

منم با رضا موافقم. بابا باوركنيد فقط تعداد كمي از خانوما با استفراغ مي‌فهمن كه بارداران! اما نمي‌دونم چرا توي فيلمها و سريالهاي ايراني تنها علامت همينه، كه ديگه خيلي مسخره و خنده‌دار شده.


سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 14:46

خیلی چرت بود

ابوالقاسم
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 15:39

خانم دل ارام به شما توصیه میکنم از دیدن فیلمهایی مثل اتش بس و اخراجی ها لذت ببرید چون درک فیلمهای حاتمی کیا برای ادمهای لمپن سخته

mana
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 16:11

خانم دلارام بهتره نقد منصفانه داشته باشيد چون دعوت از فيلمهاي خوب اكران شدست و واقعا زيباست

البته بهتره هركس باتوجه به درك وسليقش فيلم ببينه

به شما توصيه ميكنم اين فيلمها را تماشاكنيد چون حتما لذت ميبريد: بله برون،ملودي،شاخه گلي براي عروس،كلاهي براي باران،هوو،نصف مال من نصف مال تو و. ........................

احسان
سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 17:14

دعوت را ديدم. سه اپيزود پاياني وخصوصا اخرين اپيزودش عالي بود. اما كل محتواي فيلم اين حس بازدارندگي از سقط جنين را به پدران يا مادراني كه با جديت و تلاش خواهان اين عمل هستند منتقل نميكند. يعني به نظر من فيلم ان تاثيري را كه بايد بگذارد نميگذارد. در ضمن يكي از فاكتورهاي اصلي تاثير گذاري فيلمهاي حاتمي كيا موسيقي متن هايش بود كه در اين فيلم از اين فاكتور هم خبري نيست. به ياد بياوريد موسيقي هاي زيبا و اسماني از كرخه تا راين-بوي پيراهن يوسف-ا‍ژانس شيشه اي و اثر اخيرش يعني سريال زيباي حلقه سبز. اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين فيلم اولين تجربه استاد در ژانري ديگر است وهمين جرات و جسارت رفتنش به سمت موضوعي اين چنين حساس و خطير ستودني است.

ارش
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 2:54

یک نقد ناجوانمردانه که ناشی از حقیر بودن نویسنده مطلبه

امين
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 4:49

ميدونم اينجا محل ثبت نظرهاي كوتاست ولي نشد از خير اين طومار بگذرم خيلي دارين حاتمي كيا رو تحويل ميگيرين. منم واقعن فيلماشو دوست داشتم ولي داره حروم ميشه. طرافداراش هم متاسفانه توجه نميكنن:

منظور اصلي فيلم دعوت اينه كه زوج عادي وجواني كه به سقط جنين فكر كنه وجود خارجي نداره! فيلم بيشتراصرار داره بگه كه آدمهاي درگير با اين موضوع به يك بازيگر حاضر در پروژه حساس سينمايي، زن شصت ساله، خانم دكتر بورژووا و ميانسالي كه با هزار دردسر باردارشده، زوج ساده لوح فقير و روستايي و يك زن نازا خلاصه ميشن. اين يعني خانم و آقاي جواني كه در سالن نشستين اگه فعلن بچه نميخواين يا نبايد بچه دار بشين يا اگه شدين اصلن حق ندارين به سقط جنين فكر كنين! چون فيلم «دعوت» اينهمه نمونه از« واقعيت جامعه»(!) آورده كه بچه هاشون رو هر طور شده حفظ كردن پس شما هم قبول كنين. لابد اصلن اهميتي نداره كه در« واقعيت»، آمار ايدز و همين سقط جنين رو برخي انحرافات اخلاقي و رفتارهاي پرخطر افزايش ميدن نه اين موارد ... ولي من ميگم آقاي حاتمي كيا، خودتي!

مرد حسابي من «حاج كاظم» و «سردار راشد» رو از تو توي ذهنم دارم كه شاهكار شخصيت پردازي بودن، حالا خودت بگو «شيدا صوفي» ناخواسته باردار شده رو چطور باور كنم. فرض كنيم حواسش نبوده، نشده جلويي بارداري رو بگيره.حالا بگو اون چه فيلميه كه قراره اون همه توش ژانگولر اجرا كنه؟ باز قبول كرديم كه چنين فيلمي تو سينماي ما وجود داره، مگه اين سوپر استار محترم مرض داره كه صحنه هاي بدل كارها رو هم با شرايط حاملگي اجرا كنه؟! بعد از اون همه حادثه اي كه براش پيش مياد بچه نمي افته؟ چرا اپيزود بعد از اعزامش به بيمارستان تموم ميشه؟ خب الان آقاي پيام و نتيجه گيري و ايدئولوژي، چرا نشون ندادي كه تهش چي ميشه؟ اين پايان بازه يا پايان پا در هوا و بي سرو ته؟!

اون خانم و آقا با اون لهجه غليظ كه هيچ تلاشي هم ندارن مخفيش كنن رو چطور وارد تهران كردي؟ آره احتمالن اينجور افراد هم توي تهران هستن كه احتمال داره روشهاي ضد بارداري رو هم ندونن اما مطمئن باش حداقل پاشون به مركز سقط جنين نميرسه حتي اگه كسي بهشون معرفي كنه چون طبقه اجتماعي شون سطح پايين و ناآگاه به حساب مياد و بچه شون يه جوري بزرگ ميشه! خرجش هم بالاخره در مياد، در ايام نوزادي ميدنش به يك گدا و ساعتي يك پولي ازش ميگرن و بزرگتر كه شد هم ميره سر چهار راه آدمس و گل ميفروشه يا شيشه پاك ميكنه. اما آقاي حاتمي كيا شما كه اين واقعيتها رو نشون نميدي چون سياه نمايي ميشه كه نه اهلش هستي و نه بهت اجازشو ميدن. اما ميتونستي به اون آقايوني كه اجازه صادر ميكنن بگي كه من به شعور تماشاگرم توهين نميكنم. مثلن آخر اپيزود دومت اون خانم منجي فرشته ها رو دست كم با اون لبخند رضايت احمقانه نشون نميدادي. از چي راضيه اون خانم؟ از اينكه يك بچه با آينده قريب به يقين گدايي و فلاكت رو ميخوان تحويل جامعه بدن؟ مگه فقط به دنيا اومدن بچه مهمه؟ خرج و مخارج و نحوه بزرگ شدنش مهم نيست؟!

ميرسيم به خانم «احترام سادات» ، زني كه در شصت سالگي يك بچه رو به دنيا دعوت ميكنه. خيلي بعيده، ولي من ميگم دستش درد نكنه، اشكالي نداره. كلن اين اپيزود فيلم به نظرم ازبقيه معقول تره ولي آخه بيشتر تماشاگرا از نسل جديدن و ميان ميخندن به اون كاراكتر رضا بابك. ديگه الان نميشه وجود چنين آدم ابلهي رو باور كرد كه سر پيري با كلي گرفتاري افتخار كنه به بچه دار شدن. بعد هم اون صحنه دردناكي كه «احترام سادات» درخت رو بغل ميكنه ، اشك ميريزه و ميگه : «درخت تو بار مياري و همه خوشحال ميشن ولي وقتي احترام سادات بار مياره همه شرمنده ميشن» ميدونين بعد اين ديالوگ چه اتفاقي افتاد؟ همه متاثر شدن و گريه كردن؟ احساساتي شدن و تحسينش كردن؟ به فكر فرو رفتن؟ نه، همه از خنده ريسه رفتن! من نميدونم چرا حاتمي كيا فكر ميكنه ميشه الان و توي اين دوره زن و درخت رو با هم مقايسه كرد!

خانم دكتر بورژووا و باكلاسي هست كه در آستانه چهل سالگي فقط به بچه دار شدن فكر ميكنه. كارش هم چيه؟ به اين دستگاه نمايش بچه چي ميگن، سونوگرافي؟ همون. يعني كار هر روزش نشون دادن بچه هاي مردمه ولي خودش بچه نداره. حالا كي ميگه الزامن بايد دلش بچه بخواد، اون هم با اون همه دردسر؟ من ميگم شخصيتي در اين سن و با اون شغل و به خصوص به خاطر نازايي، بيشتر معقوله كه انگيزه اي براي دردسر كشيدن نداشته باشه و حتي ممكنه از بچه متنفر بشه. حالا باز هم ميشه روايت حاتمي كيا رو قبول كرد اما نه وقتي كه شوهر اين خانم بهش خيانت ميكنه و با همون كسي رابطه برقرار ميكنه كه خانم دكتر ازش تخمك گرفته و باعث بارداري شده. شوهر محترم رفته سراغ كسي كه از نعمت باردار شدن بهره مند بوده. دستش درد نكنه،هر جا دلش ميخواد بره ولي چرا خانم دكتر بايد كوتاه بياد و برگرده پيش شوهر خائنش؟ از همه جالب تر استدلال اون خانم دكتر ديگه ست كه مسئول سقطه و با قهرمان ماجرامون آشناست، بهش ميگه:«چرا تاوان اشتباه دو نفرديگه رو تو بايد پس بدي... ميدونم كه تو دلت بچه ميخواد. برو، برو كه شوهرت پايين منتظرته» آقاي حاتمي كيا ميدونم كه از اينجا صداي منو نميشنوي! ولي مگه زن كارخانه زاد و ولده كه فقط به بچه فكركنه. تازه خانم دكتر با اون طبقه اجتماعي، مگه ميتونه خودش رو اينقدر خوار و خفيف كنه؟!

«بهار» همسر صيغه اي يك آقاي متنفذ و پولداره كه اصلن به خاطر نازا بودنش مورد خوبي براي اين آقا به حساب ميومده! اينجا يك مقدار از حاتمي كيا خوشم اومد چون قيافه اون آقا و ارتباطات و مناسباتش مارك بعضي از رياكاران اجتماع رو داره كه آدم از ضايع شدنشون لذت ميبره. اما باز هم به خاطر پايان باز همه چي خراب ميشه. باز هم دستور ناگزيرسقط نشدن بي منطق بچه همه چي رو خراب ميكنه. ميدونيد كه «بهار» ميخواد بچه ش رو نگه داره اما اون آقا نميخواد. از بهار اصرار از آقا انكار اما معلوم نميشه كه اصرار بهار به كجا ختم ميشه. كارش رو از دست ميده و آواره ميشه و آخر فيلم هم به خاطر تصادف روي تخت بيمارستانه. اين پايان بندي باز ميخواد ثابت كنه كه سقط جنين تا اين اندازه بده كه اگه يك بچه اي پدر نداشته باشه هم بايد به دنيا بياد (چون اون آقا قبولش نداره و شناسنامه هم احتمالن براي بچه صادر نميشه) مادرش هم بدون هيچ شغل و درآمدي اول بايد خودش درمان بشه بعد با شكم متورم هيچ كس بهش كار نده، بعدش خرج بزرگ شدن بچه و... اينها هيچ كدوم مهم نيست. آقاي حاتمي كيا ميگه دعوت بچه رو نبايد رد كرد. ما هم كه لابد عقلمون رو داديم دست ايشون... آره؟! اينجوريه؟!


چهارشنبه 17 مهر 1387 - 7:29

مثل اینکه این 3-4 تا طرفدار صبح به صبح میان با اسم های مختلف برای فیلم نوشابه باز می کنندو امتیاز می زنند -ما که استقبالی ندیدیم

sany
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 14:2

دعوت فيلم خوبيه و ارزش ديدن داره

خانم دلارام شما هم بهتره برين فيلمهايي را كه mana پيشنهاد كرده ببينيد واقعا مناسب شماست با اين نظراتتون


يکشنبه 21 مهر 1387 - 0:34

گریم قائمیان (یا به قول این دوست نظرگذار منتقدمون!!: اون آقا) خیلی عالی بود!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.960239887238 seconds.